از مجموعهٔ صحيح البخاري · درس 7 از 44

مختصر صحيح البخاري | الحلقة (7) | تتمة كتاب الإيمان ثم كتاب العلم -1

◉ 76 بازدید صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
بسم الله الرحمن الرحیم مرکز مزیت برای مطالعات و تحقیقات انسانی ارسال کنید خلاصه صحیح البخاری درب عمل پنجم ایمان را انجام دهید از ابن عباس گفته است: وقتی هیئت عبدالقیس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند او گفت از مردم یا از هیئت گفتند رابعه او گفت استقبال مردم یا هیئت بدون شرم و پشیمانی گفتند یا رسول الله ما جز در ماه حرام نمی توانیم نزد شما بیاییم و بین ما و شما این محله کفار مدر است بنابراین ما از یک موضوع جدایی گذشتیم ما آن را به کسانی که پشت سرمان هستند می گوییم و با آن وارد بهشت می شویم از او در مورد نوشیدنی پرسیدند پس آنها را به چهار کار امر کرد آنها را از چهار نفر نهی کرد به آنها دستور داد که تنها به خدا ایمان بیاورند او گفت آیا می دانید ایمان به تنها خدا چیست؟ گفتند خدا و رسولش بهتر می دانند او گفت شهادت به اینکه معبودی جز الله نیست و اینکه محمد رسول خداست و نماز را برپا دار و پرداخت زکات و روزه ماه رمضان و یک پنجم غنائم را بدهد آنها را از چهار نفر نهی کرد درباره Hantam و Bears و نقیر و ماذا و شاید گفته بود المقیر و او گفت آنها را نجات دهید و آنها را به پشت سر خود بگویید پرواز در بحث عمل پنجم ایمان را انجام دهید یعنی دادن یک پنجم غنایم از اهل ایمان هیئت یعنی گروه برگزیده مردم برای پیشبرد آنها در دیدار با بزرگان سلام شما خوش آمدید تعقیب است یعنی برخورد کردم و آمدم دنبال و منظور چیست انصاف و شرافت و نیک دیدار بدون شرم و پشیمانی برای نشان دادن عزت خود چون مطیعانه و بدون شرم وارد اسلام شدند بعد که اسلام آوردند مورد احترام بودند پشیمان نشدند در ماه حرام ماه های حرام چهار ماه است ذی القعده، ذی الحجه و محرم و رجب محله خانه قبیله آنها با یکدیگر زندگی می کنند با حکم عزل یعنی روشن است و معنای مورد نظر جدا می شود و شکل نمی گیرد الحانتام جرار برای ساختن خشت، مو و خون استفاده می‌کرد خرس ها این یک کاسه کدو تنبل خشک است و هیلوم تنه ای است که وسط آن سوراخ شده و دور ریخته می شود و مضافه یعنی با قیر پوشیده شده است المقیر یعنی مضافه یکی از فواید صحبت کردن اولا مشروعیت و منفعت مردم و رؤسای جمهور با فضیلت به ائمه در موارد مهم دوما برای مرد مطلوب است که به بازدیدکنندگان خود و کسانی که شبیه آنها هستند چیزی بگوید سلام سوم عذرخواهی در دست موضوع است چهارم وارد کردن اعمال به نام ایمان پنجم ما از جهان می خواهیم که به نیکوکاران احترام بگذارد VI وجوب یک پنجم غنائم زیاد گفتی یا زیاد گفتی؟ هفتم دانشمند باید مردم را به انتقال دانش تشویق کند و نشر احکام اسلام هشتم ممنوعیت استریل کردن در ظروف مخصوص درب آنچه گفته شد این است که اعمال بر اساس نیت و محاسبه است و هر کس آنچه را که قصد دارد دارد از ابومسعود الانصاری از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود اگر مسلمانی خرج خانواده اش کند و توقع داشته باشد برای او خیریه بود نظر در حدیث او آن را حساب می کند یعنی طلب وجه الله برای او خیریه بود هر جایزه ای یکی از فواید صحبت کردن اولا تشویق به داشتن نیت در همه اعمال دوما نفقه خانواده و افراد تحت تکفل اطاعت است اگر برای رضای خدای متعال اراده کند از سعد بن ابی وقاصیر رضی الله عنه گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله در سال حجه الوداع به زیارت من می آمد. درد من زیاد شده پس گفتم من غرق درد هستم و من پول دارم فقط پسرش از من ارث می برد آیا دو سوم پولم را صدقه بدهم؟ گفت نه پس گفتم به نصف و او گفت نه سپس گفت یک سوم یک سوم بزرگ است یا زیاد شما می خواهید وارثان خود را ثروتمند بگذارید بهتر از این است که آنها را فقیر و مردم گدایی رها کنیم در طلب وجه خدا چیزی خرج نمی کنید جز اینکه او با آن پاداش گرفت حتی کاری که با زنت می کنی پس گفتم یا رسول الله من جانشین همراهانم خواهم شد او گفت شما عقب نخواهید ماند پس شما یک کار نیک انجام دهید مگر اینکه مقام و منزلت او را افزایش دهید آن وقت شاید شما عقب بمانید تا مردم از شما بهره مند شوند و دیگران به شما آسیب می رسانند خدایا یارانم را در هجرتشان گمراه کن و آنها را به پاشنه خود برنگردان و در یک رمان بعد دستش را روی پیشانی اش گذاشت بعد دستش را روی صورت و شکمم کشید سپس گفت خدایا سعد را شفا بده و هجرت خود را تمام کرد هنوز سردی آن را روی جگرم می بینم همانطور که او به من فکر می کند تا به حال اما بدبخت سعد بن خوله رسول خدا صلی الله علیه و آله بر او عزادار می شود در مکه درگذشت نظر در حدیث برگرد پیش من کلینیک ویزیت بیمار است از درد درد نام هر بیماری است قوی تر شو یعنی قوی پسرش نام او عایشه است سپس سعد رضی الله عنه پس از آن درگذشت بچه داشت به نصف یعنی به نصف پراکنده کردن یعنی رها کن و رها کن یک خانواده یعنی مردم فقیر مردم را پنهان می کنند یعنی با کف دست طلب دوستی می کنند شاید شما عقب بیفتید مقصود این است که تا آخر عمر عقب بماند و این بود او بیش از چهل سال زندگی کرد پس یارانش از آن بهره بردند دیگران از آن آسیب دیدند در هجرت به سراغ یارانم می روم یعنی بدون قهرمان برایشان تکمیل کنید و آنها را به پاشنه خود برنگردان یعنی با ترک مهاجرتشان و بازگشت آنها از وضعیت بیماریشان نیت آنها ناامید خواهد شد و وضعیت آنها بدتر خواهد شد بدبخت که بدبختی گرفت فقر و کمبود است بهش رحم کن یعنی به دردش می خورد او به خاطر کاری که با خودش کرده است احساس درد می کند یکی از فواید صحبت کردن اولا مطلوبیت کلینیک بیمار دوما حداکثر تعداد وصیت نامه ها یک سوم است سوم تشویق پیوندهای خانوادگی و مهربانی با خویشاوندان چهارم اخلاص شرط پذیرش کار است پنجم حدیث از بالا نبوت او برای مدت طولانی خوشحال بود و بچه دار شد عده ای از آن بهره بردند دیگران از آن آسیب دیدند باب کلام پیامبر صلی الله علیه و آله توصیه های مذهبی به خدا، به رسولش، به ائمه مسلمانان و به مردم عادی آنها از جریر بن عبدالله می‌گوید: من با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کردم به شهادت اینکه معبودی جز خدا نیست. و اینکه محمد رسول خداست و اقامه نماز و پرداخت زکات و شنیدن و اطاعت در یک رمان پس هر چه می توانی به من بیاموز نصیحت برای هر مسلمانی نظر در حدیث باب کلام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم: «دین نصیحت است». یعنی نصیحت از اهل ایمان و نصیحت مشاوره این یک عمل محبت است و اهتمام در مشاوره و عیب را پر کنید یکی از فواید صحبت کردن اولا مشاوره الزامی است انرژی مورد نیاز دوما نصیحت کردن مشروط به این است که مشاور بداند نصیحت او قابل قبول است از خود منفورش محافظت کرد وگرنه خیالش راحت بود کتاب علوم باب کسى که در حالى که در مکالمه مشغول است از او علم بخواهند او مکالمه را تکمیل کرد و سپس به سوال کننده پاسخ داد از ابوهریره می‌گوید: در حالی که پیامبر صلی الله علیه و آله در جلسه ای با مردم صحبت می کرد بادیه نشینی نزد او آمد و گفت: ساعت چند است؟ پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به سخنان خود ادامه داد بعضی ها گفتند او شنید که چه گفت در مورد آنچه او گفت فکر کنید برخی از آنها گفتند اما او گوش نداد حتی وقتی سخنرانی اش تمام شد گفت کجا می بینم که درباره ساعت سوال کند؟ او گفت من اینجام یا رسول الله او گفت اگر اعتماد از بین رفت، منتظر قیامت باشید او گفت چگونه آن را هدر دهیم او گفت در صورتی که کار به کسانی سپرده شود که سزاوار آن نیستند پس منتظر ساعت باشید نظر در حدیث ساعت یعنی در روز قیامت پس رفت بله ادامه بده من آن را می بینم یعنی من اینطور فکر می کنم و مسدود کنید یعنی اختصاص دهد به کسی غیر از خانواده اش یعنی شخص دیگری غیر از افراد با صداقت بر عهده گرفت آن را کسانی که در ظلم و فجور کمک می کنند تصاحب می کنند در این صورت امامان امانتی را که خداوند بر آنها قرار داده است از دست داده اند تا زمانی که خائن مورد اعتماد قرار گیرد و امین مورد خیانت قرار گیرد این تنها زمانی اتفاق می افتد که جهل و هوی و هوس غالب شود و اهل حق در این کار ضعیفند یکی از فواید صحبت کردن اولا آداب متعلم این است که تا زمانی که اهل حدیث یا چیز دیگری مشغول است از او نپرسند. دوما احسان به شاگرد و آموزش او حتی اگر در سوالش بی تفاوت یا نادان بود سوم وقتی سوال کننده متوجه نمی شود دنیا را مرور کنید چهارم جایز است دنیا در جواب بسط پیدا کند و اختصار به نفع آن است باب کسى که با علم صداى خود را بلند مى کند از عبدالله بن عمر می‌گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله در سفر رها شد. سفر کردیم متوجه شدیم که از نماز خسته شده ایم نماز عصر داریم وضو می گیریم پس ما را وادار کرد که پاهایمان را مسح کنیم با صدای بلند صدا زد وای بر پاشنه های آتش دو سه بار هیجان زده شدن در مورد گفتگو خسته شدیم از دعا کردن یعنی نماز را به تأخیر انداختیم تا تقریباً وقتش تمام شد ما پاک می کنیم منظور چیست؟ نزدیک تر به پاک کردن بشویید وای کلمه عذاب می گویند هر که به تباهی افتاده سزاوار آن است برای باسن استخوان پاشنه پشت پا است او برای مجازات انتخاب شد چون شسته نشده بود یکی از فواید صحبت کردن اولا درک شستن پاها ضروری است اسکن کافی نیست دوما تعلیم و راهنمایی نادانان سوم جواز انکار باب قول حدیث به ما بگویید، به ما بگویید و به ما بگویید از ابن عمر رضی الله عنهم گفت ما با رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم و در یک رمان با پیامبر صلی الله علیه و آله بودیم پس جمار را آورد و او گفت از درختی بگو که شبیه... یا مثل یک مرد مسلمان شاخ و برگ آن یکنواخت نیست و نه و نه و نه هر چند وقت یکبار نتیجه می دهد در یک رمان مردم به درختان صحرا افتادند ابن عمر گفت به ذهنم رسید که آن درخت خرما است دیدم ابوبکر و عمر حرف نمی زنند از حرف زدن متنفر بودم بعد چیزی نگفتند رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند درخت نخل است وقتی بلند شدیم به عمر گفتم پدر به خدا سوگند به ذهنم رسید که آن درخت خرماست و او گفت چه چیزی باعث شد نتوانید صحبت کنید؟ او گفت ندیدم حرف میزنی از حرف زدن یا حرف زدن متنفر بودم عمر گفت چون تو گفتی من فلانی را برای خودم دوست دارم نظر در حدیث شاخ و برگ آن یکنواخت نیست یعنی نمی افتد و نه و نه و نه یعنی نه چنین اتفاقی برای او خواهد افتاد و نه چنین هر چند وقت یکبار نتیجه می دهد یعنی همیشه دائمی به ذهنم رسید که آن درخت خرما است این نشان دهنده تیزبینی عبدالله بن عمر است چون سنگ هایی را در دست پیامبر صلی الله علیه و آله دید از دل درختان خرما خورده می شود نرم باش دیدم ابوبکر و عمر حرف نمی زنند این کمال ادبیات اوست و به خاطر هوشش ستایش می شود نگفت چه بر سرش آمده است وقتی بزرگان را دید حرفی نزدند چون برای من از فلانی عزیزتر گفتی عمر رضی الله عنه خوشحالی خود را نشان داد با تیزهوشی و هوش پسرش یکی از فواید صحبت کردن اولا مطلوبیت طرح مسائل برای جهان برای آزمایش درک شنوندگان باشد که در دلها استوار باشد زیرا آنچه در دوران تحصیل او اتفاق افتاد تقریبا فراموش نشدنی است دوما مشروعیت ضرب المثل در تعلیم و تربیت سوم احترام به بزرگان چنانکه ابن عمر رضی الله عنه چنین کرد اما اگر بزرگسالان متوجه آن نشوند این به کوچولو بستگی دارد که آن را بگوید چهارم از نظر نیکویی فراوان به نخل مسلمان شباهت دارد و سایه ماندگار و میوه های خوب آن و همیشه وجود دارد همه آنها فواید و خوبی و زیبایی هستند و مؤمن همه خوب است به دلیل اطاعت فراوان و اخلاق نیکو و بر عبادت و انفاق و سایر اطاعت های او پایداری کن باب آنچه در علم آمده است از انس بن مالک می‌گوید: در حالی که با پیامبر صلی الله علیه و آله در مسجد نشسته بودیم مردی سوار بر شتری وارد شد پس او را در مسجد آبستن کرد و سپس استدلال خود را انجام داد سپس به آنها گفت کدام یک از شما محمد هستید؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بین آنها تکیه زده بود پس گفتیم این مرد سفید پوست دراز کشیده مرد به او گفت ابن عبدالمطلب پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود من جواب شما را داده ام آن مرد به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت من از شما می پرسم شما در مورد موضوع استرس دارید علی را در خود نمی یابی و او گفت آنچه می خواهید بپرسید و او گفت از تو سوگند به پروردگارت و سوگند به پروردگار پیش از تو خدایا تو را برای همه مردم فرستاد و او گفت اوه خدا، بله او گفت تو را به خدا قسم می دهم خداوندا به تو دستور داده که نمازهای پنجگانه را در هر شبانه روز بخوانی او گفت اوه خدا، بله او گفت تو را به خدا قسم می دهم خداوندا تو را به روزه گرفتن این ماه از سال دستور داده است او گفت اوه خدا، بله او گفت تو را به خدا قسم می دهم خدایا به تو دستور داد که این صدقه را از ثروتمندان ما بگیر پس شما آن را بین فقرای ما تقسیم می کنید پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند اوه خدا، بله مرد گفت من به چیزی که تو آمدی ایمان داشتم و من فرستاده ای از قوم خود در پشت سر خود هستم من دمام بن ثعلبه هستم برادر بنی سعد بن بکر نظر در حدیث بنابراین او آن را شکست یعنی او را برکت بده بعد ذهنش ذهن تا پای شتر را با دستش خم کند برای سفت کردن همه آنها در وسط بازو دراز کشیده هر که بر سکویی بنشیند، دراز کشیده است بین آنها یعنی بین آنها مرد سفید پوست وصف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سفید خالص نبود در موضوع یعنی در سوال علی را در خود نمی یابی یعنی عصبانی نشو تو را به خدا قسم می دهم یعنی به خدا از شما می خواهم این ماه سال را روزه می گیریم یعنی ماه رمضان برای گرفتن این خیریه یعنی زکات واجب از ثروتمندان ما آن را بین فقرای ما تقسیم می کنید فقرا زکات می گیرند زکات منحصر به آنها نیست آنها را جدا کرد با توجه به اینکه اکثریت انواع هستند یا چون در مصاحبه ای از ثروتمندان نام برده است و من فرستاده ای از قوم خود در پشت سر خود هستم زیرا قومش او را به عنوان فرستاده ای برای بررسی موضوع فرستادند یکی از فواید صحبت کردن اولا خبر یکی را بپذیر او نگفت که قومش در آنچه به او گفت به او دروغ گفتند دوما تکبر و تکبر در میان مردم جایز است سوم مشروعیت نسب یک فرد به اجداد چهارم ارتباط خوبی است انسان در سخنان خود مقدمه ای ارائه کند که در آن عذرخواهی کند برای ارتقای جایگاه حدیث خود از نظر راوی حدیث و بر آنچه از او می آید شکیبا باش پنجم جواز قسم بر اخبار با قطعیت قضاوت کنیم فصل در مورد آنچه در رسیدگی ذکر شده است و نامه افراد آگاه به کشورها از ابن عباس که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نامه خود را به کسری فرستاد با عبدالله بن حذفة السهمی پس دستور داد تا او را به بحرین بزرگ ببرد پس بزرگ بحرین او را به کسری هل داد وقتی خواند آن را پاره کرد نظر در حدیث فصل در مورد آنچه در رسیدگی ذکر شده است هندلینگ که شیخ شاگرد را به شنیدن او تشویق می کند و او می گوید این شنوایی من است ممکن است همراه با اجازه روایت باشد به بحرین بزرگ او المندیر بن سائو العبدی است وقتی خواند آن را پاره کرد پس خداوند به پسرش قدرت داد و او را کشت پادشاهی او کاملاً از هم پاشیده شد یکی از فواید صحبت کردن اولا یکی از راه های دعوت به سوی خداوند متعال کتابخانه و طبقه بندی دوما حمل نامه حاکم بر یک نفر کافی است به حاکم دیگری اگر در کتاب شک نکند یا منکر شود قال عن انس رضی الله عنه زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله خواست برای رومی ها بنویسم به او گفته شد آنها کتاب نمی خوانند مگر اینکه مهر و موم شده باشد بنابراین او یک انگشتر نقره گرفت انگار به سفیدی دستش نگاه می کنم و در آن حک شده است محمد رسول خداست نظر در حدیث بنابراین او یک انگشتر گرفت و او رضی الله عنه یک انگشتر طلا گرفت لوبش را از محل کناری کف دستش درست کرد بنابراین مردم مانند او گرفتند دور بیندازید سپس یک انگشتر نقره برداشت یکی از فواید صحبت کردن اولا انگشتر نقره جایز است دوما حک کردن نام صاحب انگشتر جایز است سوم مشروعیت گرفتن حاکمان و نمایندگان آنها مهر هستند برای نیاز باب: هر که در جایی که مجلس ختم می شود بنشیند هر کس صحنه ای را در قسمت دید پس در آن نشست عن ابو واقد اللیثی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دید در حالی که در مسجد نشسته بود و مردم با او هستند وقتی سه نفر رسیدند دو نفر از آنان نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و یکی رفت او گفت پس در برابر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ایستادند در مورد یکی از آنها او یک وقفه در قسمت دید پس در آن نشست در مورد دیگری پس جانشین آنها شد در مورد سوم بنابراین او موفق شد برود وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله تمام شد او گفت آیا درباره آن سه مرد به شما نگویم؟ در مورد یکی از آنها پس به خدا پناه برد پس خداوند به او پناه داد در مورد دیگری پس شرمنده شد پس خدا از او شرمنده شد در مورد دیگری پس روی برگردان پس خداوند از او روی برگرداند نظر در حدیث سه نفر این گروه چند مرد است از سه تا ده یک تسکین حواس پرتی عدم تعادل بین دو چیز است در قسمت با سکوت لام پس او را نزد خدا برد رو به او کرد پس خداوند او را پناه داد در مورد دیگری پس شرمنده شد یعنی ترک ازدحام و جست و خیز و روی گردانی زندگی از طرف خدا و حیات رسولش صلی الله علیه و آله و سلم و حاضرین پس خدا از او شرمنده شد در مورد دیگری پس روی برگردان پس خداوند از او روی برگرداند این علامت به عنوان موضوع مصاحبه زندگی یکی از صفات کمال با محدودیت است اصلاً نمی توان خدا را اینگونه توصیف کرد بلکه با محدودیت توصیف می شود یکی از فواید صحبت کردن اولا مشروعیت برگزاری محافل پرچم در مسجد نزدیک شدن به شیخ برای شنیدن سخنان او مطلوب است دوما ستایش از کسی که کار خوبی انجام داده است مطلوب است سرزنش کسی که کار بدی انجام می دهد سوم یکی از بهترین اعمال محبت آمیز درگیری در دست دنیاست چهارم دشنام دادن به کسانی که در علم زهد می کنند