از مجموعهٔ صحیح البخاری
· درس 53 از 90
خلاصه صحیح البخاری | قسمت (53) | کتاب تشییع جنازه - 5
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
یک مرکز سود
0:06
برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09
او ارائه می دهد
0:10
خلاصه صحیح البخاری
0:15
درب
0:19
مرده ها صدای ضرب و شتم دمپایی را می شنوند
0:22
عن انس رضی الله عنه
0:25
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
0:30
وقتی خادم را در قبرش می گذارند
0:32
و بر عهده بگیرد
0:34
و یارانش رفتند
0:35
حتی صدای تق تق را می شنید
0:39
دو فرشته نزد او آمدند
0:41
پس او را به نشستن واداشتند
0:42
و به او می گویند
0:44
درباره این مرد محمد صلی الله علیه و آله چه گفتی؟
0:50
و او می گوید
0:51
شهادت می دهم که او بنده خدا و رسول اوست
0:55
گفته می شود
0:56
به صندلی خود در کنار آتش نگاه کنید
0:59
خداوند جای تو را در بهشت جای دهد
1:03
او همه آنها را می بیند
1:06
و اما کافر یا منافق
1:09
و او می گوید
1:10
من نمی دانم
1:12
من همان چیزی را می گفتم که مردم می گویند
1:15
گفته می شود
1:16
نه می دانستم و نه دنبال می کردم
1:19
سپس با چکش آهنی بین گوش هایش می زند
1:24
فریاد می زند که به جز گریه های سنگین، همه در کنارش خواهند شنید
1:30
نظر در حدیث
1:34
برده
1:35
یعنی مؤمن
1:37
و بر عهده بگیرد
1:38
یعنی روی برگرداند و یارانش رفتند
1:41
ضربه ی کف پایشان
1:42
وقتی پا به زمین می گذارند صدای دمپایی است
1:46
دو فرشته نزد او آمدند
1:48
آنها منکر و نکر هستند
1:51
پس او را به نشستن واداشتند
1:52
یعنی او را بنشیند
1:54
او همه آنها را می بیند
1:56
یعنی آن دو معلول که یکی اهل بهشت و دیگری اهل جهنم است
2:02
نه می دانستم و نه دنبال می کردم
2:04
یعنی از علم و تلاوت خود بهره ای نبردی
2:08
غیر از این گفته شد
2:11
به جز سنگین ها
2:12
یعنی انس و جن
2:15
یکی از فواید صحبت کردن
2:19
معنای ظاهری حدیث
2:20
این نشان می دهد که مرده اطرافیان خود را می شنود
2:24
در حدیث ثابت شده است که دو فرشته از مرده در قبرش سؤال کردند
2:29
و از مرده در قبرش از پیامبر صلی الله علیه و آله سؤال می شود
2:34
در حدیث بر سعادت و عذاب قبر ثابت شده است
2:38
و مرده جایگاه خود را در بهشت و جایگاه خود را در جهنم می بیند
2:44
دلالت بر جايز بودن كفش زائر قبور دارد
2:50
ثابت می کند که موجودات عذاب قبر را می شنوند
2:54
جز انس و جن
2:56
تقلید در اعتقادات را محکوم می کند
2:59
برای مجازات هر کسی که آن را گفته است
3:01
من همان چیزی را می گفتم که مردم می گویند
3:04
حدیث دلالت دارد که نجاتی جز پیروی از پیامبر صلی الله علیه و آله نیست.
3:14
باب: هر که بخواهد در ارض مقدس یا اطراف آن دفن شود
3:20
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
3:24
فرشته مرگ بر موسی علیه السلام فرستاده شد
3:28
وقتی آمد، آن را ضرب کرد
3:31
پس نزد پروردگارش بازگشت و گفت:
3:34
مرا نزد برده ای فرستادی که نمی خواست بمیرد
3:38
خداوند چشمش را به او برگرداند
3:41
و او گفت
3:42
برگرد و بهش بگو
3:44
دستش را روی گاو نر می گذارد
3:47
او به مدت یک سال هر چیزی را که دستش با هر تار مو می پوشاند به دست می آورد
3:52
او گفت
3:53
بله، پروردگار، پس چه؟
3:56
او گفت
3:57
بعد مرگ
3:59
او گفت
4:00
بنابراین در حال حاضر
4:02
او از خدا خواست که او را در فاصله ای دورتر به سرزمین مقدس نزدیک کند
4:08
او گفت
4:09
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:13
اگه اون موقع بودی
4:14
تا قبرش را به شما نشان دهم
4:17
کنار جاده
4:19
در تپه سرخ
4:22
نظر در حدیث
4:25
ببندش
4:27
یعنی طوری زد که چشمش را بیرون آورد
4:30
پس به سوی پروردگارش بازگشت
4:32
یعنی فرشته مرگ به سوی خداوند متعال بازگشت
4:36
به برده ای که نمی خواهد بمیرد
4:38
یعنی موسی علیه السلام
4:41
روی یک گاو نر
4:43
یعنی پشتش
4:45
پس از خدا خواست که او را به او نزدیک کند
4:47
یعنی نزدیک کردنش
4:49
از سرزمین مقدس
4:51
یعنی بیت القدس
4:53
یک پرتاب سنگ
4:55
یعنی اگر رامن سنگ را از آن محل که الان محل قبر اوست پرتاب می کرد
5:01
برای رسیدن به اورشلیم
5:04
اگه اون موقع بودی
5:06
یعنی آنجا در اورشلیم
5:09
تا قبرش را به شما نشان دهم
5:11
یعنی قبر موسی علیه السلام
5:13
در تپه سرخ
5:16
شن جامعه است
5:18
یکی از فواید صحبت کردن
5:22
در حدیث نام فرشته مرگ و کارکرد او آمده است
5:26
این نشان می دهد که پادشاه توانایی تصور تصویری غیر از تصویر خود را دارد
5:32
حکایت از مطلوبیت دفن در مکان های با فضیلت دارد
5:35
شایستگی آن در متن ثابت شده است
5:38
حدیث یکی از نشانه های نبوت است
5:41
چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
5:44
در محل قبر موسی علیه السلام
5:47
ایشان رضی الله عنه تصریح نکرده اند
5:49
با توضیحات دقیق
5:52
برای جلوگیری از بهانه
5:54
که در آن موسی علیه السلام بر فرشته مرگ سیلی زد
5:58
چون نمی دانست
6:02
فصل دعا برای شهید
6:06
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
6:10
او پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود
6:13
این دو مرد را گرد هم می آورد
6:15
هر که کسی را در یک جامه بکشد
6:18
بعد می گوید
6:20
کدام یک از آنها بیشتر قرآن می خواند؟
6:23
اگر یکی از آنها به او تذکر داده شود
6:27
پاهایش در قبر است
6:29
و او گفت
6:30
من در روز قیامت بر آنان گواه خواهم بود
6:35
دستور داد آنها را در خون خود دفن کنند
6:37
آنها نه شسته شدند و نه بر آنها نماز خواندند
6:41
در یک رمان
6:43
جابر گفت
6:45
پدر و عمویم در یک کفن بودند
6:49
نظر در حدیث
6:53
هر که کسی را در یک جامه بکشد
6:56
یعنی یک قبر
6:58
و گفته شد
6:59
خدا رحمتش کند و درود فرستد
7:01
در صورت لزوم لباس بین دو قسمت تقسیم می شود
7:05
بیشتر گرفتن قرآن
7:07
یعنی تلاوت و حفظ بیشتر قرآن
7:12
قبر
7:13
دارد در کنار قبر می کند
7:16
من شهید این مردم هستم
7:18
یعنی به آنها شهادت می دهم که جان خود را به خدای متعال دادند
7:24
یکی از فواید صحبت کردن
7:27
در حدیث، فضیلت حامل قرآن بیان شده است
7:31
تقسیم جامه به صورت کفن بین دو نفر جایز است
7:35
برای ضرورت
7:36
حتی اگر فقط قسمتی از بدنش را بپوشاند
7:40
شامل معرفی مؤلف قرآن است
7:43
اگر در تلاوت مساوی باشند
7:45
قدیمی ترین آنها ارائه شد
7:47
آن سن یک فضیلت دارد
7:49
در حدیث است که شهید را با خون خود دفن کردند
7:52
عمل با یک سیگنال قابل درک مجاز است
7:58
عنقبه بن عامر
8:00
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
8:03
او یک روز بیرون رفت
8:04
برای خاندان احد دعا کرد
8:06
دعای او برای اموات
8:09
در یک رمان
8:11
رسول خدا صلی الله علیه و آله دعا کرد
8:14
برای کشتن کسی
8:16
هشت سال بعد
8:18
مثل سپرده گذار برای زنده و مرده
8:22
سپس بالای منبر رفت و گفت
8:25
من نسبت به تو بی تفاوتم
8:27
من شهید شما هستم
8:30
به خدا الان دارم به یک حوض نگاه می کنم
8:34
و کلیدهای گنجینه های زمین به من داده شده است
8:37
یا کلیدهای کف
8:40
به خدا سوگند نمی ترسم پس از من شریک خدا قرار دهید
8:45
اما من می ترسم که شما در آن رقابت کنید
8:50
در یک رمان
8:52
او گفت
8:53
آخرین نگاهی که نگاه کرد به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
9:01
نظر در حدیث
9:04
دعای او برای اموات
9:06
یعنی نماز میت معمولی
9:09
سپس به منبر رفت
9:12
منظور چیست؟
9:13
برای ایراد خطبه بالای منبر رفت
9:16
من نسبت به تو بی تفاوتم
9:18
زیاده روی
9:19
اوست که پیشروی می کند و بر آنچه می آید پیشی می گیرد
9:22
به تناسب قاعدگی و سطل و مانند آن
9:26
کلید گنجینه های زمین به شما داده شد
9:29
اشاره ای به پادشاهی هایی که برای ملت او گشوده شد
9:34
پس پول آن را گرفتند و صاحب خزانه های آن شدند
9:37
مانند گنجینه های کسری و قیصر
9:40
تا در آن رقابت کنند
9:42
یعنی در دنیا
9:44
و رقابت
9:46
میل به چیزی و خلوت با آن
9:49
یکی از فواید صحبت کردن
9:53
حدیث دلالت دارد که حوض موجودی است که امروزه وجود دارد
9:57
و واقعی است
9:59
حدیث یکی از نشانه های نبوت است
10:02
جایی که پیامبر صلی الله علیه و آله در این دنیا به حوض نگاه کرد و از آن خبر داد
10:08
که در آن کلید گنجینه های زمین به پیامبر صلی الله علیه و آله داده شد.
10:14
و امّت او پس از او صاحب آن شدند
10:17
در حدیث است که صحابه رضی الله عنهم
10:21
هیچ ترسی از افتادن آنها در دام وجود ندارد
10:24
قسم خوردن بدون قسم جایز است
10:28
حاوی هشداری در برابر حسادت و بخل است
10:33
باب اذخیر و حشیش در قبر
10:37
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
10:41
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در روزی که حمکه خرد شد فرمود
10:46
بدون مهاجرت
10:48
اما جهاد و نیت
10:51
اگر بسیج هستید، پس بسیج شوید
10:54
این کشوری است که خداوند آن را در روزی که آسمان ها و زمین را آفرید حرام کرد
11:00
حرمت خدا تا روز قیامت حرام است
11:05
جایز نبود قبل از من در آنجا بجنگد
11:09
در طول روز فقط یک ساعت به سراغم می آمد
11:14
در یک رمان
11:15
فقط یک ساعت ابدیت
11:19
حرمت خدا تا روز قیامت حرام است
11:23
از خارهایش حمایت نمی کند
11:25
او از شکار بدش نمی آید
11:27
فقط آنهایی که او را می شناسند ضربه او را می زنند
11:32
در یک رمان
11:33
به جز یک خواننده
11:36
و از بین نمی رود
11:39
العباس گفت
11:40
ای رسول خدا
11:42
جز الذخیر
11:44
برای امرار معاش و خانه هایشان است
11:47
در یک رمان
11:49
برای جواهر فروشان و قبرهایمان
11:52
او گفت
11:53
گفت: مگر الذخیر.
11:56
نظر در حدیث
12:00
بدون مهاجرت
12:01
یعنی بعد از افتتاحیه
12:03
و اگر بسیج می کنید، بسیج کنید
12:05
یعنی اگر امام تو را صدا زد بیرون برو بیرون برو بیرون
12:10
فقط یک ساعت در روز
12:12
یعنی کمی زمان و مکان
12:15
یه روزی بود
12:17
روز کاملی نبود
12:20
از خارهایش حمایت نمی کند
12:22
یعنی قطع نمی کند
12:23
او از شکار بدش نمی آید
12:25
یعنی او را هیجان زده نمی کند
12:27
و هنگامی که از بیگانگی او نهی کرد
12:29
شکارچی او از این ممنوعیت مطمئن بود
12:33
چه کسی او را می شناخت؟
12:34
هر کس که می خواهد او را بشناسد
12:36
تا صاحبش بیاید
12:39
از بین نمی رود
12:41
یعنی کلیه هایش قطع نمی شود
12:44
الذخیر
12:45
گیاهی خوشبو است
12:48
به آنها آموزش دهید
12:49
القین
12:50
عزاداری
12:52
و برای خانه هایشان
12:54
یعنی برای پشت بام خانه هایشان
12:57
یکی از فواید صحبت کردن
13:00
از صحبت کردن سود ببرید
13:03
تقدیس مکانها و تکریم آنها با متن، نه با نظر
13:07
در آن حریم از آن پیامبر صلی الله علیه و آله است
13:11
فقط با متن ثابت می شود
13:14
مکه در آن احکام خاص خود را دارد
13:18
پس چیزها در آن حرام است
13:20
در کشورهای دیگر ممنوع نیست
13:23
بیان می کند که قطع گیاه مکه جایز نیست
13:26
که خود به خود به اتفاق آرا رشد می کند
13:29
و معنای ظاهری حدیث
13:31
این نشان می دهد که درختان مضر مانند خار هستند
13:34
از حرم بریده نیست
13:36
و در آن عکس فوری از حرم است
13:39
با عکس فوری در کشورهای دیگر متفاوت است
13:42
بررسی علما از نظر مصالح قانونی عمومی جایز است
13:47
و برای انجام این کار در کنیسه ها و صحنه ها پیشقدم شوید
13:52
مقام عباس را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بیان می کند
14:00
درب
14:01
آیا میت از قبر و قبر بیرون می آید؟
14:06
عن جابر رضی الله عنه گفت
14:09
وقتی کسی نیامد
14:11
پدرم از شب به من زنگ زد
14:13
و او گفت
14:14
کشته شدن او را فقط در میان اولین یاران پیامبر صلی الله علیه و آله دیدم که کشته شد.
14:22
من هرگز کسی را برای خودم عزیزتر از تو پشت سر نمی گذارم
14:26
غیر از روح رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
14:30
علی دست ماست
14:33
بنابراین تصمیم گرفته شد
14:34
و خواهرانتان را خوب نصیحت کنید
14:37
پس ما شدیم
14:39
او اولین کشته شد
14:41
دیگری را با او در قبر دفن کردند
14:44
بعد من نمی خواستم او را با دیگری بگذارم
14:48
بنابراین من آن را پس از شش ماه استخراج کردم
14:52
پس مثل روزی بود که هانیه آن را پوشید
14:55
گوشش را عوض کرد
14:58
نظر در حدیث
15:01
آنچه او به من نشان داد
15:02
چیزی که من فکر می کنم
15:05
برای من از تو عزیزتر
15:06
یعنی گرانبهاترین و محبوب ترین
15:09
من بدهی دارم
15:11
دین برای یک یهودی تاریخ بود
15:14
و خواهرانتان را خوب نصیحت کنید
15:17
او نه خواهر داشت
15:19
غیر از این گفته شد
15:21
دیگری
15:23
او عمر بن الجموح انصاری رضی الله عنه است
15:27
مثل روزی که هانیه گذاشت
15:30
یعنی به زودی
15:31
گوشش را عوض کرد
15:33
یعنی تغییر کرد
15:35
یکی از فواید صحبت کردن
15:39
از صحبت کردن سود ببرید
15:41
تشویق به اراده کردن برای آینده، علیرغم فکر از دست دادن
15:46
شدت محبت به اصحاب رضی الله عنه را بیان می کند
15:50
به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
15:53
و محبت خود را به ایشان تقدیم می کند
15:57
در مورد عشق پدر و فرزند
16:00
شامل وصیت به خواهر است
16:02
در حدیث است که بدن شهید را زمین نمی خورد
16:09
فصل: اگر پسری اسلام آورد و بمیرد
16:12
بر او نماز بخواند؟
16:14
آیا باید به پسر پیشنهاد اسلام داد؟
16:17
از عبدالله بن عمر
16:19
آن عمر بن الخطاب
16:21
با رسول خدا صلی الله علیه و آله به راه افتاد
16:25
در جمعی از یارانش پیش از ابن صیاد
16:29
تا اینکه او را در حال بازی با پسرها پیدا کرد
16:32
در اتم بانی ماقالا
16:35
ابن صیاد در آن روز به خواب نزدیک شد
16:38
متوجه نشد تا اینکه بر رسول خدا صلی الله علیه و آله ضربه زد
16:43
پشتش در دستش است
16:45
سپس گفت
16:46
شهادت می دهم که من رسول خدا هستم
16:49
به او نگاه کرد و گفت
16:52
شهادت می دهم که تو فرستاده بی سوادان هستی
16:55
سپس ابن صیاد گفت
16:58
شهادت می دهم که من رسول خدا هستم
17:00
از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تحمیل شد
17:04
در یک رمان
17:06
بنابراین او آن را رد کرد
17:07
سپس گفت
17:08
من به خدا و رسولانش ایمان آوردم
17:11
سپس به ابن صیاد گفت
17:14
چی میبینی؟
17:15
او گفت
17:16
راستگو و باطل نزد من می آیند
17:20
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
17:23
شما گیج شده اید
17:26
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
17:29
من چیزی را برای شما پنهان کرده ام
17:33
او گفت
17:34
او احمق است
17:35
او گفت
17:37
خفه شو
17:38
به سرنوشتت برنمی گردی
17:40
عمر گفت
17:41
ای رسول خدا
17:43
اجازه دارم گردنش را بزنم؟
17:46
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
17:50
اگر اوست، بر او مسلط نشوید
17:53
در یک رمان
17:55
اجازه دهید
17:56
اگر او باشد، نمی توانید او را تحمل کنید
17:59
حتی اگر او نباشد
18:01
کشتن او برای تو فایده ای ندارد
18:04
عبدالله بن عمر گفت
18:06
پس از آن رسول خدا صلی الله علیه و آله به راه افتاد
18:11
و ابی بن کعب الانصاری
18:14
یامان، درختان خرمایی که در آن پسر ماهیگیر است
18:17
حتی زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد
18:22
رسول خدا صلی الله علیه و آله موافقت کرد
18:25
از تنه درختان خرما محافظت می کند
18:28
از شنیدن چیزی از ابن صیاد تعجب کرد
18:31
قبل از اینکه ببیند
18:33
ابن صیاد با روبنده ای مخملی که صندل یا زمزمه داشت بر بالین خود حلقه زده بود.
18:41
در یک رمان
18:43
نماد یا گروه
18:46
ام بن صیاد پیامبر صلی الله علیه و آله را دید
18:50
او با تنه خرما از خود محافظت می کند
18:53
به ابن صیاد گفت
18:55
یعنی خالص
18:57
و این نام او است
18:58
این محمد است
19:00
ابن صیاد شکست خورد
19:03
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
19:06
اگر او را نزد من بگذاری
19:09
عبدالله گفت
19:11
رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان مردم قیام کرد
19:16
پس خدا را به خاطر آنچه سزاوارش بود ستایش کردیم
19:19
سپس از دجال یاد کرد
19:21
و او گفت
19:23
من به شما هشدار می دهم
19:25
هیچ پیامبری نیست که قوم خود را بیم نداده باشد
19:29
نوح به قوم خود هشدار داد
19:33
اما من چیزی در این باره به شما خواهم گفت که هیچ پیامبری به قوم خود نگفته است
19:39
میدونی که یه چشمه
19:41
و خدا یک چشم نیست
19:45
نظر در حدیث
19:48
راحت
19:49
آنها مردان زیر ده هستند
19:52
قبل از ابن صیاد
19:54
کدام جهت؟
19:55
در اتم بانی ماقالا
19:58
الاتم مانند قلعه است
20:00
و ماقالا را ساخت
20:01
یک شکم انصار
20:04
ابن صیاد در آن روز خوابی دید
20:07
یعنی نزدیک به بلوغ
20:09
رسول بی سوادان
20:12
منظورش مشرکان بی سواد عرب بود
20:15
و آنها نمی نوشتند
20:17
آن را تحمیل کند
20:18
یعنی هلش داد تا افتاد و شکست
20:22
و گفته شد
20:23
آن را روی هم قرار داده و فشرده کنید
20:25
چی میبینی؟
20:27
یعنی چیزی که به تو می رسد
20:29
شما گیج شده اید
20:31
یعنی شیطان شما آنچه را که از شما می شنود با دروغ های خود اشتباه می گیرد
20:37
رازی را برایت پنهان کردم
20:39
یعنی منظورم برای شما بود
20:41
سوره دخان ضمنی
20:45
درآمد
20:46
یعنی سیگار
20:48
خفه شو
20:49
یعنی سکوت کن و عزل
20:51
شما از سرنوشت خود تجاوز نخواهید کرد
20:53
چون شما یک کشیش هستید
20:55
شما از سرنوشت پیشگویان تجاوز نخواهید کرد
20:58
اگر او انجام دهد
21:00
یعنی دجال
21:02
او را اذیت نکنید
21:04
زیرا قاتل او عیسی علیه السلام است
21:08
ای سلامتی درختان خرما
21:09
یعنی منظورشان نخل است
21:12
بس است
21:13
یعنی گرفت و شروع کرد
21:15
پارسا
21:17
یعنی پنهان می کند
21:18
او گیج می شود
21:19
یعنی پنهان می شود، به امید شنیدن آنچه که حال ابن صیاد را توضیح می دهد
21:25
در گل تاج خروس
21:26
هر پوشش مخملی
21:28
حاوی رمّه یا زمزمه است
21:31
رمره و زمزمه
21:33
صدای پنهان
21:35
با حرکت دادن لب ها با کلماتی است که درک نمی شوند
21:39
ابن صیاد او را مجذوب خود کرد
21:41
یعنی آسیاب را متوقف کنید
21:44
اگر او را نزد من بگذاری
21:46
یعنی اگر مادر ابن صیاد پسرش را رها کرد
21:49
تا به ما نشان دهد که در مورد وضعیت واقعی او چه می بینیم
21:54
من به شما هشدار می دهم
21:55
یعنی من به شما هشدار می دهم
21:58
میدونی که یه چشمه
22:00
یک چشم
22:01
یکی از چشماش رفته بود
22:05
یکی از فواید صحبت کردن
22:08
حدیث دلالت بر عدم قطعیت در نزول احادیث در مورد وسوسه دارد
22:13
و احادیث آخرالزمان بر حقایق و مردم
22:18
این برگرفته از قول ایشان رضی الله عنه است
22:22
اگر او باشد
22:24
و جنیان به فالگیران دروغ گفتند
22:27
اصل فال گویی دروغ است
22:29
حدیث دلالت بر تصدیق امور دارد
22:33
حلال خون بی گناه را منع می کند
22:37
شرح فضیلت عمر رضی الله عنه در آن آمده است
22:40
استحکام او و استحکام دینش
22:43
این شامل هشداری علیه شارلاتان ها است
22:46
در حدیث، دجال الوهیت را ترک می کند
22:50
و به او قدرت های ماوراء طبیعی داده شد تا مردم را به بیراهه بکشاند
22:54
جز چشمش
22:56
او نمی تواند آن را دست نخورده برگرداند
22:58
در حدیث آمده است که انبیا علیهم السلام
23:02
مراقب دجال و وسوسه های او باشید
23:05
و در آن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
23:09
او آن را دقیق توصیف کرد تا مردم مراقب آن باشند
23:13
در حدیث خداوند متعال از صفات نقصان فراتر می رود
23:19
قال عن انس رضی الله عنه
23:23
پسری یهودی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود
23:28
بنابراین او بیمار شد
23:29
پیامبر صلی الله علیه و آله به عیادت او آمدند
23:34
پس بر سرش نشست
23:36
به او گفت: من مسلمانم.
23:39
در حالی که با او بود به پدرش نگاه کرد
23:41
به او گفت: از ابوالقاسم رضی الله عنه اطاعت کن.
23:47
پس اسلام آورد
23:49
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون آمد و فرمود:
23:53
ستایش خدایی را که او را از جهنم نجات داد
23:58
نظر در حدیث
24:01
او یک پسر یهودی بود
24:03
نام او عبدالقدوس بود
24:06
او آن را پس می دهد
24:07
کلینیک ویزیت بیمار خصوصی است
24:11
ستایش خدایی را که او را از جهنم نجات داد
24:15
یعنی او را نجات داد و از جهنم نجات داد
24:18
یکی از فواید صحبت کردن
24:22
از صحبت کردن سود ببرید
24:24
شرح کمال شفقت پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت به خلق
24:29
زیارت اهل ذمه جایز است
24:32
نشان دادن فضایل اسلام
24:35
و تشویقشان به اسلام آوردن
24:38
این شامل راهنمایی در مورد حسن همجواری و عهد است
24:41
استفاده از کافر و جوان جایز است
24:47
از ابن عباس رضی الله عنهم
24:51
در یک رمان
24:52
فقط مردان و زنان و کودکان ضعیف تلاوت می کردند
24:59
او گفت
25:00
من و مادرم جزو اقشار آسیب پذیر بودیم
25:04
در یک رمان
25:05
از مردان و زنان
25:08
و در یک رمان
25:09
من و مادرم جزو کسانی بودیم که خدا آنها را معذور کرد
25:13
من یکی از پسرها هستم
25:15
مادر من یک زن است
25:18
نظر در حدیث
25:22
من و مادرم بودیم، مادرش لبابه بنت الحارث هلالیه رضی الله عنه.
25:29
در میان مستضعفان کسانی هستند که در مکه اسلام آوردند و مشرکان از مهاجرت آنان باز داشتند.
25:36
آنها در میان آنها ضعیف ماندند و مورد آسیب شدید قرار گرفتند
25:43
یکی از فواید صحبت کردن
25:46
می توان از حدیث بهره مند شد، فضیلت ابن عباس رضی الله عنه.
25:52
در حديث به عدم وجوب به علت ناتواني و ضعف اشاره شده است
25:59
از ابوهریره میگوید:
26:02
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
26:06
فرزندی وجود ندارد اما مطابق طبیعت متولد می شود
26:10
پدر و مادرش او را یهودی و مسیحی می کنند
26:14
در یک رمان
26:15
یا او را لمس می کنند
26:17
شما دام هم تولید می کنید
26:20
در یک رمان
26:22
همانطور که یک حیوان جمع حیوانات را تولید می کند
26:25
آیا جدیتی در آن پیدا می کنید؟
26:29
تا خودت پیداش کنی
26:32
در یک رمان
26:34
سپس ابوهریره رضی الله عنه می فرماید:
26:37
فطرت خدایی که مردم را با آن آفرید
26:41
هیچ تغییری در خلقت خدا نیست
26:44
این دین ارزشمندی است
26:47
گفتند یا رسول الله
26:50
آیا کسی را دیده اید که در جوانی بمیرد؟
26:53
او گفت
26:54
خدا بهتر می داند که چه می کردند
26:59
نظر در حدیث
27:02
روی غریزه
27:03
خاستگاه طبیعت در زبان
27:05
آغاز خلقت
27:07
خداوند در دل همه مخلوقات تمایل قرار داده است
27:10
به احکام ظاهری و پنهان شرع
27:14
عشق به راستی و ایثار را در دل آنها قرار داد
27:18
این حقیقت طبیعت است
27:21
او را یهودی و مسیحی می کنند
27:24
یعنی با یهودی یا مسیحی کردن او را از خلق و خوی طبیعی خود منحرف می کنند
27:29
شما حیوانات تولید می کنید
27:31
منظور اعضاء سالم است
27:35
از پدربزرگم
27:36
یعنی گوش بریده
27:38
شما او را پیدا خواهید کرد
27:40
یعنی گوشش را بریدی
27:42
چون انجام می دادند
27:45
یعنی اگر به حد عقل و رؤیاهای خیس رسیدند
27:48
جمع
27:50
یعنی اعضای سالم
27:52
یکی از فواید صحبت کردن
27:56
از صحبت کردن سود ببرید
27:58
یهودیت و مسیحیت ادیان طبیعی نیستند
28:03
حدیث دلالت بر اهتمام به ایمان کودکان و سلامت فطرت آنها دارد
28:09
مثال زدن از واقعیت برای تبیین آن جایز است
28:14
در حدیث برهان علم برای خداوند متعال است
28:18
عالم غیب و مشهود