از مجموعهٔ صحیح البخاری · درس 87 از 90

خلاصه صحیح البخاری | قسمت (87) | کتاب ظلم و غصب بعد کتاب شرکت

◉ 1 بازدید ⏱ 30:40 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 یک مرکز سود
0:06 برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09 او ارائه می دهد
0:10 خلاصه صحیح البخاری
0:15 درب
0:18 آیا آب های حاوی شراب شکسته می شوند؟
0:21 یا کوچه شکسته شده است
0:23 اگر بت، صلیب یا تنبور را بشکند،
0:27 یا چیزی که چوب آن به درد نمی خورد
0:31 از سلمه بن العکواء می فرماید:
0:33 با رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی خیبر بیرون رفتیم
0:38 شب را گذراندیم
0:40 مردی از مردم به امیر بن العکواء گفت.
0:44 آیا باعث نمی‌شوی که نیتت را از او بشنویم؟
0:47 او گفت
0:48 عامر شاعر بود
0:51 پس نازل شد و با مردم سخن گفت و گفت
0:54 خدایا اگر تو نبودی ما هدایت نمی شدیم
0:57 در یک رمان
0:59 به خدا سوگند اگر تو نبودی ما هدایت نمی شدیم
1:02 ما را باور نکنید و دعا نکنید
1:05 پس مرا ببخش، فدای تو پیروانمان شوم
1:08 در یک رمان
1:10 پس مرا ببخش تا زمانی که نگه داریم فدای تو می شوم
1:13 و پاهایت را جز برای مدتی ثابت نگه دار
1:16 و بر ما درود فرست
1:19 اگر سر ما فریاد بزند می آییم
1:22 سر ما فریاد زدند
1:25 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:29 این راننده کیست؟
1:31 گفتند: عامر بن الاکواء.
1:34 گفت خدا رحمتش کند
1:37 مردی از مردم گفت
1:40 واجب است ای پیامبر خدا
1:42 اگر لذت ما نبود
1:44 او گفت
1:45 پس به خیبر آمدیم و آنها را محاصره کردیم
1:48 تا اینکه به شدت گرسنه شدیم
1:52 سپس خداوند آن را به روی آنها باز کرد
1:55 وقتی روز به مردم رسید، آن را برایشان باز کردم
1:59 آتش های زیادی درست کردند
2:02 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:05 این شعله ها چیست؟
2:07 برای چی میسوزی؟
2:10 در مورد گوشت گفتند
2:12 گفت: چه گوشتی؟
2:15 در مورد گوشت قرمز انسان گفتند
2:19 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:23 آن را شکستند و شکستند
2:26 مردی گفت
2:27 ای رسول خدا
2:29 یا آن را بیرون می ریزیم و می شوییم
2:32 او گفت
2:33 یا اون
2:34 در یک رمان
2:36 بشویید
2:37 وقتی مردم صف کشیدند
2:40 سیف عامر در آن کاخی داشت
2:43 پس او را نزد یک یهودی آورد تا او را بزند
2:46 و شمشیر او به عقب پرواز می کند
2:48 او به زانوی عامر ضربه زد و در اثر آن جان باخت
2:52 وقتی بسته شدند
2:54 گفت: او را تحویل بده
2:55 رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا رنگ پریده دید
3:00 او به من گفت
3:01 مال شما چیه؟
3:02 پس گفتم
3:03 پس پدر و مادرم شما را راهنمایی می کنند
3:06 آنها ادعا کردند که عامر کار او را خنثی کرده است
3:09 او گفت
3:10 کی گفته؟
3:12 گفتم
3:13 فلانی و فلانی و فلانی گفت
3:16 و اسید بن الحضر انصاری
3:20 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:23 هر کی گفته دروغ گفته
3:25 او دو ثواب دارد
3:28 و انگشتانم را به هم نزدیک کنم
3:30 او یک مبارز جهادی است
3:33 در یک رمان
3:35 هر کشتاری آن را افزایش می دهد
3:38 بگو هیچ عربی مثل او با آن بزرگ نشده است
3:41 در یک رمان
3:43 مثل خودش باهاش راه میرفت
3:46 نظر در حدیث
3:49 دانان ظرف و کوزه است
3:53 می شکند، یعنی ترک می خورد و پاره می شود
3:57 پوست ها ظروفی از چرم هستند
4:01 تنبورا یک ماشین شهربازی معروف است
4:07 ارادتمند شما
4:08 هانا استعاره ای از چیزی است
4:11 منظور از تبریک او در اینجا چیست
4:14 آراجیز
4:17 منظور چیست؟
4:18 پس آن را گرفت و شروع کرد
4:20 نهدو
4:21 حد
4:22 او در بازار شتر آواز می خواند
4:26 ما را دنبال کنید
4:27 یعنی آنچه به دست آورده ایم
4:29 و پاهایت را جز برای مدتی ثابت نگه دار
4:32 یعنی از شما می خواهیم در مواجهه با دشمن ثابت قدم باشید
4:36 به سمت ما چاقو پرتاب کردند
4:38 یعنی آرامش و رحمت را بر ما نازل کرد
4:42 اگر سر ما فریاد بزند می آییم
4:45 یعنی اگر به جنگ یا حقیقت دعوت شدیم، می آییم
4:49 سر ما فریاد زدند
4:52 یعنی با داد و فریاد به ما حمله کردند نه با شجاعت
4:56 مردی عمر است که خدا از او راضی باشد
5:00 من آن را دریافت کردم
5:01 یعنی بهشت از آن اوست به برکت دعای شما بر او
5:05 و گفته شد
5:06 شهادت بر دعای شما واجب است
5:09 اگر لذت ما نبود
5:11 یعنی برای ما نگه نداشتی؟
5:14 از عامر لذت ببریم
5:16 یعنی با شجاعتش
5:18 تخمیر شده
5:19 یعنی قحطی
5:21 شما برافروخته خواهید شد
5:23 یعنی روشن میشی
5:25 گلبول های قرمز داخلی
5:26 اوست که خانه می سازد
5:29 انسانیت نقطه مقابل تنهایی است
5:31 آن را دور بریزید
5:33 یعنی آنچه در آن است بریزید روی زمین
5:35 و آن را شکستند
5:37 یعنی گلدان ها
5:39 یا اون
5:40 یعنی به جای شکستن آن را می شستند
5:43 مردم کنار هم می ایستند
5:44 یعنی در دو صف با هم ملاقات کردند تا بجنگند
5:48 بنابراین او آن را گرفت
5:49 یعنی گرفت و اشاره کرد
5:52 شمشیر او پرواز می کند
5:53 یعنی انتهای بالایی آن
5:56 قفل کردند
5:57 بله برگرد
5:58 رنگ پریده
6:00 هر گونه تغییر رنگ
6:02 کار او خنثی شد
6:03 یعنی قبول نکرد
6:05 تلاش کردن
6:07 یعنی در امور خود جدی است
6:09 مرتکب عسر و حرج
6:11 مجاهد
6:12 یعنی به دشمنان خدای متعال
6:16 یکی از فواید صحبت کردن
6:20 از صحبت کردن سود ببرید
6:22 تبیین فضیلت آرامش
6:25 و از نعمت های کامل خداوند بر بنده است
6:27 در زمان سختی و ترس
6:30 که دلها را سرگردان می کند
6:33 و بستگی به شناخت بنده از پروردگارش دارد
6:36 من در قول صادقانه اش به او اعتماد کردم
6:39 با توجه به ایمان و شجاعت او
6:42 شامل جواز شعر و آواز در زمان جنگ می شود
6:46 این یک ابزار جنگ روانی است
6:49 در حدیث، دعا برای شهادت دیگران جایز است
6:54 شرح فضیلت عمر رضی الله عنه و شعور او آمده است
6:58 حاوی مشروعیت محاصره دشمن است
7:01 در آن هدایت به دست خداوند متعال است
7:06 آنچه ثابت می شود آن چیزی است که خداوند متعال آن را ثابت کرده است
7:09 در حدیث، آرزوی افزایش عمر جایز است
7:13 دلالت بر جواز پیوستن مرد به مرد دیگر در زمان جنگ دارد
7:19 اگر در یکی از جبهه های جنگ باشد
7:22 دعایی که به معنای ایمنی و بقا است
7:26 برای موقعیت او در شکاف در صفوف مسلمانان
7:29 حدیث دلیل است بر کسانی که می گویند گوشت الاغ اهلی نجس است
7:35 زیرا دستور ریختن آن وجود دارد
7:37 این در نهی آن گویاتر است
7:39 قبل از آن گوشت قرمز مصرف می شد
7:43 بیانی در مورد نقبه عامر بن الاکوا رضی الله عنه است.
7:48 و دو ثواب دارد
7:50 اصل اساسی این است که هیچ کس در بهشت یا جهنم قضاوت نمی شود
7:55 جز با متن
7:59 از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت
8:03 پیامبر صلی الله علیه و آله وارد مکه شد
8:07 در اطراف خانه شصت و سیصد بنای تاریخی وجود دارد
8:11 پس با چوبی که در دست داشت شروع به زدن او کرد و گفت:
8:15 حق آمد و باطل از بین رفت
8:18 باطل فناپذیر بود
8:22 حق آمد و باطل شروع و تکرار نمی شود
8:28 نظر در حدیث
8:31 بناها سنگ هایی هستند که در دوران پیش از اسلام برای عبادت برپا می شدند
8:37 می گفتند روی آن را ذبح می کنند و از خون سرخ می شود
8:42 او را با چاقو می زند، یعنی او را می زند
8:45 او درست آمد
8:47 حق آن است که خداوند بر رسولش محمد صلی الله علیه و آله وسلم نازل کرد
8:53 پس خداوند او را امر کرد که سخن بگوید و اعلام کند
8:56 حقیقتی آمده است که هیچ چیز نمی تواند آن را تحمل کند
9:00 باطل از بین رفته، یعنی کم شده و از بین رفته است
9:06 یکی از فواید صحبت کردن
9:09 از صحبت کردن سود ببرید
9:11 مشروعیت شکستن ماشین های باطل
9:14 شایسته نیست مگر در گناه
9:17 تا زمانی که فرم او ناپدید شود
9:19 بیان می کند که باطل در صورتی قدرت و قوت دارد که در مقابل حق قرار نگیرد
9:25 وقتی حقیقت می آید، باطل از بین می رود
9:28 هیچ حرکتی برای او باقی نمانده است
9:31 حدیث دلالت دارد که باطل فقط در زمانها شیوع پیدا می کند
9:35 و اماکن خالی از علم به نشانه ها و نشانه های روشن خداوند متعال
9:43 قال عایشه رضی الله عنها
9:47 رسول خدا صلی الله علیه و آله از سفر آمد
9:51 و جایی را برای خود پوشانده ام که در آن مجسمه هاست
9:57 در یک رمان
9:58 مجسمه های درانوکا در آن آویزان شده بود
10:02 به من دستور داد آن را درآورم، پس آن را درآوردم
10:05 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله او را دید
10:10 او هک شد
10:11 در یک رمان
10:12 صورتش را رنگی کرد
10:14 سپس ژاکت را گرفت و او را از بین برد
10:17 و او گفت
10:19 مردمی که در قیامت بیشترین عذاب را خواهند دید
10:22 کسانی که از خلق خدا تقلید می کنند
10:25 در یک رمان
10:27 این عکس ها را می گیرند
10:30 او گفت
10:31 بنابراین ما آن را یک یا دو بالش ساختیم
10:35 در یک رمان
10:36 دو عدد
10:38 او در خانه بود و روی آنها نشسته بود
10:42 نظر در حدیث
10:46 با گرم
10:47 یعنی یک خمیر نازک
10:49 یک غفلت
10:50 فضایی در دیوار است که چیزی در آن قرار می گیرد
10:54 مجسمه ها
10:56 هر تصویری از موجودات زنده
10:59 او هک شد
11:00 کدام آپارتمان؟
11:01 آنها را با خلق خدا مقایسه می کنند
11:04 یعنی با آن مخالفت می کنند
11:05 در ساختن آنها خود را به خداوند متعال تشبیه می کنند
11:10 بالش
11:11 هر بالشی
11:13 یکی از فواید صحبت کردن
11:16 از صحبت کردن سود ببرید
11:18 اگر محل عکاسی از بین برود قطعات آن قطع می شود
11:23 استفاده از آن جایز است
11:25 این نشان می دهد که همه تصاویر ممنوع است
11:28 خواه حضور داشته باشند یا غیر حضوری
11:32 زیر پوشش، فرش یا رو به دیوار بود
11:36 یا در غیر این صورت
11:38 این شامل بیزاری از لباس می شود که در وهله اول شامل عکاسی می شود
11:44 از بین بردن لباس هایی که عکس دارند جایز است
11:51 باب: هر که بدون پول خود بکشد
11:54 از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم گفت
11:58 از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
12:02 هر که بدون پولش کشته شود شهید است
12:07 نظر در حدیث
12:10 هر که بدون پولش بکشد
12:12 یعنی هنگام دفاع از پولش کشته شد
12:16 یکی از فواید صحبت کردن
12:19 از صحبت کردن سود ببرید
12:21 وادار كردن كسى كه قصد گرفتن وجه را به طور نامشروع دارد جايز است
12:26 چه پول کم باشد چه زیاد
12:30 در حدیث دلالت دارد که اگر ضارب مقصود کشته شود
12:34 دیه و قصاصی در کار نیست
12:37 اطلاق نام شهید بر غیر شهید جنگ جایز است
12:42 این را فقط می توان در متن بیان کرد
12:46 احکام شهید رزمنده شامل حال او نمی شود
12:52 در اگر کاسه یا چیزی را که مال دیگری است بشکند
12:56 در مورد انس فرمود:
12:58 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با برخی از همسرانش بود
13:03 پس یکی از مادران مؤمنان بشقابى فرستاد که در آن غذا بود
13:08 زنی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در خانه اش بود، دست آن خادم را زد.
13:14 ظرف افتاد و شکست
13:17 پس پیامبر صلی الله علیه و آله ظرف را جمع کرد و جدا کرد
13:22 بعد شروع کرد به جمع آوری غذاهایی که در ظرف بود
13:26 و او می گوید
13:27 مادرت حسود بود
13:30 در یک رمان
13:31 بخور
13:32 سپس خادم را زندانی کرد تا از آن که در خانه اش بود روزنامه آورد
13:38 پس بشقاب سالم را به کسی که بشقابش شکسته بود داد
13:43 در یک رمان
13:45 کاسه
13:46 در همه جا
13:48 و شکسته را در خانه ای که شکسته بود نگه دارید
13:53 نظر در حدیث
13:56 برخی از همسران او عایشه رضی الله عنها هستند
14:01 یکی از مادران مؤمنان زینب است که خدا از او راضی باشد
14:06 با روزنامه
14:08 ظرف ظرفی است که می تواند پنج نفر را راضی کند
14:12 کاسه ده نفر را سیر می کند
14:14 پس شکست
14:16 یعنی شکست
14:18 روزنامه را شکست
14:19 یعنی تکه های شکسته اش
14:22 حسودی کردم
14:23 یعنی عصبانیش کرد
14:26 سرور قفل شد
14:27 یعنی متوقفش کن
14:29 پس پرداخت کرد
14:30 یعنی داد
14:32 نگه دارید
14:33 یعنی بمان
14:35 یکی از فواید صحبت کردن
14:38 از صحبت کردن سود ببرید
14:40 مطلوبیت مدارهای زنانه
14:43 تمدید عذر زن در صورت حسادت
14:47 حديث دلالت دارد كه زن حسود را نبايد با گفتارش به حساب آورد
14:53 در این صورت، ذهن او از شدت خشم ناشی از حسادت پنهان می شود.
15:00 جریمه نقدی جایز است
15:03 می گوید هر کس مال دیگری را تخریب کند مسئول آن است
15:10 کتاب شرکت
15:12 شرکت
15:14 قراردادی بین دو یا چند نفر برای تقسیم کار یا پول
15:21 درب شرکت در غذا، سوغاتی، و پیشنهادات
15:26 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
15:30 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مأموریتی را پیش از ساحل فرستاد
15:36 پس ابوعبیده بن جراح آنها را سیصد نفر فرمان داد
15:41 در یک رمان
15:42 کاروان قریش را زیر نظر داریم
15:44 بنابراین نیم ماه در ساحل ماندیم
15:47 خیلی گرسنه بودیم
15:50 تا اینکه آشغال خوردیم
15:52 آن لشکر لشکر الخبط نام داشت
15:56 و من در میان آنها هستم
15:58 پس رفتیم بیرون
15:59 در یک رمان
16:01 ما آذوقه خود را بر گردن داریم
16:04 حتی اگر به نوعی تکنسین تامین باشیم
16:09 ابوعبیده دستور داد تا آن لشکر را با ازواد مهیا کنند
16:12 پس همه را جمع کرد
16:15 عرضه کننده خرما بود
16:17 او هر روز کم کم برایمان غذا می داد
16:21 حتی تکنسین من
16:23 هیچ اتفاقی برای ما نیفتاد جز یک قرار در یک زمان
16:27 پس گفتم
16:28 تامرا چه ارزشی دارد؟
16:30 و او گفت
16:31 وقتی از بین رفت آن را گم کردیم
16:35 او گفت
16:36 سپس به دریا رسیدیم
16:38 اگر نهنگ مثل اسکنک است
16:41 آن لشکر هجده شب از آن خورد
16:46 در یک رمان
16:47 پس نیم ماه از آن خوردیم
16:50 او محبت خود را نسبت به ما اعمال کرد تا اینکه بدن ما نسبت به ما محکم شد
16:55 سپس ابوعبیده دستور داد دو طرف آن را برپا کنند
17:00 سپس به زنی دستور داد که برود
17:03 سپس از زیر آنها گذشت اما به آنها برخورد نکرد
17:08 در یک رمان
17:09 جابر گفت
17:11 مردی از مردم سه جزیره را سلاخی کرد
17:15 سپس سه جزیره را ذبح کرد
17:17 سپس سه جزیره را ذبح کرد
17:20 سپس ابوعبیده از آن نهی کرد
17:23 و در یک رمان
17:25 ابوعبیده گفت
17:27 بخور
17:28 وقتی به شهر آمدیم
17:30 آن را به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ذکر کردیم
17:34 و او گفت
17:35 بخور
17:36 رزق و روزی که خداوند داده است
17:39 اگر آنها را دارید به ما غذا دهید
17:42 عده ای نزد او آمدند و او را خوردند
17:45 نظر در حدیث
17:49 آه
17:50 بیرون بردن یاران خرج در سفر و اختلاط آنهاست
17:55 و اجراها باهم هستند
17:58 رسول خدا صلی الله علیه و آله مأموریتی فرستاد
18:02 این انتقال در رجب بوده است
18:05 سال هشتم هجری قمری
18:07 قبل از ساحل
18:09 ساحل دریا کدام طرف است؟
18:11 پس فرمان داد
18:13 یعنی او را شاهزاده کن
18:15 فنی زاد
18:16 یعنی بگو و تقریباً در حال تمام شدن است
18:19 ارائه دهنده
18:22 که رزق در آن را مانند کیسه می کند
18:25 ما را حفظ می کند
18:27 یعنی به ما غذا می دهد
18:29 تامرا چه ارزشی دارد؟
18:31 منظور چیست؟
18:32 با خرما گرسنگی نکشید
18:35 وقتی از بین رفت آن را گم کردیم
18:38 یعنی از دست دادن او تأثیری سخت بر ما داشت
18:42 ما از دست دادن او ناراحت هستیم
18:45 ما تمام شدیم
18:46 یعنی رسیدیم
18:48 مثل ضرب
18:49 یعنی مثل کوه کوچک
18:52 با پرواز
18:53 مرده شتر است
18:56 در زدن
18:57 یعنی برگ درخت
18:59 و آن را دستکاری کنید
19:00 هر چربی
19:02 الجزایر
19:03 هویج از شتر
19:06 یکی از فواید صحبت کردن
19:09 از صحبت کردن سود ببرید
19:11 امام حق دارد از مردم در حوائج روزمره دلجویی کند
19:15 در مناطق شهری به قیمت و چیزهای دیگر
19:17 در سفر هم این کار را می کرد
19:20 حدیث شدت ایمان و اعتماد اصحاب رضی الله عنه را بیان می کند.
19:26 در آن بیانی از فضیلت ابوعبیده رضی الله عنه آمده است
19:30 این شامل مشروعیت امارت است که در سفر محدود شده است
19:34 برای رسیدگی به امور مردم و ترتیب دادن آنها
19:38 این شامل تعهد به اطاعت از شاهزاده به شیوه ای معقول است
19:41 در آن، اعتماد با در نظر گرفتن دلایل منافات ندارد
19:45 خوردن ماهی شناور پرتاب شده در دریا جایز است
19:50 شرحی از فضیلت قناعت و راضی بودن به قضای الهی است
19:57 قال علی سلامه رضی الله عنه
20:01 مردم ترسیدند و چاپلوسی کردند
20:04 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند تا شترانشان را ذبح کنند
20:09 پس به آنها اجازه داد
20:10 عمر با آنها ملاقات کرد
20:12 پس به او گفتند
20:13 و او گفت
20:15 بعد از شترانت از تو چه می ماند؟
20:18 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت
20:22 ای رسول خدا پس از شترانشان چه می ماند؟
20:27 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
20:30 مردم را صدا کن و به لطف وسایلشان خواهند آمد
20:35 پس ساده کرد و اطاعت کرد
20:37 و او را مطیع ساختند
20:40 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست
20:44 پس دعا کرد و او را برکت داد
20:46 سپس آنها را با ظرفهایشان صدا زد
20:49 مردم اصرار کردند تا خالی شدند
20:52 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
20:56 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست
21:00 و من رسول خدا هستم
21:03 نظر در حدیث
21:06 گفتم ترسیدم
21:09 کم داشتند، یعنی کم داشتند
21:12 در ذبح شترانشان
21:14 یعنی آمدند از او برای ذبح شترانشان اجازه بگیرند
21:17 بعد از شترانت از تو چه می ماند؟
21:20 یعنی بعد از ذبح شترانشان
21:23 این نشان می دهد که مرگ بر مرد چیره شده است
21:26 اگر شتر خود را ذبح کند
21:29 با تشکر از تامین کنندگان آنها
21:31 یعنی چه چیزی غذای ذخیره شده آنها را افزایش داد
21:34 ما اطاعت می کنیم
21:35 هر چرم دباغی مبله است
21:38 و او را درود فرست
21:40 یعنی به برکت ندا داد
21:42 و فراوانی خیر و استمرار آن
21:45 بنابراین مردم اصرار کردند
21:46 یعنی با دست اصرار می کردند
21:49 یکی از فواید صحبت کردن
21:53 او از گفتگو سود برد
21:55 از معجزات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است
21:59 غذا را افزایش دهید
22:01 شرح فضیلت و شعور عمر رضی الله عنه در آن آمده است
22:05 توصیه و نصیحت در وهله اول مطلوب است
22:10 حدیث برای کسی که آن را گفته دلیل است
22:12 برای امام در زمان تنگی و سختی جایز است
22:16 وادار کردن ثروتمندان به دادن آنچه مناسب می داند
22:20 برای منافع عمومی
22:22 رجوع به سخنان مشاور مطلوب است
22:25 پس از بازرسی از اولین و شایسته ترین
22:28 اولین تصمیم را بگذارید
22:32 از رافع بن خدیجر رضی الله عنه گفت
22:36 بعد از ظهر با پیامبر صلی الله علیه و آله نماز می خواندیم
22:41 پس ما شجاعانه سلاخی می کنیم
22:43 به ده قسمت تقسیم می شود
22:45 قبل از غروب آفتاب گوشت رسیده می خوریم
22:51 نظر در حدیث
22:54 جزوره به معنای شتر
22:57 گوشت رسیده
22:59 یعنی به طور مساوی پخته شود
23:01 یکی از فواید صحبت کردن
23:05 در حدیث زمان بعد از ظهر بیان شده است
23:08 این شامل شروع به خواندن نماز در اول وقت است
23:12 شامل تحمل در تقسیم گوشت بدون ترازو می باشد
23:16 چون یک امر خیر است
23:18 یک ماده خوراکی است
23:23 از ابوموسی می‌گوید:
23:25 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
23:28 اگر اشاعره در هجوم بیوه شدند
23:32 یا غذای کمتری برای فرزندانشان در شهر
23:35 آنچه داشتند در یک لباس جمع کردند
23:38 سپس آن را در یک کاسه بین خود تقسیم کردند
23:42 به طور مساوی
23:44 آنها از من هستند و من از آنها هستم
23:48 نظر در حدیث
23:50 اشاعره
23:52 آنها قبیله ای از یمن هستند
23:54 بیوه شدند
23:56 هر تکنسینی آنها را افزایش داد و آنها به غذا نیاز داشتند
24:00 یکی از فواید صحبت کردن
24:02 از صحبت کردن سود ببرید
24:05 بیانیه دستاورد بزرگ برای اشعری
24:09 حاوی فضیلت نوع دوستی و دلجویی از برادران است
24:16 بخش تقسیم گوسفند
24:18 از رافع بن خدیج می‌گوید:
24:21 با پیامبر صلی الله علیه و آله بودیم
24:24 با این متحد
24:25 مردم گرسنه شدند
24:27 شتران و گوسفندان را زدند
24:30 او گفت
24:32 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
24:34 در افراد دیگر
24:36 پس عجله کن
24:38 ذبح کردند و کوزه ها درست کردند
24:40 پس پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد
24:43 با گلدان ها کافی بود
24:45 سپس ده گوسفند را برای یک شتر تقسیم کرد و برابر کرد
24:50 شتری از آن فرار کرد
24:52 پس او را خواستند و او آنها را خسته کرد
24:54 چند اسب در میان مردم بود
24:57 یکی از آنها مورد اصابت تیر قرار گرفت
24:59 پس خداوند او را زندانی کرد
25:01 سپس گفت
25:03 برای این جانوران
25:05 من مثل هیولاها زندگی خواهم کرد
25:07 چه چیزی از آن بر شما چیره شده است؟
25:09 در یک رمان
25:11 پس مشکلت چیه؟
25:14 و در یک رمان
25:16 این چه کار کرد؟
25:18 بنابراین آنها این کار را کردند
25:20 پس با او اینگونه رفتار کن
25:22 رفیع گفت
25:24 ما امیدواریم
25:26 یا فردا از دشمن می ترسیم
25:28 محدوده نیست
25:30 با عصا ذبح کنیم؟
25:32 او گفت
25:34 در یک رمان
25:36 عجله کن یا به من نشان بده
25:38 چه بسیار عروسک هایی که فرو می ریزند و نام خدا را روی آنها ذکر می کنند
25:40 بخور
25:42 و ناخن
25:44 من در مورد آن به شما خواهم گفت
25:46 در مورد دندون هم که عالیه
25:48 در مورد ناخن
25:50 وسعت حبشه
25:53 نظر در حدیث
25:55 با این متحد
25:57 او از تیهاما در Dhat Irq است
25:59 و گفته شد
26:01 میقات معلوم
26:03 در افراد دیگر
26:05 یعنی در انتهای آنها و پاشنه هایشان
26:07 و گلدان ها را راه اندازی کنید
26:09 استعاره ای از آشپزی
26:12 بنابراین من پاداش گرفتم
26:14 یعنی چرخید و کج شد
26:16 و آنچه در آن است بریزید
26:18 پس منصف بود
26:20 یعنی با توجه به ارزش آن در آن روز
26:22 او تکذیب کرد
26:24 یعنی فرار کرد و غافل برگشت
26:26 پس آنها را خسته کرد
26:28 یعنی ناتوان هستند
26:30 پس او را زندانی کردند
26:32 یعنی حرام است
26:34 حیوانات
26:36 منظور از حیوانات انسان است
26:38 من آن را دوست دارم
26:40 یعنی با انسان ها بیگانه شد و وحشی شد
26:42 چه چیزی از آن بر شما چیره شده است؟
26:44 هر یک از آنها غیر ممکن است
26:46 پس با آن انجام دهید
26:48 مثل این
26:50 یعنی با تیر به او شلیک کردند
26:52 امیدواریم و می ترسیم
26:54 محدوده هر چاقو
26:56 با نی
26:58 هر گونه لایه برداری
27:00 River هر گونه سوال
27:02 و او دوید
27:04 من در مورد آن به شما خواهم گفت
27:06 بله دلیلش را به شما نشان خواهم داد
27:08 در آن
27:10 وسعت حبشه
27:12 مقصود این است که پروانه های آب شده را زخمی می کنند
27:14 با ناخن هاشون
27:16 آن را با چاقو عوض می کنند
27:18 که مسلمانان از آن استفاده می کنند
27:20 از فواید
27:23 حدیث
27:26 از صحبت کردن سود ببرید
27:28 خوردن از غنائم جایز نیست
27:30 قبل از تقسیم
27:32 تقسیم گوسفند و گاو جایز است
27:34 و شتران بدون راست کردن
27:36 آرد
27:38 آگاهی زکات مدرسه
27:40 حدیث حجت است
27:42 برای کسانی که می گویند اختیار جایز است
27:44 با از بین بردن پول
27:48 فصل ارزیابی چیزها
27:50 بین شرکا در ارزش
27:52 ویرایش کنید
27:54 عبدالله بن عمر رضی الله عنه از هر دوی آنها راضی باشد
27:56 که رسول خدا
27:58 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
28:00 او گفت
28:02 هر کس شریک خود را در یک برده آزاد کند
28:04 در یک رمان
28:06 هر که یکی از بردگان خود را آزاد کند
28:08 یا تله
28:10 یا سهمی گفت
28:12 او پول داشت
28:14 قیمت یک برده
28:16 در یک رمان
28:18 اگر وضع مالی خوبی داشته باشد
28:20 مردم برده ارزش منصفانه دارند
28:22 پس به شرکای خود داد
28:24 سهام و رهایی آنها
28:26 بنده بر اوست
28:28 در غیر این صورت از دست او رهایی خواهید یافت
28:30 او آزاد نمی شود
28:32 نظر در حدیث
28:34 شرک یعنی
28:37 در عبدل
28:39 شامل نر و ماده است
28:41 اطلاع می دهد
28:43 که عادلانه و برابر است
28:45 ارزش منصفانه
28:47 آنچه قرار است بر اساس آن باشد
28:49 که او همه برده است
28:51 او حامل نقص رهایی نیست
28:53 از فواید
28:55 حدیث
28:58 از صحبت کردن سود ببرید
29:00 اصرار به رهایی و آزادی بردگان
29:02 و اگر اتفاق بیفتد
29:04 در غلام سهمی از آزادی است
29:06 قانون خداوند متعال
29:08 بقیه را بازخرید کنید
29:10 و اگر عمل کند
29:12 شریک در آنچه او نمی پذیرد
29:14 تقسیم عملی است که حذف می کند
29:16 شاه در یک سهم است
29:18 شریک زندگی او
29:22 از ابوهریره رضی الله عنه
29:24 از رسول خدا صلی الله علیه و آله
29:26 گفت سلام
29:28 چه کسی شقیسا را آزاد کرد؟
29:30 مالک آن کیست؟
29:32 در رمان اطاق
29:34 سهم یا سهم
29:36 پس نجات او در پول اوست
29:38 در یک رمان
29:40 در صورت وجود، همه آن را آزاد کنید
29:42 او پول دارد
29:44 اگر پول نداشته باشد
29:46 مردم مملوک ارزشمند هستند
29:48 سپس ویرایش کنید
29:50 بدون شکستن آن جستجو کنید
29:52 نظر دهید
29:54 حدیث
29:57 شقیصه یعنی سهم
29:59 این یک نتیجه گیری است
30:01 یعنی باید اجرا شود
30:03 ارزش بقیه پولش
30:05 او از بردگی آزاد شد
30:07 جستجو کنید
30:09 یعنی به نفع اربابش کار می کند و کسب می کند
30:11 تقسیم نمی شود
30:13 هر چیز دیگری روی او باشد
30:15 به دست آوردن گران است
30:17 او به آن استرس نمی دهد
30:20 یکی از فواید صحبت کردن
30:22 از صحبت کردن سود ببرید
30:24 مشروعیت ارزیابی
30:26 پول
30:28 حاوی راهنمایی در مورد مهربانی است
30:30 توسط دفاتر برده داری