از مجموعهٔ تفسير الطبري (اكتملت السلسلة) · درس 12 از 77

الخلاصة من تفسير الطبري | الحلقة (19-1) | سورة مريم | الآيات من (1) إلى (21)

◉ 0 بازدید ⏱ 11:39 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:05 نتیجه از تفسیر طبری
0:08 دکتر عقیل بن سالم الشمر آن را خلاصه کرد
0:14 سوره مریم
0:18 بسم الله الرحمن الرحیم
0:22 به عنوان یک چشم تیزبین
0:32 رحمت پروردگارت را نسبت به بنده اش زکریا یاد کن
0:37 هنگامى كه پروردگارش را نداى پنهانى خواند
0:44 گفت: پروردگارا من استخوانهایم ضعیف شده ام.
0:49 و سرش آتش گرفت
0:55 و من در دعای تو بدبخت نشدم پروردگارا
1:04 بسه ای غمگین
1:07 این ذکر رحمت پروردگارت نسبت به بنده اش زکریا است
1:12 هنگامى كه پروردگارش را خواند و با نداى پنهانى از او سؤال كرد
1:16 گفت: پروردگارا من استخوانهایم ضعیف شده ام.
1:20 و موهای خاکستری روی سرم پخش شد
1:22 پروردگارا از دعای تو بدبخت نشدم
1:25 چون قبلاً دعای من را ترک نکردی
1:28 وقتی که بهت نیاز داشتم بهت زنگ میزدم
1:31 بلکه جواب دادی و قبل از خودت راحتم کردی
1:36 و از پیروان پشت سرم ترسیدم
1:42 و همسرم نازا بود
1:49 پس به من سرپرستی از جانب خودت عطا کن
1:54 از من ارث می برد و از خاندان عاقوب ارث می برد
1:59 و خداوند او را راضی کرد
2:04 و از عموزاده ها و قبیله ام می ترسیدم
2:06 بعد از من از من ارث می برند
2:09 همسرم زایمان نمی کرد
2:11 پس از خودت پسری به من عطا کن که وارث و یاور باشد
2:16 او پس از مرگ من پول من را به ارث می برد
2:19 از خانواده اش عذاب نبوی به ارث می برد
2:22 و پروردگارا، نگهبانی را که به من عطا می کنی، خشنود کن
2:26 قبولش میکنی
2:28 و بندگانت در دین و اخلاق از او راضی خواهند بود
2:32 ای زکریا تو را به پسری به نام یحیی مژده می دهیم
2:46 ما هرگز او را سمی نکردیم
2:52 پس پروردگارش او را اجابت کرد
2:54 و به او گفت
2:55 ای زکریا به تو مژده می دهیم که پسری به نام یحیی به تو دادیم
3:01 ما به این پسر کسی را قبل از او به نام او ندادیم
3:08 گفت: پروردگارا من پسری خواهم داشت و همسرم نازا و به سن پیری رسیده است.
3:27 زکریا هنگامی که خداوند به او بشارت داد گفت که زنده خواهد ماند
3:31 پروردگارا، من پسری خواهم داشت و آن را چگونه خواهم داشت؟
3:37 و همسرم نازا است و نمی تواند باردار شود
3:40 او خیلی پیرتر از آن بود که با زنان همبستر شود
3:44 خشک شد و استخوان ها خشک شد
3:48 و زکریا این خبر را نزد پروردگارش تأیید کرد
3:51 از منظری که او صاحب فرزند می شود
3:55 درود خدا بر او منکر این نیست که آنچه خداوند به او وعده داده پسر بود
4:02 او نیز گفت
4:05 پروردگارت گفت: این بر من آسان است و من شما را قبلاً آفریدم و هیچ بودید.
4:20 خداوند در پاسخ به زکریا فرمود
4:23 این چیزی است که شما می گویید
4:26 چون همسرت عقیم است
4:28 و به سن پیری رسیده ای
4:32 اما پروردگارت می گوید
4:34 آنچه را که به من دادی از پسر خلق کن
4:37 من به شما اشاره کردم که نام او یحیی است
4:40 به علی توهین می شود
4:42 و این مخلوق آن چیزی نیست که به تو وعده دادم که از پسر به تو بدهم
4:46 من از خلقت شما شگفت زده شدم
4:48 زیرا من تو را آفریدم و به عنوان یک انسان عادی بزرگ کردم
4:53 قبل از خلقت من فرزندی به من ندادی که به تو بدهم
4:58 و هیچی نبود
5:01 گفت: پروردگارا به من نشانه ای عطا کن.
5:04 گفت: نشانه تو این است که سه شب با مردم صحبت نمی کنی
5:14 زکریا گفت
5:16 پروردگارا به من علم و مدرک عطا کن که فرشتگانت به من داده اند
5:22 تا قلبم آرام شود
5:25 خدا گفت
5:26 علامت شما برای آن
5:28 سه شب تا سالم با مردم حرف نمیزنی؟
5:34 شما نه لال هستید و نه بیمار که شما را از صحبت کردن باز می دارد
5:40 پس از محراب به سوی قوم خود بیرون آمد
5:43 پس به آنها الهام کرد که او را ستایش کنند
5:48 پس به آنها الهام کرد که صبح و شام خدا را تسبیح گویند
5:57 پس زکریا از محل نمازش به سوی قومش بیرون آمد که زبانش را از صحبت با مردم باز داشت
6:04 نشانه ای از جانب خداوند برای او در مورد صدق وعده ای که به او داده است
6:08 به آنها اشاره کرد
6:10 این علامت ممکن است با دست یا کتاب باشد
6:14 و غیر از آن چیزی که به وسیله آن می فهمد چه می خواهد
6:19 یا اگر صبح و عصر شنا کنند چه اشکالی دارد؟
6:23 امر به حمد و ثنای خداوند که همان یاد خداست، جایز است
6:28 شاید منظورش نماز بوده باشد
6:42 و از زکریا به دنیا آمد
6:45 وقتی به دنیا آمد خداوند به او فرمود
6:48 ای یحیی تورات را جدی بگیر
6:51 ما در جوانی به او کتاب خدا را درک کردیم
6:55 قبل از اینکه به دندان مردان برسد
6:59 نسبت به ما مهربانی کرد و او را تطهیر کرد و پرهیزگار بود
7:09 رحمت و محبت ما نسبت به او
7:12 یحیی را پسرانه به حکومت آوردیم
7:15 و به او پاکی از گناهان دادیم
7:19 از خدا می ترسید و وظایف خود را انجام می داد و از زنا دوری می کرد
7:24 به اطاعت از او عجله کرد
7:28 با پدر و مادر مهربان بود و ظالم و نافرمان نبود
7:36 و سلام بر او روزی که به دنیا آمد و روزی که می میرد و روزی که زنده برانگیخته می شود.
7:45 او به پدر و مادرش وفادار بود
7:47 او آنقدر مغرور نبود که از پروردگار و پدر و مادرش اطاعت کند
7:52 اما در برابر خدا و پدر و مادرش خاضع و خاضع بود
7:58 و امان از خدا در روزی که به دنیا آمد
8:01 از شیطان همان بدی را که او بر بنی آدم می آورد
8:06 و از وسوسه های قبر و وحشت قیامت او را از جانب خداوند حفظ کند
8:11 و در روز قیامت از عذاب خداوند در امان خواهد بود
8:17 و در این کتاب از مریم یاد کن وقتی که از خانواده خود به مکانی شرقی رفت
8:26 پس از آنان پرده ای برگرفت، پس روح خود را به سوی او فرستادیم
8:39 او نماینده یک انسان عادی برای او است
8:45 و یاد کن ای محمد در کتاب خدا که مریم دختر عمران بر تو نازل کرده است.
8:51 وقتی از خانواده بازنشسته شد
8:54 بنابراین قبل از طلوع خورشید به جای غروب آن، خود را در مکانی حک کرد
8:59 پس از خانواده خود پوششی گرفت تا او را از آنها و از مردم حفظ کند
9:04 پس جبرئیل را به سوی او فرستادیم
9:07 پس به صورت انسانی از خلقت برابر در میان آنها بر او ظاهر می شود
9:13 گفت: اگر پرهیزگار باشید از شما به خدای رحمان پناه می برم.
9:22 گفت: من فقط فرستاده پروردگارت هستم تا پسری پاک به تو بدهم.
9:33 مریم از رسول ما می ترسید و گمان می کرد که او مردی است که می خواهد او به خود آسیب برساند
9:39 گفت: از تو از خدای مهربان پناه می‌خواهم تا آنچه را که بر تو حرام کرده است، از من بگیری.
9:47 اگر نسبت به او تقوا داشته باشی از محارمش دوری می‌کنی
9:51 روح ما به او گفت: ای مریم من فقط فرستاده پروردگارت هستم.
9:57 مرا نزد تو فرستاد تا خداوند پسری پاک از گناه به تو عطا کند
10:03 گفت: من پسرم و هیچ انسانی به من دست نزده و فاحشه نیستم.
10:18 همچنین فرمود: «پروردگارت فرمود: بر من آسان است
10:24 و او را نشانه ای برای مردم و رحمتی از جانب خود قرار دهیم
10:32 موضوع بحث برانگیزی بود
10:38 مریم به جبرئیل گفت: چگونه می توانم پسری داشته باشم؟
10:43 هیچ انسانی از نسل آدم با من ازدواج حلال نکرد
10:48 من مرتکب زنا نشدم، پس از روی غرض حرام این کار را کردم
10:53 جبرئیل به او گفت: این همان چیزی است که تو توصیف می کنی.
10:57 چون هیچ انسانی به تو دست نزد و تو فاحشه نبودی
11:02 اما پروردگارت گفت
11:05 خلقت پسر آسان است و خلق او برای من سخت نیست
11:10 و تا آن پسر را بسازیم که نشانه و دلیلی بر خلقت من به تو بدهیم
11:15 و رحمت ما بر شما
11:18 خلقت او از تو چیزی بود که خدا مقدر کرده بود
11:22 او به قضاوت خود ادامه داد و از قبل می دانست که یک موجود است