از مجموعهٔ صحیح البخاری · درس 86 از 90

خلاصه صحیح البخاری | قسمت (86) | کتاب مظالم و غصب - 2

◉ 2 بازدید ⏱ 29:38 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 یک مرکز سود
0:06 برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09 او ارائه می دهد
0:10 خلاصه صحیح البخاری
0:16 باب آنچه در سوله ها ذکر شد
0:20 از ابن عباس گفته است:
0:24 داشتم مردانی را می خواندم که مهاجر بودند
0:27 از جمله عبدالرحمن بن عوف است
0:30 در حالی که من در خانه او در منا بودم
0:33 نزد عمر بن الخطاب است
0:35 در آخرین حجت حجش
0:38 چون عبدالرحمن نزد من برگشت گفت:
0:41 اگر دیدم مردی امروز نزد امیرالمؤمنین(ع) آمد
0:45 و او گفت
0:46 ای امیرالمومنین!
0:48 فلانی داری؟
0:50 او می گوید
0:51 اگر عمر مرده بود
0:53 من با فلانی بیعت کردم
0:56 به خدا این بیعت با ابوبکر نبود
0:58 به جز یک لغزش، و مرد
1:01 عمر عصبانی شد
1:03 سپس گفت
1:04 انشاءالله عصر در میان مردم می ایستم
1:08 پس به آنها که می خواهند هشدار دهید
1:11 برای غصب امور آنها
1:14 عبدالرحمن گفت
1:16 پس گفتم یا امیرالمؤمنین!
1:18 نکن
1:20 این فصل خروشان و اوباش مردم را گرد هم می آورد
1:24 زیرا آنها کسانی هستند که بر نزدیکی شما غلبه دارند
1:27 وقتی در میان مردم قیام کنی
1:30 می ترسم بلند شوی و مقاله ای بگویی
1:33 هر پرنده ای آن را از تو دور خواهد کرد
1:36 و متوجه نشدن
1:38 و آنها را در جای مناسب خود قرار ندهید
1:41 پس مهلت داد تا شهر جلو آمد
1:44 خانه هجرت و سنت است
1:47 پس اهل فقاهت و بزرگواران را خواهید یافت
1:51 پس آنچه را که گفتی با توانایی می گویی
1:54 افراد آگاه از مقاله شما آگاه هستند
1:56 و آنها را در جای خود قرار دادند
1:59 عمر گفت
2:01 اما قسم می خورم
2:02 انشاالله این کار را خواهم کرد
2:05 اولین مکان من در شهر
2:09 ابن عباس گفت
2:10 بعد از ذی الحجه از مدینه مفقود شد
2:14 وقتی جمعه بود
2:16 با طلوع خورشید عیاشی شتاب گرفت
2:20 تا اینکه سعید بن زید بن عمر بن نوفل را پیدا کردم
2:23 گوشه منبر نشسته
2:26 دور او نشست و زانوهایش را لمس کرد
2:30 تا اینکه عمر بن خطاب رفت
2:34 وقتی دیدم داره میاد
2:36 به سعید بن زید بن عمر بن نوفل گفتم
2:40 اینکه بگوییم شب یک مقاله است
2:42 او از زمانی که جانشین شده است این را نگفته است
2:45 علی را تکذیب کرد و گفت:
2:48 نمی توانستم چیزی را بگویم که او قبلاً نگفته بود
2:51 عمر بر منبر نشست
2:54 وقتی موذن ها ساکت شدند
2:56 او برخاست و خداوند را آن گونه که شایسته او بود ستایش کرد
2:59 سپس درباره آنچه در ادامه می آید گفت
3:02 من یک مقاله به شما خواهم گفت
3:05 قرار بود بگم
3:08 نمیدونم شاید وقت من باشه
3:11 این ذهن و آگاهی اوست
3:14 اجازه دهید او به جایی سفر کند که کوه او به پایان رسید
3:18 و هر کس بترسد که آن را نفهمد
3:20 دروغ گفتن به من جایز نیست
3:24 خداوند محمد صلی الله علیه و آله را به حق فرستاد
3:29 و کتاب بر او نازل شد
3:32 از آن چیزی بود که خداوند نازل کرد
3:34 آیه سنگسار
3:36 بنابراین ما آن را خواندیم، آن را منطقی کردیم و فهمیدیم
3:40 رسول خدا صلی الله علیه و آله را سنگسار کردند
3:43 و ما بعد از آن سنگسار شدیم
3:45 می ترسم برای مردم زمان زیادی طول بکشد
3:48 که یکی می گوید
3:50 به خدا سوگند در کتاب خدا آیه ای در مورد سنگسار نمی یابیم
3:54 با غفلت از فریضه ای که خداوند نازل کرده است، گمراه نمی شود
3:58 سنگسار در کتاب خدا حق من است
4:01 اگر از زن و مرد محفوظ است
4:04 اگر شواهد ثابت شود
4:06 یا طناب یا اعتراف بود
4:10 سپس داشتیم آنچه را از کتاب خدا می خواندیم
4:14 آیا آرزوی پدران خود را ندارید؟
4:17 زیرا کفر است که از پدران خود روی برگردانید
4:22 یا اگر روی گردانی از پدرانتان کفر است
4:27 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:32 من را تملق مکن همانطور که من از عیسی بن مریم چاپلوسی می کنم
4:36 در یک رمان
4:37 او همچنین النصار بن مریم را ستود
4:40 زیرا بنده او هستم
4:42 و بگو: عبدالله و رسولش
4:46 بعد شنیدم که یکی از شما گفت:
4:51 قسم اگر عمر مرده بود
4:53 من با فلانی بیعت کردم
4:56 ببر فریب نمی خورد که بگوید
4:59 بیعت با ابوبکر یک عمل سست بود و کامل شد
5:03 اما اینطور بود
5:06 اما خدا و قشرها
5:09 هیچ کس در میان شما نیست که مانند ابوبکر قطع شود
5:14 هر کس بدون مشورت با مسلمانان با مردی بیعت کند
5:18 نه او و نه کسی که با او بیعت کرده است بیعت نمی کند.
5:21 مبادا کشته شود
5:24 خبر ما بود که خداوند پیامبرش صلی الله علیه و آله را رحلت کرد
5:31 انصار با ما مخالفت کردند
5:33 آنها با خانواده هایشان در سقیفه بنی صیدا جمع شدند
5:37 علی و زبیر و همراهانشان با ما اختلاف داشتند
5:42 مهاجران نزد ابوبکر جمع شدند
5:45 پس به ابوبکر گفتم
5:47 ای ابوبکر
5:48 ما را نزد این برادران انصارمان ببر
5:53 بنابراین ما به راه افتادیم و آنها را می خواهیم
5:55 وقتی به آنها نزدیک شدیم
5:57 در میان آنها دو مرد خوب یافتیم
6:01 پس آنچه را که مردم بر آن توافق کردند، ذکر کرد
6:04 و او گفت
6:05 ای مردم مهاجر کجا می خواهید؟
6:08 پس گفتیم
6:10 ما این برادرانمان را از انصار می خواهیم
6:13 و او گفت
6:15 نه، شما نباید به آنها نزدیک شوید
6:18 من فرمان تو را انجام می دهم
6:20 پس گفتم
6:21 به خدا بیاییمشان
6:23 پس به راه افتادیم تا به سقیفه بنی ساعده رسیدیم
6:28 بعد مردی مقابلشان ایستاده بود
6:32 پس گفتم این کیست؟
6:34 و گفتند
6:36 این سعد بن عباده است
6:38 پس گفتم چه بلایی سرش آمده؟
6:40 گفتند
6:41 شما حالتون خوب نیست
6:42 وقتی کمی نشستیم
6:45 نامزدشان شهادت می دهد
6:47 پس خدا را به خاطر آنچه سزاوارش بود ستایش کردیم
6:50 سپس گفت
6:51 در مورد بعد
6:53 ما انصارالله و تیپ اسلام هستیم
6:56 شما یک گروه مهاجر هستید
6:59 جنگ طلبی مردم شما آمده است
7:03 بنابراین آنها می خواهند ما را به اصل خود تقلیل دهند
7:07 و ما را از آن محافظت کند
7:10 وقتی سکوت کرد
7:12 می خواستم حرف بزنم
7:14 من مقاله ای را جعل کرده بودم که دوست داشتم
7:17 می خواهم آن را به دست ابوبکر تقدیم کنم
7:21 من بخشی از آن را مدیریت می کردم
7:24 وقتی میخواستم حرف بزنم
7:27 ابوبکر گفت
7:28 در پیام رسان های شما
7:30 از عصبانی کردنش متنفر بودم
7:32 سپس ابوبکر سخن گفت
7:34 او از من رویایی و باوقارتر بود
7:37 به خدا او در جعل من کلمه ای را که من پسندیدم فروگذار نکرد
7:42 مگر اینکه در شهودش همین یا بهتر از آن را گفته باشد
7:46 تا اینکه ساکت شد
7:48 و او گفت
7:49 هر خیری که در مورد خودت ذکر کنی لایق آن هستی
7:54 این موضوع را فقط همین محله قریش می دانند
7:59 از نظر نسب و تحصیلات عرب متوسطی هستند
8:02 من یکی از این دو مرد را برای شما پذیرفته ام
8:05 پس با هر که خواهی بیعت کن
8:08 او دست مرا گرفت و ابوعبیده بن الجراح دست مرا گرفت
8:12 او بین ما نشسته است
8:14 من از حرف های دیگران متنفر نبودم
8:18 به خدا قسم باید جلو می آمدم و سر بریده می شدم
8:21 این مرا به گناه نزدیک نمی کند
8:24 من آن را بیشتر از توطئه علیه قومی از جمله ابوبکر دوست دارم
8:29 خدایا، مگر اینکه روحم در هنگام مرگ چیزی را التماس کند که اکنون نتوانم آن را پیدا کنم
8:37 شخصی از انصار گفت:
8:39 من ریشه ساینده و نخل خوشامدگوی آن هستم
8:44 از ما شهریاری و از شما شهریاری است ای قوم قریش
8:49 سردرگمی زیاد بود و صداها بلند شد
8:52 تا اینکه از تفاوت جدا شدم
8:55 پس گفتم
8:56 دستت را دراز کن ابوبکر
8:58 پس دستش را دراز کرد
9:00 پس با او بیعت کردم
9:01 مهاجران با او بیعت کردند
9:03 سپس انصار با او بیعت کردند
9:06 به سعد بن عباده حمله کردیم
9:09 یکی از آنها گفت:
9:11 سعد بن عباده را کشتى
9:14 پس گفتم
9:15 خداوند سعد بن عباده را کشت
9:18 عمر گفت
9:19 به خدا سوگند ما در آنچه شرکت کردیم چیزی قویتر از بیعت با ابوبکر نیافتیم.
9:26 ترسیدیم که مردم ما را از هم جدا کنند و بیعتی در کار نباشد
9:30 بعد از ما با یکی از آنها بیعت کنیم
9:33 یا برای چیزی که راضی نیستیم با آنها بیعت کردیم
9:37 یا با آنها مخالفیم و فساد وجود دارد
9:41 هر کس بدون مشورت با مسلمانان با مردی بیعت کند
9:45 نه او و نه کسی که با او بیعت کرده است، عمل نمی کند
9:49 ناامید از کشته شدن
9:52 نظر در حدیث
9:56 سوله ها مکان سایه دار در کنار خانه هستند
10:00 از خواندن بخوانید
10:03 یعنی داشتم قرآن می خواندم
10:06 در آخرین حجت حجش
10:08 این در سال بیست و سه بود
10:12 ناگهان، بدون فکر کردن
10:16 پس بیعت با او محقق شد
10:20 برای غصب امور آنها
10:23 یعنی کسانی که منظورشان چیزهایی است که کارشان نیست
10:27 آنها این رتبه را هم ندارند
10:30 و با بی عدالتی و غصب می خواهند این کار را انجام دهند
10:34 غوغای مردم
10:35 یعنی افراد نادان و حقیر
10:38 و اوباش آنها
10:39 یعنی افراد حقیر آنها که به سوی بدی می شتابند
10:43 آنها تمایل دارند به شما نزدیک شوند
10:45 یعنی آنها کسانی هستند که وقتی برای ایراد خطبه برمی خیزید به شما نزدیک هستند
10:50 من آنها را شکست می دادم
10:52 به خاطر مردم محل نزدیک شما را ترک نمی کنند
10:57 و همه پرندگان از تو دور می شوند
11:00 یعنی مقاله شما را اشتباه معرفی می کنند
11:04 نمی فهمند یعنی حفظ نمی کنند
11:08 پس کمی وقت بگذارید، یعنی صبر کنید و عجله نکنید
11:12 شهر را جلو ببرید، یعنی به آن برسید
11:15 پس تمام می کنی، یعنی می رسی
11:18 بعد از حج، یعنی در ماه محرم
11:22 کدام فیلم ساخته شد؟
11:24 یعنی نه ماندم و نه به چیزی دلبسته شدم
11:27 من نتوانستم
11:29 یعنی همان چیزی که به آن امید داشتم و انتظارش را داشتم
11:32 من نمی دانم
11:33 یعنی نمی دانم
11:35 شاید برای زمانم در دست من باشد
11:37 یعنی نزدیک مرگم
11:40 ذهن و آگاهی او
11:42 یعنی آن را بفهمید و حفظ کنید
11:44 هیچ راه حلی وجود ندارد
11:46 این نهی از روی غفلت و بی اطلاعی از حدیث است
11:49 با چیزی که نمی دانستند و کنترل نمی کردند
11:53 آیه سنگسار است
11:55 اگر پیرمرد یا پیرزنی مرتکب زنا شد، آنها را سنگسار کنید
11:59 قرآن است، نسخه‌ای از تلاوت آن بدون حکم
12:04 پس آن را خواندیم یعنی قبل از منسوخ شدن آن را خواندیم
12:09 و ما آن را حفظ کردیم
12:12 پس می ترسم، یعنی می ترسم
12:15 اسب
12:17 اسب در اینجا از طریق ازدواج است
12:20 طناب
12:21 یعنی بارداری
12:22 شناخت
12:24 یعنی اقرار به زنا
12:26 داشتیم آنچه را که از کتاب خدا می خواندیم می خواندیم
12:30 هر یک از کسانی که قرائتشان نسخ شد و حکمشان باقی بود
12:34 آرزوی پدران خود را نداشته باشید
12:37 یعنی نسب را از پدران خود رها نکنید
12:39 پس به دیگران نسبت داده می شوند
12:42 او به تو کافر شد
12:44 یعنی وابستگی شما به غیر پدرانتان کفر حق و کفر نعمت است.
12:51 من را تملق نکن
12:54 در مدح غلو شده است
12:56 عیسی بن مریم را هم ستودم
12:59 آنجا که گفتند پسر خداست
13:01 برخی از آنها ادعا کردند که او خداست
13:05 خبر رسیده به من
13:08 فریب نخورید
13:10 یعنی فریب نخورید
13:12 اما خدا از شر او محافظت کرد
13:15 یعنی خدای متعال آنها را از شر در عجله حفظ کرد
13:19 عمر رضی الله عنه توضیح داد
13:21 علت عجله آنها برای بیعت با ابوبکر رضی الله عنه
13:26 گردن ها را برش دهید
13:28 یعنی گردن شتر از زیاده روی در راه رفتن قطع می شود
13:32 ناامید از کشته شدن
13:35 یعنی خود را در معرض نابودی و کشتار قرار دادند
13:39 با تمام خانواده شان
13:40 یعنی همه آنها
13:42 او با ما مخالف بود
13:43 یعنی حضور نداشت
13:45 به ما نزدیک شدند
13:46 یعنی نزدیکیم
13:48 دو مرد خوب
13:50 آنها عوائم بن سعیده هستند
13:52 و معن بن عدی رضی الله عنه هر دو
13:56 چیزی که بهش امید داری
13:58 یعنی چیزی که مردم بر آن توافق کردند
14:01 تصمیمت را بگیر
14:02 یعنی کاملش کردند و تمام کردند
14:05 مزمل
14:06 یعنی در جامه پیچیده شده است
14:09 شما حالتون خوب نیست
14:10 یعنی تب داشت
14:12 نامزدشان
14:14 ممکن است ثابت بن قیس
14:17 گردان اسلام
14:19 گردان
14:20 ارتش اجتماعی که گسترش نمی یابد
14:24 راحت
14:25 منظور چیست؟
14:26 تعداد شما در مقایسه با انصار کم است
14:30 سکان را چرخاند
14:32 یعنی یک گروه کوچک با سرعتی راه می رفتند که خیلی شدید نبود
14:37 تا ما را به اصل خود تقلیل دهد
14:40 یعنی ما را از موضوع جدا می کنی و از ما جدا می کنی
14:45 آنها ما را در امان نگه می دارند
14:47 یعنی ما را از امارت و حکومت برکنار می کنند
14:50 و بر ما مسلط هستند
14:53 جعل کردم
14:54 یعنی آماده و بهبود یافته است
14:56 من بخشی از آن را مدیریت می کردم
14:59 یعنی او را از مقداری خشم و امثال آن حفظ می کنم
15:04 در پیام رسان های شما
15:05 یعنی مراقب باشید و از مهربانی استفاده کنید
15:08 رویای من
15:10 یعنی از من بخشنده تر است و در هنگام عصبانیت خویشتن داری بیشتری دارد
15:15 و من احترام می گذارم
15:16 یعنی هنگام نزدیک شدن به نیاز، هوشیارتر
15:20 در شهود او
15:22 یعنی همان طور که هست، بدون آمادگی
15:25 شما خانواده او هستید
15:27 یعنی شما لیاقتش را دارید
15:29 این موضوع
15:31 یعنی خلافت
15:32 وسط
15:33 یعنی منصفانه تر و بهتر
15:36 این مرا به گناه نزدیک نمی کند
15:39 یعنی تقدیم گردن و زدن آن گناه است
15:42 من توطئه می کنم
15:43 یعنی شاهزاده می شوم
15:46 تا خودم التماس کنم
15:48 یعنی من را با همین چیز تزئین کنند
15:51 شخصی از انصار گفت:
15:54 او حباب بن المندیر است
15:56 قیطان خارش دار او
15:58 یعنی من از کسانی هستم که به نظر خودم در آن درمان می شود
16:02 شترهای مجاری نیز با تماس با آن درمان می شوند
16:06 و طعم مطلوب آن
16:08 یعنی قانو نخل بزرگ
16:11 این به این دلیل است که اگر درخت خرما سخاوتمند باشد، به آن رسیدگی می کند
16:15 بافندگی آن در سمت مایل آن ساختاری نازک مانند تکیه گاه است
16:20 آن را بپذیرد و سقوط نکند
16:23 آدو
16:24 یعنی صدا و واکشی
16:27 پراکنده شدم
16:28 یعنی ترسیدم و ترحم کردم
16:30 ما فرار کردیم
16:31 یعنی پریدیم رویش
16:33 فساد اداری
16:34 هر وسوسه ای
16:35 شاید دعوا
16:38 یکی از فواید صحبت کردن
16:42 حدیث دلالت دارد که ممکن است بزرگتر از کوچکتر علم کسب کند
16:47 ورود مرد به خانه دوستش جایز است
16:51 و آن را ساده کنید
16:54 اطلاع رسانی به اهل علم از اخبار عمومی جایز است
16:59 این شامل حفظ دانش از کسانی است که آن را ندارند
17:02 او به مردم چیزی نمی گوید جز آنچه که امیدوار است تحت کنترل آنها باشد
17:07 این نشان دهنده صداقت نصیحت به امام است
17:10 اگر راه حلی نباشد بهتر و بهتر است
17:12 که در آن امام به حق باز می گردد
17:15 نظر خود را بر اساس سخنان مشاوری از زیردستان ترک کرد
17:21 به مردم توصیه می کند که در مورد مسائل ظریف مربوط به امور عمومی صحبت نکنند
17:28 بلکه باید نخبگان و بزرگان و بزرگان مردم در این باره صحبت کنند.
17:34 کسی که مدرکش را بالا برده است
17:36 او همه چیز را در جای خود قرار می دهد
17:40 ابن عباس رضی الله عنه در آن به طلب علم و دانش علاقه مند بود
17:46 در آن، اهل علم را به رساندن و نشر آن ترغیب کرد
17:50 در آن ورود به مسجد باید اولویت داشته باشد
17:55 در نزدیکترین ردیف به منبر بنشیند
17:59 نشان می دهد که نشستن در مسجد به صورت ردیفی صورت می گیرد
18:04 کسی که در مسجد می‌نشیند از برادر مسلمانش فاصله نگیرد
18:09 گوش ها را برای پذیرش جمله مهم آماده می کند
18:14 شامل انکار چیزهای عجیب و غریب در کلام، به منظور دور ساختن شخص راستگو از عجیب و غریب و حکایت هایی است که با شواهد و قرائن اثبات نمی شود.
18:23 در حدیث، ذکر خداوند متعال در ابتدای خطبه لازم است
18:28 رونوشت تلاوت در حالی که حکمش باقی است جایز است
18:32 مرد را از خویشاوندی با غیر پدرانش منع می کند
18:37 و ثنای انبیاء علیهم السلام حرام است
18:41 ایشان را از مقام نبوت به مقام الوهیت می رساند
18:46 دلالت بر این دارد که عمر رضی الله عنه از اهل حدیث است
18:50 نزدیک شدن مرگش را احساس کرد
18:52 چیزی که او از آن می ترسید رخ داد، از جمله انکار سنگسار
18:56 شرح فضیلت ابوبکر رضی الله عنه در آن آمده است
19:00 اصحاب رضی الله عنه به عزت و اعتلای مقام او می دانستند
19:06 شرح فضیلت انصار و مهاجرین رضی الله عنهم در آن آمده است
19:11 حاوی فضیلت و اهمیت مشورت در اسلام است
19:15 این شامل هشداری در برابر شورش علیه جامعه مسلمانان است
19:20 حاوی بیعت با ابوبکر رضی الله عنه است
19:23 اجماع انصار و مهاجرین
19:27 حدیث بر لزوم نصیحت در دین خداوند متعال دلالت دارد
19:33 دروغ گفتن به حاکم را منع می کند
19:36 نشان دهنده احترام شدید عمر رضی الله عنه نسبت به ابوبکر رضی الله عنه است.
19:42 شامل ضرورت اصلاح، رفع کینه و سرکوب پیشتازان نزاع است.
19:48 تندخویی و خشم در دین خدای متعال جایز است
19:53 ستایش انسان برای هر کاری که انجام می دهد جایز است
19:57 اگر از وسوسه در امان باشد
20:00 شرح فضیلت قریش است
20:02 در آن لازم نیست که فرد نیکوکار در امور مهم پیش از نیکوکار پیش رود
20:09 در این حدیث به ستایش وحدت و نکوهش اختلاف اشاره شده است
20:14 قسم خوردن بدون قسم جایز است
20:20 دری که مانع همسایه همسایه اش نشود که در دیوارش چوب فرو کند
20:26 از ابوهریره رضی الله عنه
20:29 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
20:33 همسایه مانع از ریختن چوب به دیوار همسایه اش نمی شود
20:38 سپس ابوهریره می گوید:
20:41 چرا می بینم که از آن روی می گردانی؟
20:44 به خدا بین شانه هایت می اندازم
20:49 نظر در حدیث
20:52 چوبش را به دیوارش بچسباند
20:55 یعنی انتهای چوب را وارد دیوار همسایه اش می کند
20:59 مخالف، یعنی ناخواسته، با این کیفیت
21:04 به خدا بین شانه هایت می اندازم
21:07 من آن را در میان شما اعلام خواهم کرد
21:10 من با زدن آن به تو صدمه زدم، درست همانطور که یک نفر به شی بین شانه هایش برخورد می کند
21:17 یکی از فواید صحبت کردن
21:20 توصیه به نیکی کردن به همسایه از حدیث مفید است
21:25 این شامل فضیلت انتقال و انتشار دانش است
21:28 حدیث دلالت دارد که همسایه کنار خانه
21:33 اول از همه، احسان و مهربانی
21:38 فصل ریختن شراب در راه
21:41 قال عن انس رضی الله عنه
21:44 من در خانه ابوطلحه حجاز مردم بودم
21:48 در یک رمان
21:50 من در محله ایستاده بودم و به آنها آب می دادم
21:53 من و عمویم کوچکترین هستیم
21:56 شراب آنها در آن زمان عالی بود
22:00 در یک رمان
22:01 من به ابوعبیده و ابوطلحه و ابی بن کعب آب می دادم
22:06 از فراوانی گل و خرما
22:09 و در یک رمان
22:10 به ابوطلحه و ابودجانه و سهیل بن البیضاء آب دادم
22:16 مخلوط بصر و خرما
22:18 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
22:22 تماس گیرنده در حال تماس است
22:24 اما مشروبات الکلی ممنوع شده است
22:27 او گفت
22:28 ابوطلحه به من گفت
22:30 برو بیرون و لهش کن
22:32 بنابراین من بیرون رفتم و آن را شکستم
22:35 در راه آهن شهر منفجر شد
22:38 در یک رمان
22:40 بعد از خبر آن مرد در مورد آن سؤال نکردند و آن را بررسی نکردند
22:45 بعضی ها گفتند
22:47 مردم در حالی که در شکمشان بود کشته شدند
22:50 پس خداوند نازل کرد
22:52 کسانی که ایمان آورده اند و به آنچه می خورند عمل صالح انجام داده اند، گناهی نیست
22:58 آیه
23:00 نظر در حدیث
23:03 الفاذیخ
23:05 این نوشیدنی است که از آبجو گرفته می شود بدون اینکه آتش آن را لمس کند
23:10 پس آن را دور بریزید
23:11 یعنی آن را روی زمین بریزید
23:13 بنابراین من آن را شکستم
23:15 انس گفت
23:16 پس رفتم پیش محرایمان و با ته آن زدم تا پاره شد
23:22 راه آهن
23:23 هر راه
23:25 مردم در حالی که در شکمشان بود کشته شدند
23:28 منظور چیست؟
23:29 احوال کسانی که در اسلام قبل از حرام شراب از دنیا رفته اند چگونه است؟
23:33 و در حال نوشیدن بودند
23:36 بر کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند، گناهی نیست
23:40 یعنی خجالت و گناه
23:42 آنچه می خوردند
23:44 یعنی مشروبات الکلی و قمار قبل از اینکه حرام شوند
23:48 یکی از فواید صحبت کردن
23:51 از صحبت کردن سود ببرید
23:53 ممنوعیت الکل
23:55 و خبر یک نفر را می پذیرد
23:58 این حدیث برای کسانی که می گویند شراب پاک است دلیل دارد
24:02 یک سرویس کوچک برای مهمانان وجود دارد
24:05 اعتبار و قوت ایمان مردم را توضیح می دهد
24:09 با عجله خوبشان در اطاعت از دستور شرع
24:13 شکستن ظروف حاوی شراب جایز است
24:17 در این حدیث شواهدی وجود دارد که بازیابی شراب از طریق معالجه و تبدیل آن به سرکه جایز نیست.
24:24 اگر جایز بود آن را از دست نمی دادند
24:27 حاوی طعم حرام است
24:29 سپس به گناه خود اعتراف کرد و به درگاه خدا توبه کرد
24:33 ترسید و ایمان آورد و کارهای نیک انجام داد
24:36 خدا او را خواهد بخشید
24:38 و در آن گناه از او برطرف می شود
24:43 درب حیاط طبقات و نشستن در آنها
24:47 و نشستن بر فرازها
24:50 از ابوسعید خدری رضی الله عنه
24:53 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
24:57 در جاده ها ننشینید
25:00 گفتند: چاره ای نداریم
25:03 آنها مجالس ما هستند که در آن صحبت می کنیم
25:07 فرمود: اگر امتناع کنید، مگر مجالس
25:11 پس حق را به جاده بدهید
25:14 گفتند: حق راه چیست؟
25:17 فرمود: نگاهت را پایین بیاور و زیان خود را تشدید کن
25:21 سلام را برگرداند و امر به معروف کرد
25:24 و از منکر نهی می کند
25:27 نظر در حدیث
25:31 حیاط، یعنی آنچه از طرفین خانه امتداد دارد
25:35 صعودها، یعنی جاده ها
25:38 مراقب باشید، یعنی مراقب باشید
25:41 ما هیچ نیازی نداریم، یعنی چیزی که نیاز نداریم
25:45 امتناع کردی یعنی ممتنع دادی
25:48 مقاومت در برابر ضرر یعنی پرهیز از آنچه ضرر دارد
25:52 امر به معروف و نهی از منکر
25:56 لطف فراگیر است
25:58 برای همه آنچه از اطاعت از خداوند متعال معلوم است
26:01 و نزدیک شدن به او و مهربانی با مردم
26:05 و همه اعمال نیک که شرع توصیه کرده است
26:08 آن را از کار زشت نهی کرد
26:11 شر مخالف خوب است
26:14 یکی از فواید صحبت کردن
26:18 از صحبت کردن سود ببرید
26:20 باید چشم پوشی کرد و از آسیب خودداری کرد
26:23 حاوی مشروعیت امر به معروف و نهی از منکر است
26:30 باب: اگر در راه مرده اختلاف کنند
26:33 این فضای وسیع بین جاده است
26:36 سپس مردم آن می خواهند بسازند
26:39 پس راه را به طول هفت ذراع ترک کرد
26:43 از ابوهریره رضی الله عنه گفت
26:46 پیامبر صلی الله علیه و آله تصمیم گرفت
26:49 اگر در راه با هم دعوا کردند
26:51 با هفت ذراع
26:54 نظر در حدیث
26:57 حکمی اجرا نشد
27:00 نزاع، هر گونه اختلاف
27:03 اسلحه
27:04 یک ذراع تقریباً برابر با شصت و یک سنت در هر متر است
27:09 یکی از فواید صحبت کردن
27:13 در حدیث به شهرسازی و راه اشاره شده است
27:18 عابران پیاده را در جاده ها محدود نمی کند
27:24 باب غارت بدون اذن صاحبش
27:28 از عبدالله بن یزید
27:30 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
27:33 غارت و مثله کردن را نهی می کرد
27:37 نظر در حدیث
27:41 غارت کردن
27:42 گرفتن چیزی از کسی به زور است
27:46 مثال
27:47 این مجازات در اندام ها است
27:49 مانند درد بینی و گوش
27:52 یکی از فواید صحبت کردن
27:56 از صحبت کردن سود ببرید
27:58 مال مسلمان جایز نیست مگر به اذن او
28:01 شکنجه و مثله کردن را ممنوع می کند
28:06 از ابوهریره رضی الله عنه گفت
28:10 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
28:13 زناکار وقتی زنا می کند در حالی که مومن است زنا نمی کند
28:17 در حالی که مؤمن است مشروب نمی نوشد
28:21 هنگام دزدی در حالی که مؤمن است، دزدی نمی کند
28:25 او چیزی را غارت نمی کند
28:27 در یک رمان
28:29 محترم
28:30 مردم وقتی چشمانشان را می گیرد به سوی او برمی خیزند و او مؤمن است
28:37 در یک رمان
28:38 هنوز توبه ارائه نشده است
28:42 نظر در حدیث
28:45 زناکار وقتی زنا می کند در حالی که مومن است زنا نمی کند
28:49 این نفی کمال ایمان است
28:52 محترم
28:53 یعنی ارزش زیادی دارد
28:56 یکی از فواید صحبت کردن
29:00 این حدیث حاوی هشداری است از زنا در برابر تمام خواسته ها
29:04 و با شراب هر چه مانع از خدای متعال است
29:08 مستلزم نادیده گرفتن حقوق اوست
29:11 با دزدی بر اساس میل به دنیا و میل به حرام
29:15 و کوچک شمردن بندگان خدای متعال
29:19 و حرمت و حیا را نسبت به آنان رها کن
29:22 او جهان را بدون صورت جمع کرد
29:26 بیان می کند که ایمان با اطاعت زیاد می شود و با نافرمانی کاهش می یابد