از مجموعهٔ صحیح البخاری · درس 60 از 90

خلاصه صحیح البخاری | قسمت (60) | ادامه کتاب زکات، سپس ابواب زکات فطره

◉ 0 بازدید ⏱ 29:10 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 مرکز مزیت
0:06 برای مطالعات و تحقیقات انسانی
0:09 ارسال کنید
0:10 خلاصه صحیح البخاری
0:15 فصل برداشت میوه ها
0:19 از ابوحامد السعدی می‌گوید:
0:23 ما با پیامبر صلی الله علیه و آله به جنگ تبوک حمله کردیم.
0:29 وقتی به وادی القراء آمد
0:32 زنی در باغش بود
0:35 پیامبر صلی الله علیه و آله به یاران خود فرمود
0:39 خفه شو
0:40 رسول خدا صلی الله علیه و آله ده اوسوق برداشت.
0:46 به او گفت
0:47 بشمارید چه چیزی از آن در می آید
0:50 وقتی به تبوک رسیدیم
0:52 او گفت
0:54 امشب وزش باد شدید خواهد بود
0:58 هیچ کس بلند نمی شود
1:00 هر کس شتری با خود دارد، آن را سنگ شکن کند
1:04 بنابراین ما آن را درک کردیم
1:06 باد شدیدی وزید
1:08 سپس مردی برخاست
1:10 بنابراین او را به کوه تای انداخت
1:13 پادشاهی ائله را به پیامبر صلی الله علیه و آله داد
1:17 یک قاطر سفید
1:19 او را از سرما پوشاند
1:21 و در دریای آنها به او نوشت
1:23 وقتی به وادی القری آمد
1:26 به زن گفت
1:27 باغ شما چقدر آمد؟
1:30 او گفت
1:31 ده اوسوق
1:33 رسول خدا صلی الله علیه و آله سکوت کرد
1:37 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
1:40 من عجله دارم به شهر
1:43 هر کی میخواد با من عجله کنه
1:46 بگذار عجله کند
1:48 وقتی به شهر مشرف شد گفت:
1:52 این یک توپ است
1:54 وقتی کسی را دید گفت:
1:57 این جبیل است که ما را دوست دارد و ما آن را دوست داریم
2:01 از نقش خوب انصار برایتان نگویم؟
2:04 گفتند بله
2:06 او گفت
2:07 نقش بن النجار
2:09 سپس نوبت به بنی عبد الاشهال رسید
2:12 سپس نوبت به بنی ساعده رسید
2:14 یا نقش بنی الحارث بن الخزرج
2:18 و در هر نقشی از انصار
2:20 معنیش خوبه
2:23 در یک رمان
2:24 سپس سعد بن عباده به ما ملحق شد
2:27 و او گفت
2:28 پدران سید
2:30 آیا ندیدی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم؟
2:33 بهترین انصار
2:35 بنابراین او ما را ماندگار کرد
2:37 سپس متوجه شدم که پیامبر صلی الله علیه و آله مرا خوشحال کرده است
2:41 و او گفت
2:43 ای رسول خدا
2:44 بهترین نقش انصار
2:46 پس او ما را ماندگار کرد
2:49 و او گفت
2:50 انتخاب بودن برای شما کافی نیست؟
2:55 نظر در حدیث
2:58 فصل برداشت میوه
3:00 حدس زدن، یعنی حدس زدن
3:04 وادی القری
3:05 شهری در شمال شهر است
3:08 حدود سیصد و پنجاه کیلومتر
3:12 امروزه به آن وادی العلی می گویند
3:15 در یک باغ
3:16 باغ
3:18 باغ یک دیوار روی آن است
3:20 خفه شو
3:22 راز
3:23 تا نگهبان حدس بزند که درخت چقدر میوه است
3:27 ده اوسوق
3:29 وسق شصت صاع است
3:31 تقریباً برابر با صد و پنجاه کیلوگرم است
3:36 بشمار
3:37 یعنی تعداد اقدامات آن را حفظ کنید
3:40 تبوک
3:41 شهری است بین مدینه و دمشق
3:44 در شمال شهر واقع شده است
3:47 هفتصد و هفتاد و هشت کیلومتر
3:51 بیایید معنا پیدا کنیم
3:53 ذهن شتر
3:54 برای خم شدن دست شتر
3:56 آن را با طناب وسط بازو می بندد
4:00 در کوه تای
4:02 نسبت به یک قبیله
4:04 یعنی برای او
4:05 شهری است در کنار دریا
4:08 پایان حجاز و آغاز شام
4:11 در دریای آنها
4:12 یعنی در کشورشان
4:14 اشرف
4:16 یعنی نزدیک بودن به آن و نگاه کردن به آن
4:19 این یک توپ است
4:21 یعنی مهربانی
4:22 مدینه است
4:25 این جبیل است
4:27 نصب را به حداقل برسانید
4:28 دوست داشتنی
4:30 خوب نوبت انصار
4:32 یعنی بهترین آنها
4:34 یکی از فواید صحبت کردن
4:38 از صحبت کردن سود ببرید
4:40 مشروعیت تخمین مقدار زکات میوه ها
4:44 بر صاحب پول جايز است كه ميوه را دفع كند
4:48 مشمول گارانتی
4:50 در حدیث معجزه پیامبر صلی الله علیه و آله ظاهر می شود
4:54 در گفتن او از بادی که می وزد
4:58 این شامل آموزش و آموزش پیروان است
5:01 مراقب چیزی باشید که انتظار دارید از آن بترسین
5:05 انجام اقدامات پس انداز جایز است
5:09 و این منافاتی با اعتماد ندارد
5:12 این شامل توضیحی از فضیلت شهر است
5:15 و شرح فضیلت کوه احد
5:17 و شرح فضیلت انصار رضی الله عنهم
5:21 و نوبت به انصار رضی الله عنه می رسد
5:24 در امور خیریه متفاوت است
5:26 و همه چیز خوب است
5:28 پذیرفتن هدیه از کفار جایز است
5:32 در حدیث نقض آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند است.
5:38 باعث شدت و مصیبت می شود
5:43 باب عشر در آنچه از آسمان سیراب می شود
5:46 و با آب روان
5:49 از عبدالله بن عمر رضی الله عنه
5:52 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
5:56 در حالی که آسمان و چشمان آب می ریخت
5:59 یا عشر آتاریا بود
6:02 و آنچه را با آبیاری آبیاری کردند نیم دهم است
6:07 نظر در حدیث
6:10 آسمان باران است
6:13 آتاریا اطهری
6:16 بدون آبیاری از رگهایش نمی نوشد
6:19 تراوش واضح است
6:22 شترهایی که از روی آنها آب می کشد
6:25 منظور هزینه آبیاری است
6:29 یکی از فواید صحبت کردن
6:33 از صحبت کردن سود ببرید
6:35 زکات محصولات و میوه ها اگر به حد نصاب برسد
6:39 در صورتی که هزینه آبیاری و مانند آن را نداشته باشد
6:42 دهم را شامل می شود
6:44 یعنی در هر صد ده
6:47 در مورد اینکه هزینه آبیاری و امثال آن چقدر است
6:50 زکات او پنج در صد است
6:55 فصل صدقه گرفتن خرما هنگام برداشت درختان خرما
6:59 آیا باید پسر را رها کرد تا خرمای صدقه را لمس کند؟
7:04 از ابوهریره رضی الله عنه گفت
7:08 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
7:11 خرما را زمانی می آورند که درختان خرما می رسند
7:14 این همراه با خرما است
7:17 این از تاریخ های اوست
7:19 تا اینکه انبوهی خرما دارد
7:22 پس حسن و حسین را ساخت
7:26 با آن تاریخ ها بازی می کنند
7:28 یکی از آنها خرمای خود را گرفت
7:31 در یک رمان
7:32 الحسن بن علی، رضی الله عنهم
7:36 پس آن را در دهانش گذاشت
7:38 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او نگاه کرد
7:42 پس آن را از دهانش بیرون آورد
7:45 در یک رمان
7:46 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
7:50 خخخخخخخخخخخخخخخخخخ
7:51 برای قرار دادن آن
7:53 و او گفت
7:55 آیا نمی دانستی که آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم؟
7:59 صدقه نمی خورند
8:02 نظر در حدیث
8:05 در زمان درختان خرما
8:07 یعنی وقتی درو می کند
8:10 او به کما رفته است
8:12 کام
8:13 قطعات بزرگ از چیز
8:16 آل محمد
8:17 آنها بنی هاشم هستند
8:19 آنها آل علی و آل عباس هستند
8:22 و آل جعفر و آل عقیل
8:25 و آل حارث بن عبدالمطلب
8:28 صدقه نمی خورند
8:30 یعنی صدقه دادن برایشان جایز نیست
8:33 یکی از فواید صحبت کردن
8:37 از صحبت کردن سود ببرید
8:39 بچه ها باید از حرامی که بزرگترها دوری می کنند دوری کنند
8:44 اولیای فرزندان باید در مسائل دینی از آنها پیروی کنند
8:51 باب: هر کس میوه و نخل یا زمین یا زراعت خود را بفروشد
8:56 عشر یا صدقه دادن واجب است
8:59 از طرف دیگران زکات می داد
9:02 یا میوه های خود را فروخت و صدقه بر او واجب نبود
9:07 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
9:10 پیامبر صلی الله علیه و آله نهی فرمود
9:13 در مورد فروش میوه
9:14 پس خوب به نظر می رسد
9:17 در یک رمان
9:19 میوه را به خرما نفروشید
9:22 و در یک رمان
9:23 فروشنده و خریدار را نهی کرد
9:26 و هنگامی که از او در مورد عدالت او سؤال شد
9:29 او گفت
9:30 تا اینکه معلولیتش برطرف شود
9:34 نظر در حدیث
9:37 به نظر می رسد هر ظاهر می شود
9:40 این عبدالله بن عمر بود، رضی الله عنه
9:45 عیب او عیب اوست
9:48 یکی از فواید صحبت کردن
9:52 از صحبت کردن سود ببرید
9:54 جواز بیع از میوه ای که زکات آن تعلق می گیرد
9:58 قبل از پرداخت زکات
10:00 این شامل راهنمایی برای قطع علل اختلاف است
10:06 عن جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
10:10 پیامبر صلی الله علیه و آله نهی فرمود
10:12 در مورد هوش
10:14 و محاکمه
10:16 و درباره المزبانه
10:18 و درباره بیع ثومری تا ظهور صحت آن
10:22 در یک رمان
10:23 تا زمانی که طعمش خوب شود
10:25 و در یک رمان
10:27 تا ترک بخورد
10:29 پس گفته شد
10:30 و خجالتی نباش
10:32 او گفت
10:33 سرخ می شود و سوت می زند
10:35 و از آن خورده می شود
10:37 فقط باید به دینار و درهم فروخته شود
10:41 جز برهنه ها
10:44 نظر در حدیث
10:48 هوش
10:49 یعنی کار روی زمین با مقداری از آن چیزی که از آن بیرون می آید
10:53 و گفته شد
10:54 یک سوم یا ربع زمین را اجاره می کند
10:58 و محاکمه
10:59 گندم در خوشه هایش را به گندم خالص می فروشد
11:04 مزبانه
11:06 خرمای تازه را با خرمای کیلویی می فروشد
11:09 و فروش کشمش سخاوتمندانه است
11:12 و گفته شد
11:13 مراد هر بیعی است که در آن فریب باشد
11:16 عبارت است از فروش هر کالایی که اندازه و وزن یا تعداد آن معلوم نیست
11:22 برهنه
11:24 آنها درختان خرما هستند که برای به دست آوردن میوه آنها داده می شود
11:29 یکی از فواید صحبت کردن
11:32 از صحبت کردن سود ببرید
11:34 ممنوعیت فروش عمده بر اساس فریب
11:38 در این حدیث به فضیلت بخشش اشاره شده است
11:42 برهنه
11:46 از انس بن مالک رضی الله عنه
11:49 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
11:52 او فروش میوه ها را تا رسیدن آنها ممنوع کرد
11:56 در یک رمان
11:58 او از فروش میوه تا زمانی که خوب جلوه کند نهی کرد
12:02 و در مورد درختان خرما تا زمانی که شکوفا شوند
12:05 بنابراین به او گفته شد
12:06 و نمی درخشد
12:08 او گفت
12:09 تا زمانی که قرمز شود
12:11 در یک رمان
12:12 قرمز و زرد می شود
12:15 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
12:19 آیا دیدی که آیا خداوند میوه را حرام کرده است؟
12:22 چرا یکی از شما پول برادرش را می گیرد؟
12:26 نظر در حدیث
12:29 اگر خدا میوه را حرام کرد
12:31 یعنی اگر آفتی به آن برخورد کند آن را از بین می برد
12:35 چرا یکی از شما پول برادرش را می گیرد؟
12:38 یعنی به هر طریقی یکی از شما پول برادرش را می گیرد
12:42 اگر میوه آسیب دیده باشد
12:44 و منظور چیست
12:45 یکی از شما مال برادرش را حلال می داند؟
12:49 یکی از فواید صحبت کردن
12:53 از صحبت کردن سود ببرید
12:55 من فروش هایی را که متضمن فریب است، ممنوع می کنم
12:59 این شامل تشویق مردم به اجتناب از مصرف ناعادلانه پول مردم است
13:06 درب
13:07 آیا مرد صدقه اش را می خرد؟
13:10 عن عمر رضی الله عنه گفت
13:13 او را برای رضای خدا سوار بر اسب کردند
13:17 آنچه داشت را از دست داد
13:20 در یک رمان
13:21 او آن را فروخته شده یافت
13:24 بنابراین من می خواستم آن را بخرم
13:26 فکر می کردم ارزان می فروشد
13:29 پس از پیامبر صلی الله علیه و آله خواستم
13:33 گفت نخر
13:36 در رمان نخر
13:39 و روی صدقه خود حساب نکنید
13:42 و اگر یک درهم به شما بدهد
13:44 بازگشت در صدقه اوست
13:47 مثل آدمی که به استفراغ خود باز می گردد
13:50 نظر در حدیث
13:54 او را برای رضای خدا سوار بر اسب کردند
13:57 یعنی یک اسب برای مالکیت به او دادم
14:00 او می تواند هر کاری که می خواهد با آن انجام دهد
14:03 بنابراین او آن را از دست داد
14:05 هدف قدر آن را نمی دانست، پس آن را فروخت
14:09 فکر کردم، فکر کردم
14:12 ارزان می فروشد
14:14 یعنی کمتر از همین قیمت
14:16 و روی صدقه خود حساب نکنید
14:19 یعنی از صدقه خود برنگرد
14:22 بازگشت در صدقه اوست
14:24 یعنی آن که به آن برمی گردد
14:28 یکی از فواید صحبت کردن
14:32 از صحبت کردن سود ببرید
14:34 مشروعیت الگویی برای بیگانگی
14:37 چه اقدامات اسفناکی
14:39 حاوی مشروعیت امر به معروف است
14:42 و نهی از منکر
14:44 باب صدقه دادن به شخص وفادار
14:49 همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
14:52 از ابن عباس رضی الله عنه آنچه گفت
14:56 پیامبر صلی الله علیه و آله را یافت
14:59 چاتا مرده
15:01 من او را به غلام میمونه صدقه دادم
15:05 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
15:08 آیا دوست ندارید او را شلاق بزنید؟
15:11 در یک رمان
15:13 آیا از آن لذت می برید؟
15:16 گفتند مرده است
15:19 فرمود: خوردن آن حرام است
15:24 نظر در حدیث
15:26 از پوستش بهره بردی
15:28 گویی بعد از ورود داشت تصرفات می کرد
15:32 از آن لذت برد
15:34 یعنی سود بردی
15:36 با آن
15:37 یعنی با پوستش
15:39 یکی از فواید صحبت کردن
15:43 از صحبت کردن سود ببرید
15:46 پاکی پوست حیوان مرده با استفاده از شتر
15:49 حدیث بر جواز فروش پوست حیوان مرده دلالت دارد
15:54 قال عایشه رضی الله عنها
15:58 در بریره سه ساله بود
16:01 من آزاد شدم و بهترین ها را به من دادند
16:04 در یک رمان
16:06 پس پیامبر صلی الله علیه و آله او را صدا زد
16:09 او بهتر از شوهرش است
16:11 و او گفت
16:13 اگر فلان را به من داد
16:15 چه چیزی برای او ثابت شده است؟
16:17 بنابراین او خودش را انتخاب کرد
16:19 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
16:23 وفاداری به کسی که آزاد می شود
16:26 رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد
16:30 و یک چشمک بر آتش
16:33 پس نان و خون از خانه برای او آوردند
16:37 و او گفت
16:39 ریسمان را ندیدم؟
16:41 پس گفته شد
16:42 گوشت به عنوان صدقه برای Barira
16:45 و صدقه نمی خورید
16:48 او گفت
16:49 این یک صدقه برای او است
16:51 و ما یک هدیه داریم
16:53 نظر در حدیث
16:56 سه ساله
16:59 یعنی سه حکم
17:01 بنابراین من یک انتخاب داشتم
17:03 یعنی بهترین آنها پیامبر صلی الله علیه و آله است
17:06 در فسخ نکاح
17:08 شوهرش برده بود
17:10 وفاداری به کسی که آزاد می شود
17:12 وفاداری
17:14 رابطه حقوقی ناشی از رهایی
17:17 مقررات ویژه به ارث می رسد
17:20 مثل ارث
17:21 و یک چشمک
17:23 ریسمان
17:24 دیگ سنگی معروف به حجاز و یمن
17:29 پس به او نزدیک شد
17:32 هر پا برای او
17:33 و آدم
17:35 هر ادام
17:36 مانند روغن و سرکه و مانند آن
17:39 باب: اگر صدقه تبدیل شود
17:43 عن انس رضی الله عنه
17:47 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
17:50 گوشت را به عنوان صدقه به بریره بیاورید
17:54 و او گفت
17:55 این یک صدقه برای او است
17:57 او برای ما هدیه است
17:59 نظر در حدیث
18:02 گوشت بیار
18:05 هر گوشتی که به آن نزدیک باشد
18:07 یکی از فواید صحبت کردن
18:10 از صحبت کردن سود ببرید
18:13 در صورتی که صدقه گیرنده صدقه را دریافت کند و صاحب آن باشد
18:18 او ممکن است آن را دفع کند
18:20 از بیع و بخشش و مانند آن
18:24 حدیث دلالت بر این دارد که نهی از اشیاء مخصوص آنها نیست
18:29 اما به دلایل شناخته شده
18:31 اگر این بدی ها از آنها برطرف شود، برطرف می شود
18:35 باب دعای امام و دعای او برای صدقه گیرنده
18:42 از عبدالله بن ابی عوفاء
18:46 او یکی از صاحبان درخت بود
18:48 او گفت
18:49 او پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود
18:52 اگر مردمی به او صدقه دهند
18:55 او گفت
18:56 خدایا رحمتشون کن
18:59 پدرم برایش صدقه آورد
19:02 و او گفت
19:03 خدایا بر خاندان ابو عوفاء رحمت کن
19:07 نظر در حدیث
19:10 از صاحبان درخت
19:13 یعنی اهل بیعت با الرضوان
19:16 خدایا رحمتشون کن
19:18 صلوات او بر امتش صلوات الله علیه
19:22 برای آنها دعا کنید
19:24 و دعای امت بر اوست
19:26 دعایی برای او برای افزایش قرب و قرب
19:30 یکی از فواید صحبت کردن
19:34 از صحبت کردن سود ببرید
19:36 شرح فضیلت بیعت کنندگان رضوان
19:39 مستحب است برای انفاق کننده دعا کند
19:42 حاوی جواز دعا برای غیر انبیاء علیهم السلام است
19:48 باب پنج رکن
19:54 از ابوهریره رضی الله عنه
19:58 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
20:02 نابینایان توانا هستند
20:06 در یک رمان
20:07 زخمش بزرگ است
20:09 و در یک رمان
20:11 ذهنش قدرتمند است
20:13 و چاه قدرتمند است
20:15 و فلز قدرتمند است
20:17 و در پنج سنگ معدن
20:21 نظر در حدیث
20:24 مردم نابینا
20:25 یعنی جانور
20:27 و سمیت نابینایان
20:29 چون حرف نمیزنه
20:31 توانا
20:33 بدون اسراف
20:34 هیچ تضمینی وجود ندارد
20:36 فلز
20:37 یعنی در زمین
20:39 سنگ معدن
20:41 در اینجا منظور چیست؟
20:42 گنج جهل
20:45 یکی از فواید صحبت کردن
20:48 از صحبت کردن سود ببرید
20:50 اگر حیوان چیزی را بدون سهل انگاری از طرف صاحبش از بین ببرد
20:55 هیچ تضمینی وجود ندارد
20:57 نشان دهنده تعلیق اصول معاملات مالی است
21:04 سوره و نام امام شترهای دوستی در دست اوست
21:09 قال عن انس رضی الله عنه
21:12 وقتی ام سلیم به دنیا آمد
21:14 او به من گفت
21:16 ای انس
21:17 به این پسر نگاه کن
21:19 هیچ اتفاقی برای آنها نخواهد افتاد
21:21 تا زمانی که آن را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ببرید و او آن را بچشد
21:27 پس به سمتش رفتم
21:29 در یک رمان
21:30 از عبدالله بن ابی طلحه
21:33 بنابراین او در یک دیوار بود
21:35 در یک رمان
21:37 در معبد خدا
21:39 روی آن یک خمیسه حارثیه است
21:42 او پشتی را که در فتح روی آن آمده است علامت می‌زند
21:46 در یک رمان
21:48 شتر را دوستی می خواند
21:50 و در یک رمان
21:52 دیدم که گوسفندی را در گوشش مسموم می کند
21:57 نظر در حدیث
21:59 به این پسر نگاه کن
22:02 یعنی ذخیره کنید
22:04 هیچ اتفاقی برای آنها نخواهد افتاد
22:06 هر غذایی
22:08 شما با آن می شوید
22:09 یعنی تو باهاش برو
22:11 طعمش را می چشد
22:12 یعنی روی کام نوزاد می مالد
22:15 خرمای رسیده و مانند آن
22:18 او در یک دیوار است
22:20 دیوار، یعنی باغ
22:22 و یک خامیسه بر آن است
22:24 خمیسا عبایی مشکی مربع و علامت دار است
22:29 حارثیه
22:30 در اشاره به حارث
22:32 مرد سمور
22:34 و او بو می دهد
22:36 برچسب بزنید
22:37 نفوذ با علامت
22:39 برای سوزاندن و بریدن گوش
22:42 ظهر
22:43 منظور از شتر چیست؟
22:45 اسمش این بود
22:47 زیرا وزنه هایی را بر پشت خود حمل می کنند
22:50 یکی از فواید صحبت کردن
22:53 از صحبت کردن سود ببرید
22:56 مطلوب است که نوزاد را نزد یک مرد صالح ببریم
22:59 برای تحقیر او و دعا برای او
23:02 سوزاندن حیوان در صورت لزوم جایز است
23:07 و بر امام است
23:09 رسیدگی به صندوق های خیریه
23:11 و خودش بگیره
23:13 در حدیث، انجام کار حرفه ای جایز است
23:17 برای تمایل به افزایش دستمزد
23:19 برای بیرون راندن استکبار
23:21 دروازه های زکات فطره
23:27 باب وجوب زکات فطره
23:31 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
23:36 از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله تحمیل شد
23:40 زکات فطره
23:42 یک ساعت خرما
23:44 یا یک فنجان جو
23:46 بر برده و آزاد
23:48 و نر و ماده
23:50 پیر و جوان مسلمانند
23:53 دستور داد قبل از اینکه مردم برای نماز بیرون بروند آن را انجام دهند
23:58 نظر در حدیث
24:01 یک ساعت
24:04 قیمت چهار روزه
24:06 تقریباً معادل 2.5 کیلوگرم است
24:10 امر فرمود، یعنی زکات فطره
24:14 اجرا کردن، یعنی بیرون رفتن
24:17 به نماز، یعنی نماز عید
24:20 یکی از فواید صحبت کردن
24:23 از صحبت کردن سود ببرید
24:26 مقدار زکات فطره یک صاع از غذای کشور است
24:31 در حديث، مقدار و زمان زكات فطره به اختيار است
24:37 درب
24:41 زکات فطره صاع جو است
24:45 از ابوسعید خدری رضی الله عنه گفت
24:49 ما در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله می دادیم
24:54 در یک رمان
24:56 ما در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز فطر بیرون می رفتیم.
25:02 یا یک ساعت غذا
25:04 یا یک ساعت خرما
25:06 یا یک فنجان جو
25:08 در یک رمان
25:10 یا یک ساعت از چند بار
25:12 یا یک ساعت کشمش
25:14 در یک رمان
25:16 ابوسعید گفت
25:18 غذای ما جو و کشمش و اقات و خرما بود
25:24 وقتی معاویه آمد و السمره آمد
25:28 گفت: جزر و مدی از این معادل بدهکار می بینم
25:33 نظر در حدیث
25:37 به او می دادیم، یعنی زکات فطره می دادیم
25:41 در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
25:45 یعنی در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله
25:49 قهوه ای آمد، یعنی گندم شام
25:53 جزر و مد می بینم
25:55 جزر و مد یکی از رایج ترین مواردی است که شخص آن را گسترش می دهد
25:59 تقریباً معادل ششصد و بیست و پنج گرم است
26:04 رایج ترین شیر خشک، سفت و فسیل شده برای پختن با آن است
26:11 یکی از فواید صحبت کردن
26:15 از حديثى كه صحابى فرمودند، به دست مى آيد
26:18 ما در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله بودیم
26:22 او حکم اسمی دارد
26:24 به خصوص آنچه که با نظر محقق نمی شود
26:27 در این حدیث به ارزیابی زکات اشاره شده است
26:31 مشتمل بر اجتهاد صحابه رضی الله عنه نسبت به نص است
26:35 حاوی شرح آداب اصحاب رضی الله عنه در موارد اختلاف است.
26:41 باب: زکات فطره: صاع خرما
26:47 به حکم نافع
26:50 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
26:53 پیامبر صلی الله علیه و آله زکات فطره را تایید کرد
26:58 یا گفت رمضان
27:00 روی نر و ماده
27:02 آزاد و صاحب
27:04 یک سس خرما
27:06 یا یک سس جو
27:08 مردم نصف صاع گندم به آن دادند
27:12 در یک رمان
27:14 عبدالله رضی الله عنه گفت
27:16 پس مردم عدالت او را بدهکار گندم کردند
27:20 ابن عمر رضی الله عنه خرما می داد
27:25 مردم مدینه از خرما بی بهره بودند
27:28 پس جو داد
27:30 ابن عمر از طرف کوچک و بزرگ می داد
27:34 حتی اگر قرار باشد از طرف پسرم بدهم
27:38 ابن عمر رضی الله عنه آن را به کسانی می داد که می پذیرفتند
27:43 یک یا دو روز قبل از افطار به آنها داده شد
27:48 نظر در حدیث
27:52 بنابراین مردم با آن منصف بودند
27:54 یعنی ارزشهای معاویه رضی الله عنه و رضی الله عنها
27:58 یک صاع خرما و جو معادل آن در گندم است
28:02 از گندم یعنی از گندم
28:06 مردم مدینه از خرما بی بهره بودند
28:09 یعنی به خرما نیاز داشتند اما توان خرید آن را نداشتند
28:12 او آن را به کسانی می دهد که آن را می پذیرند
28:15 یعنی آن را به شخصی که امام برای جمع آوری زکات تعیین کرده می دهد
28:19 گفته شد به هر کس که بگوید من فقیر هستم می دهد.
28:24 به هر یک از اصحاب رضی الله عنه می دادند
28:29 یکی از فواید صحبت کردن
28:33 در این حدیث به مشروعیت سنجش زکات اشاره شده است
28:37 این کاری است که معاویه رضی الله عنه انجام داد
28:40 دادن زکات فطره یکی دو روز بعد جایز است
28:45 در آن سختی و نیاز آسان می کند
28:49 در آن، گفته التبیعی مبتنی بر اعمال صحابه رضی الله عنه بوده است.
28:56 در حدیث آمده است هر که بگوید من فقیر هستم زکات را قبول می کنم
29:01 داده می شود و از واقعیت فقر خود نمی پرسد