از مجموعهٔ صحیح البخاری · درس 49 از 90

خلاصه صحیح البخاری | قسمت (49) | ادامه بابهای مختصر نماز سپس کتاب جنازه

◉ 0 بازدید ⏱ 25:38 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 یک مرکز سود
0:06 برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09 او ارائه می دهد
0:10 خلاصه صحیح البخاری
0:16 باب: جواز چرخیدن حیوان در نماز
0:21 به روایت الازرق بن قیس گفت:
0:25 ما در اهواز بودیم که با حروریه می جنگیدیم
0:29 در حالی که در لبه رودخانه بودیم
0:32 اگر مرد نماز می خواند
0:34 و اینک حیوان خود را در دست خود مهار کرد
0:37 بنابراین حیوان شروع به درگیری با او کرد
0:40 و شروع کرد به دنبالش
0:42 او ابوبرزا اسلمی است
0:44 سپس مردی از خوارج گفت:
0:48 خدایا با این شیخ چنین کن
0:51 پس شیخ به چه کسی عزل کرد؟
0:53 او گفت
0:54 شنیدم چی گفتی
0:57 در یک رمان
0:58 از زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را ترک کردم، هیچکس با من بدرفتاری نکرده است
1:04 شش جنگ با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم انجام دادم
1:10 یا هفت هجوم و هشت
1:13 من شاهد تسهیل گری او بودم
1:15 در یک رمان
1:17 خانه من سست است
1:19 اگر دعا کردم و او را ترک کردم
1:21 تا شب پیش خانواده ام نیامدم
1:24 اگر قرار بود با حیوانم برگردم
1:28 من آن را بیشتر از اینکه بگذارم او به جایی که بود برگردد دوست دارم
1:33 برای من سخت است
1:35 پرواز در بحث
1:39 باب: پس حیوان در نماز فرار می کند
1:42 خلاص شدن از چیزی ناگهانی به معنای خلاص شدن از چیزی است
1:46 در اهواز
1:48 شهری است بین بصره و فارس
1:51 حروریه
1:53 گروهی از خوارج است
1:55 به نام روستای حروراء در کوفه نامگذاری شده است
1:59 روی صخره رودخانه
2:01 هر ساحل رودخانه ای که آب از آن ناپدید شده باشد
2:04 تعارض، یعنی تعارض
2:07 آن را دنبال می کند، یعنی آن را دنبال می کند
2:10 ابوبرزا
2:12 نام او ندله بن عبید رضی الله عنه است
2:17 خدایا این شیخ را بکن
2:20 براش دعا کن
2:22 من شاهد تسهیل گری او بودم
2:24 یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله امت خود را تسهیل کرد
2:28 با حیوانم چک کنم
2:31 یعنی با او برمی گردم
2:33 رها کن یعنی رها کن
2:36 به خانه اش
2:38 یعنی به جایی که با آن آشنا هستید
2:40 برای ایستادن، استراحت، تغذیه و شب گذرانی
2:44 برای من سخت است
2:46 یعنی انجام این کار برایم سخت خواهد بود
2:49 چه بلایی سرم اومده؟
2:51 خشونت سرزنش، سرزنش و سرزنش است
2:55 خانه من سست است
2:58 یعنی خیلی دور
2:59 یکی از فواید صحبت کردن
3:02 از صحبت کردن سود ببرید
3:05 کار ساده نماز را باطل نمی کند
3:08 حدیث دلالت بر حجیت عقیده صحابه دارد
3:13 شرحی از بد اخلاقی خوارج دارد
3:17 بیانگر این است که صحابه بهترین دانای این امت هستند
3:21 یعنی سختی آسانی می آورد
3:25 انسان باید مراقب باشد که چه چیزی برای او مفید است
3:29 از عایشه گفت:
3:33 خورشید گرفتار شد
3:35 پس پیامبر صلی الله علیه و آله برخاست
3:38 پس سوره ای طولانی خواند
3:41 سپس تعظیم کرد و آن را طولانی کرد
3:43 سپس سرش را بالا گرفت
3:45 سپس با یک سوره دیگر شروع کنید
3:48 سپس زانو زد تا آن را تمام کرد و به سجده رفت
3:52 سپس او این کار را در یک ثانیه انجام داد
3:55 سپس گفت
3:56 آنها دو نشانه خداوند هستند
4:00 اگر شما آن را ببینید
4:02 دعا کنید تا رها شوید
4:05 من در موقعیت خود دیدم که این همه چیزی است که قول داده بودم
4:10 حتی دیدم می خواهم تکه ای از بهشت را بگیرم
4:15 وقتی منو دیدی جلو رفتم
4:19 من جهنم را دیده ام که یکدیگر را نابود می کنند
4:23 وقتی منو دیدی دیر اومدم
4:26 و عمر بن لهی را در آنجا دیدم
4:29 در رمان کشیدن نی
4:32 اوست که آلودگی ها را ترک کرد
4:35 نظر در حدیث
4:39 خورشید گرفتگی
4:41 کسوف یک پدیده کیهانی شناخته شده است
4:45 آنها دو نشانه خداوند هستند
4:48 یعنی خورشید و ماه
4:50 اگر شما آن را ببینید
4:53 یعنی ماه گرفتگی
4:55 تا زمانی که آزاد نشوید
4:57 یعنی تا زمانی که کسوف از بین برود
4:59 برداشت
5:01 چیدن خوشه های انگور
5:04 یکدیگر را نابود کنند
5:06 یعنی همدیگر را می شکنند
5:09 می گفتند آتش را الخطمه می گفتند
5:12 چون مقداری از آنها را می خورند
5:15 عمده را رها کنید
5:17 الصوائب نعمتی است که برای خدایان خود به جا گذاشتند
5:21 سنگینی کمرشان نمی تواند تحمل کند
5:24 و او را رها کردند تا چرا کند
5:26 غذا یا آب را دریغ نکنید
5:29 نی می کشد
5:31 نی به معنای روده است
5:34 یکی از فواید صحبت کردن
5:37 در حدیث، شرح دعای خسوف بیان شده است
5:41 دو رکعت است
5:43 در هر رکعت دو رکوع است
5:45 و خواندن طولانی
5:47 برای کسانی که می گویند نماز مستحب است، دلیل دارد
5:51 وقتی هر معجزه بزرگی رخ می دهد
5:54 مثل زلزله
5:56 موعظه ی امام برای مردم جایز است
5:59 بر آیات و امر به عمل صالح
6:02 و در آن بهشت و جهنم است
6:05 دو موجود وجود دارد
6:07 توضیح می دهد که انگور از میوه های بهشتی است
6:11 این حدیث حاوی هشداری نسبت به اعمال دوران جاهلیت است
6:15 هشدار از وقف کار به غیر از خداوند متعال
6:19 فصل: در نماز سلام بر نمی گردد
6:25 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
6:30 رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا برای حاجت خدا فرستاد
6:35 پس راه افتادم
6:38 بعد برگشتم و تمومش کردم
6:41 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم
6:44 پس به او سلام کردم
6:46 او جواب من را نداد
6:48 به دلم نشست که خدا بهتر می داند
6:52 پس با خودم گفتم
6:54 شاید رسول خدا صلی الله علیه و آله علی را یافته است
6:58 سرعتش را کم کردم
7:01 سپس به او سلام کردم
7:03 او جواب من را نداد
7:05 بیشتر از بار اول به قلبم ضربه زد
7:09 سپس به او سلام کردم
7:11 او به من پاسخ داد
7:13 فرمود: مرا از اجابت تو باز داشت
7:17 داشتم دعا میکردم
7:19 او بر کوه خود، رو به سوی غیر از قبله بود
7:25 نظر در حدیث
7:28 به دلم افتاد
7:30 هیچی از غم نیست
7:32 علی پیدا شد
7:33 از من عصبانی نیست
7:35 سرعتم را روی او کم کردم
7:37 یعنی دیر رسیدم
7:39 او بر کوه خود، رو به سوی غیر از قبله بود
7:43 این در یک نماز اختیاری بود
7:46 یکی از فواید صحبت کردن
7:51 از صحبت کردن سود ببرید
7:53 تشویق دوستان به دنبال برآوردن نیازهای یکدیگر
7:58 و اگر اتفاقی در دنیا بیفتد که باعث غم و اندوه شود
8:02 او حق دارد دلیل خود را برای آن نشان دهد
8:06 شامل جواز اقامه نماز اختیاری در وسیله نقلیه رو به قبله است.
8:11 حدیث دلالت دارد بر اینکه سلام بر نمازگزار مکروه است
8:15 سخن گفتن در نماز را برای اهدافی غیر از مصلحت آن منع می کند
8:20 شدت محبت صحابه به پیامبر صلی الله علیه و آله را بیان می کند.
8:26 و ترس آنها از این که چیزی از آنها بیاید که او را خشمگین کند
8:34 باب الخسری در نماز
8:37 از ابوهریره رضی الله عنه گفت
8:40 پیامبر صلی الله علیه و آله مرد را از نماز مختصر نهی کرد
8:46 نظر در حدیث
8:49 مرد حاکم برای زن و مرد عام است
8:55 مرد اشاره کرد که اکثریت بیرون آمدند
8:58 مختصر
9:00 کمر آن است که هنگام نماز دست بر کمر بگذارد
9:05 یکی از فواید صحبت کردن
9:09 از حدیث می توان نتیجه گرفت که صیغه های نماز معلق است
9:14 کوتاه کردن نماز را نهی می کند
9:17 باب: مرد در نماز به چیزی فکر می کند
9:24 از ابوهریره می‌گوید:
9:26 مردم درباره ابوهریره بیشتر می گویند
9:30 پس مردی را دیدم و گفتم:
9:33 آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دیروز در تاریکی خواند
9:38 گفت نمی دانم
9:41 گفتم: تو شاهد نبودی.
9:44 گفت بله
9:46 گفتم اما می دانم
9:49 سوره فلان را تلاوت کرد
9:52 نظر در حدیث
9:55 باب: مرد در نماز به چیزی فکر می کند
9:59 اندیشیدن امری متداول است که در نماز و هیچ چیز دیگری نمی توان از آن اجتناب کرد
10:05 وقتی خداوند مشکلات را راهی برای انسان قرار داد
10:09 اما اگر در امر اخروی دینی باشد
10:13 سبکتر از آن است که در امر دنیوی باشد
10:17 بیشتر ابوهریره
10:20 یعنی بیشتر از حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله
10:24 در تاریکی
10:26 یعنی شام آخرت
10:28 یکی از فواید صحبت کردن
10:31 از صحبت کردن سود ببرید
10:35 تشویق به فروتنی و کشاندن دل و ذهن به نماز
10:39 شرح فضیلت ابوهریره رضی الله عنه در آن آمده است
10:43 و او راوی اسلام است
10:45 با تسلط و شدت کنترل
10:48 حدیث دلالت بر آن حضور قلب و تدبر دارد
10:52 راهی به سوی دانش و کنترل
10:55 اطلاق تاریکی به نماز عصر جایز است
10:59 شامل جواز سخن گفتن از نعمت هایی است که خداوند متعال به زنان ارزانی داشته است
11:04 مگر اینکه از تکبر و تکبر بترسد
11:07 دفاع از اتهام با دلیل جایز است
11:10 حدیث بر اهمیت نماز جماعت دلالت دارد
11:15 باب: هرگاه نماز بخواند
11:20 با دستش اشاره کرد و گوش داد
11:24 در مورد کرپ
11:25 آن ابن عباس و المصوار بن مخرمه
11:28 و عبدالرحمن بن ازهر رضی الله عنهم
11:32 برای عایشه رضی الله عنها فرستادند
11:36 گفتند: درود بر او را از همه ما بخوان
11:40 دو رکعت بعد از نماز عصر را از او بپرس
11:44 و بهش بگو
11:46 در مورد تو به ما گفته شد که با حرص و ولع نماز می خوانی
11:50 فهمیدیم که پیامبر صلی الله علیه و آله از آن نهی کرده است
11:55 ابن عباس گفت
11:57 من با عمر بن الخطاب در مورد او مردم را کتک می زدم
12:01 کرپ گفت
12:03 پس نزد عایشه رضی الله عنها رفت
12:07 پس او را از آنچه برایم فرستادند آگاه کردم
12:10 و او گفت
12:11 از ام سلمه بپرس
12:13 بنابراین من به سمت آنها رفتم
12:15 بنابراین او آنچه را که گفت به آنها گفت
12:17 مرا نزد ام سلمه برگرداندند
12:20 همانطور که مرا نزد عایشه فرستادند
12:23 ام سلمه رضی الله عنه گفت
12:26 شنیدم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از آن نهی می کرد
12:31 بعد دیدم وقتی نماز عصر را می خواند، آنها را می خواند
12:35 سپس وارد شد و من چند زن از بنی حرم از انصار داشتم
12:41 پس کنیز را نزد او فرستاد
12:43 پس گفتم
12:45 با او بمان و به او بگو
12:47 ام سلمه به شما می گوید
12:49 ای رسول خدا
12:51 شنیدم که شما آن را نهی می کنید انجیر
12:54 و تو را می بینم که آنها را دعا می کنی
12:56 اگر با دست اشاره کند
12:58 پس برای او دیر بمان
13:00 پس دختر این کار را کرد
13:02 با دستش اشاره کرد
13:04 بنابراین من برای او دیر آمدم
13:06 وقتی پیروز شد گفت:
13:08 ای دختر پدرم امیه
13:10 از دو رکعت بعد از نماز عصر پرسیدم
13:13 عده ای از عبدالقیس نزد من آمدند
13:17 پس مرا از دو رکعت بعد از ظهر منحرف کردند
13:21 آنها اینجا هستند
13:24 نظر در حدیث
13:27 من با عمر بن الخطاب از طرف آنها مردم را کتک می زدم
13:32 از کتک زدن
13:34 گفته شد که با صیغه ی برجسته تری نقل شده است
13:37 منع می کند
13:39 یعنی بعد از نماز عصر حرام است
13:43 پس برایش فرستادم
13:45 یعنی به پیامبر صلی الله علیه و آله
13:48 فعلی
13:50 او نام او را نمی داند
13:52 پس دیر بمان
13:54 یعنی ولش کن
13:56 پس دختر این کار را کرد
13:58 یعنی گفت یا رسول الله
14:00 چنان با او صحبت کرد که ام سلمه رضی الله عنه او را به این امر راهنمایی کرده بود
14:05 با دستش اشاره کرد
14:07 یعنی به او دستور می دهد که درنگ کند و منتظر بماند
14:10 بنابراین من برای او دیر آمدم
14:12 یعنی منتظر ماند
14:14 وقتی رفت
14:16 هیچ کدام از نماز
14:18 ای دختر پدرم امیه
14:20 ابو امیه پدر ام سلمه رضی الله عنه
14:25 یکی از فواید صحبت کردن
14:28 در حدیث، سؤال کلید علم است
14:32 و از هر که سؤال شود داناست
14:34 من به کسی که از او داناتر به موضوع است توصیه می کنم
14:37 حاوی شرحی از علم صحابه رضی الله عنهم است
14:41 به خاطر مقام مادران مؤمنان رضی الله عنه
14:46 در حدیث، حرکت نمازگزار با دست و مانند آن، عمل سبکی است
14:51 نماز باطل نمی شود
14:53 در آن خبر مرد و زن پذیرفته می شود
14:57 با قابلیت اطمینان از شنوایی
15:00 در حديث، تابع و شاگرد لطف كردند كه از وضعيت جهان بپرسند
15:06 حدیث دلالت بر هوش ام سلمه رضی الله عنه دارد
15:11 و علاقه او به دین
15:14 شامل تکریم میهمان می شود
15:16 ام سلمه رضی الله عنه به هیچ یک از زنانی که با آنها بودیم امر نکرد
15:23 عیادت زن با زن جایز است هر چند شوهرش نزد او باشد
15:29 در حديث، اشكال ندارد كه خود را با كنيه ذكر كند
15:34 اگر فقط از آن خبر داشت
15:36 و اگر منافع و رسالت برملا شود
15:40 او با مهمترین آنها شروع کرد
15:42 مردم را به خواندن نمازهای اختیاری تشویق می کند
15:46 قضا مستحب است
15:53 کتاب تشییع جنازه
15:55 فصل تشییع جنازه
15:59 و آخرین سخنش این بود: لا اله الا الله
16:05 از ابوذر که در روایتی می گوید:
16:09 نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم
16:12 او یک لباس سفید پوشیده است
16:14 در حالی که او خواب است
16:16 بعد اومدم سمتش و بیدار شد
16:19 من با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حرات مدینه برای صرف شام قدم می زدم.
16:25 در یک رمان
16:28 یک شب بیرون رفتم
16:30 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به تنهایی قدم می زد
16:35 و هیچ انسانی با او نیست
16:37 او گفت
16:39 فکر می کردم از اینکه کسی با او راه برود متنفر است
16:43 او گفت
16:44 بنابراین شروع کردم به قدم زدن در سایه ماه
16:46 برگشت و مرا دید
16:48 و او گفت
16:49 این کیه؟
16:51 کسی به ما سلام نکرد
16:53 و او گفت
16:54 ای اباذر
16:56 من دوست ندارم کسی پیش من می رود
16:59 یکی سه شب پیش من می آید
17:02 من این آتش را دارم
17:04 جز اینکه آن را بدهکار می کنم
17:07 جز اینکه در مورد بندگان خدا می گویم
17:10 این طرف، این طرف، این طرف
17:13 دستش را به ما نشان داد
17:15 سپس گفت
17:17 ای اباذر
17:18 گفتم: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم
17:22 او گفت
17:23 بیشترین تعداد کمی هستند
17:26 مگر کسانی که چنین و چنان می گویند
17:30 در یک رمان
17:31 مگر کسانی که خدا به آنها خیر داده است
17:34 پس راست و چپ خود را در آن دمید
17:37 و بین دستانش و پشت سرش
17:40 و او در آن کار خوبی کرد
17:42 بعد به من گفت
17:44 ای اباذر جایت را رها نکن
17:47 تا من برگردم
17:49 پس به راه افتاد تا اینکه از من ناپدید شد
17:53 پس صدایی شنیدم
17:55 ترسیدم پیشکشی به رسول خدا صلی الله علیه و آله باشد
18:00 پس من می خواستم بروم
18:02 سپس سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله را ذکر کردم
18:07 ترک نکن
18:09 پس من ماندم
18:10 عرض کردم یا رسول الله
18:12 صدایی شنیدم
18:14 می ترسیدم این یک پیشنهاد به شما باشد
18:17 بعد به آنچه گفتی اشاره کردی
18:19 بنابراین من ایستادم
18:20 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
18:23 آن جبرئیل است
18:25 نزد من آمد و به من گفت: هر که از امت من بمیرد، چیزی را شریک خدا قرار نمی دهد
18:31 وارد بهشت شد
18:33 در یک رمان
18:35 هیچ بنده ای نگفت خدایی جز خدا نیست
18:39 سپس بر روی آن درگذشت
18:41 مگر اینکه وارد بهشت شود
18:43 عرض کردم یا رسول الله
18:45 حتی اگر زنا کند، حتی اگر دزدی کند
18:47 او گفت
18:50 حتی اگر زنا کند، حتی اگر دزدی کند
18:52 در یک رمان
18:54 گفتم حتی اگر زنا کند، حتی اگر دزدی کند
18:56 او گفت
18:58 حتی اگر زنا کند، حتی اگر دزدی کند
19:00 گفتم حتی اگر زنا کند، حتی اگر دزدی کند
19:02 او گفت
19:04 حتی اگر زنا کند، حتی اگر دزدی کند
19:06 با اینکه افتی در پدرم هست
19:08 و در یک رمان
19:10 بله، حتی اگر الکل مصرف کند
19:12 حتی اگر مشروب بخورد
19:15 نظر در حدیث
19:17 شهر آزاد
19:20 زمین خارج از شهر است
19:22 سنگ های سیاه زیادی در آن وجود دارد
19:24 مشاهده می کنم
19:26 یعنی او را برای دین آماده کنید
19:28 در بندگان خدا
19:30 یعنی مبادله در آنها
19:32 و خرج کردن برای آنها
19:34 در اینجا شما بروید
19:36 یعنی مصمم به اطاعت از شما هستم
19:38 بعد از اقامت بمان
19:40 و جواب پس از جواب
19:42 و من از شما خوشحالم
19:44 یعنی از اطاعت شما خوشحالم
19:46 شادی پس از شادی
19:48 اکثر آنها
19:50 یعنی از نظر پول
19:52 آنها کمترین هستند
19:54 یعنی از نظر ثواب
19:56 جای تو
19:58 یعنی همان جایی که هستید بمانید
20:00 ترک نکن
20:02 یعنی محل را ترک نکنید یا از آن دور نشوید
20:04 می ترسیدم یک پیشنهاد باشد
20:06 یعنی می ترسیدم اینطور شود
20:08 شخصی بر او ظاهر شد
20:10 یا آفتی به او اصابت کرد
20:12 پس من ماندم
20:14 یعنی من سر جای خودم ماندم
20:16 در سایه ماه
20:18 یعنی در جایی که ماه نیست
20:20 نوری در آن هست تا خودش را پنهان کند
20:22 اما او به راه رفتن ادامه داد
20:24 به احتمال زیاد اتفاق می افتد
20:26 به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
20:28 چیزی و خواهد شد
20:30 نزدیک به او
20:32 بعد به آنچه گفتی اشاره کردی
20:34 یعنی ترک نکن
20:36 پس ایستادم و همان جا ماندم
20:38 یکی از فواید صحبت کردن
20:40 در حدیثی که دنیا
20:43 در دست پیامبر بود
20:45 خدا رحمتش کند و درود فرستد
20:47 نه در دلش
20:49 و در آنجا پول است
20:51 درود بر کسی که می بخشد
20:53 حقوق مربوط به آن
20:55 در حدیث اشاره شده است
20:57 برای زهد و کوچک شمردن دنیا
20:59 حاوی یک بیانیه است
21:01 فضیلت انفاق فی سبیل الله
21:03 قادر متعال
21:05 حاوی بیانیه ای از عشق شدید است
21:07 خداوند از ایشان نزد پیامبر راضی باشد
21:09 خدا رحمتش کند و درود فرستد
21:11 و ترس آنها از او
21:13 خدا رحمتش کند و درود فرستد
21:15 که اتفاق بدی به او می رسد
21:17 ارسال الزامی است
21:19 فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
21:21 روی افکار روح
21:23 و اختلافات آن
21:25 در حدیث اشاره شده است
21:27 کسانی که مرتکب گناهان کبیره می شوند یکتاپرست هستند
21:29 آنها را با آتش نبرید
21:31 و اگر وارد آن شدند
21:33 از آن خارج شوید
21:35 از عبدالله رضی الله عنه
21:39 او گفت
21:41 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
21:43 هر کس بمیرد برای خدا شرک می آورد
21:45 یه چیزی
21:47 وارد آتش شد
21:49 و من گفتم
21:51 هر که بمیرد چیزی را شریک خدا قرار نمی دهد
21:53 چیزی وارد شد
21:55 بهشت
21:58 نظر در حدیث
22:00 و من گفتم
22:02 یعنی ابن مسعود رضی الله عنه
22:04 و مقاله او
22:06 یا از گفته های او
22:08 یا به موجب مفهوم تخلف
22:10 و راهنمای گفتار
22:12 یا از پیامبر شنیده است
22:14 بدون یقین خدا رحمتش کند
22:16 پس همانجا ایستاد
22:18 از فواید
22:21 حدیث
22:23 در حدیث آمده است کسانی که مرتکب گناهان کبیره می شوند
22:25 از موحدان منقطع نیست
22:27 آنها را با آتش
22:29 و اگر وارد آن شدند
22:31 از آن خارج شوید
22:33 و به این معناست که هر که بمیرد کافر است
22:35 و ابدیت در جهنم قطعا
22:37 فصل در مورد این موضوع
22:41 در پی تشییع جنازه
22:44 عن البراء بن عازب
22:46 گفت خداوند از او راضی باشد
22:48 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نهی شد
22:50 حدود هفت
22:52 انگشتر طلا را حرام کرد
22:54 یا گفت
22:56 انگشتر طلا
22:58 و در مورد ابریشم و ابریشم
23:00 در یک رمان
23:02 و خورشید
23:04 و براده
23:06 جوش قرمز
23:08 و اون ظالم
23:10 و ظروف نقره ای
23:12 هفت تا سفارش دادیم
23:14 در کلینیک بیمار
23:16 و تشییع جنازه را دنبال کنید
23:18 و عطسه کردن
23:20 درود بر او باد
23:22 در یک رمان
23:24 و گسترش صلح
23:26 و اجابت دعا کننده
23:28 و تقسیم کننده را توجیه کنید
23:30 و پیروزی برای مستضعفین
23:33 از ابوهریره رضی الله عنه
23:35 او گفت
23:37 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم
23:39 او می گوید
23:41 حق مسلمان بر مسلمان
23:43 پنج
23:45 جواب سلام را داد
23:47 و کلینیک بیمار
23:49 و تشییع جنازه را دنبال کنید
23:51 و به تماس پاسخ دهید
23:53 و عطسه کردن
23:55 نظر در حدیث
23:57 انگشتر طلا
24:00 یعنی انگشتر طلای مرد
24:02 استراق
24:04 یعنی ابریشم غلیظ
24:06 برواد
24:08 یعنی غلام ابریشم
24:10 میترای قرمز
24:12 هیپوتالاموس است
24:14 زن ها برای شوهرانشان درست می کردند
24:16 روی زین
24:18 بیشتر آنها از ابریشم ساخته شده اند
24:20 یکی از کشتی های پارسیان است
24:22 کشیش من
24:24 نسبت به یک شهر
24:26 آنها لباس هایی هستند که از کتان ساخته شده اند
24:28 موجودی ابریشمی
24:30 در کلینیک بیمار
24:32 یعنی عیادت و جویای احوال او
24:34 تشییع جنازه را دنبال کنید
24:36 یعنی با آن همراه شوید
24:38 پاک کردن عطسه
24:40 یعنی به او گفته می شود
24:42 خداوند شما را بیامرزد
24:44 پاسخ تماس گیرنده
24:46 یعنی به غذا
24:48 و تقسیم کننده را توجیه کنید
24:50 او آنچه را که می خواست انجام می داد
24:52 درخواست کننده
24:54 راست مسلمان
24:56 شامل وظیفه و تفویض است
24:58 و گسترش صلح
25:00 یعنی پخش و نشر آن
25:02 یکی از فواید صحبت کردن
25:05 از صحبت کردن سود ببرید
25:07 برای توجیه قسم مطلوب است
25:09 مگر اینکه در آن بود
25:11 اسپویلر
25:13 یا ترس از آسیب
25:15 یا همینطور
25:18 در حدیث، رعایت حقوق اسلام
25:20 واجب و مستحب
25:22 این شامل بیانیه ای است که حقوق
25:24 دو نوع
25:26 حق الله تعالی
25:28 و حقی برای بندگان
25:30 حق مشترکی دارند