متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
یک مرکز سود
0:06
برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09
او ارائه می دهد
0:10
خلاصه صحیح البخاری
0:15
باب: هر که امور نواحی را برحسب توافقی که در بیع و اجاره دارند اداره کند.
0:24
و پیمانه و وزن
0:26
سنت های آنها بر اساس نیات و عقاید معروف آنها است
0:32
قال عایشه رضی الله عنها
0:35
هند بنت عتبه آمد
0:38
گفت یا رسول الله
0:40
هیچ مردمی در روی زمین برای من محبوبتر از اهل خبایک نیست که ذلیل شوند.
0:48
آن وقت آنچه امروز بر روی زمین است، اهل خبیک هستند، من بیشتر از اهل خبایک آرامش را ترجیح می دهم.
0:56
او گفت
0:57
و نیز سوگند به کسی که جان من در دست اوست
1:00
او گفت
1:01
ای رسول خدا
1:03
ابوسفیان مردی حلیم است
1:06
آیا خجالت می کشم به کسی که بچه های ما را دارد غذا بدهم؟
1:12
در یک رمان
1:13
یک مرد خسیس
1:15
آیا این اشکال دارد که من مقداری از پول او را مخفیانه بگیرم؟
1:19
و در یک رمان
1:21
او به اندازه کافی برای من و فرزندم به من نمی دهد
1:24
جز آنچه از او گرفتم و او نمی دانست
1:28
او گفت
1:29
جز با مهربانی نمی بینمش
1:33
در یک رمان
1:34
آنچه را که برای شما و فرزندتان کافی است، مطابق آنچه معقول است، بردارید
1:38
و در یک رمان
1:40
هیچ اشکالی ندارد که به آنها غذا بدهید
1:44
نظر در حدیث
1:47
از مردم خبا
1:49
الخیبه به معنای خیمه است
1:51
مسکن و خانه را بیان می کند
1:55
مسیک خسیس است
1:57
خجالت از هر گناهی
2:00
چه کسی آن را دارد
2:01
یعنی از پولش
2:03
بچه های ما
2:04
یعنی بچه های ما
2:06
من آن را نمی بینم
2:08
یعنی من آن تغذیه را نمی بینم
2:11
با لطف
2:12
یعنی طبق معمول
2:15
یکی از فواید صحبت کردن
2:18
از صحبت کردن سود ببرید
2:21
گرفتن حق ثابت از مال دیگری بدون اذن او جایز است
2:25
شکایت زن از شوهرش به قاضی و هر کس که او را عدالت کند جایز است
2:31
در آن علم صحیح شرط لازم شرع است
2:36
شامل تعهد تأمین معاش زن و فرزندان خردسال می شود
2:40
و از آن به اندازه کافی قدردانی می شود
2:45
قال عایشه رضی الله عنها
2:48
و هر که ثروتمند است پناه ببرد
2:52
هر که فقیر است عاقلانه بخورد
2:57
درباره سرپرست یتیم نازل شد
2:59
کسى که در آن ساکن است و با مال خود رستگار است
3:02
اگر فقیر است از آن عاقلانه بخور
3:07
نظر در حدیث
3:10
و هر که ثروتمند است پناه ببرد
3:13
هر که فقیر است عاقلانه بخورد
3:17
یعنی اگر ثروتمند است اجرش از آن خداست
3:21
اگر فقیر است به اندازه توانش برای یتیم بخورد
3:26
به اندازه نیاز گفته شد
3:29
وصی یتیم یعنی پیگیر امور او و مواظبت اوست
3:34
کسي که مسئول امور اوست
3:38
او با پولش خوب است
3:40
یعنی از پول یتیم مراقبت می کند تا از بین نرود
3:45
یکی از فواید صحبت کردن
3:48
او از گفتگو سود برد
3:50
معامله با پول یتیم توصیه می شود
3:53
و مراقبت از میوه درخت
3:55
و هر پولی به آن بستگی دارد
3:58
در آن آمده است که سرپرست یتیم مانند اجیر است
4:04
باب بیع شریک از شریک او
4:08
عن جابر بن عبدالله رضی الله عنه آنچه گفت
4:12
پیامبر صلی الله علیه و آله تصمیم گرفت
4:14
با شفعه برای هر ملکی که تقسیم نشد
4:18
در یک رمان
4:19
در تمام آن قسم نخورد
4:22
اگر مرزها امضا شود و جاده ها پاک شوند
4:26
هیچ حق تقدمی وجود ندارد
4:28
نظر در حدیث
4:32
حکمی اجرا نشد
4:34
با پیش گرفتن
4:35
حق شریک به سهم شریک اوست
4:39
او هیچ ملک مشترکی را مانند املاک تقسیم نکرد
4:43
مرزها امضا شد و راه ها بسته شد
4:46
یعنی تقسیم شد و تقسیم نشد
4:50
یکی از فواید صحبت کردن
4:53
از صحبت کردن سود ببرید
4:55
مشروعیت شرکت در املاک و مستغلات
4:59
این یکی از اهداف این شرکت است
5:02
ضرر و زیان را انکار کنید
5:06
باب: اگر بدون اذن او برای دیگری چیزی بخرد قبول است
5:12
از عبدالله بن عمر رضی الله عنه آنچه گفت
5:16
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
5:20
سه راه از کسانی که قبل از شما آمده بودند به راه افتادند
5:25
پس شب را در غاری مستقر کردند
5:28
پس وارد شدند
5:29
سپس سنگی از کوه پایین آمد
5:32
غار روی آنها بسته شد
5:35
و گفتند
5:36
او شما را از این سنگ نجات نخواهد داد
5:39
مگر اینکه از خدا خیر و صلاح اعمال خود را بخواهید
5:43
در یک رمان
5:44
بهترین کاری که تا به حال انجام داده اید
5:47
و در یک رمان
5:49
پس از خدا در این باره دعا کن شاید تو را از آن رهایی بخشد
5:53
و در یک رمان
5:55
فقط صداقت می تواند شما را نجات دهد
5:57
بگذارید هر مردی از شما برای آنچه درست می داند دعا کند
6:03
یکی از آنها گفت
6:06
خدایا من دو پدر و مادر بزرگ داشتم
6:10
قبل از آنها هیچ خانواده یا پولی را از دست نمی دادم
6:15
در یک رمان
6:16
پس می رفتم بیرون و چرا می کردم
6:18
بعد میام شیر میدم
6:21
پس دوشیزه را آوردم
6:23
پس آن را برای پدر و مادرم می آورم و آنها می نوشند
6:26
بعد به بچه ها و خانواده و همسرم آب می دهم
6:30
ما یک روز از درخواست چیزی خودداری می کنیم
6:33
من روی آنها استراحت نکردم تا اینکه او به خواب رفت
6:37
بنابراین خوشحالی آنها را دوشیدم
6:40
آنها را در خواب یافتم
6:42
من از محروم کردن آنها از خانواده یا ثروت متنفر بودم
6:47
بنابراین من با لیوان در دست ماندم و منتظر ماندم تا آنها بیدار شوند
6:52
در یک رمان
6:54
از بیدار کردنشان متنفر بودم
6:56
پسرها جلوی پای من غوغا می کردند
7:00
این عادت من و آنها نیست
7:03
تا روشنایی سحر
7:06
پس بیدار شدند و مستی خود را نوشیدند
7:10
خدایا، اگر این کار را برای جستجوی صورت تو انجام می دادم
7:14
بنابراین او ما را از این سنگی که در آن هستیم رها کرد
7:18
در یک رمان
7:20
او برای ما پنجره ای ایجاد کرد که از آن آسمان را می دیدیم
7:24
چیزی رخ داد که آنها نتوانستند بیرون بیایند
7:29
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
7:32
دیگری گفت
7:34
خدایا من یه پسر عمو داشتم
7:37
او محبوب ترین فرد برای من بود
7:40
در یک رمان
7:41
همانطور که یک مرد بیشتر از همه زنان را دوست دارد
7:45
بنابراین من آن را برای خودم می خواستم
7:47
بنابراین او من را رد کرد
7:50
تا اینکه یک سال به او آسیب رساند
7:53
سپس او به سمت من آمد
7:55
پس بیست و صد دینار به او دادم
7:58
در یک رمان
8:00
تا اینکه برایش صد دینار آوردم
8:03
تا از من فاصله بگیرم
8:06
بنابراین من انجام دادم
8:08
حتی اگر بتوانید آن را بپردازید
8:11
او گفت
8:12
در یک رمان
8:13
از خدا بترسید
8:15
شکستن انگشتر جز به حق او بر شما جایز نیست
8:20
خجالت کشیدم روی او بیفتم
8:23
بنابراین من او را ترک کردم و او محبوب ترین فرد برای من بود
8:27
و او طلایی را که به او دادم گذاشت
8:31
خدایا، اگر این کار را برای جستجوی صورت تو انجام می دادم
8:34
بنابراین او ما را از آنچه در آن بودیم راحت کرد
8:37
سپس سنگ باز شد
8:40
در یک رمان
8:41
او دو سوم آنها را آزاد کرد
8:44
با این حال، آنها نمی توانند از آن خارج شوند
8:48
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
8:51
سومی گفت
8:53
خدایا اگر کارگر استخدام کنی
8:57
پس پاداششان را به آنها دادم
8:59
نه یک مرد
9:01
آنچه مال او بود گذاشت و رفت
9:04
پس پاداش او مثمر ثمر بود
9:05
تا اینکه پول زیادی داشت
9:09
در یک رمان
9:10
من یک کارگر را با اختلاف یک ذره استخدام کردم
9:14
پس به او دادم
9:15
و از گرفتن آن امتناع کرد
9:18
بنابراین من به آن تفاوت نگاه کردم و آن را کاشتم
9:21
تا اینکه از او گاو خریدم و گله کردم
9:25
و در یک رمان
9:27
روی تیم های برنج
9:30
بعد از مدتی نزد من آمد و گفت
9:33
ای عبدالله
9:34
ثواب من را بده
9:37
پس به او گفتم
9:38
هرچه می بینی پاداش توست
9:40
از شتر و گاو و گوسفند و برده
9:44
و او گفت
9:45
ای عبدالله
9:47
من را مسخره نکن
9:49
پس گفتم
9:50
من شما را مسخره نمی کنم
9:53
پس همه را گرفت و از دست داد
9:56
او چیزی از آن را پشت سر نگذاشت
9:59
خدایا، اگر این کار را برای جستجوی صورت تو انجام می دادم
10:03
پس ما را از وضعیتی که در آن هستیم رها کن
10:07
سپس سنگ باز شد
10:09
در یک رمان
10:10
بنابراین او آنها را ترک کرد
10:13
در همه جا
10:15
بنابراین آنها پیاده روی کردند
10:18
نظر در حدیث
10:22
سه رحات
10:23
یعنی سه نفر
10:25
اوه، خواب
10:27
یعنی در شب
10:28
گار
10:29
او در کوه فرو رفت
10:31
پس رفتم پایین
10:32
یعنی از ارتفاعی فرود آمد و فرود آمد
10:35
فاسد شده
10:36
یعنی بسته بود
10:38
او شما را نجات نخواهد داد
10:40
یعنی نه نجاتت می دهد و نه نجاتت می دهد
10:43
به نفع اعمالت
10:45
یعنی دعا کنندگان به درگاه خداوند متعال
10:47
کار خوبی کردی
10:50
احمق نباش
10:52
غبق در حال نوشیدن شام است
10:55
فنابی
10:56
یعنی بعد از
10:58
دلداریشان ندادم
11:00
یعنی نزد پدر و مادرم برنگشتم
11:03
پس من ماندم
11:04
یعنی من سر جای خودم ماندم
11:06
لیوان
11:07
یعنی نفس
11:09
روی دستم
11:10
یعنی در دستم می گیرم
11:13
رعد و برق سحر
11:14
یعنی نور آن ظاهر شد
11:16
به دنبال چهره شماست
11:18
یعنی طلب لذت و ارادت تو نسبت به تو
11:22
بنابراین او ما را آزاد کرد
11:24
یعنی ما را از پریشانی که در آن هستیم بیرون بیاور
11:27
پس خیالم راحت شد
11:29
یعنی آواره شد
11:31
بنابراین من آن را برای خودم می خواستم
11:33
استعاره ای از درخواست آمیزش جنسی
11:36
تا اینکه یک سال از آن رنج می برد
11:38
یعنی تا یک سال خشکسالی به او رسید و حاجت گرفت
11:44
قفل حلقه را باز کنید
11:46
استعاره ای از باکرگی
11:49
جز حقوقش
11:50
ازدواج است
11:52
و منظور چیست
11:53
باکرگی را نمی توان جز با نکاح مباح از بین برد
11:57
با شیردوش
11:59
یعنی با ظرفی که در آن دوشیده است
12:01
در اینجا منظور است
12:04
شیری که در آن رقیق شده است
12:06
سر و صدا می کنند
12:07
یعنی از گرسنگی جیغ می کشند و گریه می کنند
12:11
به پای من
12:12
یعنی پای من در حالی که ایستاده ام
12:15
همیشه
12:16
یعنی عادت من و برخورد من با آنها
12:20
بنابراین من خجالت کشیدم
12:21
خجالت گناه و ناراحتی است
12:24
از افتادن روی آن
12:26
هر گونه بی ادبی او
12:28
بنابراین من او را ترک کردم
12:30
یعنی گذاشتمش
12:32
به دنبال چهره شماست
12:34
یعنی مخلص به خداوند متعال
12:37
یک جایزه
12:38
یعنی کسانی که با دستمزد کار می کنند
12:41
به آنها پاداش دهید
12:42
یعنی حق الزحمه توافقی آنها
12:46
آنچه مال اوست را رها کن
12:47
یعنی نگرفت
12:49
پس ثمر داد
12:50
یعنی افزایش پیدا کرد
12:52
تا اینکه پول زیادی داشت
12:55
یعنی شتر و گاو و غیره
12:58
بعد از مدتی به سمت من آمد
13:00
یعنی بعد از مدتی
13:02
ثواب من را بده
13:04
یعنی کرایه قبلی رو بده
13:07
و غلام
13:08
یعنی بردگان
13:10
من را مسخره نکن
13:12
یعنی مسخره ام نکن
13:14
پس خسته شد
13:15
یعنی او را گرفت و به جلو برد
13:18
با یک تفاوت
13:20
تفاوت
13:21
اندازه ای که دارای سه ساس است
13:24
این تقریباً معادل هفت و نیم کیلوگرم است
13:28
پدرم
13:29
یعنی خودداری کنید
13:31
پس غسل تعمید گرفتم
13:32
یعنی منظورش این بود
13:34
بنابراین او لغزید
13:35
یعنی آواره شد
13:38
یکی از فواید صحبت کردن
13:42
از صحبت کردن سود ببرید
13:44
اخبار کشورهای پیشرفته
13:46
اعمال آنها را برای تشویق دیگران به انجام آن ذکر کرد
13:50
و در آن آنچه پیش از ما تشریع شده بود برای ما تشریع شد
13:54
مگر اینکه انکار کند
13:56
مستحب است در مواقع سختی نماز بخواند
13:59
و توسل به خداوند متعال برای اعمال نیک
14:03
همانطور که در قطره چکان
14:05
مؤید کرامت اولیاء و صالحان است
14:09
حاوی توضیحی در مورد فضیلت تکریم والدین و خدمت به آنهاست
14:14
و ترجیح آنها بر فرزندان و همسر دیگر
14:18
نفقه بر عهده پدر و مادر است
14:21
و در مورد فرزندان و خانواده ها
14:24
حاوی فضیلت عفت و پرهیز از حرام پس از توانایی است
14:30
حاوی پذیرش توبه از سوی خداوند متعال است
14:33
و هر کس با آنچه باقی مانده است، جبران کند آمرزیده خواهد شد
14:37
و کسانی که مرتکب اعمال زشت می شوند، آنها را رها می کنند تا چهره او را بجویند
14:41
دستمزدش را نوشت
14:43
این شامل درخواست از خداوند متعال برای تحقق وعده خود است
14:48
این شامل راهنمایی برای اصلاح و توسعه پول است
14:52
حدیث از زنا نهی می کند
14:55
نشان دهنده مطلوبیت ازدواج برای کسانی است که توانایی انجام آن را دارند
14:59
در حديث دلالت دارد كه عاشق بين ازدواج يكسان نمي بيند
15:05
این شامل ترساندن خداوند متعال به کسانی است که می خواهند گناه کنند
15:09
او را به تقوا و توبه امر کرد
15:12
حدیث حاوی راهنمایی برای عدم سوء استفاده از نیازهای مردم است
15:17
فضیلت پاسخگویی و ترس از خداوند متعال را توضیح می دهد
15:22
این شامل مشروعیت اجاره است
15:25
اجاره غذا جایز است
15:28
دلالت بر جایز بودن فروش مال دیگری از روی کنجکاوی دارد
15:33
دفع آن بدون اجازه صاحب آن
15:36
اگر بعد از آن مالک اجازه دهد
15:39
حاوی توضیحی درباره فضیلت تحقق امانت است
15:42
در این حدیث به نهی از استهزاء اشاره شده است
15:47
این نشان می دهد که اگر سپرده گذار با پول سپرده شده معامله کند و سود کند
15:52
آیا بر سر اینکه سود متعلق به صاحب پول است اختلافی وجود دارد؟
15:56
بیان می کند که حقوق مالی با مرور زمان از بین نمی رود
16:01
فضیلت اخلاص را برای خداوند متعال در همه اعمال بیان می کند
16:06
و هر کس از خدا پروا کند، برای او راه نجاتی قرار می دهد
16:10
باب خرید و فروش با مشرکان و اهل جنگ
16:17
از عبدالرحمن بن ابی بکر رضی الله عنهم گفت
16:22
ما با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم صد و سی بودیم
16:27
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
16:30
آیا کسی از شما غذا دارید؟
16:33
سپس مردی یک صاع غذا یا مانند آن داشت
16:37
پس خمیر کرد
16:38
سپس مردی مشرک به نام میشان لانگ آمد
16:42
او گوسفند را می راند
16:45
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
16:48
فروش یا آتیا
16:50
یا گفت: «امهابه».
16:53
گفت نه، اما بفروش
16:56
پس از او شاه خرید
16:58
پس درستش کردم
16:59
پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد
17:02
با سیاهی معده کباب می شود
17:05
خدا رحمت کند
17:07
در سی و صد چیست؟
17:09
جز اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله غمگین شد
17:12
روی شکمش لکه سیاهی دارد
17:16
اگر شاهد بود به او بده
17:19
اگر غیبت می کرد از او پنهان می ماند
17:22
پس از آن دو کاسه درست کرد
17:25
همه خوردند و ما راضی شدیم
17:28
بنابراین من دو کاسه را ترجیح دادم
17:30
پس او را بر شتر حمل کردیم
17:33
نظر در حدیث
17:37
با پیامبر صلی الله علیه و آله بودیم
17:40
یعنی در سفر
17:42
با یک مرد
17:43
هر یک از اصحاب
17:45
از غذا
17:46
هر جو اوبر
17:48
چون خمیر کرد
17:50
پس خمیر کرد
17:51
یعنی از آن نان درست کنند
17:53
میشان
17:55
یعنی خیلی طولانی بالاتر از طول
17:58
غیر از این گفته شد
18:00
آتیا
18:01
هر هدیه ای بدون بازگشت
18:04
پس درست کردم یعنی ذبح کردم
18:07
سیاهی شکم جگر است
18:10
می گفتند هر چه در معده است، مانند جگر و غیره
18:14
روی آتش کباب شود
18:17
خدا خیرت دهد یکی از کلمات قسم است
18:21
یعنی دست راست خدا
18:23
هر تکه ای را برش دهید
18:25
هر تکه ای را برش دهید
18:29
تماشا کنید
18:30
یعنی حاضر
18:32
او را پنهان کن
18:33
یعنی سهم او
18:35
پس از آن دو کاسه درست کرد
18:37
کاسه
18:39
ظرفی که گنجایش ده نفر را دارد
18:42
پس ترجیح دادم
18:43
یعنی افزایش پیدا کرد
18:46
یکی از فواید صحبت کردن
18:49
از صحبت کردن سود ببرید
18:51
فروش کافر و اثبات مالکیت او بر آنچه در اختیار اوست جایز است
18:56
در حدیث آمده است که خریدن چیز از شخص ناشناس جایز است
19:01
تا زمانی که بداند از چه چیزی باید اجتناب کند
19:05
یا باید بیعت با او را ترک کرد
19:08
و به این معناست که هر که چیزی در دست دارد
19:11
به نظر می رسد که او صاحب آن است
19:14
خریدار ملزم به دانستن حقیقت در مورد مالکیت خود نیست
19:18
در حدیث چهار معجزه وجود دارد
19:21
اولی ضرب صاع است
19:23
دوم افزایش تیرگی شکم
19:26
و سومی
19:27
عرض دو کاسه برای آن عدد کافی است
19:31
و چهارمی
19:32
غذای باقی مانده پس از سیر شدن آنها باقی می ماند
19:37
نشان دهنده مطلوبیت تسلی با غذا در هنگام گرسنگی شدید است
19:41
و مردم در آن برابرند
19:44
نشان دهنده ظهور برکت در هنگام ملاقات بر غذا است
19:48
تایید خبر با سوگند جایز است
19:51
حتی اگر مخبر صادق باشد
19:56
باب: خریدن مال از نظامی و هدیه دادن به او و آزاد کردن او
20:01
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
20:04
در یک رمان
20:06
حضرت ابراهیم علیه السلام فقط سه دروغ گفت
20:10
دو تا از آنها در ذات خداوند متعال است
20:14
گفتن من مریضم
20:17
و چه گفت، اما چه کرد این بزرگترشان
20:21
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
20:24
ابراهیم علیه السلام با ساره هجرت کرد
20:27
پس وارد روستایی شد که در آن پادشاهی بود
20:31
یا توانا یکی از توانا
20:34
گفته شد که ابراهیم با زنی ازدواج کرد
20:37
او یکی از بهترین زنان است
20:40
پس به سوی او بفرست: ای ابراهیم، این کیست که تو داری؟
20:45
خواهرم گفت
20:47
سپس نزد او برگشت و گفت
20:50
به من دروغ نگو
20:52
به آنها گفتم شما خواهر من هستید
20:55
به خدا سوگند در زمین غیر من و شما مؤمنی هست
20:59
پس برایش فرستاد
21:01
پس مقابل او ایستاد
21:03
پس برخاست و وضو گرفت و نماز خواند
21:06
و او گفت
21:07
خدایا اگر به تو و رسولت ایمان بیاورم
21:11
با عفتم جز با شوهرم خوب رفتار کردم
21:14
بر کافر مسلط نشوید
21:17
خودش را پوشاند تا با پا دوید
21:21
در یک رمان
21:23
وقتی واردش شدم
21:25
رفت با دست گرفت و گرفت
21:29
و او گفت
21:30
از خدا برای من دعا کن تا به تو آسیبی نرسانم
21:33
پس به درگاه خدا دعا کرد و او او را رها کرد
21:36
بعد دومی رو بخور
21:38
بنابراین او همان یا بدتر را گرفت
21:41
و او گفت
21:42
از خدا برای من دعا کن تا به تو آسیبی نرسانم
21:45
پس او نماز خواند و او آزاد شد
21:47
پس برخی از حجاب های خود را فراخواند
21:50
ابوهریره گفت
21:52
و او گفت
21:53
خدایا اگه بمیره
21:55
گفته می شود که او کشته شده است
21:57
پس دومی یا سومی را فرستاد
22:01
و او گفت
22:02
به خدا سوگند جز شیطان برای من نفرستاده ای
22:06
آن را به ابراهیم برگردان
22:09
و به او آجر دادند
22:12
پس به سوی ابراهیم علیه السلام بازگشتم
22:15
و او گفت
22:16
و او گفت
22:17
احساس کردم خدا کافر را سرکوب کرد
22:20
و به پسرش خدمت کند
22:22
در یک رمان
22:24
در حالی که ایستاده بود و نماز می خواند نزد او آمد
22:27
پس پدرم دستش را تکان داد
22:29
آماده است
22:30
او گفت
22:31
خداوند مکر کافر را دفع کند
22:34
یا فاسق در ذبح او
22:37
و من در خدمت هاجر هستم
22:39
ابوهریره گفت
22:41
این مادر شماست، فرزندان آبهای آسمان
22:46
نظر در حدیث
22:49
ابراهیم علیه السلام با ساره هجرت کرد
22:52
یعنی با آن سفر کرد
22:54
دهکده
22:55
گفته شد
22:56
روستا
22:57
اردن
22:59
پادشاه
23:00
گفته شد که نام او سادوک است
23:02
توانا
23:04
توانا پادشاه ظالم را می خواند
23:07
تو خواهر من هستی
23:09
او خواهان برادری دینی بود
23:11
مؤمن
23:12
یعنی به خدای متعال
23:15
پس مقابل او ایستاد
23:17
یعنی شاه فحشا می خواهد
23:20
و من از اندام عورتم محافظت کردم
23:22
یعنی اسلام و عفت و آزادی و ازدواج از او محافظت می کند
23:27
مراد در اینجا ازدواج است
23:30
بر من مسلط نباش
23:32
یعنی نگذار به دستم برسد
23:34
بنابراین او فشار داد
23:36
یعنی تا شنیدن صدای خرخرش خفه شد
23:39
با پا دوید
23:41
یعنی حرکت دهید و به زمین بزنید
23:44
پس فرستاد
23:45
یعنی آنچه را که به او رسید آزاد کرد
23:49
یک شیطان
23:50
یعنی یاغی از جن
23:53
و به او آجر دادند
23:55
یعنی سارا را برده دادند
23:57
اسمش هاجر است
23:59
احساس کردم
24:00
یعنی اطلاع دادم
24:02
خطاب به ابراهیم علیه السلام
24:05
سرکوب شد
24:06
یعنی او را عصبانی کرد و طردش کرد، بدبخت و ناامید
24:10
غیر از این گفته شد
24:12
و من در خدمت ولیده هستم
24:14
یعنی ملتی به او داد تا خدمت کند
24:17
یکی از فواید صحبت کردن
24:21
از صحبت کردن سود ببرید
24:23
مشروعیت وضو و نماز در دین ابراهیم علیه السلام
24:28
کرامت زنان صالح را ثابت می کند
24:32
درخواست از خداوند متعال برای انجام کار خیر جایز است
24:38
حدیث دلالت دارد که هر که حدود خدای متعال را حفظ کند
24:43
در دنیا و آخرت
24:45
این شامل راهنمایی برای اجتناب از مناطق مشکوک است
24:49
در حدیث آمده است: هر که به همسرش بگوید خواهرم و اخوت در دین بخواهد
24:55
معلوم نبود
24:57
و تحقیقات وجود دارد
24:58
اجازه برگزاری نمایشگاه را می دهد
25:01
و منزه از دروغ است
25:04
یکی از شرایط اجابت دعا، اخلاص است
25:08
و برای صالحان امتحانی است که درجات خود را بالا ببرند
25:13
این شامل مشروعیت طلب الحیالی برای رهایی از تاریکی است
25:18
حاوی راهنمایی است که در هنگام ایمان به سرنوشت مراقب باشید
25:23
فصل کشتن خوک ها
25:28
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
25:32
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
25:36
سوگند به کسی که جان من در دست اوست
25:38
در این که فرزند مریم در میان شما نازل شود، مشکوک است
25:42
در یک رمان، ساعت تا پایان نمی رسد
25:46
و در روايت آمده است: هنگامى كه پسر مريم در ميان شما فرود آيد چگونه خواهيد بود؟
25:52
و امام شما قاضی عادل است
25:56
در رمان حکم مقصات
26:00
او صلیب را می شکند، خوک را می کشد و خراج را تحمیل می کند
26:05
تا زمانی که هیچکس آن را قبول نکند، پول سرریز می شود
26:09
به طوری که یک سجده از دنیا و هر چه در آن است بهتر است
26:15
سپس ابوهریره می گوید:
26:18
و در صورت تمایل بخوانید
26:20
و احدی از اهل کتاب نیست که معتقد باشد قبل از مرگش به او خبر داده شود
26:26
در روز قیامت بر آنان گواه خواهد بود
26:30
نظر در حدیث
26:34
لیوشکا یکی از افعال نزدیک است که نشان دهنده وقوع قریب الوقوع خبر است
26:42
از آسمان فرود می آید
26:45
زیرا حضرت عیسی علیه السلام زنده برانگیخته شد
26:48
او در فانوس دریایی سفید در شرق دمشق خواهد ماند
26:53
حاکم، یعنی حاکم
26:56
عادل یعنی عادل
26:59
او خراج را تحمیل می کند، یعنی آن را بالا می برد
27:02
پول سرریز می شود، یعنی افزایش و گسترش می یابد
27:06
یکی از فواید صحبت کردن
27:09
حدیث یکی از نشانه های نبوت است
27:13
در حدیث کذب ناصر آشکار شده است
27:16
آنها ادعا کردند که یهودیان عیسی علیه السلام را مصلوب کردند
27:20
این نشان می دهد که خوک طبق قوانین مسیحیت ممنوع است
27:25
حضرت عیسی علیه السلام خوک را کشت
27:28
انکار مسیحیان که می گویند در شریعت آنها جایز است
27:32
خوردن گوشت خوک را ممنوع می کند
27:35
باب: چربی حیوان مرده آب نشود و چربی آن فروخته نشود
27:42
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
27:46
به عمر بن خطاب گزارش شد که فلانی شراب فروخت
27:50
گفت: خدا فلانی را کشت
27:54
آیا نمی دانست که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
27:59
خداوند یهودیان را کشت
28:02
در رمان خداوند یهودیان را نفرین کرد
28:06
چربی ها بر آنها حرام بود
28:09
آن را زیبا کردند و فروختند
28:12
نظر در حدیث
28:16
چربی چربی گوشت و چربی است که از آن استخراج می شود
28:21
فلان سمره رضی الله عنه است
28:25
خدا فلانی را کشت
28:28
این سخنی است که عرب ها وقتی می خواهند سرزنش کنند می گویند
28:32
آن چیزی که واقعا هست نیست
28:35
پس آن را زیبا کردند، یعنی آب کردند
28:38
یکی از فواید صحبت کردن
28:41
او از گفتگو سود برد
28:45
باطل كردن حیله ها و وسایل حرام
28:48
فروش مشروبات الکلی را ممنوع می کند
28:51
در حدیث ذکر شده که فروش مشروبات الکلی به غیر مسلمان برای مسلمان جایز نیست.
28:57
این شامل استفاده از قیاس در شباهت ها و ایزوتوپ ها است
29:01
از ابوهریره رضی الله عنه
29:06
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
29:10
خداوند یهودیان را کشت
29:12
چربی ها بر آنها حرام بود
29:15
پس فروختند و قیمتش را خوردند
29:18
نظر در حدیث
29:22
خداوند یهودیان را کشت
29:24
یعنی خدا لعنتشان کند
29:26
گفته شد که آنها را کشت و نابود کرد
29:29
یکی از فواید صحبت کردن
29:32
از صحبت کردن سود ببرید
29:35
هشدار نسبت به روش کلاهبرداری یهودیان
29:39
فروش چربی بدن مرده را ممنوع می کند
29:42
برخی استدلال می کردند که خوردن و آشامیدن حرام است
29:47
نه فروش آنها جایز است و نه خوردن آنها