متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
یک مرکز سود
0:06
برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09
او ارائه می دهد
0:10
خلاصه صحیح البخاری
0:16
درب
0:19
آیا قبر مشرکان جاهلی را حفر می کنید؟
0:22
به جای آنها مساجد ساخته می شود
0:25
قال عایشه رضی الله عنها
0:29
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله شکایت کرد
0:33
برخی از همسرانش از کلیسایی یاد کردند که در سرزمین حبشه دیده بودند
0:38
او ماریا نام دارد
0:41
او ام سلمه و ام حبیبه بود که خداوند از هر دو راضی باشد
0:45
به سرزمین حبشه آمدند
0:48
به زیبایی و تصاویر آن اشاره کردند
0:52
سرش را بلند کرد و گفت
0:55
کسانی که اگر مرد صالحی بمیرد از جمله آنهاست
0:59
بالای قبرش مسجد ساختند
1:02
سپس آن عکس را در آن ساختند
1:05
اینها بدترین مخلوقات نزد خدا هستند
1:10
در یک رمان
1:11
اینها در قیامت بدترین آفریده ها نزد خدا هستند
1:16
نظر در حدیث
1:20
فصل: آیا قبر مشرکان جاهلی را می کَنید؟
1:24
نبش قبرها
1:26
بیرون آوردن مردگان از قبر آنها پس از دفن است
1:30
او شکایت کرد
1:31
هر بیماری
1:33
بیماری او رضی الله عنه بود که بر اثر آن درگذشت
1:37
برخی از زنان او
1:39
آنها ام سلمه و ام حبیبه رضی الله عنهم هستند
1:44
کلیسا
1:45
یعنی معبد مسیحی
1:47
ما آن را در سرزمین حبشه دیدیم
1:50
یعنی مهاجرت آنها
1:52
ام سلمه
1:53
او مادر مؤمنان است
1:55
هند بنت ابی امیه المخزومیه رضی الله عنه
2:00
و یک مادر عزیز
2:01
او مادر مؤمنان است
2:03
رمله بنت ابی سفیان رضی الله عنه
2:08
خوبه
2:09
چه تزیین زیبایی
2:11
تصاویر
2:13
هر گونه نقاشی و مجسمه
2:16
یکی از فواید صحبت کردن
2:20
از صحبت کردن سود ببرید
2:22
منع ساختن بر روی قبور و استفاده از آنها به عنوان مسجد
2:26
عکس گرفتن از انسان را ممنوع می کند
2:29
حدیث حاکی از قاعده انسداد بهانه است
2:34
نقل داستان از شگفتی هایی که می بیند جایز است
2:38
شامل نکوهش کسی است که حرام می کند
2:42
ملاحظه در احکام بر اساس شرع است نه عقل
2:48
باب نماز خواندن در جاهای شتر
2:52
به حکم نافع
2:53
از ابن عمر
2:55
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:58
شترش را به نمایش می گذاشت
3:00
پس او را دعا می کند
3:03
گفتم
3:04
دیدی که آیا مسافران منفجر شدند؟
3:07
او گفت
3:08
او این کوله پشتی را می گرفت و آن را اصلاح می کرد
3:12
پس تا آخرتش دعا می کند
3:14
یا پشت سرش را گفت
3:17
ابن عمر رضی الله عنه این کار را انجام می داد
3:21
پرواز در بحث
3:24
او کوه خود را نشان می دهد
3:26
یعنی به آن پیشنهاد می دهد
3:28
اگر مسافران باد کنند
3:30
یعنی آشفته شد و از جای خود حرکت کرد
3:34
او این کوله پشتی را می گرفت و آن را اصلاح می کرد
3:37
یعنی او را به صورت بلند می کند
3:40
زیرا اگر شترها برآشفتند
3:42
من مزاحم نمازگزار شدم
3:44
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
3:47
او را برای رفتن عجله می کند
3:49
او آن را یک ژاکت درست می کند
3:51
پس تا آخرتش دعا می کند
3:54
تخته ای است که سوار بر آن تکیه می کند
3:58
یکی از فواید صحبت کردن
4:02
از صحبت کردن سود ببرید
4:04
دعا برای حیوان ثابت شده جایز است
4:08
و اشکالی ندارد که نمازگزار خود را بپوشاند
4:10
با شتر و شتر در نماز
4:13
و دعای شتر
4:15
او مخالف حرام نماز نیست
4:17
در کت های شتری
4:19
چون محل سکونت مکان است
4:25
باب کراهت از نماز خواندن در قبرستان
4:29
از ابن عمر
4:30
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
4:34
نمازتان را در خانه هایتان بجا آورید
4:38
و آنها را قبر نکنید
4:42
نظر در حدیث
4:45
از دعای شما
4:47
مراد نماز اختیاری است
4:49
و آنها را قبر نکنید
4:52
خانه ای که در آن نماز نخواند مانند قبر است
4:56
یکی از فواید صحبت کردن
5:00
از صحبت کردن سود ببرید
5:01
قبر محل عبادت نیست
5:05
مشروعیت نماز اختیاری در منازل
5:08
اهل بیت از نمازگزار الگو بگیرند
5:14
باب نماز در اماکن کسوف و عذاب
5:19
از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
5:22
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از کنار سنگ گذشت
5:27
فرمود: به خانه كساني كه به خود ستم كردند وارد نشويد.
5:33
در یک رمان
5:34
وارد این شکنجه گران نشوید
5:38
باشد که آنچه به آنها می رسد به شما برسد
5:41
مگر اینکه گریه کنی
5:44
سپس سرش را تکان داد
5:46
سیری عجله کرد تا از دره گذشت
5:51
نظر در حدیث
5:54
باب نماز در اماکن کسوف و عذاب
5:58
خسوف رفتن به زمین و غیبت در آن است
6:03
با سنگ
6:04
الحجر کشوری است بین شام و حجاز
6:08
آنها خانه های ثمود، قوم صالح علیه السلام هستند
6:13
هیچ عذابی به آنها نرسید
6:16
سرش را پوشاند
6:20
وادی را حلال کرد، یعنی عبور از آن و دور زدن آن
6:25
یکی از فواید صحبت کردن
6:28
از صحبت کردن سود ببرید
6:30
از گرفتن خانه های شکنجه شدگان نهی کنید
6:33
یک وطن و یک مکان
6:35
این شامل راهنمایی در مورد رسیدگی در خانه های شکنجه شده است
6:42
درب
6:44
از عایشه و عبدالله بن عباس
6:46
او گفت
6:48
وقتی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد
6:52
شروع کرد به انداختن خامیسه روی صورتش
6:56
اگر از آن غمگین است
6:58
صورتش را آشکار کرد
7:00
گفت همینطور است
7:02
لعنت خدا بر یهود و مسیحیان باد
7:06
قبور پیامبرانشان را مسجد می گرفتند
7:10
مراقب کارهایی که انجام داده اند باشید
7:13
پرواز در بحث
7:17
وقتی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد
7:21
یعنی بیماری مرگ
7:23
هر اشتباهی بکنید
7:26
ژست ها یعنی گچ ها
7:28
خمیسا
7:30
این یک لباس نازک مربع با پرچم است
7:34
از پوست یا پشم ساخته شده است
7:37
احساس غم دارم
7:38
یعنی از گرما سیر شده بود
7:41
خدا لعنتش کنه
7:43
لعنت، اخراج و دور شدن از رحمت خداوند متعال است
7:48
یکی از فواید صحبت کردن
7:52
از صحبت کردن سود ببرید
7:54
مواظب باشید از سنت های یهودیان و مسیحیان پیروی نکنید
7:58
ساختن بر روی قبور و استفاده از آنها به عنوان مسجد را ممنوع کرده است
8:05
از ابوهریره
8:07
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:11
خداوند یهودیان را کشت
8:14
قبور پیامبرانشان را مسجد می گرفتند
8:19
پرواز در بحث
8:22
خدا جنگید
8:23
یعنی کشتن آنها
8:25
و گفته شد
8:26
مراد در اینجا نفرین است
8:29
یکی از فواید صحبت کردن
8:32
از صحبت کردن سود ببرید
8:34
ممنوعیت ساخت و ساز بر روی قبر
8:36
حاوی راهنمایی برای ترک اسباب خشم و غضب خداوند متعال است
8:42
این کار با استفاده از قبور به عنوان مسجد انجام می شود
8:45
این شامل لزوم دوری از سنت ها و آداب یهودیان است
8:50
و آنچه را که پیش از ما تشریع کرده بودند از آن ما نیست
8:53
اگر قانون ما را نقض کند
8:58
باب خفتن زنان در مسجد
9:02
درباره عایشه
9:03
ولیده یک عرب ریش سیاه بود
9:08
بنابراین او را آزاد کردند
9:10
بنابراین او با آنها بود
9:12
او گفت
9:13
پس دختری پیش آنها آمد
9:15
او یک روسری بند انگشتی قرمز بر روی خود دارد
9:19
او گفت
9:20
پس زایمان کردم
9:21
یا این اتفاق افتاد
9:23
او سختی ها را پشت سر گذاشت
9:25
و او دروغ می گوید
9:27
فکر کردم گوشته
9:28
بنابراین من ربوده شدم
9:30
او گفت
9:31
پس او را بجویید
9:32
او را پیدا نکردند
9:34
او گفت
9:35
آنها من را به آن متهم کردند
9:37
او گفت
9:38
بنابراین آنها شروع به جستجو کردند
9:40
تا اینکه از قبل جستجو کردند
9:43
او گفت
9:44
به خدا من در لیست با آنها هستم
9:48
مرزها که رد شدند، افتادند
9:51
او گفت
9:52
بین آنها افتاد
9:54
او گفت
9:55
گفتم این همان چیزی است که مرا متهم کردی
9:59
تو ادعا کردی که من بی گناهم
10:02
و او هم همینطور است
10:04
او گفت
10:05
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
10:09
پس اسلام آوردم
10:10
عایشه گفت
10:12
او در مسجد چادر یا انباری داشت
10:16
او گفت
10:18
او پیش من می آمد و با من صحبت می کرد
10:21
او گفت
10:23
با من ننشین مگر اینکه خودش بگوید
10:27
روز روسری یکی از شگفتی های پروردگار ماست
10:31
جز اینکه اهل قصبه کفر انجانی است
10:35
عایشه گفت
10:37
پس به او گفتم چه بلایی سرت آمده؟
10:39
تا من این را نگویم با من نمی نشینی
10:44
او گفت
10:45
بنابراین او این گفتگو را به من گفت
10:48
نظر در حدیث
10:51
نوپا
10:53
نوزاد یک نوزاد دختر است
10:55
ممکن است برای اشاره به کنیز یا کنیز استفاده شود
10:58
روسری
11:00
روسری از چرم پهن بافته شده است
11:03
با جواهرات تزئین شده است
11:05
زن آن را بین شانه و گونه خود می کشد
11:09
از تسمه، جمع تسمه
11:11
تله ای است که از چرم ساخته شده است
11:14
پرنده معروفی است
11:17
کنیه او ابوالخطاف است
11:19
او موش صید می کند
11:22
بنابراین من ربوده شدم
11:23
آدم ربایی عبارت است از تصرف چیزی و گرفتن سریع آن
11:27
پس او را بجویید
11:29
یعنی خواستند و جویا شدند
11:32
آنها من را متهم کردند
11:33
یعنی با سرقت روسری
11:35
بنابراین آنها رفتند
11:37
یعنی درست کردند
11:38
جستجو می کنند
11:40
یعنی در حال جستجو هستند
11:42
قبل از او
11:43
یعنی واژنش
11:45
ادعا کردی
11:46
یعنی ادعا کردی
11:48
من از او بی گناهم
11:50
یعنی او از ادعاها و اتهامات آنها مبنی بر سرقت روسری بی گناه است
11:55
پنهان کردن
11:57
چادر چادری است که از مو یا پشم ساخته می شود
12:01
روی دو یا چند ستون است
12:04
ماهیان خاویاری
12:05
ماهیان خاویاری خانه ای کوچک و گلگون است
12:08
کمی ضخیم
12:09
از شگفتی ها
12:11
مجموعه مارول
12:13
او مرا نجات داد
12:14
یعنی نجاتم بده
12:16
با من ننشین
12:19
یعنی با من ننشین
12:23
یکی از فواید صحبت کردن
12:26
در حدیث
12:27
که هر که خانه و جایی برای ماندن ندارد
12:31
شب را در مسجد برای او جایز است
12:34
چه مرد باشد چه زن
12:37
وقتی امنیت از نزاع وجود داشته باشد
12:40
این شامل مصنوعی بودن چادر و شباهت آن به فقرا است
12:44
چه مرد چه زن
12:46
در آن سنت خروج از کشور است
12:49
وسوسه ای علیه بشریت وجود داشت
12:53
و در حدیث
12:54
این ناملایمات ممکن است دلیل خوبی باشد
12:57
خدای متعال خواست که بنده باشد
13:00
همانطور که برای نوزاد تازه متولد شده اتفاق افتاد
13:02
حاوی توضیحی درباره فضیلت مهاجرت است
13:05
و در حدیث
13:06
توضیح اینکه بادبادک یکی از فاسقان فساد در زمین است
13:11
به همین دلیل است که حدیث کشتن او در حلال و حرام آمده است
13:15
و در حدیث شواهدی وجود دارد که خداوند متعال
13:18
اندوه مضطرین برطرف شود
13:21
و بازده آنها را نقض می کند
13:23
حتی اگر کافر باشند
13:25
اگر کافر مظلوم باشد
13:28
مثل این زن
13:29
او به رفع غم و اندوه و اجابت دعا نزدیکتر است
13:34
شرح فضیلت عایشه رضی الله عنها و فصاحت او را در بر دارد
13:39
و حفظ اخبار و اشعار عرب
13:42
گنجاندن شعر زیبا در خطبه جایز است
13:46
باب خواب مردان در مسجد
13:53
به حکم نافع
13:54
که ابن عمر گفت
13:56
همانا مردانی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند.
14:01
در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله رؤیا می دیدند
14:07
به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتند
14:12
رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید انشاء الله
14:18
من یک پسر جوان هستم
14:21
و خانه مسجد قبل از ازدواجم
14:25
پس با خودم گفتم
14:27
اگر خوبی در تو باشد
14:29
من آنچه را این مردم می بینند می دیدم
14:32
وقتی یک شب گرسنه شدم
14:34
گفتم
14:36
خدایا اگر می دانی چه خوبی در من است
14:39
یک چشم انداز به من نشان بده
14:41
در یک رمان
14:43
خدایا اگر با تو خیری دارم
14:46
یک رویا به من نشان بده
14:48
رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به من رساند
14:52
در حالی که من هستم
14:55
در یک رمان
14:56
در خواب دیدم
14:58
انگار تکه ابریشم در دستم بود
15:01
من با آن به جایی در بهشت نمی افتم
15:05
جز اینکه او مرا به سمت او پرواز داد
15:08
وقتی دو فرشته نزد من آمدند
15:10
در دست هر یک از آنها یک فلوت آهنی بود
15:15
منو ببر به جهنم
15:18
و بین آنها به درگاه خداوند دعا می کنم
15:21
خدایا از جهنم به تو پناه می برم
15:24
سپس پادشاهی را با یک قبضه آهنی در دست به من نشان داد
15:30
و او گفت
15:31
به شما احترام نمی گذارند
15:33
بله مرد تو هستی
15:35
در یک رمان
15:37
تو مرد خوبی هستی
15:39
اگر زیاد دعا کنید
15:41
پس با من راه افتادند
15:43
تا اینکه مرا در لبه جهنم متوقف کردند
15:47
اگر مثل تا زدن چاه تا شود
15:50
شاخ مانند شاخ چاه دارد
15:53
بین هر دو قرن یک پادشاه با دستی آهنین وجود داشت
15:58
مردانی را دیدم که در زنجیر آویزان بودند
16:03
سرشان پایین است
16:05
مردانی از قریش را در آنجا می شناختم
16:09
پس مرا از همان حق دور کردند
16:12
پس آن را برای حفصه نقل کردم
16:15
حفصه آن را به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گفت
16:20
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
16:24
عبدالله مرد خوبی است
16:28
در یک رمان
16:29
بله، آن مرد عبدالله است
16:32
اگر نماز شب می خواند
16:35
نافی گفت
16:37
پس از آن بسیار به نماز ادامه داد
16:42
نظر در حدیث
16:45
رؤیا همان چیزی است که مؤمن در خواب می بیند
16:49
بنابراین آن را قطع کردند
16:51
یعنی این موضوع را به او می گویند
16:53
و در این باره می گوید
16:55
یعنی از آن عبور می کند
16:57
عصر جدید
16:59
یعنی جوان
17:01
و خانه مسجد
17:03
یعنی در مسجد می خوابد
17:05
وقتی گرسنه بودم
17:07
یعنی می خواهم بخوابم
17:09
سرکوب شد
17:10
او ستون است
17:11
یا چیزی شبیه مهجین
17:13
با آن به سر فیل می زند
17:16
می گفتند مثل تازیانه آهنین است
17:18
سرش کج است
17:21
منو ببر به جهنم
17:23
یعنی مرا به جهنم می آورد
17:26
او به من نشان داد
17:28
یعنی در خواب دیدم
17:30
به شما احترام نمی گذارند
17:32
یعنی ترسی نخواهی داشت
17:34
بله مرد
17:36
فرمول ستایش
17:38
اگر زیاد دعا کنید
17:40
یعنی در شب
17:42
پس با من راه افتادند
17:43
یعنی من را بردند
17:45
آستانه جهنم
17:47
یعنی حرفش
17:49
تا شده مانند تا کردن چاه
17:51
یعنی کناره ها مانند چاه ساخته شده اند
17:55
شاخ مانند شاخ چاه دارد
17:58
قرن ها
17:59
یعنی اضلاع آن که از سنگ ساخته شده است
18:02
چوبی که قرقره روی آن وصل شده است روی آن قرار می گیرد
18:06
چاه معمولاً دو شاخ دارد
18:10
با زنجیر برای سر خود در زیر آنها آویزان شده است
18:14
یعنی آویزان شدن از پاهایشان، آویزان کردن
18:18
پس مرا از همان حق دور کردند
18:21
یعنی در سمت راست
18:23
پس از آن بسیار به نماز ادامه داد
18:27
یعنی عبدالله بن عمر رضی الله عنهم
18:31
یکی از فواید صحبت کردن
18:35
از صحبت کردن سود ببرید
18:37
جایز بودن شب مانی در مسجد
18:39
آرزوی دید خوب جایز است
18:42
تا صاحب آن بداند نزد خداوند متعال چه دارد
18:47
آرزوی خیر و علم و تلاش برای آن جایز است
18:52
تفویض بینش به دنیا جایز است
18:56
و پذيرفتن خبر عادل
18:59
بیان رؤیت در شرایط آن جایز است
19:03
توضيحي كه ديد خوب حاكي از خوبي بيننده آن است
19:08
مطلوب است که بینش را به جهان بگوییم
19:12
در حدیث جهنم توصیف شده است
19:14
در حدیث آمده است
19:17
او حکم اسمی دارد
19:19
دیدن فرشتگان در خواب جایز است
19:22
و آنها را از نامه هشدار دهید
19:25
دیدن جهنم در خواب جایز است
19:29
در این حدیث شرحی از یک نوع عذاب از جهنم آمده است
19:33
انحطاط است
19:35
این شامل راهنمایی برای بهبودی از عذاب جهنم است
19:39
دلالت بر آن دارد که مسلمان پوشاندن و دوری از غیبت خود را پسندیده است
19:43
این را از قول او نشان می دهد که خدا از هر دو راضی باشد
19:47
مردانی از قریش را در آنجا می شناختم
19:50
نامی از آنها نبرد
19:52
بیانی در مورد حیا صلاح بن عمر رضی الله عنه است
19:57
و اشتیاق او به انجام نیکوکاری
19:59
فضیلت عبادت مرد جوان را توضیح می دهد
20:03
و نماز شب انسان را از جهنم نجات می دهد
20:06
زیاد خوابیدن در شب ناپسند است
20:12
از سهل بن سعد فرمود:
20:15
برای علی نسیمی محبوبتر از ابوتراب نداشت
20:20
هر چند اگر او را فراخوانی کنند از آن خوشحال می شود
20:24
رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
20:27
خانه فاطمه، خداوند از او راضی باشد
20:30
علی را در خانه پیدا نکرد
20:33
گفت پسر عمویت کجاست؟
20:36
او گفت چیزی بین من و او وجود دارد
20:40
با من قهر کرد و رفت
20:43
به من نگفت
20:45
رسول خدا صلی الله علیه و آله به شخصی فرمود
20:49
من تعجب می کنم که او کجاست
20:52
بنابراین او آمد
20:53
گفت یا رسول الله
20:55
او در مسجد دراز کشیده است
20:58
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
21:01
دراز کشیده بود، عبایش از پهلویش افتاده بود
21:05
بنابراین خاک به او برخورد کرد
21:08
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
21:11
به قول خودش پاکش می کند
21:14
قم ابا تراب
21:16
قم ابا تراب
21:19
نظر در حدیث
21:22
پسر عمویت کجاست؟
21:24
یعنی علی بن ابی طالب رضی الله عنه
21:27
او رضی الله عنه می خواست برای او همدردی کند
21:31
با ذکر خویشاوندی نسبی بین آنها
21:36
چیزی بین من و او بود و او مرا عصبانی کرد
21:40
هر گونه اختلاف یا اختلافی بین ما رخ داده است
21:43
باعث عصبانیت و عصبانیت من شد
21:47
پس بیرون رفت
21:48
یعنی قاطعیت در اصل کلام
21:51
و خشم آنها را آرام کند
21:54
او چیزی نگفت
21:56
او در وسط روز می خوابد
21:59
برای یک انسان
22:01
گفته شد آسان است، خدا از او راضی باشد
22:03
راوی حدیث
22:05
دراز کشیدن
22:06
یعنی خوابیدن
22:08
در مورد یک آپارتمان
22:09
یعنی طرفش
22:11
یکی از فواید صحبت کردن
22:15
از صحبت کردن سود ببرید
22:17
جواز لقب دادن به غیر فرزند
22:20
ما او را ـ رضی الله عنه ـ ابوتراب نامیدیم
22:24
این شامل مشروعیت دیگ ذوب و سرگرم کننده کردن آن است
22:29
شوخی با شخص عصبانی بدون نام مستعار جایز است
22:33
اگر این باعث عصبانیت یا نفرت او نمی شود
22:36
بلکه او را دلداری می دهد
22:38
چرت زدن در مسجد جایز است
22:41
و بیانی از فضیلت علی رضی الله عنه
22:47
از ابوهریره میگوید:
22:49
من هفتاد نفر را دیده ام که این صفت را دارند
22:53
هیچ یک از آنها مردی نیستند که عبایی بر تن دارند
22:56
یا جامه یا شنل
22:59
دور گردنشان بسته بودند
23:02
برخی از آنها به نصف طول پاها می رسند
23:05
برخی از آنها به مچ پا می رسند
23:09
با دستش جمعش می کند
23:11
او از دیدن اندام عورت خود متنفر است
23:14
نظر در حدیث
23:18
از کسانی که دارای صفت هستند
23:20
آنها فقیر و نیازمند هستند
23:22
کسانی که در همان مکان مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زندگی می کنند.
23:28
روپوش
23:29
این چیزی است که نیمه بالایی بدن را می پوشاند
23:33
ایزار
23:34
نیمه پایینی را می پوشاند
23:38
یکی از فواید صحبت کردن
23:41
از صحبت کردن سود ببرید
23:43
پوشاندن عورت تا حد امکان واجب است
23:46
استفاده از مسجد جایز است
23:49
پناهگاهی برای فقرا و نیازمندان
23:54
باب نماز اگر از سفر آمده باشد
23:58
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
24:03
در جنگ با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودم
24:08
در یک رمان
24:09
پس من سوار شتر بودم
24:12
و در یک رمان
24:14
و من بر شتر خود هستم تا تو را بیاندازم
24:17
چیزی در آن نیست
24:19
جملاتم کم شد و خسته شدم
24:22
سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
24:26
و او گفت
24:28
جابر
24:29
پس گفتم بله
24:31
گفت کار تو چیست؟
24:34
گفتم
24:35
جملاتم کند می شود و احساس خستگی می کنم
24:38
پس عقب افتادم
24:40
پس فرود آمد تا آن را با جینکس خود بشوید
24:43
سپس گفت
24:44
سوار شوید
24:45
بنابراین من سوار شدم
24:47
دیدم که از رسول خدا صلی الله علیه و آله خودداری می کرد
24:53
در یک رمان
24:55
او به من گفت
24:56
شتر خود را چگونه می بینی؟
24:58
او گفت
24:59
گفتم خوبه
25:01
نعمت تو بر او نازل شده است
25:04
او گفت
25:05
در یک رمان
25:07
او گفت
25:08
چه عجله ای دارید؟
25:10
گفتم
25:11
من تازه ازدواج کرده ام
25:14
او گفت
25:15
من ازدواج کردم
25:16
گفتم بله
25:18
او گفت
25:19
چه باکره باشد چه باکره
25:21
گفتم
25:22
اما یک لباس
25:24
در یک رمان
25:26
و او گفت
25:27
چه ربطی به بهانه ها و آب دهانشون داری؟
25:31
او گفت
25:32
آیا کنیز نیست که با او بازی کند و با تو بازی کند؟
25:36
در یک رمان
25:38
و شما او را می خندانید و او شما را می خنداند
25:41
گفتم
25:42
من خواهر دارم
25:44
من دوست دارم با زنی ازدواج کنم که آنها را جمع کند، شانه کند و از آنها مراقبت کند
25:52
در یک رمان
25:53
و او گفت
25:55
خدا خیرت بده
25:57
یا گفت
25:58
خوب
26:00
و در یک رمان
26:01
خدا خیرت بده
26:04
او گفت
26:05
می آیی؟
26:07
پس اگر بیایی
26:09
کیف همان کیف است
26:11
در یک رمان
26:13
اگر شب وارد شدید، وارد خانواده خود نشوید
26:17
تا زمانی که غیبت را احساس کنی
26:19
شاگ در حال شانه زدن است
26:22
و در یک رمان
26:23
وقتی قبول کردیم
26:26
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
26:29
هر که می خواهد به سوی خانواده اش بشتابد، عجله کند
26:34
سپس گفت
26:36
آیا شتر خود را می فروشید؟
26:38
گفتم بله
26:39
بنابراین او آن را به قیمت یک اونس از من خرید
26:43
در یک رمان
26:44
او گفت
26:45
بلکه مرا بفروش
26:47
چهار دینار گرفتم
26:50
و تو پشتش به شهر
26:53
و در یک رمان
26:54
بنابراین من درخواست دادم
26:55
پس به عمویم خبر فروش شتر را دادم
26:58
نه از من
27:00
پس به او گفتم که شتر خسته است
27:02
و با آنچه از پیامبر صلی الله علیه و آله بود
27:06
و او را نوک زد
27:09
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
27:12
قبل از من
27:14
فردا ارائه شد
27:16
در یک رمان
27:18
وقتی سارار را تقدیم کرد
27:20
یک گاو را سفارش داد
27:22
پس ذبح کردم
27:23
پس از آن خوردند
27:25
پس به مسجد آمدیم
27:27
او را درب مسجد پیدا کردم
27:30
در یک رمان
27:32
بنابراین او به سمت من آمد
27:33
شتر را به پهلوی دربار بسته بودند
27:37
پس گفتم
27:38
این جمله شماست
27:40
پس بیرون رفت
27:41
پس شروع به قدم زدن در اطراف شتر کرد
27:44
او گفت
27:45
آل آن ارسال کرد
27:48
گفتم بله
27:49
او گفت
27:50
پس شتر خود را رها کن
27:52
پس داخل شوید و دو رکعت بجا آورید
27:55
پس داخل شدم و نماز خواندم
27:57
پس به بلال دستور داد که برای او یک مثقال وزن کند
28:01
بلال برای من پیروز شد
28:03
ترازو را نوک می دهم
28:05
پس راه افتادم تا رفتم
28:09
و او گفت
28:10
با جبرا خداحافظی کن
28:12
گفتم
28:13
حالا جملات را جواب می دهد
28:16
هیچ چیز برای من نفرت انگیزتر از او نبود
28:20
او گفت
28:21
شترتو ببر
28:23
شما قیمت را دریافت می کنید
28:25
در یک رمان
28:26
پس قیمت شتر و شتر را به من داد
28:29
و سهم من با مردم است
28:32
و در یک رمان
28:34
من به او بدهی داشتم
28:36
او مرا برآورده کرد و بر من افزود
28:39
نظر در حدیث
28:42
در تسخیر
28:44
یعنی جنگ تبوک
28:45
گفته شد که همان وصله ها
28:48
من خسته ام
28:49
هر گونه خستگی و ناتوانی در راه رفتن
28:52
پس عقب افتادم
28:53
یعنی دیر رسیدم
28:55
او کار را برای او سخت می کند
28:57
محجن نافرمان است و در سرش کج است
29:01
مسافر چیزی را که با آن افتاده برمی دارد
29:04
بس کن
29:05
یعنی از او جلوگیری کنید
29:07
Thal
29:08
یعنی سنگین، جز نفرت چیزی از خود ساطع نمی کند
29:12
شما را مسلح کنید
29:13
یعنی سرخی او با سیاهی آمیخته شد
29:16
چیزی در آن نیست
29:18
شیعه درخشش سیاه یا سفید است
29:23
تبه
29:24
زنی که قبلا ازدواج کرده است
29:27
کنیز نیست؟
29:29
یعنی فردا
29:31
شما آنها را جمع آوری کنید
29:32
یعنی مثل یک مادر آنها را در آغوش می گیرد
29:35
و شما آنها را شانه می کنید
29:37
یعنی شانه زدن موهایشان
29:40
و تو روی آنها بایستی
29:42
یعنی از آنها مراقبت کنید و حالشان را بهتر کنید
29:45
کیف همان کیف است
29:47
کیسه شدت حفظ چیزی است
29:51
و گفته شد
29:52
کیف اینجا رابطه جنسی است
29:54
و ذهن گفته شد
29:57
در اونس
29:58
یک مثقال چهل درهم است
30:01
مقدار آن در مقیاس های معاصر
30:04
تقریباً صد و بیست گرم نقره
30:08
فردا
30:10
یعنی بین نماز صبح و طلوع آفتاب
30:14
پس ترک کن
30:15
یعنی رفت
30:16
بنابراین من تاب می زنم
30:18
یعنی افزایش پیدا کرد
30:19
ای کاش
30:21
یعنی من موفق شدم
30:22
او به جملات پاسخ می دهد
30:24
یعنی آنها را برگردانید
30:26
شما متحد هستید
30:28
سایه زدن، تراشیدن موهای ناحیه تناسلی است
30:31
ناپدید شدن
30:33
او زنی است که شوهرش غایب است
30:36
شگ
30:38
یعنی موهای کم پشت
30:40
و تو پشتش
30:42
یعنی سوار شدنش
30:44
او مرا سرزنش کرد
30:45
یعنی مرا مقصر دانست
30:47
و او را تکان دهید
30:48
نوک زدن یعنی زدن با چوب
30:51
و آن با جمع آوری نخل است
30:53
جیرجیر
30:55
در حومه شهر واقع شده است
30:57
سه فرسنگ از آن در سمت شرق
31:02
بنابراین جملات را فهمیدم
31:04
عقل با دستش پای شتر را خم می کند
31:07
برای سفت کردن همه آنها در وسط بازو
31:11
من از او بیشتر از او متنفرم
31:13
هیچ کدوم از اون جملات
31:16
یکی از فواید صحبت کردن
31:19
از صحبت کردن سود ببرید
31:21
راهنمایی برای بررسی شرایط دوستان
31:25
و شرحی از شدت حرمتی که صحابه رضی الله عنه نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داشتند.
31:32
و حرمت او رضی الله عنه
31:34
یک وظیفه، بدون شک
31:37
ازدواج با باکره ها را تشویق می کند
31:40
بازی مرد با خانواده اش جایز است
31:43
و مهربانی با او و برخورد خوبش
31:46
بیانی از حضرت جابر رضی الله عنه آمده است
31:51
او منافع خواهرانش را مقدم بر خود می داند
31:55
دلالت بر مطلوبیت دو رکعت نماز هنگام آمدن از سفر دارد
32:00
مطلوب است که تعادل را در پرداخت بهای انعام دهید
32:04
برای تعیین وزن معتبر است
32:07
اما عامل جز با اجازه عمل نمی کند
32:11
حدیث حاوی شواهدی بر صحت افزایش فروش از فروشنده است
32:16
اعتبار افزایش قیمت از خریدار
32:20
جائز است که از مرد بخواهد کالای خود را بفروشد
32:25
حتی اگر آن را برای فروش عرضه نکند
32:27
مطلوب است که میزان بدهی پرداخت شده افزایش یابد
32:31
بحث جوانمردی است
32:33
مستحب است زن خود را برای شوهرش آراسته کند
32:37
تقدم مرجح بر مرجح به نفع خود جایز است
32:42
اگر زن از غیبت شوهرش نزد او بیاید، باید امور خود را اصلاح کند
32:48
در حدیث شواهدی وجود دارد که هر شرطی بیع را خراب نمی کند
32:54
حدیث یکی از نشانه های نبوت است
32:56
شتر پیادهروی سنگین به یک شتر فعال تبدیل شد