از مجموعهٔ صحیح البخاری · درس 50 از 90

خلاصه صحیح البخاری | قسمت (50) | کتاب تشییع جنازه - 2

◉ 0 بازدید ⏱ 30:10 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 مرکز مزیت
0:06 برای مطالعات و تحقیقات انسانی
0:09 ارسال کنید
0:11 خلاصه صحیح البخاری
0:16 باب دخول میت پس از مرگ اگر در کفن او باشد
0:23 از ابن شهاب گفته است:
0:26 ابوسلمه به من گفت
0:28 که عایشه گفت
0:30 ابوبکر رضی الله عنه به اسبی از محل اقامت خود در سنه نزدیک شد
0:36 تا اینکه پایین آمد و وارد مسجد شد
0:39 تا نزد عایشه آمد با مردم سخنی نگفت
0:44 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تیمم کرد
0:49 او با جامه ای از جوهر پوشیده شده است
0:52 او چهره ای را نشان داد
0:54 سپس بر او تکیه داد و او را بوسید و گریست
0:58 سپس گفت
1:00 پدر و مادرم فدای تو باد
1:02 به خدا سوگند خداوند دو مرگ را برای شما جمع نمی کند
1:06 و اما مرگی که برای تو نوشته شد، تو مردی
1:11 الزهری گفت
1:13 ابوسلمه از عبدالله بن عباس به من گفت
1:17 ابوبکر بیرون رفت در حالی که عمر با مردم صحبت می کرد
1:21 و او گفت
1:22 بنشین عمر
1:24 عمر حاضر نشد بنشیند
1:27 پس مردم نزد او آمدند و عمر را رها کردند
1:30 ابوبکر گفت
1:32 در مورد بعد
1:34 هر که از شما محمد صلی الله علیه و آله و سلم را عبادت کند
1:39 محمد مرده
1:42 و هر که از شما خدا را عبادت کند
1:44 زیرا خداوند زنده است و نمی میرد
1:48 خدا گفت
1:49 محمد جز فرستاده ای نیست و پیش از او نیز فرستادگانی از دنیا رفته اند
1:56 به گفته او
1:58 مردم شکرگزار
2:00 و او گفت
2:01 به خدا سوگند مردم نمی دانستند که خداوند این آیه را نازل کرده است
2:06 تا اینکه ابوبکر از آن پیروی کرد
2:09 پس همه مردم آن را از او دریافت کردند
2:13 من هرگز نمی شنوم که هیچ یک از مردم آن را بخوانند
2:17 سعید بن المسیاب به من گفت
2:20 که عمر گفت
2:22 به خدا سوگند من فقط خواندن آن را از ابوبکر شنیدم
2:27 پس عقیم شدم
2:28 حتی پاهایم مرا تحمل نمی کنند
2:31 با شنیدن خواندنش روی زمین افتادم
2:36 فهمیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفته است
2:42 نظر در حدیث
2:45 من هرچی پیش بیاد قبول میکنم
2:48 بلسانه، هر یک از اولوال
2:51 این خانه های ابن الحارث بن الخزرج است
2:54 در شمال و شمال شرقی مسجد النبی قرار دارد
2:59 پس تیمم کرد یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیت کرد
3:04 پوشیده، به معنی پوشیده
3:07 با لباس هخا
3:09 مرکب لباس یمنی است
3:12 سپس به او تکیه داد و او را بوسید
3:14 بین چشمانم
3:16 پدر و مادرم فدای تو باد
3:18 یعنی با پدر و مادرم به شما فدیه دادم
3:21 به خدا سوگند خداوند دو مرگ را برای شما جمع نمی کند
3:25 او در پاسخ به کسانی که این را گفته اند، گفت
3:28 رسول خدا صلی الله علیه و آله نمرده است
3:32 و او اعزام خواهد شد
3:33 دست و پای مردان را قطع می کند
3:37 پس مردم نزد او آمدند
3:39 یعنی بر ابوبکر رضی الله عنه
3:42 محمد جز فرستاده ای نیست و پیش از او نیز فرستادگانی از دنیا رفته اند
3:48 یعنی بدعت رسولان نیست
3:51 بلکه از سنخ رسولان پیش از اوست
3:54 وظیفه آنها ابلاغ رسالت پروردگارشان و اجرای دستورات اوست
3:59 جاودانه نیست
4:01 بقای آنها شرط عمل به دستورات خداوند نیست
4:05 بلکه وظیفه ملت هاست که پروردگار خود را در هر زمان و در هر شرایطی عبادت کنند
4:11 او آن را تلاوت می کند
4:12 یعنی می خواند
4:14 پس عقیم شدم
4:15 یعنی متحیر و گیج شدم
4:18 گفته شد که افتاد
4:20 غیر از این گفته شد
4:22 به من نگو
4:24 یعنی هر چه تو تحمل کنی
4:26 اهویت
4:27 یعنی افتاد
4:29 یکی از فواید صحبت کردن
4:32 از صحبت کردن سود ببرید
4:35 مطلوبیت ضبط اموات
4:37 حکمت آن محافظت از آن در برابر قرار گرفتن در معرض است
4:41 و برهنگی تغییر یافته خود را از چشم پوشاند
4:45 افشای مجدد چهره میت جایز است
4:48 و بوسیدن مردگان
4:50 برای کاری که ابوبکر انجام داد، خدا از او راضی باشد
4:53 غصه خوردن و گریه بر مرده بدون عزاداری جایز است
4:58 در حدیث فضیلت صدیق رضی الله عنه بیان شده است.
5:02 و او از عمر رضی الله عنه داناتر است
5:05 در آن مقام ابوبکر رضی الله عنه بزرگ بود
5:09 در ارواح صحابه که خداوند از آنان راضی باشد
5:13 در حدیث، عایشه رضی الله عنها به امر شرعی توجه داشته است
5:18 و این او را از به خاطر سپردن آنچه در آن روز در میان مردم می گذشت منحرف نکرد
5:24 ورود به میت بدون اجازه جایز است
5:28 شامل جواز فدیه از طرف پدر و مادر است
5:33 ترک تقلید از آنچه پسندیده است در صورت وجود انسان با فضیلت جایز است
5:38 حدیث دلالت دارد که ممکن است صحابه در تفسیر اشتباه کنند
5:44 شدت محبت صحابه به پیامبر صلی الله علیه و آله را بیان می کند.
5:50 حدیث ثابت می کند که مرگ حق هر موجودی است
5:55 و انبیاء علیهم السلام می میرند
5:59 موعظه مردم در مورد امور مهم و بلاها جایز است
6:04 مردم را تشویق می کند که در هنگام مصیبت ها ثابت قدم بمانند
6:08 و آنچه را که به دلیل شدت اوضاع از دست داده اند به آنها یادآوری کن
6:15 از خوارج بن زید بن ثابت
6:18 بر ام العلاء یکی از زنانشان
6:22 با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کردم
6:26 گفت: عثمان بن مابون در السکنه به سوی ما پرواز کرد
6:31 زمانی که انصار به مسکن مهاجرین رأی دادند
6:35 شکایت کرد و ما او را مریض کردیم تا اینکه مرد
6:40 سپس او را در لباسش می پوشاندیم
6:43 در یک رمان
6:45 هنگام مرگ، آنها را می شستند و در لباسهای خود می پوشانند
6:49 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله بر ما وارد شد
6:54 پس گفتم: خدا رحمت کند یا ابوالصائب
6:58 شهادت من بر شما این است که خداوند شما را گرامی داشته است
7:02 گفت: نمی دانی؟
7:05 گفتم به خدا نمی دانم
7:08 فرمود: و اما یقین به او رسیده است
7:12 از خدا امید به خیر دارم
7:15 به خدا سوگند من نمی دانم و من رسول خدا هستم
7:18 او با من یا تو چه می کند؟
7:21 ام العلاء گفت
7:23 به خدا سوگند من بعد از او کسی را پاک نمی کنم
7:28 گفت: در خواب عثمان چشمان دوزخ را دیدم
7:33 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم
7:37 بنابراین من آن را به او اشاره کردم
7:39 گفت کارش برایش انجام می شود
7:43 نظر در حدیث
7:46 هر چه به قرعه کشی می افتاد در تیر انصار برای ما پرواز می کرد
7:51 که در میان آنها مادر آل علا است
7:54 زمانی که انصار به مسکن مهاجرین رأی دادند
7:58 معنی: طرفداران مهاجرین را به قید قرعه تقسیم کردند
8:03 در نزول آنها بر آنها و سکونتشان در خانه هایشان
8:07 او از هر بیماری شاکی بود
8:10 پس مریض شدیم یعنی فرمان او را در زمان بیماریش اجرا کردیم
8:14 ابوالصائب کنیه عثمان بن مدعون رضی الله عنه است.
8:20 شهادت من بر شما این است که خداوند شما را گرامی داشته است
8:24 مقصود این است: به خدا سوگند خداوند شما را گرامی داشته است
8:28 یقین به او رسید یعنی مرگ
8:32 مداحی نمی کنم، یعنی مداحی نمی کنم
8:35 آینا یعنی چشمه آب
8:38 این کار او با او انجام می شود
8:42 هر کاری از کار او پاداشی باقی می ماند
8:46 یکی از فواید صحبت کردن
8:49 حدیث گواه بر این است که احدی به بهشت یقین ندارد
8:55 به جز آنچه خیابان تصریح می کند
8:58 مثل ده مبلغ و امثال آنها
9:01 دلجویی از فقرا مطلوب است
9:04 کسانی که پول و خانه ندارند
9:07 با خرج کردن و حلال کردن خانه
9:10 دعا برای میت جایز است
9:14 در حدیث، شهادت مسلمانان جایز است
9:17 برای مسلمان مرده و او را ستایش کنید
9:20 قرعه کشی در نزدیکی به هنگام ازدحام جایز است
9:25 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
9:31 هی، پدرم، پدرم، یک روز او را مثله کردند
9:35 تا اینکه به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار گرفت
9:40 او را در یک لباس پیچیده بودند
9:43 بنابراین من رفتم تا آن را فاش کنم
9:46 در یک رمان
9:48 مجبورش کردم صورتش را باز کند و گریه کند
9:51 مردم من را منع کردند
9:53 بعد رفتم فاش کنم
9:56 مردم من را منع کردند
9:58 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
10:01 بنابراین او مطرح کرد
10:03 بعد صدای جیغی شنید
10:06 در یک رمان
10:08 باعث گریه عمه ام فاطمه شد
10:11 گفت این کیه؟
10:14 گفتند: دختر عمر
10:17 یا خواهر عمر
10:19 گفت چرا گریه کردی؟
10:22 یا گریه نکن
10:24 فرشتگان با بال های خود بر او سایه انداختند تا اینکه او را بلند کردند
10:29 نظر در حدیث
10:33 من مثل آن رفتار می کنم
10:35 یعنی مثل مشرکین
10:37 بینی و گوشش را بریدند
10:39 ساجیا
10:41 یعنی پوشش
10:43 بنابراین او مطرح کرد
10:44 یعنی از رختشویی اش
10:46 صدای فریاد
10:48 یعنی با صدای بلند گریه کردن
10:50 فرشتگان هنوز با بال های خود بر او سایه می اندازند
10:54 برای ملاقات آنها در مورد آن
10:56 آنها برای آغاز عروج روح او به رقابت پرداختند
11:00 او را به کرامتی که خداوند برایش مهیا کرده مژده می دهم
11:04 یا او را از گرما سایه انداختند
11:06 چون تغییر نمیکنه
11:08 یا اینکه او یکی از هفت نفری است که خداوند در روزی که سایه ای جز سایه او نیست، زیر سایه او قرار می دهد.
11:16 یکی از فواید صحبت کردن
11:19 حديث حكايت از فضيلت پدر جابر را دارد كه خداوند از هر دو راضي باشد
11:24 و شهادت دارد که به بهشت می رود
11:27 حدیث دلالت بر این دارد که هیچ کس جز از طریق متن نمی تواند به بهشت یقین کند
11:33 گریه بر مرده جایز است
11:36 پذیرایی از خانواده اموات با مدح میت جایز است
11:41 و چه برکاتی را خداوند متعال برای بندگانش آماده کرده است
11:46 کشف مرده برای هر هدفی ممنوع است
11:52 باب: مرد خودش برای خانواده اموات عزاداری می کند
11:56 از ابوهریره رضی الله عنه
12:00 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز وفات نغوس عزاداری کرد.
12:07 آنها را به نمازخانه برد
12:09 آنها را توصیف کنید
12:11 چهار تکبیر به او گفت
12:15 نظر در حدیث
12:19 عزاداری کرد، یعنی از مرگش خبر داد
12:22 نگوس پادشاه حبشه است
12:25 گفته شد که نام او عشامه است، اما خلاف آن گفته شد
12:29 یکی از فواید صحبت کردن
12:32 مفيد از حديث مباح كردن ترحيم است
12:37 و اما ترحیمی که حرام است، غسل زمان جاهلیت است.
12:41 حدیث بر کسانی است که نماز را در غیبت جایز می دانند
12:46 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
12:51 پیامبر صلی الله علیه و آله سخنرانی کرد و فرمود
12:56 زید پرچم را گرفت و مجروح شد
12:59 سپس جعفر آن را گرفت و مجروح شد
13:03 سپس عبدالله بن رواحه آن را گرفت و مجروح شد
13:08 سپس خالد بن ولید آن را گرفت
13:12 در یک رمان
13:14 تا اینکه پرچم یکی از شمشیرهای خدا را گرفت
13:18 بدون دستور برایش باز شد
13:21 و او گفت
13:23 خوشحالیم که با ما هستند
13:26 یا گفت
13:28 آنها از اینکه در کنار ما هستند خوشحال هستند
13:31 و چشمانش اشک میریزد
13:34 نظر در حدیث
13:38 پرچم را گرفت، یعنی پرچم جهاد
13:41 و داستان او در جنگ موته
13:44 زید ابن حارثه رضی الله عنه است
13:48 مجروح یا کشته شد
13:51 جعفر ابن ابی طالب رضی الله عنه است
13:57 یعنی خودش امیر شد بدون اینکه امام به او تفویض کند
14:02 خوشحالیم که با ما هستند
14:05 چون وضعشون بهتر از اینه که با ما بودن
14:10 و چشمانش اشک میریزد
14:12 یعنی اشک از آنها جاری می شود
14:15 یکی از فواید صحبت کردن
14:19 از صحبت کردن سود ببرید
14:21 گریه بر مرده جایز است
14:24 این ابتکار عمل را تشویق می کند تا مسئولیت پذیر باشد
14:28 اگر ترک آن موجب فساد شود
14:31 باب: فضیلت کسی که بمیرد و صاحب فرزند شود، پس ثواب بخواهد
14:37 و خداوند متعال فرمود
14:40 و صابران را بشارت ده
14:42 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
14:47 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
14:51 هیچ مسلمانی نیست که بمیرد و سه فرزند داشته باشد
14:56 پدرم شهادت دروغ نداد
14:59 مگر اینکه خداوند او را وارد بهشت کند
15:02 به لطف رحمت او بر آنها
15:05 از ابوهریره رضی الله عنه
15:08 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
15:12 مسلمان سه فرزند ندارد که بمیرد
15:16 دهکده آتش
15:18 مگر اینکه سوگند را فسخ کنید
15:22 نظر در حدیث
15:26 هر کس فرزندی از دنیا برود، ثواب خواهد داشت
15:30 یعنی صبر و رضایت به خواست خداوند متعال
15:34 به امید رحمت و مغفرت او
15:37 شهادت دروغ اتفاق نیفتاد
15:39 یعنی گزارش نداد
15:41 گناهانشان را ننویسید
15:44 دهکده آتش
15:46 یعنی وارد آن می شود
15:48 مگر اینکه سوگند را فسخ کنید
15:50 یعنى میزان وفاى خداوند به سوگند خود در قول خداوند متعال
15:55 هیچ یک از شما به آن نخواهید رسید
15:59 قطعاً پروردگارت حکم کرده است
16:03 یکی از فواید صحبت کردن
16:07 از صحبت کردن سود ببرید
16:09 کافر با مرگ فرزندانش نجاتی ندارد
16:12 او با ایمان و ایمنی از گناه از جهنم نجات می یابد
16:17 حدیث فضیلت صبر را بیان می کند
16:20 حدیث بر آن دلسوزی به پدر و مادر دلالت دارد
16:24 شفقت کامل و ناقص
16:27 باب آنچه مرد به زن بر سر قبر می گوید
16:33 صبور باش
16:35 از ثابت البنانی می فرماید:
16:38 شنیدم که انسی بن مالک به زنی از خانواده اش می گفت
16:43 فلانی را می شناسید؟
16:45 او گفت بله
16:47 او گفت
16:48 پیامبر صلی الله علیه و آله در حالی که بر سر قبری گریه می کرد از کنار او گذشت
16:54 و او گفت
16:55 از خدا بترسید و شکیبا باشید
16:58 و او گفت
16:59 اینجا در مورد من
17:01 تو از بدبختی من آزاد هستی
17:04 او گفت
17:05 پس از آن گذشت و ادامه داد
17:08 مردی از کنارش گذشت و گفت:
17:10 آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله به شما فرمود
17:15 او گفت
17:16 آنچه می دانستم
17:18 او گفت
17:19 متعلق به رسول خدا صلی الله علیه و آله است
17:23 او گفت
17:24 بنابراین او به در خانه او آمد
17:26 دروازه بان پیدا نکرد
17:29 و او گفت
17:31 ای رسول خدا
17:32 قسم می خورم که شما را نمی شناختم
17:35 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
17:38 در اولین شوک صبور باشید
17:43 نظر در حدیث
17:46 از خدا بترسید و شکیبا باشید
17:48 یعنی نترسید
17:50 اضطراب پاداش را باطل می کند
17:54 اینجا در مورد من
17:55 یعنی از من کنار بکش
17:57 خودت را از من دور کن
17:59 تو از بدبختی من آزاد هستی
18:02 یعنی تو به مصیبت من مبتلا نشدی
18:05 پس از آن گذشت و ادامه داد
18:07 یعنی رها کن
18:09 مردی فضل بن عباس است
18:12 یک سرایدار
18:14 هر ابرویی
18:16 در اولین شوک
18:18 یعنی زمانی که مصیبت شدید و شدید باشد
18:21 یکی از فواید صحبت کردن
18:24 از صحبت کردن سود ببرید
18:26 جواز زیارت قبور
18:28 حاوی مشروعیت امر به معروف و نهی از منکر است
18:33 حدیث دلالت بر فروتنی و نرمی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دارد.
18:39 گریه در مضطرب بعد از مرگ را منع می کند
18:43 شامل جواز سفارش گریه کننده به ترس از خدا و صبر است
18:48 که در آن فرد مصدوم را می گیرید و عذرخواهی او را می پذیرید
18:52 در روایات آمده است: هر کس امر به نیکی کند باید آن را بپذیرد هر چند نداند
18:59 دلالت بر این دارد که وحشت از حرامات است
19:02 این شامل تشویق به خطر انداختن آسیب در هنگام توصیه و پخش موعظه است
19:08 نشان می دهد که مواجهه از طریق گفتار با نطفه منطبق نیست، پس اثری ندارد
19:15 باب جامه سفید کفن
19:21 قال عایشه رضی الله عنها
19:24 بر ابوبکر رضی الله عنه وارد شدم
19:27 گفت: چقدر پیامبر صلی الله علیه و آله را پوشانده ای؟
19:33 با سه لباس سفید گفت
19:38 در رمان در سه لباس سفید یمنی
19:45 ارکیده از کرفس
19:48 روی آن پیراهن و عمامه نیست
19:51 به او گفت که رسول خدا صلی الله علیه و آله در چه روزی از دنیا رفت
19:58 او روز دوشنبه گفت
20:01 گفت: این چه روزی است؟
20:05 او روز دوشنبه گفت
20:08 گفت: امیدوارم بین من و شب باشد.
20:13 به لباسی که رویش بود نگاه کرد
20:15 به خاطر بازدارندگی زعفران مریض می شد
20:19 گفت: این جامه ام را بشویید و دو جامه دیگر به آن بیفزایید.
20:25 پس مرا در آن کفن کردند
20:27 گفتم این خلقت است
20:30 او گفت: حق انسان زنده نسبت به مرده بیشتر است
20:36 اما برای یک دوره زمانی است
20:39 تا غروب شب سوم نمرده بود
20:43 و قبل از صبح مرا دفن کرد
20:46 نظر در حدیث
20:50 سهولیه، به نام مکانی در یمن
20:54 غیر از این گفته شد
20:56 سهل یک لباس نخی سفید است
21:00 بین من و شب امید دارم
21:03 یعنی به خدای متعال امید دارم که در مدتی که در آن هستم، مرگم رخ دهد
21:09 و شبی که می آید
21:12 یعنی دوشنبه خواهد بود
21:15 تا رحلت او در روز رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله باشد
21:20 او داشت مریض می شد
21:22 پرستاری از بیمار مراقبت می کند و او را درمان می کند
21:26 جلوگیری از هرگونه لکه و ضربه
21:29 هر ذهن قدیمی را ایجاد کنید
21:33 سزاوارتر از هر اولی است
21:36 برای محدودیت زمانی
21:37 خروجی چرک و چرک
21:40 ممکن است مراد از «مهلت» معنای معروف آن باشد
21:44 یعنی برای کسانی که برای بقای خود مهلت می بینند چه تازگی دارد
21:48 هر پنبه ای
21:51 یکی از فواید صحبت کردن
21:55 از صحبت کردن سود ببرید
21:57 مطلوب است که کفن را غنی کنید
22:00 کفن کردن لباس های شسته و کهنه جایز است
22:04 در حدیث ترجیح محله بر جدید
22:08 دفن میت در شب جایز است
22:11 این نشان دهنده مطلوبیت گرفتن تأیید برای اتفاقی است که برای بزرگان رخ داده است
22:16 ما از این نعمت برخورداریم
22:18 در حدیث است که انسان از زیر خود علم می گیرد
22:22 شرح فضیلت ابوبکر رضی الله عنه در آن آمده است
22:26 و سلامت دید و ثبات او در هنگام مرگ
22:30 غلو در همه امور را محکوم می کند
22:34 درب کفن در دو جامه
22:39 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
22:43 مردی را دیدیم که با علمش کنار پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاده بود
22:49 چون از شترش افتاد، ایستاد
22:52 یا گفت: من کوتاه شدم.
22:55 در یک رمان، من فلج شدم
23:00 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
23:03 آن را با آب و لوسیون بشویید
23:06 او را در دو جامه کفن کردند
23:09 در رمان در لباس او
23:12 و به او عطر نزنید
23:15 سر او را تخمیر نکنید و او را مومیایی نکنید
23:19 خداوند او را در روز قیامت با خواندن دعا برانگیزد
23:23 در رمان او نامه ای می فرستد
23:28 نظر در حدیث
23:31 پس من آن را قطع کردم، یا او گفت، پس آن را کوتاه کردم
23:34 از عقیمی که گردن شکسته است
23:37 سر او را تخمیر نکنید
23:39 یعنی آن را نپوشانید
23:41 او را مومیایی نکنید
23:43 یعنی با ادویه به آن دست نزنید
23:45 هانوت همان چیزی است که مرده با آن خوشبو می کند
23:48 مخلوط کردن اشکالی ندارد
23:50 در پاسخ
23:52 یعنی در قیامت به شکلی که مرده محشور می شود
23:57 تا این نشانه حج او باشد
24:00 یکی از فواید صحبت کردن
24:04 از صحبت کردن سود ببرید
24:06 کفن در دو جامه جایز است
24:09 کفن کفن است
24:11 کفن ضرورت یکی است
24:14 در حدیث آمده است که زائر احرام مرده را با برگ نیلوفر می شست
24:17 این نشان دهنده ترک احرام است
24:21 دلالت بر این دارد که احرام مرد به سر است نه صورت
24:25 و در آن هر که به اطاعت برآید
24:29 سپس مرگ او را از تکمیل آن باز داشت
24:32 امید است خداوند متعال آن را بنویسد
24:35 او در آخرت توسط اهل آن اثر نوشته خواهد شد
24:38 اگر نیت صحیح باشد از او می پذیرد
24:42 باب کفن در پیراهن که کفایت می کند یا نمی کند
24:49 و هر که ما را بدون پیراهن کفن کند
24:52 از ابن عمر رضی الله عنه هر دو
24:55 آن عبدالله بن ابی وقتی از دنیا رفت
24:59 پسرش نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
25:03 گفت یا رسول الله
25:06 پیراهنت را به من بده تا او را در آن کفن کنم
25:09 برایش دعا کنید و برایش آمرزش بخواهید
25:12 پیامبر صلی الله علیه و آله پیراهن خود را به او داد
25:16 گفت: بگذار برایش دعا کنم.
25:20 پس به او اجازه بدهید
25:22 وقتی می خواست برایش دعا کند
25:25 عمر رضی الله عنه او را جذب کرد
25:28 گفت: مگر خداوند تو را از دعای منافق منع نکرده است؟
25:33 در یک رمان
25:36 خداوند شما را از استغفار برای آنها منع کرده است
25:39 گفت: من بین دو انتخاب هستم
25:43 فرمود: برایشان استغفار کن یا برایشان استغفار نکن
25:48 اگر هفتاد بار برایشان آمرزش بخواهی
25:51 خدا آنها را نخواهد بخشید
25:54 در یک رمان، آن را به هفتاد افزایش خواهم داد
25:58 بر او نماز خواند
26:01 در روایتی با او نماز خواندیم
26:04 پس رفتم پایین
26:06 و هرگز برای هیچ یک از آنها که مرده دعا نکنید
26:10 روی قبرش بایستید
26:13 نظر در حدیث
26:17 آن عبدالله بن ابی
26:19 او فرزند سلول سرکرده منافقان است
26:22 او را در آن کفن کن
26:24 یعنی پیراهن خود را برای او کفن کن
26:27 آزارم بده
26:28 یعنی به من خبر بده و بگو
26:31 من بین دو گزینه هستم
26:33 یعنی بین دو چیز حق انتخاب دارم
26:36 طلب بخشش یا نخواستن
26:38 برای آنها طلب بخشش کنید یا برای آنها طلب آمرزش نکنید
26:42 اگر هفتاد بار برایشان آمرزش بخواهی
26:45 خدا آنها را نخواهد بخشید
26:48 کافر از استغفار و کار سودی نمی برد
26:51 تا زمانی که کافر باشد
26:55 و هرگز برای هیچ یک از آنها که مرده دعا نکنید
26:59 روی قبرش بایستید
27:01 یعنی بعد از دفن برایش دعا کنید
27:04 دعایش رضی الله عنه
27:07 و بر مزارشان ایستاده اند
27:10 شفاعت او برای آنها
27:12 آنها هیچ سودی برای شفاعت ندارند
27:15 یکی از فواید صحبت کردن
27:19 از صحبت کردن سود ببرید
27:21 نهی از نماز بر مرده کافر
27:24 و در جواز شستن کافر مرده
27:27 کفن و دفن او مورد مناقشه است
27:30 درخواست از کسى که توان طلبى دارد جایز است
27:35 در این حدیث به فضیلت عمر رضی الله عنه اشاره شده است
27:39 ما قرآن را با نظر او زیارت می کنیم
27:42 عن جابر بن عبدالله رضی الله عنه آنچه گفت
27:49 رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد عبدالله بن اُبی آمد
27:54 بعد از اینکه وارد سوراخش شد
27:57 پس دستور داد بیرون بیاید
27:59 پس او را روی زانو گذاشت
28:01 آب دهانش را روی او دمید
28:04 و او را بر تن کرد
28:06 خدا بهتر می داند
28:08 عباس را با پیراهن پوشاند
28:11 در یک رمان
28:13 وقتی روز بدر بود
28:15 اسیران را بیاورید
28:17 و عباس را آورد
28:18 لباسی بر تن نداشت
28:20 پیامبر صلی الله علیه و آله پیراهنی دید
28:25 پیراهن عبدالله بن ابی را پیدا کردند که می توانست بپوشد
28:29 پس پیامبر صلی الله علیه و آله لباس او را پوشاند
28:33 از این رو پیامبر صلی الله علیه و آله پیراهنی را که بر تن داشت در آورد
28:40 رسول خدا صلی الله علیه و آله دو پیراهن بر تن داشت
28:45 ابن عبدالله به او گفت
28:47 ای رسول خدا
28:49 بابا پیراهنت را بپوش که به دنبال پوستت است
28:53 نظر در حدیث
28:58 گودال قبر
29:00 بنابراین او هر یک از سوراخ های خود را بیرون آورد
29:03 و او دمید
29:05 نفت در حال دمیدن بینی با مقداری آب دهان است
29:09 عباس را با پیراهن پوشاند
29:12 یعنى او را به پاداش آنچه پیراهنى به عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه پوشاند پوشاند.
29:20 وقتی به شهر آمد
29:22 دلیلش این است که پیراهنی مناسب عباس پیدا نکردند
29:26 جز پیراهن عبدالله بن ابی
29:29 چون عباس خیلی بلند بود
29:32 و نیز عبدالله بن ابی
29:35 یکی از فواید صحبت کردن
29:39 از صحبت کردن سود ببرید
29:41 نبش قبر میت برای حاجت یا مصلحت جایز است
29:46 کفن مجدد میت جایز است
29:50 حدیث دلالت بر نیکو بودن ثواب دارد
29:53 شخص سخاوتمند حتی پس از مرگ نیکوکار به آن پایبند است
29:57 در حدیث است که نیکی به عموی مرد برای او نیکی است