از مجموعهٔ صحیح البخاری
· درس 68 از 90
خلاصه صحیح البخاری | قسمت (68) | دروازه های حبس و مجازات برای شکار - 2
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
یک مرکز سود
0:06
برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09
او ارائه می دهد
0:10
خلاصه صحیح البخاری
0:16
درب
0:18
اگر به احرام یک گورخر زنده هدیه داده شود، پذیرفته نمی شود
0:24
عن الصعب بن جثمه اللیثی
0:28
یک الاغ وحشی به رسول خدا صلی الله علیه و آله هدیه داد
0:33
در الابوا یا بودان است
0:36
او حرام است، پس آن را برگرداند
0:39
ساب گفت
0:41
وقتی چهره ام را شناخت، هدیه ام را پس داد
0:44
او گفت
0:45
ما جوابی برای شما نداریم
0:48
اما ما ممنوع شدیم
0:51
نظر در حدیث
0:54
در الابواء
0:56
یکی از دره های اتهامی حجاز است
0:59
امروزه به آن وادی الخریبه می گویند
1:03
بودین
1:04
وادان یک روستای جامع در نزدیکی الجحفه است
1:09
هر حرامي حرام بود
1:12
یکی از فواید صحبت کردن
1:16
صحبت کردن مفید است
1:18
مشروعیت قضاوت توسط خوانندگان
1:21
شامل راهنمایی در مورد عذرخواهی از استرداد هدیه برای شیرین کردن قلب مهدی
1:27
بیان می کند که هبه جز با قبول در ملک نمی گنجد
1:32
شکار گورخر جایز است
1:38
باب چه حیواناتی در احرام کشته می شوند
1:42
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم
1:45
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:50
پنج حیوان
1:52
هر که آنها را در حال احرام بکشد بر او گناهی نیست
1:56
عقرب
1:57
و موش
1:59
و سگ سرسخت
2:00
و کلاغ
2:02
و یکی
2:04
و حفصه گفت:
2:06
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:09
پنج حیوان
2:11
هیچ تقصیری بر گردن کسانی که آنها را کشتند نیست
2:14
کلاغ
2:15
و یکی
2:17
و موش
2:18
و عقرب
2:19
و سگ سرسخت
2:22
از عایشه رضی الله عنها
2:25
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:29
پنج حیوان
2:31
همشون بد اخلاقن
2:33
آنها را در حرم می کشد
2:36
کلاغ
2:37
و یکی
2:38
در یک رمان
2:40
و حد
2:41
و عقرب
2:43
و موش
2:44
و سگ سرسخت
2:47
نظر در حدیث
2:50
حیوانات
2:52
حیوان هر چیزی است که بر روی زمین حرکت می کند
2:56
سوئیت
2:57
یعنی گناه و خجالت
2:59
و یکی
3:00
پرنده شکاری معروفی است
3:03
کنیه او ابوالخطاف است
3:05
او موش صید می کند
3:08
بدون خجالت
3:09
یعنی گناه ندارد
3:11
همشون بد اخلاقن
3:13
این پنج نفر را فاسق می گفتند
3:15
زیرا از حرمت دیگران منحرف می شود
3:19
کشتن آنها در حال احرام در حرم جایز است
3:23
یکی از فواید صحبت کردن
3:27
از صحبت کردن سود ببرید
3:30
در صورتی که کشتن این حیوانات برای احرام جایز است
3:33
به طریق اولی جایز است
4:06
در آن معنا در آنچه بیان شده ظاهر می شود
4:11
حکم ناظر به هر چیزی است که آن معنا را داشته باشد
4:15
قال عن عبدالله رضی الله عنه
4:21
در حالی که با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستیم
4:24
در غاری در منا
4:26
هنگامی که آیات بر او نازل شد
4:29
و آن را تلاوت می کند
4:32
و من آن را از او دریافت خواهم کرد
4:35
اگر دهانش از آن خیس شده باشد
4:38
و مار بر ما ثابت شد
4:41
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
4:44
او را بکش
4:46
بنابراین ما آن را شروع کردیم
4:47
پس رفتم
4:49
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
4:52
من تو را از شر تو محافظت کردم همانطور که تو از شر او محافظت کردی
5:01
در حالی که
5:02
قید زمان به معنای شگفتی است
5:05
در یک غار
5:07
لورل
5:08
نقف در کوه
5:10
بذار دنبالش کنن
5:11
یعنی آن را بخواند
5:13
برای دریافت آن
5:15
یعنی یاد گرفتنش
5:17
چه کسی در آن است؟
5:18
یعنی از دهانش
5:20
برای مرطوب کردن آن
5:22
یعنی تیمش با آن خشک نشد
5:25
و گیر کرد
5:26
یعنی رفتم بیرون
5:27
بنابراین ما آن را شروع کردیم
5:29
یعنی ما برای کشتن او عجله کردیم
5:32
و بیدار شدم
5:33
یعنی حفظ شد و از آن جلوگیری شد
5:36
یکی از فواید صحبت کردن
5:40
از صحبت کردن سود ببرید
5:42
قرآن به صورت شفاهی گرفته می شود
5:45
کشتن مار هم در حرم و هم در حرم جایز است
5:49
این شامل ردیابی نکردن مارها و رها کردن آنها در هنگام رفتن است
5:56
از عایشه رضی الله عنها همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم.
6:02
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
6:05
به مارمولک در واویساق گفت
6:08
من نشنیدم که دستور قتلش را بدهد
6:11
نظر در حدیث
6:15
برای مارمولک
6:16
او کسی است که سام جذامی نامیده می شود
6:19
در دیوارها و سقف ها است
6:22
و او صدایی برای فریاد دارد
6:25
یکی از فواید صحبت کردن
6:28
از صحبت کردن سود ببرید
6:31
قانونی بودن کشتن گکوها
6:33
کشتن هر حیوانی که مؤذن را به نماز می خواند، جایز است
6:40
باب حجامت برای احرام
6:43
از ابن عباس رضی الله عنهم
6:46
پیامبر صلی الله علیه و آله در حال احرام حجامت شد
6:51
در حال روزه حجامت کرد
6:54
در یک رمان
6:55
در سر او در حالی که او ممنوع است
6:57
از دردی که داشت
6:59
با آبی به نام فک شتر
7:03
از عبدالله بن بوهینه
7:05
رسول خدا صلی الله علیه و آله حجامت شد
7:09
با ریش شتری در راه مکه
7:12
وسط سرش حرام است
7:16
نظر در حدیث
7:19
حجامت
7:21
حجامت
7:22
دفع خون بد از بدن
7:24
به روش های خاص
7:27
با ریش شتری
7:28
جایی است بین مدینه و مکه
7:31
به شهر نزدیک تر است
7:34
یکی از فواید صحبت کردن
7:38
از صحبت کردن سود ببرید
7:40
جواز حجامت برای شخص در احرام
7:43
شامل جواز خون ریزی، التیام زخم و کشیدن دندان است
7:47
و سایر جنبه های درمان
7:53
باب ازدواج حرام
7:56
از ابن عباس گفته است:
7:58
پیامبر صلی الله علیه و آله با میمونه در حال احرام ازدواج کرد
8:03
آن را ساخته و جایز است
8:06
او با تنبلی درگذشت
8:09
نظر در حدیث
8:12
حرام است
8:14
یعنی در زمان حیات قوه قضائیه
8:16
و او آن را ساخت
8:18
استعاره ای از دخول بر همسر
8:21
زیاده روی
8:22
یکی از دره های مکه است
8:25
این حدیث یک توهم است
8:27
پیامبر صلی الله علیه و آله با میمونه رضی الله عنه ازدواج کرد
8:32
جایز است و حرام نیست
8:36
یکی از فواید صحبت کردن
8:40
از صحبت کردن سود ببرید
8:41
احرام نمی تواند خواستگاری کند یا ازدواج کند
8:45
توضیح می دهد که نکاح در حال احرام نسبت به آنچه برای آن مقرر شده ناچیز است
8:51
حتی اگر ازدواج در جای دیگر عبادت باشد
8:54
با این حال، این مورد با آن منافات دارد
9:00
باب وضو برای احرام
9:04
از عبدالله بن حنین
9:06
عبدالله بن العباس و المصوار بن مخرمه در مورد پدران اختلاف داشتند
9:12
عبدالله بن عباس گفت
9:14
زائر احرام سر خود را میشوید
9:17
المسوار گفت
9:18
زائر احرام سر خود را نمیشوید
9:21
پس عبدالله بن العباس مرا نزد ابو ایوب انصاری فرستاد
9:26
او را در حال حمام کردن بین دو شاخ یافتم
9:29
خودش را با لباس می پوشاند
9:31
پس به او سلام کردم
9:33
گفت این کیه؟
9:36
پس گفتم
9:37
من عبدالله بن حنین هستم
9:40
عبدالله بن عباس مرا نزد تو فرستاد
9:43
از شما می پرسم رسول خدا صلی الله علیه و آله چگونه بود؟
9:47
در حال احرام سرش را میشوید
9:50
ابو ایوب دست بر جامه گذاشت
9:54
فشارش دادم پایین تا سرش برایم نمایان شد
9:57
سپس به شخصی گفت که بر او آب بریز
10:00
دارم می ریزم
10:01
پس آن را روی سرش ریخت
10:03
سپس سرش را با دستانش حرکت داد
10:06
پس آنها را بپذیر و روی گردان
10:08
و او گفت
10:09
این را دیدم که او رضی الله عنه انجام می داد
10:15
نظر در حدیث
10:18
در الابواء
10:19
مکانی نزدیک به مکه است
10:23
بین دو قرن
10:24
یعنی بین دو شاخ چاه
10:27
و دو شاخ
10:28
آنها سمت سازه در سر چاه هستند
10:31
چوب قرقره روی آنها قرار می گیرد
10:35
جامه آن است که آن را می پوشاند
10:38
روشنش کردم
10:39
یعنی پایین آورد و از سرش برداشت
10:42
ظهر شروع شد
10:45
آب نریز
10:47
پس به آنها نزدیک شوید، یعنی به جلوی سر
10:51
و به سمت پشت سر بچرخید
10:55
یکی از فواید صحبت کردن
10:59
از صحبت کردن سود ببرید
11:01
مشروعیت بحث در احکام و مسائل فقهی
11:05
موضوع را به بزرگانی که اطلاع دارند ارجاع می دهم
11:09
حکم در آن متن است
11:12
و خبر یک نفر را می پذیرد
11:15
انصاف صحابه رضی الله عنه را برای یکدیگر بیان می کند
11:21
در آن اگر صحابه در مسئله ای اختلاف کردند
11:24
در سخنان هیچ کدام از آنها مدرکی وجود نداشت
11:27
مگر اینکه دلیلی وجود داشته باشد که باید از کتاب یا سنت پذیرفته شود
11:32
برای غسل کننده جایز است هنگام شستن لباس یا مانند آن را بپوشاند
11:38
کمک گرفتن در تطهیر جایز است
11:41
گفتار و سلام در حال طهارت جایز است
11:45
اما باید عورت خود را حفظ کرد و نگاه را پایین آورد
11:49
در آن، بیان در روح به راستی گویاتر است
11:53
و در آن هر که حفظ کند حجت است بر کسانی که حفظ نکردند
11:58
می گوید احرام حق دارد سر و بدن خود را بشوید و پاک کند
12:05
باب اسلحه پوشیدن برای احرام
12:09
از آل براء رضی الله عنه می فرماید:
12:12
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله عمره را در ذی القعده انجام داد.
12:17
مردم مکه از ورود او به مکه امتناع کردند
12:20
تا اینکه از آنها شکایت کرد که سه روز آنجا بمانند
12:25
وقتی کتاب را نوشتند
12:28
نوشتند: محمد رسول الله چنین قضاوت کرد
12:33
گفتند ما این را برای شما تصدیق نمی کنیم
12:37
اگر می دانستیم که تو رسول خدا هستی، اصلاً مانع تو نمی شدیم
12:41
در روایتی نه مانع شما شدیم و نه با شما بیعت کردیم
12:46
و در رمان: ما با شما نجنگیدیم
12:50
اما تو محمد بن عبدالله هستی
12:53
گفت: من رسول خدا هستم و من محمد بن عبدالله هستم.
12:59
سپس به علی بن ابیطالب رضی الله عنه گفت
13:03
رسول خدا پاک کرد
13:05
علی گفت: نه، به خدا هرگز تو را محو نمی کنم.
13:10
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله کتاب را گرفت
13:14
و اهل نوشتن نیست
13:17
در روایتی فرمود: به او نشان دهید.
13:21
گفت و به او نشان داد
13:24
پیامبر صلی الله علیه و آله آن را با دست پاک کرد
13:28
پس نوشت: محمد بن عبدالله چنین قضاوت کرد
13:34
هیچ سلاحی وارد مکه نمی شود مگر شمشیری که در جعبه آن است
13:39
در روایتی وارد نمی شود مگر اینکه اسلحه بیاورد
13:45
و اگر بخواهد از او پیروی کند، کسی را از اهل آن خارج نکند
13:50
در روایتی هیچ کدام را دعوت نمی کند
13:55
و در روايتى آمده است كه هر كه از مشركان به سوى آن مى آمد، آن را به آنان باز مى گرداند
14:01
و هر کس از مسلمانان نزد او آمد، او را برنگرداندند
14:05
و در روایتی ابوجندل آمد تا زنجیرهایش را تکان دهد
14:10
آن را به آنها برگردانید
14:13
نباید از ماندن هیچ یک از همراهانش در آنجا جلوگیری کند
14:18
وقتی وارد شد، مدتش گذشت
14:21
نزد علی آمدند و گفتند: به دوستت بگو ما را رها کند.
14:27
مهلت به پایان رسیده است
14:29
پس پیامبر صلی الله علیه و آله رفت
14:33
سپس دختر حمزه او را صدا زد
14:36
ای عمو، ای عمو
14:38
علی آن را گرفت و دستش را گرفت
14:42
به فاطمه سلام الله علیها گفت
14:45
دانک، پسر عموی تو
14:47
من او را حمل کردم
14:49
سپس علی و زید و جعفر بر سر آن اختلاف کردند
14:53
علی گفت من گرفتم
14:56
او پسر عموی من است
14:58
جعفر گفت
15:00
پسر عمویم
15:01
و عمه اش زیر من است
15:04
زید گفت
15:05
خواهرزاده من
15:07
پس پیامبر صلی الله علیه و آله حکم کرد که او را به عمه اش بدهند
15:12
و او گفت
15:13
عمه مثل مادر است
15:16
به علی گفت
15:18
تو از منی و من از تو
15:20
به جعفر گفت
15:22
شما از نظر ظاهر و شخصیت شبیه من هستید
15:25
به زید گفت
15:27
تو برادر و سرور ما هستی
15:30
علی گفت
15:31
با دختر حمزه ازدواج نکن
15:34
گفت او خواهرزاده رضاعی من است
15:39
نظر در حدیث
15:43
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله عمره را در ذی القعده انجام داد.
15:48
یعنی در سال ششم هجری
15:51
او امتناع کرد
15:52
یعنی خودداری کنید
15:54
او را صدا می کند
15:55
یعنی او را رها می کنند
15:56
تا اینکه از آنها شکایت کرد
15:58
یعنی مزیت و شکست آنها
16:01
او کتاب را نوشت
16:03
یعنی کتاب عهدنامه حدیبیه
16:06
ما این را برای شما تصدیق نمی کنیم
16:08
یعنی ما پیام و نبوت شما را تصدیق نمی کنیم
16:11
ما باور نداریم که تو رسول خدا هستی
16:15
ما مانع شما شدیم
16:16
یعنی شما را دفع کردیم
16:18
و اهل نوشتن نیست
16:20
منظور چیست؟
16:21
مامانم کتاب رو بلد نیست
16:24
پس نوشت
16:25
گفته شد که خودش رضی الله عنه آن را به عنوان معجزه نوشته است
16:31
می گفتند کتاب را سفارش داده است
16:34
چیزی که او قضاوت کرد
16:35
یعنی هر چه به آنها می آید
16:38
او وارد نمی شود
16:39
یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش
16:43
در کمد
16:45
غلاف شمشیر
16:46
یعنی پلک و غلافش
16:49
مردمش را رها نمی کند
16:51
یعنی از اهل مکه
16:53
دنبال کردن
16:54
یعنی مؤمن به پیامبر صلی الله علیه و آله
16:58
از دوستانش
17:00
یعنی اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله
17:04
برای اقامت در آنجا
17:06
یعنی در مکه می ماند
17:08
و منظور چیست
17:10
اقامت او ترک دین اسلام است
17:13
وقتی وارد آن شد
17:15
یعنی وارد مکه شد
17:17
دوره گذشته است
17:18
یعنی زمان توافقی منقضی شده است
17:21
آمدند
17:22
یعنی آمدند
17:24
دختر حمزه
17:26
اسمش آماره است
17:27
گفته شد: فاطمه
17:29
غیر از این گفته شد
17:31
پس بخور
17:33
یعنی گرفت
17:35
دانک، پسر عموی تو
17:37
یعنی آن را بگیرید و به خود اضافه کنید
17:40
پس به اختلاف افتاد
17:41
یعنی بر سر حضانت او اختلاف است
17:44
و عمه اش زیر من است
17:46
عمه او همسر جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه است
17:51
نام او اسماء بنت امیس رضی الله عنه است
17:55
زید گفت
17:57
خواهرزاده من
17:58
با توجه به برادری زید و حمزه، رضی الله عنه
18:04
پس تصمیم گرفت
18:05
یعنی بر آن حکم کرد
18:07
عمه مثل مادر است
18:10
یعنی در مهربانی و شفقت و انجام کارهای کوچولو
18:15
او خواهرزاده رضاعی من است
18:18
زیرا ثویبه خادم ابولهب است
18:21
او رسول خدا صلی الله علیه و آله را شیر داد
18:24
و حمزه رضی الله عنه
18:27
یکی از فواید صحبت کردن
18:31
از صحبت کردن سود ببرید
18:33
حلال بودن عمره در ذی القعده
18:36
در صورت زندانی شدن حج عمره، انجام عمره جایز است
18:42
شدت محبت صحابه به پیامبر صلی الله علیه و آله را بیان می کند.
18:47
و احترام آنها نسبت به او
18:49
وفای به عهد و شروط با همه مردم را تشویق می کند
18:55
بحث در مورد حضانت طفل جایز است
18:59
اصل اساسی در مورد حضانت این است که حضانت به مادر تعلق دارد
19:03
برای تکمیل شفقت و انجام یک کار کوچک
19:07
حدیث دلالت بر حق حضانت عمه دارد
19:12
با توجه به آنچه ایشان رضی الله عنه فرمودند
19:15
عمه مثل مادر است
19:17
بیان می کند که حرام نسب از شیر دادن حرام است
19:22
دختر برادر از طریق شیر دادن به همان اندازه حرام است که دختر برادر از طریق خویشاوندی
19:27
پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم در آن میخواست افکار همگان را شیرین کند
19:33
هر کس با توجه به آنچه که او مناسب است
19:36
در حدیث، عزت بزرگی برای علی رضی الله عنه آمده است
19:41
برای جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه حجاب است
19:45
با ثنای اخلاقی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
19:50
بر برادری اسلام تاکید دارد
19:54
برای کسی که از نظر نسب به او نزدیک است جایز است
19:58
او ممکن است او را به افرادی که صالح و واجد شرایط ازدواج هستند پیشنهاد دهد
20:03
حديث دلالت دارد كه اگر متوليان در اعتبار مساوي باشند
20:09
نزدیکترین خویشاوند از طرف مادر ارائه می شود
20:14
باب ورود بدون احرام به مسجدالحرام و مکه
20:19
از انس بن مالک رضی الله عنه
20:22
رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد سال فتح شد
20:27
و بر سر او آمرزش است
20:29
وقتی آن را برداشت، مردی آمد و گفت:
20:33
ابن خطل به پرده های کعبه چسبیده است
20:38
گفت: او را بکش.
20:41
نظر در حدیث
20:44
بخشنده زره بافی است به اندازه سر
20:50
برای نگه داشتن آن، آن را بردارید، یعنی آن را بردارید
20:54
مردی ابوبرزا ندله بن عبید اسلمی رضی الله عنه است.
21:01
نام ابن خطل عبدالله است، اما خلاف آن گفته شد
21:06
مرتبط، یعنی چسبیدن به، طلبیدن
21:10
با پرده های کعبه، یعنی پوشش آن
21:14
او رضی الله عنه دستور کشتن ابن ختال را صادر کرد
21:18
چون مسلمان شد و مسلمان شد
21:21
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را مسخره می کرد
21:26
یکی از فواید صحبت کردن
21:29
از صحبت کردن سود ببرید
21:31
اجرای مجازات و قصاص در مسجدالحرام مکه جایز است
21:36
پوشیدن زره و سایر سلاح ها در هنگام ترس از دشمن جایز است
21:42
و منافاتی با اعتماد ندارد
21:45
اطلاع رسانی اخبار مفسدان به مسئولین امر جایز است
21:50
این به منزله غیبت یا غیبت حرام نیست
21:57
سوره حج و نذر از طرف میت
22:00
مرد به نیابت از زن حج می کند
22:04
از ابن عباس رضی الله عنهم
22:07
زنی از اهل جحینه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
22:12
و او گفت
22:14
مادر من
22:15
در یک رمان
22:17
مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و به او گفت
22:22
خواهرم
22:23
نذر کرد که حج بجا آورد
22:26
تا زمانی که از دنیا رفت به حج نرفت
22:29
آیا به نیابت از او حج انجام دهم؟
22:31
او گفت
22:32
بله از طرف او حج بجا آورید
22:35
نظرت چیه اگه مادرت بدهی داشت قاضی میشی؟
22:40
خدا را بکش
22:41
خداوند سزاوارتر به تحقق است
22:45
نظر در حدیث
22:49
اون زن
22:50
او غیث است که خدا از او راضی باشد
22:54
جوهاینا
22:55
قبیله ای است در قضعه یمن
22:58
قاضی
23:00
یعنی قاضی دین
23:02
سزاوارتر
23:03
یعنی اول
23:05
یکی از فواید صحبت کردن
23:09
از صحبت کردن سود ببرید
23:11
برای زن جایز است که به نیابت از مادرش حج کند
23:14
مشروعیت قیاس و مثال دارد
23:18
برای شنونده واضح تر و به یاد ماندنی تر خواهد بود
23:22
تشبیه متفاوتی در آن وجود دارد
23:24
من در مورد آنچه توافق شده است سردرگم هستم
23:27
در این صورت مطلوب است مفتی بر اساس قرائن تذکر دهد
23:31
اگر این منجر به یک علاقه شود
23:34
بهتر است شخص سؤال کننده را وادار به اطاعت کند
23:38
این شامل راهنمایی در مورد تکریم والدین پس از مرگ آنها است
23:43
رای دادن زنان در فتوا جایز است
23:45
از افراد آگاه در صورت نیاز
23:50
باب حج پسران
23:53
از صائب بن یزید میگوید:
23:56
حجاب من نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله است
24:01
در یک رمان
24:02
او با وزن پیامبر صلی الله علیه و آله حج را به جا آورده بود
24:08
من هفت ساله هستم
24:11
نظر در حدیث
24:15
مسدود شدن من
24:16
یعنی یکی یا هر دوی پدر و مادرش حج کردند
24:20
در سنگینی
24:21
یعنی ماشین های مسافرتی و اثاثیه مسافران
24:25
یکی از فواید صحبت کردن
24:29
از صحبت کردن سود ببرید
24:31
عادت دادن پسر به اطاعت
24:34
و ثوابش بر او نوشته می شود
24:36
حاوی شنوایی صحیح و استقامت پسر ممتاز است
24:43
باب حج النساء
24:46
عن عمر رضی الله عنه
24:48
به همسران پیامبر صلی الله علیه و آله اذن داد
24:52
در آخرین حجت حجش
24:55
پس عثمان بن عفان را با آنان فرستاد
24:58
و عبدالرحمن بن عوف
25:02
نظر در حدیث
25:05
به همسران پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه داده شد
25:09
یعنی اجازه داد و اجازه داد که به قصد حج سفر کنند
25:14
یکی از فواید صحبت کردن
25:18
از صحبت کردن سود ببرید
25:20
زنان هنگام رفتن به حج و سایر امور به اذن متولیان امر نیاز دارند
25:27
شرط می کند که اگر زن بخواهد مسافرت کند، محرمیت لازم است
25:34
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
25:38
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
25:41
زن فقط باید با محرم سفر کند
25:45
هیچ مردی نمی تواند بر او وارد شود مگر اینکه با او محرم باشد
25:50
مردی گفت یا رسول الله
25:53
من می خواهم در ارتش فلان و فلان بروم بیرون
25:57
و همسرم می خواهد به حج برود
26:00
گفت: با او برو بیرون.
26:03
در یک رمان، در سفر فلان و فلان نوشته شده است
26:08
گفت: برگرد و با همسرت حج بجا آوری.
26:13
نظر در حدیث
26:17
ذی محرم
26:19
هر که برای همیشه از ازدواج با زن منع شود
26:24
با او برو بیرون، یعنی حج
26:31
از صحبت کردن سود ببرید
26:33
زن فقط باید با محرم سفر کند
26:37
شرط می کند که زن در حال احرام واجب حج شود
26:42
دلالت بر این دارد که اگر مردی همسرش بخواهد حج اسلام را داشته باشد، می تواند با همسرش حج کند
26:47
یا نه از سفر او برای جهاد
26:50
تنها ماندن با زن خارجی را ممنوع می کند
26:54
مهمترین موضوعات متضاد را ارائه می دهد
27:00
باب نذر پیاده تا کعبه
27:04
عن انس رضی الله عنه
27:07
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
27:10
پیرمردی را دید که بین دو پسرش آرام می گرفت
27:13
گفت این چه اشکالی دارد؟
27:16
نذر کرد راه برود
27:20
خدا کافی است که این شخص خودش را عذاب دهد
27:25
دستور داد سوار شود
27:32
باب نذر پیاده تا کعبه
27:35
نذر آن است که زن به عباداتی مانند صدقه و ذبح و مانند آن متعهد شود.
27:43
شیخ پدر اسرائیل است
27:46
نام او یوسر است
27:48
گفته شد: قصیر
27:50
غیر از این گفته شد
27:52
او با تکیه بر آنها بین دو نفر راه می رود
27:57
این چه مشکلی دارد؟
28:01
یکی از فواید صحبت کردن
28:05
از صحبت کردن سود ببرید
28:07
توضيح جواز سوار شدن در صورت ناتواني نذر كننده تا خانه خدا
28:12
بیان می کند که در صورت ناتوانی هیچ تعهدی وجود ندارد
28:18
از عقبه بن عامر فرمود:
28:21
خواهرم نذر کرد که پیاده تا خانه خدا برود
28:24
به من دستور داد که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از او فتوا بخواهم
28:30
پس از او فتوا خواستم
28:32
ایشان رضی الله عنه فرمودند
28:34
برای پیاده روی و سوار شدن
28:38
نظر در حدیث
28:41
خواهرم ام حبانه بنت عامرالانصاریه است که خداوند از او راضی باشد
28:48
از او خواستم در مورد حکم از او سوال کند
28:53
یکی از فواید صحبت کردن
28:57
از صحبت کردن سود ببرید
28:59
مشروعیت تفویض اختیار در همه پرسی
29:03
یعنی سختی آسانی می آورد