از مجموعهٔ صحیح البخاری
· درس 91 از 92
خلاصه صحیح البخاری | قسمت (91) | کتاب گواهینامه - 1
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
یک مرکز سود
0:06
برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه
0:09
او ارائه می دهد
0:10
خلاصه صحیح البخاری
0:16
کتاب گواهینامه
0:20
باب: اگر مرد کسی را کوچک کند و بگوید
0:25
ما فقط بهترین ها را می دانیم
0:27
یا گفت
0:29
من فقط خوب می دانستم
0:31
از ابن شهاب گفته است:
0:34
عروة بن الزبیر به من گفت
0:37
و سعید بن المسیاب
0:39
و علقمه بن وقاص
0:41
و عبید الله بن عبدالله بن عتبه بن مسعود
0:45
از عایشه رضی الله عنها همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم.
0:50
هنگامی که اهل ایفک به او گفتند چه گفتند
0:54
و همگی گروهی از احادیث او را به من گفتند
0:58
برخی از آنها بیش از دیگران از گفتار او آگاه بودند
1:01
و عدالتش را ثابت کند
1:04
من در مورد هر یک از آنها حدیثی را که در مورد عایشه به من گفته بود، آموختم
1:09
برخی از صحبت های آنها حقیقت دارد
1:12
اگرچه برخی از آنها بیشتر از دیگران به آن آگاه هستند
1:16
گفتند
1:18
عایشه گفت
1:19
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
1:22
اگر بخواهد سفر کند
1:24
بین همسرانش قرعه انداخت
1:26
تیرش از کدام یک بیرون آمد؟
1:29
رسول خدا صلی الله علیه و آله با آن بیرون آمد
1:33
عایشه گفت
1:35
بنابراین او در میان ما آمد و در سفری که به آن حمله کرد
1:38
بنابراین تیر من بیرون آمد
1:41
پس با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفتم
1:44
پس از آشکار شدن حجاب
1:47
پس لانه ام را در آن حمل می کردم و در آن می ماندم
1:50
ما راضی بودیم
1:52
حتی زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله تمام شد
1:56
چه کسی آن حمله را انجام داد و او قفل شد؟
1:58
پشت سر هم به شهر نزدیک شدیم
2:01
شب را صدا زد تا برود
2:04
بنابراین وقتی به او اجازه خروج داده شد، ایستادم
2:07
پس پیاده رفتم تا از سربازی رد شدم
2:10
وقتی کارم تموم شد
2:12
من به خروجم آمده ام
2:14
پس سینه ام را لمس کردم
2:16
اگر من عقیق ظفار داشتم بریده می شد
2:20
پس برگشتم و دنبال قراردادم شدم
2:23
پس او را به خاطر خواسته اش زندانی کردند
2:25
او گفت
2:26
مردانی که مرا اخراج می کردند رسیدند
2:30
هودجی را گرفتند و سوار بر شتری که من بر آن سوار بودم سوار کردند
2:35
و آنها فکر می کنند که من در آن هستم
2:38
در آن زمان زنان سبک بودند و فرسوده نبودند
2:42
در یک رمان
2:43
باری بر دوششان نبود
2:45
و گوشت آنها را تحریف نکرد
2:47
آنها فقط زالو را به عنوان بخشی از غذای خود می خورند
2:51
مردم وقتی هوده را بلند کردند و حمل کردند منکر سبکی آن نشدند
2:56
کنیز جوانی بودم
2:59
پس شتر را فرستادند و به راه افتادند
3:02
بعد از ادامه سربازی قراردادم را پیدا کردم
3:05
بنابراین من به خانه های آنها آمدم، اما کسی نبود که آنها را دعوت کند یا پاسخگو باشد
3:10
پس در خانه ای که بودم تیمم کردم
3:13
فکر می کردم آنها مرا از دست می دهند و پیش من برمی گردند
3:17
در حالی که در خانه ام نشسته بودم
3:20
چشمام غرق شد و خوابم برد
3:23
او صفوان بن المعتل السلمی بود
3:26
سپس الذکوانی از پشت لشکر آمد
3:29
بنابراین او در خانه من بود
3:31
سیاهی انسان خفته را دید
3:34
با دیدنم مرا شناخت
3:36
قبل از حجاب مرا دید
3:39
وقتی مرا شناخت به یاد او از خواب بیدار شدم
3:43
پس صورتم را با عبا پوشاندم
3:46
به خدا ما حرفی نزدیم
3:49
من هیچ کلمه ای از او نشنیدم جز پس گرفتن
3:52
او عاشق شد تا اینکه او را در حال رفتن یافت
3:55
پا روی دستش گذاشت
3:57
پس بلند شدم و سوارش شدم
4:00
پس به رانندگی متوفی راه افتاد
4:03
تا اینکه نیمه های بعدازظهر ارتش پیش ما آمد
4:07
در یک رمان
4:09
دو تا عروسی
4:10
در حال نزول هستند
4:12
او گفت
4:13
هر که هلاک شد هلاک شد
4:15
او بود که مسئولیت فریبکاری عمده را بر عهده گرفت
4:18
عبدالله بن ابی بن سلول
4:21
عروه گفت
4:23
به من گفتند شایعه شده و صحبت شده است
4:27
او آن را می خواند، گوش می دهد و از آن الهام می گیرد
4:31
عروه گفت
4:34
او را از اهل ایفک هم نمی گفتند
4:36
جز حسن بن ثابت
4:38
و مستطع بن عثاثه
4:40
و حمنه بن تجهش
4:42
افراد دیگری هستند که من آنها را نمی شناسم
4:46
به هر حال آنها گروهی هستند، چنانکه خداوند متعال فرموده است
4:50
حتی اگر موضوع عمده ای باشد به او گفته می شود
4:53
عبدالله بن ابی بن سلول
4:56
عروه گفت
4:58
عایشه از وقتی که حسام به او توهین می کرد متنفر بود
5:02
و او می گوید
5:03
اوست که این را گفته است
5:05
پدرم، پدرش و تصادف من
5:09
برای اینکه محمد را از تو محافظت کنم
5:12
عایشه گفت
5:14
به شهر آمد
5:16
بنابراین من یک ماه پیش که آمدم شکایت کردم
5:19
مردم از سخنان کسانی که باورهای نادرست دارند سود می برند
5:22
من هیچ کدام از اینها را احساس نمی کنم
5:25
او مرا به دردهایم مشکوک می کند
5:27
نمی دانم رسول خدا صلی الله علیه و آله کیست؟
5:31
مهربانی که وقتی شکایت می کردم از او می دیدم
5:35
فقط بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد می شود
5:40
سلام می کند و بعد می گوید
5:42
چطوری؟
5:44
سپس او می رود
5:46
این منو مشکوک میکنه
5:48
من احساس بدی ندارم
5:50
تا اینکه وقتی خوب شدم اومدم بیرون
5:53
پس قبل از پایان با ام مصطفی بیرون رفتم
5:57
داشت مدفوع می کرد
5:59
فقط شب به شب بیرون می رفتیم
6:03
این قبل از اینکه به خانه هایمان نزدیک شویم بود
6:08
او گفت
6:09
ما به اولین اعراب در بیابان قبل از اجابت فرمان دادیم
6:14
اگر آن را به خانه هایمان ببریم آسیبی نخواهیم دید
6:19
او گفت
6:20
من و ام مصطفی راه افتادیم
6:23
او دختر ابورحم بن المطلب بن عبد مناف است
6:27
مادرش بنت صخر بن عامر است
6:29
عمه پدرم بکران الصدیق
6:32
این بنا توسط مستطاح بن عثثی بن عباد بن المطلب ساخته شده است
6:37
من و ام مصطفی وقتی کارمان تمام شد به سمت خانه ام حرکت کردیم
6:42
ام مصطفی در دکه اش تلو تلو خورد
6:45
و او گفت
6:46
انشالله صاف باشی
6:48
پس بهش گفتم
6:49
اینی که گفتی بد است
6:51
آیا به مردی که شاهد بدر بوده توهین می کنی؟
6:54
در یک رمان
6:56
ای مادر، پسرت را نفرین می کنی؟
6:58
پس سکوت کردم
7:00
بنابراین من این کار را سه بار انجام دادم
7:02
و او گفت
7:04
بله شکار کن
7:05
و نشنیدی چی گفت
7:08
او گفت
7:09
آنچه او گفت
7:10
پس به من گفت که اهل ایفک چه گفتند
7:13
در یک رمان
7:15
پس اجازه دادی حرف بزنم
7:17
بنابراین من از بیماری خود بیمارتر شدم
7:20
وقتی به خانه ام برگشتم
7:22
رسول خدا صلی الله علیه و آله بر من وارد شد
7:26
سلام کرد و بعد گفت
7:29
چطوری؟
7:31
پس به او گفتم
7:32
میشه بیام پدر؟
7:35
او گفت
7:36
من می خواهم این خبر را از آنها تأیید کنم
7:40
او گفت
7:41
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به من اجازه داد
7:45
پس به مادرم گفتم
7:47
اوه مادرم
7:49
مردم در مورد چه چیزی صحبت می کنند؟
7:51
او گفت
7:52
پسرم
7:54
راحت باش
7:56
به خدا سوگند کمتر پیش می آید که زنی پاک و درخشان باشد
8:00
با مردی که او را دوست دارد
8:02
او همسرانی دارد
8:03
جز اینکه آن را افزایش دادیم
8:05
در یک رمان
8:07
جز اینکه ما به او حسادت می کنیم
8:09
او گفت
8:11
پس گفتم
8:12
سبحان الله
8:13
اول، ممکن است مردم در این مورد صحبت کنند
8:16
در یک رمان
8:18
گفتم
8:19
پدرم از آن خبر داشت
8:21
او گفت بله
8:23
گفتم
8:24
و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:27
او گفت بله
8:29
و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:32
او گفت
8:33
پس آن شب تا سحر گریه کردم
8:37
نه اشک می ریزم و نه می خوابم
8:41
بعد شروع کردم به گریه کردن
8:43
در یک رمان
8:45
ابوبکر در حالی که بالای خانه بود و مشغول خواندن بود صدای مرا شنید
8:49
پس پایین آمد و به مادرم گفت
8:51
چه خبر از او؟
8:53
او گفت
8:54
آنچه را که در مورد او ذکر کرده بود به او گفت
8:57
بنابراین چشمانم سرریز شد
8:59
او گفت
9:02
تو را به هر مرگی قسم دادم
9:04
مگر اینکه به خانه برگردی
9:07
پس برگشتم
9:09
او گفت
9:10
رسول خدا صلی الله علیه و آله را صدا زد
9:13
علی بن ابی طالب و اسامه بن زید
9:16
وقتی وحی به وقوع پیوست
9:19
از آنها می پرسد و برای جدایی از خانواده با آنها مشورت می کند
9:23
او گفت
9:24
در مورد اسامه
9:26
به رسول خدا صلی الله علیه و آله اشاره کرد
9:29
قسم به کسی که معصومیت خانواده اش را می داند
9:32
و به کسی که آنها را در درون خود می شناسد
9:35
در یک رمان
9:37
دوستی با آنها
9:39
اسامه گفت
9:41
خانواده شما
9:42
ما فقط خوب می دانیم
9:44
در مورد علی فرمود:
9:46
ای رسول خدا
9:48
خدا شما را محدود نکرده است
9:50
بسیاری از زنان دیگر هستند
9:53
از خدمتکار بخواهید حرف شما را باور کند
9:56
او گفت
9:57
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله بریره را صدا زد
10:01
و او گفت
10:02
یعنی بریرا
10:04
چیز مشکوکی دیدی؟
10:07
باریرا به او گفت
10:09
سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد
10:11
من هرگز چیزی در مورد او ندیدم که به آن اخم کرده باشم
10:14
با این حال او یک دختر جوان است
10:18
روی خمیر خانواده اش می خوابد
10:20
سپس حیوانات اهلی می آیند و می خورند
10:23
در یک رمان
10:26
و او گفت
10:27
سبحان الله
10:29
قسم می خورم که از آن خبر نداشتم
10:31
به جز آنچه که جواهرساز از گرد و غبار طلای سرخ می داند
10:35
موضوع به مردی که گفته شد رسید
10:39
و او گفت
10:40
سبحان الله
10:42
به خدا من تو را در معرض ثقیت قرار ندادم
10:45
عایشه گفت
10:47
در راه خدا به شهادت رسید
10:50
او گفت
10:51
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن روز قیام کرد
10:55
پس خود را از عبدالله بن ابی معذور کرد
10:58
او بالای منبر است
11:00
و او گفت
11:01
ای مسلمانان!
11:03
چه کسی می تواند مرا از یک مرد معاف کند؟
11:05
من از آسیب او به خانواده ام شنیده ام
11:09
به خدا من فقط در مورد خانواده ام خوب یاد گرفتم
11:13
از مردی یاد کردند که جز خوبی از او چیزی نمی دانستم
11:17
او جز با من وارد خانواده من نمی شود
11:21
در یک رمان
11:23
رسول خدا صلی الله علیه و آله سخنرانی کرد
11:28
پس شهادت داد و خدا را شکر کرد و او را آن گونه که سزاوار بود حمد کرد
11:33
سپس گفت
11:34
در مورد بعد
11:36
در مورد افرادی که خانواده من را ساخته اند به من توصیه کنید
11:40
به خدا سوگند از هیچ آسیبی به خانواده ام اطلاع پیدا نکرده ام
11:44
و آنها را با کسی بساز که به خدا قسم هرگز بدی او را ندانسته ام
11:49
او هرگز وارد خانه من نمی شود مگر اینکه من حضور داشته باشم
11:53
من هرگز بدون همراهی در سفر نبوده ام
11:57
او گفت
11:59
سپس سعد بن معاذ برادر بنی عبد الاشهل قیام کرد
12:04
و او گفت
12:05
من یا رسول الله شما را معذورم
12:08
اگر از اوس باشد گردنش را می زنم
12:11
حتی اگر از برادران خزرج ما بود
12:14
تو به ما امر کردی و ما به دستور تو عمل کردیم
12:17
او گفت
12:18
سپس مردی از خزرج برخاست
12:21
ام حسنه از ناحیه ران پسر عمویش بود
12:25
او سعد بن عباده است
12:27
او استاد خزرج است
12:29
او گفت
12:30
قبل از آن او مرد خوبی بود
12:33
اما رژیم آن را تحمل کرد
12:36
به سعد گفت
12:38
دروغ گفتم
12:39
به خاطر خدا او را نکش
12:41
و شما نمی توانید او را بکشید
12:44
اگر او از خانواده شما بود، نمی خواستم او را بکشند
12:48
پس اسيد بن حضير برخاست
12:50
او پسر عموی سعد است
12:52
به سعد بن عباده گفت
12:54
دروغ گفتم
12:56
به خاطر خدا بیایید او را بکشیم
12:58
تو منافقی که از طرف منافقین بحث می کنی
13:02
او گفت
13:03
حیوان طغیان کرد
13:05
اوس و خزرج
13:07
تا اینکه نزدیک بود کشته شوند
13:10
و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
13:13
وقتی بالای منبر می ایستد
13:16
او گفت
13:17
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را زیارت نکرد تا آنها را کم کند
13:22
تا اینکه ساکت شدند و سکوت کردند
13:25
او گفت
13:26
تمام آن روز گریه کردم
13:29
نه اشک می ریزم و نه می خوابم
13:33
او گفت
13:34
پدر و مادرم با من هستند
13:36
دو شب و یک روز گریه کردم
13:39
نه اشک می ریزم و نه می خوابم
13:43
حتی فکر می کنم گریه قلبم را می شکند
13:48
پدر و مادرم کنارم نشسته بودند و من گریه می کردم
13:52
پس زنی از انصار از من اجازه گرفت
13:55
بنابراین به او اجازه دادم
13:57
کنارم نشست و گریه کرد
13:59
او گفت
14:01
بنابراین ما در آن نقطه هستیم
14:03
رسول خدا صلی الله علیه و آله بر ما وارد شد
14:07
سلام کرد و بعد نشست
14:10
او گفت
14:11
او از آنچه قبلا گفته شد با من ننشسته است
14:15
او یک ماه ماند و چیزی از من به او فاش نشد
14:20
او گفت
14:21
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به هنگام نشستن شهادت داد
14:26
سپس گفت
14:28
در مورد بعد
14:29
ای عایشه
14:31
فلان و فلان را درباره شما شنیدم
14:34
اگر شما بی گناه هستید
14:36
خداوند شما را تبرئه خواهد کرد
14:38
حتی اگر گناهی مرتکب شده باشید
14:40
پس از خدا آمرزش بخواه و به سوی او توبه کن
14:43
اگر بنده اقرار کند و بعد توبه کند
14:46
خداوند به او توبه کند
14:48
در یک رمان
14:50
در مورد بعد
14:51
ای عایشه
14:53
اگر بدی کردی یا ظلم کردی به درگاه خدا توبه کن
14:58
خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد
15:02
او گفت
15:03
زن انصار آمد و دم در نشسته بود
15:08
پس گفتم
15:09
خجالت نمی کشی از این زن چیزی بگو؟
15:14
او گفت
15:15
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله سخنان خود را تمام کرد
15:20
گفت: آنقدر شوکه شدم که قطره ای از آن را حس نکردم.
15:24
پس به پدرم گفتم
15:26
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آنچه را که گفت برای من جواب داد
15:32
پدرم گفت
15:34
به خدا قسم نمی دانم به رسول خدا صلی الله علیه و آله چه بگویم
15:40
پس به مادرم گفتم
15:42
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را در مورد آنچه فرموده پاسخ دهید
15:47
مادرم گفت
15:49
به خدا قسم نمی دانم به رسول خدا صلی الله علیه و آله چه بگویم
15:54
پس گفتم
15:56
در یک رمان
15:57
بعد جواب نداد
15:59
من شهادت دادم و خدا را شکر کردم و او را به خاطر آنچه سزاوارش بود ستایش کردم
16:04
بعد گفتم
16:06
من کنیز جوانی هستم
16:09
من زیاد قرآن نمی خوانم
16:12
به خدا من می دانستم
16:15
این حدیث را شنیدی تا در جانت نشست و به آن ایمان آوردی
16:21
اگر به شما بگویم که من بی گناهم
16:24
باور نکن
16:26
و اگر چیزی را به شما اعتراف کنم
16:29
خدا می داند که من از او بی گناهم
16:32
باور نکن
16:34
به خدا من نمی توانم برای من و شما مثالی پیدا کنم
16:37
جز ابویوسف که گفت
16:40
پس صبر زیباست
16:42
خداوند کسی است که برای آنچه شما توصیف می کنید یاری می طلبد
16:47
بعد برگشتم و روی تختم دراز کشیدم
16:50
و خدا می داند که من بی گناهم
16:54
و خداوند من را از بی گناهی من مبرا می سازد
16:57
اما به خدا سوگند گمان نمیکردم که خداوند درباره من وحی نازل کرده باشد تا خوانده شود
17:04
موقعیت من در خودم آنقدر نفرت انگیز بود که خدا نمی توانست چیزی در مورد من بگوید
17:10
ولی من امیدوار بودم که رسول خدا صلی الله علیه و آله در خواب رؤیایی ببیند.
17:16
خدا مرا از آن مبرا کند
17:19
به خدا قسم رسول خدا صلی الله علیه و آله ملاقات نمی خواست
17:24
هیچ کس از خانواده باقی نمانده است
17:27
تا اینکه به روی او آمدم
17:30
پس آنچه از البرها می گرفت او را گرفت
17:33
او حتی از نژاد او مانند جومان ها از او تبار شد
17:38
روزی از سنگینی کلامی که بر او نازل شد، مضطرب شد
17:44
او گفت
17:45
رسول خدا صلی الله علیه و آله سریع خندید
17:50
اولین کلمه ای که زد این بود که گفت
17:54
ای عایشه
17:56
در یک رمان
17:58
خدایا شکرت
17:59
و در یک رمان
18:01
خبر خوب عایشه
18:03
و اما خدا تو را تبرئه کرده است
18:06
او گفت
18:07
مادرم به من گفت
18:09
در یک رمان
18:11
او گفت
18:12
و من عصبانی ترین کسی بودم که تا به حال بودم
18:15
پدر و مادرم به من گفتند
18:17
برو پیشش
18:19
پس گفتم
18:20
به خدا من پیش او نمی روم
18:23
زیرا من جز خداوند متعال را ستایش نمی کنم
18:27
او گفت
18:28
و خداوند متعال نازل کرد
18:30
کسانی که باطل کردند گروهی از شما هستند
18:36
ده آیه
18:38
سپس خداوند این را در بی گناهی من آشکار کرد
18:42
ابوبکر صدیق گفت
18:44
او از مصطفی بن عثاثه به دلیل نزدیکی به او و فقرش انفاق می کرد
18:50
به خدا هیچ وقت برای مرخصی خرج نمی کنم
18:54
پس از آنچه به عایشه گفت
18:57
پس خداوند نازل کرد
18:59
و مبادا اولین اعتبار از شما باشد
19:02
به گفته او
19:04
بخشنده، مهربان
19:06
ابوبکر صدیق گفت
19:08
بله، قسم می خورم
19:10
دوست ندارم خدا مرا ببخشد
19:13
پس به سطح مخارجی که برایش خرج کرده بود بازگشت
19:18
و او گفت
19:19
به خدا هرگز آن را از او نخواهم گرفت
19:23
عایشه گفت
19:24
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
19:28
زینب بنت جحش احوال من را پرسید
19:31
به زینب گفت
19:33
چه چیزی یاد گرفتی یا دیدی؟
19:36
و او گفت
19:37
ای رسول خدا
19:39
از شنوایی و بینایی من محافظت کن
19:41
به خدا من فقط خوب می دانستم
19:44
عایشه گفت
19:46
او از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود
19:52
خداوند او را از تقوا حفظ کرد
19:55
در یک رمان
19:56
پس خداوند او را از دینش حفظ کرد
19:59
چیزی جز خوب نگفت
20:02
او گفت
20:03
خواهرش حمنا شروع به مبارزه برای او کرد
20:07
پس در میان هلاک شدگان هلاک شدم
20:09
در یک رمان
20:11
از صاحبان فک
20:13
ابن شهاب گفت
20:15
این چیزی است که من از حدیث این علما شنیدم
20:20
سپس عروه گفت
20:21
عایشه گفت
20:23
به خدا قسم به مردی که گفته شد
20:27
گفتن سبحان الله
20:29
سوگند به کسی که جان من در دست اوست
20:32
آنچه را به عنوان نور نافذ نازل کردم
20:35
او گفت
20:36
سپس بعد از آن به نام خدا کشته شد
20:41
نظر در حدیث
20:44
ویرایش کنید
20:46
یعنی زکیوس
20:47
اهل ایفک
20:49
یعنی مردم دروغگو
20:50
آنها کسانی هستند که عایشه را به دروغگویی و تهمت متهم کردند
20:56
من نمی دانم
20:57
یعنی حدیث را خوب حفظ کنید و نقل کنید
21:01
برش خورده
21:03
یعنی به خاطر سپردن و پیگیری جزئیات آن
21:06
آگاه شدم
21:07
یعنی ذخیره کنید
21:09
در بزن
21:10
یعنی در میان آنها مشارکت کنید تا دلهایشان شیرین شود
21:14
با آن بیرون آمد
21:15
یعنی با او همسفر شدم
21:17
در یک حمله
21:19
جنگ بنی مصطلق است
21:21
هودی
21:22
مرکبى است که براى زنان درست مى کنند و بر شتر مى گذارند
21:27
قفل کنید
21:28
یعنی برگشت
21:29
به ما نزدیک شدند
21:31
یعنی نزدیکیم
21:32
مجوز
21:33
یعنی از سفر خبر دارم
21:36
تا اینکه از سربازی گذشتم
21:38
یعنی مسافتی را طی کردم تا اینکه از او دور شدم
21:42
بنابراین کارم را حل و فصل کردم
21:44
یعنی هر چیزی که مربوط به تسکین خود باشد
21:47
قبول دارم
21:48
یعنی آمدم
21:50
پس سینه ام را لمس کرد
21:51
یعنی من قرارداد را بازرسی نمی کنم
21:54
قرارداد
21:55
قرارداد
21:56
جواهرات دور گردن و روی سینه
22:00
تنه بافته شده
22:02
مهره های یامان است
22:04
بنابراین او مرا حبس کرد
22:05
یعنی جلوی من را گرفت
22:07
او آن را می خواست
22:08
یعنی جستجو کنید
22:10
راحت
22:11
یعنی مردم
22:13
یعنی من را ترک می کنند
22:14
یعنی بر شتران من به راه افتادند
22:17
محاسبه می کنند
22:19
یعنی فکر می کنند
22:21
آنها وحشت نکردند
22:22
یعنی با گوشت سنگین نبودند
22:25
و گوشت آنها را تحریف نکرد
22:27
یعنی گوشت روی آنها نمی گذاشتند
22:30
و منظور چیست
22:31
چاق نبود
22:33
زالو
22:35
یعنی کمی
22:36
جوان
22:38
یعنی جوان
22:40
پس شتر را فرستادند
22:42
یعنی او را تحریک کردند که بایستد
22:44
ارتش ادامه داد
22:46
یعنی رفت و رفت
22:48
خانه هایشان
22:50
کدام جاها رفتند؟
22:52
پس تیمم کردم
22:54
یعنی منظورش این بود
22:55
پشت سر ارتش
22:57
یعنی پشت سرش
22:58
سیاهی یک انسان
23:00
هر شخصی
23:02
با پس گرفتنش
23:03
یعنی با گفتن
23:05
ما از خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت
23:08
پس دم کردم
23:09
یعنی پوشش دادم
23:11
آناخا
23:13
یعنی من سعادتمندم
23:14
پا روی دستش گذاشت
23:16
یعنی صفوان رضی الله عنه پا بر دست شل گذاشت
23:20
برای سهولت در سوار شدن
23:23
نیازی به کمک نخواهد بود
23:26
موگرن
23:28
یعنی برای چرت زدن پایین
23:30
ذبح بعدازظهر
23:32
یعنی اولین بار در گرمای شدید
23:35
پس او هلاک شد
23:36
یعنی کسانی که دست به نیرنگ زدند
23:38
و آنچه بر آنان گذشت، بر آنان آمد
23:41
چه کسی فریب اصلی را بر عهده گرفت
23:43
یعنی استخوانش را گرفت و با آن شروع کرد
23:46
با او مقابله کرد و او را شکست داد
23:49
شایعه
23:50
یعنی توسط مردم منتقل می شود
23:53
یستوشه
23:54
یعنی با تحقیق و پرسش استخراج می کند
23:57
سپس آن را پهن می کند، پهن می کند و حرکت می دهد
24:00
و نگذارید فروکش کند
24:03
نامیده نمی شود
24:04
یعنی با نام ذکر نشده است
24:06
لیگ
24:07
هر گروهی
24:09
و منظور چیست
24:10
ابن سلول و همراهان او
24:12
آنها کم هستند
24:14
پس بزرگ شو
24:15
یعنی متولی برای اکثر ایفک
24:18
نفرین کردن
24:19
یعنی نفرین کردن
24:21
و تصادف من
24:23
پیشنهاد
24:23
موضوع ستایش و سرزنش از سوی انسان
24:27
و منظور چیست
24:28
بسنده و خویشاوند من
24:30
محافظت کنید
24:31
هر گونه محافظت و پوشش از آنچه ممکن است برای او اتفاق بیفتد
24:35
پس شکایت کردم
24:36
هر بیماری
24:38
بهره مند می شوند
24:39
یعنی به داخل آن هجوم آوردند
24:42
او مرا به دردهایم مشکوک می کند
24:44
منظور چیست؟
24:45
شک داشتم و می ترسیدم که درمانم تغییر کند
24:50
مهربانی
24:51
یعنی درستی و مهربانی
24:53
TIKM
24:54
اسم مؤنث است
24:57
قورت دادم
24:58
شتری از یکی از اقوام که بی گناه بود
25:00
سلامتی او به حد کمال بازگردانده نشد
25:04
یا مسطح است؟
25:05
نام او سلما است
25:07
قبل از جلسات
25:09
یعنی طرف ماناسا
25:10
اینها مکان هایی خارج از شهر است که قبلاً در آنجا مدفوع می کردند
25:16
مدفوع کردیم
25:17
یعنی جایی که خودمان را راحت می کنیم
25:20
الکنف
25:21
یعنی محل فضولات
25:24
فرمان ما اولین فرمان اعراب است
25:26
یعنی اجابت مزاج خارج از شهر
25:29
دستمون صدمه میبینه
25:31
یعنی با رایحه های متصاعدش
25:34
پس قبول کردم
25:35
یعنی آمدم
25:37
قبل از
25:38
هر طرف
25:39
کارمان تمام شده است
25:41
یعنی تسکین خودمان را تمام کرده ایم
25:44
بنابراین من تلو تلو خوردم
25:45
یعنی لیز خوردم
25:47
در پیش بندش
25:48
کت پوششی از پشم است
25:52
ناراضی
25:53
یعنی زمین خورد و هلاک شد
25:54
غیر از این گفته شد
25:56
شهید بدر
25:58
او این را گفت
26:00
زیرا توصیه اهل بدر را ثابت کرده اند
26:04
بله حنتا
26:05
بله این یکی
26:07
و گفته شد
26:08
یک زن
26:09
غیر از این گفته شد
26:11
چطوری؟
26:13
یعنی این یکی چطوره؟
26:15
و تو
26:16
اشاره به مؤنث
26:19
بیا پدرم
26:20
من پیش آنها می روم
26:23
بیدار می شوم
26:24
یعنی مطمئنم
26:26
توسط آنها
26:28
یعنی از طرف خودشان
26:30
اوه مادرم
26:32
بله مامان
26:34
مردم در مورد چه چیزی صحبت می کنند؟
26:36
یعنی در مورد من
26:37
پسرم
26:39
صغیر اشفق
26:41
راحت باش
26:43
یعنی این امر را تحقیر کنید و تجلیل نکنید
26:46
هرگز
26:47
برای تایید نفی گذشته
26:50
و نور
26:51
یعنی زیبا
26:53
همسران
26:55
الذره
26:56
او همسر دیگر است
26:58
مشارکت زن در شوهرش
27:01
بیش از حد از آن
27:03
یعنی بیشتر از عیب و نقص او می گویند
27:07
من را اذیت نمی کند
27:09
یعنی متوقف نمی شود
27:11
و خواب کافی ندارم
27:13
یعنی خوابم نمیبره
27:15
بنابراین چشمانم سرریز شد
27:17
یعنی گریه کرد
27:19
وحی به وقوع پیوست
27:20
یعنی کندتر و با تاخیر
27:23
در جدایی از خانواده اش
27:25
یعنی در طلاق دادن همسرش
27:27
خانواده شما
27:28
منظور چیست؟
27:29
به خانواده خود متعهد باشید
27:31
و گفته شد
27:32
او خانواده شماست
27:34
شما چیزی در مورد آن نمی شنوید
27:36
خدا شما را محدود نکرده است
27:39
یعنی خداوند به شما اجازه داده که با دیگری ازدواج کنید
27:43
از دختر بپرس
27:44
یعنی کنیز عایشه رضی الله عنها
27:48
باریرا
27:49
او بنده عایشه است که خدا از او راضی باشد
27:52
که خانواده اش را در رستگاری نوشت
27:56
و به او وفادار باش
27:58
او شما را مشکوک می کند
28:00
یعنی باعث شک و شبهه می شود
28:02
هرگز
28:03
برای تایید نفی گذشته
28:06
خودم را غرق می کنم
28:07
یعنی او را به خاطر آن مقصر می دانم و از او انتقاد می کنم
28:11
یک دختر جوان
28:13
یعنی جوان
28:15
و کوچک بود
28:17
این به دلیل عدم تجربه و تخصص است
28:21
داگ
28:22
هر چت که با خانه ها آشنا شده و اهلی شده است
28:25
چه کسی مرا معذور خواهد کرد؟
28:27
يعنى هر كه مرا معذور كند اگر به او ثواب اعمال زشتش را بدهم
28:31
و او مرا به خاطر آن سرزنش نمی کند
28:34
و گفته شد
28:35
یعنی چه کسی به من کمک می کند؟
28:37
و الاثیر الناصر
28:40
گفته شد یعنی کسی که از من انتقام بگیرد
28:43
غیر از این گفته شد
28:45
آن را به من گزارش دهید
28:47
یعنی خبری از او دریافت کردم
28:49
در خانواده من
28:51
منظور چیست؟
28:52
صحبت از عایشه که خدا از او راضی باشد
28:55
یک مرد
28:57
او صفوان بن المعتل رضی الله عنه است
29:00
معذرت می خوام
29:01
یعنی من برای تو کافی هستم
29:04
ضربه ای به گردنش زدم
29:06
یعنی او را بکش
29:07
تو به ما امر کردی و ما به دستور تو عمل کردیم
29:10
یعنی هر کاری که شما می خواهید انجام می دهیم
29:13
از ران او
29:14
ران
29:15
زیر قبیله
29:17
اولین نفر از طایفه
29:19
مردم
29:20
سپس قبیله
29:21
سپس جوخه
29:23
سپس معماری
29:24
سپس شکم
29:26
سپس ران
29:28
رژیم آن را تحمل کرد
29:30
یعنی او را به خشم آورد و به نادانی و دفاع از قبیله خود واداشت
29:35
برای زندگی خدا
29:36
این یکی از اشکال ایمان است
29:39
شما نمی توانید
29:40
یعنی شما نمی توانید
29:42
چه کسی شما را نوازش کرد؟
29:44
یعنی از مردم شما
29:46
چیزی که دوست داشتم
29:47
هر چی بخوام
29:49
در مورد منافقین بحث کنید
29:51
یعنی دفاع و دعوا از طرف آنها
29:54
حیوان طغیان کرد
29:56
یعنی اوس و خزرج قیام کردند و با تعارض و تعصب مخالفت کردند
30:01
حتی آنها
30:03
یعنی تا زمانی که قصد داشتند
30:05
آنها را پایین می آورد
30:06
یعنی با آنها مهربانی کرد تا اینکه سکوت کردند
30:10
من نمی توانم اشک ها را تحمل کنم
30:12
یعنی متوقف نمی شود
30:14
و خواب کافی ندارم
30:16
یعنی خوابم نمیبره
30:18
نارسایی کبد
30:20
یعنی جگرم از شدت غم پاره و پاره شده است
30:24
کنارم نشست و گریه کرد
30:26
هر تسلی
30:28
پس توضیح دادیم
30:29
یعنی در حالی که
30:31
ما روی آن هستیم
30:33
هیچ کدام از گریه ها
30:35
برای مدتی
30:36
یعنی ماند
30:37
درباره من
30:39
یعنی در امور و موقعیت من
30:41
او با گناه مرد
30:43
یعنی گناه کردم
30:45
اگرچه عادت شما نیست
30:47
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله سخنان خود را تمام کرد
30:52
یعنی حرفش را تمام کرد
30:55
اشک هایم را کم کن
30:56
یعنی بلند شد، منقبض شد و رفت
30:59
من احساس نمی کنم
31:00
یعنی چیزی که من احساس می کنم
31:02
قطر
31:03
هر اشکی
31:05
من نمی دانم
31:06
یعنی نمی دانم
31:08
من کنیز جوانی هستم
31:11
یعنی جوان
31:14
این حدیث را شنیده اید
31:16
یعنی شنوایی خود را به گوینده دادید
31:19
پس در خودت مستقر باش
31:22
یعنی تا زمانی که ثابت شد و ثابت شد
31:25
و تو به او ایمان آوردی
31:26
یعنی با فک
31:28
من بی گناهم
31:30
یعنی از سرگردانی و تهمت
31:32
من اعتراف کردم
31:34
یعنی تصمیم گرفتم
31:35
با سفارش
31:37
یعنی آنچه گفته شد
31:39
من نمی توانم نمونه ای برای من یا شما پیدا کنم
31:42
یعنی وضعیت من و شما چگونه است؟
31:44
مگر مانند وضعیت عاقوب و پسرانش
31:46
وقتی پیراهن یوسف را برای او آورد
31:50
پس صبر زیباست
31:51
خداوند کسی است که برای آنچه شما توصیف می کنید یاری می طلبد
31:55
یعنی در مورد من، کار من است
31:57
حتما انجامش میدم
32:00
این است که من بر این مصیبت صبورم
32:02
صبر زیبا
32:04
امان از نارضایتی
32:06
و شکایت از خلقت
32:08
از خداوند متعال در این امر کمک می خواهم
32:11
نه به من و قدرتم
32:13
چرخیدم
32:15
یعنی از جای خودم کوچ کردم
32:17
من فکر می کنم
32:18
یعنی فکر می کنم
32:20
برای تجارت من
32:21
یعنی موقعیت من
32:23
نفرت انگیز ترین
32:24
یعنی پست تر
32:26
برای اینکه خدا در مورد چیزی با من صحبت کند
32:29
یعنی در یک قرآن تلاوت شده نازل شده است
32:33
چه قوچ
32:34
یعنی شورا نه رفت و نه توقف کرد
32:37
بنابراین آنچه را که می گرفت گرفت
32:39
یعنی وقتی وحی آمد
32:42
برها
32:43
یعنی شدت تب
32:45
و ناملایمات دیگر
32:47
او حتی از او نزول کرد
32:50
یعنی فرود می آید و می چکد
32:52
مثل جواهرات
32:54
یعنی مثل مروارید
32:56
در یک روز چت
32:58
یعنی سرد
32:59
توضیح دهید
33:01
یعنی آشکار شد و از آن حذف شد
33:03
کسانی که با باطل آمدند
33:06
یعنی با یک دروغ شنیع آمدند
33:09
پرتاب مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها است
33:14
یک دسته از شما
33:16
ای امت مؤمنان از کدام گروه هستید؟
33:20
در میان آنها مؤمنی است که در ایمان خود صادق است
33:24
اما با ترویج منافقین وسوسه شد
33:27
از جمله آنها منافق است
33:30
او به خاطر خویشاوندی که با او داشت، خرج مستطاح بن عثطه می کند
33:34
به همین دلیل است که ام صاف است
33:36
او پسر عموی ابوبکر صدیق است
33:40
و مبادا اولین اعتبار از شما باشد
33:43
یعنی انفاق کننده قسم نمی خورد
33:45
این قسم خوردن را که شامل بریدن یک تونل است، ممنوع می کند
33:49
عفو و بخشش را تشویق می کند
33:52
او با آمرزش خداوند متعال باز خواهد گشت
33:55
پس برگشت
33:56
یعنی تکرار کرد
33:58
من هرگز آن را از او نمی گیرم
34:00
یعنی تا زنده ام نفقه را از او دریغ نمی کنم
34:04
چی یاد گرفتی؟
34:06
یعنی در مورد این مقاله
34:08
از شنوایی و بینایی من محافظت کن
34:10
یعنی آنها را از گناه حفظ می کنم
34:13
و از سخن گفتن بدون علم بپرهیز
34:16
او مرا تحمل می کرد
34:18
یعنی از نظر کمال و مقام با من مطابقت دارد
34:21
با رسول خدا صلی الله علیه و آله
34:24
پس خدا او را حفظ کرد
34:26
یعنی او را حفظ و حراست کرد
34:29
با تقوا
34:30
تقوا یعنی دوری از شک و تردید
34:33
شرمنده و ترسان از خداوند متعال
34:36
من به اندازه کافی داشتم
34:37
یعنی شروع کردم و شروع کردم
34:40
برای او میجنگد
34:41
یعنی شما نسبت به او تحمل ندارید
34:43
پس بگویید اهل ایفک چه می گویند
34:46
پس در میان هلاک شدگان هلاک شدم
34:49
یعنى به آنچه به کسانی که به ایفک مشغول بودند مبتلا شد
34:53
سبحان الله
34:54
با تعجب گفت
34:56
چه پنهان کاری زنانه آشکار شد
34:59
او می خواهد هرگز تو را ناشایست ببیند
35:04
یکی از فواید صحبت کردن
35:07
از صحبت کردن سود ببرید
35:09
نقل حدیث از گروهی جایز است
35:12
در مورد هر یک قطعه ای مبهم از او وجود دارد
35:16
این نشان دهنده اعتبار قرعه کشی در تقسیم بین همسران است
35:20
حاوی شرحی از رحمت پیامبر صلی الله علیه و آله است
35:24
و شیرینی او بر دل همسرانش
35:27
هیچ الزامی برای تکمیل دوره سفر برای زنان مقیم وجود ندارد
35:32
مسافرت مرد با همسرش جایز است
35:36
شامل جواز همراهی همسر در کارزار می شود
35:40
هوده سواری برای زنان جایز است
35:43
این بر اساس پوشش است
35:46
خدمت مردان در سفر جایز است
35:50
بیان می کند که خروج ارتش به دستور شاهزاده بستگی دارد
35:55
شامل جواز خروج زن برای نیازهای شخصی بدون اذن شوهر است
36:00
دلالت بر جایز بودن گردنبند برای زنان در مسافرت از جمله در شهر دارد
36:05
عادت اعراب این است که آنچه را که صریحاً ذکر شود، کتمان می کند
36:11
شامل کسانی می شود که به زنان خارجی کمک می کنند
36:14
اصل اساسی این است که او نباید با او صحبت کند مگر اینکه نیاز باشد
36:18
این فضیلت صرفه جویی در غذا خوردن را برای زنان و دیگران توضیح می دهد
36:23
آنقدر از آن نخورند که گوشت را حمل کنند
36:27
جایز است برخی از لشکرها به دلیل حاجتی که برایشان پیش می آید ساعتی یا بیشتر تأخیر کنند.
36:34
این شامل اصرار برای امداد رسانی به مضطرب و کمک به نیازمندان است
36:38
نجات از دست رفته و احترام به مقدر
36:42
این شامل راهنمایی در مورد خوش اخلاقی با زنان خارجی است
36:46
مخصوصاً زمانی که در مواقع لزوم، در بیابان یا جاهای دیگر با آنها خلوت کنید
36:51
در آن آمده است که اگر با زن اجنبی سوار شد، جلوی او راه برود
36:57
نه در کنارش راه می رود و نه پشت سرش
37:01
بهبودی در صورت بروز بلایای مطلوب است
37:04
چه در دین باشد و چه در دنیا
37:08
چه در خود او باشد و چه کسی که برایش عزیز است
37:12
شامل دستور دادن به زن برای پوشاندن صورت خود از دید غریبه است
37:17
خواه معتبر باشد یا غیر آن
37:20
قسم خوردن بدون قسم جایز است
37:23
این نشان می دهد که مطلوب است آنچه در مورد او گفته می شود از شخص پنهان شود
37:28
در صورتی که ذکر آن فایده ای ندارد
37:31
در مورد عایشه رضی الله عنها نیز سکوت کردند
37:35
دلالت بر این دارد که مرد پسندیده با همسرش مهربان باشد و با او روابط حسنه داشته باشد
37:40
کاهش احسان و مانند آن به عنوان تذکر به زوجه جایز است
37:46
متوجه باشید که این اتفاقی است
37:48
علت آن را می پرسد و آن را برطرف می کند
37:51
بهتر است در مورد بیمار سؤال شود
37:55
اگر زن بخواهد برای حاجتی بیرون رود مستحب است
38:00
برای داشتن یک همراه با او
38:02
تا از آن لذت ببرم و در معرض آن قرار نگیریم
38:06
بیان می کند که هیچ سرزنشی برای نفرت از دوست و خویشاوند خود بر شخص نیست
38:11
اگر به اهل فضیلت آسیب برساند
38:13
یا کارهای شیطانی دیگری انجام دهد
38:16
همان طور که ام مصطفی در دعای او انجام داد
38:20
شرح فضیلت اهل بدر و دفاع از آنان را در بر دارد
38:24
چنان که عایشه رضی الله عنها به هنگام گزارش از مصطفی چنین کرد
38:29
می گوید: زن به خانه پدر و مادرش نمی رود مگر با اذن شوهر
38:35
تعجب از کلمه تسبیح جایز است.
38:39
این نشان می دهد که مطلوب است مرد از طرف خود با حلقه داخلی، خانواده و دوستان خود در مورد مسائل مشورت کند.
38:47
جست و جو و پرسیدن مطالب شنیده شده برای علاقه مندان جایز است
38:53
در مورد دیگران، آنها شامل نعان می شوند
38:55
جاسوسی و کنجکاوی است
38:58
جائز است که امام وقتی مردم را دستور می دهد خطاب کند
39:03
شکایت ولی امر از مسلمانان جایز است
39:07
هر کسی که از طرف خانواده یا خودش آسیب دیده باشد
39:11
حاوی شرح فضیلت صفوان رضی الله عنه است
39:15
با شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله
39:18
آنچه او شاهد بود و اعمال زیبای او
39:21
این شامل ابتکار عمل برای پایان دادن به وسوسه ها، اختلافات و اختلافات است
39:26
بیانی در مورد کرامات سعد بن معاذ و اسید بن حضیر رضی الله عنهم آمده است.
39:32
این شامل تشویق به توبه است
39:35
از رحمت واسعه خداوند متعال است که توبه کنندگان خالصانه را در توبه خود می پذیرد.
39:42
این شامل راهنمایی در مورد واگذاری سخنرانی به بزرگسالان به جای کودکان است، زیرا آنها آگاه تر هستند
39:48
استناد به آیات قرآن کریم جایز است
39:52
در حلال بودن آن بحثی نیست
39:55
این نشان دهنده مطلوب بودن ابتکار عمل برای بشارت دادن به کسانی است که برکات ظاهری دریافت کرده اند
40:00
یا اگر مصیبت برجسته ای به او داده شد
40:04
در حدیث ثابت شده که عایشه رضی الله عنها از باطل بی گناه بوده است.
40:09
نهی از زیر سؤال بردن برائت عایشه رضی الله عنها است
40:15
هر که شک کند به قرآن بزرگ دروغ گفته است
40:19
تجدید شکر خداوند متعال با تجدید نعمت او جایز است
40:24
بیانی از فضایل ابوبکر رضی الله عنه آمده است
40:28
این نشان دهنده مطلوبیت حفظ روابط با بستگان خود است، حتی اگر آنها توهین آمیز باشند
40:33
شامل مطلوبیت عفو و گذشت از خطاکار است
40:37
شامل مطلوبیت صدقه و انفاق در امر خیر است
40:42
برای کسانی که قسم می خورند مستحب است
40:45
دیگران را بهتر از او می دید
40:47
تا بهترین را بیاورد و سوگندش را کفاره دهد
40:52
شرحی از فضیلت زینب والده المؤمنین رضی الله عنه.
40:57
تأیید شهادت لازم است
41:00
شروع خطبه با حمد و ثنا جایز است
41:04
حمد و ستایش خداوند متعال را برای آنچه سزاوار است
41:08
در خطبه مستحب است «اما بعد» گفته شود
41:13
پس از الحمدلله و صلوات بر رسول او صلی الله علیه و آله و سلم
41:18
خشم مسلمانان در صورت تضییع حرمت امیرشان جایز است.
41:24
و علاقه آنها به پرداخت آن
41:26
هتک حرمت متعصب به غیرمعتبر جایز است
41:30
برای زنان جایز است که اصلاح شوند
41:33
زیرا او رضی الله عنها از بریره و زینب درباره عایشه رضی الله عنها سؤال کرد.
41:41
آنان از فضیلت و کمال دین او گفتند
41:45
شامل هر کس که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را به خانواده یا آبروی او آزار برساند.
41:51
می کشد
41:53
وجوب تکریم اهل بدر و دفاع از آنان را شامل می شود
41:57
حاوی توضیحی در مورد عواقب زیبای صبر است
42:00
این شامل شادی و شکوه در هر دو جهان است
42:03
ترک عذاب به دلیل ترس از تفکیک کلام جایز است
42:08
رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز عذاب ابن سلول را ترک کرد.
42:13
دلالت بر این دارد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هر وقت خواست وحی نیامده است.
42:19
چون یک ماه ماند، وحی به او داده نشد
42:23
پوشیدن طلا و نقره و مروارید و مهره و مانند آن برای زنان جایز است
42:29
این تعصبی را که ممکن است در انسان ها قاچاق می شود، محکوم می کند
42:34
افشای و جست و جوی اخبار رسیده اعم از اینکه قرینه ای داشته باشد یا نداشته باشد، ضروری است
42:41
وزن وحی و شدت آن بر پیامبر صلی الله علیه و آله را بیان می کند.
42:47
اهمیت تقوا و فضیلت آن و نیاز به آن را در مواقع سختی بیان می کند
42:53
شرحی از علم مادران مؤمنان رضی الله عنه به مقام یکدیگر است.
43:00
بیان می کند که آنچه بین همسران اتفاق می افتد تا زمانی که منجر به تهمت و فریب نشود امری طبیعی است.
43:07
مگر اینکه منجر به حرام شود
43:10
شامل وجوب تسلیم امر خداوند متعال و پاسخ به اهانت با مهربانی است.
43:17
حدیث نهی از دروغ و تهمت و تهمت دارد