از مجموعهٔ صحیح البخاری · درس 57 از 90

خلاصه صحیح البخاری | قسمت (57) | کتاب زکات - 2

◉ 0 بازدید ⏱ 30:27 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 مرکز مزیت
0:06 برای مطالعات و تحقیقات انسانی
0:09 ارسال کنید
0:10 خلاصه صحیح البخاری
0:15 باب صدقه قبل از پاسخگویی
0:20 حارثه بن وهب فرمود:
0:23 از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
0:27 باور کن
0:30 زمانی بر شما خواهد آمد
0:32 مرد با صدقه اش راه می رود
0:34 کسی را نمی یابد که آن را بپذیرد
0:37 مرد می گوید
0:39 اگه دیروز آورده بودمش قبول میکردم
0:42 امروز، من به آن نیاز ندارم
0:46 نظر در حدیث
0:50 مرد
0:51 یعنی صدقه دهنده
0:53 من به آن نیازی ندارم
0:55 یعنی نیازی به پول ندارم
0:59 یکی از فواید صحبت کردن
1:03 از صحبت کردن سود ببرید
1:05 تشویق و تشویق خیریه
1:08 هیچ کسی نبود که لیاقتش را داشته باشد
1:11 از ترس اینکه زمانی برسد که کسی نباشد آن را بگیرد
1:16 حدیث دلالت دارد که یکی از نشانه های قیامت، مال فراوان است
1:21 و ظهور گنجینه های زمین
1:23 تا مردم از صدقه صرف نظر کنند
1:27 این شامل ابتکار عمل برای انجام اعمال اطاعتی قبل از ناتوانی در انجام آن است
1:33 از ادی بن حاتم می‌گوید:
1:36 در حالی که با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودم
1:39 هنگامی که مردی نزد او آمد و از فقر به او شکایت کرد
1:44 در یک رمان
1:45 او تشکیل خانواده می دهد
1:47 سپس دیگری نزد او آمد و به او شکایت کرد که قطع شده است
1:51 و او گفت
1:52 آه آدی
1:54 آشفتگی را دیدی؟
1:56 گفتم
1:57 من او را ندیدم
1:58 در جریان آن قرار گرفتم
2:01 او گفت
2:02 اگر عمر طولانی دارید
2:04 الدائینه را می بینید که از الحیره در حال حرکت است تا اینکه بر کعبه طواف می کند
2:09 از کسی جز خدا نترسید
2:13 در یک رمان
2:14 در مورد قطع راه
2:16 فقط کمی به شما خواهد رسید
2:19 تا اینکه شتر بدون نگهبان به مکه می رود
2:24 با خودم گفتم
2:27 پس کجایند حرامزاده های تاین که مملکت را قیمت گذاشته اند؟
2:32 حتی اگر طولانی زندگی کنید
2:34 برای گشودن گنجینه های خسرو
2:37 گفتم: خسرو بن هرمز
2:39 او گفت
2:40 خسرو بن هرمز
2:42 حتی اگر طولانی زندگی کنید
2:45 مردی را خواهید دید که طلا یا نقره از کف دستش بیرون می آید
2:49 از کسی می خواهد که آن را از او بپذیرد
2:52 او کسی را نمی یابد که آن را از او بپذیرد
2:55 در یک رمان
2:57 در مورد خانواده
2:58 قیامت نخواهد آمد
3:01 تا اینکه یکی از شما صدقه اش را طواف کند
3:04 او کسی را نمی یابد که آن را از او بپذیرد
3:07 و خدا را ملاقات می کند، یکی از شما در روزی که او را ملاقات می کند
3:10 بین او و او مترجمی نیست که برایش ترجمه کند
3:15 در یک رمان
3:16 حجابی برای پوشاندن آن وجود ندارد
3:19 بذار بهش بگن
3:21 آیا برای شما پیام رسان نفرستادم که شما را آگاه کند؟
3:24 او می گوید: «نه.»
3:26 و او می گوید
3:28 مگه من به تو پول ندادم و پول بیشتری به تو ندادم؟
3:31 او می گوید: «نه.»
3:33 به سمت راستش نگاه می کند
3:35 او جز جهنم چیزی نمی بیند
3:37 به سمت چپش نگاه می کند
3:39 او جز جهنم چیزی نمی بیند
3:42 در یک رمان
3:43 ایمن به او نگاه می کند
3:45 او فقط کارهایی که انجام داده را می بیند
3:49 و زشت تر از او به نظر می رسد
3:51 او فقط آنچه را ارائه کرده است می بیند
3:54 به دستانش نگاه می کند
3:56 چیزی جز آتش جلوی صورتش نمی بیند
4:00 عدی گفت
4:01 از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
4:06 از آتش جهنم برحذر باشید، حتی اگر مشتی خرما باشد
4:09 هر که آپارتمان تامرا را پیدا نکند
4:12 با یک کلمه محبت آمیز
4:14 عدی گفت
4:16 الدائینه را دیدم که از الحیره در حرکت بود تا اینکه کعبه را طواف کرد
4:21 از کسی جز خدا نترسید
4:24 من از جمله کسانی بودم که گنج های کسر بن هرمز را کشف کردم
4:28 حتی اگر عمر طولانی داشته باشی
4:30 خواهید دید که حضرت ابوالقاسم صلی الله علیه و آله چه فرمود
4:36 از کف دست خارج می شود
4:39 نظر در حدیث
4:42 فقر
4:43 یعنی فقر و نیاز
4:46 قطع کن
4:47 یک راهزن باز باشید
4:50 سردرگمی
4:52 روستای باستانی معروف در مجاورت کوفه
4:56 اطلاع دادم
4:58 دو لیتر داینا
5:00 یعنی زن در هوده
5:02 سفر می کنی، یعنی سفر می کنی
5:06 فحشا کجاست؟
5:08 لعنتی
5:09 شرور بدخواه
5:11 اسپویلر مزخرف
5:13 مقصود راهزن است
5:16 مه قیمت کشور
5:17 یعنی آتش نزاع را در کشور افروخت
5:21 او می پرسد
5:22 یعنی جستجو
5:24 هر که از او بپذیرد
5:25 چون در آن زمان فقیری وجود نداشت
5:29 و یکی از شما در روزی که خدا را ملاقات می کند ملاقات می کند.
5:32 یعنی در روز قیامت
5:34 بین او و او مترجمی نیست
5:37 مترجم زبان را به زبان بیان می کند
5:42 خانواده
5:43 یعنی فقر
5:44 شتر بیرون می آید
5:46 یعنی شتر و حیوانات حمل کننده غذا و تجارت دیگر
5:51 بدون نگهبان
5:53 نگهبان
5:54 او بخشنده ای است که مردم تحت حمایت و مسئولیت او هستند
5:59 مگه من به تو پول ندادم و پول بیشتری به تو ندادم؟
6:01 از اولویت
6:03 کدام درد با برکت به تو خیر بوده است
6:06 حتی اگر یک آپارتمان خرما باشد
6:08 یعنی نصف تاریخ
6:10 یکی از فواید صحبت کردن
6:14 حدیث یکی از نشانه های نبوت است
6:16 یکی از نشانه های قیامت این است که پول سود می برد
6:20 مردم نیازی به صدقه ندارند
6:23 در آن امنیت در بین مردم گسترش می یابد
6:26 بگذار کسی نترسد
6:28 در حدیث دلیل بر گفتار خداوند متعال است
6:32 و اثبات اینکه مؤمنان در روز قیامت پروردگارشان را می بینند
6:37 در حدیث است که خداوند متعال تا رسولی نفرستد عذاب نمی کند
6:43 حدیث دلالت دارد که سخن نیک انسان را از آتش دوزخ حفظ می کند
6:48 به همین ترتیب، یک کلمه بد با خود آتش جهنم می آورد
6:52 خیریه را تشویق می کند
6:54 و هیچ نیکی را در گفتار و کردار، هر چند اندک، خوار نشمارد
6:59 حدیث یکی از نشانه های نبوت است
7:02 در آن گنجینه های خسرویس و قیصریه در راه خداوند متعال مصرف می شود.
7:08 و همین بود
7:12 از ابوموسی رضی الله عنه
7:14 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
7:18 هیچ وقت نمی آید که مردی بچرخد و طلا صدقه بدهد
7:24 سپس کسی را نمی یابد که آن را از او بگیرد
7:27 مردی را می بیند که به دنبال او چهل زن از او لذت می برند
7:33 تعداد مردان و زنان بسیار کم است
7:38 نظر در حدیث
7:40 از طلا
7:42 طلا برای ذکر مشخص شد و در مورد کمبود کسانی که صدقه را می پذیرند اغراق آمیز بود
7:47 زیرا طلا گرانبهاترین فلز و شریف ترین پول است
7:51 اگر کسی نیست این را بگیرد
7:54 در دیگران، به طریق اول
7:57 او از آن لذت می برد
7:58 به سوی او روی آوری و او را آرزو کنی
8:01 یکی از فواید صحبت کردن
8:05 حدیث یکی از نشانه های نبوت است
8:08 یکی از نشانه های قیامت، مال فراوان است
8:11 تا اینکه کسی را نمی یابد که او را بپذیرد
8:15 این اشاره به تعداد زیاد کشتار و نزاع در آخرالزمان است
8:19 تا زمانی که به دلیل جنگ ها مردان کمتری وجود داشته باشد
8:22 این نشان می دهد که ولایت برای همیشه مردان است
8:27 این فطرت خداوند است که مردم را با آن آفریده است
8:31 انسان را به تسریع در پرداخت صدقه تشویق می کند
8:35 درب
8:37 از آتش جهنم بر حذر باشید، هر چند نصف خرما باشد
8:40 و اندکی صدقه
8:44 از ابومسعود می‌گوید:
8:46 وقتی به ما دستور داد که صدقه بدهیم
8:48 تعصب داشتیم
8:50 ابوعقیل با نیم صاع آمد.
8:53 در رمان بساء
8:56 و در یک رمان
8:58 یکی از ما به بازار رفت
9:00 او حامله می شود و جزر و مد می آید
9:02 برخی از آنها امروز صد هزار دارند
9:06 یک نفر با بیشتر از او آمد
9:10 منافقین گفتند
9:12 خداوند برای این صدقه کافی است
9:16 کاری که این شخص انجام داد چیزی جز ریا نبود
9:20 پس رفتم پایین
9:21 کسانی که الهام بخش داوطلبان هستند
9:24 معتقدین به صدقه
9:26 و کسانی که فقط بهترین تلاش خود را می کنند
9:30 نظر در حدیث
9:34 از آتش جهنم بر حذر باشید، هر چند نصف خرما باشد
9:37 با تکه خرما
9:38 یعنی نصف تاریخ
9:40 و منظور چیست
9:41 صدقه هر چند اندک باشد
9:44 تعصب داشتیم
9:46 یعنی بار هزینه را پرداخت می کردیم
9:49 آنچه را که صدقه می دهیم به دست آوریم
9:52 سپس ابوعقیل آمد
9:54 او صحابی بزرگی است که خدا از او راضی باشد
9:57 نام او حباب است و او را حباب می گفتند
10:00 انسان
10:02 او عبدالرحمن بن عفر رضی الله عنه است
10:05 و غیر از این گفته شد
10:08 برو
10:09 استعاره ای از ابتکار
10:11 جزر و مد
10:12 پر کردن دو جام انسان است اگر آنها را دراز کند
10:16 و برای برخی از آنها
10:18 انگار خودش را معرفی می کرد
10:20 برای صد هزار
10:22 از دینار یا درهم
10:24 که لمس می کند
10:26 شرمساری و انتقاد کردن
10:28 داوطلبان معتقد به امور خیریه هستند
10:32 می گویند منظورشان غرور و ریا است
10:35 و کسانی که فقط بهترین تلاش خود را می کنند
10:38 تا جایی که می توانند بیرون می آیند
10:41 یکی از فواید صحبت کردن
10:44 از صحبت کردن سود ببرید
10:47 تبیین تیزبینی صحابه رضی الله عنهم
10:50 برای رعایت دستور
10:52 در این حدیث به عادت منافق اشاره شده است
10:55 از ناامیدی و دفع
10:57 در مورد انجام کار خوب
10:59 خیریه را تشویق می کند
11:01 و اعمال نیک خود را خوار نشمارد
11:03 یه چیزی حتی اگه کم باشه
11:05 حاوی شرحی از عجله صحابه رضی الله عنهم است
11:09 برای عمل به فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله
11:13 با عشق، رضایت و آرامش
11:16 و در حدیث از بهترین آثار است
11:19 صدقه با دست به دست می آید
11:21 اجاره دادن خود جایز است
11:23 در یک کار خاص با شرایط آن
11:26 از عایشه همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
11:32 او گفت
11:34 زنی با دو دختر نزد من آمد و از من پرسید
11:37 من زنی مجرد به جز خودم پیدا نکردم
11:41 بنابراین آن را به او دادم
11:44 او آن را بین دو دخترش تقسیم کرد
11:46 بعد بلند شد و بیرون رفت
11:49 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد
11:52 بنابراین با او صحبت کردم
11:54 و او گفت
11:56 کدام یک از این دختران کاری انجام می دهند؟
11:58 در یک رمان
12:00 کدام یک از این دختران به چیزی مبتلا شده است؟
12:03 پس با او مهربان بود
12:05 پوششی برای او از آتش باش
12:08 نظر در حدیث
12:12 بعد از ایالت کیست؟
12:14 مسئولیت آنهاست
12:16 پس با آنها مهربان باشید
12:18 یعنی بهترین شرکتی که دارند
12:20 بنابراین آنها رفتار بهتری داشتند
12:22 و بر آنها انفاق کن و به آنها رحم کن
12:24 از آنها حمایت کرد و با آنها ازدواج کرد
12:27 پوششی برای او از آتش باش
12:30 یعنی حجابی از آتش
12:32 یکی از فواید صحبت کردن
12:35 از صحبت کردن سود ببرید
12:38 شانس برای خیریه کم است
12:41 حاوی بیانیه رحمت است
12:44 که خداوند متعال آن را ساخته است
12:46 در قلب مادران
12:48 این نشان می دهد که نفقه بر عهده دختران است
12:50 و برای آنها تلاش کنید
12:52 یکی از بهترین اعمال محبت آمیز
12:54 از آتش نجات یافت
12:56 حقوق دختران را تایید می کند
12:58 در مورد حقوق پسران به دلیل ضعف آنها
13:01 باب صحیح در فضیلت صدقه بخیل
13:07 از ابوهریره رضی الله عنه
13:10 او گفت
13:12 مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
13:15 و او گفت
13:17 ای رسول خدا
13:19 کدام صدقه بزرگترین پاداش است
13:21 در یک رمان
13:23 بهتر است
13:25 او گفت
13:27 تو خیریه ای و واقعاً خسیسی
13:29 در یک رمان
13:31 مشتاق واقعی
13:33 شما از فقر می ترسید و امید به ثروت دارید
13:35 و منتظر نباش
13:37 حتی اگر به گلو برسید
13:39 به فلانی گفتم
13:41 و برای فلان شخص
13:43 برای فلانی بود
13:45 نظر در حدیث
13:48 مرد
13:50 ابوذر رضی الله عنه گفته است
13:52 درست است
13:54 یعنی سالم
13:56 کمیاب
13:58 یعنی بخیل با احتیاط
14:00 او از فقر می ترسد
14:02 یعنی از کمبود می ترسید
14:04 ثروت را در نظر بگیرید
14:06 یعنی آرزوی ثروتمند شدن دارید
14:08 سرعتت را کم نکن
14:10 یعنی معطل و صبر نکنید
14:12 اگر به گلو رسیدی
14:14 یعنی تا زمانی که ظاهر شود
14:16 مدت
14:18 برای فلانی بود
14:20 او وارث را می خواهد
14:22 یکی از فواید صحبت کردن
14:24 از صحبت کردن سود ببرید
14:27 اصحاب مشتاق بودند
14:29 مشاغل با درآمد عالی
14:31 و در آن که
14:33 سخاوتمند بودن با پول در هنگام بیماری
14:35 خصلت بخل را پاک نکنید
14:37 از عایشه رضی الله عنها
14:41 درباره او
14:43 برخی از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
14:47 به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتیم
14:51 از کجا می توانم سریع با شما تماس بگیرم؟
14:53 او گفت
14:55 هر چه بیشتر یک دست بودیم
14:57 پس نی برداشتند و پهن کردند
15:01 صوده قد بلندترین آنها بود
15:03 ما هنوز یاد گرفتیم
15:05 تا زمانی که دستش صدقه بود
15:09 او سریعترین کسی بود که به او رسید
15:11 او عاشق خیریه بود
15:13 نظر در حدیث
15:18 عجله کن
15:20 مراد مرگ پس از توست
15:22 پس نی گرفتند
15:24 هر چوب از گیاه
15:26 از آن استفاده می کنند
15:28 یعنی با بازوی هر کدام ارزش می دهند
15:32 ما هنوز یاد گرفتیم
15:34 یعنی بعد از وفات زینب بنت جحش رضی الله عنه
15:38 یکی از فواید صحبت کردن
15:40 از صحبت کردن سود ببرید
15:43 مشروعیت تلقی گفتار به ارزش صوری و حقیقت
15:47 کسی که این کار را می کند اشکالی ندارد
15:49 حدیث دلالت بر این دارد که حکم به معانی با سیاق بستگی دارد
15:55 باب: اگر ندانسته به ثروتمندی صدقه بدهید
16:01 از ابوهریره رضی الله عنه
16:06 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
16:11 مردی گفت
16:13 صادقانه حرفش را باور نکن
16:15 پس با صدقه اش بیرون رفت و آن را به دست دزد سپرد
16:20 بنابراین آنها شروع به صحبت کردند
16:22 به دزد صدقه بده
16:24 و او گفت
16:26 خدایا شکرت
16:28 صادقانه حرفش را باور نکن
16:31 پس با صدقه اش بیرون رفت
16:33 پس آن را به دست زن زناکار گذاشت
16:36 بنابراین آنها شروع به صحبت کردند
16:38 امشب به زن زناکار صدقه می دهی
16:41 و او گفت
16:43 خدایا شکرت
16:45 بر یک زن زناکار
16:47 صادقانه حرفش را باور نکن
16:49 پس با صدقه اش بیرون رفت
16:51 آن را به دست مردی ثروتمند سپرد
16:53 بنابراین آنها شروع به صحبت کردند
16:56 به یک ثروتمند صدقه بدهید
16:58 و او گفت
17:00 خدایا شکرت
17:02 در برابر دزد، علیه زناکار، علیه مرد ثروتمند
17:06 آمد و به او گفتند
17:09 در مورد صدقه شما به یک دزد؟
17:12 شاید بتواند از سرقت آن خودداری کند
17:15 در مورد زن زناکار
17:17 شاید بتواند از زنا خودداری کند
17:21 در مورد مرد ثروتمند
17:22 چه بسا از آنچه خدا به او داده است بیندی و انفاق کند
17:27 پرواز در بحث
17:30 مردی که از بنی اسرائیل بود
17:35 آن را به دست دزد سپرد
17:37 بدون اینکه بداند دزد است
17:40 بنابراین آنها شروع به صحبت کردند
17:42 یعنی مردمی که این خیّر در میان آنهاست
17:47 خدایا شکرت
17:49 یعنی در هر حال الحمدلله
17:52 سپس شخصی آن را در خواب دید
17:55 یا شنید که پادشاه یا شخص دیگری صدا می زد
17:59 یا پیامبری به او گفته است
18:01 یا عالمی فتوا داده است
18:03 شاید
18:05 شاید از خداوند متعال بر معنای قطعیت و ناگزیری آمده باشد
18:10 در مورد ثروتمندان، شاید او در نظر گرفته شود
18:13 دلیلش این است که شما آن را باور ندارید
18:16 او را شرمنده کرد و در معرض تقلید قرار داد
18:19 یکی از فواید صحبت کردن
18:23 حدیث حاوی شرح برکت و فضیلت اخلاص است
18:27 و تاثیر آن بر دیگران
18:29 و در آن خداوند متعال است
18:32 بنده بر حسب نیّتش پاداش می گیرد
18:35 دلالت بر این دارد که اگر صدقه دهنده با دوستی خود قصد طلب وجه خداوند متعال را داشته باشد از او پذیرفته می شود.
18:41 به او ضرری نمی رساند که آن را نزد کسی بگذارد که سزاوار آن نبود، غافل از حال او
18:46 در مورد زکات واجب اختلاف است
18:49 حدیث فضیلت دوستی پنهانی را بیان می کند
18:53 بیانگر این است که مؤمن در هر موقعیتی باید خدا را شکر کند
18:58 تسلیم و رضایت را تشویق می کند
19:01 محکومیت کسالت از قوه قضائیه
19:03 در حدیث اصل اساسی این است که حکم ظاهر است تا خلاف آن روشن شود
19:09 در حدیث است به سخنان بازدارنده از عبادت و کار نیک توجه نکنید.
19:16 توضیح می دهد که یکی از اهداف انفاق تأمین عفت برای مستحقان است
19:21 حدیث دلالت بر این دارد که پند و اندرز مبتنی بر اعمال است
19:25 خطبه بیش از کلمات بود
19:29 این خطبه نیز مانند آن باعث اطمینان و بازدارندگی می شود
19:33 باب: اگر به فرزند خود صدقه دهد بدون اینکه بداند
19:40 از معن بن یزید رضی الله عنه می فرماید:
19:44 با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کردم
19:47 من، پدرم و پدربزرگم
19:50 از من خواستگاری کرد و با من ازدواج کرد
19:53 و من با او دعوا کردم
19:55 ابو یزید دینار صدقه می داد
20:00 پس آن را نزد مردی در مسجد گذاشت
20:03 پس آمدم و گرفتم
20:06 پس برایش آوردم
20:08 گفت: به خدا قسم جواب شما را نمی دهم.
20:12 پس با رسول خدا صلی الله علیه و آله با او مجادله کردم
20:17 به تو گفت: ای یزید چه قصدی داشتی؟
20:21 چیزی که گرفتی مال توست، مان
20:24 نظر در حدیث
20:28 جدم الاخناس بن حبیب رضی الله عنه است
20:34 علی المراد نامزد کرد
20:37 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از من خواستگاری کرد
20:41 پس با من ازدواج کرد، یعنی با من ازدواج کرد
20:44 و من با او دعوا کردم
20:46 یعنی بر پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه شد
20:49 اختلاف بین من و پدرم
20:52 پس آن را نزد مردی گذاشت
20:54 یعنی اجازه دارد آن را به هر که نیاز دارد صدقه بدهد
20:59 به خدا من جواب شما را نمی دهم
21:02 یعنی از طریق خیریه
21:03 چیزی که گرفتی مال توست، مان
21:06 چون تو نیازمندی
21:08 یکی از فواید صحبت کردن
21:12 این حدیث دلالت بر این دارد که اعمال بر نیت است
21:17 و انسان به نیتش پاداش می گیرد
21:20 وکالت در نامزدی و امور خیریه و غیره جایز است
21:25 این حدیث حاوی شواهدی از کار توسط نمایندگی مطلق است
21:29 حاوی مشروعیت دعوای بین پدر و پسر است
21:33 این محاکمه نباید نافرمانی باشد
21:36 افتخار به استعدادهای الهی جایز است
21:40 تا با عنایات خداوند متعال صحبت کنیم
21:43 نه در برابر ریا و تکبر
21:46 در روایات آمده است: صدقه دهنده به ثواب آنچه اراده کرده است می رسد
21:50 ابتدا با شایسته برخورد کنید
21:53 باب: هر که بنده خود را به صدقه امر کند و خود آن را ندهد
22:00 قال عایشه رضی الله عنها
22:04 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
22:08 اگر زنی از غذای خانه خود بدون خراب شدن آن خرج کند
22:13 در رمان صداقت
22:16 و در روایت اطعام شدم
22:19 او برای آنچه خرج کرد پاداش گرفت
22:22 شوهرش بر اساس آنچه که به دست می آورد، پاداش خود را می گیرد
22:25 و انباردار هم همین را دارد
22:28 به هیچ وجه از پاداش دیگران کم نمی کنند
22:31 نظر در حدیث
22:35 خرج کردی یعنی صدقه دادی
22:38 غذای خانه او محدود به غذاست
22:42 زیرا معمولاً بر خلاف درهم و دینار مجاز است
22:47 انفاق آن جز با اذن جایز نیست
22:51 خراب نشده
22:53 یعنی با تجاوز از حد معمول ضرری ندارد
22:57 شوهرش مزدش را می گیرد چون او صاحب غذاست
23:01 و برای فروشگاه
23:03 انباردار که وظیفه نگهداری غذا را بر عهده دارد
23:07 از یک خادم و دیگران
23:09 یکی از فواید صحبت کردن
23:13 از صحبت کردن سود ببرید
23:16 صدقه زن از مال شوهرش در حد اعتدال برای زن جایز است
23:21 اگر حال شوهرش را بداند به آن راضی است
23:25 صرفه جویی را در خرج کردن و صدقه دادن از پول دیگران تشویق می کند
23:30 باب: صدقه ای نیست مگر از پشت مال
23:36 از ابوهریره رضی الله عنه گفت
23:40 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
23:43 بهترین صدقه چیزی است که انسان را ثروتمند کند
23:46 در یک رمان
23:48 بهترین صدقه آن است که به پشت مال انجام شود
23:51 دست بالا بهتر از دست پایین است
23:55 و با کسانی که به آنها وابسته هستید شروع کنید
23:58 زن می گوید
24:01 یا به من غذا بده یا طلاقم بده
24:05 و خادم می گوید
24:07 او به من غذا داد و از من استفاده کرد
24:10 به پسرش می گوید
24:11 به هر کس که مرا صدا می کنی به من غذا بده
24:14 و گفتند
24:16 ای ابوهریره!
24:18 این را از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم
24:21 گفت: نه، این از کیف ابوهریره است.
24:26 نظر در حدیث
24:29 هیچ آوازی باقی نگذاشت
24:31 یعنی پشت سر آواز
24:34 یعنی صاحبش را بعد از صدقه بی نیاز نمی کند
24:39 و دست بالا
24:41 یعنی خرج کننده
24:43 بهتر از دست پایین
24:45 یعنی سوال کننده
24:47 و با کسانی که به آنها وابسته هستید شروع کنید
24:49 و با کسانی که به آنها وابسته هستید شروع کنید
24:51 یعنی از چه کسانی باید حمایت کنید
24:54 این مرد از خانواده خود حمایت می کرد
24:56 یعنی اگر آنچه را که از غذا و پوشاک و چیزهای دیگر نیاز دارند فراهم کند
25:01 این از کیف ابوهریره است
25:04 یعنی از قول ابوهریره رضی الله عنه
25:07 او در بازداشت است
25:10 یکی از فواید صحبت کردن
25:14 از صحبت کردن سود ببرید
25:16 یکی از شروط انفاق این است که انفاق کننده به مخارج خود و افراد تحت تکفل خود محتاج نباشد.
25:23 در حدیث، انفاق بر کسانی که حمایت از آنها واجب است صدقه است
25:28 اول است
25:30 رهنمودهایی را در مورد ترتیب اولویت ها در اقتصاد و هزینه ها ارائه می دهد
25:35 یکی از اولین راههای توضیح حدیث است
25:39 تفسیر صحابی از حدیثی است که نقل کرده است
25:43 در حدیث به تلاش برای تأمین کفایت صدقه دهنده اشاره شده است.
25:50 از حکیم بن هیزام رضی الله عنه
25:53 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
25:57 دست بالا بهتر از دست پایین است
26:01 و با کسانی که به آنها وابسته هستید شروع کنید
26:03 بهترین صدقه از پشت مال است
26:06 هر که پاکدامن باشد خداوند او را می بخشد
26:09 و هر که بی نیاز باشد خداوند او را بی نیاز می کند
26:12 نظر در حدیث
26:16 و هر که خودداری کند
26:18 عفاف درخواست عفت است
26:21 پرهیز از حرام و ترک مردم است
26:24 گفته شد که خویشتن داری صبر و صداقت از چیزی است
26:30 و هر که بی نیاز باشد خداوند او را بی نیاز می کند
26:33 یعنی هر که از خدا مال بخواهد به او می دهد
26:36 یکی از فواید صحبت کردن
26:40 از صحبت کردن سود ببرید
26:43 تبیین فضیلت حفظ عفت و تنها گذاشتن مردم
26:47 در آن ثواب از نوع کار است
26:53 از ابن عمر رضی الله عنه هر دو
26:56 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
26:59 وقتی روی تریبون بود گفت
27:01 از صدقه و پرهیز و درخواست یاد کرد
27:05 دست بالا بهتر از دست پایین است
27:09 دست بالا خرج کننده است
27:12 قسمت پایین مایع است
27:14 یکی از فواید صحبت کردن
27:17 از صحبت کردن سود ببرید
27:20 متون حدیث یکدیگر را توضیح می دهند
27:24 در حدیث، فضیلت عفت ماندن و ترک موضوع بیان شده است
27:28 شامل جواز سخن گفتن واعظ با تمام مواعظ و علم و فصاحت است
27:35 انفاق و انفاق در راه اطاعت را تشویق می کند
27:40 باب تشویق به صدقه و شفاعت در آن
27:46 از ابوموسی رضی الله عنه گفت
27:50 پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بود
27:54 وقتی مردی نزد او آمد و چیزی خواست یا خواست
27:59 صورتش را به سمت ما برگرداند و گفت
28:03 شفاعت کن و پاداش خواهی گرفت
28:06 خداوند بر زبان پیامبرش چه می خواهد
28:10 نظر در حدیث
28:12 شفاعت کن
28:13 شفاعت، درخواستی برای برآوردن نیاز دیگری است
28:18 خداوند بر زبان پیامبرش چه می خواهد
28:22 یعنی خداوند متعال بر زبان پیامبر صلی الله علیه و آله قضاوت می کند.
28:27 برای به دست آوردن آنچه او نیاز دارد
28:29 و برای پرسشگر مورد نظر اتفاق می افتد
28:32 و پاداش خواهید گرفت
28:34 یکی از فواید صحبت کردن
28:38 او از گفتگو سود برد
28:41 تبیین فضیلت راه رفتن در نیاز مسلمان
28:44 و شفاعت برای او در حلال
28:47 یعنی کارگر پاداش می گیرد
28:50 حتی اگر هدف مورد نظر محقق نشود
28:52 درباره اسماء
28:56 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
29:00 خرج کن
29:02 در یک رمان
29:03 باور کن
29:05 حساب نکنید و خدا برای شما حساب خواهد کرد
29:08 آگاه نباش، خدا از تو آگاه است
29:11 در یک رمان
29:13 با من در مورد تو حرف نزن
29:16 در یک رمان
29:18 تا می توانید مرا راضی کنید
29:20 نظر در حدیث
29:24 هر چه را باور ندارید خرج کنید
29:27 حساب نکنید و خدا برای شما حساب خواهد کرد
29:30 آمار
29:32 دانستن مقدار، وزن یا تعداد چیزی
29:35 و منظور چیست
29:37 خداوند متعال شما را از نعمت و رزق باز دارد همان گونه که شما را بازداشت
29:42 آگاه نباش، خدا از تو آگاه است
29:45 یعنی برای پس انداز یا خرج کردن پول در دیگ نگذارید
29:50 این باعث ممنوعیت شما می شود
29:52 بدون حرف ناطق
29:54 استعاره ای از یبوست و صرفه جویی
29:57 آرام باش
29:59 بخشش دادن آسان است
30:02 یکی از فواید صحبت کردن
30:06 از حديث به دست مي آيد كه مجازات از نوع كار است
30:10 انفاق را تشویق می کند و بخل و یبوست را محکوم می کند
30:14 این نشان می دهد که صدقه باعث افزایش پول می شود
30:17 دلیل بر برکت و افزایش آن خواهد بود