از مجموعهٔ صحیح البخاری · درس 90 از 90

خلاصه صحیح البخاری | قسمت (90) | ادامه کتاب هدیه و فضیلت آن

◉ 0 بازدید ⏱ 26:15 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 مرکز مزیت
0:06 برای مطالعات و تحقیقات انسانی
0:09 ارسال کنید
0:12 خلاصه صحیح البخاری
0:16 باب: مرد به زنش هدیه می دهد و زن به شوهرش
0:22 از ابن عباس رضی الله عنه آنچه گفت
0:26 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
0:29 ما چیزی شبیه سیوکس نداریم
0:32 که در هدیه خود برمی گردد
0:34 مثل سگی که استفراغش را پس می گیرد
0:37 در یک رمان
0:39 کسی که به هدیه خود برمی گردد مانند کسی است که به استفراغ خود باز می گردد
0:44 نظر در حدیث
0:47 نه برای ما
0:48 یعنی نباید
0:50 خیلی دوست دارم
0:52 منظور از مثال سو چیست؟
0:54 به عنوان مذموم توصیف می شود
0:57 در بدترین شرایطشان شبیه به شرورترین حیوانات است
1:02 او برمی گردد
1:03 یعنی برمی گردد
1:04 استفراغ کردن
1:05 استفراغ کردن
1:06 غذایی که قبل از هضم کامل از معده استخراج می شود
1:11 یکی از فواید صحبت کردن
1:15 از صحبت کردن سود ببرید
1:17 دافعه از شباهت به خصوصیات حیوانات مذموم
1:22 در آن مثال زدن امر و نهی را در نفس ابلاغ می کند
1:29 باب: هدیه زن به غیر شوهر و رهایی او در صورت داشتن شوهر
1:34 اگر نادان نباشی جایز است
1:39 بر میمونه بنت الحارث رضی الله عنه
1:43 او بدون اجازه از پیامبر صلی الله علیه و آله کودکی را آزاد کرد
1:49 وقتی روزش بود که به سراغش آمد
1:53 او گفت
1:54 احساس کردم یا رسول الله دخترم را آزاد کردم
1:59 او گفت
2:00 آیا شما آن را انجام دادید؟
2:01 او گفت بله
2:03 او گفت
2:04 اما اگر عموهای مادرت را به او دادی
2:07 در یک رمان
2:09 چند تا از عموهای شما آمده اند
2:11 پاداش شما بیشتر خواهد بود
2:14 نظر در حدیث
2:17 نوپا
2:19 هر ملتی
2:20 کنیز سیاه پوستی داشت
2:23 اون روز
2:24 یعنی جابجایی و تقسیم آن
2:27 احساس کردم
2:28 یعنی اطلاع دادم
2:30 دادم
2:32 یعنی دادمش
2:33 عموهای شما
2:35 عموهای مادری او از بنی هلال بودند
2:38 بزرگتر
2:39 هر چه بیشتر و بهتر
2:42 یکی از فواید صحبت کردن
2:46 در حدیث برای هر که گفته است دلیل است
2:48 بخشیدن خویشاوند بهتر از رهایی است
2:52 هدايت زوجه به كارهاي نيكو و امور شريف را شامل مي شود
2:57 برای زن جایز است که بدون اذن شوهر مال خود را بدهد
3:04 قال عایشه رضی الله عنها
3:07 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
3:10 اگر بخواهد سفر کند
3:12 در میان همسرانش می زنم
3:15 تیرش از کجا بیرون آمد؟
3:17 با او بیرون رفت
3:19 او برای هر زنی آسایش شبانه روزش را تقسیم می کرد
3:24 اما سوده دختر زمعه بود
3:27 روز و شب خود را به عایشه همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بخشید
3:33 او با این کار رضایت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را می خواهد.
3:39 نظر در حدیث
3:42 در بزن
3:43 کدو تنبل
3:44 فلش هایی که نام روی آنها نوشته شده است
3:47 هر که از آن تیری بگیرد
3:49 او شانس آورد
3:52 با آن بیرون آمد
3:54 یعنی در سفرها با او رضی الله عنه همراهی می کرد
3:58 شما می خواهید
3:59 یعنی شما بپرسید
4:01 یکی از فواید صحبت کردن
4:04 از صحبت کردن سود ببرید
4:06 قانونی بودن قرعه کشی در تقسیم بین شرکا
4:11 جايز است زن از بعضى از حقوق ضرورى خود نسبت به شوهرش بگذرد
4:18 درب
4:19 عبد و مال چگونه تصرف می شود؟
4:23 عن المصوار بن مخرمه
4:25 که پدرش مخرمه به او گفت
4:27 پسرم
4:29 به من رسید که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با سرداب ها به او نزدیک شدند
4:34 او آن را تقسیم می کند
4:36 پس ما را نزد او ببر
4:38 پس رفتیم
4:39 پیامبر صلی الله علیه و آله را در خانه اش یافتیم
4:44 او به من گفت
4:45 پسرم
4:46 برای من پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دعا کنید
4:50 بنابراین من آن را بزرگ کردم
4:52 پس گفتم
4:53 برایت دعا می کنم ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
4:57 و او گفت
4:58 پسرم
4:59 او قدرتمند نیست
5:02 پس دعوتش کردم
5:04 در یک رمان
5:05 پس پدرم پشت در ایستاد و صحبت کرد
5:08 پیامبر صلی الله علیه و آله صدای او را شناخت
5:12 او با ردایی از براد که با دکمه های طلایی پوشیده شده بود بیرون آمد
5:18 در یک رمان
5:19 او را به عنوان یک فضیلت می بیند
5:21 و او گفت
5:23 ای مخرمه
5:24 ما این را برای شما داریم
5:27 در یک رمان
5:28 من این را برای شما پنهان کردم
5:30 من این را برای شما پنهان کردم
5:32 پس آن را به او داد
5:35 در یک رمان
5:36 شدت در شخصیت او وجود داشت
5:39 و در یک رمان
5:40 و او گفت
5:41 راده مخرمه
5:44 نظر در حدیث
5:47 انبارها
5:49 هر لباس خارجی تنگ
5:52 بنابراین من آن را بزرگ کردم
5:53 یعنی بزرگترین
5:55 این گفتار شایسته مقام نبوت نیست
5:59 او قدرتمند نیست
6:01 یعنی پادشاه بی انصافی نیست
6:04 از پارچه ابریشمی
6:06 لباس های برگرفته از آپریسیم
6:10 دکمه دار
6:11 یعنی دکمه داره
6:13 ما آن را برای شما پنهان کردیم
6:15 یعنی ما آن را برای شما مخفی کردیم
6:18 یکی از فواید صحبت کردن
6:21 از صحبت کردن سود ببرید
6:23 انشاء دلها مطلوب است
6:26 این نشان می دهد که دستگیری پس از انتقال به گیرنده صورت می گیرد
6:33 فصل هدایایی که دوست ندارند پوشیده شوند
6:37 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
6:40 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به خانه فاطمه آمد
6:44 وارد او نشد
6:47 و به سمت من آمد
6:48 بنابراین من آن را به او اشاره کردم
6:50 پس آن را برای پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر کرد
6:54 او گفت
6:55 پرده مشیا را روی در دیدم
6:59 و او گفت
7:00 من با دنیا چه کار دارم؟
7:03 علی نزد او آمد و آن را به او یادآور شد
7:06 و او گفت
7:07 به من دستور دهد که هر کاری می خواهد انجام دهم
7:10 او گفت
7:11 برای فلانی بفرست
7:14 افراد یک خانواده نیازمند هستند
7:17 نظر در حدیث
7:20 بنابراین من آن را به او اشاره کردم
7:22 یعنی فاطمه رضی الله عنه از علی رضی الله عنه یاد کرد
7:27 آمدن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و بازگشت آن حضرت
7:32 موشیا را خواهید دید
7:34 موشی در رنگ های زمستانی راه راه است
7:38 بفرست
7:39 یعنی بفرست و صدقه بده
7:42 خانه ای با نیاز
7:44 یعنی به عنوان محافظ در برابر سرما از آن بهره مند شود
7:47 از ملافه، پتو یا لباس
7:51 یکی از فواید صحبت کردن
7:55 از صحبت کردن سود ببرید
7:57 او از ورود به خانه ای که حاوی چیزی است که از آن متنفر است متنفر است
8:01 شامل رها شدن محل تخلفات قانونی است
8:05 شامل شرح فقه فاطمه رضی الله عنه می باشد
8:08 و حس ذهنش
8:10 او ابتکار عمل نکرد تا داستان را خراب کند
8:13 بلکه گفت: به من فرمان دهد که هر کاری می خواهد انجام دهم.
8:17 این شامل مردی است که دختر متاهل خود را تنبیه می کند
8:24 از علی رضی الله عنه می فرماید
8:27 صندلی ماشینی را به پیامبر صلی الله علیه و آله هدیه کرد
8:32 بنابراین من آن را پوشیدم
8:33 خشم را در چهره اش دیدم
8:36 بنابراین آن را بین زنانم تقسیم کردم
8:40 نظر در حدیث
8:43 سیارا حل شد
8:45 نوعی سردی است آمیخته با ابریشم مانند بند
8:49 بنابراین من آن را تقسیم کردم
8:51 یعنی تقسیمش کردم
8:53 یکی از فواید صحبت کردن
8:57 از صحبت کردن سود ببرید
8:58 عصبانیت از دیدن شر
9:01 مردان را از پوشیدن ابریشم منع می کند
9:07 باب پذیرش هدیه از مشرکان
9:11 قال عن انس رضی الله عنه
9:14 سندوس جبّه به پیامبر صلی الله علیه و آله هدیه داده شد
9:19 ابریشم را حرام کرد
9:21 مردم از او شگفت زده شدند
9:23 و او گفت
9:25 سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست
9:27 وقتی نادیل سعد بن معاذ در بهشت است بهتر از این
9:33 نظر در حدیث
9:37 هدیه ای به پیامبر صلی الله علیه و آله داده شد
9:41 مهدی قطعا ردومه الجندل است
9:44 ساندو
9:46 یعنی بروکات ظریف
9:48 وقتی زنگ میزنیم
9:50 دستمال
9:51 یک تکه پارچه که برای از بین بردن آسیب استفاده می شود
9:55 بهتر است
9:56 کدام بهتر و بهتر است
9:59 یکی از فواید صحبت کردن
10:03 در حدیث نقاب از سعد بن معاذ رضی الله عنه آمده است
10:07 هدیه دادن چیزی که پوشیدن آن مکروه است جایز است
10:11 مردان را از پوشیدن ابریشم منع می کند
10:16 از انس بن مالک رضی الله عنه
10:19 زنی یهودی با گوسفندی مسموم نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد.
10:25 پس از آن خورد
10:27 پس بیار
10:29 پس گفته شد
10:30 آیا او را نمی کشیم؟
10:32 گفت نه
10:33 من هنوز هم آن را در هوس های رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانم
10:40 نظر در حدیث
10:43 یهودی
10:45 اسمش زینب است
10:46 او در مورد مسلمان شدن او اختلاف نظر داشت
10:49 در حواس پرتی
10:50 آها
10:51 این گوشت در بالای گلو در انتهای دهان است
10:56 یکی از فواید صحبت کردن
11:00 حدیث دلالت بر خوردن غذای کسی دارد که خوردن غذای او جایز است
11:05 بدون اینکه از منشا آن بپرسیم
11:07 اصل اساسی این است که همه چیز باید ایمن باشد
11:11 تا زمانی که مدرکی برای دیگران وجود داشته باشد
11:14 همین امر در مورد آنچه در بازار مسلمانان فروخته می شود نیز صدق می کند
11:17 تا زمانی که در غیر این صورت روشن شود، فرض می شود که ایمن است
11:24 باب هدیه دادن به مشرکان
11:27 از اسماء بنت ابی بکر رضی الله عنه گفت
11:32 مادرم نزد من آمد و او مشرک است
11:35 در زمان قریش که با رسول خدا صلی الله علیه و آله پیمان بستند.
11:40 او وقت خود را با پدرش می گذراند
11:43 پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله درخواست کرد
11:47 و او گفت
11:48 ای رسول خدا
11:49 مادرم با کمال میل به سمت من آمد
11:53 حذفش کنم؟
11:55 او گفت
11:56 بله
11:57 دعاش کن
11:59 نظر در حدیث
12:02 مادرم
12:03 اسمش فاطمه است
12:05 در زمان قریش
12:07 یعنی بین حدیبیه و الفتح
12:10 مایل
12:12 برخی از آنها گفتند
12:13 در اسلام
12:14 برخی از آنها گفتند
12:16 در ارتباط
12:18 یکی از فواید صحبت کردن
12:22 برخی این حدیث را دلیل بر واجب بودن روزی فرزند مسلمان بر پدر و مادر کافر دانسته اند
12:29 این شامل مشروعیت وداع با مردم جنگ و رفتار با آنها در زمان آتش بس است.
12:35 اجازه سفر برای ملاقات با یکی از بستگان را می دهد
12:38 حاوی شرح فضیلت اسماء رضی الله عنه است
12:42 جایی که او در مورد دین خود تحقیق کرد
12:45 حدیث بر ضرورت احتیاط و تحقیق دلالت دارد
12:52 درب
12:54 از عبدالله بن عبید الله بن ابی مالکی
12:57 بنی صهیب مشتری ابن جدعان است
13:00 دو خانه و یک اتاق دعوت کنید
13:03 رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به صهیب داد
13:08 مروان گفت
13:10 چه کسی می تواند این را شهادت دهد؟
13:13 گفتند ابن عمر
13:15 پس او را صدا زد و شهادت داد
13:17 رسول خدا صلی الله علیه و آله به صهیب دو خانه و یک اتاق داد.
13:24 مروان شهادت خود را به آنان داد
13:28 نظر در حدیث
13:31 صهیب فرزند سنان بن خالد موصلی و سپس مولوی رضی الله عنه است.
13:38 مروان فرزند الحکم بن ابی العاص است
13:41 والی مدینه در آن زمان معاویه بن ابی سفیان رضی الله عنه بود.
13:48 پس تصمیم گرفت، یعنی حکومت کرد
13:51 یکی از فواید صحبت کردن
13:54 حدیث بر لزوم اقامه شهادت دلالت دارد
13:59 شامل بیان فضل بن عمر رضی الله عنه است
14:03 حدیث دلیل است بر کسانی که می گویند شهادت کسی که به عدالت مشهور است پذیرفته می شود
14:11 باب آنچه در مورد سن و رتبه گفته شد
14:15 عن جابر رضی الله عنه گفت
14:18 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حکم داد که الامری بر او عطا شد.
14:24 از ابوهریره رضی الله عنه
14:27 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
14:31 العمری یک جایزه است
14:33 نظر در حدیث
14:37 باب آنچه درباره العمری و رقبی گفته شد
14:40 الرکبی برای مرد است که به مرد بگوید
14:44 عاشقانه دوستت دارم
14:46 اگر پیش از شما گسترش یابد، مال شماست
14:49 و اگر پیش از من امتداد یابد مال من است
14:52 با سن من
14:53 برای اینکه یک مرد به دیگران بگوید
14:55 من او را خانه خودم کردم
14:57 یعنی در تمام عمرم آن را مال او ساختم
15:01 و داده شد
15:04 جایزه
15:05 هر جایزه ای برای صدساله
15:07 المعمری پس از آن حقی بر آن نخواهد داشت
15:12 یکی از فواید صحبت کردن
15:16 از صحبت کردن سود ببرید
15:18 به العمری جایزه اعطا شد
15:21 خیریه را تشویق می کند
15:24 حدیث دلالت بر احتیاط در هدیه دارد
15:30 باب کسانی که اسب و حیوانات و غیره را از مردم قرض گرفتند
15:36 در مورد انس فرمود:
15:38 پیامبر صلی الله علیه و آله بهترین مردم بود
15:42 بهترین مردم و شجاع ترین مردم
15:46 مردم شهر یک شب به وحشت افتادند
15:49 مردم قبل از صدا رفتند
15:52 پیامبر صلی الله علیه و آله از آنان پذیرایی کرد
15:55 مردم قبلا صدا را شنیده اند
15:57 و او می گوید
15:59 مشاهده نخواهی کرد. مشاهده نخواهی کرد
16:02 او سوار بر اسب ابوطلحه بدون زین بود
16:07 شمشیری بر گردنش است
16:09 در یک رمان
16:11 پس پیامبر صلی الله علیه و آله آن را به عاریه گرفت
16:14 اسبی از ابوطلحه به نام المندوب
16:18 و در یک رمان
16:20 داشت چی می‌کرد یا چی می‌کرد
16:24 و او گفت
16:25 در یک رمان
16:27 ما چیزی ندیدیم
16:29 و در یک رمان
16:30 چه وحشتناکی دیدیم
16:33 از دریا پیداش کردم
16:36 یا دریاست
16:38 در یک رمان
16:39 بعد از آن روز چه اتفاقی افتاد؟
16:43 نظر در حدیث
16:47 بهترین مردم، یعنی بهترین آنها
16:50 و بهترین مردم
16:52 یعنی سخاوتمندترین آنها
16:54 وحشت
16:55 یعنی می ترسید
16:56 مردم قبل از صدا رفتند
16:59 یعنی مردم به دنبال او شروع به دویدن کردند
17:02 شما با ملاحظه نخواهید بود
17:04 یعنی نترسید
17:06 از ابوطلحه
17:07 نام او زید بن سهل رضی الله عنه است
17:11 زین
17:12 آن چیزی است که برای سوار شدن بر حیوان گذاشته می شود
17:16 از دریا پیداش کردم
17:17 استعاره ای از سرعت اسب
17:21 یکی از فواید صحبت کردن
17:24 از صحبت کردن سود ببرید
17:26 پاسپورت حیوانات برهنه
17:29 بیان می کند که وام به صاحب آن بازگردانده می شود
17:33 حاوی بیانی از شجاعت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است
17:38 این شامل راهنمایی برای آرام کردن مردم و مهربانی با آنها است
17:42 وقتی مصیبت ها پیش می آید
17:46 قرض گرفتن درب عروس در حین ساخت
17:50 آنچه مونا در مورد آن گفت
17:52 بر عایشه رضی الله عنها وارد شدم
17:56 روی آن سپر قطری به ارزش پنج درهم است
18:00 و او گفت
18:02 چشمانت را به کنیز من بلند کن
18:04 نگاهش کن
18:06 او دوست دارد آن را در خانه بپوشد
18:10 برخی از آنها را در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سپر داشتم.
18:16 او در مدینه زن با ایمان نبود
18:20 مگر اینکه الیا را بفرستد تا آن را قرض کند
18:24 نظر در حدیث
18:28 سپر پیراهن زنانه است
18:31 قطر نسبت به مکانی در بحرین است
18:35 آنها لباس هایی هستند که از پنبه ضخیم ساخته شده اند
18:38 غیر از این گفته شد
18:40 شما افتخار می کنید
18:41 یعنی مغرور یا مغرور هستید
18:44 قطعیت
18:45 یعنی برای عروسی لباس می پوشد
18:49 یکی از فواید صحبت کردن
18:52 از صحبت کردن سود ببرید
18:54 مشروعیت برهنه شدن برای ازدواج
18:58 این یک عمل مهربانانه است که به دنبال عادت و عرف است
19:02 این نشان می دهد که یک زن ممکن است در خانه خود لباس خوب بپوشد
19:07 و آنچه برخی از خدمتگزاران می پوشند
19:10 بیانی از تواضع عایشه رضی الله عنها است
19:14 و آن را با بلغه برد که ماند
19:19 باب فضیلت حسنه
19:22 از ابوهریره رضی الله عنه
19:25 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
19:29 بله خیریه
19:31 در یک رمان
19:32 بله موفق باشید
19:34 واکسن کلاس یکی از آنهاست
19:37 و چت درجه یک یکی از آنهاست
19:40 شما با یک ظرف می روید و با کشتی دیگر می روید
19:44 نظر در حدیث
19:48 اون خوبه
19:49 شتر یا گوسفندی است که انسان به دیگری می دهد که آن را دوشیده و پس می دهد
19:55 واکسن
19:56 یعنی شتر یا گوسفندی که شیر دارد
20:00 صافی
20:01 یعنی شیر زیاد
20:04 شما با یک ظرف می روید و با کشتی دیگر می روید
20:07 یعنی صبح یک ظرف و عصر یک ظرف را می دوشید
20:11 یکی از فواید صحبت کردن
20:15 از صحبت کردن سود ببرید
20:17 راهنمایی برای رفع نیاز فقرا از طریق صدقه مستمر
20:23 در آن، این هدیه بخشی از خیریه مداوم است
20:26 صبح و شام روزی می آورد
20:32 از ابن شهاب
20:34 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
20:38 زمانی که مهاجران از مکه به مدینه آمدند
20:41 و هیچ چیز در دستان آنها معنایی ندارد
20:45 انصار اهل زمین و ملک بودند
20:49 پس انصار با آنها موافقت کردند که هر سال ثمره پولشان را به آنها بدهند
20:54 همین که کار کنند و غذا تهیه کنند کافی است
20:57 مادرش ام انس یا ام سلیم بود
21:01 او مادر عبدالله بن ابی طلحه بود
21:04 ام انس را به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم غذا داد
21:11 پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را به ام ایمن معشوقه خود داد
21:16 ام اسامه بن زید
21:19 در یک رمان
21:20 آن مرد به پیامبر صلی الله علیه و آله نخل می داد
21:26 تا اینکه گریدا و نذیر باز شدند
21:29 و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
21:32 وقتی از کشتن مردم خیبر فارغ شد
21:35 پس عازم شهر شد
21:37 مهاجران هدایایی را که از میوه های خود به آنها داده بودند به انصار بازگرداندند
21:44 پیامبر صلی الله علیه و آله شکنجه او را به مادرش برگرداند
21:49 در یک رمان
21:51 خانواده ام به من دستور دادند که نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بروم
21:56 پس از او بپرسید که چه چیزی یا بخشی از آن را به او دادند
21:59 پیامبر صلی الله علیه و آله ام ایمن را به او عطا کرده بود
22:05 سپس ام ایمن آمد و جامه را به گردنم انداخت
22:09 او می گوید
22:10 نه، سوگند به او معبودی جز او نیست
22:13 او آنها را به شما نمی دهد و آنها را به من داده است
22:17 رسول خدا صلی الله علیه و آله جای ام ایمن را در دیوار خود قرار داد
22:24 در یک رمان
22:26 ده برابر به او داد
22:29 نظر در حدیث
22:32 پس انصار آنها را تقسیم کردند
22:34 یعنی موافقت کردند
22:36 همین که کار کنند و غذا تهیه کنند کافی است
22:39 این یک امر مسلم است
22:42 ادها جمع اعزاقا است
22:44 درخت نخل است
22:46 مقصود این است که به او درختان خرما داده شده است
22:49 پس پیامبر صلی الله علیه و آله به آنها عطا کرد
22:53 یعنی به آنها بدهید
22:55 و چون پیغمبر صلی الله علیه و آله از کشتار مردم خیبر فارغ شد
23:00 یعنی تمام نشده است
23:03 پس رفت
23:04 یعنی برگشت
23:06 پاسخ دهید
23:07 یعنی برگشت
23:08 ناله هایشان
23:10 اون خوبه
23:11 او شتر و گوسفندی است که به او داده شده تا دوشیده شود و از شیر آن بهره مند شود
23:16 منشأ آن این است
23:18 سپس من هر هدیه ای داده ام
23:22 که به آنها داده شد
23:24 یعنی چیزی که به آنها دادند
23:27 مادرش
23:28 یعنی ام انس
23:30 جای آنها
23:31 هیچ جبرانی برای آن وجود ندارد
23:33 ده برابر داد
23:36 از دیوارش
23:38 یعنی از باغش
23:40 برای پیامبر صلی الله علیه و آله نخل می سازد
23:44 هر کمکی برگشت داده می شود
23:46 بنابراین لباس را دور گردنم انداختم
23:49 استعاره ای از عصبانیت او
23:52 یکی از فواید صحبت کردن
23:56 از صحبت کردن سود ببرید
23:58 راهنمایی برای دلجویی از اخوان
24:01 و در آن فضیلت انصار است
24:03 اخلاق و سخاوت خوبی داشت
24:07 و عشق به اسلام و اهل آن
24:10 در آن برکت یکی از مواهب فواید است
24:13 بازیابی آن در هر زمان معتبر است
24:17 قسم خوردن بدون قسم جایز است
24:20 حدیث دلالت دارد که هدیه درخت خرما صدقه نیست
24:25 زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله آن را پذیرفت
24:30 هدیه دادن به دیگران جایز است
24:33 بعد از اینکه صاحب منفعتش شدی
24:36 در آن نعمت است اگر انسان به آن نیاز نداشته باشد
24:39 به صاحبانش بازگردانده شد
24:41 می گوید اگر انسان به فقیری هدیه خوبی بدهد، نصیبش می شود
24:46 سپس خواست هدیه را به صاحبش برگرداند
24:49 انصراف از قبول دعا
24:52 به جای اون بیچاره
24:57 از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم گفت
25:01 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
25:05 چهل رشته
25:07 بالاترین آنها منیحه الانز هستند
25:10 هیچ کارگری با یک رشته از آن کار نمی کند
25:13 به امید ثوابش و ایمان به وعده هایش
25:17 جز اینکه خداوند او را وارد بهشت می کند
25:21 نظر در حدیث
25:24 صفت به هر ویژگی یا شاخه ای گفته می شود
25:28 منیحه الانز
25:30 الانز بز ماده است
25:33 به پاداش آن امیدوار باشید
25:35 یعنی ثواب او را بگیرد
25:38 و به وعده هایش ایمان دارد
25:40 یعنی آنچه مسلماً بر زبان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم معلوم است
25:46 یکی از فواید صحبت کردن
25:50 از صحبت کردن سود ببرید
25:52 بیان فضیلت منیحه الانز
25:54 و شیر حاجت را برآورده می کند
25:57 حدیث دلالت دارد که اخلاص از شروط پذیرش کار است
26:02 شامل وجوب ایمان به پاداشی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وعده داده است