از مجموعهٔ تفسير الطبري (اكتملت السلسلة) · درس 89 از 143

الخلاصة من تفسير الطبري | الحلقة (11-5) | سورة هود | الآيات من (61) إلى (83)

◉ 0 بازدید ⏱ 16:58 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:05 نتیجه از تفسیر طبری
0:08 دکتر عقیل بن سالم الشمر آن را خلاصه کرد
0:14 سوره هود
0:18 بسم الله الرحمن الرحیم
0:23 و به ثمود برادرشان صالح
0:26 گفت: ای قوم عبدالله، شما معبودی جز او ندارید
0:33 او شما را از زمین آفرید
0:37 و شما را در آنجا مستعمره کند
0:39 پس از او طلب آمرزش کنید و سپس به سوی او توبه کنید
0:48 همانا پروردگار من نزدیک است و اجابت می کند
0:55 برادرشان صالح را نزد ثمود فرستادیم
0:58 به آنها گفت
1:00 ای قوم من، عبدالله تنهاست و شریکی ندارد
1:04 هیچ معبودی جز او ندارید که از شما بپرسد
1:09 او خلقت شما را از زمین آغاز کرد
1:11 و تو را در آن بنایی قرار داد
1:14 و من تو را برای روزهای زندگیت در آنجا ساکن خواهم کرد
1:17 کاری کن که خداوند گناهانت را بپوشاند
1:23 سپس اعمالى را كه پروردگارت كراهت دارد، ترك كردند
1:27 همانا پروردگارم به کسانی که خالصانه عبادت می کنم نزدیک است
1:31 و از او خواست که توبه کند
1:33 اگر با او تماس بگیرد به او پاسخ می دهد
1:37 گفتند: ای صالح، تو پیش از این در میان ما بودی.
1:45 آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان می پرستیدند نهی می کنی؟
1:51 ما در تردید هستیم
1:55 در مورد چیزی که ما را به آن فرا می خوانید شکی نیست
2:04 ثمود به نفع پیامبرشان گفت
2:07 ای صالح، امیدوار بودیم پیش از این سخنی که به ما گفتی، سرور ما باشی
2:15 اینکه ما جز خدا خدایی نداریم
2:18 آیا ما را از پرستش خدایی که پدرانمان می پرستیدند منع می کنی؟
2:24 ما صحت و سقم آنچه شما ما را در مورد یگانگی خدا به آن فرا می خوانید، نمی دانیم
2:30 گفت: ای قوم من، آیا دیدید که من بر دلیل روشنی از جانب پروردگارم هستم؟
2:39 و رحمتی از جانب خود به من داده است. اگر از خدا نافرمانی کنم چه کسی مرا یاری می کند؟
2:49 تو به من چیزی جز ضرر نمی دهی
2:55 صالح به قومش گفت
2:57 ای قوم من، آیا دیدی که از جانب خدا دلیل و دلیلی دارم که بدانم؟
3:03 او به من نبوت و حکمت و اسلام داد
3:07 اگر از او سرپیچی کنم چه کسی مرا از عذابش حفظ می کند؟
3:13 بهانه ای را که به کار می برید به من اضافه نمی کنید
3:17 زیرا شما آنچه را پدرانتان می پرستیدند می پرستید
3:21 بدون از دست دادن تو، شانس رحمت خدا را از دست می دهی
3:27 ای قوم من، این شتر خدا برای شما نشانه ای است
3:32 پس بگذار تا در زمین خدا بخورد و به آن آسیبی نرسان
3:39 و به او آسیبی نرسانید که عذابی نزدیک شما را فرا خواهد گرفت
3:49 ای قوم من این شتر خدا برای شما بهانه و نشانه حقیقت آنچه شما را به آن دعوت می کنم.
3:56 پس رها کن و در زمین خدا بخور
3:59 شما مسئول رزق و روزی آن نیستید
4:03 و او را نکشید و با غلام او را نکشید
4:07 اگر با شر او را لمس کنی
4:10 عذابی از جانب خداوند شما را در فاصله ای نه چندان دور می گیرد و هلاک می کند
4:16 پس آن را لیسیدند و او گفت: سه روز در خانه خود لذت ببرید.
4:23 سپس ثمود مانع شتر خدا شد و صالح به آنها گفت
4:29 سه روز در سرای دنیا از زندگیت لذت ببر
4:34 این قول وعده ای از جانب خداوند است که در آن به شما دروغ نگفته است
4:38 او به شما وعده داد که با هلاکت و نزول عذاب تمام می شود
4:42 وقتی فرمان ما رسید، صالح را نجات دادیم
4:50 ما صالح و کسانی را که با او ایمان آوردند به رحمت خود نجات دادیم
4:58 با رحمت ما و از شرم آن روز
5:04 پروردگارت توانا و توانا است
5:11 وقتی ثمود آمد عذاب ما فرا رسید
5:14 ما صالح را نجات دادیم
5:17 وقتی ثمود آمد عذاب ما فرا رسید
5:20 ما صالح و کسانی را که به او ایمان آوردند به لطف و عنایت خداوند نجات دادیم
5:26 و آنان را از ذلت آن روز نجات دادیم
5:30 پروردگارت در ستمش توانا است
5:33 توانا با پیروز مغلوب نمی شود و فاتح نمی تواند او را شکست دهد.
5:39 کسانی که ستم کرده بودند فریادی دریافت کردند و در خانه های خود خمیده شدند
5:48 انگار که آن را نخوانده اند
5:51 همانا ثمود بر پروردگارشان افزود مگر ثمود
6:01 و کسانی که کارهایی را انجام دادند که حق نداشتند، از جمله بستن شتر فریاد خدا، گرفتار شدند.
6:07 مرگ آنها را فلج کرده و در نابودیشان خفته رها کرده است
6:12 انگار نه در آن زندگی می کردند و نه در آن زندگی می کردند
6:16 همانا ثمود آیات پروردگارشان را چند برابر کرد، ولی آنها را تکذیب کردند
6:21 خداوند ثمود را دور نفرستد زیرا عذاب بر آنان خواهد بود
6:27 رسولان ما ابراهیم را بشارت دادند و گفتند: سلام.
6:35 گفت: «آرامش». او به زودی یک گوساله جوان آورد
6:45 فرستادگان ما از فرشتگان با مژده نزد ابراهیم آمدند
6:51 پس به او سلام کردند
6:53 ابراهیم به آنها گفت: سلام بر شما
6:57 به زودی گوساله ای را آورد که برشته شده بود
7:01 وقتی دید دستشان به او نمی رسد از آنها متنفر شد
7:08 ما از آنها متنفریم و از آنها می ترسیم
7:11 گفتند: نترس که ما به سوی قوم لوت فرستاده شده ایم.
7:20 وقتی ابراهیم دید که دستشان به گوساله ای که برایشان آورده بود نمی رسد
7:26 ما از آنها متنفریم
7:27 پرهیز آنها از خوردن آن مذموم بود
7:31 او در خود ترس از آنها احساس می کرد و آن را در دل داشت
7:35 فرشتگان گفتند از ما نترس و در امان باش
7:40 ما فرشتگان پروردگار تو هستیم که برای قوم لوط فرستاده شده اند
7:47 و همسرش ایستاد و خندید، پس او را به اسحاق بشارت دادیم و بعد از اسحاق یعقوب.
8:06 همسرش سارا پشت پرده ایستاده بود
8:10 سخنان رسولان و سخنان ابراهیم علیه السلام را می شنوید
8:15 گفته شد که او در خدمت رسولان است
8:19 خندیدم و از غفلت قوم لوط از عذاب الهی که آنها را احاطه کرده بود و غفلت از آن متحیر شدم.
8:27 پس به ساره، همسر ابراهیم، مژده دادیم که اسحاق پسر او خواهد بود
8:33 جانشین اسحاق یعقوب از طریق پسرش اسحاق است
8:39 گفت: وای بر من، آیا در پیری زایمان کنم و این شوهر من است که پیر شده است؟
8:48 این چیز عجیبی است
8:53 گفتند: آیا از فرمان خدا تعجب کردی؟
8:57 رحمت و برکات خداوند بر شما خانواده باد
9:03 او ستوده و جلیل است
9:12 سارا گفت: وای بر من، آیا در پیری زایمان کنم و این شوهر من است که پیر شده است؟
9:19 اینکه پسری مثل من و شوهرم در این سن و سال ما باشد چیز عجیبی است
9:27 رسولان به او گفتند: آیا از آنچه خدا دستور داده تعجب کرده ای؟
9:33 رحمت و سعادت خداوند بر شما آل ابراهیم باد
9:38 خداوند در اعطای نعمت هایش به شما ستوده است
9:42 و بر همه آفرينش او سرشار از جلال و ستايش و ستايش سخاوتمندانه است
10:04 هنگامی که ترسی که از سوی پیامبران ما در او ایجاد شده بود از ابراهیم دور شد
10:13 پوست با اسحاق به او آمد
10:16 گفته می شد که پوست به او آمد چون نخواستند
10:22 او همچنان در مورد قوم لوط با ما نزاع می کرد تا عذاب آنها را دفع کند
10:27 ابراهیم دیر خشمگین است
10:30 ابراهیم دیر خشمگین است
10:32 تسلیم پروردگارش، تسلیم در برابر او
10:35 تسلیم فرمان او
10:37 بازگشت به اطاعت
10:59 و فرستادگان گفتند
11:00 بحث و مشاجره در مورد امور آنها را کنار بگذارید
11:04 زیرا فرمان پروردگارت برای عذاب آنها آمده است
11:08 و قوم لوط از جانب خداوند عذاب ناپسندی گرفتند
11:15 و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از آنان ناراضی شد
11:23 برای آنها بد است و از آنها خسته شده است
11:28 او گفت این روز سختی است
11:33 هنگامی که فرشتگان ما نزد لوط آمدند، آمدن آنها او را ناراحت کرد
11:38 از آمدن آنها ناراحت شد
11:42 دلیلش این است که نمی دانست آنها فرستاده خدا هستند
11:46 او از مردم خود آموخته بود که آنها چه کارهایی را انجام می دادند
11:51 از آمدن آنها به تنگ آمده بود
11:55 او می دانست که باید از مهمانانش دفاع کند
11:59 فرمود: این روز، روز بلای سخت و مصیبت بزرگ است
12:06 افرادش دوان دوان به سوی او آمدند
12:11 قبلاً کارهای بدی انجام می دادند
12:16 گفت: ای قوم من اینها دختران من هستند و برای شما پاکترند.
12:23 پس از خدا بترسید و از مهمان من رسوا نشوید
12:28 آیا در بین شما مرد منطقی نیست؟
12:34 لوط و قومش آمدند و او را اصرار کردند
12:38 آنها با سرعت راه رفتن خود رعد و برق می زنند که آنها را به چیزهای غیر اخلاقی میل می کند
12:43 و قبلاً پشت سر مردان می آمدند
12:47 لوط گفت: ای قوم من اینها زنان امت من هستند پس با آنها ازدواج کنید.
12:53 آنها برای شما از آنچه از فحشا می خواهید پاکترند
12:57 پس ای مردم از خدا بترسید و از عذاب او بپرهیزید
13:01 و مرا تحقیر مکن با سوار شدن از من به سوی مهمانانم آنچه را که آنها از سوار شدن تو از آنان کراهت دارند
13:08 آیا در میان شما مردی عاقل نیست که از مهمانان من که بخواهند فحشاء کنند نهی کند؟
13:14 آنها را از این کار باز می دارد
13:18 گفتند: تو می دانی که ما چه حقی بر دخترانت داریم و می دانی که ما چه می خواهیم.
13:29 مردم لوط گفتند
13:31 می دانی ای لوط، ما چه حقی بر دخترانت داریم، زیرا آنها شوهران ما نیستند
13:39 ای لوط، تو می دانی که نیاز ما به چیزی غیر از دخترانت است و آنچه می خواهیم ما را از آن نهی می کنی.
13:48 گفت: کاش بر تو قدرت داشتم یا در گوشه ای محکم پناه می گرفتم.
13:59 لوط به قوم خود گفت
14:02 اگر فقط با حامیانی بر شما قدرت داشتم که در برابر شما به من کمک می کردند
14:06 و نمایندگان به من کمک می کنند
14:08 یا به قبیله ای ملحق شوم که من را از پیوستن به شما باز می دارد
14:13 من در ميان شما ساكن شدم و در حالي كه به ميهمان نوازي من آمديد او را از من طلب كنيد
14:20 گفتند: ای لوط، ما فرستادگان پروردگارت هستیم و به تو نمی رسند.
14:28 پس بخشی از شب را با خانواده ات برو و جز همسرت هیچ یک از شما برنمی گردد
14:38 این بدبختی آنهاست که بر سرشان آمده است
14:43 وقتشان سحر است. آیا سحر نزدیک نیست؟
14:52 فرشتگان به لوط گفتند
14:54 ای لوط، ما فرستادگان پروردگارت هستیم که برای نابودی آنها فرستاده شده ایم
14:59 آنها به شما و مهمان شما آسیبی نمی رسانند
15:04 این به شما بستگی دارد
15:06 پس تو و خانواده ات با بقیه شب از میان آنها بیرون برو
15:11 و هیچ یک از شما به جز همسرتان توجه نخواهید کرد
15:15 زیرا لوط آن را با خود بیرون آورده بود
15:18 لوط و کسانی را که با او بودند نهی کرد جز همسرش
15:24 و او برگشت و به همین دلیل هلاک شد
15:27 همسر شما نیز به همان عذابی مبتلا خواهد شد که بر قوم شما وارد شد
15:32 وقت هلاکت قوم تو صبح است
15:36 پس لوط وقت آنها را گرفت و به آنها گفت
15:39 بلکه در نابودی خود تسریع کردند
15:42 گفتند: آیا صبح نزدیک نیست؟
15:47 هنگامی که فرمان ما فرا رسید، بلندی را در آن پست قرار دادیم
15:54 بلندی آن را پست و سنگ هایی بر آن باریدیم
16:01 بر آن سنگ‌هایی از شیل فشرده باریدیم
16:10 توسط پروردگارت مشخص شده است
16:14 و از ستمکاران دور نیست
16:21 و چون آمد دستور داد که ما را تنبیه کنند
16:24 اوج روستایشان را کم کردیم
16:27 و بر آنها سنگ‌هایی از گِل که به صورت دسته‌بندی شده بود فرستادیم
16:32 معلمی با خدا
16:34 این چه سنگهایی است که بر قوم لوط بارید؟
16:39 از مشرکان قوم تو ای محمد دور از باریدن باران است
16:43 مگر اینکه از شرک خود توبه کنند
16:48 نتیجه از تفسیر طبری