متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
یک مرکز سود
0:06
برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09
او ارائه می دهد
0:11
خلاصه صحیح البخاری
0:16
باب: گناه کسی که مسافر را از آب باز دارد
0:21
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
0:26
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
0:29
سه تا هستند که خداوند در قیامت به آنها نگاه نمی کند
0:34
در یک رمان
0:35
او با آنها صحبت نمی کند
0:37
آنها را پاک نمی کند
0:39
و برای آنان عذابی دردناک است
0:42
مردی در جاده آب اضافی داشت
0:46
پس او را از مسافر باز داشت
0:49
در یک رمان
0:50
پس خداوند می فرماید
0:52
امروز من شما را بلاک می کنم، لطف من
0:54
همچنین از انعام آنچه که دستان شما کار نکرد، جلوگیری کرد
0:58
مردی که با امامی بیعت کرده جز برای این دنیا با او بیعت نمی کند.
1:03
اگر مقداری از آن را به او بدهد، راضی می شود
1:05
حتی اگر خشم او را به او نرساند
1:08
در یک رمان
1:10
اگر آنچه را که می خواهد به او بدهد، این کار را می کند
1:13
در غیر این صورت کار نخواهد کرد
1:15
و مردی بعد از نماز عصر اجناس خود را برپا کرد
1:19
و او گفت
1:20
و خداوند کسی است که جز او معبودی نیست
1:22
به من چنین و چنان داده اند
1:26
مردی او را باور کرد
1:28
در یک رمان
1:30
مردی بعد از نماز عصر سوگند دروغ گفت
1:34
برای کسر پول یک مرد مسلمان
1:38
سپس این آیه را خواند
1:40
کسانی که عهد خدا و سوگندهای خود را به بهایی اندک می خرند
1:48
نظر در حدیث
1:51
آنها را پاک نمی کند
1:53
یعنی از آنها تعریف و تمجید نمی کند
1:55
گفته شد که آنها را از گناه پاک نمی کند
1:58
نفع
1:59
هر گونه افزایش
2:01
با امامی بیعت کرد
2:03
یعنی بزرگترین امام
2:05
برای دنیا
2:06
یعنی به خاطر چیزی که از لذت دنیا به دست می آورد
2:11
و او انجام داد
2:12
یعنی با بیعت و عهد
2:15
او کالای خود را تأسیس کرد
2:16
منظور چیست؟
2:17
کالای خود را برای فروش عرضه کنید
2:20
مردی او را باور کرد
2:22
یعنی خریدار
2:24
پس آن را به آن قیمت خرید که قسم خورد که به فلان و فلان به او بدهد
2:28
بسته به سوگندش
2:31
یکی از فواید صحبت کردن
2:35
از صحبت کردن سود ببرید
2:37
صاحب آب در هنگام نیاز، حق بیشتری بر آن دارد
2:41
و ثابت می شود که خداوند متعال در آخرت دیده می شود
2:45
تحقق وعده ها ضروری است
2:48
دروغ و تقلب در معاملات را منع می کند
2:52
شامل وجوب وفای به بیعت با امام و اطاعت از او می شود
2:59
فصل رودخانه های شکر
3:01
از عبدالله بن الزبیر رضی الله عنهم
3:05
مردی از انصار با زبیر نزاع کرد
3:08
با پیامبر صلی الله علیه و آله
3:11
در حرا شراج که درختان خرما را با آن آبیاری می کنند
3:15
انصار گفتند
3:17
جریان آب می گذرد
3:19
او امتناع کرد
3:21
پس با پیغمبر صلی الله علیه و آله به مجادله پرداخت
3:25
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:28
برای زبیر
3:30
زبیر به من آب بده
3:32
سپس آب را برای همسایه خود بفرستید
3:35
انصاری عصبانی شد و گفت:
3:38
که پسر عموی تو بود
3:40
چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله رنگین است
3:45
سپس گفت
3:46
زبیر به من آب بده
3:48
سپس آب را نگه دارید تا به دیوارها برگردد
3:52
در یک رمان
3:53
و حقش را گرفت
3:56
الزبیر گفت
3:58
به خدا سوگند فکر می کنم این آیه در این باره نازل شده است
4:03
نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی آورند
4:05
تا اینکه در مورد آنچه میانشان اختلاف است قضاوت کنند
4:10
نظر در حدیث
4:13
شکر
4:14
آب را بست و قفل کرد
4:17
در شراج آزاد
4:19
یعنی در جریان آب واقع در الحره
4:22
آب رها شد
4:24
یعنی او را بفرست و بگذار
4:26
او امتناع کرد
4:28
یعنی الزبیر از فرستادن آب برای حریف خودداری کرد
4:33
پسر عموی شما
4:35
ام الزبیر
4:36
او صفیه بنت عبدالمطلب رضی الله عنه است
4:40
او عمه پیامبر صلی الله علیه و آله است
4:44
چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله رنگین است
4:48
هر تغییری در خشم
4:51
قفل کن
4:52
یعنی جلوگیری کنید
4:53
دیوارها
4:55
هر گونه مانعی که آب را به دام می اندازد
4:58
برای محاسبه
4:59
یعنی من اینطور فکر نمی کنم
5:00
و در اینجا منظور چیست
5:02
اعتقاد راسخ
5:04
نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی آورند
5:06
تا اینکه در مورد آنچه میانشان اختلاف است قضاوت کنند
5:10
یعنی در همه چیز تفاوت وجود دارد
5:14
می فهمم
5:15
یعنی برآورده و درک کرد
5:18
یکی از فواید صحبت کردن
5:22
از صحبت کردن سود ببرید
5:24
جواز آب برای ضرری که از عمل ناشی نشده باشد
5:28
هر که بر آن سبقت بگیرد، سزاوارتر است
5:31
توبیخ و مجازات کسانی که نسبت به امام و حاکم ظلم می کنند جایز است
5:37
در آن، هدف از فرستادن رسولان، اطاعت آنان است
5:42
مردم در هر امری که امر و نهی می کنند از آنها اطاعت می کنند
5:49
فصل فضیلت آب آبیاری
5:52
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم
5:55
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
6:00
زنی را شکنجه کردند و گربه را زندانی کردند تا مرد
6:05
پس آتش وارد آن شد
6:07
وقتی او را زندانی کرد، نه به او غذا داد و نه به او نوشیدنی داد
6:11
و به او اجازه نداد از حیوانات موذی زمین بخورد
6:16
پرواز در بحث
6:20
گرندوگ، هر حشره ای
6:24
یکی از فواید صحبت کردن
6:27
از حدیث به دست می آید که آتش آفریده شده و هست
6:32
این شامل راهنمایی در مورد مهربانی با حیوانات و منع شکنجه آنها است
6:39
باب: هر کس ببیند که صاحب حوض و آب به آب او سزاوارتر است.
6:45
از ابوهریره رضی الله عنه
6:48
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
6:52
سوگند به کسی که جان من در دست اوست
6:54
من مردم را از طشت خود محافظت خواهم کرد، همانطور که شترهای عجیب و غریب از طشت برداشته می شوند
7:01
پرواز در بحث
7:05
اخراج شوند، همچنان که شتران خارجی رانده می شوند
7:11
یعنی همان طور که شتر شتر خارجی را از حوض بیرون می کند
7:15
اگر می خواست با احمقش مشروب بخورد
7:18
یکی از فواید صحبت کردن
7:22
او از گفتگو سود برد
7:24
اثبات لگنی
7:26
حدیث دلالت بر فضیلت اخلاص و التزام به سنت دارد
7:33
از ابن عباس گفته است:
7:36
اولین چیزی که زنان به کار گرفتند منطق بود
7:38
از ام اسماعیل
7:41
او منطق را به کار گرفت تا تأثیر خود را بر سارا کاهش دهد
7:46
سپس ابراهیم او و پسرش اسماعیل را آورد و او به او شیر می داد
7:51
تا اینکه آنها را در خانه گذاشت
7:53
در دوحه بالای زمزم در بالای مسجد
7:57
و هیچکس در آن زمان در مکه نبود
8:00
و آب در آن نیست
8:02
بنابراین آنها را آنجا گذاشت
8:04
کیسه ای خرما گذاشت کنارشان
8:08
و یک قوطی آبیاری حاوی آب
8:10
سپس ابراهیم برخاست و شروع کرد
8:14
ام اسماعیل به دنبال او رفت و گفت:
8:17
ای ابراهیم
8:19
کجا می روی و ما را در این وادی رها می کنی؟
8:23
که در آن نه انسان و نه چیزی وجود دارد
8:26
این را بارها به او گفت
8:29
و به آن توجهی نکرد
8:32
به او گفت
8:34
ای خدایی که تو را به این امر امر کرد
8:37
گفت بله
8:39
او گفت
8:40
پس ما را هدر ندهید
8:42
بعد برگشتم
8:44
پس ابراهیم به راه افتاد
8:46
حتی اگر در قسمت چین باشد
8:49
جایی که او را نمی بینند
8:51
رو به خانه شد
8:53
سپس این کلمات را صدا زد
8:56
دستانش را بالا آورد و گفت
8:59
پروردگارا، من نسل خود را آرام کردم
9:03
دره ای بدون کشت
9:05
در خانه مقدس شما
9:07
تا اینکه شکرگزاری کردند
9:10
او مادر اسماعیل را وادار کرد به اسماعیل شیر دهد
9:14
و آن آب را بنوش
9:16
حتی اگر پوست آب تمام شود
9:19
او تشنه بود و پسرش تشنه بود
9:21
او در حال چرخش به او نگاه کرد
9:24
یا گفت گم می شود
9:27
از نگاه کردن به او متنفر شد
9:31
من الصفا را نزدیکترین کوه روی زمین به آن یافتم
9:35
پس در مقابل او ایستاد
9:37
سپس با نگاه به دره سلام کرد
9:39
کسی رو میبینی؟
9:41
او کسی را ندید
9:43
پس از صفا فرود آمدم
9:45
حتی اگر به دره برسید
9:47
نوک سپرش را بالا آورد
9:49
سپس به دنبال تلاش انسانی بودم
9:52
تا اینکه از دره گذشتم
9:55
سپس مروه آمد
9:57
بنابراین او در مقابل او ایستاد
9:59
نگاه کردم تا کسی را ببینم
10:01
او کسی را ندید
10:03
بنابراین من این کار را هفت بار انجام دادم
10:06
ابن عباس گفت
10:08
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
10:12
این همان چیزی است که مردم بین آنها تلاش می کنند
10:16
وقتی از مروه مشرف شدم
10:18
صدایی شنیدم
10:20
او گفت هه
10:22
خودش را می خواهد
10:24
بعد شنیدم
10:26
پس من هم شنیدم
10:28
او گفت: شنیده ام.
10:30
اگر گوف دارید
10:32
سپس او پادشاه بود
10:34
در سایت زمزم
10:36
پس با باسنش جستجو کرد
10:38
یا با بالش گفت
10:40
تا اینکه آب ظاهر شد
10:42
بنابراین او شروع به حمام کردن او کرد
10:44
با دستش اینجوری میگه
10:47
او مقداری آب داخل قوطی آب ریخت
10:50
بعد از برداشتن آن وز می کند
10:53
ابن عباس گفت
10:55
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
10:58
خداوند امت اسماعیل را بیامرزد
11:01
اگر زمزم را ترک کنی
11:03
یا گفت
11:05
اگر آب را نگیرید
11:07
زمزم بهار بود
11:10
در یک رمان
11:13
اگر آن را رها می کردم، آب نمایان می شد
11:16
او گفت
11:18
پس نوشید و به پسرش شیر داد
11:21
پادشاه به او گفت
11:23
از روستا نترسید
11:25
اینجا خانه خداست
11:27
این پسر و پدرش آن را می سازند
11:30
و خداوند خانواده او را ضایع نمی کند
11:33
خانه از روی زمین مثل تپه بلند بود
11:37
سیل می آید
11:39
پس از راست و چپ او می گیرید
11:42
همینطور بود
11:44
تا اینکه ربکا از کنار آنها گذشت و آنها را به سمت خود کشید
11:47
یا خانواده کسانی که آنها را کشیده اند
11:50
از این طرف اومدن
11:53
پس در قعر مکه اردو زدند
11:56
پرنده ای را دیدند که آواز می خواند
11:58
و گفتند
12:00
این پرنده روی آب می چرخد
12:03
ما با این دره و آنچه در آن است آشنا هستیم
12:07
بنابراین یک یا دو دونده فرستادند
12:10
بنابراین آنها در آب بودند
12:12
پس برگشتند
12:14
پس آنها در مورد آب به آنها گفتند
12:16
پس پذیرفتند
12:18
او گفت
12:19
مادر اسماعیل کنار آب است
12:21
و گفتند
12:23
به ما اجازه می دهی با تو بمانیم؟
12:26
او گفت بله
12:28
اما حق آب نداری
12:31
گفتند بله
12:33
ابن عباس گفت
12:35
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
12:38
ام اسماعیل با آن آشنا بود
12:41
او مردم را دوست دارد
12:43
پس فرود آمدند و نزد خانواده خود فرستادند
12:47
پس با آنها رفتند
12:49
حتی اگر افرادی با آیات در میان آنها باشند
12:53
و پسر بزرگ شد
12:54
و زبان عربی را از آنها یاد بگیرید
12:57
و وقتی بزرگ شدند آن را دوست داشتند
13:00
وقتی متوجه شد
13:02
او را به عقد یکی از زنانشان درآورد
13:04
مادر اسماعیل فوت کرد
13:07
ابراهیم پس از ازدواج با اسماعیل، به اموال او آمد
13:13
اسماعیل را نیافت
13:15
پس از همسرش درباره او پرسید
13:17
و او گفت
13:19
اومد بیرون دنبال ما
13:21
سپس از او درباره معیشت و ظاهرشان پرسید
13:24
و او گفت
13:26
ما انسان هستیم
13:28
ما در پریشانی و پریشانی هستیم
13:30
بنابراین از او شکایت کردم
13:32
او گفت
13:33
اگه شوهرت بیاد
13:35
پس او علیه السلام بخواند
13:37
و به او بگویید
13:38
آستانش را عوض می کند
13:41
اسماعیل که آمد
13:44
انگار چیزی را فراموش کرده باشد
13:47
و او گفت
13:48
آیا از کسی برای شما آمده است؟
13:50
او گفت بله
13:52
فلان شیخ نزد ما آمد
13:55
پس در مورد شما پرسیدیم
13:57
پس به او گفتم
13:58
او از من پرسید که چگونه زندگی می کنیم؟
14:01
به او گفتم که ما در سختی های زیادی هستیم
14:04
او گفت
14:05
آیا او شما را به انجام کاری توصیه کرد؟
14:07
او گفت بله
14:09
به من دستور داد که سلام بر تو بخوانم
14:12
و او می گوید
14:13
آستانت را عوض کن
14:16
او گفت
14:17
اون پدر منه
14:19
دستور داد از تو جدا شوم
14:22
کیف خانواده شماست
14:24
پس او را طلاق داد
14:26
با یکی دیگر از آنها ازدواج کرد
14:28
پس ابراهیم نزد آنان ماند
14:30
انشاالله
14:32
سپس بعداً نزد آنها آمد
14:34
او آن را پیدا نکرد
14:35
پس بر همسرش وارد شد
14:37
پس از او درباره او پرسید
14:38
و او گفت
14:40
اومد بیرون دنبال ما
14:42
او گفت
14:43
چطوری؟
14:45
از او درباره معیشت و ظاهرشان پرسید
14:48
و او گفت
14:50
حال ما خوب است
14:52
او خدا را ستایش کرد
14:54
و او گفت
14:55
غذای شما چیست؟
14:57
او گفت
14:58
گوشت
14:59
او گفت
15:00
او گفت
15:01
چه می نوشید؟
15:03
او گفت
15:04
آب
15:05
او گفت
15:06
خدا رحمتشون کنه
15:08
در گوشت و آب
15:10
او گفت
15:11
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
15:13
آنها در آن زمان هیچ عشقی نداشتند
15:16
حتی اگر مال آنها بود
15:18
آنها را به داخل فراخواند
15:20
در یک رمان
15:22
برکت به دعوت ابراهیم
15:24
خدا رحمتش کند و درود فرستد
15:27
او گفت
15:29
هیچ کس در خارج از مکه با آنها خلوت نمی کند مگر اینکه با او موافق باشند
15:35
او گفت
15:36
اگر شوهرت آمد درود بر او بخوان
15:40
و خادمش لنگه در خانه اش را درست می کند
15:43
اسماعیل که آمد
15:46
او گفت
15:47
آیا از کسی برای شما آمده است؟
15:49
او گفت بله
15:51
یک شیخ خوش قیافه نزد ما آمد
15:54
او را تحسین کرد
15:55
پس از من درباره تو پرسید و من به او گفتم
15:58
او از من پرسید که چگونه زندگی می کنیم؟
16:00
پس به او گفتم حالم خوب است
16:03
او گفت
16:04
پس تو را به انجام کاری توصیه کرد
16:06
او گفت بله
16:08
درود بر تو می خواند
16:10
او به شما دستور می دهد که آستان خانه را درست کنید
16:14
او گفت
16:15
اون پدر منه
16:17
و تو آستانه هستی
16:19
دستور داد تو را در آغوش بگیرم
16:21
سپس تا زمانی که خدا خواست در کنار آنها ماند
16:24
بعد اومد بعدی
16:27
اسماعیل تیرهای خود را در زیر دوحه نزدیک زمزم می ساخت
16:33
وقتی او را دید
16:35
به سمت او برخاست
16:36
بنابراین آنها همان کاری را کردند که پدر با فرزندش می کند
16:40
و فرزند توسط پدر
16:42
سپس گفت
16:44
ای اسماعیل
16:45
خداوند مرا به کاری امر کرده است
16:48
او گفت
16:49
پس آنچه را كه پروردگارت به تو امر كرده است انجام ده
16:52
او گفت
16:53
و شما من را تعیین می کنید
16:55
او گفت
16:56
و من به شما کمک می کنم
16:58
او گفت
16:59
خدا به من دستور داد اینجا خانه ای بسازم
17:03
به تپه بلندی در اطراف آن اشاره کرد
17:08
او گفت
17:09
سپس قوانین را از خانه برداشت
17:13
پس اسماعیل شروع به آوردن سنگ کرد
17:16
و ابراهیم می سازد
17:18
حتی اگر ساختمان بالا برود
17:21
این سنگ را آورد و برای او گذاشت
17:24
و او می سازد
17:26
اسماعیل به او سنگ می دهد
17:29
و می گویند
17:31
پروردگارا از ما بپذیر که تو شنوای دانی
17:37
او گفت
17:38
بنابراین او شروع به ساختن من در اطراف خانه کرد
17:42
و می گویند
17:44
پروردگارا از ما بپذیر که تو شنوای دانی
17:50
نظر در حدیث
17:54
منطق کمربندی است که وسط را محکم می کند
17:59
توسط هر حزبی
18:02
برای رفع اثر آن
18:04
یعنی تاثیرش را پنهان کند
18:06
در خانه
18:08
یعنی در محل خانه
18:10
دوحه درخت بزرگی است
18:13
سوکت هر ظرف چرمی است که حیوانی در آن قرار می گیرد
18:19
آلانتوا
18:20
هر بطری کوچک
18:22
اسکراف
18:23
اسکراف
18:24
یعنی برگشت
18:26
تاک
18:27
یعنی جاده در کوه
18:29
من تعدادی از فرزندان خود را در دره ای بدون محصول ساکن کردم
18:35
زمین مکه برای کشاورزی مناسب نیست
18:38
در خانه مقدس شما
18:41
خانه را حرام توصیف کرد
18:43
زیرا خداوند متعال از قرار گرفتن در آن نهی کرده و تحمل کرده است
18:48
پوست آب تمام شد
18:50
یعنی آب از بطری خالی شد
18:53
او به هم می خورد
18:54
یعنی غلتیدن
18:56
و به شکم برمی گردد
18:58
و راست و چپ
19:00
و پیچش
19:01
درد شکم
19:03
او گم می شود
19:04
یعنی فلج می شود و مثل فلج به زمین می خورد
19:09
بنابراین او ایستاد
19:10
یعنی ایستادم
19:12
پس رفتم پایین
19:13
یعنی پایین آمد
19:14
رسیدم
19:15
یعنی رسیدم
19:17
نوک سپر او
19:19
یعنی سجاف لباس سفیدش
19:21
تلاش انسان
19:23
یعنی آن که تحت تاثیر استرس قرار می گیرد
19:26
این یک موضوع دشوار است
19:29
از دره گذشتم
19:31
یعنی قطع
19:32
من بر روایت نظارت کردم
19:34
یعنی قبول کردم و بر آن قیام کردم
19:37
خس
19:38
آره خفه شو
19:40
من شنیدم
19:41
یعنی برای گوش دادن وقت گذاشتم و روی آن زحمت کشیدم
19:45
اگر آرامش دارید
19:47
آنچه شما می خواهید این است که به من کمک کنید
19:49
توسط شاه
19:51
او جبرئیل علیه السلام است
19:53
پس با باسنش جستجو کرد
19:55
یعنی سوراخی با نوک پایش
19:57
آب ظاهر شد
19:59
یعنی چشمه ای سرریز
20:01
بنابراین او شروع به حمام کردن او کرد
20:03
یعنی آن را مانند حوض کنید
20:05
تا آب از بین نرود
20:07
و در حال وزش است
20:09
یعنی ظاهر و انفجار زیاد می شود
20:11
اگر زمزم را ترک کنی
20:14
وضو نگرفت
20:16
املاک
20:17
یعنی تخریب
20:19
خانه خدا
20:21
اشاره ای به بنای کعبه
20:24
مثل تپه
20:25
رابعه
20:26
مکان مرتفع
20:28
پس از راست و چپ او می گیرید
20:31
یعنی او را نزن
20:33
ربکا
20:34
هر گروهی
20:36
آنها را بکشید
20:37
یک قبیله یمنی است
20:39
به زودی
20:41
یعنی به سمت ما حرکت می کند
20:43
مثل این
20:44
مثل این
20:45
مکانی در بالای مکه
20:48
یک پرنده سرگردان
20:50
یعنی رفت و آمد می کند و دور آب می چرخد
20:53
پس دویدن فرستاد
20:55
یعنی یک پیام رسان
20:57
و اسمش این بود
20:59
زیرا همان فرستنده یا مشتری آن است
21:02
یا چون در نیازهایش سریع می دود
21:06
بنابراین او متوجه این موضوع شد
21:08
یعنی پیدا کرد
21:09
و پسر بزرگ شد
21:11
یعنی اسماعیل علیه السلام
21:13
و خودشان
21:15
یعنی آنچه می خواستند و دوست داشتند
21:17
برایشان ارزشمند شد
21:19
متوجه شوید
21:20
یعنی رویای خیس
21:22
و منظور چیست
21:23
تعداد مردان به سن ازدواج رسیده اند
21:26
او نگاه می کند
21:28
یعنی بازرسی می کند و موضوع و احوال کسانی را که بر جای گذاشته است بررسی می کند
21:32
من او را ترک کردم
21:33
یعنی کسانی که پشت سر گذاشت
21:35
هاجر و اسماعیل علیهم السلام
21:38
او ما را می خواهد
21:40
یعنی از ما رزق می خواهد
21:42
گفته شد
21:43
او درخواست شکار می کرد
21:45
غیر از این گفته شد
21:47
درباره زندگی و ظاهرشان
21:49
یعنی چگونه زندگی می کنند و چه شرایطی دارند
21:53
آستانش را عوض می کند
21:55
آستانه در
21:57
یعنی سطحی که در ورود و خروج تنظیم می شود
22:01
در اینجا منظور زنان است
22:04
این استعاره ای از پارادوکس زنان است
22:07
چیزی را فراموش کن
22:09
هر شعر و احساسی
22:11
با تلاش و شدت
22:13
یعنی در سختی زندگی
22:16
من تو را ترک می کنم
22:17
یعنی آزادت می کنم
22:19
کیف خانواده شماست
22:21
استعاره ای از طلاق
22:23
برخی معتقدند که صریح طلاق است
22:27
پس از آنها دوری کرد
22:29
یعنی مدتی غایب بودند
22:31
او خدا را ستایش کرد
22:33
منظور چیست؟
22:35
خداوند متعال را به خاطر نعمت هایش شکر کردم
22:38
عشق
22:40
یعنی گندم و جو و مانند آن
22:44
هیچکس جز مکه با آنها تنها نیست
22:47
جز اینکه با او موافق نبودند
22:49
یعنی گوشت و آب
22:51
هیچ کس جز مکه نمی تواند به آنها تکیه کند
22:55
با این حال از تکیه بر آنها گلایه داشت
22:58
برای گرفتن تو
23:00
یعنی طلاقت نمی دهم
23:02
سپس از آنها دوری کرد
23:04
یعنی از دست دادند
23:06
نجابت نشان می دهد
23:08
اشراف تیری است قبل از اینکه تیغه و پرهایش به آن وصل شود
23:13
پیکان عرب است
23:15
دوحه
23:16
چه درخت بزرگی
23:18
پس همان کاری را کرد که پدر با فرزندش می کند
23:21
و فرزند توسط پدر
23:23
یعنی در آغوش گرفتن، دست دادن و بوسیدن دست
23:27
و شما من را تعیین می کنید
23:29
یعنی میشه کمکم کنی؟
23:31
اکما تپه است
23:34
مقصود تپه ای است که از اطراف آن بلندتر است
23:38
برداشتن قوانین از خانه
23:41
یعنی اساس کعبه
23:43
با این سنگ
23:45
مقصود سنگ معروف به حرم حضرت ابراهیم علیه السلام است
23:50
پس آن را بر او نهاد و او بر آن ایستاد
23:53
چون ساختمان بالا رفت
23:55
او باید روی چیزی می ایستاد تا ساختمان خانه را کامل کند
23:59
زمانی که کعبه ساخته شد
24:02
ابراهیم علیه السلام زنده می شود
24:05
بنابراین آن را به خانه چسباند
24:08
پروردگارا از ما بپذیر که تو شنوای دانی
24:13
با این کار
24:15
خدا کارشون رو قبول کنه
24:19
تا بتوان به نفع عمومی دست یافت
24:23
یکی از فواید صحبت کردن
24:27
او از گفتگو سود برد
24:29
این اولین کسی بود که برد را گرفت
24:33
نشان می دهد که حسادت در زنان امری فطری است
24:38
می گوید جایز نیست کسی را در حالت اسراف رها کند
24:43
زیرا ابراهیم علیه السلام
24:45
خانواده اش را در دره رها کرد
24:47
به فرمان خداوند متعال
24:50
حاوی فضیلت و پیامد توکل بر خداوند متعال است
24:54
این نشان می دهد که اتخاذ دلایل منافاتی با اعتماد ندارد
24:59
حاوی استجابت دعای ابراهیم علیه السلام است
25:03
و می گوید هر که به قبیله ای رجوع شود، تصرف کند
25:07
این شامل کمال شفقت مادر است
25:10
در حدیث شواهدی وجود دارد که تلاش و طلب مشروع است
25:15
مادر اسماعیل به دنبال پسرش رفت
25:19
حاوی اشاره ای به نکوهش ناتوانی و تنبلی است
25:23
در آن هاجر مادر اسماعیل است
25:26
اولین کسی که بین صفا و مروه ساعی کرد
25:29
حاوی مازاد آب زمزم است
25:31
و غذا است
25:33
فضیلت یقین در خداوند متعال وجود دارد
25:37
و خداوند متعال کسی را که به سوی او روی می آورد ضایع نمی کند
25:41
شامل رؤیای هاجر از جبرئیل علیه السلام است
25:45
مژده به هاجر است که ابراهیم علیه السلام به سوی آنان باز خواهد گشت
25:50
و ساختمان کعبه
25:52
حدیث حاکی از کار با قاریان است
25:56
پرندگان فقط روی آب شناورند
25:59
حدیث دلالت دارد که عجله ممکن است فوایدی را از دست بدهد
26:05
دلالت بر این دارد که هر که به آب حلال دسترسی داشته باشد، حق بیشتری بر آن دارد
26:10
و يعنى هر كه به آب حلال برسد به آن مى رسد
26:14
از دست او خارج نیست مگر به اذن او
26:17
در این حدیث به نفرت نفس از تنهایی اشاره شده است
26:21
شامل وجوب پدر به مراقبت از فرزندش است، هر چند از او دور باشد
26:26
دلالت بر این دارد که کودک را کاسب می گیرند و او از بهترین کاسب هاست
26:32
این نشان می دهد که یک پدر خوب ممکن است از فرزندش بخواهد که خانواده اش را ترک کند
26:37
اگر ببیند که شایسته همسری او نیست
26:41
زنی را که زود شکایت می کند محکوم می کند
26:45
از راضیه قدرشناس تمجید کرد
26:48
در این حدیث به نارضایتی و شکایت اشاره شده است
26:53
خوش بینی نسبت به ظاهر خوب وجود دارد که نشانه خوبی است
26:58
حدیث دلالت بر فضیلت قناعت و راضی بودن به قضای الهی دارد
27:04
حاوی فضیلت حمد و حمد خداوند متعال است
27:08
این نشان می دهد که مصرف منظم گوشت و آب با مزاج موافق نیست
27:13
حال از آنها منحرف می شود مگر در مکه که با آن موافق هستند
27:19
این از برکات آن و اثر دعای حضرت ابراهیم علیه السلام است
27:25
دلالت بر این دارد که سعادت زن و آبادانی خانه او، زن صالح است
27:31
این نشان می دهد که یکی از بهترین اقدامات تیز کردن تیرها برای تیراندازی است زیرا باعث نارضایتی دشمن می شود.
27:38
دلالت بر مطلوبیت پسر برای سلام دادن به پدر دارد
27:42
جایز است پدر در صورت بالغ بودن از فرزند خود نفقه بخواهد
27:48
در حدیث معجزه ای برای ابراهیم علیه السلام آمده است
27:52
جایی که وقتی ضعیف شد پایش را سنگ نمی زنیم
27:56
باب: هیچ حافظی جز خدا و رسولش صلی الله علیه و آله نیست
28:05
قال عن الصعب بن جثمه رضی الله عنه
28:09
از پروردگارم پیغمبر صلی الله علیه و آله با الابوه یا بودان
28:15
و از او درباره اهل خانه که شب را در میان مشرکان می گذرانند سؤال شد
28:20
برخی از زنان و فرزندان آنها تحت تأثیر قرار خواهند گرفت
28:23
گفت آنها هم جزو آنها هستند
28:26
و از او شنيدم كه ميفرمود: هيچ حافظي جز خدا و رسولش نيست.
28:34
نظر در حدیث
28:38
الابوا یکی از دره های تهامی حجاز است
28:44
امروزه به آن وادی الخریبه می گویند
28:47
وقتی به آنها حمله می شود شب را می گذرانند
28:51
نه پدرشوهری
28:53
حما محلی برای مرتع است که برای دام های خاص محافظت می شود
28:58
یکی از فواید صحبت کردن
29:01
محدود كردن حمايت به خدا و رسولش از حديث مفيد است
29:07
بیانگر این است که حکومت سرزمین ها بر عهده امام است
29:11
حمله شبانه به دشمن جایز است
29:14
اصل اساسی این است که مردم در مرتعی که خود رشد می کند شریک هستند
29:20
در آن آنچه به عنوان وابستگی ثابت می شود به عنوان استقلال ثابت نمی شود