متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
یک مرکز سود
0:06
برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09
او ارائه می دهد
0:11
خلاصه صحیح البخاری
0:16
باب: هرگاه یکی از شما وارد مسجد شد دو رکعت بجا آورد
0:22
عن ابوقتاده السلمی
0:27
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
0:30
اگر یکی از شما وارد مسجد شد
0:34
قبل از نشستن دو رکعت زانو بزند
0:37
نظر در حدیث
0:41
زانو بزند، یعنی نماز بخواند
0:45
یکی از فواید صحبت کردن
0:48
از صحبت کردن سود ببرید
0:51
مطلوبیت سلام مسجد
0:53
نماز دو رکعتی است
0:56
و هر که داخل مسجد شود
0:58
مکروه است که بدون نماز بنشیند
1:01
این یک کار زشت است
1:03
اگر در وقت مکروه وارد مسجد شود
1:06
در مورد مطلوبیت نماز اختلاف است
1:09
درب ساختمان مسجد
1:14
از عبدالله بن عمر
1:17
مسجد در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
1:22
ساخته شده با هسته
1:24
و سقف برهنه اش
1:26
ستون های آن از چوب خرما بود
1:29
ابوبکر چیزی به آن اضافه نکرد
1:32
و عمر او افزایش یافت
1:34
و آن را روی سازه خود ساخت
1:36
در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
1:40
با شیر و پنیر
1:42
دوباره آن را با چوب غسل تعمید داد
1:44
سپس عثمان آن را تغییر داد
1:46
بسیار افزایش یافت
1:50
دیوار آن را با سنگ های تراشیده و گچ ساخت
1:54
ستون های آن از سنگ های تراشیده شده بود
1:58
سقف آن از چوب ساج است
2:00
نظر در حدیث
2:04
ساخته شده با هسته
2:07
گل چیزی است که از خاک رس یا سایر مواد برای اهداف ساختمانی ساخته می شود
2:11
و سقف برهنه اش
2:13
درخت همان درختی است که حصیری از آن کنده می شود
2:16
اگر کنده نشود به آن فروند می گویند
2:20
ستون های آن دیوارهایی است که مسجد بر روی آن قرار دارد
2:25
و در آن افزایش یافت، یعنی در فاز و عرض
2:28
او ساختار آن را تغییر نداد
2:30
بلکه آن را بر بنای پیامبر صلی الله علیه و آله بنا کرد
2:35
داستان گچ است
2:38
مردم مصر به آن گرا می گویند
2:41
مردم شام به آن آهک می گویند
2:44
سقف آن از چوب ساج است
2:46
یعنی سقفش از چوب ساج بود
2:49
نوعی چوب است
2:51
از هند می آید
2:53
یکی از فواید صحبت کردن
2:57
از صحبت کردن سود ببرید
3:00
سنت در ساختن مساجد هدف است
3:03
و در ساخت آن از مبالغه بپرهیزید
3:06
ترس از نزاع و خودنمایی در مورد ساختار خود
3:10
حاوی رهنمودهایی است برای گرفتن از دنیا با نیت و کفایت
3:14
و زهد در امور او
3:17
و زبان را به آن ترجیح دهید
3:22
فصل همکاری در ساخت مسجد
3:26
در مورد عکرمه فرمود:
3:28
به ابن عباس و دخترش علی گفت
3:32
برو پیش ابی سعید
3:34
پس به سخنان او گوش دهید
3:36
پس راه افتادیم
3:38
اگر مشکلی داشته باشد، آن را برطرف می کند
3:41
پس خرقه خود را گرفت و خود را پنهان کرد
3:44
بعد شروع کرد به صحبت کردن با ما
3:46
تا اینکه از ساختن مسجد یاد شد
3:50
و او گفت
3:51
آجر به آجر می بردیم
3:54
و عمار برای دو دختر
3:58
پیامبر صلی الله علیه و آله او را دید
4:02
خاک را از روی او می ریزد و می گوید
4:06
وای بر عمار
4:08
گروه ستمگر او را می کشند
4:10
او آنها را به بهشت دعوت می کند
4:13
و او را به جهنم دعوت می کنند
4:16
او گفت
4:17
عمار می گوید
4:19
از وسوسه ها به خدا پناه می برم
4:22
نظر در حدیث
4:26
در یک دیوار
4:27
هر باغی
4:29
پس پنهان کن
4:30
یعنی روی باسنش نشست و پاهایم را روی هم گذاشت
4:33
جامه خود را دور کمر و زانوهایش جمع کرد
4:38
ایجاد کنید
4:39
یعنی شروع شد و شروع شد
4:41
وای
4:42
این کلمه رحمت است برای کسانی که در هلاکتی افتاده اند که سزاوار آن نیستند
4:47
همینطور وای برای کسی که در خرابه ای که سزاوارش است می افتد عذاب است.
4:53
مقوله ظالم
4:55
یعنی کسانی که با امام مخالفت کردند
4:58
با تعبیری نادرست از او سرپیچی کردند
5:06
از صحبت کردن سود ببرید
5:08
دانشمند باید فرزندش را به دنیای دیگری بفرستد تا از او بیاموزد
5:13
زیرا دانش در اختیار کسی نیست
5:16
و جهان باید برای گفتگو آماده شود و برای آن بنشیند
5:21
این شامل راهنمایی در مورد رها کردن به روز رسانی وضعیت حرفه است
5:26
ارتکاب مشقت احتمالی در انجام عمل صالح جایز است
5:31
این شامل راهنمایی در مورد تکریم کارگر است
5:34
و در عمل و گفتار با او مهربان باش
5:37
بیانی در مورد فضیلت عمار رضی الله عنه است
5:42
حديث علمي است از مراتبي بالاتر از نبوت
5:45
زیرا آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود
5:50
به قول خودش امضا کرد
5:52
در حدیث آمده است که انسان پول و هر آنچه را که مربوط به امور دنیوی خود است تعمیر می کند
5:58
این شامل راهنمایی در مورد بهبودی از وسوسه است
6:02
باب استعانت از نجار و صنعتگران در منبر و عصای مسجد
6:10
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم
6:15
زنی از انصار به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد
6:21
ای رسول خدا
6:23
چیزی بهت ندهم که بشینی؟
6:26
من یک پسر نجار دارم
6:29
گفت اگر بخواهی
6:32
گفت: برایش منبر درست کردم.
6:35
در روایتی مسقف مسجد روی تنه خرما بود
6:41
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله خطبه ای ایراد می کرد، روی یک ساقه آن می ایستاد.
6:48
وقتی جمعه بود
6:51
پیامبر صلی الله علیه و آله بر منبری که ساخته شده بود نشست
6:56
درخت خرمایی که در کنارش خطبه می خواند فریاد زد
7:00
در روایتی تنه را مثل صدای باجگیر شنیدیم
7:07
تا اینکه تقریباً تقسیم شد
7:10
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد و آن را گرفت
7:15
پس او را در آغوش گرفت
7:17
بنابراین ناله های پسر را خاموش کردم
7:21
در رمان ناله پسری است که سکوت کرد تا آرام گرفت
7:29
او گفت که او از آنچه از مرد شنیده گریه کرد
7:34
نظر در حدیث
7:37
باب استعانت از نجار و صنعتگران در منبر و عصای مسجد
7:44
با نجار و صنعتگران به عنوان یک امر همدردی بین عام و خاص
7:49
نجار سازنده است
7:53
من یک پسر نجار دارم
7:55
نام او میمون است، اما غیر از این گفته شد
7:59
درخت نخل فریاد زد
8:01
یعنی تنه درخت خرما داری حنینا
8:04
تا اینکه تقریباً تقسیم شد
8:07
یعنی از شدت دلتنگی می ترکد
8:10
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد
8:13
یعنی از روی منبر
8:15
ناله های پسر خاموش شد
8:19
یعنی مثل حالت پسری که مادرش بعد از گریه او را در آغوش می گیرد
8:24
آرام گرفتم و آرام شدم
8:29
یکی از فواید صحبت کردن
8:32
از صحبت کردن سود ببرید
8:35
راهنمایی برای کمک گرفتن از اهل صنعت و توانایی در هر کاری که به نفع مسلمانان است
8:42
شامل این است که هرکس برای مدتی به دیگری قول دهد
8:46
تکمیل آن جایز است
8:49
و او را برای تکمیل آن حرکت دهید
8:52
نزديك شدن به اهل فضيلت با انجام كارهاي خير جايز است
8:57
این شامل توصیه به پذیرش قربانی در صورت بدون سؤال است
9:02
حدیث یکی از نشانه های نبوت است
9:05
تنه درخت خرما لطیف شد و برای پیامبر صلی الله علیه و آله ماند.
9:10
فصل: چه کسی مسجد ساخت؟
9:15
از عبیدالله الخولانی
9:18
او شنید که عثمان بن عفان می گفت وقتی مردم درباره او گفتند وقتی مسجد رسول الله صلی الله علیه وسلم را ساختیم.
9:27
افزایش یافته اید
9:29
و از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
9:34
هر که مسجدی بسازد وجه خدا را در آن بجوید
9:38
خداوند ما را مانند او در بهشت برای او ساخت
9:43
نظر در حدیث
9:47
افزایش یافته اید
9:49
یعنی صحبت و انکار بیشتر
9:52
چون می خواستند مسجد النبی را در همان حالتی که ساخته شد رها کنند
9:58
او به دنبال وجه خداست
10:00
یعنی مخلص در ساختش
10:03
یکی از فواید صحبت کردن
10:07
از صحبت کردن سود ببرید
10:09
فضیلت ساختن و ساختن مساجد
10:12
و هر که آن را بازسازی و گسترش دهد اعتبار می گیرد
10:16
صداقت در کار را تشویق می کند
10:19
دری که وقتی از مسجد می گذرد تیغ تیر را می گیرد
10:26
به حق جابر
10:29
مردی با تیر از کنار مسجد رد شد و منشأ آنها را نشان داد
10:34
پس دستور داد تیغه های آن را بگیرند
10:37
مسلمان را نمی خراشد
10:40
نظر در حدیث
10:44
دری که وقتی از مسجد می گذرد تیغ تیر را می گیرد
10:48
اشراف یعنی تیر
10:52
من شروع به نشان دادن می کنم
10:54
تیغه های آن
10:56
تیغه پیکان
10:58
یعنی آهنش که درد میکنه
11:00
گرفتن
11:02
یعنی گرفتن
11:04
مسلمان را نمی خراشد
11:06
یعنی به دردش نمی خورد
11:08
خراش اولین زخم است
11:10
یکی از فواید صحبت کردن
11:14
از صحبت کردن سود ببرید
11:16
تأیید حرمت مسلمان
11:18
در مسجد آسیبی به او نمی رسد
11:20
مسجد منبعی برای خلقت است
11:23
حاوی شرح رحیمیت پیامبر صلی الله علیه و آله است
11:27
و شفقت او نسبت به مؤمنان
11:29
آوردن سلاح در مسجد جایز است
11:33
مشروط بر اینکه ضرر رساندن به مسلمانان ایمن باشد
11:37
درب عبور به داخل مسجد
11:42
از ابوموسی
11:44
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
11:48
اگر یکی از شما از مسجد ما عبور کند
11:50
یا در بازار ما
11:52
و با او اشراف
11:54
بگذارید تیغه هایش را بگیرد
11:56
در یک رمان
11:59
بگذار تیغ او را بگیرد
12:02
جلوی مسلمانی را نمی گیرد
12:05
یا گفت
12:07
بگذارید کف دستش را بگیرد
12:09
اگر برای یکی از مسلمانان اتفاقی بیفتد
12:13
نظر در حدیث
12:17
یا در بازار ما
12:19
مقصود جاهایی است که مردم در آنجا جمع می شوند
12:22
ضربه زدن
12:24
یعنی از خراش و امثال آن آسیبی نبیند
12:28
یکی از فواید صحبت کردن
12:31
از صحبت کردن سود ببرید
12:33
جواز ورود سلاح به داخل مسجد
12:36
امنیت ذوب را فراهم کرد
12:39
آزار دادن به مسلمان حرام است
12:42
در شوراهای عمومی
12:47
بخش شعر در مسجد
12:49
از سعید بن المسیاب میگوید:
12:52
عمر از مسجد گذشت و حسن داشت آواز می خواند
12:56
و او گفت
12:58
من در آن شعار می دادم
13:00
و کسی بهتر از تو هست
13:02
سپس رو به ابوهریره کرد و گفت:
13:07
تو را به خدا قسم می دهم
13:09
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
13:13
جواب منو بده
13:15
خدایا با روح القدس از او حمایت کن
13:18
گفت بله
13:20
نظر در حدیث
13:23
و حسن می خواند
13:26
یعنی شعر
13:28
کی بهتر از تو؟
13:30
یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله
13:33
تو را به خدا قسم می دهم
13:35
یعنی به خدا از تو خواستم
13:37
جواب منو بده
13:39
یعنی به آنها حمله کرد
13:42
خدایا حمایت کن
13:44
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
13:48
در روح القدس
13:50
یعنی جبرئیل علیه السلام
13:52
یکی از فواید صحبت کردن
13:55
از صحبت کردن سود ببرید
13:58
جواز شعر مقبول در مسجد
14:01
این شامل راهنمایی در مورد حفظ مسجد است
14:04
درباره سخنان زشت
14:06
بیانی در مورد فضیلت حسن بن ثابت رضی الله عنه آمده است
14:11
تبیین فضیلت جهاد با زبان
14:14
باید از پیامبر صلی الله علیه و آله دفاع کرد
14:19
دروازه کسانی که در مسجد نیزه دارند
14:24
قال عایشه رضی الله عنها
14:29
رسول خدا صلی الله علیه و آله بر من وارد شد
14:33
دو خدمتکار دارم که مثل بعث می خوانند
14:38
در یک رمان
14:39
در روزهای روزهای ما شما جاری خواهید شد
14:43
پس روی تخت دراز کشید
14:45
و دور صورتش
14:47
سپس ابوبکر وارد شد
14:49
پس مرا سرزنش کرد
14:50
و او گفت
14:51
فلوت شیطان در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
14:57
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به او نزدیک شد
15:01
و او گفت
15:02
به آنها اجازه دهید
15:05
در یک رمان
15:06
هر مردمی تعطیلاتی دارد
15:09
این تعطیلات ماست
15:11
سپس غفلت کرد
15:13
چشمکی بهشون زدم بیرون
15:16
او گفت
15:17
روز تعطیل بود
15:19
سودان با سپر و نیزه بازی می کند
15:23
یا از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواستید
15:27
یا گفت
15:28
میخوای نگاه کنی؟
15:31
او گفت بله
15:33
پس مجبورم کرد پشتش بمونم
15:35
گونه ام روی گونه اش
15:37
در یک رمان
15:39
عمر آنها را سرزنش کرد
15:41
و او می گوید
15:42
بدون تو، ارفضه را بساز
15:45
حتی اگر خسته شوید
15:47
او گفت
15:48
برای تو کافی است
15:49
گفتم بله
15:51
او گفت
15:52
پس برو
15:55
در یک رمان
15:56
آنها سرنوشت دختر جوان را برآورد کردند
16:00
مشتاق خدا
16:02
نظر در حدیث
16:05
دو خدمتکار
16:08
در سن بلوغ بودند
16:10
او زنده شد
16:12
در میان اعراب روز معروفی است
16:15
بین اوس و خزرج قتل عظیمی رخ داد
16:19
پس مرا سرزنش کرد
16:21
یعنی مرا سرزنش کرد
16:23
فلوت شیطان
16:25
به معنی آواز یا تنبور است
16:28
پس قبولش میکنم
16:30
یعنی بر ابوبکر رضی الله عنه
16:33
به آنها اجازه دهید
16:34
یعنی آنها را رها کنید
16:36
خوابش برد
16:37
یعنی روی چیز دیگری کار کنید
16:39
به آنها چشمکی زدم
16:42
چشمک زدن
16:43
اشاره با چشم و ابرو
16:46
یا دست و نماد
16:48
سودان
16:50
حبشی هستند
16:51
به آنها حبشی می گویند
16:54
با تیروئید
16:55
سپر، سپر ساخته شده از چرم است
17:00
یا شما پرسیدید
17:01
یعنی از رسول خدا صلی الله علیه و آله طلبیدم
17:06
دو جریان
17:07
یعنی تنبور را زدند
17:10
بدون تو، ارفده را بساز
17:12
ارفاذا نام مستعار حبشه است
17:15
یا قدیمی ترین نام پدرشان
17:17
غیر از این گفته شد
17:19
حوصله ام سر رفته
17:21
یعنی خسته شدم
17:22
برای تو کافی است
17:23
یعنی این برای شما کافی است؟
17:26
یکی از فواید صحبت کردن
17:29
از صحبت کردن سود ببرید
17:32
جایز است که بازی را حلال بدانیم
17:35
حاوی بیانی از فضیلت عایشه رضی الله عنها است
17:39
مقام او نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عالی بود
17:44
این شامل راهنمایی برای دور نگه داشتن امور افراد خوب از بیهودگی و بیهودگی است.
17:50
حتی اگر گناه نباشد
17:52
مگر با اجازه آنها
17:54
شامل وجوب امر به معروف و نهی از منکر است
17:58
بیانگر این است که هر کاری به نفع دین و اهل آن است
18:04
در مسجد جایز است
18:07
نشان می دهد که شادی نمایی در اعیاد از شعائر دین است
18:12
باب ذکر خرید و فروش بر منبر در مسجد
18:20
قال عایشه رضی الله عنها
18:23
باریرا نزد من آمد و گفت:
18:26
من نه بار به خانواده ام نامه نوشتم
18:29
هر سال از آن محافظت می شود
18:32
در یک رمان
18:34
5 برابر سررسید آن در پنج سال بدهکار است
18:40
پس کمکم کن
18:42
پس گفتم
18:43
اگر خانواده ام دوست داشته باشند برایشان آماده می کنم
18:46
و من آن را نخواهم خورد
18:50
پس بریره نزد خانواده اش رفت
18:53
او به آنها گفت
18:55
آنها آن را رد کردند
18:57
پس در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بود از میان آنان آمد
19:03
و او گفت
19:04
من آن را به آنها ارائه کردم
19:07
آنها از وفاداری به آنها خودداری کردند
19:11
پس پیامبر صلی الله علیه و آله شنید
19:16
پس عایشه به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت
19:20
و او گفت
19:21
آن را بگیرید و برای آنها وفاداری بخرید
19:25
وفاداری به کسی است که آزاد می شود
19:28
در یک رمان
19:30
وفاداری به کسی که کاغذ داد
19:32
و بخشنده فیض
19:34
پس عایشه چنین کرد
19:36
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان مردم قیام کرد
19:41
خدا را شکر و حمد کرد
19:44
سپس گفت
19:46
در مورد بعد
19:47
مردانی که شروطی را که در کتاب خدا نیست، شرط می کنند، چه می شود؟
19:53
هر شرطی که در کتاب خدا نباشد باطل است
19:58
حتی اگر صد شرط باشد
20:00
نور خدا سزاوارتر است
20:03
حال خدا قوی تر است
20:05
اما وفاداری به کسی است که آزاد می شود
20:08
نظر در حدیث
20:12
من نوشتم
20:15
متوبت زمانی است که انسان در مقابل پولی که می پردازد، برده خود را آزاد می کند
20:20
خانواده من
20:21
یعنی وفاداران آن که مالک آن هستند
20:24
محافظ
20:26
یک اونس چهل درهم نقره است
20:29
و مقدار آن در مقیاس های معاصر
20:32
تقریبا صد و بیست گرم
20:35
پس کمکم کن
20:37
بله کمکم کن
20:39
آن را برگردانید
20:41
یعنی پرداخت می کنم
20:43
و لوکی
20:44
وفاداری
20:45
نسبت بین رهایی یافته و آزاد شده
20:48
مشابه نسبت های صورت
20:51
پس ابو
20:52
یعنی خودداری کنید
20:54
آن را بگیرید
20:55
یعنی بخرید و آزادش کنید
20:58
مردها چطور؟
21:00
یعنی کارشان چیست؟
21:02
این روش او رضی الله عنه است
21:05
در سخنرانی علیه متخلف در خطبه های عمومی خود
21:09
حتی اگر صد شرط باشد
21:11
این یک اغراق است
21:13
قضاوت خدا سزاوارتر است
21:16
یعنی حکم خدا سزاوارتر و سزاوارتر عمل به آن است
21:19
یکی از شروطی که خلاف حکم شرع است
21:22
حال خدا قوی تر است
21:25
یعنی پیروی از حدود آن قوی تر و بهتر است
21:28
اما وفاداری به کسی است که آزاد می شود
21:31
یعنی وفاداری به آزاد شده ثابت است
21:34
وفاداری مثل نسب است
21:36
نه فروخته می شود و نه واگذار می شود
21:39
یکی از فواید صحبت کردن
21:42
از صحبت کردن سود ببرید
21:44
اگر در بیع شرطی باشد که جایز نیست
21:48
شرط نامعتبر است
21:50
سایر شرایط را فقها به تفصیل بیان می کنند
21:54
سجده كردن در صورتى كه عاطفه در آن نباشد جايز است
21:58
شامل وجوب امر به معروف است
22:01
و نهی از منکر
22:03
تمسک به قرآن و سنت لازم است
22:06
باب دعوا و اقامت در مسجد
22:12
در مورد پاشنه
22:14
به ابن ابی حضرد قرض داد
22:18
در مسجد داشت
22:21
صدایشان بلند شد
22:23
تا اینکه مردی آن را شنید
22:26
تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را شنید
22:30
او در خانه است
22:32
پس نزد آنها رفت
22:34
تا اینکه سقف اتاقش را باز کرد
22:37
صدا زد کعب
22:40
گفت: ای رسول خدا برو
22:43
گفت: این دینت را کنار بگذار
22:47
و به او اشاره کرد یعنی نیمه
22:50
گفت: این کار را کردم یا رسول الله.
22:54
گفت برخیز و ادا کن
22:57
نظر در حدیث
23:01
دعوی قضایی
23:03
دعوا، دعوی حق رقیب است
23:06
از دین و دیگران
23:08
پوشش یک پوشش است
23:10
گفته شد که هر دری با دو پرده به هم متصل شده است
23:14
هر قسمت از آن یک پوشش است
23:17
اینجا هستم، جواب شما را دادم
23:20
من مصمم به اطاعت از شما هستم
23:24
یعنی به آن اشاره کرد
23:26
نیمه نیمه است
23:30
بنابراین او بدهی خود را پرداخت
23:37
از صحبت کردن سود ببرید
23:39
کار با علامت قابل فهم جایز است
23:42
دلالت بر مطلوبیت شفاعت نزد صاحب حق دارد
23:46
تشویق به پذیرش شفاعت بدون گناه
23:52
درب جارو مسجد
23:54
چیدن کهنه، کثیفی و چوب
23:57
از ابوهریره رضی الله عنه
24:01
اون مرد یا زن سیاه پوست
24:04
مسجد را نگهداری می کرد
24:07
او از دنیا رفت و پیامبر صلی الله علیه و آله از مرگ او خبر نداشت
24:13
روزی به آن اشاره کرد و گفت:
24:16
آن شخص چه کرد؟
24:19
گفتند یا رسول الله از دنیا رفت
24:24
گفت: آیا به من اجازه ندادی؟
24:28
گفتند داستان او چنین و چنان است
24:33
گفت: پس او را تحقیر کردند
24:36
گفت: قبرش را به من نشان بده.
24:40
بر سر قبرش آمد و بر او نماز خواند
24:44
نظر در حدیث
24:47
باب جارو کردن مسجد و چیدن پارچه و چرک و چماق
24:52
جارو کردن مسجد
24:54
یعنی جارو را از روی آن خارج کنید
24:57
برداشتن زمانی است که شما به طور تصادفی چیزی را پیدا می کنید و آن را می خواهید
25:02
و پلیدی چوب شکسته و کاه و مانند آن است
25:07
جارو را حذف می کند
25:11
مرا از مرگ او خبر دادی تا برایش دعا کنم
25:16
پس او را تحقیر کردند
25:18
یعنی او را دست کم گرفتند
25:22
یکی از فواید صحبت کردن
25:24
از صحبت کردن سود ببرید
25:26
تبیین فضیلت خدمت در مسجد
25:29
این شامل راهنمایی در مورد بررسی شرایط همراهان و غیبت آنها است
25:34
دلالت بر مطلوبیت دعا و رحمت برای کسانی دارد که خود را وقف نفع مسلمانان و مصالح آنان می کنند.
25:42
اعلام مرگ مطلوب است
25:46
حاوی راهنمایی برای شاهدان تشییع جنازه صالحان است
25:51
باب حرام از فروش مشروبات الکلی در مسجد
25:56
از عایشه گفت:
25:59
هنگامی که آیات سوره بقره در مورد ربا نازل شد
26:04
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مسجد رفت
26:08
پس آنها را برای مردم خواند
26:11
سپس تجارت مشروبات الکلی را ممنوع کرد
26:14
نظر در حدیث
26:17
خرید و فروش مشروبات الکلی ممنوع
26:20
یعنی خرید و فروش مشروبات الکلی
26:23
درب زندانی یا بدهکار به مسجد متصل است
26:29
از ابوهریره
26:32
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
26:36
دیروز یک جن جنی فرار کرد
26:40
یا کلمه ای شبیه آن
26:42
تا نمازم قطع شود
26:45
پس خدا به من توفیق داد که این کار را انجام دهم
26:47
پس خواستم آن را به یک میله دستبند مسجد ببندم
26:52
تا زمانی که همه از خواب بیدار شوید و به او نگاه کنید
26:56
پس به یاد سخنان برادرم سلیمان افتادم
26:59
پروردگارا، پادشاهی به من عطا کن که پس از من هیچ کس از آن برخوردار نباشد
27:04
او با ناامیدی پاسخ داد
27:07
نظر در حدیث
27:11
این یک اجنه است
27:13
افریت یاغی بدخواه جنیان است
27:17
از من دور شو
27:19
دیروز ناگهان برای من اتفاق افتاد
27:22
یعنی نزدیک ترین شب پیش
27:25
پس خدا به من توفیق داد که این کار را انجام دهم
27:27
یعنی مرا تقویت کرد و بر او تسخیر کرد
27:30
دکل
27:33
هر ستون
27:34
او با ناامیدی پاسخ داد
27:36
یعنی آدم ذلیل، متواضع، رانده شده
27:40
یکی از فواید صحبت کردن
27:44
از صحبت کردن سود ببرید
27:46
اثبات وجود جن
27:48
و امکان دیدن آنها توسط انسان
27:51
حدیث دلالت دارد بر اینکه جن انواع مختلف دارد
27:54
از جمله آنها اجنه سرکش است
27:57
و برخی از آنها نیستند
27:59
قصد نقل از قرآن جایز است
28:03
آن را به این نیت ذکر نکرد که قرآن است
28:07
رجوع به خداوند متعال لازم است
28:11
برای محافظت از شر جنیان
28:14
در این حدیث شواهدی وجود دارد که جنیان در عنصر آتشین خود باقی نمی مانند
28:20
این شامل مهار جن است
28:22
یکی از نشانه های نبوت سلیمان علیه السلام
28:26
صحبت در مورد ماوراء طبیعی که برای انسان پیش می آید جایز است
28:32
به عنوان تذکر و اندرز
28:35
دلالت بر این دارد که کار ساده نماز را قطع نمی کند