از مجموعهٔ صحیح البخاری
· درس 79 از 90
خلاصه صحیح البخاری | قسمت (79) | ادامه کتاب بیع، سپس کتاب سلام، شفعه و اجاره
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
یک مرکز سود
0:06
برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09
او ارائه می دهد
0:10
خلاصه صحیح البخاری
0:16
فصل فروش تصاویری که روح ندارند
0:21
و آنچه در آن ناپسند است
0:23
عن سعید بن ابی الحسن گفت
0:27
من با ابن عباس بودم که خدا از هر دو راضی باشد
0:31
وقتی مردی نزد او آمد و گفت:
0:33
یا ابو عباس
0:36
من یک انسانم ولی امرار معاش دست خودم است
0:40
من این عکسها را میسازم
0:44
ابن عباس گفت
0:46
من فقط آنچه را از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم به شما می گویم
0:52
شنیدم که گفت
0:54
چه کسی تصویری را در یک رمان به تصویر کشیده است
0:58
در این دنیا یک روح وجود دارد
1:01
خداوند او را عذاب می دهد تا زمانی که روح در او دمیده شود
1:06
در یک رمان
1:07
در روز قیامت همه به باد می روند.
1:11
و هرگز روی آن باد نمی کند
1:14
آن مرد هزاران بار فریاد زد
1:17
و صورتش زرد شد
1:19
و او گفت
1:20
وای بر تو!
1:21
اگر از انجام کار دیگری امتناع می ورزی
1:24
شما باید این درخت را داشته باشید
1:27
هر چیزی روح ندارد
1:30
نظر در حدیث
1:34
او آمد
1:36
معیشت من یعنی درآمدی که از آن زندگی می کنم
1:40
از کار دستان من، یعنی کار دستان من
1:44
من این عکسها را میسازم
1:46
یعنی با دستم می کشم
1:48
تصویر هر موجود زنده ای را به تصویر بکشید
1:52
تا زمانی که باد کند
1:54
یعنی روح در تصویری که کشیده است
1:57
بنابراین مرد بارها مطرح شد
1:59
پروردگار تنگی سینه و تزلزل روح است
2:04
و صورتش زرد شد
2:05
یعنی از شدت ترس
2:08
وای بر تو!
2:09
این سخنی است که به کسی گفته می شود که به هلاکتی افتاده که سزاوار آن نیست
2:14
برای ساختن
2:16
یعنی این عمل را انجام دهید
2:18
در حال طراحی است
2:20
یکی از فواید صحبت کردن
2:24
از صحبت کردن سود ببرید
2:26
ممنوعیت عکاسی از روح
2:28
خداوند متعال عکاسش را به مجازات شدید تهدید کرد
2:33
در آن ثواب از نوع کار است
2:36
اجازه فروش تنه درختان را می دهد
2:39
دلالت بر این دارد که پیوند بدی به کیفر آن در نهی فصیحتر است
2:44
تشریح و تفصیل حکم در مواقع لزوم بر عهده محقق است
2:51
باب گناه کسی که آزاد را بفروشد
2:55
ابوهریره رضی الله عنه بود
2:58
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
3:01
خدا گفت
3:03
سه نفر هستند که من در روز قیامت حریف من خواهم بود
3:07
مردی مرا داد و سپس به من خیانت کرد
3:10
مردی آزاد را فروخت و قیمتش را مصرف کرد
3:14
و مردی کارگری را استخدام کرد
3:16
پس تمام اجرت را از او گرفت و ثوابش را نداد
3:21
نظر در حدیث
3:24
حریفشون
3:25
و کسانی که به آنها اعتراض می کنند و از آنها می خواهند که کاری را که کردند انجام دهند
3:30
او به من داد
3:31
یعنی بسم الله عهد داد و به آن سوگند یاد کرد
3:35
بعد خیانت کرد
3:37
یعنی بعد عهدشکنی کرد و به آن وفا نکرد
3:40
پس پولش را خورد
3:42
او غذا را مشخص کرد
3:44
زیرا این بزرگترین هدف است
3:46
پس آن را برآورده کرد
3:48
یعنی کارگر اجیر کاری را که به او محول شده بود به طور کامل انجام می داد
3:53
یکی از فواید صحبت کردن
3:57
از صحبت کردن سود ببرید
3:59
نهی از ظلم
4:00
بی انصافی است که یک آزاده به بردگی گرفته شود
4:03
یا او را در معرض آن قرار دهید
4:05
بی عدالتی و خیانت است
4:07
تضییع حقوق کارگران ناعادلانه است
4:11
وفای به وعده ها و قراردادها را تشویق می کند
4:17
درب فروش نرم
4:20
از ابوسعید خدری رضی الله عنه
4:23
اینکه در حالی که با پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بود
4:29
او گفت
4:30
ای رسول خدا
4:31
ما سهم اسارت هستیم
4:34
ما قیمت ها را دوست داریم
4:36
انزوا را چگونه می بینید؟
4:39
در یک رمان
4:40
با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفتیم
4:44
در جنگ بنی مصطلق
4:46
پس تعدادی از اعراب را به اسارت گرفتیم
4:49
پس ما به زنها هوس کردیم
4:51
بنابراین انزوا برای ما سخت شد
4:54
ما عایق را دوست داشتیم
4:56
و در یک رمان
4:57
آنها می خواستند از اینجا لذت ببرند و باردار نشوند
5:02
و او گفت
5:03
یا شما انجام می دهید
5:06
نه، شما نباید این کار را انجام دهید
5:10
زیرا این نفسی نیست که خداوند مقرر کرده است که بیرون برود مگر اینکه انجام شود
5:16
در یک رمان
5:18
تا روز قیامت نفسی نیست
5:21
جز اینکه اون وجود داره
5:24
و در یک رمان
5:25
زیرا خداوند مقدر کرده که خالق تا روز قیامت کیست
5:31
نظر در حدیث
5:35
سهم اسارت
5:36
یعنی با غلامان اسیر رابطه داریم
5:39
ما قیمت ها را دوست داریم
5:41
یعنی می خواهیم آنها را بفروشیم
5:44
پس چگونه می بینی؟
5:46
یعنی حکمش چیست؟
5:48
عایق
5:49
یعنی انزال خارج از واژن
5:51
برای بدست آوردن پسر
5:54
نه، شما نباید این کار را انجام دهید
5:57
یعنی در انزوا هیچ اشکالی ندارد
6:00
نسما
6:01
یعنی همان
6:02
او نوشت
6:03
یعنی خرج کرد
6:05
بیرون رفتن
6:06
یعنی بودن
6:09
یکی از فواید صحبت کردن
6:12
او از گفتگو سود برد
6:14
اجازه انزوا
6:16
حديث دلالت دارد بر جايز نبودن فروش مادر فرزندان
6:22
حدیث حاکی از آن بود که پسر ممکن است منزوی شود
6:26
باید باور داشت که آنچه خدا خواست اتفاق افتاد
6:31
چیزی که نمی خواستیم اتفاق نیفتاد
6:35
فصل فروش حیوانات مرده و بتها
6:39
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم
6:43
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنید که در سال فتح در حالی که در مکه بود می فرمود.
6:50
خدا و رسولش فروش مشروبات الکلی و گوشت مرده و خوک و بت را حرام کردند
6:57
گفته شد یا رسول الله
7:00
چربی بدن مرده را دیدی؟
7:02
برای رنگ آمیزی کشتی ها استفاده می شود
7:04
پوست ها را با آن رنگ می کند
7:06
و مردم از آن الهام می گیرند
7:09
گفت: نه حرام است
7:12
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن جا فرمود
7:17
خداوند یهودیان را کشت
7:20
خداوند چربی آن را حرام نکرده است
7:23
جمع کردند و بعد فروختند
7:25
پس قیمتش را خوردند
7:28
نظر در حدیث
7:31
بت چیزی است که به عنوان خدایی غیر از خدا گرفته می شود
7:35
می گفتند بت بدن و تصویر ندارد
7:40
اگر بدن و فرم نداشته باشد
7:43
یک بت است
7:45
سال فتح
7:46
یعنی سال هشتم هجری
7:49
چربی مرده
7:51
یعنی چربی بدن مرده
7:53
نقاشی شده یا نقاشی شده
7:56
و روشن می شود
7:57
یعنی چراغ را روشن می کند
8:00
خداوند یهودیان را کشت
8:02
یعنی نفرینشون کن
8:04
و گفته شد
8:05
آنها را بکشید و نابودشان کنید
8:07
او را زیبا کردند
8:08
یعنی آن را آب کردند و چربی آن را استخراج کردند
8:12
یکی از فواید صحبت کردن
8:15
از صحبت کردن سود ببرید
8:18
انتفاع از حیوان مرده جایز نیست مگر آنچه در قراین تصریح شده است
8:22
مانند چرم اگر دباغی شود
8:24
این شامل هشداری در برابر ترفندهای یهودیان است
8:31
درب به قیمت سگ
8:34
از ابو مسعود الانصاری رضی الله عنه
8:38
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:41
قیمت سگ را حرام کرد
8:43
و مهریه فاحشه
8:45
و حلوان کشیش
8:48
نظر در حدیث
8:51
و مهریه فاحشه
8:53
منظور چیست؟
8:54
آنچه او برای زنای خود می گیرد
8:57
و حلوان کشیش
8:59
یعنی آنچه از نظر پول و چیزهای دیگر به کشیش داده می شود
9:02
و کشیش
9:04
که ادعای علم غیب دارد
9:06
او ادعا می کند که اسرار را می داند
9:09
یکی از فواید صحبت کردن
9:13
از صحبت کردن سود ببرید
9:15
نهی از زنا
9:17
کسب منکر را نهی می کند
9:19
دلالت بر این دارد که جز خداوند متعال کسى از غیب خبر ندارد
9:27
کتاب صلح
9:30
سلف و سلام
9:31
یک معنی دارد
9:34
این یک فروش است که به عنوان یک تعهد برای رسیدگی فوری توصیف می شود
9:38
بیعی است که با توافق مجاز است
9:44
باب صلح به اندازه ای معلوم
9:47
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
9:51
پیامبر صلی الله علیه و آله مدینه را عرضه داشت
9:55
دو سه سال تاریخ را پیش پرداخت می کنند
9:59
در یک رمان
10:00
سال و دو سال
10:03
و او گفت
10:04
هر که در کاری پیشرفت کند
10:06
در یک رمان
10:07
پیشرفت در میوه ها
10:10
به اندازه ای شناخته شده
10:12
و وزن معلوم
10:13
برای یک دوره مشخص
10:17
نظر در حدیث
10:20
پیش می روند
10:21
برای برخورد مسالمت آمیز
10:24
سلف و سلام به یک معنا هستند
10:27
یک پیمانه و یک وزن معلوم وجود دارد
10:30
منظور چیست؟
10:32
با در نظر گرفتن آنچه اندازه گیری می شود
10:34
با توجه به وزن در آنچه که وزن می شود
10:38
برای یک دوره مشخص
10:40
یعنی زمان دستگیری باید تعیین شود
10:43
یکی از فواید صحبت کردن
10:47
از صحبت کردن سود ببرید
10:49
الزام به تعیین اندازه در آنچه از اقدامات ارائه شده است
10:54
و مقتضای وزن در آنچه ترازو می شود
10:57
به دلیل تفاوت در اندازه ها و وزن ها
11:01
در آن است که همه چیز را می توان از نظر کیفیت و کمیت آن تعیین کرد
11:06
درود بر او باد
11:10
درب نردبان وزن معلوم است
11:14
از محمد بن ابی المجلد می فرماید:
11:17
عبدالله بن شداد و ابوبرده مرا فرستادند
11:20
به عبدالله بن ابی عوفه رضی الله عنهم
11:24
و او گفت
11:26
از او بپرس که آیا از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده اند؟
11:30
در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
11:33
برای گندم خرج می کنند
11:36
عبدالله گفت
11:37
غنایم را با رسول خدا صلی الله علیه و آله تقسیم کردیم
11:43
سپس نبطیان از شام نزد ما آمدند
11:47
از مردم شام گندم و جو و روغن قرض می گرفتیم
11:53
در یک رمان
11:54
ما در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله پیشرفت می کردیم
11:59
و ابوبکر و عمر
12:01
در گندم و جو و کشمش و خرما
12:05
در یک اندازه گیری مشخص برای یک دوره مشخص
12:09
گفتم
12:10
به هر کسی که در اصل از آن بود
12:13
او گفت
12:14
ما از آنها در این مورد سوال نمی کنیم
12:17
سپس مرا نزد عبدالرحمن بن ابزا فرستاد
12:21
پس از او پرسیدم
12:22
و او گفت
12:24
اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وام می دادند.
12:31
ما از آنها نپرسیدیم
12:33
خاکورزی الهام گرفته شده یا نه
12:37
نظر در حدیث
12:40
او مرا فرستاد
12:41
یعنی مرا فرستاد
12:43
در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
12:47
یعنی در زمان خودش و ایام عمرش رضی الله عنه
12:52
گندم
12:53
یعنی گندم
12:55
نبیت اهل شام
12:56
یعنی مردم کشاورزی از شام
12:59
آنها را نبطیان می نامیدند
13:01
تا آنها را به استحصال آب از چشمه ها و چاه ها راهنمایی کند
13:07
به هر کسی که در اصل از آن بود
13:09
منظور از اصل چیست؟
13:11
مبدأ چیزی که در آن تحویل شده است
13:13
ریشه عشق از طریق بذر است
13:15
خاستگاه میوه ها درختان است
13:18
هر محصولی را شخم بزنید
13:21
یکی از فواید صحبت کردن
13:24
از صحبت کردن سود ببرید
13:26
عهد و پیمان پیامبر صلی الله علیه و آله معیار هدایت در معاملات و سایر امور است.
13:33
این خبر حاوی رهنمودهایی در اقتباس از سنت خلفای راشدین است
13:38
در آن اجماع صحابه دلیل است
13:41
در آن پرسش کلید دانش است
13:44
مشروعیت پرسش از علما در مورد هر حادثه ای که پیش می آید
13:49
بحث در مورد موضوع در پی آنچه صحیح است جایز است
13:54
تأیید فتوا جایز است
13:57
ارائه آن به بیش از یک جهان
14:00
در حدیث به لزوم نفی جهل در معاملات مالی اشاره شده است
14:08
درهای صلح به سوی کسانی می رود که ریشه ندارند
14:12
از ابوالبختری گفته است:
14:14
از ابن عمر رضی الله عنه در مورد نردبان های نخل پرسیدم
14:19
و او گفت
14:20
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فروش میوه را تا زمانی که خوب نشده است منع کرد
14:26
او زنان را از استفاده از کاغذ طلا در بانجیز منع کرد
14:31
در یک رمان
14:32
و در مورد فروش کاغذ به زنان در بانجیز
14:36
از ابن عباس پرسیدم
14:38
و او گفت
14:40
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از فروش درختان خرما تا خوردن آن نهی کرد.
14:45
یا خورده
14:47
و حتی وزن کرد
14:49
گفتم: وزن چیست؟
14:51
او گفت
14:52
مردی که حتی گل هم زده است
14:56
نظر در حدیث
15:00
در درختان خرما، یعنی در میوه درختان خرما
15:03
تا زمانی که جا بیفتد
15:05
یعنی تا زمانی که حقانیت در او ظاهر شود
15:08
کاغذ یعنی نقره
15:10
زنان، یعنی اخیراً
15:13
بناجیز یعنی حاضر
15:16
منظور چیست؟
15:17
ممنوعیت فروش طلا به نقره
15:20
یکی از دو منتقد در شورای قرارداد غایب است
15:24
تا اینکه بخورد یا خورده شود
15:27
استعاره ای از ظهور عدالت
15:29
تا زمانی که گل بزند
15:31
یعنی تا زمانی که حفظ شود و حفظ شود
15:34
گفته شد که شاید حدس بزند
15:36
معرفی زاء به رع
15:39
یعنی زمزمه می کند
15:41
یکی از فواید صحبت کردن
15:45
از صحبت کردن سود ببرید
15:47
صلح در چیزی که در دست مردم نیست جایز است
15:51
در صورتی که در اکثر موارد زمانی که ضرب الاجل فرا می رسد وجود آن ایمن است
15:56
به او بگویید چه گفته تا حدس بزند
15:59
در نظر گرفتن حق فقرا بر مالی که زکات آن تعلق می گیرد
16:06
کتاب حق تقدم
16:09
حق تقدم
16:10
درخواست گنجاندن یک مکان خریداری شده در ملک الشفیع
16:14
به خاطر شرکت یا محله
16:19
باب تقدیم حق شفعه به صاحب آن قبل از بیع
16:24
از عمر بن الشرید می گوید:
16:27
بر سعد بن ابی وقاص توقف کردم
16:30
سپس المسوار بن مخرمه آمد
16:32
دستش را روی یکی از شانه هایم گذاشت
16:36
هنگامی که ابو رافع، خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد
16:41
و او گفت
16:42
ای سعد
16:43
خانه ام را در خانه ات از من بخر
16:47
سعد گفت
16:48
قسم می خورم که نخریدم
16:51
المسوار گفت
16:53
به خدا آنها را خواهید خرید
16:56
سعد گفت
16:58
به خدا بیش از چهار هزار قطعه نجومی و بریده به تو نمی دهم
17:04
ابو رافع گفت
17:06
با آن پانصد دینار به من دادند
17:10
آیا از پیامبر صلی الله علیه و آله نشنیده بودم که می فرمود
17:15
همسایه حق بیشتری دارد که او را تنبیه کند
17:18
در یک رمان
17:19
با تفش
17:20
چهار هزار به تو ندادم
17:24
در یک رمان
17:25
چهارصد
17:27
در هر دو مکان
17:29
پانصد دینار به او دادم
17:32
پس آن را به او داد
17:36
نظر در حدیث
17:39
از من بخر
17:40
یعنی از من خرید کن
17:42
خانه من در خانه شماست
17:45
یعنی دو خانه در خانه شما
17:48
من آنها را نمی خرم
17:50
یعنی چیزی که خریدم
17:52
من بیشتر از این به شما نمی دهم
17:54
یعنی افزایشی به شما نمی دهم
17:56
ستاره شناس
17:58
یعنی در زمان های مشخص و متوالی قیمت را به او می دهد
18:02
یا خرد شده
18:04
یعنی به تعویق افتاد
18:05
کم کم می دهد
18:08
همسایه حق بیشتری دارد که او را تنبیه کند
18:11
السقاب
18:12
یعنی نزدیکی
18:13
و منظور چیست
18:14
همسایه حق خرید ملک شریک خود را دارد
18:17
یا همسایه نزدیک ملکش
18:20
یا آنچه رایج بود
18:23
یکی از فواید صحبت کردن
18:27
از صحبت کردن سود ببرید
18:29
اثبات حق شفعه برای همسایه
18:31
مطلوب است که شریک پیشنهاد فروش شریک خود را بدهد
18:35
برای شفعه او قبل از صدور بیع
18:38
در حدیث، فروش اقساطی جایز است
18:42
حدیث دلالت بر مدارا در خرید و فروش دارد
18:46
این یکی از اصیل ترین اخلاق است
18:49
زیرا ابو رافعی رضی الله عنه
18:51
آن را به سعد رضی الله عنه فروخت
18:54
کمتر از آنچه دیگران به او دادند
18:57
امر خیرخواهی و سخاوت است
19:00
دربرگیرنده رهنمودهایی برای قطع اسباب درگیری و دشمنی بین مردم است
19:07
درب
19:08
که نزدیک ترین محله است
19:11
قال عایشه رضی الله عنها
19:15
عرض کردم یا رسول الله
19:17
من دو همسایه دارم
19:19
به کدام یک هدیه بدهم؟
19:22
او گفت
19:23
به نزدیک ترین فرد، بابا
19:27
نظر در حدیث
19:30
محله
19:31
یعنی همسایه ها
19:33
به نزدیک ترین فرد، بابا
19:36
دستور داد هدیه را به هر که نزدیک در خانه او بود بدهند
19:40
چون به آنچه وارد خانه همسایه می شود و از آن بیرون می آید نگاه می کند
19:45
اگر او آن را ببیند
19:46
من دوست دارم در آن شرکت کنم
19:49
یکی از فواید صحبت کردن
19:53
از صحبت کردن سود ببرید
19:55
همسایه به دلیل نزدیکی به همسایه، سزاوارتر به نیکی و یاری است
20:00
توصیه می شود با ارسال چیزی همسایه ها را بررسی کنید
20:05
این پیشدستی یک همسایه نزدیک را ثابت می کند
20:09
و آن زمانی است که حقوق با هم رقابت می کنند
20:12
ارائه اولین ها
20:17
کتاب اجاره
20:20
اجاره
20:21
قراردادی برای منفعت معلوم
20:23
یا یک عمل شناخته شده
20:25
پشه شناخته شده
20:29
درب
20:30
یه مرد خوب استخدام کن
20:33
از ابوموسی رضی الله عنه گفت
20:37
بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدم
20:40
من و دو مرد از مردمم
20:43
یکی از آن دو مرد گفت
20:45
فرمان ما ای رسول خدا
20:48
دیگری گفت مثلا
20:50
در یک رمان
20:52
پس گفتم
20:53
من نمی دانستم که آنها درخواست کار می کنند
20:57
و او گفت
20:58
ما این را به کسی که از او خواسته است نمی دهیم
21:01
و نه کسی که به آن اهمیت می دهد
21:04
در یک رمان
21:06
من نمی خواهم
21:07
یا کسی را که بخواهد کار ما را انجام دهد استخدام نمی کنیم
21:12
نظر در حدیث
21:15
از مردم من
21:16
هر یک از اشعریان
21:19
فرمان ما
21:20
هرگونه درخواست دستوری
21:22
ما به این مهم نیستیم
21:24
یعنی ما این کار را نمی کنیم
21:27
چه کسی از او پرسید؟
21:29
هر کس که آن را درخواست کرد
21:31
و نه کسی که به آن اهمیت می دهد
21:33
از آنجایی که تقاضا برای نیروی کار نشان دهنده اشتیاق است
21:37
آدم باید مواظب باشه که مراقبش نباشه
21:41
یکی از فواید صحبت کردن
21:44
از صحبت کردن سود ببرید
21:46
هر که مشتاق ولایت باشد به او داده نمی شود
21:50
اشتیاق، دستاویز طمع و فساد است
21:53
این شامل پرسشگر دقیق می شود
21:56
امارت به او سپرده شده و در آن یاری نمی شود
22:00
ولايت دادن به هر كه بخواهد جايز است
22:04
صلاحیت و حسن نیت ارائه شده است
22:06
با وضعیت صاف
22:11
باب چرای گوسفندان در قرائت
22:15
از ابوهریره رضی الله عنه
22:17
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
22:21
خداوند پیامبری را نفرستاد مگر برای گله گوسفندان
22:26
و یارانش گفتند
22:27
و تو
22:29
و او گفت بله
22:30
من او را با قیراط برای مردم مکه کفالت می کردم
22:35
نظر در حدیث
22:39
روی قیراط
22:41
قیراط
22:42
یک بیست و چهارم دینار است
22:46
و گفته شد
22:47
القرائت در مکه قرار دارد
22:51
یکی از فواید صحبت کردن
22:55
از صحبت کردن سود ببرید
22:57
قانونی بودن چرای پرداختی
22:59
این حدیث حاوی انذار به فروتنی و دوری از تکبر است
23:04
حتی اگر به بالاترین مراتب دنیوی برسد
23:08
در آن حکمت در گله داری گوسفندان نهفته است
23:11
خود را به صبر و مدیریت امور عادت دهید
23:17
فصل کارگر اجیر در تهاجم
23:20
از یعل بن امیه رضی الله عنه می فرماید:
23:24
من با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در جنگ تبوک جنگیدم.
23:29
پس از بکر حامله شد
23:32
این کار من است که به من نزدیک است
23:35
بنابراین من یک کارگر استخدام کردم
23:37
پس با مردی جنگید
23:39
یکی از آنها دیگری را گاز گرفت
23:41
دستش را از دهانش بیرون کشید
23:44
در روایت انگشت او در دو جا
23:48
تاشو برداشت
23:50
او در رمان، چین خود را کمیاب کرد
23:54
پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
23:57
پس هدر داد
23:59
و او گفت
24:00
آیا او دستش را به سمت شما هل می دهد و شما مثل نیش اسب نر آن را گاز می گیرید؟
24:06
نظر در حدیث
24:09
باکره
24:11
باکره پسر جوانی از شتر است
24:14
من کارم را در درون خودم مستند می کنم
24:16
یعنی اعمال من عاقلانه ترین و قوی ترین در درون خودم است
24:20
پس دستش را گرفت
24:22
یعنی جذبش کن
24:24
دهان دارد
24:26
تاشو برداشت
24:28
یعنی جلوی دندان هایش را از دست داده است
24:31
پس هدر داد
24:32
یعنی ولش کن
24:34
بنابراین او آن را گاز می گیرد
24:36
گاز گرفتن یعنی خوردن با لبه دندان
24:40
اسب نر
24:41
نر شتر و دامهای دیگر است
24:45
یکی از فواید صحبت کردن
24:49
از صحبت کردن سود ببرید
24:51
اگر مردی در آن شک و شبهه نداشته باشد، ذکر حسناتش جایز است
24:56
بیان می کند که استخدام کارگر برای خدمت و کفایت لوازم کار در تهاجم و موارد دیگر یکی است.
25:04
در مورد جنگیدن، او پاداش آن را ندارد
25:07
زیرا هر مسلمانی باید بجنگد تا کلام خداوند متعال باشد
25:15
باب آنچه در رقیه برای اعراب زنده بر اساس فاتحه کتاب آمده است
25:22
از ابوسعید رضی الله عنه گفت
25:25
گروهی از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله عازم سفر شدند
25:32
تا اینکه در محله ای عرب نشین فرود آمدند
25:36
بنابراین آنها را میزبانی کردند
25:38
آنها از اضافه کردن آنها خودداری کردند
25:41
و ارباب آن محله نیش خورد
25:43
آنها همه چیز را برای او امتحان کردند، اما هیچ سودی برای او نداشت
25:48
برخی از آنها گفتند
25:50
اگر به سراغ این افراد که فرود آمدند
25:54
شاید برخی از آنها چیزی داشته باشند
25:57
نزد آنها آمدند و گفتند
26:00
ای هور!
26:01
استاد ما گزیده شده است
26:04
ما هر کاری را برای او انجام دادیم که به نفعش نبود
26:08
آیا کسی از شما چیزی دارید؟
26:11
در یک رمان
26:12
سپس خدمتکاری آمد و گفت:
26:15
ارباب محله سالم است
26:18
و اگر او را بیگانه کنیم غیب می شود
26:20
آیا هیچ کدام از شما با کلاس هستید؟
26:23
برخی از آنها گفتند
26:25
بله
26:26
به خدا من ترفیع می گیرم
26:28
اما به خدا ما میزبان شما بودیم اما شما میزبان ما نشدید
26:33
من برای تو نمی درخشم
26:35
تا بتوانید به ما کمک کنید
26:38
با آنها بر سر گله گوسفندان صلح کردند
26:42
در یک رمان
26:44
سپس مردی که ما او را نمی شناختیم با او آمد
26:49
او را جدا کرد و شفا یافت
26:51
پس برای او سی گوسفند سفارش داد
26:53
به ما شیر داد تا بنوشیم
26:56
بنابراین شروع به تف کردن روی او کرد
26:58
و او می خواند
26:59
الحمدلله پروردگار جهانیان است
27:03
انگار از سر بند فعال است
27:05
بنابراین او بدون هیچ چیز در دل شروع به راه رفتن کرد
27:09
او گفت
27:10
پس آنچه را که توافق کردند به آنها پرداخت کردند
27:14
برخی از آنها گفتند
27:16
قسم بخور
27:17
اونی که رفت گفت
27:19
تا پیامبر صلی الله علیه و آله را نیاوردیم این کار را نکنید
27:24
بنابراین ما آنچه را که اتفاق افتاده است به او یادآوری می کنیم
27:26
پس خواهیم دید که او به ما چه دستور می دهد
27:29
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و آن را ذکر کردند
27:34
و او گفت
27:36
و نمی دانی که آن رقیه است
27:39
سپس گفت
27:40
شما مجروح شده اید
27:42
قسم بخور
27:43
در یک رمان
27:45
آن را بگیرید
27:46
و با خودت تیری به من بزن
27:49
رسول خدا صلی الله علیه و آله خندید
27:54
نظر در حدیث
27:58
رقیه
27:59
این هر کلمه ای است که می تواند برای التیام درد، ترس، شیطان یا جادو استفاده شود
28:06
فرار کن
28:07
آنها گروهی از مردان بین سه تا ده هستند
28:12
بنابراین آنها را میزبانی کردند
28:13
یعنی از آنها پذیرایی خواستند
28:16
آنها امتناع کردند
28:17
یعنی خودداری کنید
28:19
نیش زد
28:20
یعنی نیش عقرب
28:23
پس از او پرسیدند
28:24
یعنی برایش معالجه کردند
28:26
هیچ فایده ای برای او ندارد
28:28
هیچ کدام از داروها و او درمان نشد
28:31
راحت
28:32
یعنی گروهی از مردان
28:35
ساختن
28:36
هزینه ای برای این کار وجود ندارد
28:39
با آنها آشتی کردند
28:40
یعنی با آنها هم عقیده بودند و هم عقیده بودند
28:44
روی گله گوسفند
28:46
هر گروه گوسفند
28:48
آنها بر سر سی گوسفند توافق کردند
28:51
تف می کند
28:52
پاشیدن
28:54
کمی تف با آن باد کنید
28:57
فعال از هدبند
28:59
هر راه حلی را فعال کنید
29:01
و سربند
29:02
طنابی است که بازوی حیوان را با آن می بندند
29:05
منظور بهبودی سریع است
29:08
قلب
29:09
یعنی می گویند
29:11
پس بهشون پس بده
29:13
یعنی دستمزدشان را کامل دادند
29:16
قسم بخور
29:17
یعنی به هر کدام یک سهم بدهید
29:20
اونی که رفت گفت
29:22
او ابوسعید خدری رضی الله عنه است
29:26
شما مجروح شده اید
29:27
یعنی در رقیه
29:29
و با خودت تیری به من بزن
29:32
یعنی سهمی از آن به من بدهید
29:35
یکی از فواید صحبت کردن
29:39
از صحبت کردن سود ببرید
29:41
رقیه با چیزی از کتاب خدای متعال جایز است
29:45
با برخی از دعاهای معروف همراه است
29:49
خواندن سوره فاتحه مستحب است
29:52
برای افراد خسیس و بیمار و ناتوان
29:55
چون در سوره فاتحه شفا هست
29:59
در آن استفاده از رقیه برای تف کردن و دمیدن در هنگام خواندن تجویز شده است
30:04
ثواب رقیه با فاتحه جایز است
30:08
اختلاف نظر وجود دارد
30:10
گرفتن اجرت برای کار معین جایز است
30:14
پذیرایی از اهل بیابان جایز است
30:18
و نزد آنان فرود آمد و آنچه را که دارند به عنوان مهمان نوازی طلب کرد
30:23
ملاقات با کسى که در مقابل حسناتش از کار نیک خوددارى مى کند، جایز است
30:29
چنان که صحابه آن را از ترک رقیه ساخت
30:32
در پاسخ، کسانی که از مهمان نوازی خودداری می کنند
30:37
شرکت در هبه در صورت معلوم بودن اصل آن جایز است
30:42
تصرف در چیزی که به ظاهر مباح است جایز است
30:46
و اگر در آن شبهه ای وجود دارد از دفع آن خودداری کنید
30:51
عظمت قرآن را در دل اصحاب رضی الله عنه بیان می کند.
30:57
شامل این اعتقاد است که رزق و روزی که به کسی اختصاص داده شده از قلم نخواهد افتاد
31:02
و کسى که توان دارد او را از این کار بازدارد، ناامید نشود
31:06
مشروعیت اجتهاد را در مواقعی که متن مفقود است در بر دارد
31:10
شامل مشروعیت مصرف دارو و درخواست دارو می شود