از مجموعهٔ صحیح البخاری · درس 92 از 92

مختصر صحيح البخاري | الحلقة (92) | كتاب الشهادات - 2

◉ 1 بازدید ⏱ 30:00 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 مرکز مزیت
0:06 برای مطالعات و تحقیقات انسانی
0:09 ارسال کنید
0:11 خلاصه صحیح البخاری
0:16 باب شهادت شخص پنهان
0:20 درباره عکرمه
0:22 که رفعت از همسرش طلاق گرفت
0:24 در یک رمان
0:26 بنابراین تصمیم گرفت از او طلاق بگیرد
0:28 و در یک رمان
0:30 او سه بار از همسرش طلاق گرفت
0:33 پس عبدالرحمن بن الزبیر القردی با او ازدواج کرد
0:37 عایشه گفت
0:38 او چادر سبز به سر دارد
0:41 بنابراین از او شکایت کردم
0:42 او پوست سبزش را نشان داد
0:45 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
0:49 زنان از یکدیگر حمایت می کنند
0:53 عایشه گفت
0:55 من هرگز چیزی شبیه به آنچه برای زنان مؤمن اتفاق می افتد ندیده ام
0:58 پوستش سبزتر از لباسش است
1:02 او گفت
1:03 شنید که نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است
1:08 سپس با دو تا از پسرانش از کشور دیگری آمد
1:11 او گفت
1:12 به خدا من مقصر نیستم
1:15 با این حال، آنچه که او دارد، ارزشمندتر از این نیست
1:20 یک حاشیه از لباسش برداشت
1:23 در یک رمان
1:24 فقط یک لحظه مرا نزدیکتر کرد
1:28 چیزی از من نگرفت
1:30 و در یک رمان
1:32 ابوبکر نزد پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بود
1:36 ابن سعید بن عاصی بر در اتاق نشسته بود تا به نماز اذان شود
1:41 خالد شروع کرد به صدا زدن ابوبکر
1:45 ای ابوبکر
1:47 آیا این زن از سخنی که آشکارا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می گوید خجالت نمی کشد؟
1:53 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جز تبسم کاری نکرد
1:58 و او گفت
2:00 دروغ گفتی به خدا ای رسول خدا
2:03 مثل آخرش تکانش می دهم
2:06 اما این یک امر پرت است
2:08 شما تعالی می خواهید
2:10 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:13 اگر چنین است
2:15 آن را برای او شیرین نکرد
2:17 یا درستش نکردی
2:19 تا زمانی که طعم عسل شما را بچشد
2:22 در یک رمان
2:23 شاید بخواهید به رفاعة بازگردید
2:27 خیر
2:28 تا او طعم عسل شما را بچشد و شما هم عسل او را بچشید
2:32 او گفت
2:33 دو تا از پسرانش را با خود دید
2:36 و او گفت
2:37 این بانک ها
2:39 گفت بله
2:41 او گفت
2:42 این چیزی است که شما ادعا می کنید
2:45 به خدا سوگند او در نظر آنها کلاغ به کلاغ شبیه است
2:51 نظر در حدیث
2:54 پنهان
2:55 یعنی با تحمل از بین می رود
2:58 همسرش
2:59 نام او تمیمه بنت وهب است
3:02 بنابراین از او شکایت کردم
3:04 از شکایت
3:05 او پوست سبزش را نشان داد
3:08 یعنی کتک خورد
3:11 زنان از یکدیگر حمایت می کنند
3:14 این از سخنان عکرمه است
3:17 تقصیر من چیست؟
3:19 یعنی من او را به چیزی متهم نمی کنم
3:22 به جز آنچه با اوست
3:24 استعاره ای از ماشین آمیزش جنسی
3:27 حاشیه لباسش
3:29 حاشیه
3:30 اندامی که بافته نشد
3:33 و او این مثال را می خواست
3:35 توضیح ضعف او در آمیزش و آمیزش
3:39 برای تکان دادن آن، آن را تکان می دهیم
3:41 یعنی به او استرس وارد کنید و او را ناراحت کنید
3:43 همچنین با چرم هنگامی که دباغی، شسته و خالص می شود، انجام می شود
3:48 پرت
3:50 نشوز
3:51 پرهیز زن از شوهر است
3:54 شما تعالی می خواهید
3:55 یعنی می خواهد پیش شوهر اولش برگردد
3:59 اگر چنین است
4:00 یعنی اگر بخواهد پیش شوهر اولش برگردد
4:05 تا زمانی که طعم عسل شما را بچشد
4:07 استعاره ای از رابطه جنسی
4:09 لذت آن را به عسل و شیرینی آن تشبیه کرد
4:13 این چیزی است که شما ادعا می کنید
4:16 که به شما نمی رسد و به شما دست نمی دهد
4:20 از نظر آنها شبیه کلاغ به کلاغ است
4:23 تاییدیه که فرزندان او هستند
4:27 یکی از فواید صحبت کردن
4:30 از صحبت کردن سود ببرید
4:32 این رسم است که زنها شکایت یکدیگر را از همسرشان بشنوند
4:38 در حدیث، شکایت از کسی است که موضوع را به حاکم یا امام می رساند.
4:44 در آن ضرب المثل دادن با روح طنین انداز می شود و آموزنده تر است
4:49 کار با کارت اعتباری مجاز است
4:52 پیامبر صلی الله علیه و آله به آن اشاره کرد
4:56 خدا رحمتش کند و درود فرستد. وجود فرزندان مرد گواه توانایی او در رابطه جنسی است
5:02 برخلاف آنچه همسرش او را صدا می زد
5:04 دلالت بر این دارد که زن مطلقه ای که سه بار طلاق داده شده به صرف عقد نکاح جایز نیست.
5:09 تا اینکه وارد آن می شود و پا می گذارد
5:12 حدیث دلالت بر این دارد که زن خواجه چاره ای ندارد
5:17 اگر کاری برایش باقی بماند، عاشق آن می شود
5:20 حتی اگر ضعیف باشد
5:22 در آن رقیب حق دارد دلایل و شواهد دال بر صدق خود را به شورای قضایی بیاورد
5:29 شهادت بر کسى که از پشت در یا پشت در حضور ندارد، جایز است
5:34 زیرا خالد رضی الله عنه در حالی که پشت در بود شنید که زن چه گفت
5:40 سپس در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله آن را بر او تکذیب کرد
5:45 و این خوش اخلاقی است
5:47 استعاره در کلمات برای چیزی که ذکر صریح آن قابل اعتراض است
5:51 اجازه گرفتن از حاکم و قاضی جایز است
5:55 این شامل بیزاری از سخن گفتن درباره شرارت در شوراهای قضایی است
6:00 حاوی مشروعیت امر به معروف و نهی از منکر است
6:04 در حدیث، مردم در ادعای خود تا زمانی که دلیل ثابت نشود، تسلیم نمی شوند
6:10 فصل شهدای عادل
6:15 عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه گفت
6:19 مردم در عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله به وحی گرفته شدند.
6:26 و وحی متوقف شد
6:29 ما اکنون شما را بر اساس آنچه از اعمال شما بر ما ظاهر شده است می گیریم
6:34 هر که به ما نیکی نشان دهد به او اعتماد می کنیم و به او نزدیک می کنیم
6:38 ما چیزی از راز او نداریم
6:41 خداوند او را در بسترش پاسخگو باشد
6:44 و هر کس به ما بد جلوه دهد، به او اعتماد نمی کنیم و به او ایمان نمی آوریم
6:48 حتی اگر بگوید رازش خوب است
6:52 نظر در حدیث
6:56 گرفته می شوند یعنی حذف می شوند
6:59 ما او را از عذاب در امان ساختیم
7:03 او را نزديك كرديم، يعنى او را تسبيح كرديم و او را گرامي داشتيم
7:08 ما چیزی از راز او نداریم
7:11 تخت یعنی راز
7:13 و آنچه از امور شخص پنهان است
7:16 یکی از فواید صحبت کردن
7:20 او از گفتگو سود برد
7:22 که هر که نیکی نشان دهد
7:24 هیچ شکی به او نبود
7:26 او عدلی است که شهادتش را باید پذیرفت
7:30 در آن، قضاوت افراد بر اساس ظاهر
7:33 خداوند متعال اسرار را حفظ می کند
7:36 حدیث دلالت بر احتیاط نسبت به کسانی دارد که ظاهراً در حال خرید هستند
7:41 این امر حکایت از قطع وحی با رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله دارد
7:46 رهنمودهایی را برای وزیر دادگستری فراهم می کند تا مسئولیت کار را بر عهده بگیرد
7:51 باب شهادت به نسب و شیر دادن فراوان و مرگ باستانی
7:59 عروة بن الزبیر
8:01 عایشه رضی الله عنها گفت
8:04 علی افلح برادر ابوالقیس اجازه خواست
8:08 بعد از پایین آمدن حجاب
8:11 گفتم: من به او اجازه نمی دهم.
8:13 تا اینکه از پیامبر صلی الله علیه و آله اذن خواست
8:18 برادرش ابوالقیس کسی نیست که به من شیر داده است
8:22 اما همسر ابوالقیس به من شیر داد
8:25 در یک رمان
8:27 گفت: آیا از من پنهان می کنی که من عموی تو هستم؟
8:31 گفتم چطور؟
8:34 گفت: زن برادرم با شیر برادرم تو را شیر داد.
8:38 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله بر من وارد شد
8:43 پس به او گفتم یا رسول الله
8:46 اگر برادر ابوالقعیس موفق شد، اجازه می گیرد
8:50 من از دادن اجازه به او خودداری کردم تا اینکه از شما اجازه گرفت
8:54 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
8:57 چه چیزی مانع از این شد که از عمویت اجازه نگیری؟
9:01 عرض کردم یا رسول الله
9:03 این مرد نیست که به من شیر داده است
9:06 اما همسر ابوالقیس به من شیر داد
9:09 ایشان در روایتی فرمودند
9:12 صادق باشید و موفق باشید
9:14 به او اجازه دهید، زیرا او عموی شماست
9:17 در یک رمان
9:19 او عموی شماست، بگذارید پیش شما بیاید
9:22 دست راستت را لمس کردی
9:24 عروه گفت
9:25 برای همین عایشه می گفت
9:28 از شیر دادن محرومند آنچه شما از نسب محرومید
9:33 در یک رمان
9:35 حرام از شیر دادن، حرام از زایمان است
9:39 نظر در حدیث
9:42 ذینفع
9:44 یعنی در بین مردم معروف است
9:47 اجازه بخواهید
9:48 یعنی اجازه گرفتن
9:50 من به او اجازه نمی دهم
9:51 یعنی با ورود
9:53 تا اینکه از پیامبر صلی الله علیه و آله اذن خواست
9:57 یعنی تا از پیغمبر صلی الله علیه و آله بخواهم
10:01 در حکم آن
10:03 او به من شیر نداد
10:05 یعنی همسرش به من شیر نداد
10:07 بنابراین من رد کردم
10:08 یعنی رای ممتنع دادم
10:10 چه چیزی مانع از درخواست اجازه شد؟
10:12 یعنی دلیل ممتنع شما چیست؟
10:15 او عموی شماست
10:16 هیچ کدام از شیردهی
10:18 دست راستت را لمس کردی
10:20 یعنی کم داشت و به خوبی نرسید
10:23 کلمه ای است که معنای ظاهری آن مقصود نیست
10:26 ممکن است به عنوان ستایش در نظر گرفته شود
10:28 از شیر دادن محرومند آنچه شما از نسب محرومید
10:32 منظور چیست؟
10:33 اینکه یک مادر شیرده وجود دارد
10:36 و یک خواهر شیرده
10:38 و یک دختر شیرده
10:40 و یک خاله شیرده
10:42 و یک خاله شیرده
10:44 و یک خواهرزاده شیرده
10:46 و یک خواهرزاده شیرده
10:49 یکی از فواید صحبت کردن
10:53 از صحبت کردن سود ببرید
10:55 جایز نیست زن به مردی که محرم او نیست اجازه ورود به او بدهد.
11:01 او باید از او پنهان شود
11:04 اجازه گرفتن جایز است
11:06 حتی اگر علیه محرم باشد
11:08 زیرا جایز است زن در حالتی باشد که محرم او را ببیند.
11:14 احتیاط در اموری است که بین حرام و مباحات نامشخص است
11:19 تا زمانی که مشخص شود
11:21 شامل جواز خلوت احرام با شیر دادن است
11:25 از ابن عباس رضی الله عنه آنچه گفت
11:31 پیامبر صلی الله علیه و آله درباره بنت حمزه فرمود
11:35 برای من حلش نکن
11:37 آنچه از نسب حرام است از شیر دادن حرام است
11:40 او خواهرزاده شیرده من است
11:43 نظر در حدیث
11:47 برای من حلش نکن
11:49 یعنی ازدواج من با او جایز نیست
11:52 آنچه از نسب حرام است از شیر دادن حرام است
11:56 یعنی شیر دادن عام در منع ازدواج با زن شیرده است
12:01 خویشاوندان او از طریق نسب با نوزاد خویشاوند هستند
12:06 یکی از فواید صحبت کردن
12:09 او از گفتگو سود برد
12:11 اثبات حرام بودن عمو از شیر دادن
12:14 منع شیر شوهر را ثابت می کند
12:20 از عایشه رضی الله عنها همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم.
12:25 رسول خدا صلی الله علیه و آله آنجا بود
12:30 و صدای مردی را شنید که در خانه حفصه اجازه می گرفت
12:35 پس گفتم یا رسول الله
12:38 این مردی است که برای ورود به خانه شما اجازه می خواهد
12:41 گفت پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود
12:46 من او را فردی می بینم که به عموی حفصه شیر می دهد
12:52 اگر فلانی زنده بود از طریق شیر دادن عمویش بود
12:56 او روی من وارد شد
12:58 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
13:01 بله، شیر دادن حرام از زایمان را حرام می کند
13:07 نظر در حدیث
13:11 درخواست اجازه برای ورود
13:14 من او را فلانی می بینم
13:16 یعنی به نظر من فلانی است
13:18 شیر دادن حرام از زایمان را منع می کند
13:22 مراد از شير دادن از نسب حرام است
13:27 یکی از فواید صحبت کردن
13:30 از صحبت کردن سود ببرید
13:33 اثبات حرام بودن عمو از شیر دادن
13:36 منع شیر شوهر را ثابت می کند
13:40 جایز نیست زن به مردی که محرم او نیست اجازه ورود به او بدهد.
13:47 او باید از او پنهان شود
13:50 اجازه گرفتن جایز است هر چند برای محرم باشد
13:54 زیرا جایز است زن در حالتی باشد که محرم او را ببیند.
14:00 قال عایشه رضی الله عنها
14:06 پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد و من با مردی بودم
14:10 گفت: ای عایشه این کیست؟
14:14 در یک رمان
14:16 انگار صورتش عوض شده بود
14:18 مثل اینکه ازش متنفر بود
14:20 به برادرم در مورد شیر دادن گفتم
14:23 گفت ای عایشه
14:26 از برادرانت به ما نگاه کن
14:29 شیردهی نوعی قحطی است
14:32 نظر در حدیث
14:36 ببینید از ملاحظه که به معنای تفکر و تفکر است
14:41 از قحطی، یعنی از گرسنگی
14:45 مراد از شیر دادن است که مصونیت را ثابت می کند
14:49 وقتی جوان هستید چه اتفاقی می افتد
14:51 جایی که شیرخوار کودکی است که گرسنگی اش با شیر سیر می شود
14:58 او از گفتگو سود برد
15:01 احتیاط در اموری که بین حرام و مباحات نامشخص است، لازم است
15:06 شامل جواز خلوت احرام با شیر دادن است
15:10 باب شهادت تهمت زن و دزد و زناکار
15:17 عروة بن الزبیر
15:19 زنی در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله دزدی کرد
15:24 در نبرد فتح
15:26 قوم او هراسان شدند و نزد اسامه بن زید رفتند تا از او شفاعت کنند
15:31 در یک رمان
15:33 از عایشه رضی الله عنها
15:35 قریش نگران زن مخزومی دزدیده شده بود
15:40 و گفتند
15:42 چه کسی با رسول خدا صلی الله علیه و آله صحبت می کند؟
15:46 و چه کسی جرات انجام این کار را دارد؟
15:48 جز اسامه بن زید
15:50 محبت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
15:54 عروه گفت
15:55 وقتی اسامه در این مورد با او صحبت کرد
15:58 چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله رنگ پرید
16:03 و او گفت
16:04 با من حرف میزنی؟
16:06 در یک رمان
16:07 شفاعت کن
16:08 در حدود خدا
16:11 اسامه گفت
16:12 برای من آمرزش بخواه ای رسول خدا
16:15 وقتی عصر شد
16:17 رسول خدا موعظه کرد
16:20 خداوند را آن گونه که شایسته او بود ستایش کرد
16:23 سپس گفت
16:24 در مورد بعد
16:26 او مردم قبل از شما را نابود کرد
16:29 در یک رمان
16:30 اما سایه مردم
16:32 در یک رمان
16:34 بنی اسرائیل
16:37 اگر بزرگواری از آنها دزدی می کرد، او را رها می کردند
16:41 و اگر ضعیف در میان آنها دزدی کند
16:43 برایش مجازات تعیین کردند
16:45 در یک رمان
16:47 برای افراد پست مجازات می کنند
16:50 سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست
16:53 در یک رمان
16:54 خدا رحمت کند
16:56 اگر فاطمه بنت محمد دزدی می کرد
16:59 دستش قطع می شد
17:01 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
17:05 برای اون زن
17:07 پس دستش را قطع کرد
17:09 بعد از آن توبه او خوب بود
17:11 و من ازدواج کردم
17:13 عایشه گفت
17:15 او بعد از آن می آمد
17:17 پس حاجت او را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرض می کنم
17:23 نظر در حدیث
17:27 پرتاب کننده
17:28 او کسی است که کسی را به زنا متهم می کند
17:31 زن
17:32 نامش فاطمه بنت الاسود رضی الله عنه است
17:36 در دوران
17:37 یعنی در یک زمان
17:39 مردم او هراسان شدند و به اسامه روی آوردند
17:41 یعنی به او روی آوردند
17:43 آنها به دنبال شفاعت او هستند
17:45 یعنی تخفیف مجازات یا گذشت
17:48 چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله رنگ پرید
17:52 هر تغییری
17:54 هیچ محدودیتی وجود ندارد
17:55 مجازات یک مجازات قانونی است
17:59 مراد در اینجا مجازات سرقت است
18:02 من براشون مهمم
18:03 یعنی باعث ناراحتی و نگرانی آنها شد
18:07 او جرات می کند
18:08 یعنی جرأت می کند
18:10 عصر
18:11 از بعد از غروب تا غروب آفتاب است
18:14 با آنچه خانواده اش هستند
18:16 یعنی با آنچه شایسته تمجید و ستایش است
18:19 او مردم قبل از شما را نابود کرد
18:22 هر یک از ملت های قبلی
18:24 مقصود بنی اسرائیل است
18:27 او را ترک کردند
18:28 یعنی مجازات را بر او تحمیل نکردند
18:31 یکی از فواید صحبت کردن
18:35 از صحبت کردن سود ببرید
18:37 زن در حکم دزدی مانند مرد است
18:40 بیان می کند که شهادت دزد توبه کننده در صورتی که توبه او خوب باشد رد نمی شود.
18:46 حاوی جواز شفاعت در اموری است که حدی برای آن وجود ندارد
18:50 هیچ حقی برای هیچ انسانی وجود ندارد
18:53 اما اختیار در آن نهفته است
18:55 در حدیث برای اسامه بن زید، رضی الله عنه، حجابی نمایان است
19:01 دلالت بر این دارد که توبه قبل از خود را واجب می کند
19:08 باب: اگر شهادت دهد شهادت ناحق نمی دهد
19:13 از عمران بن حسین رضی الله عنه می فرماید
19:18 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
19:21 بهترین شما قرنی است
19:23 سپس کسانی که از آنها پیروی می کنند
19:28 عمران گفت
19:29 من نمی دانم
19:31 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را بعد از دو سه قرن یاد می کنم
19:36 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
19:39 بعد از شما افرادی هستند که خیانت می کنند و مورد اعتماد نیستند
19:44 شهادت می دهند و شهید نمی شوند
19:47 نذر می کنند و عمل نمی کنند
19:49 این شامل یک نام است
19:52 نظر در حدیث
19:56 بی عدالتی هر ظلمی است
19:58 بهترین شما بهترین شماست
20:01 شاخ من
20:02 قرن
20:03 آنها مردم همان زمان هستند
20:06 آنها را رنگ آمیزی کنید
20:07 یعنی دنبالشان می آیند
20:09 خیانت می کنند و مورد اعتماد نیستند
20:12 یعنی مردم به آنها اعتماد ندارند
20:14 چون خیانت ظاهری دارند
20:17 تا مردم دیگر به آنها وابسته نباشند
20:20 شهادت می دهند و شهید نمی شوند
20:23 یعنی شهادت را بدون درخواست اجرا انجام می دهند
20:27 نذر می کنند
20:28 یعنی خود را ملزم به انجام اطاعت می کنند بدون اینکه برایشان واجب باشد
20:34 و تسلیم نمی شوند
20:36 یعنی با نذر
20:37 گی
20:38 منظور این است که آنها دوست دارند غذا و نوشیدنی خود را گسترش دهند
20:44 یکی از فواید صحبت کردن
20:47 از صحبت کردن سود ببرید
20:50 تبیین فضیلت قرون اول
20:53 خیانت را منع می کند
20:55 حاوی راهنمایی برای اجرای امانت است
20:58 وفای به نذر واجب است
21:01 این شامل تثبیت شهادت به روشی است که قانون می خواهد
21:06 از عبدالله رضی الله عنه
21:10 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
21:14 بهترین مردم قرنی هستند
21:16 سپس کسانی که از آنها پیروی می کنند
21:18 سپس کسانی که از آنها پیروی می کنند
21:21 سپس افرادی خواهند آمد که شهادتشان بر سوگند او مقدم است
21:25 و سوگند او شهادت اوست
21:28 نظر در حدیث
21:32 شهادت کسی مقدم بر سوگند اوست
21:35 منظور چیست؟
21:36 کسي که با شهادت خود پيشقدم شود سوگند ياد کند مورد تهمت قرار مي گيرد
21:40 یکی از فواید صحبت کردن
21:43 از صحبت کردن سود ببرید
21:46 راهنمایی در مورد حفظ سوگند
21:49 در قسمت گواهینامه ها یک احتیاط وجود دارد
21:52 در این حدیث به مذمت شهادت دروغ اشاره شده است
21:56 فصل آنچه در مورد شهادت دروغ گفته شد
22:02 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
22:06 رسول خدا صلی الله علیه و آله گناهان کبیره را ذکر کرد
22:10 یا از گناهان کبیره سؤال شد
22:13 و او گفت
22:14 شرک
22:16 و خودکشی
22:17 و نافرمانی از پدر و مادر
22:20 و او گفت
22:21 آیا شما را از بزرگترین گناهان کبیره آگاه نکنم؟
22:25 او گفت
22:26 گفتار غلط
22:27 یا گفت
22:28 شهادت دروغ
22:30 نظر در حدیث
22:34 گناهان کبیره
22:36 گناه کبیره هر گناهی است که با لعن، خشم یا آتش مهر شده باشد
22:41 شرک
22:43 آفرینش را آن گونه که خدا پرستش می شود پرستش کنیم
22:46 یا آن گونه که خداوند بزرگ می کند بزرگ نمایی
22:49 یا دارای نوعی خصوصیات الهی و الهی است
22:54 و خودکشی
22:56 یعنی به ناحق
22:58 و نافرمانی از پدر و مادر
23:00 یعنی از طریق گفتار یا عمل به آنها ضرر برساند
23:04 به شما اطلاع ندهم؟
23:07 یعنی بهت نگم؟
23:09 نادرست
23:11 یعنی دروغ
23:12 یکی از فواید صحبت کردن
23:15 از حدیث به دست می آید که گناهان رایج است
23:20 برخی از دیگران بزرگتر هستند
23:22 فضیلت توحید و اخلاص عبادت را تنها به خداوند تبیین می کند
23:27 او شریکی ندارد
23:29 از ابوبکره رضی الله عنه گفت
23:34 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
23:38 آیا شما را از بزرگترین گناهان کبیره آگاه نکنم؟
23:41 در رمان سه
23:44 گفتیم: آری یا رسول الله.
23:47 او گفت
23:48 شریک کردن خدا
23:50 و نافرمانی از پدر و مادر
23:53 دراز کشیده بود، نشست و گفت
23:56 جز گفتار دروغ و شهادت دروغ
24:00 جز گفتار دروغ و شهادت دروغ
24:04 مدام این را می گفت تا اینکه گفتم نباید سکوت کند
24:09 حتی در روایتی گفتیم ای کاش سکوت می کرد.
24:14 نظر در حدیث
24:18 هنوز هم می گوید
24:20 یعنی مقاله اش را تکرار می کند
24:22 گفتار غلط
24:24 یعنی حرف نادرست
24:26 یکی از فواید صحبت کردن
24:30 از صحبت کردن سود ببرید
24:32 رسم پیامبر صلی الله علیه و آله است
24:35 معمولاً سه بار صحبت می کند تا قابل درک باشد
24:39 حقوق والدین را تجلیل می کند
24:42 باب شهادت مرد نابینا و امر او
24:47 و با او ازدواج کن و با او ازدواج کن
24:49 و بیعت او و قبولی اذان و غیر آن
24:53 چیزی که به صداها معروف است
24:57 قال عایشه رضی الله عنها
25:00 پیامبر صلی الله علیه و آله شنید
25:03 مردی در مسجد مشغول خواندن است
25:06 گفت خدا رحمتش کند
25:09 مرا یاد فلان آیه انداخت
25:12 من آنها را از سوره خود حذف کردم
25:16 در رمانی که فراموش کردم
25:20 نظر در حدیث
25:23 مردی که احتمالاً عباد بن بشر است
25:27 خداوند باعث سقوط آنها شود
25:30 یعنی مزایا را فراموش کردید
25:33 حدیث از حدیث بهره برد
25:37 بلند کردن صدا در مسجد جایز است
25:40 با خواندن شب و دعا
25:43 برای هر کس از طرف او برای شخصی نیکی کند
25:46 حتی اگر آن شخص قصد آن را نداشته باشد
25:49 فراموشی پیامبر جایز است
25:52 خدا رحمتش کند و درود فرستد
25:56 باب: اگر انسان دیگری را تطهیر کند برای او کافی است
26:02 از ابوبکره فرمود:
26:05 مردی قبل از پیامبر از مرد دیگری تمجید کرد
26:08 خدا رحمتش کند و درود فرستد
26:11 وای بر تو در روایتی گفت
26:14 وای بر تو گردن دوستت را بریدی
26:17 گردن دوستت رو بریدی
26:20 در داستان برادرت
26:23 مکرر و سپس گفت
26:26 کدام یک از شما ناگزیر برادرش را ستایش می کند؟
26:29 بگذارید بگوید: "من فلانی فکر می کنم."
26:32 خداوند قاضی اوست
26:35 من در پیشگاه خدا کسی را ستایش نمی کنم
26:38 من فکر می کنم این چنین و چنان است
26:41 اگر این را از او می دانست
26:45 نظر در حدیث
26:48 مردی مردی را ستود
26:51 احتمالا خم کن
26:54 و باید او را ستود
26:57 او ذوالبجادین است
27:00 وای وای سخنی است که گفته می شود
27:03 هر که به ویرانی بیفتد سزاوار آن است
27:06 گردن دوستت رو بریدی
27:09 یعنی به ناچار او را نابود کرد
27:12 یعنی باید محاسبه شود
27:15 فلانی، به نظر من
27:18 به خدا سوگند او بس است
27:21 خداوند او را مسئول کارش می داند
27:24 من در پیشگاه خدا کسی را ستایش نمی کنم
27:27 یعنی در مورد عاقبت کسی به خدا عهد نمی‌کنم
27:30 خوبه و هیچی دیگه
27:33 که برای ما گم شده است
27:36 وای بر حرفی که زده شود
27:39 برای کسانی که به هلاکتی می افتند که لیاقتش را ندارند
27:46 حدیث بر جواز تطهیر مرد دلالت دارد
27:50 بدون اغراق در ستایش
27:53 شامل بیزاری از غلو در همه امور است
27:56 در آن کسى غیب را جز خداوند متعال نمى داند
28:01 باب مکروه در مورد ستایش زیاد
28:06 و بگذار هر چه می داند بگوید
28:09 از ابوموسی رضی الله عنه گفت
28:12 پیامبر صلی الله علیه و آله شنید
28:15 یک مرد از یک مرد تعریف می کند
28:18 در ستایش گفت: مرا هلاک کردی.
28:21 یا کمر مرد را می برید
28:24 نظر در حدیث
28:28 و او را ستایش می کند
28:31 یعنی در مدح خود غلو می کند و از حد فراتر می رود
28:34 یکی از فواید صحبت کردن
28:37 او از گفتگو سود برد
28:41 راهنمایی که باعث نشود
28:44 در گیج کردن مردم با گفتار و کردار
28:48 فصل بلوغ پسران و شهادت آنها
28:51 از ابن عمر رضی الله عنه هر دو
28:55 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
28:58 یکشنبه نمایش داده شد
29:01 او چهارده سال دارد
29:04 جایز نبود
29:07 در روز سنگر ارائه شد
29:10 او پانزده ساله است
29:13 پس اجازه داد
29:16 نظر در حدیث
29:18 جایز نبود
29:20 المراد قبول نکرد که برای فرزندانش بجنگد
29:24 یکی از فواید صحبت کردن
29:28 از صحبت کردن سود ببرید
29:31 هر که پانزده سال تمام شده باشد
29:34 احکام بزرگسالی بر او جاری می شد حتی اگر خواب خیس ندیده باشد
29:37 در آن امام می تواند مرور کند
29:41 چه کسی قبل از شروع جنگ با او برای جنگ بیرون می رفت؟
29:44 هر که او را شایسته بیابد حلال می شود
29:47 در آن ممکن است امام پسرانی را که قدرت و کمک دارند تأیید کند
29:52 یک نوجوان ممکن است قوی تر از یک بزرگسال باشد