از مجموعهٔ صحيح البخاري · درس 26 از 44

مختصر صحيح البخاري | الحلقة (26) | كتاب الصلاة - 6

◉ 46 بازدید ⏱ 28:39 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 یک مرکز سود
0:06 برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09 او ارائه می دهد
0:11 خلاصه صحیح البخاری
0:16 باب: هرگاه یکی از شما وارد مسجد شد دو رکعت بجا آورد
0:22 عن ابوقتاده السلمی
0:27 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
0:30 اگر یکی از شما وارد مسجد شد
0:34 قبل از نشستن دو رکعت زانو بزند
0:37 نظر در حدیث
0:41 زانو بزند، یعنی نماز بخواند
0:45 یکی از فواید صحبت کردن
0:48 از صحبت کردن سود ببرید
0:51 مطلوبیت سلام مسجد
0:53 نماز دو رکعتی است
0:56 و هر که داخل مسجد شود
0:58 مکروه است که بدون نماز بنشیند
1:01 این یک کار زشت است
1:03 اگر در وقت مکروه وارد مسجد شود
1:06 در مورد مطلوبیت نماز اختلاف است
1:09 درب ساختمان مسجد
1:14 از عبدالله بن عمر
1:17 مسجد در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
1:22 ساخته شده با هسته
1:24 و سقف برهنه اش
1:26 ستون های آن از چوب خرما بود
1:29 ابوبکر چیزی به آن اضافه نکرد
1:32 و عمر او افزایش یافت
1:34 و آن را روی سازه خود ساخت
1:36 در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
1:40 با شیر و پنیر
1:42 دوباره آن را با چوب غسل تعمید داد
1:44 سپس عثمان آن را تغییر داد
1:46 بسیار افزایش یافت
1:50 دیوار آن را با سنگ های تراشیده و گچ ساخت
1:54 ستون های آن از سنگ های تراشیده شده بود
1:58 سقف آن از چوب ساج است
2:00 نظر در حدیث
2:04 ساخته شده با هسته
2:07 گل چیزی است که از خاک رس یا سایر مواد برای اهداف ساختمانی ساخته می شود
2:11 و سقف برهنه اش
2:13 درخت همان درختی است که حصیری از آن کنده می شود
2:16 اگر کنده نشود به آن فروند می گویند
2:20 ستون های آن دیوارهایی است که مسجد بر روی آن قرار دارد
2:25 و در آن افزایش یافت، یعنی در فاز و عرض
2:28 او ساختار آن را تغییر نداد
2:30 بلکه آن را بر بنای پیامبر صلی الله علیه و آله بنا کرد
2:35 داستان گچ است
2:38 مردم مصر به آن گرا می گویند
2:41 مردم شام به آن آهک می گویند
2:44 سقف آن از چوب ساج است
2:46 یعنی سقفش از چوب ساج بود
2:49 نوعی چوب است
2:51 از هند می آید
2:53 یکی از فواید صحبت کردن
2:57 از صحبت کردن سود ببرید
3:00 سنت در ساختن مساجد هدف است
3:03 و در ساخت آن از مبالغه بپرهیزید
3:06 ترس از نزاع و خودنمایی در مورد ساختار خود
3:10 حاوی رهنمودهایی است برای گرفتن از دنیا با نیت و کفایت
3:14 و زهد در امور او
3:17 و زبان را به آن ترجیح دهید
3:22 فصل همکاری در ساخت مسجد
3:26 در مورد عکرمه فرمود:
3:28 به ابن عباس و دخترش علی گفت
3:32 برو پیش ابی سعید
3:34 پس به سخنان او گوش دهید
3:36 پس راه افتادیم
3:38 اگر مشکلی داشته باشد، آن را برطرف می کند
3:41 پس خرقه خود را گرفت و خود را پنهان کرد
3:44 بعد شروع کرد به صحبت کردن با ما
3:46 تا اینکه از ساختن مسجد یاد شد
3:50 و او گفت
3:51 آجر به آجر می بردیم
3:54 و عمار برای دو دختر
3:58 پیامبر صلی الله علیه و آله او را دید
4:02 خاک را از روی او می ریزد و می گوید
4:06 وای بر عمار
4:08 گروه ستمگر او را می کشند
4:10 او آنها را به بهشت دعوت می کند
4:13 و او را به جهنم دعوت می کنند
4:16 او گفت
4:17 عمار می گوید
4:19 از وسوسه ها به خدا پناه می برم
4:22 نظر در حدیث
4:26 در یک دیوار
4:27 هر باغی
4:29 پس پنهان کن
4:30 یعنی روی باسنش نشست و پاهایم را روی هم گذاشت
4:33 جامه خود را دور کمر و زانوهایش جمع کرد
4:38 ایجاد کنید
4:39 یعنی شروع شد و شروع شد
4:41 وای
4:42 این کلمه رحمت است برای کسانی که در هلاکتی افتاده اند که سزاوار آن نیستند
4:47 همینطور وای برای کسی که در خرابه ای که سزاوارش است می افتد عذاب است.
4:53 مقوله ظالم
4:55 یعنی کسانی که با امام مخالفت کردند
4:58 با تعبیری نادرست از او سرپیچی کردند
5:06 از صحبت کردن سود ببرید
5:08 دانشمند باید فرزندش را به دنیای دیگری بفرستد تا از او بیاموزد
5:13 زیرا دانش در اختیار کسی نیست
5:16 و جهان باید برای گفتگو آماده شود و برای آن بنشیند
5:21 این شامل راهنمایی در مورد رها کردن به روز رسانی وضعیت حرفه است
5:26 ارتکاب مشقت احتمالی در انجام عمل صالح جایز است
5:31 این شامل راهنمایی در مورد تکریم کارگر است
5:34 و در عمل و گفتار با او مهربان باش
5:37 بیانی در مورد فضیلت عمار رضی الله عنه است
5:42 حديث علمي است از مراتبي بالاتر از نبوت
5:45 زیرا آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود
5:50 به قول خودش امضا کرد
5:52 در حدیث آمده است که انسان پول و هر آنچه را که مربوط به امور دنیوی خود است تعمیر می کند
5:58 این شامل راهنمایی در مورد بهبودی از وسوسه است
6:02 باب استعانت از نجار و صنعتگران در منبر و عصای مسجد
6:10 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم
6:15 زنی از انصار به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد
6:21 ای رسول خدا
6:23 چیزی بهت ندهم که بشینی؟
6:26 من یک پسر نجار دارم
6:29 گفت اگر بخواهی
6:32 گفت: برایش منبر درست کردم.
6:35 در روایتی مسقف مسجد روی تنه خرما بود
6:41 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله خطبه ای ایراد می کرد، روی یک ساقه آن می ایستاد.
6:48 وقتی جمعه بود
6:51 پیامبر صلی الله علیه و آله بر منبری که ساخته شده بود نشست
6:56 درخت خرمایی که در کنارش خطبه می خواند فریاد زد
7:00 در روایتی تنه را مثل صدای باجگیر شنیدیم
7:07 تا اینکه تقریباً تقسیم شد
7:10 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد و آن را گرفت
7:15 پس او را در آغوش گرفت
7:17 بنابراین ناله های پسر را خاموش کردم
7:21 در رمان ناله پسری است که سکوت کرد تا آرام گرفت
7:29 او گفت که او از آنچه از مرد شنیده گریه کرد
7:34 نظر در حدیث
7:37 باب استعانت از نجار و صنعتگران در منبر و عصای مسجد
7:44 با نجار و صنعتگران به عنوان یک امر همدردی بین عام و خاص
7:49 نجار سازنده است
7:53 من یک پسر نجار دارم
7:55 نام او میمون است، اما غیر از این گفته شد
7:59 درخت نخل فریاد زد
8:01 یعنی تنه درخت خرما داری حنینا
8:04 تا اینکه تقریباً تقسیم شد
8:07 یعنی از شدت دلتنگی می ترکد
8:10 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد
8:13 یعنی از روی منبر
8:15 ناله های پسر خاموش شد
8:19 یعنی مثل حالت پسری که مادرش بعد از گریه او را در آغوش می گیرد
8:24 آرام گرفتم و آرام شدم
8:29 یکی از فواید صحبت کردن
8:32 از صحبت کردن سود ببرید
8:35 راهنمایی برای کمک گرفتن از اهل صنعت و توانایی در هر کاری که به نفع مسلمانان است
8:42 شامل این است که هرکس برای مدتی به دیگری قول دهد
8:46 تکمیل آن جایز است
8:49 و او را برای تکمیل آن حرکت دهید
8:52 نزديك شدن به اهل فضيلت با انجام كارهاي خير جايز است
8:57 این شامل توصیه به پذیرش قربانی در صورت بدون سؤال است
9:02 حدیث یکی از نشانه های نبوت است
9:05 تنه درخت خرما لطیف شد و برای پیامبر صلی الله علیه و آله ماند.
9:10 فصل: چه کسی مسجد ساخت؟
9:15 از عبیدالله الخولانی
9:18 او شنید که عثمان بن عفان می گفت وقتی مردم درباره او گفتند وقتی مسجد رسول الله صلی الله علیه وسلم را ساختیم.
9:27 افزایش یافته اید
9:29 و از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
9:34 هر که مسجدی بسازد وجه خدا را در آن بجوید
9:38 خداوند ما را مانند او در بهشت برای او ساخت
9:43 نظر در حدیث
9:47 افزایش یافته اید
9:49 یعنی صحبت و انکار بیشتر
9:52 چون می خواستند مسجد النبی را در همان حالتی که ساخته شد رها کنند
9:58 او به دنبال وجه خداست
10:00 یعنی مخلص در ساختش
10:03 یکی از فواید صحبت کردن
10:07 از صحبت کردن سود ببرید
10:09 فضیلت ساختن و ساختن مساجد
10:12 و هر که آن را بازسازی و گسترش دهد اعتبار می گیرد
10:16 صداقت در کار را تشویق می کند
10:19 دری که وقتی از مسجد می گذرد تیغ تیر را می گیرد
10:26 به حق جابر
10:29 مردی با تیر از کنار مسجد رد شد و منشأ آنها را نشان داد
10:34 پس دستور داد تیغه های آن را بگیرند
10:37 مسلمان را نمی خراشد
10:40 نظر در حدیث
10:44 دری که وقتی از مسجد می گذرد تیغ تیر را می گیرد
10:48 اشراف یعنی تیر
10:52 من شروع به نشان دادن می کنم
10:54 تیغه های آن
10:56 تیغه پیکان
10:58 یعنی آهنش که درد میکنه
11:00 گرفتن
11:02 یعنی گرفتن
11:04 مسلمان را نمی خراشد
11:06 یعنی به دردش نمی خورد
11:08 خراش اولین زخم است
11:10 یکی از فواید صحبت کردن
11:14 از صحبت کردن سود ببرید
11:16 تأیید حرمت مسلمان
11:18 در مسجد آسیبی به او نمی رسد
11:20 مسجد منبعی برای خلقت است
11:23 حاوی شرح رحیمیت پیامبر صلی الله علیه و آله است
11:27 و شفقت او نسبت به مؤمنان
11:29 آوردن سلاح در مسجد جایز است
11:33 مشروط بر اینکه ضرر رساندن به مسلمانان ایمن باشد
11:37 درب عبور به داخل مسجد
11:42 از ابوموسی
11:44 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
11:48 اگر یکی از شما از مسجد ما عبور کند
11:50 یا در بازار ما
11:52 و با او اشراف
11:54 بگذارید تیغه هایش را بگیرد
11:56 در یک رمان
11:59 بگذار تیغ او را بگیرد
12:02 جلوی مسلمانی را نمی گیرد
12:05 یا گفت
12:07 بگذارید کف دستش را بگیرد
12:09 اگر برای یکی از مسلمانان اتفاقی بیفتد
12:13 نظر در حدیث
12:17 یا در بازار ما
12:19 مقصود جاهایی است که مردم در آنجا جمع می شوند
12:22 ضربه زدن
12:24 یعنی از خراش و امثال آن آسیبی نبیند
12:28 یکی از فواید صحبت کردن
12:31 از صحبت کردن سود ببرید
12:33 جواز ورود سلاح به داخل مسجد
12:36 امنیت ذوب را فراهم کرد
12:39 آزار دادن به مسلمان حرام است
12:42 در شوراهای عمومی
12:47 بخش شعر در مسجد
12:49 از سعید بن المسیاب می‌گوید:
12:52 عمر از مسجد گذشت و حسن داشت آواز می خواند
12:56 و او گفت
12:58 من در آن شعار می دادم
13:00 و کسی بهتر از تو هست
13:02 سپس رو به ابوهریره کرد و گفت:
13:07 تو را به خدا قسم می دهم
13:09 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
13:13 جواب منو بده
13:15 خدایا با روح القدس از او حمایت کن
13:18 گفت بله
13:20 نظر در حدیث
13:23 و حسن می خواند
13:26 یعنی شعر
13:28 کی بهتر از تو؟
13:30 یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله
13:33 تو را به خدا قسم می دهم
13:35 یعنی به خدا از تو خواستم
13:37 جواب منو بده
13:39 یعنی به آنها حمله کرد
13:42 خدایا حمایت کن
13:44 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
13:48 در روح القدس
13:50 یعنی جبرئیل علیه السلام
13:52 یکی از فواید صحبت کردن
13:55 از صحبت کردن سود ببرید
13:58 جواز شعر مقبول در مسجد
14:01 این شامل راهنمایی در مورد حفظ مسجد است
14:04 درباره سخنان زشت
14:06 بیانی در مورد فضیلت حسن بن ثابت رضی الله عنه آمده است
14:11 تبیین فضیلت جهاد با زبان
14:14 باید از پیامبر صلی الله علیه و آله دفاع کرد
14:19 دروازه کسانی که در مسجد نیزه دارند
14:24 قال عایشه رضی الله عنها
14:29 رسول خدا صلی الله علیه و آله بر من وارد شد
14:33 دو خدمتکار دارم که مثل بعث می خوانند
14:38 در یک رمان
14:39 در روزهای روزهای ما شما جاری خواهید شد
14:43 پس روی تخت دراز کشید
14:45 و دور صورتش
14:47 سپس ابوبکر وارد شد
14:49 پس مرا سرزنش کرد
14:50 و او گفت
14:51 فلوت شیطان در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
14:57 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به او نزدیک شد
15:01 و او گفت
15:02 به آنها اجازه دهید
15:05 در یک رمان
15:06 هر مردمی تعطیلاتی دارد
15:09 این تعطیلات ماست
15:11 سپس غفلت کرد
15:13 چشمکی بهشون زدم بیرون
15:16 او گفت
15:17 روز تعطیل بود
15:19 سودان با سپر و نیزه بازی می کند
15:23 یا از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواستید
15:27 یا گفت
15:28 میخوای نگاه کنی؟
15:31 او گفت بله
15:33 پس مجبورم کرد پشتش بمونم
15:35 گونه ام روی گونه اش
15:37 در یک رمان
15:39 عمر آنها را سرزنش کرد
15:41 و او می گوید
15:42 بدون تو، ارفضه را بساز
15:45 حتی اگر خسته شوید
15:47 او گفت
15:48 برای تو کافی است
15:49 گفتم بله
15:51 او گفت
15:52 پس برو
15:55 در یک رمان
15:56 آنها سرنوشت دختر جوان را برآورد کردند
16:00 مشتاق خدا
16:02 نظر در حدیث
16:05 دو خدمتکار
16:08 در سن بلوغ بودند
16:10 او زنده شد
16:12 در میان اعراب روز معروفی است
16:15 بین اوس و خزرج قتل عظیمی رخ داد
16:19 پس مرا سرزنش کرد
16:21 یعنی مرا سرزنش کرد
16:23 فلوت شیطان
16:25 به معنی آواز یا تنبور است
16:28 پس قبولش میکنم
16:30 یعنی بر ابوبکر رضی الله عنه
16:33 به آنها اجازه دهید
16:34 یعنی آنها را رها کنید
16:36 خوابش برد
16:37 یعنی روی چیز دیگری کار کنید
16:39 به آنها چشمکی زدم
16:42 چشمک زدن
16:43 اشاره با چشم و ابرو
16:46 یا دست و نماد
16:48 سودان
16:50 حبشی هستند
16:51 به آنها حبشی می گویند
16:54 با تیروئید
16:55 سپر، سپر ساخته شده از چرم است
17:00 یا شما پرسیدید
17:01 یعنی از رسول خدا صلی الله علیه و آله طلبیدم
17:06 دو جریان
17:07 یعنی تنبور را زدند
17:10 بدون تو، ارفده را بساز
17:12 ارفاذا نام مستعار حبشه است
17:15 یا قدیمی ترین نام پدرشان
17:17 غیر از این گفته شد
17:19 حوصله ام سر رفته
17:21 یعنی خسته شدم
17:22 برای تو کافی است
17:23 یعنی این برای شما کافی است؟
17:26 یکی از فواید صحبت کردن
17:29 از صحبت کردن سود ببرید
17:32 جایز است که بازی را حلال بدانیم
17:35 حاوی بیانی از فضیلت عایشه رضی الله عنها است
17:39 مقام او نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عالی بود
17:44 این شامل راهنمایی برای دور نگه داشتن امور افراد خوب از بیهودگی و بیهودگی است.
17:50 حتی اگر گناه نباشد
17:52 مگر با اجازه آنها
17:54 شامل وجوب امر به معروف و نهی از منکر است
17:58 بیانگر این است که هر کاری به نفع دین و اهل آن است
18:04 در مسجد جایز است
18:07 نشان می دهد که شادی نمایی در اعیاد از شعائر دین است
18:12 باب ذکر خرید و فروش بر منبر در مسجد
18:20 قال عایشه رضی الله عنها
18:23 باریرا نزد من آمد و گفت:
18:26 من نه بار به خانواده ام نامه نوشتم
18:29 هر سال از آن محافظت می شود
18:32 در یک رمان
18:34 5 برابر سررسید آن در پنج سال بدهکار است
18:40 پس کمکم کن
18:42 پس گفتم
18:43 اگر خانواده ام دوست داشته باشند برایشان آماده می کنم
18:46 و من آن را نخواهم خورد
18:50 پس بریره نزد خانواده اش رفت
18:53 او به آنها گفت
18:55 آنها آن را رد کردند
18:57 پس در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بود از میان آنان آمد
19:03 و او گفت
19:04 من آن را به آنها ارائه کردم
19:07 آنها از وفاداری به آنها خودداری کردند
19:11 پس پیامبر صلی الله علیه و آله شنید
19:16 پس عایشه به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت
19:20 و او گفت
19:21 آن را بگیرید و برای آنها وفاداری بخرید
19:25 وفاداری به کسی است که آزاد می شود
19:28 در یک رمان
19:30 وفاداری به کسی که کاغذ داد
19:32 و بخشنده فیض
19:34 پس عایشه چنین کرد
19:36 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان مردم قیام کرد
19:41 خدا را شکر و حمد کرد
19:44 سپس گفت
19:46 در مورد بعد
19:47 مردانی که شروطی را که در کتاب خدا نیست، شرط می کنند، چه می شود؟
19:53 هر شرطی که در کتاب خدا نباشد باطل است
19:58 حتی اگر صد شرط باشد
20:00 نور خدا سزاوارتر است
20:03 حال خدا قوی تر است
20:05 اما وفاداری به کسی است که آزاد می شود
20:08 نظر در حدیث
20:12 من نوشتم
20:15 متوبت زمانی است که انسان در مقابل پولی که می پردازد، برده خود را آزاد می کند
20:20 خانواده من
20:21 یعنی وفاداران آن که مالک آن هستند
20:24 محافظ
20:26 یک اونس چهل درهم نقره است
20:29 و مقدار آن در مقیاس های معاصر
20:32 تقریبا صد و بیست گرم
20:35 پس کمکم کن
20:37 بله کمکم کن
20:39 آن را برگردانید
20:41 یعنی پرداخت می کنم
20:43 و لوکی
20:44 وفاداری
20:45 نسبت بین رهایی یافته و آزاد شده
20:48 مشابه نسبت های صورت
20:51 پس ابو
20:52 یعنی خودداری کنید
20:54 آن را بگیرید
20:55 یعنی بخرید و آزادش کنید
20:58 مردها چطور؟
21:00 یعنی کارشان چیست؟
21:02 این روش او رضی الله عنه است
21:05 در سخنرانی علیه متخلف در خطبه های عمومی خود
21:09 حتی اگر صد شرط باشد
21:11 این یک اغراق است
21:13 قضاوت خدا سزاوارتر است
21:16 یعنی حکم خدا سزاوارتر و سزاوارتر عمل به آن است
21:19 یکی از شروطی که خلاف حکم شرع است
21:22 حال خدا قوی تر است
21:25 یعنی پیروی از حدود آن قوی تر و بهتر است
21:28 اما وفاداری به کسی است که آزاد می شود
21:31 یعنی وفاداری به آزاد شده ثابت است
21:34 وفاداری مثل نسب است
21:36 نه فروخته می شود و نه واگذار می شود
21:39 یکی از فواید صحبت کردن
21:42 از صحبت کردن سود ببرید
21:44 اگر در بیع شرطی باشد که جایز نیست
21:48 شرط نامعتبر است
21:50 سایر شرایط را فقها به تفصیل بیان می کنند
21:54 سجده كردن در صورتى كه عاطفه در آن نباشد جايز است
21:58 شامل وجوب امر به معروف است
22:01 و نهی از منکر
22:03 تمسک به قرآن و سنت لازم است
22:06 باب دعوا و اقامت در مسجد
22:12 در مورد پاشنه
22:14 به ابن ابی حضرد قرض داد
22:18 در مسجد داشت
22:21 صدایشان بلند شد
22:23 تا اینکه مردی آن را شنید
22:26 تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را شنید
22:30 او در خانه است
22:32 پس نزد آنها رفت
22:34 تا اینکه سقف اتاقش را باز کرد
22:37 صدا زد کعب
22:40 گفت: ای رسول خدا برو
22:43 گفت: این دینت را کنار بگذار
22:47 و به او اشاره کرد یعنی نیمه
22:50 گفت: این کار را کردم یا رسول الله.
22:54 گفت برخیز و ادا کن
22:57 نظر در حدیث
23:01 دعوی قضایی
23:03 دعوا، دعوی حق رقیب است
23:06 از دین و دیگران
23:08 پوشش یک پوشش است
23:10 گفته شد که هر دری با دو پرده به هم متصل شده است
23:14 هر قسمت از آن یک پوشش است
23:17 اینجا هستم، جواب شما را دادم
23:20 من مصمم به اطاعت از شما هستم
23:24 یعنی به آن اشاره کرد
23:26 نیمه نیمه است
23:30 بنابراین او بدهی خود را پرداخت
23:37 از صحبت کردن سود ببرید
23:39 کار با علامت قابل فهم جایز است
23:42 دلالت بر مطلوبیت شفاعت نزد صاحب حق دارد
23:46 تشویق به پذیرش شفاعت بدون گناه
23:52 درب جارو مسجد
23:54 چیدن کهنه، کثیفی و چوب
23:57 از ابوهریره رضی الله عنه
24:01 اون مرد یا زن سیاه پوست
24:04 مسجد را نگهداری می کرد
24:07 او از دنیا رفت و پیامبر صلی الله علیه و آله از مرگ او خبر نداشت
24:13 روزی به آن اشاره کرد و گفت:
24:16 آن شخص چه کرد؟
24:19 گفتند یا رسول الله از دنیا رفت
24:24 گفت: آیا به من اجازه ندادی؟
24:28 گفتند داستان او چنین و چنان است
24:33 گفت: پس او را تحقیر کردند
24:36 گفت: قبرش را به من نشان بده.
24:40 بر سر قبرش آمد و بر او نماز خواند
24:44 نظر در حدیث
24:47 باب جارو کردن مسجد و چیدن پارچه و چرک و چماق
24:52 جارو کردن مسجد
24:54 یعنی جارو را از روی آن خارج کنید
24:57 برداشتن زمانی است که شما به طور تصادفی چیزی را پیدا می کنید و آن را می خواهید
25:02 و پلیدی چوب شکسته و کاه و مانند آن است
25:07 جارو را حذف می کند
25:11 مرا از مرگ او خبر دادی تا برایش دعا کنم
25:16 پس او را تحقیر کردند
25:18 یعنی او را دست کم گرفتند
25:22 یکی از فواید صحبت کردن
25:24 از صحبت کردن سود ببرید
25:26 تبیین فضیلت خدمت در مسجد
25:29 این شامل راهنمایی در مورد بررسی شرایط همراهان و غیبت آنها است
25:34 دلالت بر مطلوبیت دعا و رحمت برای کسانی دارد که خود را وقف نفع مسلمانان و مصالح آنان می کنند.
25:42 اعلام مرگ مطلوب است
25:46 حاوی راهنمایی برای شاهدان تشییع جنازه صالحان است
25:51 باب حرام از فروش مشروبات الکلی در مسجد
25:56 از عایشه گفت:
25:59 هنگامی که آیات سوره بقره در مورد ربا نازل شد
26:04 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مسجد رفت
26:08 پس آنها را برای مردم خواند
26:11 سپس تجارت مشروبات الکلی را ممنوع کرد
26:14 نظر در حدیث
26:17 خرید و فروش مشروبات الکلی ممنوع
26:20 یعنی خرید و فروش مشروبات الکلی
26:23 درب زندانی یا بدهکار به مسجد متصل است
26:29 از ابوهریره
26:32 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
26:36 دیروز یک جن جنی فرار کرد
26:40 یا کلمه ای شبیه آن
26:42 تا نمازم قطع شود
26:45 پس خدا به من توفیق داد که این کار را انجام دهم
26:47 پس خواستم آن را به یک میله دستبند مسجد ببندم
26:52 تا زمانی که همه از خواب بیدار شوید و به او نگاه کنید
26:56 پس به یاد سخنان برادرم سلیمان افتادم
26:59 پروردگارا، پادشاهی به من عطا کن که پس از من هیچ کس از آن برخوردار نباشد
27:04 او با ناامیدی پاسخ داد
27:07 نظر در حدیث
27:11 این یک اجنه است
27:13 افریت یاغی بدخواه جنیان است
27:17 از من دور شو
27:19 دیروز ناگهان برای من اتفاق افتاد
27:22 یعنی نزدیک ترین شب پیش
27:25 پس خدا به من توفیق داد که این کار را انجام دهم
27:27 یعنی مرا تقویت کرد و بر او تسخیر کرد
27:30 دکل
27:33 هر ستون
27:34 او با ناامیدی پاسخ داد
27:36 یعنی آدم ذلیل، متواضع، رانده شده
27:40 یکی از فواید صحبت کردن
27:44 از صحبت کردن سود ببرید
27:46 اثبات وجود جن
27:48 و امکان دیدن آنها توسط انسان
27:51 حدیث دلالت دارد بر اینکه جن انواع مختلف دارد
27:54 از جمله آنها اجنه سرکش است
27:57 و برخی از آنها نیستند
27:59 قصد نقل از قرآن جایز است
28:03 آن را به این نیت ذکر نکرد که قرآن است
28:07 رجوع به خداوند متعال لازم است
28:11 برای محافظت از شر جنیان
28:14 در این حدیث شواهدی وجود دارد که جنیان در عنصر آتشین خود باقی نمی مانند
28:20 این شامل مهار جن است
28:22 یکی از نشانه های نبوت سلیمان علیه السلام
28:26 صحبت در مورد ماوراء طبیعی که برای انسان پیش می آید جایز است
28:32 به عنوان تذکر و اندرز
28:35 دلالت بر این دارد که کار ساده نماز را قطع نمی کند