از مجموعهٔ صحيح البخاري · درس 42 از 44

مختصر صحيح البخاري | الحلقة (42) | كتاب الجمعة - 2

◉ 46 بازدید ⏱ 29:41 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 مرکز مزیت
0:06 برای مطالعات و تحقیقات انسانی
0:09 ارسال کنید
0:12 خلاصه صحیح البخاری
0:16 باب: اگر در روز جمعه گرما شدید شود
0:21 از انس بن مالک می‌گوید:
0:24 وقتی سرما شدید شد، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
0:29 برای نماز صبح زود بیدار شوید
0:31 گرما هم زیاد شد
0:33 با دعا خنک شوید
0:35 یعنی جمعه
0:38 نظر در حدیث
0:40 کولر
0:42 یعنی صبر کن تا بری
0:44 شدت گرما
0:47 یکی از فواید صحبت کردن
0:49 در حدیث آن جمعه
0:51 وقت آن ظهر است
0:53 و در آن نماز می خواند
0:55 بعد از ظهر
0:57 در گرمای شدید خنک می شود
0:59 درب پیاده روی
1:04 عن ابیة بن رفاعة
1:07 او گفت
1:09 ابو عباس به من رسید
1:11 و من به جمعه می روم
1:13 و او گفت
1:15 پیامبر صلی الله علیه و آله را شنیدم
1:17 او می گوید
1:19 که پاهایش غبار آلود است
1:21 به خاطر خدا
1:23 خداوند او را از آتش جهنم منع کرد
1:25 نظر در حدیث
1:28 ابو اخم کرد
1:30 او عبدالرحمن بن جبر است
1:32 خداوند از او راضی باشد
1:35 که پاهایش غبار آلود است
1:37 یعنی گرد و غبار خورد
1:39 پاها را ذکر کرد
1:41 چون اکثر مجاهدین
1:43 در آن زمان پیاده نظام بودند
1:45 و پاها گرد و غبار می شوند
1:47 به هر حال
1:49 خواه غبار قوی باشد
1:51 یا ضعیف
1:53 و چون بنیان بن آدم
1:55 روی پاها
1:57 اگر پاها از آتش در امان باشند
1:59 او همه اعضای خود را از آن معاف کرد
2:01 یکی از فواید صحبت کردن
2:04 از صحبت کردن سود ببرید
2:07 توضیح فضیلت راه رفتن
2:09 به نماز
2:11 حاوی شرح فضیلت جهاد است
2:13 برای رضای خداوند متعال
2:15 در حدیث اشاره شده است
2:17 تا اینکه عبادت رسید
2:19 از جهاد
2:21 این نیاز به صبر و پشتکار دارد
2:23 درب
2:27 مرد یک روز به برادرش احترام نمی گذارد
2:29 جمعه و در جای او بماند
2:31 به حکم نافع
2:34 از ابن عمر
2:36 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:38 منع کرد
2:40 که مرد از جای خود بلند شود
2:42 یکی دیگر در آن می نشیند
2:44 اما جا باز کن
2:46 و گسترش دهید
2:49 ابن عمر از آن متنفر بود
2:51 تا مرد از جایش بلند شود
2:53 سپس می نشیند
2:55 نظر دهید
2:57 در مورد صحبت
3:00 مرد یک روز به برادرش احترام نمی گذارد
3:02 جمعه و در جای او بماند
3:04 چهره نفرت در این
3:06 این است که او فقط متکبر است
3:08 و از تحقیر کسی که او را تعیین می کند
3:10 اما
3:13 باز کنید و گسترش دهید
3:15 یعنی برای اونی که میاد درست کن
3:17 فضا و مکانی برای جمع شدن شما وجود دارد
3:19 و ظرفیت
3:21 ادبیات مکتوب است
3:23 قرآن و سنت
3:25 یکی از فواید صحبت کردن
3:27 از صحبت کردن سود ببرید
3:30 نوع دوستی ممنوع
3:32 در نزدیکی
3:34 در حدیث، مسجد خانه خداست
3:36 بر مکانی مقدم است
3:38 او سزاوارتر است
3:43 باب اذان روز جمعه
3:45 عن الصائب بن یزید
3:47 او گفت
3:49 اذان روز جمعه است
3:51 اولین بار بود که نشست
3:53 امام جمعه
3:55 در زمان سلطنت بر منبر
3:57 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:59 و ابوبکر و عمر
4:01 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد
4:03 زمانی که در خلافت بود
4:05 عثمان بن عفان رضی الله عنه
4:08 و افزایش یافتند
4:10 در یک رمان
4:12 برای پیامبر صلی الله علیه و آله نبود
4:14 بیش از یک مؤذن
4:16 عثمان روز جمعه دستور داد
4:18 با اذان سوم
4:20 پس اجازه داد
4:22 در زورا
4:24 بنابراین موضوع بر آن ثابت شد
4:26 نظر دهید
4:28 در مورد صحبت
4:31 زورا
4:33 موقعیت بالا در نزدیکی بازار شهر
4:35 نزدیک مسجد
4:38 یکی از فواید صحبت کردن
4:40 در حدیث آمده است
4:42 سنت خلفای راشدین
4:44 و در آن می توانید خرج کنید
4:46 منفعتی به امام سپرده شده است
4:48 عمومی
4:53 بخش خطبه باز است
4:55 از ابن عمر رضی الله عنه
4:57 درباره آنها گفت
4:59 او پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود
5:01 لیست نامزدی ها
5:03 سپس می نشیند
5:05 سپس بلند می شود
5:07 همانطور که اکنون انجام می دهید
5:10 نظر در حدیث
5:13 بود
5:15 ادامه و تداوم آن سودمند است
5:17 همانطور که اکنون انجام می دهید
5:19 نشانه زنده ماندن
5:21 هدایت نبوی در دوران
5:23 همراهان
5:25 یکی از فواید صحبت کردن
5:27 از صحبت کردن سود ببرید
5:29 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چنین کرد
5:31 درود بر او باد
5:33 تعادل هدایت است
5:35 و بنای عبادت
5:37 در بازداشت
5:42 امام پذیرای مردم است
5:44 و مردم امامت را دریافت می کنند
5:46 اگر نامزد کند
5:49 از ابوسعید خدری رضی الله عنه
5:51 درباره او
5:53 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
5:55 روزی بر منبر نشست
5:57 دورش نشستیم
5:59 و او گفت
6:01 من می ترسم
6:03 بعد از من بر تو
6:05 چه چیزی به روی شما باز می شود؟
6:07 از گل و زینت دنیا
6:09 در یک رمان
6:11 از نعمت های زمین
6:13 سپس از گل دنیا یاد کرد
6:15 بنابراین با یکی از آنها شروع کرد
6:17 یکی بت پرست با دیگری
6:19 مردی گفت
6:22 ای رسول خدا
6:24 خیر را با بدی پناه دادم
6:26 پیامبر صلی الله علیه و آله سکوت کرد
6:30 بنابراین به او گفته شد
6:32 کار شما چیست؟
6:34 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم صحبت کرد
6:36 و او با شما صحبت نمی کند
6:38 ما آن را دیدیم
6:40 بر او فرود می آید
6:42 در یک رمان
6:44 و مردم ساکت ماندند
6:46 انگار پرندگانی روی سرشان بود
6:48 او گفت
6:50 پس رحمتش را محو کرد
6:52 و او گفت
6:54 سوال کننده کجاست؟
6:56 انگار از او تعریف کرد
6:58 و او گفت
7:00 نیکی بدی نمی آورد
7:02 و از چه سرچشمه می گیرد
7:04 کشتن یا آسیب رساندن
7:06 در یک رمان
7:08 او از سر ناامیدی می کشد
7:10 به جز خوردن سبزیجات
7:12 من خوردم
7:14 حتی اگر کمرش کشیده باشد
7:16 عین خورشید را دریافت کرد
7:18 پس سرد شدم
7:20 او خورد و خورد
7:22 و این پول است
7:24 سبزه شیرین
7:26 آفرین، هموطن مسلمان
7:28 آنچه به فقیر داد
7:30 و یتیم و در راه
7:32 یا به قول پیامبر
7:34 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
7:36 و اوست که آن را می گیرد
7:38 بدون حقش
7:40 مثل کسی که می خورد و سیر نمی شود
7:42 و او شهید خواهد شد
7:44 در روز قیامت
7:46 نظر دهید
7:49 در مورد صحبت
7:51 جهان شکوفا و آراسته شد
7:53 یعنی زیبایی و لذت آن
7:55 پیامبر سکوت کرد
7:57 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
7:59 یعنی منتظر ظهور
8:01 راحتی
8:03 یعنی عرق زیاد
8:05 انگار از او تعریف کرد
8:08 وقتی دیدند که پیامبر
8:10 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
8:12 از او یک سوال راضی می پرسد
8:14 آنها می دانستند که او او را ستایش می کند
8:16 از چه بهاری سرچشمه می گیرد
8:18 کشتن یا آسیب رساندن
8:20 از آشنایی
8:22 یا برای نزدیک شدن و نزدیکتر شدن
8:24 از نابودی
8:26 سبزه خوار
8:28 از جمله بهار بهار
8:30 چیزی که خورنده اش را می کشد
8:32 به جز سبزه ها، اگر کم مصرف شوند
8:34 کاری که خورنده انجام می دهد
8:36 اطمینان حاصل کنید که آنچه را که پرداخت می کنید پرداخت کنید
8:38 به سوی نابودی
8:40 کمرش کشیده شد
8:42 یعنی ظرفیتش پر شد
8:44 پهلوهایش استخوانی شده بود
8:46 پس سرد شدم
8:48 یعنی سرگین را بیرون آورد
8:50 من وحشت کردم
8:52 یعنی بهار را پرورش داد
8:54 این پول سبز شیرین است
8:56 یعنی برای خیر
8:58 و چهره اش را درخشان کند
9:00 هر که آن را غیرقانونی بگیرد
9:02 یا بدون نیاز به آن
9:04 او به حق خود نرسید
9:06 انجام آن واجب است
9:08 او از سر ناامیدی می کشد
9:10 یعنی حیوان می میرد
9:12 به خاطر خوردن زیاد
9:15 یکی از فواید صحبت کردن
9:17 از صحبت کردن سود ببرید
9:19 ضرب المثل دادن جایز است
9:21 با چیزهای بی اهمیت
9:23 و بد حرف زدن
9:25 مثل ادرار و امثال آن
9:27 ارائه آن برای دانشجو جایز است
9:29 چیزهای زیبایی در دنیا وجود دارد
9:31 و اگر از دنیا در مورد چیزی پرسیده شود
9:33 برای تاخیر در پاسخ
9:35 تا اینکه موضوع را فاش کرد
9:37 و او مطمئن است
9:39 و در حدیث آن سؤال
9:41 اگر در جای خود نباشد
9:43 سوال کننده را انکار می کند
9:45 و برکت نمی دهد
9:47 خدای متعال در پول است
9:49 حرام
9:51 و در حدیث است که دنیا
9:53 انذار هر که با او می نشیند
9:55 از وسوسه پول
9:57 او آنها را از مکان های ترس آگاه می کند
9:59 و شانس در اقتصاد وجود دارد
10:01 در پول
10:03 و اقتصاد از دنیاست
10:05 در بلغه
10:07 خیریه را تشویق می کند
10:09 و یبوست را ترک کنید
10:11 این شامل بیانیه ای است که پول
10:13 زینت زندگی دنیوی
10:15 همانطور که در قرآن کریم آمده است
10:17 و سوال در همین جا نهفته است
10:19 کلید دانش
10:21 ستایش پرسشگر عاقل
10:23 و مشروعیت وجود دارد
10:25 به سوال پاسخ دهید
10:27 شناخت سوال کننده
10:29 در روح گویاتر است
10:31 و در حدیث است که مردم
10:33 با جهان انواع وجود دارد
10:35 در میان آنها کسانی هستند که به ناحق رشد می کنند
10:37 از جمله مقتصید است
10:39 و برخی از آنها نیستند
10:41 فصل: کی گفته؟
10:46 در خطبه بعد
10:48 ستایش هنوز
10:50 از عمر بن تغلب
10:52 که رسول خدا
10:54 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
10:56 پول بیاورید یا اسیر شوید
10:58 پس آن را تقسیم کرد
11:00 پس مردانی داد و دیگران را رها کرد
11:02 پس به او خبر داد
11:04 اونی که رفت
11:06 آنها مرا مقصر دانستند
11:08 پس خدا را شکر
11:10 سپس او را تحسین کرد
11:12 سپس گفت
11:14 در مورد بعد
11:16 به خدا به آن مرد می دهم
11:18 و من به آن مرد زنگ می زنم
11:20 و کسى را که مى خوانم نزد من محبوبتر از کسى است که او را مى خوانم
11:22 من می دهم
11:24 اما به من قدرت داده شده است
11:26 از هشدار و وحشت
11:28 در یک رمان
11:31 من به مردم می دهم
11:33 من از دنده ها و ترس های آنها می ترسم
11:35 و مردم را خورد
11:37 به آنچه خدا آفریده است
11:39 در دل آنها ثروت نهفته است
11:41 بهترین آنها عمر بن تغلب است
11:43 عمر گفت
11:45 به خدا من دوست ندارم
11:47 من حرفی دارم
11:49 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
11:51 برکت سرخ
11:53 اوج گرفتن
11:55 در مورد صحبت
11:58 یا اسیر شد و تقسیم شد
12:00 یعنی در میان کسانی که شایسته آن هستند
12:02 آنها مرا مقصر دانستند
12:04 جایی که از دادن محروم بودند
12:06 در مورد بعد
12:08 یعنی بعد از شکر خدا
12:10 و او را تحسین کنید
12:12 و من به آن مرد زنگ می زنم
12:14 یعنی می روم و به مرد نمی دهم
12:16 از حالت هشدار خارج شده است
12:18 یعنی برعکس صبر
12:20 وحشت است
12:22 هراس هر شدتی است
12:24 ناامیدی و ترس
12:26 و مردم را به خاطر آنچه ساخته بود خورد
12:28 خداوند در دلهایشان غنا دارد
12:30 و خیر، یعنی
12:32 آنچه را که خدا داده است به آنها بسپار
12:34 خداوند روحشان را قرین رحمت کند
12:36 پس صبور و پاکدامن بودند
12:38 در مورد مسئله و شر
12:40 برکت سرخ
12:42 یعنی بهترین و گرانترین شتر
12:44 و عزیزترین
12:47 یکی از فواید صحبت کردن
12:49 از صحبت کردن سود ببرید
12:52 از روی ترحم
12:54 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
12:56 نوشته شده توسط Hearts
12:58 بعضی ها
13:00 در حدیث مال نیست
13:02 عرضه فراوان
13:04 بلکه مال، ثروت دلهاست
13:06 حاوی بیانیه فضیلت است
13:08 از عمر بن تغلب رضی الله عنه
13:10 او از نظر قلب غنی است
13:12 و مشروعیت وجود دارد
13:14 دیگران را تحسین کنید
13:16 اگر از وسوسه در امان باشند
13:18 درباره عایشه
13:22 خداوند از او راضی باشد
13:24 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
13:26 شب بیرون رفت
13:28 از مرگ شب
13:30 در مسجد نماز خواند
13:32 مردان نماز او را خواندند
13:34 پس مردم شدند
13:36 بنابراین آنها صحبت کردند
13:38 بنابراین تعداد بیشتری از آنها جمع شدند
13:40 نماز خواندند
13:42 با او
13:44 پس مردم برخاستند و صحبت کردند
13:46 اهالی مسجد زیاد شدند
13:48 از شب سوم
13:50 پس رسول خدا بیرون آمد
13:52 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
13:54 نماز خواندند
13:56 با دعایش
13:58 وقتی شب چهارم بود
14:00 مسجد قادر به حمایت از مردم خود نبود
14:02 تا اینکه اومد بیرون
14:04 برای نماز صبح
14:06 وقتی سحر را سپری کرد
14:08 من مردم را قبول دارم
14:10 پس شهادت داد و سپس گفت
14:12 در مورد بعد
14:14 پنهان نبود
14:16 در محل شما
14:18 اما من می ترسیدم شما فرض کنید
14:20 شما قادر به انجام این کار نیستید
14:22 درباره او
14:24 در یک رمان
14:26 این در ماه رمضان است
14:28 سپس رسول خدا وفات کرد
14:30 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
14:32 و همینطور است
14:35 نظر در حدیث
14:37 از مرگ شب
14:39 یعنی داخل و وسط
14:41 مردان نماز خواندند
14:43 با دعایش
14:45 یعنی تقلید از او رضی الله عنه
14:47 بنابراین آنها صحبت کردند
14:50 یعنی در مورد نماز شبشان
14:52 با رسول خدا صلی الله علیه و آله
14:54 ناتوانی مسجد
14:56 در مورد خانواده اش
14:58 یعنی سیر شده اند
15:00 از من پنهان نبود
15:02 جای تو
15:04 یعنی ملاقات و انتظار شما
15:06 برای دعا کردن
15:08 آنها قادر به انجام این کار نبودند
15:10 یعنی نمی توانید تحمل کنید
15:12 و شما آن را انجام نمی دهید
15:14 یکی از فواید صحبت کردن
15:17 از صحبت کردن سود ببرید
15:19 جایز بودن امانت
15:21 کسی که هرگز قصد نداشت
15:23 امام در آن دعا
15:25 چون مردم کارشان تمام شده است
15:27 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
15:29 از پشت دیوار
15:31 هیچ قصدی با آنها نداشت
15:33 بر امامت
15:35 در حدیث، اعمال اختیاری است
15:37 در خانه بهتر است
15:39 اقامه نماز اختیاری جایز است
15:41 در یک گروه
15:43 حاوی بیانیه ای کامل از شفقت است
15:45 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
15:47 این تیزبینی صحابه است
15:49 خداوند از ایشان راضی باشد
15:51 تقلید از اعمال پیامبر
15:53 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
15:55 و شرایطش
15:57 هیچ تاخیری در بیانیه وجود ندارد
15:59 در صورت نیاز
16:01 و مهمترین را ارائه می دهد
16:03 وقتی تضاد منافع وجود دارد
16:05 و ترس از خراب شدن
16:09 از ابوحامد السعدی
16:11 گفت رسول خدا از آن استفاده کرد
16:13 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
16:15 مردی در حال صدقه
16:17 او را ابن اللتبیه می گویند
16:19 در یک رمان
16:21 از بنی اسد
16:23 او را ابن الاطبیه می گویند
16:25 و در یک رمان
16:27 از آزاد
16:30 وقتی آمد
16:32 او را محاسبه کنید
16:34 گفت: این کار توست.
16:36 این یک هدیه است
16:38 رسول خدا فرمود
16:40 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
16:42 پس چرا در خانه ننشینیم؟
16:44 پدر و مادرت
16:46 هدیه شما به شما نخواهد رسید
16:48 اگر صادق باشید
16:50 بعد نامزد کردیم
16:52 در یک رمان
16:54 سپس رسول خدا برخاست
16:56 خدا رحمتش کند و در شب به او سلام دهد
16:58 بعد از نماز
17:00 خدا را شکر و حمد کرد
17:02 سپس گفت
17:04 در مورد بعد
17:06 من از مرد استفاده می کنم
17:08 از شما به سر کار
17:10 از کارهایی که خدا نکرده است
17:12 بعد می آید و می گوید
17:14 این پول شماست
17:16 این هدیه ای است که به من داده شده است
17:18 داخل ننشست؟
17:20 خانه پدر و مادرش
17:22 تا اینکه هدیه اش به او برسد
17:24 خدا آن را نمی گیرد
17:26 در یک رمان
17:28 سوگند به کسی که جان من در دست اوست
17:30 نجوشد
17:32 هیچ کدام از شما
17:34 بدون حقش
17:36 جز اینکه خدا را در حال حمل او یافت
17:38 روز قیامت
17:40 هرکدومتون رو به من معرفی کنید
17:42 خداوند شترانش را حمل می کند
17:44 راغه
17:46 یا یک گاوی که ناله می کند
17:48 یا چاتا تیار
17:50 سپس دستش را بالا آورد
17:52 سفیدی زیر بغلش را دید
17:54 او می گوید
17:56 خدایا بهش رسیدی؟
17:58 در یک رمان
18:00 سه
18:02 چشمانم دیده و گوش هایم شنیده اند
18:04 در یک رمان
18:06 و سلو زید بن ثابت
18:08 او آن را با من شنید
18:10 نظر در حدیث
18:13 او را ابن اللتبیه می گویند
18:15 او عبدالله است
18:17 ابن لطبیه
18:19 بر صدقه بنی سلیم
18:21 یعنی جمع آوری و گرفتن
18:23 زکات بنی سلیم
18:25 او را محاسبه کنید
18:27 یعنی در کار و آنچه در آن انجام شد
18:29 این پول شماست
18:31 یعنی این صدقه ها
18:33 که برای دستگیری او فرستاده شد
18:35 از چی و الان خدا
18:37 یعنی بزرگترین ایالت
18:39 حکم است
18:41 حاکم کسی است که تصرف می کند
18:43 زکات پرداخت شود
18:45 در بانک های شناخته شده آن
18:47 او آن را حمل می کند
18:49 یعنی آن را روی گردن می برد
18:51 او یک آرزو دارد
18:53 صدای شتر است
18:55 او فریاد زد
18:57 صدای گاو است
18:59 طائر به معنای فریاد زدن است
19:01 چشمانم دیده و گوش هایم شنیده اند
19:03 یعنی پیامبر را دیدم
19:05 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
19:07 در مورد مقاله او
19:15 حدیث منشأ سانسور است
19:17 برای دارندگان مناصب دولتی
19:19 و در حدیث
19:21 هدیه کارگر عودت داده می شود
19:23 و در حدیث
19:25 هدایای کارگران از جمله موارد دیگر است
19:27 حقوق مسلمین
19:29 و مشروعیت مهربانی وجود دارد
19:31 در امر به معروف
19:33 و نهی از منکر
19:35 قسم خوردن در امور جایز است
19:37 و در حدیث
19:39 که به کارگران هدیه می دهد
19:41 از فریب
19:43 اگر با طرفداری همراه باشد
19:45 رشوه خواری بود
19:47 و در آن پاداش است
19:49 از نوع کار
19:51 و حرام است
19:53 رشوه و کلاهبرداری
19:57 عن المصوار بن مخرمه
19:59 گفت که علی
20:01 با دختر ابی جهل نامزد کرد
20:03 بنابراین من در مورد آن شنیدم
20:05 فاطمه نزد رسولی آمد
20:07 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
20:09 و او گفت
20:11 مردم شما ادعا می کنند که شما هستید
20:13 با دخترانتان قهر نکنید
20:15 و این بر عهده من است
20:17 با دختر ابوجهل ازدواج کرد
20:19 سپس رسول خدا برخاست
20:21 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
20:23 سپس او را شنیدم
20:25 شهادت می گوید
20:27 در مورد بعد
20:29 در رمان ن
20:31 بنی هشام بن مغیره
20:33 آنها برای داشتن رابطه جنسی اجازه خواستند
20:35 دخترشان علی بن ابی طالب
20:37 پس من اجازه نمیدم
20:39 بعد من اجازه نمیدم
20:41 بعد من اجازه نمیدم
20:43 مگر اینکه خودش بخواهد
20:45 طلاق گرفتن ابن ابی طالب
20:47 دخترم دخترشون رو لعنت میکنه
20:49 با ابی العاص ازدواج کرد
20:51 بن الربیعی
20:53 بنابراین او با من صحبت کرد و من را باور کرد
20:55 در یک رمان
20:57 فوالی به من قول داد
20:59 و من احرام ندارم
21:01 جایز است و جایز نیست
21:04 و فاطمه
21:06 چند نفر از من
21:08 و من از بدتر شدن آن متنفرم
21:10 در یک رمان
21:12 هر که او را عصبانی کند مرا عصبانی می کند
21:14 و در یک رمان
21:16 و من می ترسم
21:18 در دین او وسوسه شود
21:20 و در یک رمان
21:22 من به آنچه شک دارم شک دارم
21:24 و این به من آسیب می زند
21:26 چه چیزی او را آزار داد؟
21:28 به خدا که جمع نمی شود
21:30 دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
21:32 و دختر دشمن خدا
21:34 با یک مرد
21:36 بنابراین نامزدی را به من واگذار کرد
21:38 نظر دهید
21:41 در مورد صحبت
21:43 با دختر ابی جهل نامزد کرد
21:45 گفته می شد نام او جویریه است
21:47 می گفتند یکی برهنه است
21:49 غیر از این گفته شد
21:51 مردم شما ادعا می کنند
21:53 گفتن و انتقال
21:55 که
21:57 با ابو العاص بن الربیع ازدواج کرد.
21:59 یعنی همسرش زینب
22:01 دختر محمد صلی الله علیه و آله و سلم
22:03 خداوند از او راضی باشد
22:05 و او گفت
22:08 پس من اجازه نمیدم
22:10 بعد من اجازه نمیدم
22:12 بعد من اجازه نمیدم
22:14 در او کمال رحمت اوست
22:16 بر ملتش
22:18 از جمله دختر ابوجهل است
22:20 چون اگر شود
22:22 الذره برای فاطمه
22:24 سپس اتفاقی بین دو همسر می افتد
22:26 بنابراین او آسیب می بیند
22:28 از این رو
22:30 به ضرر رسول خدا می افتد
22:32 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
22:34 و به این وسیله هلاک خواهی شد
22:36 بنابراین او با من صحبت کرد و من را باور کرد
22:38 انگار می خواست
22:40 همینطور بود
22:42 شرطی که بر ابوالعاص گذاشته شده است
22:44 نه اینکه با زینب ازدواج کنم
22:46 پس در ایمانش محکم ایستاد
22:48 پس پیامبر از او تشکر کرد
22:50 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
22:52 با تمجید از وفاداری او
22:54 و صداقت
22:56 چند نفر از من
22:58 و یک قطعه
23:00 برای بدتر شدنش
23:02 یعنی به او آسیب برساند
23:04 با این ازدواج
23:06 یکی از فواید صحبت کردن
23:09 از صحبت کردن سود ببرید
23:11 بیانی از کمال رحمت پیامبر
23:13 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
23:15 با دخترش و ملتش
23:17 و جایز است
23:19 دختر پدر و مادرش را سرزنش می کند
23:21 و در حدیث
23:23 حسادت یک چیز کوهستانی است
23:25 صالحان از او در امان نیستند
23:27 و شامل نصیحت است
23:29 برای احراز شرایط
23:31 و ستایش راستگویان است
23:33 و وفا كنندگان به عهد
23:35 قسم خوردن جایز است
23:37 در امور مباح
23:39 و در حدیث جای زخم است
23:41 مسلمانی را با سوگند برادرش گرامی دارد
23:43 و مشروعیت وجود دارد
23:45 ترک حلال به خاطر مصلحت
23:47 تاب
23:49 ضرر را منع می کند
23:51 چه کسی به پیامبر صلی الله علیه و آله آسیب می رساند؟
23:53 با آزار دادنش
23:55 و در حدیثی در مورد تکریم افراد وابسته
23:57 به نیکی، شرافت یا دین
23:59 و مشروعیت وجود دارد
24:01 با نصیحت صحبت کنید
24:03 به نفع
24:07 از ابن عباس رضی الله عنه
24:09 آنچه او گفت
24:11 پیامبر صلی الله علیه و آله به معراج رفت
24:13 پلت فرم
24:15 آخرین شورایی بود که تشکیل شد
24:17 دلسوز
24:19 یک پتو روی شانه هایم
24:21 سرش را بسته بود
24:23 با بند چاق
24:25 خدا را شکر و حمد کرد
24:27 سپس گفت
24:29 ای مردم به من
24:31 پس به سوی او ثابت قدم ماندند
24:33 سپس گفت
24:35 در مورد بعد
24:37 این محله از
24:39 انصار می گویند
24:41 و افراد زیادی هستند
24:43 در یک رمان
24:45 تا در میان مردم باشند
24:47 مانند نمک در غذا
24:49 وصی من کیست؟
24:52 چیزی از امت محمد
24:54 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
24:56 بنابراین او می تواند آسیب برساند
24:58 هیچ کس در آن نیست
25:00 یا به نفع کسی باشد
25:02 ان شاءالله از خیرشان پذیرفته شود
25:04 و فراتر می رود
25:06 آنها را لمس کنید
25:08 نظر در حدیث
25:11 آخرین شورا بود
25:13 جلسه
25:15 نشان می دهد که شورا در مرحله دیگری است
25:17 زندگانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
25:19 دلسوز
25:21 هر پوشنده ای
25:23 تسلی دهنده
25:25 تسلی دهنده
25:27 آن لباس بزرگ است
25:29 با بند چاق
25:31 هر عمامه مشکی
25:33 می گفتند گرد و غبار در آن بود
25:35 تاریکی
25:37 غیر از این گفته شد
25:39 ای مردم به من
25:41 یعنی بیا
25:43 پس به سوی او ثابت قدم ماندند
25:45 یعنی نزد او جمع شدند
25:47 ان شاءالله از خیرشان پذیرفته شود
25:49 یعنی خیر
25:51 یعنی کسی را که به او دست بزند عفو می کند
25:53 یکی از فواید صحبت کردن
25:55 بهره می برد
25:58 از حدیث
26:00 از هدایت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
26:02 که اگر می خواست
26:04 غلو در موعظه
26:06 سکو بیرون آمد
26:08 حاوی بیانیه شایستگی است
26:10 الانصار رضی الله عنهم
26:12 و از بالا حرف زدن
26:14 از نبوت
26:16 حاوی اطلاعاتی در مورد غیب است
26:18 چون انصار گفتند
26:20 مردم
26:24 باب استماع خطبه
26:26 از ابوهریره
26:29 او گفت
26:31 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
26:33 اگر روز جمع آوری باشد
26:35 فرشتگان ایستادند
26:37 درب مسجد
26:39 اولی و اولی را می نویسند
26:41 مثل مهاجر
26:43 مثل کسی که راهنمایی می کند
26:45 بدن او
26:47 سپس مانند کسی که گاو را راهنمایی می کند
26:49 سپس یک قوچ
26:51 سپس یک مرغ
26:53 سپس یک تخم مرغ
26:55 اگر امام بیرون بیاید
26:57 روزنامه هایشان را تا کردند
26:59 و به ذکر گوش می دهند
27:02 نظر در حدیث
27:04 اولی و اولی را می نویسند
27:06 یعنی حضوری
27:08 به مسجد
27:10 مثل دیاسپورا
27:12 یعنی زود به مسجد
27:14 او بدن خود را هدایت می کند
27:16 یعنی شتر خود را صدقه می دهد
27:18 اگر امام بیرون بیاید
27:20 یعنی روی منبر نشست
27:22 و به ذکر گوش می دهند
27:24 یعنی خطبه
27:26 از فواید
27:29 حدیث
27:31 از صحبت کردن سود ببرید
27:33 توضیح فضیلت زود رسیدن به جمعه
27:35 و در حدیث
27:37 که فرشتگان می نویسند
27:39 درجات مردم در حضورشان در نماز
27:41 و درجات مردم
27:43 در فضیلت با توجه به
27:45 آثار آنها
27:47 استفاده از کلمه جایز است
27:49 صدقه دادن به کم و زیاد
27:51 و در حدیث
27:53 فرشتگان در خطبه شرکت می کنند
27:55 و دعا
27:58 گوش دادن به خطبه لازم است
28:00 روز جمعه
28:03 درب
28:05 اگر امام ببیند مردی می آید
28:07 او در حال نامزدی است
28:09 دستور داد دو رکعت نماز بخواند
28:12 از جابر بن عبدالله
28:14 او گفت: خداوند از آنها راضی باشد
28:16 رسول خدا فرمود
28:18 خدا رحمتش کند و درود فرستد
28:20 اگر یکی از شما بیاید
28:22 امام در حال ایراد خطبه است
28:24 یا رفته بیرون
28:26 دو رکعت نماز بخواند
28:28 در یک رمان
28:30 روز جمعه مردی وارد شد
28:32 و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
28:34 نامزد می کند
28:36 گفت: نماز خواندم
28:38 گفت نه
28:40 گفت بلند شو
28:42 دو رکعت نماز بخوان
28:45 نظر در حدیث
28:47 اگر یکی از شما بیاید
28:49 یعنی مسجد
28:51 و در حدیث جابر
28:53 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد
28:55 که حادثه اتفاق افتاده است
28:57 با سیلیکین الغطفانی
28:59 خداوند از او راضی باشد
29:02 یا رفته بیرون
29:04 یعنی روی منبر نشست
29:06 یکی از فواید صحبت کردن
29:08 از صحبت کردن سود ببرید
29:10 مشروعیت اخطار
29:12 بر اشتباهات نمازگزاران
29:14 روی سکو با یک شست بالا
29:16 و در حدیث
29:18 این نشان می دهد که داوطلبانه
29:20 در طول روز، دو به دو
29:22 مثل داوطلب شدن در شب
29:24 حرف زدن جایز است
29:26 در خطبه اگر مهمانی باشد
29:28 دستور داد و باید صحبت کرد
29:30 و در حدیث که
29:33 خطبه مانع باطن نمی شود
29:35 در مسجد حق تأسیس آن است
29:37 سلام واجب بر او می شود
29:39 خدایا