متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
مرکز مزیت
0:06
برای مطالعات و تحقیقات انسانی
0:09
ارسال کنید
0:11
خلاصه صحیح البخاری
0:16
باب غسل اگر مسلمان شود
0:20
زندانی را نیز در مسجد بسته بودند
0:23
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
0:28
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اسب هایی را پیش نجد فرستاد
0:34
مردی از بنی حنیفه آورد
0:37
او را ثمامه بن اثل می نامند
0:40
او را از دیوار مسجد به تیری بستند
0:44
پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به سوی او بیرون رفت
0:48
گفت: ثمامه چه داری؟
0:52
گفت: محمد، چیزهای خوبی دارم.
0:56
اگر مرا بکشی، کسی را می کشی
1:00
و اگر نعمت داشته باشید، با شکرگزاران نعمت خواهید یافت
1:04
و اگر پول می خواهید
1:06
هر چه می خواهی از او بپرس
1:09
پس رفت تا روز بعد
1:12
سپس به او گفت: ای ثمامه چه داری؟
1:16
اون چیزی که بهت گفتم گفت
1:19
اگر برکت دارید، نعمت شکرگزاری هستید
1:23
پس گذاشت تا پس فردا
1:27
گفت: ثمامه چه داری؟
1:30
گفت: آنچه به تو گفتم دارم
1:34
فرمود: ثومه را آزاد کن
1:38
پس نزد پسری نزدیک مسجد رفت
1:41
خود را شستشو داد و سپس وارد مسجد شد
1:45
گفت: شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست.
1:50
شهادت می دهم که محمد رسول خداست
1:53
ای محمد
1:55
به خدا قسم در روی زمین هیچ صورت نبود
1:58
من از تو بیشتر از صورتت متنفرم
2:01
چهره تو برای من محبوب ترین چهره شده است
2:05
به خدا سوگند هیچ دینی نزد من منفورتر از دین شما نیست
2:10
دین تو برای من محبوب ترین دین شده است
2:14
به خدا هیچ کشوری برای من نفرت انگیزتر از کشور شما نیست
2:19
کشور شما به کشور مورد علاقه من تبدیل شده است
2:24
اسب های تو مرا بردند در حالی که می خواستم عمره کنم.
2:28
پس چی میبینی؟
2:30
رسول خدا صلی الله علیه و آله او را بشارت داد
2:34
او را به انجام عمره امر کرد
2:37
وقتی به مکه آمد
2:39
یک نفر به او گفت
2:41
سابوت
2:42
گفت نه
2:44
اما من با محمد رسول الله صلی الله علیه و آله اسلام آوردم
2:50
نه، قسم می خورم
2:51
از الیمامه یک دانه گندم به شما نمی رسد
2:55
تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله اذن می دهد
3:00
نظر در حدیث
3:04
اسب
3:05
یعنی شوالیه ها
3:07
آنها سی مسافر بودند
3:09
امیر آنها محمد بن مسلمه رضی الله عنه است
3:13
قبل از اینکه پیدا کنیم
3:15
کدام طرف را پیدا کنیم؟
3:16
ما آن را در شبه جزیره عربستان می یابیم
3:20
بنابراین او آمد
3:21
یعنی بعد از نوزده شب آمد
3:25
با دکل
3:26
یعنی با ستون
3:28
خوب دارم
3:29
شما اهل شکایت نیستید
3:32
بلکه شما ببخشید و نیکی کنید
3:35
اگر مرا بکشی، خون را می کشی
3:38
یعنی کسی که برای خونش خون دارد
3:41
و اگر نعمت داشته باشید، با شکرگزاران نعمت خواهید یافت
3:44
یعنی حتی اگر با عفو بهبود پیدا کند
3:46
بخشش یکی از ویژگی های انسان های شریف است
3:48
لطف از بین نخواهد رفت
3:51
زیرا انسان سخاوتمندی نصیب شما شده است که زیبایی ها را حفظ می کند و خوبی ها را هرگز فراموش نمی کند
3:57
و اگر پول می خواهید
3:59
یعنی رستگاری
4:01
آنها ثومه را اخراج کردند
4:03
یعنی اسارتش را شکستند و آزادش کردند
4:07
به پسر
4:08
پسر آبی است که از زمین می آید
4:12
رسول خدا صلی الله علیه و آله او را بشارت داد
4:16
یعنی خیر دنیا و آخرت
4:19
سابوت
4:21
یعنی دینت را به دین دیگری واگذار کردی
4:24
از الیمامه
4:26
الیمامه مکانی در نجد است
4:30
یکی از فواید صحبت کردن
4:33
از صحبت کردن سود ببرید
4:36
راهنمایی برای قرار دادن مردم در خانه هایشان
4:39
شدت رحمت پیامبر صلی الله علیه و آله بر خلق را بیان می کند
4:45
ورود کافر به مسجد جایز است
4:49
مهربانی و ملایمت با زندانی مطلوب است
4:53
و امام حق زندانی عاقل را دارد
4:56
قتل یا بردگی
4:58
یا آن را راه اندازی کنید
5:00
یا رستگاری
5:02
اگر کافر مسلمان شود، غسل کردنش جایز است
5:06
در مورد ضرورت آن اختلاف نظر وجود دارد
5:09
این شامل راهنمایی در مورد اتخاذ مهربانی در رفتار با مردم است
5:13
صدقه کینه را از بین می برد و محبت را برقرار می کند
5:18
شامل جواز منع اقتصادی برای مصالح عمومی است
5:22
اگر تحریم بدون ضرر برای مسلمانان به ثمر نشست
5:30
درب خیمه در مسجد برای بیماران و دیگران
5:36
قال عایشه رضی الله عنها
5:39
سعد روز خندق مجروح شد
5:42
مردی از قریش او را انداخت
5:44
او را هیبان بن الارقه می نامند
5:48
در الاخال انداخت
5:50
پس پیامبر صلی الله علیه و آله خیمه ای در مسجد برپا کرد تا به زودی آن را زیارت کند
5:57
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله از سنگر برگشت
6:02
اسلحه را زمین گذاشت و دوش گرفت
6:05
جبرئیل علیه السلام نزد او آمد
6:08
سرش را از روی خاک تکان داد
6:11
و او گفت
6:12
سلاح گذاشته شده است
6:14
قسم می خورم که آن را زمین نگذاشتم
6:16
میرم بیرون پیششون
6:19
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
6:22
پس کجا؟
6:23
به بنی قریده اشاره کرد
6:26
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد آنان آمد
6:30
پس با حکم او موافقت کردند
6:33
حکم به سعد برگردانده شد
6:35
او گفت
6:37
من آنها را قضاوت خواهم کرد
6:39
برای کشتن مبارز
6:41
و زنان و کودکان را باید اسیر کرد
6:44
و پولشان را تقسیم کنند
6:47
و در مورد عایشه
6:49
که سعده گفت
6:51
خدایا، تو می دانی که کسی نیست که دوست داشته باشم به خاطر تو با او مبارزه کنم
6:58
از قومی که رسول شما صلی الله علیه و آله را تکذیب کردند و او را بیرون کردند
7:04
خدایا من فکر می کنم تو بین ما و آنها جنگ ایجاد کرده ای
7:10
اگر چیزی از جنگ قریش باقی مانده است
7:13
پس مرا به خاطر او در امان بدار تا برای تو با آنان مبارزه کنم
7:17
حتی اگر جنگ را به راه انداخته باشید
7:20
پس آن را منفجر کن و مرگ مرا در آن قرار ده
7:24
از هسته اش منفجر شد
7:26
او به آنها اهمیت نمی داد
7:28
در مسجد خیمه ای از بنی غفار است
7:31
جز اینکه خون به سمت آنها جریان می یابد
7:34
و گفتند
7:36
ای اهل خیمه!
7:37
این چه چیزی است که از شما به ما می رسد؟
7:41
اگر خوشحال باشد زخمش را با خون سیر می کند
7:45
از آن رضوان الله تعالی فوت کرد
7:52
سعد مجروح شد
7:54
یعنی ابن معاذ رضی الله عنه
7:57
در خط چشم
7:59
الاخال رگ وسط بازو است
8:02
می گویند عرق زندگی است
8:04
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله خیمه ای برپا کرد
8:08
یعنی خیمه زد و آن را روی چوب هایی که در زمین کوبیده شده بود برپا کرد
8:14
تا او را برگرداند
8:16
کلینیک ویزیت بیمار است
8:19
از نزدیک
8:20
یعنی پنهان است و دیدارش نزدیک است
8:24
حالت اسلحه
8:25
یعنی خلع سلاح
8:27
چون جنگ تمام شده است
8:29
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد آنان آمد
8:33
یعنی آنها را محاصره کرد
8:35
پس با حکم او موافقت کردند
8:37
منظور چیست؟
8:39
راضی شدند و حکمت او را پذیرفتند
8:43
حکم به سعد برگردانده شد
8:46
یعنی حکم را به دست سعد رضی الله عنه می سپارند
8:50
برای کشتن مبارز
8:52
یعنی توانایی جنگیدن
8:55
نفرین کردن
8:56
یعنی برده و مملوک سازی
8:59
زنان و فرزندان
9:02
اولاد زاده انسان است، نر و ماده
9:06
جنگ برپا شد
9:08
یعنی تمام شد
9:10
از هسته او
9:11
خمیر شیب است
9:13
موقعیت گردنبند روی سینه است
9:16
او به آنها اهمیت نمی داد
9:18
یعنی در حالی که در آرامش و آرامش هستند
9:22
تا اینکه دیدن خون آنها را به وحشت انداخت
9:24
آنها از او وحشت داشتند
9:26
خیمه ای از بنی غفار
9:29
خیمه رفیع انصاریه رضی الله عنه است
9:33
تجارت زخم بود
9:35
هر که ملک مسلمانی در خدمت او باشد، ثواب خدمت او را خواهد گرفت
9:41
زخمش پر از خون است
9:43
یعنی خون از زخمش جاری می شود
9:46
یکی از فواید صحبت کردن
9:50
از صحبت کردن سود ببرید
9:52
سکونت در مسجد به دلیل عذر جایز است
9:55
استفاده از مسجد برای درمان زخم و بیماری جایز است
10:00
سلطان یا محقق ممکن است دستور دهد بیمار را به مکان خاصی منتقل کنند
10:05
دیدار و نزدیک شدن به او را برایش آسان می کند
10:08
این در صورتی است که رفتن به کلینیک آن بیمار برای او دشوار باشد
10:14
داوری در امور عمده جایز است
10:17
بیانی در مورد فضیلت سعد بن معاذ رضی الله عنه آمده است
10:22
و شرح فضیلت جهاد فی سبیل الله تعالی
10:26
حاوی جواز آرزوی مرگ فی سبیل الله تعالی است
10:31
و در حدیث
10:32
ملائکه با پیامبر صلی الله علیه و آله می جنگند
10:38
و در آن جبرئیل علیه السلام است
10:40
با پیامبر صلی الله علیه و آله می جنگید
10:47
باب آوردن شتر به مسجد در اثر بیماری
10:52
از ام سلمه در روایتی آمده است:
10:56
رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالی که در مکه بود فرمود
11:01
و او می خواست بیرون
11:03
ام سلمه در خانه نگردید و خواست برود
11:08
به رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت کردم که شکایت می کنم
11:14
گفت: در حالى كه سوارى پشت سر مردم برو.
11:19
پس طواف کردم در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در کنار خانه نماز می خواند.
11:25
او با یک کتاب پنهان می خواند
11:29
در روایتی تا زمانی که رفت نماز نخواند
11:34
نظر در حدیث
11:38
هر بیمار شکایت می کند
11:41
یکی از فواید صحبت کردن
11:45
از صحبت کردن سود ببرید
11:47
دوری زنان هنگام طواف و نماز از مردان سنت است
11:52
طواف سواری برای معذور جایز است
11:56
در غیر موجه، اختلاف است
11:58
این شامل دستور دادن به سوار حیوان است که تا حد امکان از عبور و مرور افراد خودداری کند
12:07
درب
12:08
عن انس رضی الله عنه
12:11
دو نفر از حضور پیامبر صلی الله علیه و آله خارج شدند
12:16
در یک شب تاریک
12:18
و اینک نوری در دستشان بود
12:21
تا اینکه از هم جدا شدند
12:23
بنابراین نور با آنها جدا شد
12:27
نظر در حدیث
12:30
آن دو مرد
12:32
آنها عباد بن بشر هستند
12:34
و اسيد بن حضير رضي الله عنه هر دو
12:38
در دستان آنهاست
12:40
یعنی در مقابل آنها
12:42
یکی از فواید صحبت کردن
12:45
در روایات شاهدی بر معجزات صالحان است
12:49
مردم سزاوارترین کرامت هستند
12:52
آنها اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند
12:55
و هر که از هدایت آنان پیروی کند
12:58
فضیلت راه رفتن به مساجد و برافراشتن پرچم ها را توضیح می دهد
13:05
باب الخوخا و راهرو در مسجد
13:10
از ابوسعید خدری رضی الله عنه
13:13
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
13:16
روی منبر نشست و گفت
13:19
بنده ای که خداوند به او خیری داده است
13:22
او به صراحت گفت که می توان هر گل دنیا را که بخواهد به او داد
13:26
و آنچه او دارد
13:28
بنابراین آنچه را که داشت انتخاب کرد
13:30
ابوبکر گریه کرد و گفت
13:33
ما شما را با پدران و مادران خود پاداش می دهیم
13:38
ما او را تحسین کردیم
13:39
مردم گفتند
13:41
به این شیخ نگاه کن
13:43
رسول خدا صلی الله علیه و آله می گوید
13:46
به اختیار بنده ای که خداوند به او اختیار داد که گل دنیا را به او بدهد
13:52
و آنچه او دارد
13:54
و او می گوید
13:55
ما شما را با پدران و مادران خود پاداش می دهیم
13:59
رسول خدا صلی الله علیه و آله حق انتخاب داشت
14:04
ابوبکر کسی بود که ما را از آن خبر داد
14:08
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
14:12
در یک رمان
14:14
ای ابوبکر گریه مکن
14:17
یکی از کسانی که به علی (ع) به شرکت و پول او اعتماد کرد، ابوبکر بود
14:23
حتی اگر دوستی از ملتم گرفته بودم
14:27
من ابوبکر را می گرفتم
14:29
جز صفت اسلام
14:32
در یک رمان
14:33
اما برادری و محبت اسلام
14:38
هیچ درختی در مسجد باقی نمانده جز تک درخت ابوبکر
14:44
نظر در حدیث
14:48
باب الخوخا و راهرو در مسجد
14:51
هلو
14:52
یک در کوچک بین دو خانه
14:56
من یک برده هستم
14:57
یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله
15:01
از گل دنیا
15:02
یعنی لذت و زیبایی و زینت آن
15:06
و معنی
15:07
چقدر دوست داشت عمر طولانی داشته باشد و در این دنیا بماند و از آن لذت ببرد
15:13
و آنچه او دارد
15:15
یعنی از انواع سعادت ابدی که خداوند متعال برای او مهیا کرده است
15:21
ما او را تحسین کردیم
15:22
یعنی از گریه او و فدیه او برای رسول خدا صلی الله علیه و آله تعجب کردند.
15:29
معنای سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله را نفهمیدند
15:34
یکی از کسانی که به علی (ع) به شرکت و پول او اعتماد کرد، ابوبکر بود
15:40
یعنی بخشنده ترین و بخشنده ترین آنها با جان و مال خود نسبت به ما
15:44
این مانا نیست که به کار خود افتخار می کند
15:48
زیرا ثواب را باطل می کند
15:51
حتی اگه گرفته بودی
15:53
بگیر
15:54
یعنی انتخاب کرد و انتخاب کرد
15:57
دوست پسر
15:58
صفت خلوص محبت است
16:01
و هبرون
16:02
او کسی است که در درون شما با شما موافق است
16:04
و او راه شما را دنبال می کند
16:07
خصلت اسلام
16:09
یعنی برادری و محبت اسلام
16:12
هلو
16:14
هر در کوچکی
16:16
یکی از فواید صحبت کردن
16:20
از صحبت کردن سود ببرید
16:22
تشویق به انتخاب آنچه خدا دارد
16:25
و زهد در این دنیا
16:27
و آگاه ساختن صالحان از کسانی که آن را برگزیدند
16:31
بیانگر شدت محبت صحابه رضی الله عنه به پیامبر صلی الله علیه و آله است.
16:38
و گفتن جایز است
16:40
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فدای ما پدران و مادران ما شد
16:46
گریه بر مریضی که بیمار لاعلاج است جایز است
16:50
شرح فضیلت ابوبکر صدیق رضی الله عنه.
16:55
صدیق رضی الله عنه دارای فضایل و حقوق بسیار است
16:59
چیزی که هیچ موجودی در این شریک نیست
17:02
او داناترین صحابه است که خداوند از آنان راضی باشد
17:06
در این حدیث به خلافت ابوبکر صدیق رضی الله عنه اشاره شده است.
17:12
قدردانی برای شرکت خوب را تشویق می کند
17:15
تمجید از دوست جایز است
17:17
اگر از وسوسه در امان باشد
17:20
تشویق به نابودی روح می شود
17:23
و به برادری اسلام ابراز محبت کنید
17:26
در روایات آمده است که مساجد از درهای بسیاری از دسترسی مردم به آنها محفوظ است
17:33
جز اینکه بابا بهش نیاز داره
17:35
حدیث دلالت بر این دارد که دوست پسر بالاتر از دوست و برادر است
17:40
در مورد دستور آنها اختلاف نظر وجود دارد
17:42
حدیث دلالت بر این دارد که هیچ کس سزاوار حقیقت علم نیست
17:47
مگر آنهایی که می فهمند
17:49
و با درک، ابوبکر رضی الله عنه سزاوار آن شد
17:55
از ابن عباس گفته است:
17:58
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در هنگام بیماری بیرون رفت و در اثر آن درگذشت.
18:03
سرش را با پارچه بست
18:06
پس بر منبر نشست
18:08
خدا را شکر و حمد کرد
18:11
سپس گفت
18:12
هیچ کس در میان مردم به اندازه ابوبکر بن ابی قحافه به علی نسبت به خود و مالش اعتماد ندارد.
18:21
حتی اگر دوستی از بین مردم گرفته بودی
18:24
من ابوبکر را دوست می گرفتم
18:27
اما شخصیت اسلام بهتر است
18:31
در یک رمان
18:33
اما برادرم و دوستش
18:36
هر هلوی این مسجد را از من ببند
18:40
غیر از خوخا ابوبکر
18:43
در یک رمان
18:44
یا گفت
18:46
خوب
18:47
زیرا او آن را به عنوان یک پدر آشکار کرد
18:49
یا گفت
18:51
ابا بر آن حکومت کرد
18:53
نظر در حدیث
18:57
سرش را بست
18:58
یعنی سرش را کشید و بست
19:01
با پارچه ای
19:02
هر باندی
19:04
مسدود کردند
19:05
می خواست درها را ببندد و ببندد
19:08
غیر از خوخا ابوبکر
19:11
هنگامی که درها جز درب ابوبکر رضی الله عنه بسته شد
19:16
دلالت بر این دارد که برای نماز از آن بیرون می آید
19:20
گویا او رضی الله عنه
19:22
اشاره کرد که بعد از او چنین و چنان خواهد کرد
19:27
یکی از فواید صحبت کردن
19:31
از صحبت کردن سود ببرید
19:33
بستن پیشانی بند بر سر جایز است
19:36
شرح فضیلت ابوبکر رضی الله عنه در آن آمده است
19:40
در این حدیث به خلافت ابوبکر رضی الله عنه اشاره شده است
19:46
فضیلت انفاق در راه خدای متعال و نشر دعوت را بیان می کند
19:51
استفاده از درب مساجد در صورت نیاز جایز است
19:59
باب بالا بردن صدا در مساجد
20:02
از صائب بن یزید میگوید:
20:05
در مسجد ایستاده بودم
20:08
مردی به من نگاه کرد
20:10
بنابراین من نگاه کردم
20:11
پس عمر بن الخطاب
20:14
و او گفت
20:15
برو این دوتا رو برام بیار
20:18
پس آنها را نزد او آوردم
20:20
او گفت
20:21
تو کی هستی؟
20:23
یا اهل کجا هستید
20:25
او گفت
20:26
از مردم طائف
20:29
او گفت
20:30
اگر اهل کشور بودی به تو آسیب می زدم
20:34
صدایت را در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله بلند می کنی
20:41
نظر در حدیث
20:44
بنابراین او مرا گرفت
20:46
یعنی حکم من با سنگ های کوچک
20:49
اگر اهل کشور بودید
20:51
یعنی از شهر
20:53
این به هر دوی شما آسیب می رساند
20:55
یعنی کتک زدن
20:57
یکی از فواید صحبت کردن
21:01
از صحبت کردن سود ببرید
21:03
مشروعیت پذیرش عذرخواهی از افراد غافل از حکم
21:07
اگر چیزی مانند آن پنهان است
21:10
دلالت دارد بر جايز است امام هر كس را كه در مسجد بر اثر سر و صدا و مانند آن صداي خود را بلند كند تأديب كند.
21:17
قاضی می تواند دلیل مستحق مجازات متخلف را بیان کند
21:23
شامل وجوب تکریم و تسبیح پیامبر صلی الله علیه و آله است
21:30
باب تراشیدن و نشستن در مسجد
21:34
از ابن عمر گفت:
21:37
مردی در حالی که بر منبر بود از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید
21:42
در نماز شب چه می بینید؟
21:45
او گفت
21:46
موتانا، موتانا
21:48
اگر از صبح بترسد
21:50
یک دعا
21:52
پس من وتر را تا زمانی که نماز می خواند برایش دعا کردم
21:55
و او می گفت
21:57
آخر نمازت را یک متر بگذار
22:00
پیامبر صلی الله علیه و آله به آن امر فرمود
22:05
نظر در حدیث
22:09
باب تراشیدن و نشستن در مسجد
22:12
منظور از اپیزود در اینجا چیست؟
22:14
مردم در یک دایره آماده می نشینند
22:18
در نماز شب چه می بینید؟
22:20
یعنی نحوه خواندن نماز شب
22:24
اگر از صبح بترسد
22:26
یعنی نماز وتر را ترک می کند
22:29
یک دعا
22:30
یعنی یک رکعت
22:33
یکی از فواید صحبت کردن
22:37
از صحبت کردن سود ببرید
22:39
اگر واعظ در حال ایراد خطبه از او در مورد موضوعی دینی سؤال شود اشکالی ندارد که پاسخ دهد.
22:44
و این به نامزدی او آسیبی نمی رساند
22:48
توضیحی دارد که نماز شب دو رکعتی است
22:53
نماز وتر یک رکعت است
22:55
در مورد موضوع اختلاف نظر وجود دارد
22:58
شرحی از وقت نماز وتر دارد
23:01
تا سحر ادامه دارد
23:04
شامل تشویق به اقامه نماز وتر است
23:08
این نشان می دهد که پرسش کلید دانش است
23:14
باب دراز کشیدن در مسجد و دراز کردن ساق پا
23:19
از ابن شهاب
23:21
عن عباد بن تمیم
23:22
در مورد عمویش
23:24
رسول خدا صلی الله علیه و آله را دید که در مسجد دراز کشیده است
23:30
قرار دادن یک پا روی پای دیگر
23:33
از ابن شهاب
23:35
از سعید بن المسیاب میگوید:
23:38
عمر و عثمان این کار را کردند
23:42
نظر در حدیث
23:46
دراز کشیدن
23:47
یعنی پشتش
23:49
عمویش
23:50
او عبدالله بن زید رضی الله عنه است
23:54
یکی از فواید صحبت کردن
23:58
از صحبت کردن سود ببرید
24:00
درازکشیدن و دراز کشیدن و هر نوع استراحت در مسجد جایز است
24:06
با پوشش
24:07
مگر اینکه این کار ضرری نداشته باشد
24:11
این حدیث حاوی شواهدی بر حجیت سنت خلفای راشدین است