از مجموعهٔ صحيح البخاري · درس 25 از 44

مختصر صحيح البخاري | الحلقة (25) | كتاب الصلاة - 5

◉ 39 بازدید ⏱ 33:02 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 یک مرکز سود
0:06 برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09 او ارائه می دهد
0:10 خلاصه صحیح البخاری
0:16 درب
0:19 آیا قبر مشرکان جاهلی را حفر می کنید؟
0:22 به جای آنها مساجد ساخته می شود
0:25 قال عایشه رضی الله عنها
0:29 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله شکایت کرد
0:33 برخی از همسرانش از کلیسایی یاد کردند که در سرزمین حبشه دیده بودند
0:38 او ماریا نام دارد
0:41 او ام سلمه و ام حبیبه بود که خداوند از هر دو راضی باشد
0:45 به سرزمین حبشه آمدند
0:48 به زیبایی و تصاویر آن اشاره کردند
0:52 سرش را بلند کرد و گفت
0:55 کسانی که اگر مرد صالحی بمیرد از جمله آنهاست
0:59 بالای قبرش مسجد ساختند
1:02 سپس آن عکس را در آن ساختند
1:05 اینها بدترین مخلوقات نزد خدا هستند
1:10 در یک رمان
1:11 اینها در قیامت بدترین آفریده ها نزد خدا هستند
1:16 نظر در حدیث
1:20 فصل: آیا قبر مشرکان جاهلی را می کَنید؟
1:24 نبش قبرها
1:26 بیرون آوردن مردگان از قبر آنها پس از دفن است
1:30 او شکایت کرد
1:31 هر بیماری
1:33 بیماری او رضی الله عنه بود که بر اثر آن درگذشت
1:37 برخی از زنان او
1:39 آنها ام سلمه و ام حبیبه رضی الله عنهم هستند
1:44 کلیسا
1:45 یعنی معبد مسیحی
1:47 ما آن را در سرزمین حبشه دیدیم
1:50 یعنی مهاجرت آنها
1:52 ام سلمه
1:53 او مادر مؤمنان است
1:55 هند بنت ابی امیه المخزومیه رضی الله عنه
2:00 و یک مادر عزیز
2:01 او مادر مؤمنان است
2:03 رمله بنت ابی سفیان رضی الله عنه
2:08 خوبه
2:09 چه تزیین زیبایی
2:11 تصاویر
2:13 هر گونه نقاشی و مجسمه
2:16 یکی از فواید صحبت کردن
2:20 از صحبت کردن سود ببرید
2:22 منع ساختن بر روی قبور و استفاده از آنها به عنوان مسجد
2:26 عکس گرفتن از انسان را ممنوع می کند
2:29 حدیث حاکی از قاعده انسداد بهانه است
2:34 نقل داستان از شگفتی هایی که می بیند جایز است
2:38 شامل نکوهش کسی است که حرام می کند
2:42 ملاحظه در احکام بر اساس شرع است نه عقل
2:48 باب نماز خواندن در جاهای شتر
2:52 به حکم نافع
2:53 از ابن عمر
2:55 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:58 شترش را به نمایش می گذاشت
3:00 پس او را دعا می کند
3:03 گفتم
3:04 دیدی که آیا مسافران منفجر شدند؟
3:07 او گفت
3:08 او این کوله پشتی را می گرفت و آن را اصلاح می کرد
3:12 پس تا آخرتش دعا می کند
3:14 یا پشت سرش را گفت
3:17 ابن عمر رضی الله عنه این کار را انجام می داد
3:21 پرواز در بحث
3:24 او کوه خود را نشان می دهد
3:26 یعنی به آن پیشنهاد می دهد
3:28 اگر مسافران باد کنند
3:30 یعنی آشفته شد و از جای خود حرکت کرد
3:34 او این کوله پشتی را می گرفت و آن را اصلاح می کرد
3:37 یعنی او را به صورت بلند می کند
3:40 زیرا اگر شترها برآشفتند
3:42 من مزاحم نمازگزار شدم
3:44 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
3:47 او را برای رفتن عجله می کند
3:49 او آن را یک ژاکت درست می کند
3:51 پس تا آخرتش دعا می کند
3:54 تخته ای است که سوار بر آن تکیه می کند
3:58 یکی از فواید صحبت کردن
4:02 از صحبت کردن سود ببرید
4:04 دعا برای حیوان ثابت شده جایز است
4:08 و اشکالی ندارد که نمازگزار خود را بپوشاند
4:10 با شتر و شتر در نماز
4:13 و دعای شتر
4:15 او مخالف حرام نماز نیست
4:17 در کت های شتری
4:19 چون محل سکونت مکان است
4:25 باب کراهت از نماز خواندن در قبرستان
4:29 از ابن عمر
4:30 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
4:34 نمازتان را در خانه هایتان بجا آورید
4:38 و آنها را قبر نکنید
4:42 نظر در حدیث
4:45 از دعای شما
4:47 مراد نماز اختیاری است
4:49 و آنها را قبر نکنید
4:52 خانه ای که در آن نماز نخواند مانند قبر است
4:56 یکی از فواید صحبت کردن
5:00 از صحبت کردن سود ببرید
5:01 قبر محل عبادت نیست
5:05 مشروعیت نماز اختیاری در منازل
5:08 اهل بیت از نمازگزار الگو بگیرند
5:14 باب نماز در اماکن کسوف و عذاب
5:19 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
5:22 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از کنار سنگ گذشت
5:27 فرمود: به خانه كساني كه به خود ستم كردند وارد نشويد.
5:33 در یک رمان
5:34 وارد این شکنجه گران نشوید
5:38 باشد که آنچه به آنها می رسد به شما برسد
5:41 مگر اینکه گریه کنی
5:44 سپس سرش را تکان داد
5:46 سیری عجله کرد تا از دره گذشت
5:51 نظر در حدیث
5:54 باب نماز در اماکن کسوف و عذاب
5:58 خسوف رفتن به زمین و غیبت در آن است
6:03 با سنگ
6:04 الحجر کشوری است بین شام و حجاز
6:08 آنها خانه های ثمود، قوم صالح علیه السلام هستند
6:13 هیچ عذابی به آنها نرسید
6:16 سرش را پوشاند
6:20 وادی را حلال کرد، یعنی عبور از آن و دور زدن آن
6:25 یکی از فواید صحبت کردن
6:28 از صحبت کردن سود ببرید
6:30 از گرفتن خانه های شکنجه شدگان نهی کنید
6:33 یک وطن و یک مکان
6:35 این شامل راهنمایی در مورد رسیدگی در خانه های شکنجه شده است
6:42 درب
6:44 از عایشه و عبدالله بن عباس
6:46 او گفت
6:48 وقتی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد
6:52 شروع کرد به انداختن خامیسه روی صورتش
6:56 اگر از آن غمگین است
6:58 صورتش را آشکار کرد
7:00 گفت همینطور است
7:02 لعنت خدا بر یهود و مسیحیان باد
7:06 قبور پیامبرانشان را مسجد می گرفتند
7:10 مراقب کارهایی که انجام داده اند باشید
7:13 پرواز در بحث
7:17 وقتی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد
7:21 یعنی بیماری مرگ
7:23 هر اشتباهی بکنید
7:26 ژست ها یعنی گچ ها
7:28 خمیسا
7:30 این یک لباس نازک مربع با پرچم است
7:34 از پوست یا پشم ساخته شده است
7:37 احساس غم دارم
7:38 یعنی از گرما سیر شده بود
7:41 خدا لعنتش کنه
7:43 لعنت، اخراج و دور شدن از رحمت خداوند متعال است
7:48 یکی از فواید صحبت کردن
7:52 از صحبت کردن سود ببرید
7:54 مواظب باشید از سنت های یهودیان و مسیحیان پیروی نکنید
7:58 ساختن بر روی قبور و استفاده از آنها به عنوان مسجد را ممنوع کرده است
8:05 از ابوهریره
8:07 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:11 خداوند یهودیان را کشت
8:14 قبور پیامبرانشان را مسجد می گرفتند
8:19 پرواز در بحث
8:22 خدا جنگید
8:23 یعنی کشتن آنها
8:25 و گفته شد
8:26 مراد در اینجا نفرین است
8:29 یکی از فواید صحبت کردن
8:32 از صحبت کردن سود ببرید
8:34 ممنوعیت ساخت و ساز بر روی قبر
8:36 حاوی راهنمایی برای ترک اسباب خشم و غضب خداوند متعال است
8:42 این کار با استفاده از قبور به عنوان مسجد انجام می شود
8:45 این شامل لزوم دوری از سنت ها و آداب یهودیان است
8:50 و آنچه را که پیش از ما تشریع کرده بودند از آن ما نیست
8:53 اگر قانون ما را نقض کند
8:58 باب خفتن زنان در مسجد
9:02 درباره عایشه
9:03 ولیده یک عرب ریش سیاه بود
9:08 بنابراین او را آزاد کردند
9:10 بنابراین او با آنها بود
9:12 او گفت
9:13 پس دختری پیش آنها آمد
9:15 او یک روسری بند انگشتی قرمز بر روی خود دارد
9:19 او گفت
9:20 پس زایمان کردم
9:21 یا این اتفاق افتاد
9:23 او سختی ها را پشت سر گذاشت
9:25 و او دروغ می گوید
9:27 فکر کردم گوشته
9:28 بنابراین من ربوده شدم
9:30 او گفت
9:31 پس او را بجویید
9:32 او را پیدا نکردند
9:34 او گفت
9:35 آنها من را به آن متهم کردند
9:37 او گفت
9:38 بنابراین آنها شروع به جستجو کردند
9:40 تا اینکه از قبل جستجو کردند
9:43 او گفت
9:44 به خدا من در لیست با آنها هستم
9:48 مرزها که رد شدند، افتادند
9:51 او گفت
9:52 بین آنها افتاد
9:54 او گفت
9:55 گفتم این همان چیزی است که مرا متهم کردی
9:59 تو ادعا کردی که من بی گناهم
10:02 و او هم همینطور است
10:04 او گفت
10:05 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
10:09 پس اسلام آوردم
10:10 عایشه گفت
10:12 او در مسجد چادر یا انباری داشت
10:16 او گفت
10:18 او پیش من می آمد و با من صحبت می کرد
10:21 او گفت
10:23 با من ننشین مگر اینکه خودش بگوید
10:27 روز روسری یکی از شگفتی های پروردگار ماست
10:31 جز اینکه اهل قصبه کفر انجانی است
10:35 عایشه گفت
10:37 پس به او گفتم چه بلایی سرت آمده؟
10:39 تا من این را نگویم با من نمی نشینی
10:44 او گفت
10:45 بنابراین او این گفتگو را به من گفت
10:48 نظر در حدیث
10:51 نوپا
10:53 نوزاد یک نوزاد دختر است
10:55 ممکن است برای اشاره به کنیز یا کنیز استفاده شود
10:58 روسری
11:00 روسری از چرم پهن بافته شده است
11:03 با جواهرات تزئین شده است
11:05 زن آن را بین شانه و گونه خود می کشد
11:09 از تسمه، جمع تسمه
11:11 تله ای است که از چرم ساخته شده است
11:14 پرنده معروفی است
11:17 کنیه او ابوالخطاف است
11:19 او موش صید می کند
11:22 بنابراین من ربوده شدم
11:23 آدم ربایی عبارت است از تصرف چیزی و گرفتن سریع آن
11:27 پس او را بجویید
11:29 یعنی خواستند و جویا شدند
11:32 آنها من را متهم کردند
11:33 یعنی با سرقت روسری
11:35 بنابراین آنها رفتند
11:37 یعنی درست کردند
11:38 جستجو می کنند
11:40 یعنی در حال جستجو هستند
11:42 قبل از او
11:43 یعنی واژنش
11:45 ادعا کردی
11:46 یعنی ادعا کردی
11:48 من از او بی گناهم
11:50 یعنی او از ادعاها و اتهامات آنها مبنی بر سرقت روسری بی گناه است
11:55 پنهان کردن
11:57 چادر چادری است که از مو یا پشم ساخته می شود
12:01 روی دو یا چند ستون است
12:04 ماهیان خاویاری
12:05 ماهیان خاویاری خانه ای کوچک و گلگون است
12:08 کمی ضخیم
12:09 از شگفتی ها
12:11 مجموعه مارول
12:13 او مرا نجات داد
12:14 یعنی نجاتم بده
12:16 با من ننشین
12:19 یعنی با من ننشین
12:23 یکی از فواید صحبت کردن
12:26 در حدیث
12:27 که هر که خانه و جایی برای ماندن ندارد
12:31 شب را در مسجد برای او جایز است
12:34 چه مرد باشد چه زن
12:37 وقتی امنیت از نزاع وجود داشته باشد
12:40 این شامل مصنوعی بودن چادر و شباهت آن به فقرا است
12:44 چه مرد چه زن
12:46 در آن سنت خروج از کشور است
12:49 وسوسه ای علیه بشریت وجود داشت
12:53 و در حدیث
12:54 این ناملایمات ممکن است دلیل خوبی باشد
12:57 خدای متعال خواست که بنده باشد
13:00 همانطور که برای نوزاد تازه متولد شده اتفاق افتاد
13:02 حاوی توضیحی درباره فضیلت مهاجرت است
13:05 و در حدیث
13:06 توضیح اینکه بادبادک یکی از فاسقان فساد در زمین است
13:11 به همین دلیل است که حدیث کشتن او در حلال و حرام آمده است
13:15 و در حدیث شواهدی وجود دارد که خداوند متعال
13:18 اندوه مضطرین برطرف شود
13:21 و بازده آنها را نقض می کند
13:23 حتی اگر کافر باشند
13:25 اگر کافر مظلوم باشد
13:28 مثل این زن
13:29 او به رفع غم و اندوه و اجابت دعا نزدیکتر است
13:34 شرح فضیلت عایشه رضی الله عنها و فصاحت او را در بر دارد
13:39 و حفظ اخبار و اشعار عرب
13:42 گنجاندن شعر زیبا در خطبه جایز است
13:46 باب خواب مردان در مسجد
13:53 به حکم نافع
13:54 که ابن عمر گفت
13:56 همانا مردانی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند.
14:01 در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله رؤیا می دیدند
14:07 به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتند
14:12 رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید انشاء الله
14:18 من یک پسر جوان هستم
14:21 و خانه مسجد قبل از ازدواجم
14:25 پس با خودم گفتم
14:27 اگر خوبی در تو باشد
14:29 من آنچه را این مردم می بینند می دیدم
14:32 وقتی یک شب گرسنه شدم
14:34 گفتم
14:36 خدایا اگر می دانی چه خوبی در من است
14:39 یک چشم انداز به من نشان بده
14:41 در یک رمان
14:43 خدایا اگر با تو خیری دارم
14:46 یک رویا به من نشان بده
14:48 رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به من رساند
14:52 در حالی که من هستم
14:55 در یک رمان
14:56 در خواب دیدم
14:58 انگار تکه ابریشم در دستم بود
15:01 من با آن به جایی در بهشت نمی افتم
15:05 جز اینکه او مرا به سمت او پرواز داد
15:08 وقتی دو فرشته نزد من آمدند
15:10 در دست هر یک از آنها یک فلوت آهنی بود
15:15 منو ببر به جهنم
15:18 و بین آنها به درگاه خداوند دعا می کنم
15:21 خدایا از جهنم به تو پناه می برم
15:24 سپس پادشاهی را با یک قبضه آهنی در دست به من نشان داد
15:30 و او گفت
15:31 به شما احترام نمی گذارند
15:33 بله مرد تو هستی
15:35 در یک رمان
15:37 تو مرد خوبی هستی
15:39 اگر زیاد دعا کنید
15:41 پس با من راه افتادند
15:43 تا اینکه مرا در لبه جهنم متوقف کردند
15:47 اگر مثل تا زدن چاه تا شود
15:50 شاخ مانند شاخ چاه دارد
15:53 بین هر دو قرن یک پادشاه با دستی آهنین وجود داشت
15:58 مردانی را دیدم که در زنجیر آویزان بودند
16:03 سرشان پایین است
16:05 مردانی از قریش را در آنجا می شناختم
16:09 پس مرا از همان حق دور کردند
16:12 پس آن را برای حفصه نقل کردم
16:15 حفصه آن را به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گفت
16:20 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
16:24 عبدالله مرد خوبی است
16:28 در یک رمان
16:29 بله، آن مرد عبدالله است
16:32 اگر نماز شب می خواند
16:35 نافی گفت
16:37 پس از آن بسیار به نماز ادامه داد
16:42 نظر در حدیث
16:45 رؤیا همان چیزی است که مؤمن در خواب می بیند
16:49 بنابراین آن را قطع کردند
16:51 یعنی این موضوع را به او می گویند
16:53 و در این باره می گوید
16:55 یعنی از آن عبور می کند
16:57 عصر جدید
16:59 یعنی جوان
17:01 و خانه مسجد
17:03 یعنی در مسجد می خوابد
17:05 وقتی گرسنه بودم
17:07 یعنی می خواهم بخوابم
17:09 سرکوب شد
17:10 او ستون است
17:11 یا چیزی شبیه مهجین
17:13 با آن به سر فیل می زند
17:16 می گفتند مثل تازیانه آهنین است
17:18 سرش کج است
17:21 منو ببر به جهنم
17:23 یعنی مرا به جهنم می آورد
17:26 او به من نشان داد
17:28 یعنی در خواب دیدم
17:30 به شما احترام نمی گذارند
17:32 یعنی ترسی نخواهی داشت
17:34 بله مرد
17:36 فرمول ستایش
17:38 اگر زیاد دعا کنید
17:40 یعنی در شب
17:42 پس با من راه افتادند
17:43 یعنی من را بردند
17:45 آستانه جهنم
17:47 یعنی حرفش
17:49 تا شده مانند تا کردن چاه
17:51 یعنی کناره ها مانند چاه ساخته شده اند
17:55 شاخ مانند شاخ چاه دارد
17:58 قرن ها
17:59 یعنی اضلاع آن که از سنگ ساخته شده است
18:02 چوبی که قرقره روی آن وصل شده است روی آن قرار می گیرد
18:06 چاه معمولاً دو شاخ دارد
18:10 با زنجیر برای سر خود در زیر آنها آویزان شده است
18:14 یعنی آویزان شدن از پاهایشان، آویزان کردن
18:18 پس مرا از همان حق دور کردند
18:21 یعنی در سمت راست
18:23 پس از آن بسیار به نماز ادامه داد
18:27 یعنی عبدالله بن عمر رضی الله عنهم
18:31 یکی از فواید صحبت کردن
18:35 از صحبت کردن سود ببرید
18:37 جایز بودن شب مانی در مسجد
18:39 آرزوی دید خوب جایز است
18:42 تا صاحب آن بداند نزد خداوند متعال چه دارد
18:47 آرزوی خیر و علم و تلاش برای آن جایز است
18:52 تفویض بینش به دنیا جایز است
18:56 و پذيرفتن خبر عادل
18:59 بیان رؤیت در شرایط آن جایز است
19:03 توضيحي كه ديد خوب حاكي از خوبي بيننده آن است
19:08 مطلوب است که بینش را به جهان بگوییم
19:12 در حدیث جهنم توصیف شده است
19:14 در حدیث آمده است
19:17 او حکم اسمی دارد
19:19 دیدن فرشتگان در خواب جایز است
19:22 و آنها را از نامه هشدار دهید
19:25 دیدن جهنم در خواب جایز است
19:29 در این حدیث شرحی از یک نوع عذاب از جهنم آمده است
19:33 انحطاط است
19:35 این شامل راهنمایی برای بهبودی از عذاب جهنم است
19:39 دلالت بر آن دارد که مسلمان پوشاندن و دوری از غیبت خود را پسندیده است
19:43 این را از قول او نشان می دهد که خدا از هر دو راضی باشد
19:47 مردانی از قریش را در آنجا می شناختم
19:50 نامی از آنها نبرد
19:52 بیانی در مورد حیا صلاح بن عمر رضی الله عنه است
19:57 و اشتیاق او به انجام نیکوکاری
19:59 فضیلت عبادت مرد جوان را توضیح می دهد
20:03 و نماز شب انسان را از جهنم نجات می دهد
20:06 زیاد خوابیدن در شب ناپسند است
20:12 از سهل بن سعد فرمود:
20:15 برای علی نسیمی محبوبتر از ابوتراب نداشت
20:20 هر چند اگر او را فراخوانی کنند از آن خوشحال می شود
20:24 رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
20:27 خانه فاطمه، خداوند از او راضی باشد
20:30 علی را در خانه پیدا نکرد
20:33 گفت پسر عمویت کجاست؟
20:36 او گفت چیزی بین من و او وجود دارد
20:40 با من قهر کرد و رفت
20:43 به من نگفت
20:45 رسول خدا صلی الله علیه و آله به شخصی فرمود
20:49 من تعجب می کنم که او کجاست
20:52 بنابراین او آمد
20:53 گفت یا رسول الله
20:55 او در مسجد دراز کشیده است
20:58 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
21:01 دراز کشیده بود، عبایش از پهلویش افتاده بود
21:05 بنابراین خاک به او برخورد کرد
21:08 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
21:11 به قول خودش پاکش می کند
21:14 قم ابا تراب
21:16 قم ابا تراب
21:19 نظر در حدیث
21:22 پسر عمویت کجاست؟
21:24 یعنی علی بن ابی طالب رضی الله عنه
21:27 او رضی الله عنه می خواست برای او همدردی کند
21:31 با ذکر خویشاوندی نسبی بین آنها
21:36 چیزی بین من و او بود و او مرا عصبانی کرد
21:40 هر گونه اختلاف یا اختلافی بین ما رخ داده است
21:43 باعث عصبانیت و عصبانیت من شد
21:47 پس بیرون رفت
21:48 یعنی قاطعیت در اصل کلام
21:51 و خشم آنها را آرام کند
21:54 او چیزی نگفت
21:56 او در وسط روز می خوابد
21:59 برای یک انسان
22:01 گفته شد آسان است، خدا از او راضی باشد
22:03 راوی حدیث
22:05 دراز کشیدن
22:06 یعنی خوابیدن
22:08 در مورد یک آپارتمان
22:09 یعنی طرفش
22:11 یکی از فواید صحبت کردن
22:15 از صحبت کردن سود ببرید
22:17 جواز لقب دادن به غیر فرزند
22:20 ما او را ـ رضی الله عنه ـ ابوتراب نامیدیم
22:24 این شامل مشروعیت دیگ ذوب و سرگرم کننده کردن آن است
22:29 شوخی با شخص عصبانی بدون نام مستعار جایز است
22:33 اگر این باعث عصبانیت یا نفرت او نمی شود
22:36 بلکه او را دلداری می دهد
22:38 چرت زدن در مسجد جایز است
22:41 و بیانی از فضیلت علی رضی الله عنه
22:47 از ابوهریره می‌گوید:
22:49 من هفتاد نفر را دیده ام که این صفت را دارند
22:53 هیچ یک از آنها مردی نیستند که عبایی بر تن دارند
22:56 یا جامه یا شنل
22:59 دور گردنشان بسته بودند
23:02 برخی از آنها به نصف طول پاها می رسند
23:05 برخی از آنها به مچ پا می رسند
23:09 با دستش جمعش می کند
23:11 او از دیدن اندام عورت خود متنفر است
23:14 نظر در حدیث
23:18 از کسانی که دارای صفت هستند
23:20 آنها فقیر و نیازمند هستند
23:22 کسانی که در همان مکان مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زندگی می کنند.
23:28 روپوش
23:29 این چیزی است که نیمه بالایی بدن را می پوشاند
23:33 ایزار
23:34 نیمه پایینی را می پوشاند
23:38 یکی از فواید صحبت کردن
23:41 از صحبت کردن سود ببرید
23:43 پوشاندن عورت تا حد امکان واجب است
23:46 استفاده از مسجد جایز است
23:49 پناهگاهی برای فقرا و نیازمندان
23:54 باب نماز اگر از سفر آمده باشد
23:58 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
24:03 در جنگ با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودم
24:08 در یک رمان
24:09 پس من سوار شتر بودم
24:12 و در یک رمان
24:14 و من بر شتر خود هستم تا تو را بیاندازم
24:17 چیزی در آن نیست
24:19 جملاتم کم شد و خسته شدم
24:22 سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
24:26 و او گفت
24:28 جابر
24:29 پس گفتم بله
24:31 گفت کار تو چیست؟
24:34 گفتم
24:35 جملاتم کند می شود و احساس خستگی می کنم
24:38 پس عقب افتادم
24:40 پس فرود آمد تا آن را با جینکس خود بشوید
24:43 سپس گفت
24:44 سوار شوید
24:45 بنابراین من سوار شدم
24:47 دیدم که از رسول خدا صلی الله علیه و آله خودداری می کرد
24:53 در یک رمان
24:55 او به من گفت
24:56 شتر خود را چگونه می بینی؟
24:58 او گفت
24:59 گفتم خوبه
25:01 نعمت تو بر او نازل شده است
25:04 او گفت
25:05 در یک رمان
25:07 او گفت
25:08 چه عجله ای دارید؟
25:10 گفتم
25:11 من تازه ازدواج کرده ام
25:14 او گفت
25:15 من ازدواج کردم
25:16 گفتم بله
25:18 او گفت
25:19 چه باکره باشد چه باکره
25:21 گفتم
25:22 اما یک لباس
25:24 در یک رمان
25:26 و او گفت
25:27 چه ربطی به بهانه ها و آب دهانشون داری؟
25:31 او گفت
25:32 آیا کنیز نیست که با او بازی کند و با تو بازی کند؟
25:36 در یک رمان
25:38 و شما او را می خندانید و او شما را می خنداند
25:41 گفتم
25:42 من خواهر دارم
25:44 من دوست دارم با زنی ازدواج کنم که آنها را جمع کند، شانه کند و از آنها مراقبت کند
25:52 در یک رمان
25:53 و او گفت
25:55 خدا خیرت بده
25:57 یا گفت
25:58 خوب
26:00 و در یک رمان
26:01 خدا خیرت بده
26:04 او گفت
26:05 می آیی؟
26:07 پس اگر بیایی
26:09 کیف همان کیف است
26:11 در یک رمان
26:13 اگر شب وارد شدید، وارد خانواده خود نشوید
26:17 تا زمانی که غیبت را احساس کنی
26:19 شاگ در حال شانه زدن است
26:22 و در یک رمان
26:23 وقتی قبول کردیم
26:26 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
26:29 هر که می خواهد به سوی خانواده اش بشتابد، عجله کند
26:34 سپس گفت
26:36 آیا شتر خود را می فروشید؟
26:38 گفتم بله
26:39 بنابراین او آن را به قیمت یک اونس از من خرید
26:43 در یک رمان
26:44 او گفت
26:45 بلکه مرا بفروش
26:47 چهار دینار گرفتم
26:50 و تو پشتش به شهر
26:53 و در یک رمان
26:54 بنابراین من درخواست دادم
26:55 پس به عمویم خبر فروش شتر را دادم
26:58 نه از من
27:00 پس به او گفتم که شتر خسته است
27:02 و با آنچه از پیامبر صلی الله علیه و آله بود
27:06 و او را نوک زد
27:09 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
27:12 قبل از من
27:14 فردا ارائه شد
27:16 در یک رمان
27:18 وقتی سارار را تقدیم کرد
27:20 یک گاو را سفارش داد
27:22 پس ذبح کردم
27:23 پس از آن خوردند
27:25 پس به مسجد آمدیم
27:27 او را درب مسجد پیدا کردم
27:30 در یک رمان
27:32 بنابراین او به سمت من آمد
27:33 شتر را به پهلوی دربار بسته بودند
27:37 پس گفتم
27:38 این جمله شماست
27:40 پس بیرون رفت
27:41 پس شروع به قدم زدن در اطراف شتر کرد
27:44 او گفت
27:45 آل آن ارسال کرد
27:48 گفتم بله
27:49 او گفت
27:50 پس شتر خود را رها کن
27:52 پس داخل شوید و دو رکعت بجا آورید
27:55 پس داخل شدم و نماز خواندم
27:57 پس به بلال دستور داد که برای او یک مثقال وزن کند
28:01 بلال برای من پیروز شد
28:03 ترازو را نوک می دهم
28:05 پس راه افتادم تا رفتم
28:09 و او گفت
28:10 با جبرا خداحافظی کن
28:12 گفتم
28:13 حالا جملات را جواب می دهد
28:16 هیچ چیز برای من نفرت انگیزتر از او نبود
28:20 او گفت
28:21 شترتو ببر
28:23 شما قیمت را دریافت می کنید
28:25 در یک رمان
28:26 پس قیمت شتر و شتر را به من داد
28:29 و سهم من با مردم است
28:32 و در یک رمان
28:34 من به او بدهی داشتم
28:36 او مرا برآورده کرد و بر من افزود
28:39 نظر در حدیث
28:42 در تسخیر
28:44 یعنی جنگ تبوک
28:45 گفته شد که همان وصله ها
28:48 من خسته ام
28:49 هر گونه خستگی و ناتوانی در راه رفتن
28:52 پس عقب افتادم
28:53 یعنی دیر رسیدم
28:55 او کار را برای او سخت می کند
28:57 محجن نافرمان است و در سرش کج است
29:01 مسافر چیزی را که با آن افتاده برمی دارد
29:04 بس کن
29:05 یعنی از او جلوگیری کنید
29:07 Thal
29:08 یعنی سنگین، جز نفرت چیزی از خود ساطع نمی کند
29:12 شما را مسلح کنید
29:13 یعنی سرخی او با سیاهی آمیخته شد
29:16 چیزی در آن نیست
29:18 شیعه درخشش سیاه یا سفید است
29:23 تبه
29:24 زنی که قبلا ازدواج کرده است
29:27 کنیز نیست؟
29:29 یعنی فردا
29:31 شما آنها را جمع آوری کنید
29:32 یعنی مثل یک مادر آنها را در آغوش می گیرد
29:35 و شما آنها را شانه می کنید
29:37 یعنی شانه زدن موهایشان
29:40 و تو روی آنها بایستی
29:42 یعنی از آنها مراقبت کنید و حالشان را بهتر کنید
29:45 کیف همان کیف است
29:47 کیسه شدت حفظ چیزی است
29:51 و گفته شد
29:52 کیف اینجا رابطه جنسی است
29:54 و ذهن گفته شد
29:57 در اونس
29:58 یک مثقال چهل درهم است
30:01 مقدار آن در مقیاس های معاصر
30:04 تقریباً صد و بیست گرم نقره
30:08 فردا
30:10 یعنی بین نماز صبح و طلوع آفتاب
30:14 پس ترک کن
30:15 یعنی رفت
30:16 بنابراین من تاب می زنم
30:18 یعنی افزایش پیدا کرد
30:19 ای کاش
30:21 یعنی من موفق شدم
30:22 او به جملات پاسخ می دهد
30:24 یعنی آنها را برگردانید
30:26 شما متحد هستید
30:28 سایه زدن، تراشیدن موهای ناحیه تناسلی است
30:31 ناپدید شدن
30:33 او زنی است که شوهرش غایب است
30:36 شگ
30:38 یعنی موهای کم پشت
30:40 و تو پشتش
30:42 یعنی سوار شدنش
30:44 او مرا سرزنش کرد
30:45 یعنی مرا مقصر دانست
30:47 و او را تکان دهید
30:48 نوک زدن یعنی زدن با چوب
30:51 و آن با جمع آوری نخل است
30:53 جیرجیر
30:55 در حومه شهر واقع شده است
30:57 سه فرسنگ از آن در سمت شرق
31:02 بنابراین جملات را فهمیدم
31:04 عقل با دستش پای شتر را خم می کند
31:07 برای سفت کردن همه آنها در وسط بازو
31:11 من از او بیشتر از او متنفرم
31:13 هیچ کدوم از اون جملات
31:16 یکی از فواید صحبت کردن
31:19 از صحبت کردن سود ببرید
31:21 راهنمایی برای بررسی شرایط دوستان
31:25 و شرحی از شدت حرمتی که صحابه رضی الله عنه نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داشتند.
31:32 و حرمت او رضی الله عنه
31:34 یک وظیفه، بدون شک
31:37 ازدواج با باکره ها را تشویق می کند
31:40 بازی مرد با خانواده اش جایز است
31:43 و مهربانی با او و برخورد خوبش
31:46 بیانی از حضرت جابر رضی الله عنه آمده است
31:51 او منافع خواهرانش را مقدم بر خود می داند
31:55 دلالت بر مطلوبیت دو رکعت نماز هنگام آمدن از سفر دارد
32:00 مطلوب است که تعادل را در پرداخت بهای انعام دهید
32:04 برای تعیین وزن معتبر است
32:07 اما عامل جز با اجازه عمل نمی کند
32:11 حدیث حاوی شواهدی بر صحت افزایش فروش از فروشنده است
32:16 اعتبار افزایش قیمت از خریدار
32:20 جائز است که از مرد بخواهد کالای خود را بفروشد
32:25 حتی اگر آن را برای فروش عرضه نکند
32:27 مطلوب است که میزان بدهی پرداخت شده افزایش یابد
32:31 بحث جوانمردی است
32:33 مستحب است زن خود را برای شوهرش آراسته کند
32:37 تقدم مرجح بر مرجح به نفع خود جایز است
32:42 اگر زن از غیبت شوهرش نزد او بیاید، باید امور خود را اصلاح کند
32:48 در حدیث شواهدی وجود دارد که هر شرطی بیع را خراب نمی کند
32:54 حدیث یکی از نشانه های نبوت است
32:56 شتر پیاده‌روی سنگین به یک شتر فعال تبدیل شد