از مجموعهٔ صحيح البخاري · درس 4 از 44

مختصر صحيح البخاري | الحلقة (4) | كتاب الإيمان - 2

◉ 129 بازدید صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
بسم الله الرحمن الرحیم مرکز مزیت برای مطالعات و تحقیقات انسانی ارسال کنید خلاصه صحیح البخاری باب تمایز اهل ایمان در عمل از ابوسعید خدری می‌گوید: گفتیم یا رسول الله آیا در روز قیامت پروردگارمان را خواهیم دید؟ او گفت آیا در دیدن خورشید و ماه اگر صاف باشد مشکلی دارید؟ گفتیم نه او گفت زیرا در آن روز برای دیدن پروردگارت مشکلی نخواهی داشت مگر اینکه دیدن آنها برایتان دشوار است سپس گفت تماس گیرنده صدا می زند هر قومی به سوی آنچه می پرستیدند برود بنابراین صاحبان صلیب با صلیب خود می روند و صاحبان بت ها با بت های خود و اصحاب هر خدایی با خدایانشان تا کسانی که خدا را می پرستند باقی بمانند چه عادل و چه بد اخلاق و غبار از اهل کتاب سپس او را به جهنم می آورند به صورت سراب نمایش داده می شود به یهودیان گفته می شود چیزی که شما می پرستیدید گفتند عزیر پسر خدا را پرستش کردیم گفته می شود دروغ گفتی خدا نه همدم داشت و نه پسر هر چی بخوای گفتند از شما می خواهیم به ما آب بدهید گفته می شود بنوشید و به جهنم می افتند و در یک رمان پاپ کورن جواب نمیدی؟ در آتش محشور خواهند شد مثل یک سراب است که یکدیگر را نابود می کنند در آتش می افتند سپس به النصار گفته می شود چیزی که شما می پرستیدید و می گویند ما مسیح، پسر خدا را پرستش کردیم گفته می شود دروغ گفتی خدا نه همدم داشت و نه پسر هر چی بخوای و می گویند از شما می خواهیم به ما آب بدهید گفته می شود بنوشید و به جهنم می افتند تا کسانی که خدا را عبادت می کردند، چه صالح و چه فاسق، باقی بمانند در یک رمان پروردگار جهانیان نزد آنان آمده است به پایین ترین شکلی که او را دیدند و به آنها گفته می شود وقتی مردم رفته اند چه چیزی مانع شما می شود؟ و می گویند ما آنها را ترک کردیم ما امروز بیشتر به او نیاز داریم و صدای تماس گیرنده ای را شنیدیم هر قومی از آنچه می پرستیدند پیروی کنند اما ما منتظر پروردگارمان هستیم او گفت آنگاه قدرتمندان نزد آنان خواهند آمد و او می گوید من پروردگار شما هستم و می گویند تو پروردگار ما هستی و در یک رمان و می گویند ما چیزی را شریک خدا نمی کنیم دو سه بار فقط پیامبران با او صحبت می کنند و او می گوید آیا بین شما و او نشانه ای هست که او را بشناسید؟ و می گویند پا پایش را آشکار می کند هر مؤمنی بر او سجده می کند هر کس به نفاق خدا را سجده کند و او را بشنود بماند پس به سجده می رود بنابراین پشت او در یک لایه برمی گردد سپس پل آورده می شود و او را در میان پشت من تا جهنم قرار می دهند گفتیم ای رسول خدا و چه پلی او گفت اظهارات شرم آور دارای قلاب و قلاب روی آن است و حسکه مسطح شده است خار قلاب دار دارد در نجد خواهید بود به آن السدان می گویند زن بیمه شده مانند برق و صاعقه و مانند باد است مثل پشت اسبان و سواران مسلم فناج و یک بازمانده خراشیده و در آتش جهنم انباشته شد تا آخرین آنها بگذرد، درگ را می کشد تو در توسل من به حقیقت قدرتمندترین نیستی در آن روز برای شما روشن می شود که چه کسی مؤمن است برای توانا و اگر ببینند که زنده مانده اند در برادرانشان می گویند پروردگار ما، برادران ما با ما نماز می خواندند و با ما روزه می گیرند و با ما کار می کنند پس خداوند متعال می فرماید فقط برو هر کی رو تو دلش پیدا کنی میثقال آتش ایمان است پس او را بیرون آوردند خدا نکند عکس هایشان در آتش سوزانده شود و به سراغشان می آیند برخی از آنها تا پای خود در جهنم دفن شده اند و تا نیمه های پاهایش آنها کسانی را که می شناسند ترک خواهند کرد سپس آنها برمی گردند و او می گوید فقط برو هر کی رو تو دلش پیدا کنی میثقال نیمی از آتش است پس او را بیرون آوردند آنها کسانی را که می شناسند ترک خواهند کرد سپس آنها برمی گردند و او می گوید فقط برو هر که را در دلش پیدا کنی وزن یک اتم ایمان پس او را بیرون آوردند آنها کسانی را که می شناسند ترک خواهند کرد ابوسعید گفت اگر باور ندارید ادامه مطلب را بخوانید خداوند حتی ذره ای ظلم نمی کند اگر کار نیکی باشی چند برابر می شود پیامبران و فرشتگان و مؤمنان شفاعت خواهند کرد مرد توانا می گوید شفاعت باقی است مشتی آتش می گیرد با یک پا چاشنی بیرون می آید در نهری با دهانه های بهشت انداخته می شوند به آن آب حیات می گویند آنها در لبه های آن جوانه می زنند، همانطور که دانه ای در اعماق یک سیل جوانه می زند. شما آن را در کنار صخره دیده اید کنار درخت هر چه از خورشید قابل رویت بود سبز بود و آنچه در سایه بود سفید بود مثل مروارید بیرون می آیند حلقه ها را روی گردن آنها می گذارد وارد بهشت خواهند شد اهل بهشت می گویند: اینان آزادگان رحمان هستند آنها را بدون هیچ کاری وارد بهشت کرد و هیچ کار خیری انجام ندادند و به آنها گفته می شود شما همان چیزی را که دیدید و با او هم همین طور است نظر در حدیث آیا شما آسیب می بینید؟ یعنی ضرری به شما می رسد؟ که آسیب است یعنی به کسی آسیب نده او با مشاجره، مشاجره یا آزار و اذیت به شما آسیبی نمی رساند با یکدیگر اختلاف نکنید و او را کافر کنید بیداری یعنی بدون ابر صاحبان صلیب آنها مسیحی هستند و صاحبان بتها آنها مشرک هستند و اصحاب هر خدایی با خدایانشان یعنی عابد و معبودی که به آن راضی است آنها به هم فشرده شده اند منبر یعنی مطیع پروردگارش غیر اخلاقی یعنی مشغول گناه و فسق است و گرد و غبار هر باقی مانده یک سراب سراب اوست که وسط روز در گرمای شدید همه مردم را روی زمین صاف می بیند براق مثل آب دروغ گفتی منظور چیست؟ آنها در مقاله خود عزیر بن الله دروغ گفتند و سقوط می کنند یعنی به دلیل تشنگی شدید و دمای بیش از حد آنها دروغ گفتی یعنی در گفته هایشان دروغ گفته اند مسیح پسر خداست چه چیزی شما را عقب نگه می دارد؟ هر چه مانع شما شود ما آنها را ترک کردیم یعنی مردم را از خدایانشان جدا کردیم ما آنها را همراهی نکردیم ما امروز بیشتر به او نیاز داریم یعنی امروز ما به پروردگارمان محتاجیم و صدای تماس گیرنده ای را شنیدیم هر قومی از آنچه می پرستیدند پیروی کنند آنها جزو کسانی نیستند که این خدایان را می پرستند آیه بدون علامت نفاق و شهرت یعنی دیدن و شنیدن بنابراین پشت او در یک لایه برمی گردد یعنی مهره های کمرش همسطح است یک استخوان می شود که برای سجده خم نمی شود پل یعنی مسیر خوش شانس ابطال لغزنده است یک لغزش جایی که پا می لغزد و منظور چیست لغزنده با لیز خوردن پا قلاب قلاب هر قطعه آهن کج است و قلاب به معنی قلاب و حسکه گیاهی است که میوه ای درشت دارد مربوط به پشم گوسفند شاید بتوانید مانند آن آهن را برای جنگ مصرف کنید پهن شده یعنی طیف وسیعی عقیفه یعنی کج دو تا میمون گیاهی خاردار با مرتع خوب مثل یک مهمانی یعنی در یک چشم به هم زدن مثل نعل اسب یعنی مثل یک اسب خوب و مسافران شتر خراشیده شده یعنی خراشیده و پاره شده مکدوس یعنی کشته شد تجدید نظر بدون ادعا وایت اتم چیزی است که در پرتوی از نور خورشید دیده می شود خدا نکند عکس هایشان در آتش سوزانده شود به افتخار او سجده کند یا پر شده؟ یعنی سوختند و سیاه شدند با دهان های بهشت دهانه کوچه ها و رودخانه ها آغاز است و منظور چیست باز کننده راههای کاخ های بهشت آب حیات نشانه این است که بعد از آن نابود نمی شوند آنها پس از شستن در آن زندگی می کنند و نمی میرند و بدن آنها را بارور کنید لبه من لبه سمت قرص نام تمام غلات که حبوبات هستند اگر هم زده شود می شکند بعد اگر از کنارش باران ببارد رشد می کند در دانلود تورنت دانلود کنید آنچه را که سیل از همه چیز حمل می کرد از خاک رس و چیزهای دیگر اگر درد شدید شود در یک روز و یک شب رشد می کند بنابراین او به سرعت کارخانه آنها را به خیابان گفت انگار مروارید بودند هر رنگ سفید و عینکی گردن آنها حلقه دارد او می خواست که چیزهای طلایی مانند حلقه به گردن آنها آویخته شود نشانه ای که با آن شناخته می شوند از نظر پاکی مانند مروارید هستند این علامت مخصوص گردن است زیرا گردن از آتش آزاد شد یک شخص است اتاق الرحمن یعنی آنها را از آتش آزاد کنید و هیچ کار خیری انجام ندادند هر کار خیری و مؤمن هستند یکی از فواید صحبت کردن اولا ادله قرآن و سنت جمع شده است و اجماع صحابه و سلف امت برای اثبات رؤیت خداوند متعال در آخرت برای مؤمنان دوما مراد از گفتار او صلی الله علیه و آله چیست برای شما نیز دیدن آنها دشوار است بینایی در وضوح به بینایی تشبیه شده است رفع شبهه و رفع اختلاف مقصود این نیست که مرئی را با مرئی مقایسه کنیم سوم حاوی شواهدی بر برتری خداوند متعال است بر خلقت او چهارم مردم آن روز آنها در این دنیا از اعتقادات خود پیروی خواهند کرد پنجم از خدا بخواه تا سختی ها را از آنان بزداید ششم شیخ الاسلام گفت تفاسیر نقل شده از صحابه آشکار شد و آنچه از حديث نقل كرده است و من همان طور که خدای متعال خواست از آن قیام کردم از کتاب های بزرگسالان و کودکان بیش از صد تفسیر تا به حال از هیچ یک از صحابه روایتی نیافتم برخی از آیات صفات را تفسیر کرد یا احادیث درباره صفات برخلاف مفهوم معروفش بلکه تصمیم گیری و تایید آن بر عهده آنهاست توضیح اینکه این یکی از صفات خداوند است آنچه با سخنان مفسران منافات دارد چیزی که فقط خدا می تونه حساب کنه و نیز در آنچه ذکر و ذکر می کنند در مورد آنها بسیار است و این کامل است من آنها را در حال دعوا ندیدم مگر در آنچه خداوند متعال می فرماید روزی که یک پا را آشکار می کند از ابن عباس و گروهی روایت شده است منظور از شدت چیست خداوند سختی های آخرت را آشکار می کند از ابوسعید و گروهی آنها از نظر خصوصیات دشمن او هستند طبق حدیثی که ابوسعید در دو صحیحه نقل کرده است هفتم حدیث حاوی شرح صراط است که پلی بر روی جهنم است افراد در ترافیک به سه بخش تقسیم می شوند سوگند مسلمان چیزی دریافت نمی کند او قسم خورد که خراش دهد، سپس تحویل دهد و تمام کند و قسم خورد که به جهنم خواهد افتاد هشتم شدت عنایت مؤمنان با شفاعت برای برادرانشان نهم گروهی از موحدان نافرمان وارد جهنم می شوند و از آن بیرون می آیند متون این را نشان دادند متکی بر آن به اتفاق آرا مورد توافق است دهم کسانی که مرتکب گناهان کبیره می شوند برای همیشه در جهنم نمی مانند قرآن و سنت بر این امر دلالت دارند و اجماع اسلاف ملت یازدهم در حدیث است که آتش آثار سجده را نمی خورد دوازدهم اهل ایمان در عمل با هم اختلاف دارند سیزدهم اعمال ایمانی چهاردهم ایمان با اطاعت زیاد می شود و با نافرمانی کاهش می یابد پانزدهم دلیل شفاعت پیامبران و فرشتگان و مؤمنان شانزدهم مردم در آتش جهنم خواهند بود آنها در مدت اقامت در جهنم با هم تفاوت دارند XVII در حدیث شواهدی وجود دارد که کار فایده ای ندارد جز آنچه دل و همراهی نیک برای او مهیا کرد هجدهم اصرار فصیح بندگان به اطاعت زیرا اگر به بندگان نافرمان خود بر طبق آنچه ذکر کرد مهربانی کند چگونه با بندگان نیکوکار خود مهربان نباشد؟ گرچه رحمت او به نیکوکاران نزدیک است نوزدهم در این حدیث اشاره شده است که خداوند متعال را دارای توانایی بر نعمت می داند. آشكار كردن اندوه و آشکار ساختن آنچه پنهان است تفاوت او با بت ها که از آن هیچ امیدی به خیر و صلاح نیست بیستم در حدیث سرزنش و سرزنش منافقین آمده است وقتی در آخرت به سجده دعوت می شوند به آنها مؤمن واقعی نیز گفته می شود سجده بر آنها محال است پشتشان یک لایه برگشت پس خداوند نفاقشان را به آنها نشان داد و من بر آنها استدلال کردم از ابوسعید خدری می‌گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند در حالی که من خوابم دیدم افرادی به من پیشنهاد می دهند و پیراهن به تن دارند برخی از آنها به سینه می رسد و چه چیزی کمتر از این آن را به عمر بن خطاب عرضه کرد او یک پیراهن روی خود دارد گفتند تو این را نفهمیدی یا رسول الله او گفت دین نظر در حدیث مجموعه پیراهن لباس شناخته شده سینه جمع سینه است به آن مرد و زن می گویند و چه چیزی کمتر از این یعنی کوتاه تر او را می کشاند جراح به آنچه باقی می ماند اشاره دارد و مردم از آن بهره مند شدند غیر از اینکه او را برای اسب به این دنیا بکشانند مذموم است یکی از فواید صحبت کردن اولا اعمال ایمانی ایمان و دین معنایی دارند دوما تمایز افراد با ایمان سوم سوال در مورد چشم انداز و پیراهن در خواب دین کشش آن نشان دهنده حفظ جلوه های زیبای آن است چهارم بیان فضیلت عمر رضی الله عنه پنجم ستایش اصحاب نیکوکار برای عالم جایز است اگر در امان باشیم، او وسوسه می شود درب زندگی ایمانی از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم پیامبر صلی الله علیه و آله از آنجا گذشت مردی که او را در زندگی سرزنش می کند او می گوید خجالت میکشی حتی انگار می گفت به دردت خورد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند بگذار با ایمان زندگی کند نظر در حدیث زندگی یکی از صفات و اهل ایمان است او در زندگی سرزنش می شود او را از آن نهی کند و عملش را برایش خوار کند و از او می ترسد بیش از حد آن یک کمبود است و زندگی خلقتی که به ما احساس زشتی می دهد از قصور در حق صاحب حق نهی شده است یکی از فواید صحبت کردن اولا زندگی اهل ایمان دوما در حدیث هشدار به پرهیز از زشتی ها و زشتی های آن و هر کاری که از انجامش خجالت می کشد درب اگر توبه کردند و نماز را به جا آوردند و زکات دادند، رها کنید از ابن عمر رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند به من دستور داده شد که با مردم بجنگم تا شهادت دهند که معبودی جز خدا نیست و اینکه محمد رسول خداست و نماز را به جا می آورند و زکات می دهند اگر این کار را انجام دهند خون و ثروتشان از من محفوظ است جز حق اسلام و حساب آنها نزد خداست نظر در حدیث و نماز را به جا می آورند با توجه به شرایط و ارکان آن به تحقق آن ادامه دهد جلوگیری کردند و حساب آنها نزد خداست یعنی فرمان اسرارشان به او ما هم از روی ظاهر قضاوت می کنیم یکی از فواید صحبت کردن اولا لازمه ادای دو کارمای شهادت برای ورود به اسلام دوما قضاوت ظاهری است هر که اسلام را نشان دهد و ارکان را انجام دهد بس کن سوم اگر مسلمانی کاری انجام دهد که حکم شرعی آن را مستلزم پاسخگویی به آن کند از قصاص یا مجازات یا جریمه آسیب دیده یا چیزی شبیه به آن در نظر گرفته شده است باب کسانی که می گویند ایمان عمل است از ابوهریره از رسول خدا صلی الله علیه و آله سؤال شد کدام کار بهتر است و او گفت ایمان به خدا و رسولش گفته شد پس چی؟ او گفت جهاد در راه خدا گفته شد بعد چی؟ او گفت حاج مبور نظر در حدیث جهاد در راه خدا پیشنهاد جهاد داد زیرا ممکن است مانند سایر تکالیف شایستگی مورد نیاز باشد منفعت آن به سایر نقاط کشور می رسد و چون در مورد تخم اسلام دروغ بود حاج مبور موجه اوست که آمیخته به گناه نیست و گفته شد خالص قابل قبول یکی از فواید صحبت کردن اولا شروع کرد از ایمان، بعد جهاد و بعد حج بسته به شرایط سوال کننده این اتفاق افتاد دوما اعمال ایمانی فصل: اگر اسلام درست نیست او باید تسلیم می شد یا از کشته شدن می ترسید از سعد فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گروهی را عطا کرد و من در میان آنها نشسته بودم. او گفت سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مردی را در میان آنان گذاشت که چیزی به او نداد. آنها آن را برای من دوست داشتند پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتم پس او را پیاده کردم پس گفتم در مورد فلانی چه حرفی داری؟ به خدا قسم او را مؤمن می بینم او گفت یا مسلمان او گفت مدتی سکوت کرد سپس آنچه در مورد آن می دانستم مرا تحت تأثیر قرار داد پس گفتم ای رسول خدا در مورد فلان چه حرفی داری؟ به خدا قسم او را مؤمن می بینم او گفت یا مسلمان او گفت مدتی سکوت کرد سپس آنچه در مورد آن می دانستم مرا تحت تأثیر قرار داد پس گفتم ای رسول خدا در مورد فلان چه حرفی داری؟ به خدا قسم او را مؤمن می بینم او گفت یا مسلمان منظورم اینه و او گفت من به مرد می دهم و دیگران نزد من از او محبوبترند از ترس اینکه روی صورتش در آتش انداخته شود نظر در حدیث فصل: اگر اسلام درست نیست اگر اسلام چنین است صاحب آن در آخرت از آن بهره ای نبرد راحتي هر گروهی آنها مرا دوست داشتند یعنی بهترین و صحیح ترین آنها به نظر من در مورد فلان چه حرفی داری؟ یعنی هر دلیلی که شما از فلان دور شوید و فلانی استعاره از نامی که گوینده با آن نامگذاری شده است پس او را پیاده کردم یعنی جام او و مونولوگ و موعظه این راز بین دو نفر است روی صورتش در آتش افکنده شود یعنی وارونه در آتش انداخته می شود و منظور چیست قلبش را پر از بخشش می کنم از ترس کفر و مانند آن اگر ندهد یکی از فواید صحبت کردن اولا جواز شفاعت در اموری که حرام نیست و احضاریه در همین موضوع را بررسی کنید اگر منجر به اسپویلر نشود دوما اگر شفاعت کننده برای منفعت بیشتر، شفاعت را رد کند، گناهی ندارد او باید از شفاعت کننده عذرخواهی کند او بهانه خود را برای امتناع او توضیح می دهد سوم مشتاق هدایت ناهیدگان بر مهربانی با شخص هدایت شده تأکید کنید چهارم مشروعیت پول دادن به افراد منافق حقیقت اسلام نیست از طریق نوشتن برای علاقه غالب پنجم راهنمایی برای ترک سوال VI معنای ظاهری حدیث اگر با هم جمع شوند بین ایمان و اسلام فرق است