از مجموعهٔ صحيح البخاري · درس 27 از 44

مختصر صحيح البخاري | الحلقة (27) | كتاب الصلاة - 7

◉ 47 بازدید ⏱ 24:16 صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 مرکز مزیت
0:06 برای مطالعات و تحقیقات انسانی
0:09 ارسال کنید
0:11 خلاصه صحیح البخاری
0:16 باب غسل اگر مسلمان شود
0:20 زندانی را نیز در مسجد بسته بودند
0:23 از ابوهریره رضی الله عنه گفت
0:28 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اسب هایی را پیش نجد فرستاد
0:34 مردی از بنی حنیفه آورد
0:37 او را ثمامه بن اثل می نامند
0:40 او را از دیوار مسجد به تیری بستند
0:44 پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به سوی او بیرون رفت
0:48 گفت: ثمامه چه داری؟
0:52 گفت: محمد، چیزهای خوبی دارم.
0:56 اگر مرا بکشی، کسی را می کشی
1:00 و اگر نعمت داشته باشید، با شکرگزاران نعمت خواهید یافت
1:04 و اگر پول می خواهید
1:06 هر چه می خواهی از او بپرس
1:09 پس رفت تا روز بعد
1:12 سپس به او گفت: ای ثمامه چه داری؟
1:16 اون چیزی که بهت گفتم گفت
1:19 اگر برکت دارید، نعمت شکرگزاری هستید
1:23 پس گذاشت تا پس فردا
1:27 گفت: ثمامه چه داری؟
1:30 گفت: آنچه به تو گفتم دارم
1:34 فرمود: ثومه را آزاد کن
1:38 پس نزد پسری نزدیک مسجد رفت
1:41 خود را شستشو داد و سپس وارد مسجد شد
1:45 گفت: شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست.
1:50 شهادت می دهم که محمد رسول خداست
1:53 ای محمد
1:55 به خدا قسم در روی زمین هیچ صورت نبود
1:58 من از تو بیشتر از صورتت متنفرم
2:01 چهره تو برای من محبوب ترین چهره شده است
2:05 به خدا سوگند هیچ دینی نزد من منفورتر از دین شما نیست
2:10 دین تو برای من محبوب ترین دین شده است
2:14 به خدا هیچ کشوری برای من نفرت انگیزتر از کشور شما نیست
2:19 کشور شما به کشور مورد علاقه من تبدیل شده است
2:24 اسب های تو مرا بردند در حالی که می خواستم عمره کنم.
2:28 پس چی میبینی؟
2:30 رسول خدا صلی الله علیه و آله او را بشارت داد
2:34 او را به انجام عمره امر کرد
2:37 وقتی به مکه آمد
2:39 یک نفر به او گفت
2:41 سابوت
2:42 گفت نه
2:44 اما من با محمد رسول الله صلی الله علیه و آله اسلام آوردم
2:50 نه، قسم می خورم
2:51 از الیمامه یک دانه گندم به شما نمی رسد
2:55 تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله اذن می دهد
3:00 نظر در حدیث
3:04 اسب
3:05 یعنی شوالیه ها
3:07 آنها سی مسافر بودند
3:09 امیر آنها محمد بن مسلمه رضی الله عنه است
3:13 قبل از اینکه پیدا کنیم
3:15 کدام طرف را پیدا کنیم؟
3:16 ما آن را در شبه جزیره عربستان می یابیم
3:20 بنابراین او آمد
3:21 یعنی بعد از نوزده شب آمد
3:25 با دکل
3:26 یعنی با ستون
3:28 خوب دارم
3:29 شما اهل شکایت نیستید
3:32 بلکه شما ببخشید و نیکی کنید
3:35 اگر مرا بکشی، خون را می کشی
3:38 یعنی کسی که برای خونش خون دارد
3:41 و اگر نعمت داشته باشید، با شکرگزاران نعمت خواهید یافت
3:44 یعنی حتی اگر با عفو بهبود پیدا کند
3:46 بخشش یکی از ویژگی های انسان های شریف است
3:48 لطف از بین نخواهد رفت
3:51 زیرا انسان سخاوتمندی نصیب شما شده است که زیبایی ها را حفظ می کند و خوبی ها را هرگز فراموش نمی کند
3:57 و اگر پول می خواهید
3:59 یعنی رستگاری
4:01 آنها ثومه را اخراج کردند
4:03 یعنی اسارتش را شکستند و آزادش کردند
4:07 به پسر
4:08 پسر آبی است که از زمین می آید
4:12 رسول خدا صلی الله علیه و آله او را بشارت داد
4:16 یعنی خیر دنیا و آخرت
4:19 سابوت
4:21 یعنی دینت را به دین دیگری واگذار کردی
4:24 از الیمامه
4:26 الیمامه مکانی در نجد است
4:30 یکی از فواید صحبت کردن
4:33 از صحبت کردن سود ببرید
4:36 راهنمایی برای قرار دادن مردم در خانه هایشان
4:39 شدت رحمت پیامبر صلی الله علیه و آله بر خلق را بیان می کند
4:45 ورود کافر به مسجد جایز است
4:49 مهربانی و ملایمت با زندانی مطلوب است
4:53 و امام حق زندانی عاقل را دارد
4:56 قتل یا بردگی
4:58 یا آن را راه اندازی کنید
5:00 یا رستگاری
5:02 اگر کافر مسلمان شود، غسل کردنش جایز است
5:06 در مورد ضرورت آن اختلاف نظر وجود دارد
5:09 این شامل راهنمایی در مورد اتخاذ مهربانی در رفتار با مردم است
5:13 صدقه کینه را از بین می برد و محبت را برقرار می کند
5:18 شامل جواز منع اقتصادی برای مصالح عمومی است
5:22 اگر تحریم بدون ضرر برای مسلمانان به ثمر نشست
5:30 درب خیمه در مسجد برای بیماران و دیگران
5:36 قال عایشه رضی الله عنها
5:39 سعد روز خندق مجروح شد
5:42 مردی از قریش او را انداخت
5:44 او را هیبان بن الارقه می نامند
5:48 در الاخال انداخت
5:50 پس پیامبر صلی الله علیه و آله خیمه ای در مسجد برپا کرد تا به زودی آن را زیارت کند
5:57 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله از سنگر برگشت
6:02 اسلحه را زمین گذاشت و دوش گرفت
6:05 جبرئیل علیه السلام نزد او آمد
6:08 سرش را از روی خاک تکان داد
6:11 و او گفت
6:12 سلاح گذاشته شده است
6:14 قسم می خورم که آن را زمین نگذاشتم
6:16 میرم بیرون پیششون
6:19 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
6:22 پس کجا؟
6:23 به بنی قریده اشاره کرد
6:26 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد آنان آمد
6:30 پس با حکم او موافقت کردند
6:33 حکم به سعد برگردانده شد
6:35 او گفت
6:37 من آنها را قضاوت خواهم کرد
6:39 برای کشتن مبارز
6:41 و زنان و کودکان را باید اسیر کرد
6:44 و پولشان را تقسیم کنند
6:47 و در مورد عایشه
6:49 که سعده گفت
6:51 خدایا، تو می دانی که کسی نیست که دوست داشته باشم به خاطر تو با او مبارزه کنم
6:58 از قومی که رسول شما صلی الله علیه و آله را تکذیب کردند و او را بیرون کردند
7:04 خدایا من فکر می کنم تو بین ما و آنها جنگ ایجاد کرده ای
7:10 اگر چیزی از جنگ قریش باقی مانده است
7:13 پس مرا به خاطر او در امان بدار تا برای تو با آنان مبارزه کنم
7:17 حتی اگر جنگ را به راه انداخته باشید
7:20 پس آن را منفجر کن و مرگ مرا در آن قرار ده
7:24 از هسته اش منفجر شد
7:26 او به آنها اهمیت نمی داد
7:28 در مسجد خیمه ای از بنی غفار است
7:31 جز اینکه خون به سمت آنها جریان می یابد
7:34 و گفتند
7:36 ای اهل خیمه!
7:37 این چه چیزی است که از شما به ما می رسد؟
7:41 اگر خوشحال باشد زخمش را با خون سیر می کند
7:45 از آن رضوان الله تعالی فوت کرد
7:52 سعد مجروح شد
7:54 یعنی ابن معاذ رضی الله عنه
7:57 در خط چشم
7:59 الاخال رگ وسط بازو است
8:02 می گویند عرق زندگی است
8:04 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله خیمه ای برپا کرد
8:08 یعنی خیمه زد و آن را روی چوب هایی که در زمین کوبیده شده بود برپا کرد
8:14 تا او را برگرداند
8:16 کلینیک ویزیت بیمار است
8:19 از نزدیک
8:20 یعنی پنهان است و دیدارش نزدیک است
8:24 حالت اسلحه
8:25 یعنی خلع سلاح
8:27 چون جنگ تمام شده است
8:29 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد آنان آمد
8:33 یعنی آنها را محاصره کرد
8:35 پس با حکم او موافقت کردند
8:37 منظور چیست؟
8:39 راضی شدند و حکمت او را پذیرفتند
8:43 حکم به سعد برگردانده شد
8:46 یعنی حکم را به دست سعد رضی الله عنه می سپارند
8:50 برای کشتن مبارز
8:52 یعنی توانایی جنگیدن
8:55 نفرین کردن
8:56 یعنی برده و مملوک سازی
8:59 زنان و فرزندان
9:02 اولاد زاده انسان است، نر و ماده
9:06 جنگ برپا شد
9:08 یعنی تمام شد
9:10 از هسته او
9:11 خمیر شیب است
9:13 موقعیت گردنبند روی سینه است
9:16 او به آنها اهمیت نمی داد
9:18 یعنی در حالی که در آرامش و آرامش هستند
9:22 تا اینکه دیدن خون آنها را به وحشت انداخت
9:24 آنها از او وحشت داشتند
9:26 خیمه ای از بنی غفار
9:29 خیمه رفیع انصاریه رضی الله عنه است
9:33 تجارت زخم بود
9:35 هر که ملک مسلمانی در خدمت او باشد، ثواب خدمت او را خواهد گرفت
9:41 زخمش پر از خون است
9:43 یعنی خون از زخمش جاری می شود
9:46 یکی از فواید صحبت کردن
9:50 از صحبت کردن سود ببرید
9:52 سکونت در مسجد به دلیل عذر جایز است
9:55 استفاده از مسجد برای درمان زخم و بیماری جایز است
10:00 سلطان یا محقق ممکن است دستور دهد بیمار را به مکان خاصی منتقل کنند
10:05 دیدار و نزدیک شدن به او را برایش آسان می کند
10:08 این در صورتی است که رفتن به کلینیک آن بیمار برای او دشوار باشد
10:14 داوری در امور عمده جایز است
10:17 بیانی در مورد فضیلت سعد بن معاذ رضی الله عنه آمده است
10:22 و شرح فضیلت جهاد فی سبیل الله تعالی
10:26 حاوی جواز آرزوی مرگ فی سبیل الله تعالی است
10:31 و در حدیث
10:32 ملائکه با پیامبر صلی الله علیه و آله می جنگند
10:38 و در آن جبرئیل علیه السلام است
10:40 با پیامبر صلی الله علیه و آله می جنگید
10:47 باب آوردن شتر به مسجد در اثر بیماری
10:52 از ام سلمه در روایتی آمده است:
10:56 رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالی که در مکه بود فرمود
11:01 و او می خواست بیرون
11:03 ام سلمه در خانه نگردید و خواست برود
11:08 به رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت کردم که شکایت می کنم
11:14 گفت: در حالى كه سوارى پشت سر مردم برو.
11:19 پس طواف کردم در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در کنار خانه نماز می خواند.
11:25 او با یک کتاب پنهان می خواند
11:29 در روایتی تا زمانی که رفت نماز نخواند
11:34 نظر در حدیث
11:38 هر بیمار شکایت می کند
11:41 یکی از فواید صحبت کردن
11:45 از صحبت کردن سود ببرید
11:47 دوری زنان هنگام طواف و نماز از مردان سنت است
11:52 طواف سواری برای معذور جایز است
11:56 در غیر موجه، اختلاف است
11:58 این شامل دستور دادن به سوار حیوان است که تا حد امکان از عبور و مرور افراد خودداری کند
12:07 درب
12:08 عن انس رضی الله عنه
12:11 دو نفر از حضور پیامبر صلی الله علیه و آله خارج شدند
12:16 در یک شب تاریک
12:18 و اینک نوری در دستشان بود
12:21 تا اینکه از هم جدا شدند
12:23 بنابراین نور با آنها جدا شد
12:27 نظر در حدیث
12:30 آن دو مرد
12:32 آنها عباد بن بشر هستند
12:34 و اسيد بن حضير رضي الله عنه هر دو
12:38 در دستان آنهاست
12:40 یعنی در مقابل آنها
12:42 یکی از فواید صحبت کردن
12:45 در روایات شاهدی بر معجزات صالحان است
12:49 مردم سزاوارترین کرامت هستند
12:52 آنها اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند
12:55 و هر که از هدایت آنان پیروی کند
12:58 فضیلت راه رفتن به مساجد و برافراشتن پرچم ها را توضیح می دهد
13:05 باب الخوخا و راهرو در مسجد
13:10 از ابوسعید خدری رضی الله عنه
13:13 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
13:16 روی منبر نشست و گفت
13:19 بنده ای که خداوند به او خیری داده است
13:22 او به صراحت گفت که می توان هر گل دنیا را که بخواهد به او داد
13:26 و آنچه او دارد
13:28 بنابراین آنچه را که داشت انتخاب کرد
13:30 ابوبکر گریه کرد و گفت
13:33 ما شما را با پدران و مادران خود پاداش می دهیم
13:38 ما او را تحسین کردیم
13:39 مردم گفتند
13:41 به این شیخ نگاه کن
13:43 رسول خدا صلی الله علیه و آله می گوید
13:46 به اختیار بنده ای که خداوند به او اختیار داد که گل دنیا را به او بدهد
13:52 و آنچه او دارد
13:54 و او می گوید
13:55 ما شما را با پدران و مادران خود پاداش می دهیم
13:59 رسول خدا صلی الله علیه و آله حق انتخاب داشت
14:04 ابوبکر کسی بود که ما را از آن خبر داد
14:08 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
14:12 در یک رمان
14:14 ای ابوبکر گریه مکن
14:17 یکی از کسانی که به علی (ع) به شرکت و پول او اعتماد کرد، ابوبکر بود
14:23 حتی اگر دوستی از ملتم گرفته بودم
14:27 من ابوبکر را می گرفتم
14:29 جز صفت اسلام
14:32 در یک رمان
14:33 اما برادری و محبت اسلام
14:38 هیچ درختی در مسجد باقی نمانده جز تک درخت ابوبکر
14:44 نظر در حدیث
14:48 باب الخوخا و راهرو در مسجد
14:51 هلو
14:52 یک در کوچک بین دو خانه
14:56 من یک برده هستم
14:57 یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله
15:01 از گل دنیا
15:02 یعنی لذت و زیبایی و زینت آن
15:06 و معنی
15:07 چقدر دوست داشت عمر طولانی داشته باشد و در این دنیا بماند و از آن لذت ببرد
15:13 و آنچه او دارد
15:15 یعنی از انواع سعادت ابدی که خداوند متعال برای او مهیا کرده است
15:21 ما او را تحسین کردیم
15:22 یعنی از گریه او و فدیه او برای رسول خدا صلی الله علیه و آله تعجب کردند.
15:29 معنای سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله را نفهمیدند
15:34 یکی از کسانی که به علی (ع) به شرکت و پول او اعتماد کرد، ابوبکر بود
15:40 یعنی بخشنده ترین و بخشنده ترین آنها با جان و مال خود نسبت به ما
15:44 این مانا نیست که به کار خود افتخار می کند
15:48 زیرا ثواب را باطل می کند
15:51 حتی اگه گرفته بودی
15:53 بگیر
15:54 یعنی انتخاب کرد و انتخاب کرد
15:57 دوست پسر
15:58 صفت خلوص محبت است
16:01 و هبرون
16:02 او کسی است که در درون شما با شما موافق است
16:04 و او راه شما را دنبال می کند
16:07 خصلت اسلام
16:09 یعنی برادری و محبت اسلام
16:12 هلو
16:14 هر در کوچکی
16:16 یکی از فواید صحبت کردن
16:20 از صحبت کردن سود ببرید
16:22 تشویق به انتخاب آنچه خدا دارد
16:25 و زهد در این دنیا
16:27 و آگاه ساختن صالحان از کسانی که آن را برگزیدند
16:31 بیانگر شدت محبت صحابه رضی الله عنه به پیامبر صلی الله علیه و آله است.
16:38 و گفتن جایز است
16:40 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فدای ما پدران و مادران ما شد
16:46 گریه بر مریضی که بیمار لاعلاج است جایز است
16:50 شرح فضیلت ابوبکر صدیق رضی الله عنه.
16:55 صدیق رضی الله عنه دارای فضایل و حقوق بسیار است
16:59 چیزی که هیچ موجودی در این شریک نیست
17:02 او داناترین صحابه است که خداوند از آنان راضی باشد
17:06 در این حدیث به خلافت ابوبکر صدیق رضی الله عنه اشاره شده است.
17:12 قدردانی برای شرکت خوب را تشویق می کند
17:15 تمجید از دوست جایز است
17:17 اگر از وسوسه در امان باشد
17:20 تشویق به نابودی روح می شود
17:23 و به برادری اسلام ابراز محبت کنید
17:26 در روایات آمده است که مساجد از درهای بسیاری از دسترسی مردم به آنها محفوظ است
17:33 جز اینکه بابا بهش نیاز داره
17:35 حدیث دلالت بر این دارد که دوست پسر بالاتر از دوست و برادر است
17:40 در مورد دستور آنها اختلاف نظر وجود دارد
17:42 حدیث دلالت بر این دارد که هیچ کس سزاوار حقیقت علم نیست
17:47 مگر آنهایی که می فهمند
17:49 و با درک، ابوبکر رضی الله عنه سزاوار آن شد
17:55 از ابن عباس گفته است:
17:58 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در هنگام بیماری بیرون رفت و در اثر آن درگذشت.
18:03 سرش را با پارچه بست
18:06 پس بر منبر نشست
18:08 خدا را شکر و حمد کرد
18:11 سپس گفت
18:12 هیچ کس در میان مردم به اندازه ابوبکر بن ابی قحافه به علی نسبت به خود و مالش اعتماد ندارد.
18:21 حتی اگر دوستی از بین مردم گرفته بودی
18:24 من ابوبکر را دوست می گرفتم
18:27 اما شخصیت اسلام بهتر است
18:31 در یک رمان
18:33 اما برادرم و دوستش
18:36 هر هلوی این مسجد را از من ببند
18:40 غیر از خوخا ابوبکر
18:43 در یک رمان
18:44 یا گفت
18:46 خوب
18:47 زیرا او آن را به عنوان یک پدر آشکار کرد
18:49 یا گفت
18:51 ابا بر آن حکومت کرد
18:53 نظر در حدیث
18:57 سرش را بست
18:58 یعنی سرش را کشید و بست
19:01 با پارچه ای
19:02 هر باندی
19:04 مسدود کردند
19:05 می خواست درها را ببندد و ببندد
19:08 غیر از خوخا ابوبکر
19:11 هنگامی که درها جز درب ابوبکر رضی الله عنه بسته شد
19:16 دلالت بر این دارد که برای نماز از آن بیرون می آید
19:20 گویا او رضی الله عنه
19:22 اشاره کرد که بعد از او چنین و چنان خواهد کرد
19:27 یکی از فواید صحبت کردن
19:31 از صحبت کردن سود ببرید
19:33 بستن پیشانی بند بر سر جایز است
19:36 شرح فضیلت ابوبکر رضی الله عنه در آن آمده است
19:40 در این حدیث به خلافت ابوبکر رضی الله عنه اشاره شده است
19:46 فضیلت انفاق در راه خدای متعال و نشر دعوت را بیان می کند
19:51 استفاده از درب مساجد در صورت نیاز جایز است
19:59 باب بالا بردن صدا در مساجد
20:02 از صائب بن یزید می‌گوید:
20:05 در مسجد ایستاده بودم
20:08 مردی به من نگاه کرد
20:10 بنابراین من نگاه کردم
20:11 پس عمر بن الخطاب
20:14 و او گفت
20:15 برو این دوتا رو برام بیار
20:18 پس آنها را نزد او آوردم
20:20 او گفت
20:21 تو کی هستی؟
20:23 یا اهل کجا هستید
20:25 او گفت
20:26 از مردم طائف
20:29 او گفت
20:30 اگر اهل کشور بودی به تو آسیب می زدم
20:34 صدایت را در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله بلند می کنی
20:41 نظر در حدیث
20:44 بنابراین او مرا گرفت
20:46 یعنی حکم من با سنگ های کوچک
20:49 اگر اهل کشور بودید
20:51 یعنی از شهر
20:53 این به هر دوی شما آسیب می رساند
20:55 یعنی کتک زدن
20:57 یکی از فواید صحبت کردن
21:01 از صحبت کردن سود ببرید
21:03 مشروعیت پذیرش عذرخواهی از افراد غافل از حکم
21:07 اگر چیزی مانند آن پنهان است
21:10 دلالت دارد بر جايز است امام هر كس را كه در مسجد بر اثر سر و صدا و مانند آن صداي خود را بلند كند تأديب كند.
21:17 قاضی می تواند دلیل مستحق مجازات متخلف را بیان کند
21:23 شامل وجوب تکریم و تسبیح پیامبر صلی الله علیه و آله است
21:30 باب تراشیدن و نشستن در مسجد
21:34 از ابن عمر گفت:
21:37 مردی در حالی که بر منبر بود از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید
21:42 در نماز شب چه می بینید؟
21:45 او گفت
21:46 موتانا، موتانا
21:48 اگر از صبح بترسد
21:50 یک دعا
21:52 پس من وتر را تا زمانی که نماز می خواند برایش دعا کردم
21:55 و او می گفت
21:57 آخر نمازت را یک متر بگذار
22:00 پیامبر صلی الله علیه و آله به آن امر فرمود
22:05 نظر در حدیث
22:09 باب تراشیدن و نشستن در مسجد
22:12 منظور از اپیزود در اینجا چیست؟
22:14 مردم در یک دایره آماده می نشینند
22:18 در نماز شب چه می بینید؟
22:20 یعنی نحوه خواندن نماز شب
22:24 اگر از صبح بترسد
22:26 یعنی نماز وتر را ترک می کند
22:29 یک دعا
22:30 یعنی یک رکعت
22:33 یکی از فواید صحبت کردن
22:37 از صحبت کردن سود ببرید
22:39 اگر واعظ در حال ایراد خطبه از او در مورد موضوعی دینی سؤال شود اشکالی ندارد که پاسخ دهد.
22:44 و این به نامزدی او آسیبی نمی رساند
22:48 توضیحی دارد که نماز شب دو رکعتی است
22:53 نماز وتر یک رکعت است
22:55 در مورد موضوع اختلاف نظر وجود دارد
22:58 شرحی از وقت نماز وتر دارد
23:01 تا سحر ادامه دارد
23:04 شامل تشویق به اقامه نماز وتر است
23:08 این نشان می دهد که پرسش کلید دانش است
23:14 باب دراز کشیدن در مسجد و دراز کردن ساق پا
23:19 از ابن شهاب
23:21 عن عباد بن تمیم
23:22 در مورد عمویش
23:24 رسول خدا صلی الله علیه و آله را دید که در مسجد دراز کشیده است
23:30 قرار دادن یک پا روی پای دیگر
23:33 از ابن شهاب
23:35 از سعید بن المسیاب می‌گوید:
23:38 عمر و عثمان این کار را کردند
23:42 نظر در حدیث
23:46 دراز کشیدن
23:47 یعنی پشتش
23:49 عمویش
23:50 او عبدالله بن زید رضی الله عنه است
23:54 یکی از فواید صحبت کردن
23:58 از صحبت کردن سود ببرید
24:00 درازکشیدن و دراز کشیدن و هر نوع استراحت در مسجد جایز است
24:06 با پوشش
24:07 مگر اینکه این کار ضرری نداشته باشد
24:11 این حدیث حاوی شواهدی بر حجیت سنت خلفای راشدین است