از مجموعهٔ صحيح البخاري · درس 44 از 44

مختصر صحيح البخاري | الحلقة (44) | تتمة كتاب العيدين ثم كتاب الوتر وكتاب الاستسقاء

◉ 46 بازدید ⏱ 32:54 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 یک مرکز سود
0:06 برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09 او ارائه می دهد
0:10 خلاصه صحیح البخاری
0:16 درب بیرون رفتن به نمازخانه بدون منبر
0:21 از ابوسعید خدری می‌گوید:
0:25 رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز فطر و قربان به نمازخانه بیرون می رفت.
0:32 اولین چیزی که با آن شروع می کند نماز است
0:35 سپس او می رود
0:37 پس در مقابل مردم می ایستد
0:39 مردم در ردیف های خود نشسته اند
0:43 آنها را نصیحت می کند، نصیحت می کند و امر می کند
0:46 اگر بخواهد مأموریتی را قطع کند، آن را قطع می کند
0:50 یا به چیزی امر می کند که امر می کند
0:53 سپس او می رود
0:55 ابوسعید گفت
0:57 مردم به این کار ادامه دادند
0:59 تا اینکه با مروان رفتم بیرون
1:02 او شاهزاده شهر است
1:04 در اذان یا فطر
1:06 وقتی به نمازخانه آمدیم
1:09 منبری است که کثیر بن السلط ساخته است
1:12 سپس مروان خواست قبل از نماز معراج خود را بجا آورد
1:17 به سمت لباسش کشیده شدم
1:19 بنابراین او مرا جذب کرد
1:20 پس برخیز
1:22 قبل از نماز نامزد کرد
1:24 پس به او گفتم
1:26 تو عوض شدی، قسم می خورم
1:28 و او گفت
1:29 ابوسعید
1:31 آنچه یاد گرفتی از بین رفت
1:33 پس گفتم
1:34 آنچه من می دانم و خدا بهتر از آنچه نمی دانم
1:39 و او گفت
1:40 مردم بعد از نماز با ما نمی نشستند
1:44 پس قبل از نماز درستش کردم
1:48 پرواز در بحث
1:51 بود
1:52 ادامه و تداوم آن سودمند است
1:55 به نمازخانه
1:57 یک مکان شناخته شده در شهر است
1:59 بین آن و درب مسجد هزار ذراع است
2:03 اولین چیزی که باید با آن شروع کرد
2:05 هر یک از اعمال روز قربانی
2:08 او می رود
2:09 هیچ کدام از نماز
2:11 در مقابل مردم
2:12 یعنی روبرو شدن با آنها
2:14 پس آنها را موعظه می کند
2:16 یعنی آنها را از عواقب چیزها می ترساند
2:19 و آنها را نصیحت می کند
2:20 یعنی در مقابل دیگران
2:22 برای نصیحت آنها
2:24 و به آنها فرمان می دهد
2:25 یعنی حلال و حرام
2:28 برای قطع یک ماموریت
2:30 یعنی یک نفر را از دیگران جدا کند
2:33 تا آنها را برای حمله بفرستند
2:35 مروان
2:36 او فرزند الحكم است
2:38 او معاویه بود که خدا از او راضی باشد
2:40 از آن در شهر استفاده کرد
2:43 می خواهد او را پیش ببرد
2:45 یعنی برای ایراد خطبه بر منبر می رود
2:48 به سمت لباسش کشیده شدم
2:50 یعنی لباسش را گرفتم
2:51 تا مانع از بالا رفتن او برای ایراد خطبه شود
2:55 پس برخیز
2:56 یعنی رفت بالا
2:58 یکی از فواید صحبت کردن
3:02 در حدیث است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:05 در دو عید در نمازخانه خطبه می خواند
3:08 و او ایستاده است
3:09 در زمان ایشان در مصلای منبر نبود
3:13 حاوی مشروعیت امر به معروف است
3:16 و نهی از منکر
3:18 تعویض آن با دست جایز است
3:20 برای کسانی که می توانند
3:22 در حدیث محل نماز عید است
3:25 قبل از خطبه
3:26 این سنت خلفای راشدین است
3:30 اقامه نماز عید فطر در نمازخانه سنت است
3:34 این دلالت بر جایز بودن عالم به غیر از اولی دارد
3:38 زیرا ابوسعید رضی الله عنه در خطبه حاضر شد و از آنجا خارج نشد
3:43 در این حدیث اشاره ای به لغو اقوال مخالف نص است
3:51 درب پیاده روی و سواری تا عید
3:54 خواندن نماز قبل از خطبه بدون اذان و اقامه
4:00 از ابن عمر گفت:
4:02 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر و عمر رضی الله عنهم بودند.
4:09 نماز دو عید را قبل از خطبه می خوانند
4:13 از جابر بن عبدالله فرمود:
4:16 پیامبر صلی الله علیه و آله در روز فطر برخاست و نماز خواند
4:21 شروع به خواندن نماز کرد و سپس خطبه ای ایراد کرد
4:24 وقتی حرفش تمام شد رفت پایین و رفت پیش زنها و یادآوری کرد
4:29 به دست بلال تکیه داده بود
4:32 بلال جامه خود را پهن کرد و به زنان صدقه داد
4:38 نظر در حدیث
4:42 ادامه و تداوم آن سودمند بود
4:45 پس تذکر داد، یعنی نصیحت کرد
4:48 او تکیه می کند، یعنی تکیه می کند
4:52 و بلال جامه خود را پهن کرد
4:54 آن را پخش کرد تا در آن صدقه جمع کند
4:57 در آن می اندازد، یعنی در آن می اندازد
5:01 یکی از فواید صحبت کردن
5:05 حدیث دلالت بر حجیت سنت دو شیخ خلفای راشدین دارد.
5:11 که در آن صحابه رضی الله عنه مشتاق پیروی از هدایت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند.
5:18 بیان می کند که زنان خواهران مردان هستند
5:21 فرصت موعظه و طلب علم دارند
5:25 جدا کردن زنان برای پند و نیکی جایز است
5:30 حاوی توضیحی درباره فضیلت صدقه است
5:33 صدقه دادن زنان از اموال خود بدون اذن شوهر جایز است
5:40 درباره عطا
5:42 ابن عباس اولین باری که به ابن الزبیر منصوب شد نزد او فرستاد
5:47 در روز فطر اذان نگرفت
5:51 خطبه بعد از نماز است
5:54 از ابن عباس و جابر بن عبدالله فرمود:
5:59 نه در روز فطر و نه در روز عید قربان اذان نگفت
6:04 پرواز در بحث
6:07 برای ابن الزبیر فرستاده شد
6:09 او عبدالله بن الزبیر است که خدا از آن دو راضی باشد
6:13 در اولین کاری که انجام داد
6:15 ابن الزبیر را در سال شصت و چهارم هجری به خلافت گماشت
6:21 پس از مرگ یزید بن معاویه
6:24 او اجازه نداشت
6:26 یعنی بدون تماس و اقامت
6:29 یکی از فواید صحبت کردن
6:33 از صحبت کردن سود ببرید
6:35 که عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:38 ترازوی هدایت و حق است
6:41 در آن اساس عبادت بر پایبندی و پیروی است
6:48 باب مکروهات حمل سلاح در عید و حرم
6:53 از سعید بن جبیر می‌گوید:
6:56 نزد ابن عمر بودم که نوک نیزه به کف پایش اصابت کرد
7:01 پایش به رکاب چسبیده بود
7:04 پس پایین آمدم و آن را در مینا برداشتم
7:08 سپس حجاج به خبر رسیدند
7:10 بنابراین او باعث شد آن را برگرداند
7:12 حجاج گفت
7:14 اگه بدونیم کی بهت صدمه زد
7:17 ابن عمر گفت
7:18 تو منو زدی
7:20 گفت چگونه
7:24 روزی اسلحه حمل کردم که حمل نمی شد
7:28 اسلحه به داخل حرم آورده شد
7:30 اسلحه وارد حرم نشد
7:34 نظر در حدیث
7:38 نیزه سینان
7:39 آهنی است در نوک نیزه
7:42 کف پایش
7:44 یعنی باطن آن و آنچه در زیر آن است
7:48 پایش به رکاب چسبیده بود
7:50 یعنی رکاب زین
7:52 و از آهن ساخته شده است
7:54 بنابراین آن را برداشتم
7:56 یعنی دندان ها برداشته شد
7:58 او آن را پس می دهد
7:59 کلینیک ویزیت بیمار است
8:03 یکی از فواید صحبت کردن
8:06 در حدیث، عمل به امر نسبت داده شده است
8:09 چیزی که ناشی از آن عمل است
8:13 یعنی منا در حرم است
8:16 حمل سلاح در حرم ممنوع است
8:19 برای امنیت که خداوند خلق کرده است
8:21 برای جامعه مسلمان در آنجا
8:23 در حدیث اشاره شده است که
8:26 حمل سلاح در صحنه ها
8:28 که در آن نیازی به جنگ نیست
8:30 منفور
8:32 چون از آسیب می ترسد
8:34 و عقیم بودن در هنگام آواره شدن از مردم
8:37 و در آن قول صحابه است
8:40 او این کار را می کرد
8:41 به شکل مجهول
8:43 از طرف ایشان حکم رفع آن صادر شد
8:48 فصل فضیلت کار
8:49 در ایام تشریق
8:52 از ابن عباس
8:54 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:56 او گفت
8:58 در روزهای بهتر از این روزها چه می توان کرد؟
9:03 گفتند
9:04 و برای جهاد
9:06 او گفت
9:07 و برای جهاد
9:08 به جز مردی که بیرون رفت تا خودش و پولش را به خطر بیندازد
9:12 او چیزی پس نداد
9:16 نظر در حدیث
9:19 باب فضیلت کار در ایام تشریق
9:22 به آن ایام تشریق می گفتند
9:25 زیرا گوشت حیوانات قربانی در منا می درخشید
9:29 غیر از این گفته شد
9:32 در این
9:33 یعنی ده روز ذی الحجه
9:36 او ریسک می کند
9:38 یعنی با خودش و اسلحه و اسبش با دشمن می جنگد
9:42 او نمی داند که آیا از کشتن در امان خواهد بود یا نه
9:47 یکی از فواید صحبت کردن
9:50 در حدیث به ارزش جهاد تسبیح شده و درجات آن متفاوت است
9:55 و این هدف نهایی است
9:57 سپردن خود به خداوند متعال
10:00 این شامل ترجیح برخی از زمان ها بر برخی دیگر است
10:03 مثل مکان ها
10:05 ده روز ذی الحجه را بر دیگر روزهای سال ترجیح داد
10:12 باب تکبیر ایام از ما
10:15 و فردا به عرفات می رود
10:18 از محمد بن ابی بکرین ثقفی می فرماید:
10:22 از انس بن مالک پرسیدم
10:24 از خودمان به عرفات می رویم
10:27 درباره طلبیه
10:29 برخورد شما با پیامبر صلی الله علیه و آله چگونه بود؟
10:34 او گفت
10:36 او غیرقابل انکار بود
10:39 کسی که متکبرانه صحبت می کند بزرگ می شود و مورد نکوهش قرار نمی گیرد
10:44 نظر در حدیث
10:47 گادیان
10:48 یعنی دو واکر
10:51 یکی از فواید صحبت کردن
10:54 در حدیث، پیروان مشتاق پیروی از هدایت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند.
11:00 در آن اصحاب رضی الله عنهم
11:03 آنان کسانی بودند که هدایت او را رضی الله عنه منتقل کردند
11:07 حاوی بیانی از فضیلت و زمان تلبیه است
11:11 شرح فضیلت تکبیر در ایام تشریق است
11:15 حدیث دلالت بر این دارد که اختلاف در تنوع قابل انکار نیست
11:23 باب قربانی و ذبح روز قربانی در نمازخانه
11:28 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
11:31 رسول خدا صلی الله علیه و آله در نمازخانه ذبح و قربانی می کرد.
11:38 نظر در حدیث
11:41 ادامه و تداوم آن سودمند بود
11:45 ذبح می کند و ذبح می کند
11:47 سنت در مورد ذبح شتر
11:50 و در ذبح گوسفندان
11:52 گاوها مثل گوسفند هستند
11:54 و گفته شد
11:56 در مورد گاوها، بین ذبح آنها و ذبح آنها یکی را انتخاب می کند
12:00 در نمازخانه
12:01 ذبح در محل نماز برای اعلام ذبح امام
12:05 منجر به سلاخی مردم شود
12:08 چون قربانی کلا از روستاهاست
12:11 و بهتر نشانش بده
12:13 زیرا سنت او را زنده می کند
12:17 یکی از فواید صحبت کردن
12:20 از صحبت کردن سود ببرید
12:22 زمانی که اعمال عید و نماز جماعت پیش امام بود
12:26 او باید جلوتر باشد
12:29 و مردم از او پیروی می کنند
12:32 حاوی توضیحی در مورد چگونگی انجام قربانی است
12:35 ذبح و ذبح است
12:37 ذبح برای گوسفند است
12:38 و ذبح شتر
12:40 حدیث دلالت بر این دارد که تربیت در واقع روح را آگاه می کند
12:48 باب سخنان امام و مردم در خطبه عید
12:52 اگر در حال خطبه از امام درباره چیزی سؤال شود
12:57 از جندب بن سفیان البجالی می‌گوید:
13:01 در یک رمان
13:02 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در روز قربان دعا کرد
13:06 بعد نامزد کرد
13:08 سپس ذبح
13:09 روزی با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قربانی کردیم.
13:16 پس مردم قبل از نماز قربانیان خود را ذبح می کردند
13:20 وقتی رفت
13:22 پیامبر صلی الله علیه و آله دید که قبل از نماز ذبح شده اند
13:28 و او گفت
13:30 هر که قبل از نماز ذبح کند
13:32 یکی دیگر به جایش ذبح شود
13:35 هر که تا نماز نخواندیم ذبح نکرد
13:38 بگذار به نام خدا ذبح کند
13:41 نظر در حدیث
13:45 قربانیان خود را سلاخی کردند
13:47 مجموعه قربانی
13:49 یکی از فواید صحبت کردن
13:54 ذکر نام خدا بر قربانی
13:56 در آن زمان قربانی متوقف شده است
14:00 دلالت بر این دارد که هر کس قبل از نماز ذبح کند کافی نیست
14:04 هر کس در کاری زودتر از وقتش عجله کند از ثواب آن محروم می شود
14:09 حاوی مشروعیت امر به معروف و نهی از منکر به صورت جمع و مبهم است.
14:18 باب: هر که در روز عید هنگام بازگشت، راه را زیر پا بگذارد
14:23 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
14:27 پیامبر صلی الله علیه و آله در عید بود
14:32 بر خلاف جاده برو
14:35 نظر در حدیث
14:38 بر خلاف جاده برو
14:40 یعنی از طریقی غیر از رفتن به محل نماز برمی گردد
14:44 و حکمت پشت آن
14:46 دو راه بر او شهادت دهند
14:48 انس و جن ساکن هر دو راه هستند
14:52 و برای ضرب کردن مراحل
14:54 و شعائر اسلام را در آنها نشان دهد
14:57 و از دسیسه های منافقان و یهودیان بر حذر باشید
15:01 و حاجت کسانی که در آن راه هستند برآورده شود
15:04 در حکمت غیر از این گفته شد
15:08 یکی از فواید صحبت کردن
15:11 از صحبت کردن سود ببرید
15:13 مستحب است در روز عید هنگام رفتن و برگشتن از محل نماز با جاده فرق داشته باشد
15:20 مفسرین فواید زیادی دارند
15:27 کتاب رشته
15:31 باب آنچه در وتر ذکر شد
15:34 درباره ما
15:35 عبدالله بن عمر در نماز وتر بین یک رکعت و دو رکعت سلام می گفت.
15:41 تا اینکه مقداری از نیازهایش را سفارش می دهد
15:45 نظر در حدیث
15:48 بین دو رکعت سلام می کند
15:50 یعنی آخرین
15:52 و دو رکعت
15:53 یعنی قبل از رکعت آخر
15:57 یکی از فواید صحبت کردن
16:00 از صحبت کردن سود ببرید
16:02 عمل صحابی چیزی است که با نظر قابل درک نیست
16:06 او حکم اسمی دارد
16:08 در گزارش، جدا کردن دو رکعت از نماز وتر محفوظ است
16:16 فصل مربوط به ساعات فرد
16:19 از انس بن سیرین می‌گوید:
16:21 به ابن عمر گفتم
16:23 آیا دو رکعت قبل از نماز صبح را دیده ای؟
16:27 من از خواندن آنها برای مدت طولانی لذت می برم
16:30 و او گفت
16:31 پیغمبر صلی الله علیه و آله در طول شب دو تا دو نماز می خواند
16:37 نماز وتر را با رکعت می خواند
16:39 قبل از نماز صبح دو رکعت نماز می خواند
16:43 انگار صدای اذان در گوشم است
16:46 نظر در حدیث
16:49 ببینید؟
16:51 یعنی بگو
16:52 قبل از نماز صبح
16:54 یعنی نماز سحر
16:57 انگار صدای اذان در گوشم است
16:59 یعنی سکونت
17:01 و منظور چیست
17:02 دو رکعت فجر را بخوان
17:06 یکی از فواید صحبت کردن
17:09 از صحبت کردن سود ببرید
17:11 توضیح اینکه نماز شب دو به دو است
17:15 بر دو رکعت نماز قبل از نماز صبح تأکید دارد
17:20 و خواندن را در آنها آسان کنید
17:25 از عایشه گفت:
17:27 تمام شب رسول خدا صلی الله علیه و آله دعای وتر را می خواند
17:32 و آرزوی او در نهایت جادو بود
17:35 نظر در حدیث
17:39 و آرزوی او در نهایت جادو بود
17:41 یعنی آخرین فرمان او رضی الله عنه
17:45 نماز وتر را تا آخر شب به تأخیر انداخت
17:49 یکی از فواید صحبت کردن
17:53 حدیث دلالت دارد که وتر در تمام ساعات شب انجام می شود
17:58 در حدیث به خواندن نماز وتر در آخر شب تشویق شده است
18:01 برای کسانی که در برابر او قوی هستند
18:03 عادتش این نبود که چشمانش بر او چیره شوند
18:09 فصل ویتر در سفر
18:12 از ابن عمر گفت:
18:14 پیامبر صلی الله علیه و آله در سفر بر شتر خود نماز می خواند
18:20 به جایی که من رفتم سر تکان می دهد
18:24 نماز شب به جز نمازهای واجب
18:27 او روی کوهش عصبی می شود
18:30 نظر در حدیث
18:33 ادامه و تداوم آن سودمند بود
18:37 روی کوهش
18:39 یعنی شترش که وسایلش را حمل می کند
18:42 به جایی که رفتی
18:44 شترش به کدام سمت می رفت
18:47 اشاره می کند
18:48 سر تکان دادن
18:49 اشاره به اعضا
18:51 مانند سر، دست، چشم و ابرو
18:55 مراد در اینجا سر است
18:57 یکی از فواید صحبت کردن
19:01 او از گفتگو سود برد
19:03 شرایط نمازهای اختیاری سبکتر از شرایط نمازهای واجب است
19:08 شامل جواز اقامه نماز اختیاری بر میت است
19:12 هر جا که می روی
19:16 باب قنوت قبل و بعد از رکوع
19:20 از انس فرمود:
19:22 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در سال هفتاد مردمی را از بنی سلیم به سوی بنی عامر فرستاد.
19:31 در یک رمان
19:32 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با رئال و ذکوان نزد او آمدند
19:37 اوسیا و بانو لیهیان
19:40 آنها مدعی شدند که اسلام آورده اند
19:43 و آن را در مورد مردم خود اعمال کردند
19:46 پیامبر صلی الله علیه و آله هفتاد انصار به آنان عنایت کرد
19:51 انس گفت
19:53 ما به آنها روستا می گفتیم
19:56 روزها هیزم جمع می کنند و شب ها نماز می خوانند
20:00 پس با آنان به راه افتادند تا به برامونه رسیدند
20:04 وقتی آمدند
20:06 عمویم به آنها گفت
20:08 من شما را معرفی می کنم
20:10 اگر بخواهند آنها را از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آگاه کنم
20:16 وگرنه به من نزدیک بودی
20:19 پس جلو آمد
20:20 پس او را ایمن کردند
20:22 در حالی که برایشان از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می گفت
20:27 به مردی در میانشان اشاره کردند
20:30 پس او را با چاقو زد و اعدام کرد
20:32 و او گفت
20:34 خدا بزرگ است
20:35 من به پروردگار کعبه پیروز شدم
20:38 سپس رو به بقیه یارانش کردند
20:41 پس آنها را کشتند
20:42 جز یک مرد لنگ
20:44 از کوه بالا رفت
20:46 پس جبرئیل علیه السلام به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خبر داد
20:51 آنها پروردگار خود را ملاقات کرده اند
20:54 بر آنها تحمیل کرد و راضیشان کرد
20:57 پس در حال خواندن بودیم
20:59 به مردم خود اطلاع دهید
21:00 که ما پروردگارمان را ملاقات کرده ایم
21:02 او بر ما واجب بود و ما را راضی می کرد
21:06 در یک رمان
21:07 به ما تحمیل شد و از آن راضی بودیم
21:10 سپس بعداً کپی کنید
21:13 پس چهل صبح آنها را صدا زد
21:16 در یک رمان
21:18 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک ماه اطاعت کرد که روستاها را کشت.
21:24 من رسول خدا صلی الله علیه و آله را ندیدم
21:27 غمگین تر از همیشه بود
21:31 و در یک رمان
21:32 بین آنها و پیامبر صلی الله علیه و آله عهد بسته شد
21:38 آنچه را که من دیدم در هر کسی یافت شد همان چیزی که در آنها یافت شد
21:43 علی رئال و دکوان
21:45 بنی لاحیانا و بنی آسیه
21:48 کسانی که خدا و رسولش را نافرمانی کردند
21:53 در یک رمان
21:55 پیشوای مشرکان عامر بن طفیل بود
21:59 بهترین از سه کیفیت
22:02 و او گفت
22:03 مردم دشت مال شما و مردم مناطق ساحلی مال شما خواهند بود
22:07 یا من جانشین شما خواهم بود
22:09 یا با اهل غطافان با هزار و هزار حمله کنم
22:14 عامر در خانه مادر فلانی چاقو خورد
22:17 و او گفت
22:18 غده ای مانند غده باکره
22:21 در خانه زنی از خانواده فلانی
22:24 اسبم را برایم بیاور
22:26 او بر پشت اسبش مرد
22:29 سپس حرام برادر ام سلیم به راه افتاد
22:32 او مردی لنگ و مردی از قبیله فلان است
22:37 نظر در حدیث
22:40 در هفتاد قاری
22:43 انصار هستند
22:45 عمویم به آنها گفت
22:47 یعنی حرام بن ملحان رضی الله عنه
22:51 من شما را معرفی می کنم
22:52 یعنی من بر شما سبقت می گیرم
22:55 اگر به من اعتماد کنند
22:57 یعنی اگر مرا از کشتن و اسارت مصون بدارند
23:00 یا سرپناه
23:02 یعنی علامتی دادند که به این معنی بود که او را بکشیم
23:06 پس او را با چاقو زد و او را اعدام کرد
23:08 یعنی تا نوک نیزه از شکاف دیگر خارج شود
23:13 من به پروردگار کعبه پیروز شدم
23:15 یعنی شادی شهادت
23:17 سپس کج کردند
23:19 یعنی آنها را تنظیم کنید
23:21 پس جبرئیل علیه السلام به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خبر داد
23:26 آنها پروردگار خود را ملاقات کرده اند
23:28 یعنی شاهدی را کشتند
23:30 بر آنها تحمیل کرد و راضیشان کرد
23:33 یعنی با خانه هایی که برای شهدا آماده شده است
23:37 سپس بعداً کپی کنید
23:39 یعنی نسخ تلاوت
23:41 پس چهل صبح آنها را صدا زد
23:44 چه حقه ای براشون
23:47 یکی از فواید صحبت کردن
23:50 از صحبت کردن سود ببرید
23:52 تبیین فضیلت دعوت به سوی خداوند متعال
23:56 او حاملان قرآن و معلمان آن را ترجیح می داد
23:59 این شامل گذرنامه یک کشور دشمن به خاطر علاقه است
24:04 شادی شهادت در راه خدای متعال جایز است
24:09 نماز بر مشرک خاص جایز است
24:15 از انس بن مالک می‌گوید:
24:18 قنوت در غروب و طلوع آفتاب اجرا می شد
24:22 و نظر در حدیث
24:26 قنوت دعای قنوت بود
24:30 یکی از فواید صحبت کردن
24:33 از صحبت کردن سود ببرید
24:35 مشروعیت قنوت در نمازهای واجب
24:39 نماز قنوت در هنگام مصیبت جایز است
24:47 کتاب آسیت
24:51 فصل باران
24:53 و پیامبر صلی الله علیه و آله برای باران بیرون رفت
24:59 از عبدالله بن زید انصاری می فرماید:
25:03 پیامبر صلی الله علیه و آله را روزی دیدم که برای آب آوردن بیرون رفت
25:08 در یک رمان فهرستی
25:11 گفت پس به مردم پشت کرد
25:15 و رو به قبله دعا می کند
25:18 در رمان به سوی دعا
25:21 سپس ردای خود را عوض کرد
25:23 سپس برای ما دو رکعت نماز خواند
25:26 آنها را با صدای بلند بخوانید
25:29 در یک رمان
25:30 پس بنوش
25:32 نظر در حدیث
25:36 پس به مردم پشت کرد و رو به قبله شد و دعا کرد
25:40 یعنی پشت کردن به مردم
25:42 رو به قبله
25:44 سپس ردای خود را عوض کرد
25:47 می گفتند بالا را پایین می کند
25:50 قسمتی از آن را که روی شانه راست است روی شانه چپ قرار می دهد
25:55 و کتف چپش روی شانه راستش است
25:59 گفته شد باطن خود را ظاهر و باطن خود را ظاهر می کند
26:05 یکی از فواید صحبت کردن
26:09 از حدیث به دست می آید که یکی از سنت های باران است
26:13 رو به قبله
26:15 و لباس را متحول کنید
26:17 و در نماز با صدای بلند بخواند
26:20 در آن دعای باران دعای آرزوست
26:24 همچنین دعای خسوف دعای هیبت است
26:29 دعای پیامبر صلی الله علیه و آله رد شد
26:33 به آنها سالهایی مانند سالهای یوسف عطا فرما
26:38 درباره مسروق گفت
26:40 در حالی که یک مرد در کانادا اتفاق می افتد
26:43 و او گفت
26:44 دود قیامت خواهد آمد
26:47 گوش و چشم منافقین را می گیرد
26:51 مؤمن حالت سرماخوردگی به خود می گیرد
26:55 ما وحشت زده بودیم
26:56 پس نزد ابن مسعود آمدم و او دراز کشیده بود
27:00 عصبانی شد و نشست
27:02 و او گفت
27:03 هر کی میدونه بگه
27:05 هر که نداند بگوید خدا داناتر است.
27:09 گفتن به چیزی که نمی دانم، من نمی دانم، بخشی از دانش است
27:14 خداوند به پیامبرش صلی الله علیه و آله فرمود
27:19 بگو: من برای آن پاداشی از شما نمی خواهم و از تظاهرکنندگان نیستم
27:25 در یک رمان
27:27 من در مورد دود به شما خواهم گفت
27:30 و قریش در گرویدن اسلام دیر کردند
27:33 در یک رمان
27:34 به او دروغ گفتند و از او طفره رفتند
27:37 و در یک رمان
27:39 وقتی مردم را دید که روی برگردانند
27:42 پس پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را فرا خواند و فرمود
27:47 خدایا به هفت مثل یوسف کمکشان کن
27:52 پس یک سال طول کشید تا از بین رفتند
27:56 حیوانات مرده و استخوان می خوردند
27:58 انسان آنچه را که بین آسمان و زمین است دود می بیند
28:04 سپس ابوسفیان نزد او آمد و گفت
28:07 ای محمد، تو آمده ای تا به ما امر کنی که پیوندهای خویشاوندی را حفظ کنیم
28:11 در یک رمان
28:13 دستور به اطاعت از خدا و پیوندهای خویشاوندی می دهد
28:17 اگر قوم شما هلاک شده اند به درگاه خدا دعا کنید
28:21 در یک رمان
28:22 برای ضرر از خدا آب بخواهید
28:24 او تلف شده بود
28:27 به مضار گفت: تو می دوی.
28:31 پس برای آنها آب خواست و به آنها آب دادند
28:34 فقر
28:35 پس منتظر روزی باشید که از آسمان دود روشن بیرون بیاورد
28:40 به گفته او ما برمی گردیم
28:44 آیا عذاب آخرت وقتی فرا رسد بر آنها آشکار می شود؟
28:48 سپس به کفر خود بازگشتند
28:51 در یک رمان
28:53 وقتی تجمل به آنها رسید
28:55 وقتی تجملات به سراغشان آمد، به حالت خود بازگشتند
29:00 این را خداوند متعال می فرماید
29:03 روزی که بزرگترین حمله را انجام دهیم
29:06 روز بدر
29:08 در یک رمان افزایش یافته است
29:10 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را صدا زد
29:13 باران ریختند
29:15 بنابراین من هفت را برای آنها اعمال کردم
29:18 مردم از باران زیاد شکایت داشتند
29:20 او گفت
29:22 خدایا در اطراف ما نه علیه ما
29:25 سپس ابر از سرش فرود آمد
29:28 مردم اطراف خود را سیراب کردند
29:31 در روز بدر لازم است
29:34 الف لا میم
29:37 رومی ها شکست خوردند
29:38 آنها پیروز خواهند شد
29:41 و رومیان گذشتند
29:43 در یک رمان
29:45 دود گذشت
29:47 و ظلم و اجبار
29:49 و ماه و رام
29:51 نظر در حدیث
29:55 در کانادا
29:56 قبیله ای سرشناس
29:58 ممکن است در کوفه واقع شده باشد
30:01 گوش و چشم منافقین را می گیرد
30:05 یعنی به دلیل شدت آن
30:07 مؤمن حالت سرماخوردگی به خود می گیرد
30:10 یعنی مثل علائم سرماخوردگی خفیف روی او تاثیر می گذارد
30:14 ما وحشت زده بودیم
30:15 وحشت، شدت ترس است
30:18 بگو چه پاداشی از تو می خواهم
30:21 یعنی بر نماز شما
30:24 و من از متکبران نیستم
30:27 یعنی چیزی را ادعا می کنم که مال من نیست
30:29 و چیزی را که از آن اطلاعی ندارم متوقف می کنم
30:32 من فقط از آنچه بر من وحی می شود پیروی می کنم
30:35 آهسته از اسلام
30:37 یعنی دیر مسلمان شدند
30:40 خدایا به هفت مثل یوسف کمکشان کن
30:45 یعنی هفت سال سختی و خشکسالی
30:48 بنابراین یک سال طول کشید
30:50 یعنی خشکسالی و عقیمی و قحطی
30:54 تا اینکه آنجا مردند
30:56 یعنی از روی نیاز شدید
30:58 انسان آنچه را که بین آسمان و زمین است دود می بیند
31:03 یعنی از گرسنگی شدید
31:05 پس با ما همراه باشید
31:07 یعنی صبر کنید تا رنج بکشند
31:09 زیرا نزدیک است و زمانش فرا رسیده است
31:12 سپس به کفر خود بازگشتند
31:14 یعنی بعد از آشکار شدن شدت
31:17 از او فرار کردند
31:19 یعنی نافرمانی کردند و شرک را ترک نکردند
31:22 در روز بدر لازم است
31:25 مرگ واجب
31:27 مقصود، قتلی است که در روز بدر به آنها رسید
31:31 و رومیان گذشتند
31:33 یعنی جنگ ایرانیان و رومی ها
31:35 و چه اتفاقی بین آنها افتاد
31:38 یکی از فواید صحبت کردن
31:41 از صحبت کردن سود ببرید
31:43 صحابه داناترین مردم به دین هستند
31:47 صحبت از دین خدای متعال بدون علم را منع می کند
31:52 اگر از کسی در مورد چیزی که نمی داند سوال شود باید
31:56 بگذار بگوید نمی دانم
31:59 رجوع به اهل معرفت لازم است
32:02 حاوی بیان کاملی از شفقت پیامبر صلی الله علیه و آله است
32:07 بر طایفه و ملتش
32:09 حدیث شدت وحشت قیامت را برای کافر بیان می کند.
32:15 پیوندهای خانوادگی را تشویق می کند
32:18 یکی از آموزه های اسلام است
32:20 بیانی در آن آمده است که مشرکان به حقانیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و آنچه آورده می دانستند.
32:28 پس از او خواستند که برای رفع گرفتاری دعا کند
32:32 در آن، دعای باران برای مؤمنان نیز مقرر شده است
32:37 همچنین دعا برای خشکسالی برای کافران مقرر شده است
32:41 زیرا آنها را ضعیف می کند
32:43 برای مسلمانان مفید است
32:45 دعا برای رفع بلا از همه مردم جایز است
32:50 و این منافاتی با رضایت خداوند از حکم او ندارد