از مجموعهٔ صحيح البخاري · درس 6 از 44

مختصر صحيح البخاري | الحلقة (6) | كتاب الإيمان - 4

◉ 116 بازدید صدای ترجمه‌شده — فارسی
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
بسم الله الرحمن الرحیم یک مرکز سود برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه او ارائه می دهد خلاصه صحیح البخاری باب افزایش و کاهش ایمان عن انس که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند خداوند در روز قیامت مؤمنان را این گونه محشور می کند. و می گویند اگر نزد پروردگارمان شفاعت کنیم تا ما را از این مکان راحت کند پس نزد آدم می آیند و می گویند آه آدم مردم را نمی بینید؟ خداوند شما را با دست خود آفرید و فرشتگانش بر تو سجده می کنند و نام همه چیز را به شما یاد داد برای ما نزد پروردگارمان شفاعت کن تا ما را از این مکان راحت کند و او می گوید من آنجا نیستم گناه خود را که مرتکب شده است برای آنها ذکر می کند و در یک رمان گناه خود را به یاد می آورد و احساس شرم می کند اما بیا پیش نوح او اولین رسولی است که خداوند او را به اهل زمین فروخت سپس نزد نوح می آیند و او می گوید من آنجا نیستم گناهی را که مرتکب شده به یاد می آورد و در یک رمان سؤال او از پروردگارش او را به چیزی یادآوری می کند که به آن علم ندارد پس شرمنده است اما به سوی ابراهیم دوست الرحمن برو پس نزد ابراهیم می آیند و او می گوید من آنجا نیستم گناهان خود را که مرتکب شده است برای آنها ذکر می کند و در یک رمان او سه کلمه را که به آنها دروغ گفته است ذکر می کند اما برو پیش موسی بنده ای که خداوند تورات را به او داده است و هر بار یک کلمه صحبت می کرد پس نزد موسی می آیند و او می گوید من آنجا نیستم گناه خود را که مرتکب شده است برای آنها ذکر می کند در یک رمان از خودکشی بدون خودکشی یاد می کند پس از پروردگارش شرمنده است اما عیسی بنده خدا و رسولش را بیاور و کلام او و روح او پس آنها نزد عیسی می آیند و او می گوید من آنجا نیستم اما نزد محمد صلی الله علیه و آله برو بنده ای که گناهان گذشته و آینده اش آمرزیده می شود و به سراغ من می آیند پس برو پس از پروردگارم اجازه می گیرم او به من این اجازه را می دهد پس اگر پروردگارم را ببینم به سجده اش افتادم تا زمانی که خدا بخواهد مرا ترک خواهد کرد سپس به من گفته می شود محمد را بزرگ کن او به ندرت گوش می دهد بخواهید به او می دهید و شفاعت کن و تو شفاعت خواهی کرد پس پروردگارم را به خاطر ستایش هایی که به من آموخت سپاس می گویم سپس من شفاعت می کنم او به من پایان می دهد پس آنها را وارد بهشت کرد سپس برگرد پس اگر پروردگارم را ببینم به سجده افتادم تا زمانی که خدا بخواهد مرا ترک خواهد کرد سپس گفته می شود محمد را بزرگ کن او به ندرت گوش می دهد بخواهید به او می دهید و شفاعت کن و تو شفاعت خواهی کرد پس پروردگارم را با حمدهایی که پروردگارم به من آموخته ستایش می کنم سپس من شفاعت می کنم او به من پایان می دهد پس آنها را وارد بهشت کرد سپس برگرد پس اگر پروردگارم را ببینم به سجده افتادم تا زمانی که خدا بخواهد مرا ترک خواهد کرد سپس گفته می شود محمد را بزرگ کن بگو می شنود بخواه و به او خواهی داد و شفاعت کن و تو شفاعت خواهی کرد پس پروردگارم را به خاطر ستایش هایی که به من آموخت سپاس می گویم سپس من شفاعت می کنم او به من پایان می دهد پس آنها را وارد بهشت کرد سپس برگرد پس من می گویم پروردگارا، چه چیزی در آتش باقی می ماند؟ مگر کسانی که در بند قرآن هستند او باید جاودانه باشد پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند هر که چنین گفت از آتش بیرون می آید خدایی جز خدا نیست در دلش خوبی بود جو چه وزنی دارد؟ آن کس که چنین گفت از آتش بیرون می آید خدایی جز خدا نیست در دلش خوبی بود درستی خود را نمی سنجد آن کس که چنین گفت از آتش بیرون می آید خدایی جز خدا نیست و در دلش بود چه چیزی با خوبی سنجیده می شود؟ اتم در یک رمان فرمود و سپس این آیه را خواند پروردگارت تو را به مقامی ستوده برانگیزد گفت: این همان مکان ستوده ای است که پیامبرت صلی الله علیه و آله وسلم وعده آن را داده است نظر در حدیث ما نزد پروردگارمان شفاعت می کنیم یعنی ما شفاعتی خواستیم که ما را شفاعت کند تا ما را از این مکان راحت کند یعنی ما را از موقعیت و وحشت و شرایط آن خارج می کند و بندگان را جدا می کند و نام همه چیز را به شما یاد داد یعنی حتی یک قطعه و یک قطعه برای ما شفاعت کن یعنی ما را نزد پروردگارمان شفاعت کن من آنجا نیستم یعنی من این رتبه و مقام را ندارم گناه او که بر او وارد شد قرباني آدم عليه السلام درخت و خوردن از آن است من آنجا نیستم یعنی من این مقام بالا را ندارم گناهی را که مرتکب شده به یاد می آورد نوح (علیه السلام) به یاد می آورد که از پروردگارش سؤال می کرد که درباره آن علم نداشت که او گفت پروردگارا، در زمین خانه هایی برای کافران باقی مگذار گناهان خود را که مرتکب شده است برای آنها ذکر می کند یعنی ابراهیم علیه السلام سه مخالفت خود را ذکر می کند که او گفت بلکه بزرگترشان این کار را کرد در شکستن بت ها و به همسرش گفت من برادر شما هستم و او گفت من مریض هستم گناه خود را که مرتکب شده است برای آنها ذکر می کند یعنی موسی علیه السلام به کشته شدن او توسط قبطی اشاره می کند و حرفش هر کلمه ای که خدا گفت پس عیسی وجود داشت این کلمه نبود اما آنجا بود و روحش یعنی از ارواحی که آفرید و به کمال رساند با صفات نیکو و اخلاق کامل به سجده اش افتادم یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله به زمین می افتاد و سجده می کرد تا زمانی که خدا بخواهد مرا ترک خواهد کرد یعنی خداوند متعال او را به اندازه او در حال سجده رها می کند او به من پایان می دهد یعنی برای من برای هر مرحله از شفاعت حدی روشن می کند من با او می ایستم و از او عبور نمی کنم در جهنم چیزی باقی نمی ماند مگر کسانی که در بند قرآن هستند يعنى كسى كه به قرآن از ابديت خود در آن خبر داد از حسن، یعنی از ایمان یازان شایارا جو عشق شناخته شده است یازان بیرون هر گونه گندم ذرت یعنی کم وزن ترین چیزها و گفته شد آئروسل هایی که در نور خورشید ظاهر می شوند مثل سر سوزن یکی از فواید صحبت کردن اولا ایمان با اطاعت زیاد می شود و با نافرمانی کاهش می یابد دوما اثبات صفت دست خداوند متعال سوم اثبات علم به خداوند متعال چهارم پیامبران دارای ویژگی هایی هستند که خداوند متعال برای آنها قرار داده است پس آدم علیه السلام تنها کسی بود که ملائکه بر او سجده کردند و خصوصیات دیگر پنجم حضرت نوح علیه السلام را اولین رسولی قرار داد که پس از طوفان فرستاد VI حضرت ابراهیم علیه السلام را دوست گرفت هفتم با موسی علیه السلام با دقت صحبت کرد هشتم اثبات کیفیت گفتار خداوند متعال نهم دلیل شفاعت برای پیامبر صلی الله علیه و آله جای ستودنی است دهم پیامبر صلی الله علیه و آله به شفاعت های متعدد برگزیده شد اولی از اینها شفاعت در صحن ها برای نجات همه افراد این وضعیت از وحشت آن همانطور که در ابتدای حدیث است و از آن برای خلاص شدن از آتش همانطور که در پایان حدیث آمده است یازدهم در حدیث است شفاعت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای اهل امتش که مرتکب گناهان کبیره شدند. دوازدهم بیانات حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم و دلسوزی او نسبت به ملت خود و سایر ملل سیزدهم در حدیث آمده است که گروهی از موحدان نافرمان وارد جهنم می شوند چهاردهم کسانی که مرتکب گناهان کبیره می شوند یکتاپرست هستند نه به انجام آن کافر می شوند و نه برای همیشه در جهنم می مانند پانزدهم در حدیث شواهدی وجود دارد که بر لزوم تلفظ شهادت تصریح دارد شانزدهم اثبات تفاوت بین افراد با ایمان XVII و به صورت عمده حدیث یکی از اصول جامع بسیاری از مسائل اعتقادی است عن عمر بن الخطاب که مردی یهودی به او گفت ای امیرالمومنین! آیه ای در کتابتان که خواندید اگر به ما یهودیان وحی می شد ما آن روز را به عنوان تعطیلات در نظر می گرفتیم او گفت هر آیه ای او گفت امروز دین شما را برای شما کامل کردم و نعمتم را بر تو تمام کردم من اسلام را برای شما به عنوان دین انتخاب کردم عمر گفت ما امروز این را می دانستیم و آن جا که بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد او روز جمعه در عرفات ایستاده است نظر در حدیث اون یه مرد او پاشنه جوهرهاست ما آن روز را به عنوان تعطیلات در نظر می گرفتیم یعنی ما آن را تجلیل کردیم و هر سال آن را برایمان عید ساختیم به دلیل کمال عظیم دینی که در آن رخ می دهد آن روز و محل نزول آن را می دانستیم با ما ما از این امر غفلت نکرده ایم زمان و مکان نزول آن بر ما پوشیده نیست از تجلیل از آن روز و مکان غافل نبوده ایم روز جمعه در عرفه روزی است که در آن دو فضیلت و دو افتخار به هم پیوستند پس تسبیح زیاد شد یکی از فواید صحبت کردن اولا در حدیث آگاه باش به آنچه خداوند متعال به امت محمد صلی الله علیه و آله و سلم عطا کرده است. از کمال الدین دوما شواهدی وجود دارد که دین را خداوند متعال کامل کرده است در زمان محمد صلی الله علیه و آله و سلم نیازی به انجام آن نیست یا اتفاقی می افتد که اتفاق نیفتاده است یا چیزی را ذکر کنید که معلوم نبود سوم اتمام نعمت با ورود به بهشت است این یک خبر عالی است چهارم تبیین حسادت یهودیان برای مسلمانان به این نعمت پنجم آیه شواهدی بر افزایش و کاهش ایمان دارد کمال دین با تکمیل شرع حاصل می شود کمال را تصور کنید نیاز به درک کاهش دارد درب زکات جزء اسلام است از طلحه بن عبید الله می فرماید: مردی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد از مردم نجد سر احمق صدای بلندش را می شنود او نمی فهمد چه می گوید گفتگوی ما پس از اسلام می پرسد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند پنج نماز در شبانه روز و او گفت آیا باید کار دیگری انجام دهم؟ گفت نه مگر اینکه داوطلب شده باشد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند و روزه ماه رمضان او گفت او گفت آیا باید کار دیگری انجام دهم؟ گفت نه مگر اینکه داوطلب شده باشد او گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زکات را برای او ذکر کرد او گفت آیا باید کار دیگری انجام دهم؟ گفت نه مگر اینکه داوطلب شده باشد او گفت پس مرد در حالی که می گفت موفق شد به خدا نه بیشتر از این کار می کنم و نه کمتر رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند اگر صادق باشد موفق خواهد شد و در یک رمان یا اگر راست می گوید وارد بهشت می شود نظر در حدیث زکات جزء اسلام است یعنی زکات از اهل ایمان مردی آمد گفته شد که او دمام بن ثعلبه است سر احمق یعنی موهایش به دلیل ترک تجمل کم است صدایش را می شنود اما نمی فهمد یعنی صدای بلند و تکراری شنیده می شود و او نمی فهمد بنابراین بنابراین برای تعجب درباره اسلام یعنی در مورد قوانینش مگر اینکه داوطلب شده باشد داوطلب شدن یک نعمت است به خدا نه بیشتر از این کار می کنم و نه کمتر هر یک از تعهدات او موفق شد کشاورز باید برنده شود و زنده بماند و مرد موفق شد اگر بفهمد چه می خواهد، به خوبی می رسد یکی از فواید صحبت کردن اولا از احکام اسلام نماز و زکات و روزه او از اهل ایمان است دوما نمازهای پنجگانه برای هر مؤدی واجب است هر روز و شب سوم تمسک به خداوند متعال بدون سوگند یا ضرورت جایز است. زیرا آن مرد در محضر او صلوات الله علیه قسم خورد بدون انکار چهارم اگر امر با محدود كردن به واجب موفق شد موفقیت او مدیون نوع بشر است، همراه با وظیفه اول درب تشییع جنازه ایمان را دنبال کنید از ابوهریره رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند هر که از روی ایمان و امید تشییع جنازه مسلمانی را دنبال کند با او بود تا اینکه بر او نماز خواند و از دفن او فارغ شد دو قیراط ثواب می گیرد هر قیراط مانند یک قیراط است هر که بر آن نماز بخواند و پیش از دفن برگردد یک قیراط برمی گرداند نظر در حدیث تشییع جنازه ایمان را دنبال کنید یعنی پیروی از تشییع جنازه جزء ایمان است کسانی که دنبال می کنند یعنی با او راه افتاد و حضور داشت تشییع جنازه تشییع جنازه نام میت و همچنین تخت است در ایمان و امید یعنی می خواهد برای رضای خداوند متعال از آن پیروی کند و به لطف تشییع جنازه های بعدی این باور وجود دارد دو قیراط قیراط نامی است برای مقداری پاداش روی کم و زیاد می افتد مثل هیچ کس مخصوص کسی زیرا بزرگترین کوه شهر است و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را دوست داشت و او را دوست داشت یکی از فواید صحبت کردن اولا تشویق به دعا برای اموات تشییع جنازه او را دنبال کنید و در خاکسپاری او شرکت کنید دوما توجه به ثواب بزرگ نماز و حضور در مراسم تدفین سوم حدیث دلالت بر ثواب مذکور دارد این فقط برای کسانی اتفاق می افتد که آن را دنبال می کنند در ایمان و امید حضور آن به سه بخش تقسیم می شود محاسبه و پاداش و ترس چهارم تبیین فراوانی لطف خداوند متعال باب ترس از مؤمن تا اینکه کارش را ناکام بگذارد و او آن را احساس نمی کند از عبدالله بن مسعود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او گفت توهین به مسلمان فحشا است و جنگیدن با او کفر است نظر در حدیث تا کارش را ناکام بگذارد یعنی خود را از ثواب کارش محروم می کند زیرا پاداشی به او نمی رسد به جز آنچه در آن صادق هستم فحش دادن فحش دادن یعنی فحش دادن و حرف زدن در جمع چه بلایی سرش آمده؟ بی اخلاقی بی اخلاقی خروج از اطاعت است یکی از فواید صحبت کردن اولا فحش دادن به مسلمان حرام است و کسی که این کار را می کند فاسق است دوما حرمت خون مسلمان و کشتن او گناه کبیره است سوم در حدیث، پاسخ مرجیه در بیان آنها آمده است هیچ چیز با هیچ گناهی باطل نمی شود ایمان نافرمان و مطیع برابر است عن عبادة بن السامط که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای اعلام شب قدر بیرون رفت دو مرد مسلمان همدیگر را لمس کردند و او گفت بیرون آمدم تا از شب قدر برای شما بگویم و فلانی و فلانی دخالت می کردند بنابراین مطرح شد انشالله برات خوب باشه آن را در روزهای هفت و نه و پنج روز جستجو کنید نظر در حدیث پس آرامش پیدا خواهید کرد یعنی دعوا و دعوا دو مرد آنها عبدالله بن ابی حدرد هستند کعب بن مالک رضی الله عنه از هر دو رفعت یعنی بیان آن را مطرح و تصریح می کند در غیر این صورت تا قیامت باقی می ماند به گواه گفتار او رضی الله عنه به دنبال آن باشید یکی از فواید صحبت کردن اولا محکومیت نزاع و مشاجره دلیل عذاب عموم به گناه خصوصی است دوما این مکانی است که شیطان در آن حضور می یابد برکت و خیر از او بلند می شود سوم امید خوبی در بالا بردن انتصاب شب قدر است نیاز به پاداش بیشتر زیرا دلیلی است بر اهتمام در طلب آن چهارم در حدیث نشانه ای از خطر بزرگ تفرقه و اختلاف است پنجم دستور دادن به المر برای نظارت بر اعمالش و آن را از آنچه که آن را باطل می کند حفظ کنید باب سؤال جبرئیل از پیامبر صلی الله علیه و آله درباره ایمان، اسلام و صدقه و علم الوقت از ابوهریره رضی الله عنه که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روز خاطره انگیزی برای مردم بود وقتی مردی در حال راه رفتن به سراغش آمد و او گفت ای رسول خدا ایمان چیست؟ او گفت ایمان یعنی ایمان به خدا و فرشتگانش و فرستادگان او و ملاقات با او و شما به قیامت دیگری ایمان دارید او گفت ای رسول خدا اسلام چیست؟ او گفت اسلام این است که خدا را بپرستیم و چیزی را شریک او نکنیم و نماز را بجا آورید زکات واجب پرداخت می شود و ماه رمضان را روزه بگیرید او گفت ای رسول خدا صدقه چیست؟ او گفت احسان این است که خدا را طوری عبادت کنی که گویی او را می بینی تو او را نمی بینی، او تو را می بیند او گفت ای رسول خدا ساعت چند است؟ او گفت آنچه مسئول آن است بهتر از سؤال کننده می داند اما در مورد نشانه های آن به شما خواهم گفت اگر زنی به دنیا بیاورد، توسط او بزرگ می شود یکی از نشانه های آن همین است اگر سر مردم پابرهنه باشد و در یک رمان اگر امتی پروردگار خود را به دنیا آورد و اگر شترداران در ساختمان سازی سرآمد بودند یکی از نشانه های آن همین است پنج چیز هست که فقط خدا میدونه خداوند به قیامت علم دارد و باران را نازل می کند او می داند که چه چیزی در رحم است سپس مرد رفت و او گفت جواب من را دادند پس مرا پس گرفتند چیزی ندیدند و او گفت این جبرئیل است آمد تا دین مردم را بیاموزد نظر در حدیث حدیث جبرئیل به آن امت سنت می گویند برجسته یعنی ظاهر شدن به آنها، نشستن با آنها با قیامتی دیگر تولد زن رستاخیز از رحم و او را از قبر زنده کرد از زمین زنده شد رستاخیز به آخرین مورد محدود شد تا خود را متمایز کند شما خدا را می پرستید یعنی خالصانه از او اطاعت کنید و او را بپرستید پیروی از رسولش صلی الله علیه و آله و زکات می دهی یعنی به هر که لیاقتش را دارد بده ساعت یعنی در روز قیامت نشانه های او یعنی نشانه های آن او را بزرگ کرد یعنی اربابش پابرهنه یعنی هیچی باهاشون و معنی نیازمندان و نیازمندان دنیا را برای آنها ساده کنید آنها در ساخت ساختمان ها به رقابت می پردازند و سر مردم می شوند فقط خدا آنها را می شناسد یعنی دانش او را تسخیر کرد این جبرئیل است نشانه ای از شکل گیری فرشتگان در دستبندهای انسان تا به مردم دینشان را بیاموزد یعنی احکام دینشان و کالج هایش یکی از فواید صحبت کردن اولا اسلام و ایمان اگر در یک گفتگو جمع شود اسلام برای اعمال ظاهری است و ایمان برای کارهای درونی دوما احسان در این حدیث به دلیل تسلط بر عبادت است و با در نظر گرفتن حقیقت خدا و آن را رصد کنید سوم تشویق به اخلاص کامل در عبادت و کنترل خداوند متعال در همه انواعش با احترام تسلیم و حضور چهارم از آداب دنیا اگر از او درباره چیزهایی که نمی داند سؤال شود که بگویم نمی دانم پنجم قیامت نشانه هایی دارد برخی از آنها رفته اند و برخی باقی مانده اند VI این حدیث کامل است برای تبیین همه کارکردهای دین اما علم کل قوانین شرعی در معرض تغییر است به او باب فضیلت کسی که دین خود را پاک می کند عن النعمان بن بشیر او گفت از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم او می گوید حلال ب و آنچه حرام است برای من است شبهاتی بین آنها وجود دارد افراد زیادی آن را نمی دانند از مردم هر که از امور مشکوک بترسد بدهی خود را تسویه کرد و آن را نمایش دهید و چه کسی مورد سوء ظن قرار گرفت در یک رمان هر که شبیه او را ترک کند از گناه مستبان مجبور شد برود چه کسی جرات انجام کاری را دارد؟ او شک دارد که گناه است یا شک داشته باشید که این اتفاق خواهد افتاد Mistban و تخلفات خداوند شما را حفظ کند مثل چوپانی که دور پدرشوهر میچرد در شرف وقوع است مگر اینکه هر پادشاهی یک پدرشوهر دارد مگر اینکه خدا حفظ کند در سرزمین او محرمان او هستند جز در بدن آن را بجوید اگر سالم باشید، تمام بدن سالم می شود و اگر خراب شود تمام بدن فاسد شده است یعنی قلب نظر دهید نظر در حدیث بین یعنی شکی در آن نیست شبیه سازها هیچ مشکلی وجود ندارد افراد زیادی آن را نمی دانند با این حال، دانشمندان او را می شناسند ترس یعنی اجتناب کنید دین و ناموس خود را پاک کرد یعنی دینش را از چه آزاد کرد آن را خراب یا کم می کند و آبروی او را از آنچه او را رسوا می کند حفظ کن تقریبا یعنی نزدیک می شود با او عشقبازی می کند یعنی در آن می افتد از هر مکان محافظت کنید توسط پادشاهان محافظت می شود و آنها را چراگاه دامهایشان قرار ده او کسانی را که به او نزدیک می شوند تهدید می کند بافت های او همان چیزی است که در قانون ذکر شده است با منع آن آن را بجوید آدامس یک تکه گوشت است یکی از فواید صحبت کردن اولا حدیث شامل احکام بود حلال و حرام و شباهت ها آنچه دلها را اصلاح می کند و آنچه آنها را فاسد می کند و نظر بده اعمال رپتورها در آن دوما روی همه چیز گران قیمت تمام تلاشش برای درست کردن قلبش و روح را حمل کن در اخلاق زیبا حاصلش صفای دلش است و عدالت او