از مجموعهٔ صحیح البخاری · درس 84 از 90

خلاصه صحیح البخاری | قسمت (84) | ادامه کتاب المساقات، سپس کتاب الاقتصادیر... و کتاب الخصوات و اللقطه.

◉ 0 بازدید ⏱ 30:01 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 یک مرکز سود
0:06 برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09 او ارائه می دهد
0:10 خلاصه صحیح البخاری
0:16 فصل مشروب مردم و حیوانات از رودخانه ها
0:21 از ابوهریره رضی الله عنه
0:24 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
0:29 اسب پاداش یک مرد است
0:31 و یک مرد پوشش دارد
0:33 و مرد بار دارد
0:36 و اما کسی که ثواب دارد
0:38 مردی برای رضای خدا آن را بست
0:41 بنابراین او آن را برای مدت طولانی در یک چمنزار یا یک چمنزار برد
0:44 در طول سفر طولانی خود به چمنزار و باغ اصابت نکرد
0:49 کارهای خوبی داشت
0:51 حتی اگر طول آن قطع شده باشد
0:54 بنابراین من به یک یا دو افتخار امیدوار بودم
0:57 آثار و میراث آن برای او حسنات بود
1:01 حتی اگر از کنار رودخانه ای بگذرد و از آن آب بنوشد، اما او نخواست به آن آب بدهد
1:07 این برای او خوب بود
1:10 لذا ثواب است
1:12 و مردی آن را برای آواز خواندن و حفظ عفت بست
1:16 در یک رمان
1:18 بخوان، بپوش، و پاکدامن باش
1:21 سپس حق خدا را بر گردن و ظاهرشان فراموش نکرد
1:26 بنابراین، پوشش است
1:28 و مردی آن را با غرور و ریا پیوند داد
1:32 نعمتی برای اهل اسلام
1:35 او برای آن گناهکار است
1:37 از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره الاغ سؤال شد
1:42 و او گفت
1:43 چیزی در این مورد برای من فاش نشد
1:46 جز این آیه جامع بی نظیر
1:50 هر کس به وزن ذره ای نیکی کند آن را می بیند
1:55 و هر کس به اندازه ذره ای بدی کند آن را خواهد دید
2:01 نظر در حدیث
2:05 هر جایزه ای
2:07 پوششی برای فقر و احوال او
2:12 و بار هر گناهی
2:14 به خاطر خدا ببند
2:16 یعنی او را برای جهاد آماده کنید
2:19 بنابراین او آن را طولانی کرد
2:21 یعنی طنابش را از دست می دهد
2:22 دور آن بچرخد و چرا کند
2:24 روبه رو نمی شود
2:26 چمنزار زمینی است وسیع با علف و آب فراوان
2:32 طولانی کن
2:33 یعنی طناب و لنگر آن
2:35 او مجذوب شده بود
2:37 یعنی ول کرد و خوش گذشت
2:39 یک افتخار از زمین بلند است
2:43 اثرات آن
2:45 اثری از قدم هایش نیست
2:47 او آواز می خواند
2:48 یعنی رها کردن مردم
2:51 و عفیف باش
2:53 یعنی در مورد پرسیدن از مردم
2:55 حق خداست
2:56 مراد زکات تجارت آن است
3:00 ظاهر نمی شود
3:01 گفته شد برای مضطرین و کسانی که به کمک آنها نیاز است تسکین می دهد
3:06 غیر از این گفته شد
3:08 غرور و ریا
3:10 یعنی بگوییم اسب دارد
3:13 یک گردباد
3:14 هر گونه دشمنی
3:16 منحصر به فرد بودن
3:17 یعنی مجرد
3:19 بی رقیب در معنای آن
3:22 هر کس به وزن ذره ای نیکی کند آن را می بیند
3:26 و هر کس به اندازه ذره ای بدی کند آن را خواهد دید
3:31 این یک شامل کلی از همه خوبی ها و بدی ها است
3:35 زیرا اگر وزن یک اتم را دید
3:37 که پست ترین چیزهاست
3:40 و شوهرم به او است
3:42 بالاتر از آن مناسب تر و ارجح تر است
3:46 یکی از فواید صحبت کردن
3:50 حدیث دلالت بر التزام به عموم دارد
3:53 هشداری است به ملت که استنباط و سنجش کنند
3:58 این شامل تشویق به داشتن اسب است
4:00 اگر برای رضای خدا گره بزند
4:02 آیا نمی بینی که مدفوع او در قیامت حسنه است؟
4:07 و نفاق را محکوم می کند
4:09 او اظهار داشت که از کار ناامید است
4:13 مردم را به انجام کارهای خوب تشویق می کند، حتی اگر اندک باشد
4:16 و ارعاب از انجام بدی، هر چند خوار و ناپسند باشد
4:20 حاوی راهنمایی در مورد توجه به حق نعمت خداوند متعال است
4:27 فصل مربوط به بخش ها
4:30 قال عن انس رضی الله عنه
4:33 پیامبر صلی الله علیه و آله انصار را فراخواند
4:37 برای آنها در بحرین نامه بنویسم
4:39 در یک رمان
4:41 برای قطع کردن آنها
4:43 و گفتند
4:44 نه، قسم می خورم
4:45 تا اینکه چیزی شبیه به برادران ما از قریش بنویسی
4:50 و او گفت
4:51 ان شاء الله برای آنهاست
4:55 به او می گویند
4:57 او گفت
4:58 اثر آن را خواهید دید
5:01 پس تا ملاقات من صبور باش
5:04 در یک رمان
5:05 تا اینکه مرا روی سینک پرتاب کردند
5:10 نظر در حدیث
5:13 گله ها
5:14 زمینی است که حاکم به مردم می دهد
5:17 داشتن آن یا بهره مندی از آن
5:21 برای آنها در بحرین نامه بنویسم
5:23 یعنی قطع رابطه آنها از سرزمین بحرین
5:26 اثر آن
5:27 یعنی شدت و انحصار در امور دنیوی
5:32 یکی از فواید صحبت کردن
5:35 از صحبت کردن سود ببرید
5:37 مشروعیت تفویض سرزمین های تحت تصرف امام به هر کس که شایسته بداند.
5:44 حدیث یکی از نشانه های نبوت است
5:47 جایی که همه چیز نتیجه اش را گرفت
5:49 نوع دوستی و همدردی را تشویق می کند
5:53 فضیلت صبر و کنار گذاشتن نفع شخصی را توضیح می دهد
6:00 کتابی در مورد استقراض، ابزار بدهی، قرنطینه و ورشکستگی
6:06 وام گرفتن یک درخواست وام است
6:09 منع، منع از عمل به دلیل است
6:13 ورشکستگی عبارت است از افزایش بدهی نسبت به آنچه که شخص دارد
6:20 کتاب کسی که پول مردم را می گیرد و می خواهد آن را پس بدهد یا از بین ببرد
6:26 از ابوهریره رضی الله عنه
6:29 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
6:33 هرکس پول مردم را بگیرد و بخواهد آن را پس بدهد، خداوند آن را خواهد داد
6:38 هر که قصد نابودی آن را داشته باشد، خداوند او را هلاک می کند
6:44 نظر در حدیث
6:48 خداوند او را هلاک کرد، یعنی با هلاک کردنش یا محروم کردنش از نعمت
6:52 گفته شد مراد عذاب اخروی است
6:56 یکی از فواید صحبت کردن
7:00 از حديث به دست مي آيد كه مجازات از نوع كار است
7:04 حدیث دلالت بر حسن انجام وام گرفتن دارد
7:09 این شامل تشویق و بهبود نیات است
7:12 زیرا اعمال بر اساس نیت است
7:14 این شامل مشروعیت بدهی برای کسانی است که قصد انجام آن را دارند
7:20 فصل پرداخت دین
7:23 از ابوهریره رضی الله عنه
7:26 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
7:30 اگر کسی را داشتم می رفتند
7:33 دوست داشتم سه روز نزد من نیاید در حالی که از او دیناری داشتم
7:38 این چیزی نیست که در بدهی خود نگه دارم
7:42 من کسی را پیدا می کنم که آن را می پذیرد
7:45 نظر در حدیث
7:48 سه، یعنی سه شب
7:51 من آن را رزرو می کنم، یعنی برای قرض آماده می کنم
7:55 یکی از فواید صحبت کردن
7:58 در حدیث است که دنیا در دست پیامبر صلی الله علیه و آله بود
8:03 نه در دلش
8:05 بیانگر این است که پول برای کسی که حقوق مربوط به آن به او داده می شود، نعمت است
8:11 در این حدیث اشاره ای به زهد و تحقیر دنیا شده است
8:15 فضیلت انفاق فی سبیل الله تعالی را بیان می کند
8:22 درب
8:23 اگر پول خود را نزد شخص ورشکسته در بیع یا قرض یا سپرده گذاری پیدا کند
8:28 او سزاوارتر است
8:31 از ابوهریره رضی الله عنه گفت
8:34 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
8:39 هر کس پول خود را در اختیار مرد یا شخصی بیابد ورشکسته شده است
8:44 او از هر کس دیگری سزاوارتر است
8:48 نظر در حدیث
8:52 متوجه شوید که او چه چیزی را پیدا کرد و آن را میخکوب کرد
8:55 به طور خاص، یعنی همان پول
8:58 سزاوارتر از هر اولی است
9:01 یکی از فواید صحبت کردن
9:04 از صحبت کردن سود ببرید
9:06 اگر مردی ورشکسته باشد و دارایی باشد که در حال حاضر خریده است
9:12 مالک آن نسبت به سایر طلبکاران حق بیشتری نسبت به آن دارد
9:17 اصل این است که دارایی ها و مطالبات با یکدیگر ملاقات کنند
9:21 موارد برجسته بر بدهی ها اولویت داشتند
9:28 کتاب تخفیف
9:33 باب آنچه در مورد شخصیت ها و اختلافات مسلمانان و یهودیان آمده است
9:39 از ابن مسعود رضی الله عنه گفت
9:43 شنیدم مردی آیه می خواند
9:46 از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که خلاف آن را می خواند
9:51 پس او را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آوردم و به او گفتم
9:56 تنفر را در چهره اش تشخیص دادم
9:58 و او گفت
10:00 شما هر دو آدم های خوبی هستید و هیچ تفاوتی با هم ندارید
10:04 کسانی که قبل از شما بودند اختلاف کردند و هلاک شدند
10:08 نظر در حدیث
10:12 اشخاص یعنی آوردن
10:15 او غیر از این می خواند
10:16 یعنی برخلاف قرائت مرد از همان آیه
10:20 شما هر دو در خواندن خوب هستید
10:24 و تفاوتی نداشته باشند
10:26 یعنی در مورد قرآن اختلاف نکنید
10:29 قبل از شما چه کسی بود؟
10:31 هر یک از ملت های قبلی
10:33 یکی از فواید صحبت کردن
10:37 از صحبت کردن سود ببرید
10:39 هرکس روایت معروفی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را بخواند.
10:45 آن را از هفت حرف خواند
10:48 انکار و رد آن جایز نیست
10:52 بلکه باید آن را پذیرفت و به آن اعتقاد داشت
10:55 تفاوت در تنوع را نمی توان انکار کرد
10:59 خشم در خطبه جایز است
11:02 در آن، اختلاف مقدمه ای برای عذاب است
11:08 از ابوهریره رضی الله عنه گفت
11:12 در حالی که یک یهودی کالایی را عرضه می کند
11:15 من چیزی به او می دهم که از آن متنفرم
11:19 در یک رمان
11:20 دو مرد فرار کردند
11:22 یک مرد مسلمان و یک مرد یهودی
11:26 مسلمان گفت
11:27 و او که محمد را بر جهانیان برگزید
11:31 و او گفت نه
11:33 و کسی که موسی را بر انسانها برگزید
11:36 مردی از انصار او را شنید
11:39 بلند شد و به صورتش سیلی زد
11:41 و گفت: تو می گویی: چه کسی موسی را بر مردم برگزید؟
11:46 پیامبر صلی الله علیه و آله در میان ماست
11:50 پس نزد او رفت و گفت
11:53 ابی القاسم من تعهد و عهد دارم
11:57 فلانی که به صورتش سیلی زد چطور؟
12:00 وقتی به صورتش سیلی زدم گفت
12:03 پس به او یادآوری کنید
12:05 پیامبر صلی الله علیه و آله خشمگین شد
12:08 تا اینکه صورتش را دیدم
12:10 سپس فرمود: در میان انبیای خدا ترجیح ندهند
12:15 در رمان مرا بر موسی انتخاب نکن
12:20 عکس ها را منفجر می کند
12:22 و هر كه در آسمانها و كسانى كه در زمين است بهت زده شود
12:26 جز هر کس که خدا بخواهد
12:28 بعد دوباره آن را باد می کند
12:31 بنابراین من اولین نفری هستم که اعزام می شوم
12:34 سپس موسی بر تخت سلطنت نشست
12:37 من نمی دانم که آیا باید برای شوک او در روز التور پاسخگو باشم یا خیر
12:41 یا قبل از من فرستاده شد؟
12:43 در یک رمان
12:45 سپس موسی در کنار تخت ایستاده بود
12:48 نمی دانم او جزو کسانی بود که قبل از من شوکه شدند و به هوش آمدند یا نه
12:53 یا از کسانی بود که خداوند آنها را مستثنی کرد
12:56 و در یک رمان
12:58 سپس موسی بر تخت سلطنت نشست
13:01 من نمی گویم کسی بهتر از یونس بن متا است
13:06 نظر در حدیث
13:10 یک مورد را نمایش می دهد
13:12 یعنی اجناسش را در معرض دید مردم قرار می دهد تا بخواهند آن را بخرند
13:16 چیزی به او بدهید که از آن متنفر است
13:20 یعنی برای اجناسش بهای ناچیزی به او دادند، پس عصبانی شد
13:24 انتخاب کرد، یعنی انتخاب کرد
13:27 به صورتش سیلی زد
13:29 یعنی زد و سیلی به صورتش زد
13:32 بین ما نشان دادیم
13:34 هر محله ای که در بین ما وجود دارد
13:37 ابی القاسم
13:38 کنیه پیامبر صلی الله علیه و آله است
13:42 عهد و پیمان
13:44 منظورم با مسلمانان است
13:46 چرا با سیلی به من حمله می کنند؟
13:49 پس چی؟
13:50 یعنی قضیه چیه؟
13:52 در میان انبیای خدا ترجیح ندهید
13:55 یعنی نگویید یکی از آنها بهتر از دیگری است
13:59 دو مرد آمدند
14:01 یعنی همه به هم توهین می کنند
14:04 تصاویر
14:05 شاخ است که دمیده می شود
14:07 او شوکه می شود
14:09 بیهوش کردن
14:10 ممکن است فرد از صدای بلندی که می شنود غش کند
14:14 شاید او از آن مرده است
14:16 من میگیرم
14:17 هر گونه یبوست
14:19 من پاسخگوی شوک او در روز صحنه خواهم بود
14:22 در قول خداوند متعال است
14:24 هنگامی که پروردگارش بر کوه ظاهر شد
14:27 او آن را خرد کرد و موسی مات و مبهوت به زمین افتاد
14:32 بش
14:33 یعنی به شدت و شدید می گیرد
14:37 یکی از فواید صحبت کردن
14:40 از صحبت کردن سود ببرید
14:42 بین مسلمان و غیر مسلمان قصاصی نیست
14:46 زیرا که خداوند او را رحمت کند
14:48 یهودی در این ضربه مسلمان را هدایت نکرد
14:52 در این حدیث شواهدی وجود دارد که در این دنیا ناملایمات و نگرانی ها و دردها وجود دارد
14:57 به امید اینکه خداوند روز قیامت کار را برای اهلش آسان کند.
15:03 این شامل اثبات تاج و تخت است
15:05 دلالت بر عدم جايز بودن مقايسه بين پيامبران صلي الله عليه و آله و سلم بر اساس تنزل دارد.
15:15 از ابوسعید خدری رضی الله عنه گفت
15:19 مردی یهودی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و سیلی زد
15:26 و او گفت
15:27 ای محمد، یکی از اصحاب تو از انصار به صورتم سیلی زد
15:33 او گفت
15:34 من او را دعوت می کنم
15:36 پس دعوتش کردند
15:37 او گفت
15:38 وقتی به صورتش سیلی زدم
15:40 او گفت
15:42 ای رسول خدا
15:44 از کنار یهودیان گذشتم
15:46 پس شنیدم که گفت
15:48 و کسی که موسی را بر انسانها برگزید
15:51 پس گفتم: و علی محمد.
15:54 عصبانی شدم و به او سیلی زدم
15:57 او گفت
15:58 مرا در میان پیامبران انتخاب نکن
16:02 مردم در قیامت شوکه می شوند
16:05 من اولین کسی خواهم بود که از خواب بیدار می شوم
16:08 در یک رمان
16:10 زمین از او باز می شود
16:12 سپس موسی را دیدم که یکی از ستون های عرش را در دست داشت
16:17 نمی دانم چه کسی قبل از من از خواب بیدار شد
16:20 یا به او پاداش صاعقه خواهد داد؟
16:23 در یک رمان
16:24 آیا او جزو کسانی بود که شوکه شده بودند؟
16:26 یا با شوک اول متهم شد؟
16:29 نظر در حدیث
16:33 به صورتش سیلی زد
16:35 یعنی کتک زدن و سیلی زدن به صورت
16:38 او انتخاب کرد
16:39 یعنی انتخاب کرد
16:41 عصبانی شدم و به او سیلی زدم
16:44 یعنی تب و عصبانیت از جانب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را گرفت.
16:50 به من حق انتخاب نده
16:52 یعنی به من لطف نکن
16:54 به طوری که مستلزم نقص یا نقص بر دیگران است
16:58 یا منجر به درگیری شود
17:00 یا رضی الله عنه با خضوع گفت
17:04 غیر از این گفته شد
17:06 شوکه می شوند
17:08 یعنی غش می کنند
17:10 گفته شد منظور شوک مرگ است
17:13 چه کسی بیدار می شود؟
17:14 هیچ کدام از شوک
17:16 مقصود اولین کسی است که زمین از او باز می شود
17:20 من میگیرم
17:21 هر گونه یبوست
17:23 یکی از فواید صحبت کردن
17:27 از صحبت کردن سود ببرید
17:29 بین مسلمان و غیر مسلمان قصاصی نیست
17:32 چون رضی الله عنه دستور قصاص ضربه را نداده است
17:37 این شامل شواهدی از لیست های تاج و تخت است
17:40 از انس بن مالک می‌گوید:
17:45 مگر یهودی در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله که با کنیز ازدواج کرده باشد.
17:51 بنابراین او توضیحاتی را که در آن بود، گرفت
17:54 سرش خم شد
17:56 اهل آن آن را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردند
18:01 آخرین نفسش بود و ساکت بود
18:05 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود
18:09 چه کسی تو را کشت؟
18:11 فلانی کسی نیست که او را کشته است
18:14 او با سر نشان داد که نه
18:17 او گفت
18:19 به مردی غیر از کسی که او را کشته است گفت
18:22 او اشاره کرد که نه
18:25 و او گفت
18:26 فلانی قاتل اوست
18:29 او اشاره کرد که بله
18:32 در یک رمان
18:34 پس او را بیاور
18:35 او تا زمانی که اعتراف نکرد دست از کار نکشید
18:38 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
18:42 سرش را بین دو سنگ کوبید
18:45 در یک رمان
18:47 سرش را تحمیل کرد
18:50 نظر در حدیث
18:54 به جز موارد آشکار
18:58 نوعی جواهرات ساخته شده از نقره است
19:01 به دلیل سفیدی آن نامگذاری شده است
19:04 سرش را زده بودند، یعنی کتک می زدند و سرش را با سنگ می زدند
19:09 پس آمد، یعنی آمد
19:12 خانواده او، یعنی خانواده کنیز
19:15 در آخرین نفس
19:17 نفس استراحت روح است
19:19 مقصود این است که او در تنگنای مرگ است
19:23 سکوت کرد، یعنی زبانش دستگیر شد و سکوت کرد
19:27 تحمیل
19:29 یعنی به سرش زد و به سنگ زد
19:32 همانطور که با کنیز کرد
19:34 یکی از فواید صحبت کردن
19:38 از صحبت کردن سود ببرید
19:40 استفاده از زیور آلات برای زنان جایز است
19:43 وفي الحديث إشارة إلى صفة الغدر اللازمة لليهود
19:48 وفيه مشروعية العمل بالإشارة المفهمة
19:52 وفيه دليل لمن قال
19:55 إن القاتل يقتل بما قتل به
19:58 وفيه أن الجزاء من جنس العمل
20:01 وفي الحديث بيانوا أن الرجل يقتل بالمرأة
20:05 وفيه اعتبار المماثلة في القصاص
20:09 باب كلام الخصوم بعضهم في بعض
20:15 عن عمر بن الخطاب قال
20:18 سمعته شام بن حكيم بن حزام
20:21 يقرأ سورة الفرقان في حياة رسول الله صلى الله عليه وسلم
20:27 فاستمعت لقراءته
20:30 فإذا هو يقرأ على حروف كثيرة
20:33 لم يقرئنيها رسول الله صلى الله عليه وسلم
20:37 فكت أساوره في الصلاة
20:40 فتصبرت حتى سلم
20:43 فلببته بردائه
20:46 فقلت من أقرأك هذه السورة التي سمعتك تقرأ
20:51 قال أقرأنيها رسول الله صلى الله عليه وسلم
20:56 فقلت كذبت
20:59 فإن رسول الله صلى الله عليه وسلم
21:02 قد أقرأنيها على غير ما قرأت
21:06 فانطلقت به أقوده إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم
21:11 فقلت
21:13 إني سمعت هذا يقرأ بسورة الفرقان
21:16 على حروف لم تقرئنيها
21:20 فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم
21:23 أرسله
21:25 اقرأ يا هشام
21:27 فقرأ عليه القراءة التي سمعته يقرأ
21:31 فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم
21:35 كذلك أنزلت
21:37 ثم قال
21:39 اقرأ يا عمر
21:41 فقرأت القراءة التي أقرأني
21:44 فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم
21:48 كذلك أنزلت
21:50 إن هذا القرآن أنزل على سبعة أحرف
21:54 فقرأوا ما تيسر منه
21:57 التعليق على الحديث
22:01 على حروف كثيرة
22:03 مقصود قرائتی است که بر خلاف آن چیزی است که حفظ کرده ام
22:08 فكت
22:09 یعنی نزدیک بود بگیرمش
22:12 لكن لم أفعل ذلك
22:15 أساوره
22:16 أي أواثبه
22:18 حتى سلم
22:19 أي من صلاته
22:21 فلببته
22:22 أي فجمعت عليه ثيابه عند لبته
22:26 لأن لا يتفلت مني
22:28 بردائه
22:29 أي بثوبه
22:31 على غير ما قرأت
22:33 أي خلاف ما قرأت
22:36 فانطلقت به
22:37 أي فذهبت به
22:39 أقوده
22:40 أي أجره
22:42 كذلك أنزلت
22:44 أي كما قرأت
22:46 قال ذلك النبي صلى الله عليه وسلم
22:49 في قراءة الاثنين
22:51 ولم يبين أحد كيفية الخلاف الذي وقع بينهما
22:56 إن هذا القرآن أنزل على سبعة أحرف
23:00 قيل
23:01 المراد بالأحرف
23:03 تأديت المعنى الواحد بألفاظ مختلفة
23:07 وقيل غير ذلك
23:09 من فوائد الحديث
23:13 يستفاد من الحديث
23:16 مشروعية قراءة القرآن بما تيسر على القارئ دون تكلف
23:22 وفي الحديث إشارة إلى شرف القرآن
23:26 وكثرة وجوه
23:28 وفيه أن الأصل في القراءات السماع المتصل
23:32 وفيه وجوب التثبت والتيقن
23:35 ورد المسائل حال الاختلاف إلى أهل العلم
23:39 الذين يستنبطونه من الكتاب والسنة
23:43 كتاب في اللقطة
23:49 اللقطة المال الملتقط الذي لا يعرف صاحبه
23:54 باب إذا أخبره رب اللقطة بالعلامة دفع إليه
24:01 عن سويد بن غفلة قال
24:05 كنت مع سلمان بن ربيعة وزيد بن صوحان في غزاه
24:10 فوجدت سوطا
24:12 فقال لي ألقه
24:15 قلت لا
24:16 ولكن إن وجدت صاحبه وإلا استمتعت به
24:21 فلما رجعنا حججنا
24:24 فمررت بالمدينة
24:26 فسألت أبي بن كعب رضي الله عنه
24:30 فقال وجدت صرة على عهد النبي صلى الله عليه وسلم
24:36 فيها مئة دينار
24:38 فأتيت بها النبي صلى الله عليه وسلم
24:42 فقال عرفها حولا
24:45 فعرفتها حولا
24:48 بعد تو آمدی
24:50 فقال عرفها حولا
24:53 فعرفتها حولا
24:55 ثم أتيته الرابعة
24:57 فقال
24:58 اعرف عدتها
25:00 وبكاءها وبعاءها
25:03 فإن جاء صاحبها
25:05 وإلا استمتع بها
25:08 التعليق على الحديث
25:11 عرفها
25:12 التعريف
25:14 أن ينادي في الموضع الذي لقاها فيه
25:17 فقال
25:18 عرفها حولا
25:22 فعرفتها حولا
25:24 في الموضع الذي لقاها فيه
25:27 ويقول من ضاع له شيء فليطلبه عندي
25:31 حولا
25:32 أي سنة
25:34 عدتها
25:35 أي عددها
25:37 وكاءها
25:38 هو الذي يشد به رأس الكيس أو الصرة أو غيرها
25:43 وعاءها
25:45 هو الذي يكون فيه النفقة
25:48 صاحبها
25:49 أي صاحب اللقطة
25:51 استمتع بها
25:53 أي له أن يتصرف فيها
25:55 فإن شاء أكل
25:57 وإن شاء باع
25:59 وإن شاء تصدق
26:01 على أن يغرمها لصاحبها إذا جاء يوما ما
26:06 من فوائد الحديث
26:11 يستفاد من الحديث
26:13 دستور این است که سه چیز را در شات نگه دارید
26:17 وهي الوعاء
26:18 و عدد
26:19 والوكاء
26:21 وإنما أمر بحفظ هذه الأشياء لوجوه من المصالح
26:26 وفيه جواز الاستمتاع باللقطة بعد تعريفها
26:30 إذا لم يأتي صاحبها
26:33 وفي الحديث أن اللقطة
26:35 إذا كانت مما تبقى مدة السنة من غير فساد
26:39 يلحقها بطول اللبث
26:41 فإنها تعرف سنة
26:44 وفيه أن الغني والفقيرة سواء في جواز الاستمتاع بها
26:49 لأن أبي بن كعبر رضي الله عنه من أغنياء أهل المدينة
26:54 باب إذا وجدت تمرة في الطريق
27:00 عن أبي هريرة رضي الله عنه
27:03 عن النبي صلى الله عليه وسلم قال
27:06 إني لأن قلب إلى أهلي
27:09 فأجدت تمرة ساقطة على فراشي
27:13 فأرفعها لآكلها
27:15 ثم أخشى أن تكون صدقة
27:18 فألقيها
27:20 التعليق على الحديث
27:24 لأن قلب أي أرجع وأنصرف
27:28 ساقطة على فراشي أي ملقاه
27:32 أخشى أي أخاف
27:35 فألقيها أي فأرميها
27:39 من فوائد الحديث
27:43 يستفاد من الحديث
27:45 مشروعية أخذ ما يوجد من المحقرات ملقا في الطرقات
27:50 وفيه حرمة الصدقة على رسول الله صلى الله عليه وسلم وآله
27:56 وفيه الحث على الاحتراز عن الشبهات
27:59 واستعمال الورع
28:01 در آن اگر دلیل جایز و فعلی جمع شود
28:05 فيغلب جانب الحاضر
28:08 وفيه إسقاط الغرم عن أكل الطعام الملتقط
28:12 وفي تضمينه خلاف
28:15 باب لا تحتلب ماشية أحد بغير إذنه
28:21 عن عبد الله بن عمر رضي الله عنهما
28:26 أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال
28:30 لا يحلبن أحد ماشية مرء بغير إذنه
28:35 أيحب أحدكم أن تؤتى مشروبته
28:39 فتكسر خزانته فينتقل طعامه
28:42 فإنما تخزن لهم ضروع مواشيهم أطعماتهم
28:47 فلا يحلبن أحد ماشية أحد إلا بإذنه
28:52 التعليق على الحديث
28:56 لا تحتلب من الحلب
28:59 مشروبة أي مخزن الطعام والشراب
29:03 ويكون كالغرفة
29:05 خزانة أي الموضع الذي يخزن فيه الشيء مما يراد حفظه
29:12 فينتقل
29:14 الانتقال هو التحويل من مكان إلى مكان
29:18 أطعماتهم أي طعامهم
29:21 والمراد هنا اللبن
29:24 من فوائد الحديث
29:28 استفاد من الحديث
29:30 مشروعية استعمال قياس الأشياء على نظائرها وأشباهها
29:36 وفيه إباحة خزن الطعام والدخار
29:40 وفي الحديث تسمية اللبن طعاما
29:43 وفيه ضرب الأمثال للتقريب للأفهام
29:47 والتمثيل ما يخفى بما هو واضح منه
29:51 وفيه لا يحل ما لمرئ إلا عن طيب نفس