متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
مرکز مزیت
0:06
برای مطالعات و تحقیقات انسانی
0:09
ارسال کنید
0:12
خلاصه صحیح البخاری
0:16
فصل خاراندن راب با دست در مسجد
0:21
از ابن عمر رضی الله عنه هر دو
0:25
پیامبر صلی الله علیه و آله در قبله مسجد بلغم دید
0:31
پس بر اهل مسجد خشمگین می شود
0:34
گفت: خداوند یکی از شما را پذیرفته است.
0:38
اگر در حال نماز است تف نکند
0:42
یا گفت حدس نمی زند
0:46
در یک رمان
0:48
در نماز، هیچ کس جلوی صورتش حدس نزند
0:52
بعد با دستش بازش کرد
0:55
ابن عمر رضی الله عنه گفت
1:00
اگر یکی از شما تف کند
1:02
بگذارید به سمت چپ تف کند
1:05
از عایشه، مادر مؤمنان
1:07
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
1:10
روی دیوار قبله بلغم دید
1:13
یا تف یا خلط
1:16
خارش
1:19
نظر در حدیث
1:21
انتظار
1:23
اگر مردی چیزی را از سینه یا سرش هل دهد نفس می کشد
1:27
در قبله مسجد
1:30
یعنی در دیوار در جهت قبله
1:33
بنابراین او عصبانی می شود
1:35
هر گونه عصبانیت
1:37
خشم او رضی الله عنه حکایت داشت
1:39
بر قبح عمل
1:41
قبل از
1:43
بدون برخورد
1:45
پس تف نمی کنند
1:47
راب چیزی است که از دهان خارج می شود
1:49
سپس او پایین آمد
1:51
نشان از حضور او بر منبر است
1:54
بازش کردم
1:56
یعنی حذفش کرد
1:58
مخاط، تف یا خلط
2:01
مخاط چیزی است که از بینی جاری می شود
2:04
راب همان چیزی است که از دهان جاری می شود
2:07
و خلط از قفسه سینه
2:09
خارش
2:11
یعنی بردارید و ماسک کنید
2:13
یکی از فواید صحبت کردن
2:17
از صحبت کردن سود ببرید
2:19
حفاظت از مساجد در برابر راب و مخاط
2:22
و در مورد کثیفی
2:24
به روش اول
2:26
این شامل احترام به جهت قبله است
2:29
از بین بردن راب و غیره
2:31
از مقدرات مسجد
2:33
و در آنجا بیانیه از قبل است
2:35
من با همان گیرنده امضا می کنم
2:38
شامل وجوب امر به معروف است
2:40
و نهی از منکر
2:42
و حقانیت غضب
2:44
برای دیدن شر
2:46
حاوی راهنمایی است
2:48
برای نگهداری از مساجد
2:50
و مراقب نظافت آن باشید
2:52
و مشروعیت وجود دارد
2:54
لکه را با دست پاک کنید
2:56
با توانایی
2:58
تاریخ و بیانیه از قبل موجود است
3:00
در خودم می افتم
3:04
باب خراش دادن مخاطب
3:06
سنگریزه های مسجد
3:09
از ابوهریره و ابوسعید
3:11
که رسول خدا
3:13
خدا رحمتش کند و درود فرستد
3:15
در دیواری بلغم دید
3:17
مسجد
3:19
سنگریزه ای برداشت و خراشید
3:21
و او گفت
3:23
اگر یکی از شما خرخر می کند
3:25
قبلا حدس نزنید
3:27
صورتش یا سمت راستش
3:29
و به سمت چپش تف می کند
3:31
یا زیر پای چپش
3:33
نظر دهید
3:35
در مورد صحبت
3:38
سنگریزه ای برداشت و خراشید
3:40
یعنی سنگریزه ای برداشت
3:42
پس آن را برداشت و ریشه کن کرد
3:44
و علامتی در آن وجود دارد
3:46
تا زمانی که خشک شود
3:48
زیرا نیاز به درمان دارد
3:50
شدید
3:52
اگر عطسه می کنید
3:54
یعنی اگر خلط بیاندازد
3:58
دری به لیبزق
4:00
سمت چپش
4:02
یا زیر پای چپش
4:05
از ابوسعید
4:07
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
4:09
بلغم دید
4:11
در قبله مسجد
4:13
او آن را با سنگریزه مالید
4:15
سپس او را از تف کردن منع کرد
4:17
مرد در دست یا سمت راست اوست
4:19
اما سمت چپش
4:21
یا زیر پای چپش
4:23
نظر دهید
4:25
در مورد صحبت
4:28
او دید
4:30
در قبله مسجد
4:32
یعنی در دیواری که
4:34
در جهت قبله
4:36
در دستان او
4:38
یعنی جهت قبله
4:41
یکی از فواید صحبت کردن
4:43
از صحبت کردن سود ببرید
4:45
جایز بودن خون دماغ و تف کردن
4:47
در هنگام نماز در صورت لزوم
4:49
و تفاوت بین
4:51
خلط خشک و مرطوب
4:53
در خیس
4:55
تا حد امکان حذف کنید
4:57
توسط آن حذف شده است
4:59
با سنگریزه و مانند آن برداشته شده است
5:01
و برای مسجد
5:03
آدابی که باید رعایت شود
5:05
و از او
5:07
حفظ آن امری سرنوشت ساز است
5:09
از جمله تعهد پاکیزگی
5:11
مساجد
5:13
از آن جمله احترام به جهت قبله است
5:15
در مسجد
5:17
فرد راست دست بر چپ دست ترجیح داده می شود
5:21
فصل کفاره راب
5:23
در مسجد
5:26
از انس بن مالک میگوید:
5:28
پیامبر فرمود
5:30
خدا رحمتش کند و درود فرستد
5:32
راب در مسجد گناه است
5:34
و کفاره آن
5:36
دفنش کن
5:39
نظر در حدیث
5:41
راب در مسجد
5:43
یعنی تف در مسجد
5:45
گناه
5:47
یعنی گناه و گناه
5:49
و کفاره آن
5:51
کفاره
5:53
عمل و خصلت است
5:55
که پوشش می دهد
5:57
گناه کن و پاکش کن
5:59
دفنش کن
6:02
یعنی کتمان و عدم آن
6:04
در خاک مسجد
6:06
اگر امکان حفاری وجود ندارد
6:08
بگذار تف به لباسش ببندد
6:10
یکی از فواید صحبت کردن
6:12
از صحبت کردن سود ببرید
6:15
جایز نیست
6:17
راب و جویدن
6:19
و به همین ترتیب در مسجد
6:21
حاوی راهنمایی است
6:23
نگهداری اماکن عمومی
6:25
در مورد راب و جویدن
6:27
در مقایسه با مساجد
6:29
و از رحمت خداوند متعال
6:31
در این ملت
6:33
تا کفاره گناهانش را بسازد
6:35
از ابوهریره
6:39
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
6:41
او گفت
6:43
اگر یکی از شما بلند شد
6:45
به نماز
6:47
جلوی او تف نکنید
6:49
خدا فقط با او صحبت می کند
6:51
تا زمانی که در نماز است
6:53
نه سمت راستش
6:55
زیرا در دست راست او یک پادشاه است
6:57
و به سمت چپش تف می کند
6:59
یا زیر پایش
7:01
او را دفن می کند
7:04
نظر در حدیث
7:06
اگر یکی از شما بلند شد
7:08
به نماز
7:10
یعنی او آن را آغاز کرد
7:12
جلوی او تف نکنید
7:14
یعنی جهت قبله
7:16
تا زمانی که در نماز است
7:18
راب در نماز
7:20
بدترین گناه
7:22
و بر دیوار قبله
7:24
گناهکارتر از دیگران
7:26
از دیوار مسجد
7:29
فواید حدیث
7:31
در حدیث
7:33
توضیح علت ممنوعیت
7:35
در مورد تف به سمت راست
7:37
حضور یک پادشاه است
7:39
سمت راست نمازگزار
7:41
و هر که می خواهد تف را دفن کند
7:43
و خلط
7:45
اگر او را دفن کند گناهی نیست
7:47
روی خاک مسجد اگر هست
7:49
در غیر این صورت، اجازه دهید آن را بیرون بیاورد
7:51
این فضیلت دارد که در سمت راست قرار دارد
7:53
روی تسهیل کننده
7:57
باب خطبه امام
7:59
در اتمام نماز
8:01
قبله را ذکر کرد
8:04
از ابوهریره
8:06
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:08
او گفت
8:10
بوسه من را اینجا می بینی؟
8:12
به خدا چی؟
8:14
احترام شما از من پنهان است
8:16
نه زانو زدنت
8:18
من شما را می بینم
8:20
پشت سرم
8:23
از انس بن مالک
8:25
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:27
او گفت
8:29
رمان
8:31
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
8:33
نماز و سپس رقیه
8:35
او گفت سکو
8:37
من می مانم
8:39
زانو زدن و سجده
8:41
به خدا من تو را می بینم
8:43
بعد از من
8:45
و شاید گفته بود
8:47
بعد از ظهر
8:49
زانو زدی و سجده کردی
8:51
نظر در حدیث
8:53
بوسه ام را می بینی؟
8:56
اینجا
8:58
اوه، از طریق انکار
9:00
و منظور چیست
9:02
دید من مشخص نیست
9:04
در این جهت من
9:06
پشت سرم را می بینم
9:08
همانطور که در مقابلم می بینم
9:10
رکوع و سجود می کنم
9:12
یعنی اتم
9:14
رکوع و سجود را تمام کنید
9:16
همانطور که شما دستور دادید
9:18
بعد از من
9:20
یعنی پشت سرم
9:22
سکو را بالا ببرید
9:24
یعنی بالای منبر رفت
9:26
حدیث
9:29
از صحبت کردن سود ببرید
9:31
امر به معروف
9:33
و نهی از منکر
9:35
و این یکی از ویژگی های آن است
9:37
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
9:39
می بیند چه کسی پشت سرش است
9:41
قسم خوردن جایز است
9:43
در مورد موضوع بدون فحش دادن
9:45
و برای امام اگر ببیند
9:47
کسی که در امور دین خود سهل انگاری کند
9:49
برای تشویق او به انجام آنچه در اوست
9:51
برای او موفق باشید
9:55
درب
9:57
می گوید مسجد فلانی ساخته است
9:59
از عبدالله بن عمر
10:02
که رسول خدا
10:04
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
10:06
مسابقه بین اسب ها
10:08
که به آن پناه دادم
10:10
از حفیه
10:12
و دور خداحافظی را تمدید کنید
10:14
او بین اسب ها مسابقه داد
10:16
که آتروفی نشد
10:18
از آل ثانیه تا مسجد
10:20
بنی زریق
10:22
و عبدالله بن عمر
10:24
او از جمله کسانی بود که پیش از آن بودند
10:26
نظر در حدیث
10:28
من زجر کشیدم
10:31
وجدان اسب
10:33
برای تغذیه تا چربی
10:35
سپس شما فقط برای رزق و روزی غذا می دهید
10:37
برای ترسیدن
10:39
از حفیه
10:41
یک موقعیت بین او و چین خداحافظی
10:43
تقریباً شش مایل
10:45
و تمدیدش کن
10:47
طول عمر هدف است
10:49
دسته خداحافظی
10:51
محل سمت شام
10:53
آن را نزد او می گذارد
10:55
خارج از شهر
10:57
مسجد بنی زریق
10:59
بین او و چین
11:01
مایل
11:03
یکی از فواید صحبت کردن
11:05
از صحبت کردن سود ببرید
11:08
قانونی بودن اضافه
11:10
احسان به صاحبانشان
11:12
اگر از نزاع در امان هستید
11:14
و جایز است
11:16
حیوانات گرسنه روی صورت
11:18
خوبی برای شکنجه
11:20
باب: هر که دعا کند
11:24
برای غذا در مسجد
11:26
و از آن جان سالم به در برد
11:29
از انس بن مالک میگوید:
11:31
ابوطلحه گفت
11:33
برای مادر سلیم
11:35
صدای رسول خدا را شنیدم
11:37
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
11:39
من در مورد آن می دانم
11:41
گرسنگی
11:43
چیزی داری؟
11:45
او گفت بله
11:47
بنابراین او قرص های جو را بیرون آورد
11:49
سپس چادرش را بیرون آورد
11:51
پس نان را انکار کرد
11:53
برخی از آن
11:55
زیر دستم گفتم
11:57
و او مرا کنار هم نگه داشت
11:59
سپس مرا نزد رسول خدا فرستاد
12:01
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
12:03
او گفت
12:05
پس با او رفتم
12:07
رسول خدا صلی الله علیه و آله را یافتم
12:09
در مسجد
12:11
و با او مردم
12:13
بنابراین من در مقابل آنها ایستادم
12:15
رسول خدا به من فرمود
12:17
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
12:19
ابوطلحه تو را فرستاد
12:21
پس گفتم بله
12:23
با غذا گفت
12:25
پس گفتم بله
12:27
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
12:29
برای کسانی که با او هستند
12:31
بلند شو
12:33
پس برو
12:35
و به دست آنها رفت
12:37
تا اینکه نزد ابوطلحه آمدم
12:39
پس به او گفتم
12:41
ابوطلحه گفت
12:43
ای مادر سلیم
12:45
رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است
12:47
با مردم
12:49
ما چیزی نداریم که به آنها غذا بدهیم
12:51
و او گفت
12:53
خدا و رسولش بهتر می دانند
12:55
پس ابوطلحه به راه افتاد
12:57
تا اینکه رسول خدا را ملاقات کرد
12:59
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
13:01
سپس رسول خدا آمد
13:03
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
13:05
ابوطلحه با او بود
13:07
رسول خدا فرمود
13:09
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
13:11
آیا مادرم ام سلیم است؟
13:13
چی داری؟
13:15
اون نان رو آورد
13:17
پس رسول خدا دستور داد
13:19
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
13:22
ام سلیم عکا را فشار داد
13:25
پس من مردم
13:27
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
13:30
حاوی آنچه خدا می خواهد بگوید
13:33
سپس فرمود: من به ده ذلیل شده ام
13:36
پس به آنها اجازه داد و خوردند
13:39
تا راضی شدند بعد رفتند
13:42
سپس فرمود: من به ده ذلیل شده ام
13:45
پس به آنها اجازه داد و خوردند
13:48
تا راضی شدند بعد رفتند
13:51
سپس فرمود: من به ده ذلیل شده ام
13:54
پس به آنها اجازه داد و خوردند
13:57
تا راضی شدند بعد رفتند
14:00
سپس فرمود: من به ده ذلیل شده ام
14:03
پس همه مردم خوردند و سیر شدند
14:06
مردم هفتاد هشتاد نفر بودند
14:09
یک مرد
14:12
نظر در حدیث
14:15
صدای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
14:18
یک مکان زندگی که در آن گرسنگی را می شناسم
14:22
تبدیل صدای ضعیف به نشانه گرسنگی
14:25
قرص جو
14:28
هر نان جو
14:30
نان شلغم
14:32
یعنی نان را با مقنعه بپیچند تا پنهان شود
14:35
بعد گذاشتمش زیر دستم
14:38
یعنی زیر بغلم پنهانش کردم
14:41
و او مرا کنار هم نگه داشت
14:43
یعنی با مقداری مقنعه روی سرم پیچید
14:46
و به دست آنها رفت
14:49
یعنی در مقابل آنها
14:52
ما چیزی نداریم که به آنها غذا بدهیم
14:55
یعنی به اندازه ای که برایشان کافی است
14:58
گفت: خدا و رسولش بهتر می دانند
15:01
انگار می دانست که او این کار را عمدا انجام داده است
15:04
در تکثیر آن غذا کرامت نشان دهد
15:07
که حکایت از هوش ام سلیم دارد
15:10
خداوند از او راضی باشد
15:13
مادر من ام سلیم را نداری؟
15:16
مقصود این است که هر غذایی که دارد طلب کند
15:19
Ffft
15:22
یعنی نان را به قطعات کوچک تقسیم کنید
15:25
فشار دادم یعنی روی ایکا فشار دادم
15:28
برای حذف قیمه باقی مانده از آن
15:31
آکا یک ظرف چرمی است
15:34
اغلب آن را با گیلاس درست می کنند
15:37
پس من مردم
15:40
آن را یک ادامه برای نان خرد شده درست کنید
15:43
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
15:46
حاوی آنچه خدا می خواهد بگوید
15:49
یعنی دعا برای برکت
15:52
پس برای ده یعنی وارد شدن
15:55
یکی از فواید صحبت کردن
16:00
از صحبت کردن سود ببرید
16:03
مشروعیت کار با خوانندگان
16:06
حدیث حاوی شواهدی بر جواز شهادت است
16:10
در آن، یک مرد نیاز دوست خود را برآورده می کند
16:13
اگر بدون اینکه از او بخواهید با او به زمین بروید
16:16
این یکی از اصیل ترین اخلاق است
16:19
در گفتگو، بیرون آمدن در جاده
16:22
از مهمان و بازدید کننده تجلیل می شود
16:25
و ایرادی ندارد که دوست دستور بدهد
16:28
در خانه دوستش همانطور که او می خواست
16:31
از آنچه می داند که از آن راضی است
16:34
به فرمان او رضی الله عنه
16:37
حاوی شرح برکت خوردن فرنی است
16:40
خوردن تا زمانی که انسان سیر نشود جایز است
16:43
و آن سیری جایز است
16:46
نماز خواندن برای طعام جایز است
16:49
و اجابت دعا کننده
16:52
در حدیث قبول همدردی دوست
16:55
و صدقه و هدیه او را بپذیر
16:58
و غذایش را خورد
17:01
شامل تشویق افراد به پذیرش هدیه، حتی اگر کوچک باشد
17:04
هر کس به یک غذا دعوت می شود می تواند شخص دیگری را دعوت کند
17:07
اگر بداند که صاحب ضیافت
17:10
او از آن متنفر نیست و او را شرمنده نمی کند
17:13
حدیث حاوی یک بیان اعجاز است
17:16
یکی از معجزات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
17:19
غذای فراوانی است
17:22
شرح فضيلت ام سليم رضي الله عنه در آن آمده است
17:25
و حس ذهنش
17:28
دلالت بر جایز بودن بیرون آوردن غذا برای زن دارد
17:31
هدیه و صدقه از خانه شوهرش
17:34
اگر می دانست که او به آن راضی است
17:37
باب آرایش و لعن در مسجد
17:42
بین زن و مرد
17:46
عن الزهری عن سهل بن سعد
17:49
عویمره نزد عاصم بن عدی آمد
17:52
او استاد بنی عجلان بود
17:55
گفت: درباره مرد چه می گویی؟
17:58
مردی را با همسرش پیدا کرد
18:01
آیا باید او را بکشد تا شما او را بکشید؟
18:04
یا چگونه ساخته می شود؟
18:07
از رسول خدا صلی الله علیه و آله بخواهید
18:10
در مورد آن
18:13
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله برای حفظ من آمد
18:16
گفت یا رسول الله
18:19
رسول خدا صلی الله علیه و آله به آن فکر کرد
18:22
مسائل
18:25
اویمر از او پرسید
18:28
مسائل و او را در روایتی مورد انتقاد قرار داد تا اینکه آنچه از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنید بر عاصم زیاد شد. وقتی عاصم برگشت
18:40
عویمر نزد خانواده اش آمد و گفت: ای عاصم، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به شما چه گفت؟ و عاصم گفت: برای من چیز خوبی نیاوردی. اوایمر گفت
18:56
به خدا سوگند تمام نمی کنم تا از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در این باره سوال کنم. سپس عویمر آمد و گفت: یا رسول الله، مردی با همسرش مردی را یافت.
19:10
آیا باید او را بکشد تا شما او را بکشید یا چگونه باید این کار را انجام دهد؟ سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «خداوند قرآن را درباره تو و همراهت نازل کرده است». پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها امر کرد.
19:26
با لعن و نفرین کردن به آنچه خداوند در کتابش نام برده است، پس او را به روایتی لعنت کن، پس ما را در مسجد در حالی که من شاهد هستم لعنت کن و طبق روایتی پانزده ساله هستم.
19:42
سپس فرمود: ای رسول خدا اگر او را زندانی کنی به او ستم کرده ای پس او را طلاق داد و این سنت برای کسانی که بعد از آنها بودند از لعن کنندگان یکدیگر بود. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
19:59
ببین اگه با چشم های ریوی و باسن درشت و دو پا بیاره فکر نکنم آویمرا تایید کرده باشه.
20:13
و اگر آن را برای اویمیر آورد که گویا آزاد است، گمان نمی کنم که عویمیر به او دروغ گفته باشد، پس به وصفی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عقیده او را به اویمیر بیان کرده است آورده است.
20:30
سپس در روایتی به مادرش منسوب شد و او حامله بود، ولی او حاملگی او را انکار کرد و پسرش را نزد او خواند. سپس سنت ارث این بود که او از او ارث می برد و او آنچه را که خداوند بر او وضع کرده بود از او به ارث برد.
20:50
نظر در حدیث
20:53
در مورد مردی که با زنش مردی را در معرض زنا می بیند چه می گویید یا چه باید بکند که گفتار و سکوت در این مورد هم بزرگ است و هم بر روح سنگین؟
21:10
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می پنداشت که از مسائلی خوشش نمی آید که از عاصم در مورد موضوعی که هنوز پیش نیامده سؤال می کند و آن را دلیل نمی کند و مشتمل بر شایعات درباره زن و مرد مسلمان و صحبت از ناموس مسلمانان است و او را مورد انتقاد قرار می دهد، یعنی به خاطر زشتی در آن است. نمی ایستم، یعنی خودداری نمی کنم.
21:36
خداوند قرآن را در مورد تو و همراهت نازل کرد، یعنی آیه ملعون. من او را حبس کردم، یعنی او را به عنوان همسرم نگه داشتم. او را با یک بچه آورد. تیره تر، به معنای بسیار تیره، و برای چشم آزار دهنده است.
22:04
پاها تیره است یعنی پر از پا و درشت هستند پس فکر نمی کنم یعنی فکر نمی کنم. اهیمار از رنگ قرمز است. می گفتند خیلی قرمز و بلوند است. و گفته شد برآمدگی سرخی است که به زمین می چسبد. گفته شد که بر حسب صفت، یعنی به وصف، نوعی بار است.
22:29
پس پس از آمدن پسر به مادرش منسوب شد یعنی فلانی پسر فلانی نامیده شد.
22:37
یکی از فواید صحبت کردن
23:08
مخصوصاً زمانی که شایعه ای سخیف علیه مسلمانان بود
23:39
شامل در نظر گرفتن مَثَل است، زیرا ایشان صلوات الله علیه و آله تشبیه را در نظر گرفته است، ولی پیامبر صلی الله علیه و آله برای قویتر از مثل حکم به مثل نکرده است.
23:52
دلالت بر این دارد که حسادت مرد نسبت به محرماتش پسندیده است و برای دوری از تهمت راهنمایی می کند.
24:03
باب : اگر داخل خانه شد هر جا که بخواهد یا هر جا که به او امر شود نماز می خواند و جاسوسی نمی کند.
24:12
محمود مدعی شد که اطبان بن مالک انصاریه رضی الله عنه را شنیده است.
24:19
او از جمله کسانی بود که با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شاهد بدر بود
24:24
او می گوید من برای مردمم در بنی سالم دعا می کردم
24:29
وقتی باران می بارید بین من و آنها دره ای بود، بنابراین عبور از آن قبل از مسجد آنها برای من دشوار بود.
24:38
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم
24:42
به او گفتم که بینایی خود را انکار کردم
24:46
دره بین من و مردمم وقتی باران می بارد جاری می شود و عبور از آن را برایم دشوار می کند
24:55
می خواستم بیایی و از خانه من نماز بخوانی، جایی که بتوانم از آن به عنوان نمازخانه استفاده کنم
25:02
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من انجام می دهم.
25:07
پس فردا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر رضی الله عنه آمدند.
25:14
بعد از اینکه روز گرم شد
25:16
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه خواست
25:20
پس به او اجازه دادم
25:22
تا این را نگفت ننشست
25:25
دوست داری کجای خانه تو نماز بخوانم؟
25:28
پس به او اشاره کردم جایی که می خواهم نماز بخوانم
25:33
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست
25:37
بنابراین او بزرگ شد و ما پشت سر او صف کشیدیم
25:40
دو رکعت نماز خواندیم
25:42
سپس سلام کرد
25:44
وقتی سلام کرد به ما سلام کرد
25:46
پس او را به خاطر خدمتکاری که برای او آماده می کرد، زندانی کردم
25:50
اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله را در خانه من شنیدند
25:56
برخی از آنها پریدند
25:58
تا اینکه تعداد زیادی مرد در خانه بودند
26:01
یکی از آنها گفت:
26:03
مالک چه کرد؟
26:05
من آن را نمی بینم
26:07
یکی از آنها گفت:
26:09
این منافق است که خدا و رسولش را دوست ندارد
26:13
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
26:17
اینو نگو
26:18
مگر نمی بینی که گفت معبودی جز خدا نیست؟
26:22
با این کار چهره خدا را می جوید
26:25
و او گفت
26:27
خدا و رسولش بهتر می دانند
26:29
همانطور که برای ما
26:31
به خدا سوگند ما دوستی و صحبت او را جز با منافقان نمی بینیم
26:36
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
26:40
خداوند آتش جهنم را بر هر کس که بگوید معبودی جز خدا نیست حرام کرده است
26:45
با این کار چهره خدا را می جوید
26:49
محمود گفت
26:51
پس او را به چند نفر از جمله ابو ایوب گفتم
26:54
صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
26:58
در جریان نبرد خود که در آن جان باخت
27:01
ابن معاویه آنها را در سرزمین رومیان می افزاید
27:05
ابو ایوب آن را تکذیب کرد
27:08
گفت: به خدا سوگند من گمان نمی کنم که رسول خدا صلی الله علیه و آله باشد.
27:12
گفت هرگز نگفتم
27:15
این برای من خیلی بزرگ بود
27:17
از این رو از خدا خواستم که تا پایان کارزارم به من رحم کند
27:23
از عتبان بن مالک رضی الله عنه در این باره سوال کند
27:27
اگر او را در مسجد مردمش زنده یافتی
27:31
پس بستم
27:33
پس صلاحیت حج یا سن ایشان را داشتم
27:35
سپس راه افتادم تا به شهر رسیدم
27:38
پس نزد بنی سالم آمدم
27:39
سپس پیرمرد نابینایی به نام اتبان برای قوم خود دعا کرد
27:44
وقتی نمازش تمام شد
27:47
سلام کردم و گفتم کی هستم
27:50
سپس از او درباره آن حدیث پرسیدم
27:53
بنابراین او همانطور که اولین بار با من صحبت کرد با من صحبت کرد
27:58
نظر در حدیث
28:02
او جاسوسی نمی کند
28:04
یعنی جایی را که بتواند نماز بخواند بازرسی نمی کند
28:07
او مدعی شد
28:09
او مدعی شد
28:11
یعنی بگو یا بگو
28:13
بین من و آنها دره ای است
28:16
اگر باران ببارد عبور از آن برایم سخت می شود
28:19
یعنی باران شدید خواهد بود
28:22
من را از رسیدن به مسجد ملی باز می دارد
28:25
قبل از مسجدشان
28:27
کدام جهت؟
28:29
بینایی ام را انکار کردم
28:31
او کوری می خواهد
28:33
یا دید ضعیف
28:35
دلم برایش تنگ شده بود
28:37
یعنی آرزو کردم
28:39
یعنی آن را محل نماز قرار دهید
28:42
روز گرم شد
28:44
یعنی روز بلند شد
28:46
پس او را بستم
28:48
یعنی مانع از بازگشتش شد
28:50
علی خزیر
28:52
غذایی است که از گوشت و آرد درشت درست می شود
28:55
برای او ساخته شده است
28:57
یعنی به خاطر او رضی الله عنه
29:00
پس اهل خانه شنیدند
29:02
یعنی مردم محله
29:04
پس او پاداش گرفت
29:06
یعنی آمد و ملاقات کرد
29:07
مالک
29:09
او فرزند الدخش است
29:11
من نمی بینم
29:13
از دید بصری
29:15
با این کار چهره خدا را می جوید
29:17
یعنی طلب وجه الله
29:19
یعنی صمیمانه گفت
29:21
واجبات را انجام داد
29:23
و از ممنوعیت ها دوری کنید
29:25
ما این را نمی بینیم
29:27
یعنی شرکتش
29:29
نه گفتارش
29:31
یعنی نصیحت و حرفش
29:33
خداوند روز را حرام کرده است
29:35
گفته شد ابدیت در جهنم حرام است
29:38
در جریان نبرد خود که در آن جان باخت
29:41
یعنی سال پنجاه
29:43
و بعد از آن گفته شد
29:45
در آن حمله به قسطنطنیه رسیدند
29:48
و آن را محاصره کردند
29:50
ابن معاویه چیزهای بیشتری بر آنها افزود
29:53
یعنی شاهزاده آنها
29:55
پس تکذیب کرد
29:57
یعنی داستان
29:59
پس بزرگ شو
30:01
یعنی عالیه
30:03
بستن
30:05
هر عمره
30:07
ایشیلال یعنی بلند کردن صدا با گفتن تلبیه
30:09
و منظور چیست
30:11
احرام با تلبیه
30:14
یکی از فواید صحبت کردن
30:17
از صحبت کردن سود ببرید
30:19
خروج از مسجد در گل و لای و تاریکی جایز است
30:23
حاوی صحت نمازهای واجب شخص و غیر آن در خانه اوست
30:28
اینکه انسان در عذرخواهی عیب خود را ذکر کند، شکایتی نیست
30:33
شرح احسان و رحمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به یارانش می باشد.
30:39
او به خواسته آنها پاسخ داد
30:43
شرح فضیلت ابوبکر صدیق رضی الله عنه.
30:48
و شدت همنشینی او با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
30:52
شرح فضیلت اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که شاهد بدر بودند.
30:58
و صاحب خانه به جاهایی که خانه اش ناهموار است داناتر و آگاهتر است
31:04
این جزء آداب قانونی است که بازدید کننده از نگاه و نگاه به قسمت های منزلی که بازدید می کند خودداری کند.
31:12
جاسوسی، جستجوی مسائل داخلی و جستجوی مسائل خصوصی را ممنوع می کند
31:18
اقامه نماز اختیاری به جماعت در منازل جایز است
31:23
و توضيح اينكه نمازهاى اختيارى در روز مانند نماز شب دو ركعتى خوانده مى شود
31:29
توضیح می دهد که حرام بودن مرد برای نماز جای خاصی دارد
31:34
فقط در مساجد است نه منازل
31:37
درست كردن غذا براي زائر جايز است هر چند او از آن اطلاع نداشته باشد
31:43
بیانگر این است که مهمان نباید در کاری که می کند اسراف کند
31:47
ایشان رضی الله عنه در غذاها بزک و بی احترامی نمی کردند
31:53
در آن حکم بر ظاهر است و خداوند بر اسرار ناظر است
31:58
شرح فضیلت توحید و عمل به آن را بیان می کند
32:04
این شامل تشویقی برای محافظت از غیبت یک دوست و رد پیشنهاد او است
32:09
این فضیلت سفر در جستجوی دانش را توضیح می دهد
32:12
شامل جواز اشتراک در نیت حج و عمره و قصد طلب علم است.
32:18
اقامه نماز بر نابینایان جایز است
32:21
جايز است آنچه را كه در انسان وجود دارد و نه غيبت است و نه نقص
32:28
برای یادآوری چه ایتبان رضی الله عنه
32:31
عمل با یک سیگنال قابل درک مجاز است
32:35
در آن او را می فرستند تا به محلی که آن بزرگ و عالم به آنجا آمده است جمع شود
32:41
تا حق او را ادا کند و سهم آنها را از او بگیرد
32:45
کسی که در گفتار خود به منافقان متمایل شود و با آنها بنشیند مکروه است
32:50
شامل وجوب اذن و استحباب وفای به عهد است
32:55
و اهل توحید برای همیشه در جهنم نمی مانند
32:59
در حديث به مرجئات و خوارج پاسخ داده شده است