از مجموعهٔ صحیح البخاری · درس 85 از 90

خلاصه صحیح البخاری | قسمت (85) | ادامه کتاب اللقطه سپس کتاب مظالم و غصب

◉ 0 بازدید ⏱ 28:54 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 یک مرکز سود
0:06 برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09 او ارائه می دهد
0:10 خلاصه صحیح البخاری
0:17 درب
0:18 از البراء بن عازب می گوید:
0:22 ابوبکر رضی الله عنه به خانه پدرم آمد
0:26 بنابراین یک کوله پشتی از او خرید
0:28 به مرد مجردی گفت
0:30 پسرت را بفرست تا او را با من حمل کند
0:33 او گفت
0:34 بنابراین من آن را با او حمل کردم
0:36 پدرم با انتقاد از قیمت آن بیرون آمد
0:39 پدرم به او گفت
0:41 ای ابوبکر
0:42 به من بگو وقتی با رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم راه افتادی چگونه بودی؟
0:49 او گفت
0:50 بله
0:51 شب و فردا را گذراندیم
0:54 تا اینکه ظهر برخاست
0:57 و جاده پاک شد
0:59 هیچ کس از آن عبور نمی کند
1:01 او یک سنگ بلند برای ما بلند کرد
1:04 سایه ای دارد که خورشید بر آن نیامده است
1:07 پس با او ماندیم
1:09 برابر پیامبر صلی الله علیه و آله قرار گرفت
1:12 جایی در دستم برای خوابیدن
1:15 روی آن خز پهن کرد
1:18 و من گفتم
1:19 بخواب ای رسول خدا
1:21 و آنچه را که در اطراف توست بر تو آشکار خواهم کرد
1:24 پس خوابش برد
1:25 بیرون رفتم و همه چیز اطرافش را پاک کردم
1:27 پس من چوپانی هستم که با گوسفندانش به سمت صخره می رود
1:32 او آن را می خواهد همانطور که ما می خواستیم
1:35 پس به او گفتم
1:36 تو کی هستی پسر
1:39 و او گفت
1:40 برای مردی از مدینه یا مکه
1:44 در یک رمان
1:45 برای مردی از قریش
1:47 پس او را نام برد و من او را شناختم
1:50 گفتم
1:51 سگ هست؟
1:53 گفت بله
1:55 گفتم: شیر بدهی؟
1:57 گفت بله
1:59 پس شاه را گرفت
2:00 پس گفتم
2:01 پستان کثیفی و مو و پلیدی را تکان دهید
2:05 او گفت
2:06 البراء را دیدم که یک دستش را به دست دیگرش زد و تکان خورد
2:11 حلب در میان جنگلی انبوه است
2:15 مقداری دارو داشتم که برای پیامبر صلی الله علیه و آله آوردم و از آن آب می خورد
2:22 می نوشد و وضو می گیرد
2:24 در یک رمان
2:26 برای رسول خدا صلی الله علیه و آله پارچه ای بر دهانش ساخت
2:33 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم
2:36 از بیدار کردنش متنفر بودم
2:38 وقتی بیدار شد با او موافق بودم
2:41 پس مقداری آب روی شیر ریختم
2:44 تا اینکه زیرش سرد شد
2:46 پس گفتم
2:47 بنوش ای رسول خدا
2:49 او گفت
2:50 پس نوشید تا سیر شد
2:53 سپس گفت
2:54 آیا این باعث نشد که من بخواهم بروم؟
2:57 گفتم بله
2:58 او گفت
3:00 پس بعد از غروب خورشید رفتیم
3:03 دنبال سورقه بن مالک رفتیم
3:06 پس گفتم
3:07 آمدیم یا رسول الله
3:09 و او گفت
3:11 غمگین نباش
3:12 خدا با ماست
3:14 پس پیامبر صلی الله علیه و آله بر او دعا کرد
3:18 اسبش به شکمش زد
3:22 و روستاها در لایه ای از زمین
3:25 در یک رمان
3:26 پس اسبش به او خیانت کرد
3:29 و او گفت
3:30 می بینم که علیه من دعا کردی
3:34 پس برام دعا کن
3:36 خداوند به شما این حق را عنایت فرماید که به درخواست شما پاسخ دهید
3:40 پس پیامبر صلی الله علیه و آله برای او دعا کرد
3:43 بنابراین او نجات یافت
3:45 پس هیچ کس را ملاقات نکرد مگر اینکه گفت
3:48 من به اندازه کافی از آنچه اینجاست خورده ام
3:51 او با کسی ملاقات نمی کند اما او را طرد می کند
3:55 او گفت
3:56 او به ما وفادار بود
3:59 نظر در حدیث
4:02 عشایر
4:04 آن چیزی است که روی داب قرار می گیرد
4:06 برای شتر همان است که زین برای اسب است
4:09 از قیمت آن انتقاد می کند
4:11 یعنی آن را برآورده می کند
4:13 راه افتادم
4:14 یعنی تو شب راه افتادی
4:16 ظهر ایستاده
4:18 یعنی نصف روز
4:20 بنابراین برای ما مطرح شد
4:21 یعنی به چشم ما ظاهر شد
4:24 پوست سر
4:25 این پوستی است که فرسوده می شود
4:27 آنچه در اطراف شماست را به شما نشان خواهم داد
4:29 منظورم گرد و غبار و غیره است
4:32 تا باد بر او نوزد
4:35 و گفته شد
4:36 منظور از تکان دادن در اینجا نگهبانی است
4:39 او آن را می خواهد همانطور که ما می خواستیم
4:42 بدون استراحت در سایه
4:45 کثیفی
4:46 شبیه به کثیفی که در پستان می شود
4:49 با کثیفی در چشم
4:51 در پشت
4:53 پاشنه ها
4:54 یک لیوان چوبی است
4:56 یک تکه شیر
4:58 هر تکه شیری می تواند یک لیوان را پر کند
5:01 گفته شد سرنوشت مدار قفیفه
5:05 ادوا
5:06 ظرفی از چرم است
5:08 مسافر او را همراهی می کند
5:11 وقتی بیدار شد با او موافق بودم
5:13 یعنی قبول کرد وقتی بیدار شد پیش من بیاید
5:17 تا اینکه راضی شدم
5:18 یعنی از این همه نوشیدنی احساس خوبی داشتم
5:22 خورشید کج شد
5:23 یعنی رفته است
5:25 اسبش با او برخورد کرد
5:27 یعنی پاهایش در آن زمین سفت فرو رفت
5:31 وارد آن شد و به دام افتاد
5:34 من می بینم
5:34 بله، من فکر می کنم
5:36 در پوست زمین
5:38 از زمین صاف جامد است
5:41 بنابراین او نجات یافت
5:42 هیچ کدوم تاثیری نداره
5:44 من به اندازه کافی از آنچه اینجاست خورده ام
5:47 یعنی اینجا چی میخوای؟
5:51 یکی از فواید صحبت کردن
5:54 از صحبت کردن سود ببرید
5:56 همراه داشتن دارو در سفر
5:59 و خدمت پیرو به پیروان
6:02 شرح فضیلت ابوبکر رضی الله عنه در آن آمده است
6:06 جایز است که انسان به دوست و رفیق خود مسؤولیت بگذارد
6:10 حمل سفر و چمدان
6:13 استفاده از کودکان برای رفع نیاز جایز است
6:17 این شامل نشستن در سایه است
6:20 بهتر از نشستن زیر آفتاب
6:23 این نشان می دهد که نرم کردن بستر و ایجاد ناراحتی آن ایرادی ندارد
6:27 هیچ کس نیست که از فضیلت کسی که بر آن دروغ می گوید انتقاد کند
6:31 و این خوش اخلاقی است
6:33 موضوع باید درجات باشد
6:36 مشروعیت پاکیزگی را دارد
6:38 مخصوصاً برای مهمان انسان، برادرش و هم مومنش
6:43 مخلوط کردن شیر با آب جایز است
6:46 از نوشیدن تا فروش
6:49 حاوی صحت فقه ابوبکر رضی الله عنه است
6:52 و ادب کامل او با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:56 او را از خواب بیدار نکرد
6:59 زیرا شاید بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شده است
7:03 در حالی که او خواب است
7:05 شدت محبت ابوبکر رضی الله عنه را بیان می کند
7:09 به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
7:12 این شامل بیانیه ای از یک معجزه ظاهری است
7:15 به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
7:18 این همان اتفاقی است که برای سرقا و اسبش رخ داد
7:21 فضیلت یقین را توضیح می دهد
7:23 و توکل کامل بر خداوند متعال
7:27 این شامل راهنمایی برای تحقق خوب وعده ها است
7:34 کتاب ظلم و غصب
7:39 فصل قصاص ظلم
7:42 از ابوسعید خدری رضی الله عنه
7:45 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
7:50 اگر مؤمنان از جهنم نجات پیدا کنند
7:52 آنها در پلی بین بهشت و جهنم بسته بودند
7:57 آنها نارضایتی هایی را که در این دنیا بین آنها وجود داشت جبران می کنند
8:01 حتی اگر خالص و تصفیه شده باشند
8:04 به آنها اجازه داد وارد بهشت شوند
8:07 سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست
8:10 برای یکی از آنها اقامتگاهش در بهشت است
8:12 من موقعیت او را در این دنیا نشان می دهم
8:16 نظر در حدیث
8:20 اگر مؤمنان رستگار شوند
8:22 یعنی اگر در امان باشند و از جهنم نجات پیدا کنند
8:25 آنها زندانی شدند، یعنی جلوگیری و متوقف شدند
8:29 با طاق
8:30 قنطارا همه چیز روی یک چشمه یا یک دره متمرکز شده است
8:35 پس تحقیق می کنند
8:37 یعنی در مورد ظلمی که بین آنها اتفاق افتاده است از یکدیگر پیروی می کنند
8:42 تطهیر کنید
8:44 یعنی آنها را از ظلم پاک کن
8:46 و مودب بودند
8:48 یعنی از گناهان خلاص شوید
8:50 به آنها اجازه داد
8:52 یعنی اجازه داشتند
8:54 خانه او را اضافه کنید
8:56 یعنی راه خانه اش را می دانم
8:59 یکی از فواید صحبت کردن
9:03 حدیث دلالت دارد که اهل توحید برای همیشه در جهنم نمی مانند
9:08 در آن، ورود هیچ یک از اهل بهشت جایز نیست
9:13 هیچ کس قلب تاریکی ندارد
9:16 حدیث دلالت دارد که پل پلی است بین بهشت و جهنم
9:22 بر خلاف صراط که پلی بر روی آتش است
9:27 این شامل مشروعیت سوگند اتحاد بدون سوگند به اتحاد است.
9:31 حديث بر وجوب رفع غم و اندوه قبل از مرگ دلالت دارد
9:37 و منظور این است که وقتی اهل بهشت وارد بهشت می شوند
9:41 به آنها گفته می شود که در خانه های خود پراکنده شوید
9:45 در بین اهل نماز جمعه وقتی وقت می گذرانند به آن شهرت دارند
9:49 گفته شد این تعریف از خانه ها مدرک است
9:53 آنها فرشته هستند
9:57 باب کلام الله مجید
10:00 لعنت خدا بر ظالمان باد
10:04 از صفوان بن محرز المزنی می‌گوید:
10:07 در حالی که با ابن عمر راه می رفتم، خدا از هر دو راضی باشد
10:12 دستش را می گیرم
10:14 وقتی مردی خواستگاری کرد
10:15 و او گفت
10:17 چگونه شنیدی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در نجوا می فرمود؟
10:22 و او گفت
10:24 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
10:28 خداوند مؤمن را قضاوت می کند
10:31 کفن خود را بر او می گذارد و او را می پوشاند
10:34 و او می گوید
10:36 میدونی این چه گناهیه؟
10:38 میدونی این چه گناهیه؟
10:40 و او می گوید
10:42 بله، پروردگار
10:44 حتی اگر تصمیم بگیرد که گناهانش را انجام دهد
10:46 با خود فکر کرد که هلاک شده است
10:49 او گفت
10:50 پوشش او برای شما در این دنیا
10:53 و من امروز تو را می بخشم
10:56 کتابی از اعمال نیکش به او داده می شود
10:59 و اما کافر و منافق
11:02 شهادت ها را می گوید
11:04 در یک رمان
11:06 سپس اعمال نیک او بر هم می خورد
11:09 در مورد دیگران یا کفار
11:12 او از شاهدان فراخوانده می شود
11:15 کسانی که به پروردگارشان دروغ گفتند
11:19 لعنت خدا بر ظالمان باد
11:24 نظر در حدیث
11:27 در نجوا
11:28 یعنی بین خداوند متعال و بنده مؤمنش در قیامت چه خواهد شد
11:34 دست من
11:35 یعنی نزدیک می شود
11:37 کفن خود را بر او می گذارد
11:39 یعنی کتمان و بخشش او
11:41 و در آن صورت به چه چیزی محبت می کرد
11:45 گواهینامه ها
11:46 یعنی کسانی که به خاطر تهمت و دروغشان بر علیه آنها شهادت دادند
11:51 لعنت خدا بر ظالمان باد
11:54 چه نفرینی که تمام نمی شود
11:56 زیرا بی عدالتی آنها توصیف ذاتی آنها شده است
11:59 رقیق سازی قابل قبول نیست
12:02 یکی از فواید صحبت کردن
12:06 او از گفتگو سود برد
12:08 کسانی که در میان مؤمنان مرتکب گناه می شوند، به گناهان کفر نمی ورزند
12:13 دروغ و تهمت را در دین خداوند متعال نهی می کند
12:20 درب
12:21 مسلمان به مسلمان دیگر ظلم نمی کند و به او رحم نمی کند
12:25 از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم
12:29 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
12:33 مسلمان برادر مسلمان است
12:35 به او ستم نمی کند و به او رحم نمی کند
12:38 هر که به برادرش محتاج باشد، خداوند به او محتاج خواهد شد
12:43 و هر که غم و اندوه مسلمانی را برطرف کند
12:46 خداوند یکی از گرفتاری ها را در روز قیامت از او دور کند
12:51 هر که مسلمانی را بپوشاند، خداوند او را در روز قیامت می پوشاند
12:56 نظر در حدیث
13:00 تحویل نمی دهد
13:01 یعنی او را به هلاکت نمی اندازد
13:03 و او را نزد کسی که به او آزار می رساند، نگذار
13:06 خدا به او نیاز داشت
13:09 یعنی خداوند حاجتش را برآورده کرد
13:11 تسکین، یعنی حذف و رهایی از دیگران
13:16 اندوه هر غمی است که جان را فرا می گیرد
13:19 این مصیبت بزرگ است که صاحبش را در تنگنا قرار می دهد
13:24 عیوب و زشتی های خود را کتمان کرد و منتشر نکرد
13:30 یکی از فواید صحبت کردن
13:33 از حديث به دست مي آيد كه مجازات از نوع كار است
13:38 برای همکاری، روابط خوب و هماهنگی، خوش شانسی می آورد
13:42 عبارت است از ترغیب مؤمن به پوشاندن و پرهیز از بدنام کردن او
13:47 فضیلت برادری را توضیح می دهد
13:49 هر مسلمانی به هر مسلمانی سزاوارتر است
13:53 بی عدالتی را در همه اشکالش منع می کند
13:57 این فضیلت یک مسلمان را توضیح می دهد که به مسلمان دیگری در هر کار خیر کمک می کند
14:02 من او را با خوبی وصل کردم
14:06 درب
14:07 برادرت را چه ظالم و چه مظلوم یاری کن
14:11 قال عن انس رضی الله عنه
14:15 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
14:18 برادرت را چه ظالم باشد و چه مظلوم، حمایت کن
14:22 مردی گفت
14:24 ای رسول خدا
14:26 اگر ظلم شد از او حمایت کنید
14:29 دیدی اگر ظالم است چگونه از او حمایت کنم؟
14:33 او گفت
14:34 او را بازداشت کنید یا او را از بی عدالتی باز دارید
14:37 در یک رمان
14:39 دست هایش را بگیر
14:41 زیرا این پیروزی اوست
14:44 نظر در حدیث
14:48 منظورم هرکسی است که کمک کرد و کمک کرد
14:51 من حمایت می کنم
14:53 یعنی کمک و کمک
14:55 او را بازداشت کنید یا او را از بی عدالتی باز دارید
14:58 یعنی او را از ظلم بازدار
15:01 یکی از فواید صحبت کردن
15:05 از صحبت کردن سود ببرید
15:07 تشویق به همکاری
15:09 بر حمایت مسلمانان تاکید دارد
15:11 بر شیطانش که او را وسوسه کرد
15:14 و نفسی که او را به بدی امر کرد
15:19 درب
15:20 ظلم ظلمت روز قیامت است
15:24 از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم
15:28 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
15:30 او گفت
15:31 ظلم ظلمت روز قیامت است
15:35 نظر در حدیث
15:39 بی عدالتی تاریکی است
15:41 یعنی روی خانواده اش
15:43 هنگامی که نور مؤمنان بخواهد
15:45 در دست آنها و با سوگندهایشان
15:48 گفته شد تاریکی
15:49 به معنای مصیبت و وحشت
15:52 یکی از فواید صحبت کردن
15:56 از صحبت کردن سود ببرید
15:58 نهی از ظلم
16:00 و در آن هر که از ظلم به برادرم دست برندارد
16:03 مثل تاریکی شب بود
16:06 کسی که از جهانی به جهان دیگر متصل است
16:12 درِ آن که تاریکی داشت
16:14 در مرد
16:15 او هاله خود را تجزیه و تحلیل کرد
16:16 آیا او تاریکی خود را نشان می دهد؟
16:19 از ابوهریره رضی الله عنه گفت
16:23 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
16:27 هر که به برادرش ستم کرد
16:29 از پیشنهاد او یا چیز دیگری
16:31 بگذارید امروز او را از شر آن رها کند
16:34 قبل از آن آتش و درهم نبود
16:38 اگر کار خیری داشته باشد
16:41 به اندازه تاریکی از او گرفته شد
16:44 حتی اگر هیچ کار خیری نداشته باشد
16:46 گرفتن از اعمال بد صاحبش
16:48 بنابراین او را متهم کرد
16:50 در یک رمان
16:52 بنابراین آن را برای او گذاشتم
16:54 نظر در حدیث
16:58 از پیشنهاد او
16:59 به مرد نشان بده
17:01 یعنی محل ستایش و سرزنش از اوست
17:04 یا چیزی
17:05 کمال یا اعمال جراحی و مانند آن
17:08 بذار تحلیلش کنه
17:10 انگار داشت بهش میگفت
17:12 برای من راه حلی درست کنید که برای شما مناسب باشد
17:15 امروز
17:16 یعنی در دنیا
17:18 بنابراین او را متهم کرد
17:20 یعنی به او ارائه شد
17:22 یکی از فواید صحبت کردن
17:26 از حدیث بهره برد
17:28 در روز قیامت پاکسازی می شود
17:30 با کارهای خوب و بد
17:33 با دادن پاداش نیکوکاری به ظلم کننده
17:37 او به جای احقاق حق ظالم، کیفر اعمال بد را بر او می گذارد
17:41 این شامل راهنمایی در مورد لزوم کاهش و تجزیه است
17:45 از همه بی عدالتی ها
17:49 باب: در صورتی که ظلم بر او جایز باشد
17:52 بازگشتی وجود ندارد
17:55 از عایشه رضی الله عنها
17:57 زن از نافرمانی یا طرد شدن شوهرش می ترسد
18:03 او گفت
18:04 او یک زن با یک مرد است
18:07 زیاده روی نکنید
18:09 در یک رمان
18:11 او مردی است که چیزی را در زن خود می بیند که دوست ندارد
18:14 بزرگ شدن یا چیز دیگه
18:17 او می خواهد او را طلاق دهد و با دیگری ازدواج کند
18:20 به او می گوید
18:22 منو بگیر و نذار برم
18:24 سپس با شخص دیگری ازدواج کرد
18:27 تو از خرج کردن بر من و تقسیم آن با من آزاد هستی
18:32 در یک رمان
18:33 اگر موافق باشید اشکالی ندارد
18:36 این را خداوند متعال می فرماید
18:39 اگر بین خود صلح کنند گناهی بر آنها نیست
18:44 و آشتی بهتر است
18:46 نظر در حدیث
18:49 زن از نافرمانی یا طرد شدن شوهرش می ترسد
18:54 یعنی اگر زن بترسد شوهرش را پشت سر می گذارد
18:58 عدم تمایل او به آن و امتناع او از این کار
19:02 زیاده روی نکنید
19:04 یعنی آنچه را که در مصاحبت طولانی او می خواهد از او نمی بیند
19:09 او می خواهد او را ترک کند
19:11 و تقسیم
19:12 یعنی شب موندن
19:14 صلح میان آنها گناهی نیست و صلح بهترین است
19:20 یعنی اگر موافق باشند
19:22 هیچ سرزنشی و ضرری متوجه آنها نیست
19:25 در این صورت جایز است شوهرش در این حالت نزد او بماند
19:29 بهتر از تقسیم است
19:32 یکی از فواید صحبت کردن
19:36 از صحبت کردن سود ببرید
19:38 جایز است برخی از همسران در آن روز به یکدیگر هدیه دهند
19:43 جايز است زن از بعضى از حقوق ضرورى خود نسبت به شوهرش بگذرد
19:49 حدیث دلالت بر این دارد که مصالحه بین طرفین اختلاف است
19:53 بهتر از بررسی هر یک از آنها در هر حقی است
19:58 به دلیل اصلاح آن و حفظ آشنایی
20:01 و آن را مباح وصف می کند
20:04 بیانگر این است که مصالحه در همه امور جایز است
20:08 مگر اینکه حرام را حلال کند یا حرام را حلال کند
20:12 صلح نخواهد بود
20:14 اما ناعادلانه خواهد بود
20:19 باب گناه کسی که به هر نقطه از زمین ظلم کند
20:23 از سعید بن زید بن عمر بن نفیل
20:26 این تخصص او، آروا است
20:28 در سمت راست مدعی شد که او را به مروان تقلیل داده است
20:33 سعید گفت
20:35 من او را از هیچ چیز محروم نکردم
20:38 شهادت می دهم که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
20:44 هر که یک وجب زمین را به ناحق بگیرد
20:47 در یک رمان
20:48 هر که در روی زمین به چیزی ستم کند
20:51 در روز قیامت هفت زمین او را احاطه می کند
20:58 نظر در حدیث
21:01 عروه دختر آویس است
21:04 من ادعا کردم
21:05 منظور این است که او ادعا می کند
21:07 او را از او کم کرد
21:09 یعنی گرفتن چیزی از زمینش
21:12 او را احاطه کرده است
21:14 یعنی اطرافش
21:15 یا مثل یقه دور گردنش باشد
21:19 یکی از فواید صحبت کردن
21:22 از صحبت کردن سود ببرید
21:24 غصب گناه کبیره است
21:27 در آن ثواب از نوع کار است
21:30 بیانی در مورد فضل سعد رضی الله عنه آمده است
21:33 و ایستادگی او در حدود خداوند متعال
21:39 از ابوسلمه بن عبدالرحمن
21:42 بین او و مردم بود
21:44 دعوا در زمین
21:46 پس بر عایشه وارد شد
21:48 بنابراین او آن را به او یادآور شد
21:50 و او گفت
21:52 ای ابوسلمه!
21:53 زمین را برایم بیاور
21:55 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
21:59 هر که یک اینچ ظلم کند
22:02 در یک رمان
22:03 یک اینچ زمین
22:06 انگشتر او از هفت زمین است
22:10 نظر در حدیث
22:13 ناملایمات
22:14 هر گونه اختلاف
22:16 زمین را برایم بیاور
22:17 یعنی از ترس بی عدالتی از نزاع در زمین دوری کنید
22:21 در عرض یک اینچ
22:23 هر مقدار یک اینچ
22:24 مقصود بزرگنمایی موضوع است
22:27 حتی اگر مساحت زمین در نظر گرفته نشود
22:31 یکی از فواید صحبت کردن
22:34 از صحبت کردن سود ببرید
22:37 مجازات از نوع کار است
22:39 ظلم و غصب حق را نهی می کند
22:43 حاوی خطبه ای برای منازعین است
22:45 و عواقب کارها را به آنها یادآوری کنید
22:51 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
22:54 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
22:57 هر کس چیزی را بدون حق از زمین بردارد
23:01 در روز قیامت هفت زمین آن را گرفت
23:06 نظر در حدیث
23:10 هر کس چیزی را بدون حق از زمین بردارد
23:13 یعنی غصب زمین از صاحبانش
23:16 او گرفتار شد
23:17 یعنی غرق شد و رفت داخل زمین
23:21 یکی از فواید صحبت کردن
23:24 از صحبت کردن سود ببرید
23:26 مجازات از نوع کار است
23:29 ظلم و غصب حق را نهی می کند
23:35 فصل : اگر شخصی به دیگری اجازه انجام کاری را بدهد، جایز است
23:40 در مورد جبله فرمود:
23:42 با چند عراقی در شهر بودیم
23:45 یک سال روی ما تاثیر گذاشت
23:47 ابن الزبیر به ما خرما می داد
23:51 ابن عمر رضی الله عنه از کنار ما گذشت و گفت:
23:56 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
23:59 جفت شدن را ممنوع کرد
24:01 در یک رمان
24:03 برای مردی که هر دو تاریخ را با هم ترکیب کند
24:07 مگر اینکه مرد از شما اجازه برادرش را بگیرد
24:11 نظر در حدیث
24:15 در برخی از مردم عراق
24:17 منظور از اعزام مردم عراق چیست؟
24:20 سال گرانی و بی ثمری
24:23 ما با خرما برکت داریم
24:25 یعنی می دهد و می دهد
24:28 جفت شدن
24:29 برای خوردن دو عدد خرما
24:33 یکی از فواید صحبت کردن
24:36 حدیث مشتمل بر نهی از حرص و طمع است
24:41 این شامل راهنمایی برای ایجاد نوع دوستی است
24:46 باب کلام الله مجید
24:49 او سرسخت ترین دشمنان است
24:52 از عایشه رضی الله عنها
24:55 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
24:59 منفورترین مردان نزد خدا
25:02 حریف قوسی
25:04 نظر در حدیث
25:08 او سرسخت ترین دشمنان است
25:10 یعنی اگر با او بحث کنید
25:12 من آن را تلخ، دشوار و غیر قابل تحمل یافتم
25:15 و آنچه از آن نتیجه می شود
25:18 متنفرم
25:19 یعنی منفورتر و منفورتر
25:22 آلد
25:23 یعنی خیلی بحث برانگیز است
25:26 تخفیف
25:27 یعنی به مشاجره علاقه دارد و در آن مهارت دارد
25:31 یکی از فواید صحبت کردن
25:35 از صحبت کردن سود ببرید
25:37 نکوهش رقیب کسانی که به دروغ و بدون علم به منازعه می پردازند
25:42 در آن برای کسانی که بر سر حقوق خود مجادله می کنند، دعوا جایز است
25:45 در آن به او ظلم می شود
25:47 مسیرهای زائران قانونی
25:50 این شامل راهنمایی در مورد مدارا در آیات حقوق است
25:56 باب: کسی که با علم به ناحق اختلاف کند گناه دارد
26:01 از ام سلمه رضی الله عنه
26:03 شوهر پیامبر صلی الله علیه و آله
26:07 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
26:10 صدای دعوا را در اتاقش شنید
26:14 پس نزد آنان رفت و گفت
26:16 اما من انسانم
26:19 و حریف به سمت من می آید
26:21 در یک رمان
26:23 و تو با من دعوا میکنی
26:26 شاید برخی از شما بیشتر از دیگران مطلع شوید
26:30 در یک رمان
26:31 استدلال خود را انشاء کرد
26:33 فکر می کنم حق با او بود
26:36 من آن را برای او حکم خواهم کرد
26:38 هر کس را برای او قضاوت کنید مسلمان است
26:41 تکه ای از آتش است
26:44 بگیر یا بگذار
26:48 در یک رمان
26:49 بنابراین او آن را نمی پذیرد
26:52 نظر در حدیث
26:56 اتاقش
26:57 یعنی اتاقش
26:58 من انسان هستم
27:00 یعنی من غیب و باطن را نمی دانم
27:03 گزارش دهید
27:04 یعنی استدلال خود را به صراحت بیان کرد
27:07 پس حساب میکنم
27:08 یعنی به احتمال زیاد
27:10 پس تصمیم میگیرم
27:12 یعنی عاقل تر باش
27:13 بگیر یا بگذار
27:16 تهدید، چاره ای نیست
27:20 یکی از فواید صحبت کردن
27:23 او از گفتگو سود برد
27:25 حکم ظاهری است
27:27 و خداوند از اسرار مراقبت می کند
27:30 و گناه ضلالت در آن نهفته است
27:31 درباره قاضی کوشا
27:34 حاوی مشروعیت کار است
27:36 به احتمال زیاد
27:40 باب قصاص مظلوم
27:41 اگر مال ظالمش را بیابد
27:45 عن عقبه بن عامر رضی الله عنه
27:47 او گفت
27:49 گفتیم یا رسول الله
27:51 شما برای ما بفرستید
27:53 پس با قومی فرود می آییم
27:55 ما را قبول ندارند
27:57 پس چی میبینی؟
27:58 رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما فرمود
28:02 اگر با مردمی بمانی
28:04 پس آنچه را که مناسب میهمان است برای شما سفارش کردند
28:07 پس قبول کن
28:08 اگر این کار را نکنند
28:10 پس حق مهمان را از آنها گرفتند
28:12 که باید
28:15 نظر در حدیث
28:18 آنها ما را قبول ندارند
28:20 یعنی حق مهمان نوازی را به ما نمی دهند
28:23 پس چی میبینی؟
28:25 یعنی در این صورت چه کنیم؟
28:28 پس برای شما سفارش دادند
28:30 یعنی حق مهمان نوازی شماست
28:33 یکی از فواید صحبت کردن
28:37 از صحبت کردن سود ببرید
28:39 تایید حق مهمان نوازی
28:41 معنای ظاهری حدیث دلالت بر واجب بودن میهمان دارد
28:45 و عامه سنت است