از مجموعهٔ تفسير الطبري (اكتملت السلسلة) · درس 50 از 77

الخلاصة من تفسير الطبري | الحلقة (18-4) | سورة الكهف | الآيات من (51) إلى (74)

◉ 0 بازدید ⏱ 14:26 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:05 نتیجه از تفسیر طبری
0:08 دکتر عقیل بن سالم الشمری آن را خلاصه کرد
0:13 سوره کهف
0:15 بسم الله الرحمن الرحیم
0:23 نه آفرينش آسمانها و زمين و نه آفرينش خود آنها را گواه نگرفت
0:30 نه خود را آفرید و من گمراهان را تکیه گاه نمی گیرم
0:40 شیطان و فرزندانش آسمانها و زمین را نیافریده اند
0:45 و همچنین بر خلقت برخی از آنها شهادت ندادم
0:49 پس از او در خلقتش یاری می طلبم
0:51 بلکه در ایجاد همه اینها بدون هیچ منصوب یا حامی منحصر به فرد بود
0:56 و من کسی را که به حق رهنمون نمی شود یاور و یاور نمی گیرم
1:02 و روزی که می فرماید: شرکای من را که ادعا کردید بخوانید.
1:09 پس آنها را صدا زدند، ولى آنها را اجابت نكردند، و ما در ميان آنها گذر كرديم
1:18 و یک روز خدا می گوید
1:21 من کسانی را که می گویید شریک من در عبادت هستند دعوت می کنم
1:26 برای حمایت از شما و محافظت از شما در برابر من
1:29 پس از آنان کمک طلبیدند، اما آنان را یاری نکردند
1:33 و ما را در زمره این مشرکان قرار داد
1:36 و در دنیا شریکی غیر از خدا نخواندند که باعث هلاکت آنها شود
1:57 و مشرکان در آن روز آتش را دیدند
2:02 می دانستند که وارد آن شده اند
2:05 از آتشی که دیدند چیزی نیافتند
2:08 نرخی که به آن تعدیل می کنند
2:11 زیرا خداوند آنها را مجبور به این کار کرده است
2:14 ما در این قرآن هر سرمشقی را برای مردم آورده ایم
2:24 انسان بحث برانگیزترین چیز بود
2:31 ما هر مثالی را در این قرآن برای مردم بیان کردیم
2:36 و آنها را از هر لقمه ای به آن سفارش می کردیم
2:39 ما به هر بهانه ای به آنها اعتراض کردیم تا یاد کنند و توبه کنند
2:44 انسان منافق ترین و منافق ترین چیز بود
2:49 نه از حق توبه می کند و نه برای مصیبت سرزنش می شود
2:54 و چه چیزی باعث شد که مردم ایمان نیاورند وقتی هدایت به سراغشان آمد
3:00 و از پروردگارشان طلب آمرزش می کنند مگر اینکه سنت پیشینیان به آنها برسد
3:16 یا عذاب پیش از آن به سراغشان می آید
3:24 ای محمد ایمان به خدا
3:26 هنگامی که بیان خداوند به آنها رسید
3:28 و طلب آمرزش از آنچه انجام می دهند برای رهایی از شرکشان
3:33 مَثَل ما جز آمدن آنان از امّتهایی است که پیش از خود پیامبرشان را تکذیب کردند
3:39 یا عذاب را برایشان آشکار بیاور
3:44 ما پیامبران را جز بشارت دهنده و بیم دهنده نمی فرستیم
3:50 کسانی که کافر شدند برای اثبات حق با باطل مجادله می کنند
3:57 و آیات من را گرفتند، و آنچه را که به آن انذار کردند، تکان دادند
4:03 ما رسول خود را جز برای بشارت دادن به اهل ایمان و ایمان نمی فرستیم
4:08 با پاداش بزرگ در آخرت
4:11 و انذار كسانى كه به او كافر شدند و او را تكذيب كردند، عذاب او بزرگ است
4:16 او با کسانی که خدا و رسولش را به دروغ تکذیب می کنند، مجادله می کند
4:21 ما رسول خود را برای مجادله و مجادله نمی فرستیم
4:26 و با آنان به باطل مجادله می کنید تا حق را باطل کنید و آن را از بین ببرید و از بین ببرید
4:33 کافران به خدا دلایل او را دلیل بر ضد خود قرار دادند
4:38 و کتابش را که بر آنها نازل کرد
4:41 و نذرهایی که به آنها هشدار می دهم مسخره است و آنها آنها را مسخره می کنند
4:47 کیست ستمکارتر از کسی که به آیات پروردگارش متذکر شده، ولی از آنها روی برگرداند و دستهایش را فراموش کند؟
4:57 همانا بر دلهایشان پرده ها قرار دادیم تا آن را بفهمند و در گوش هایشان کری قرار دادیم.
5:07 و اگر آنها را به هدایت دعوت کنی هرگز هدایت نخواهند شد
5:15 کیست ستمکارتر از کسی که آیات و دلایلش را به او یادآوری کند؟
5:20 پس او را به راه هدایت هدایت کن و به راه نجات هدایت کن
5:26 پس از آیات و دلایل او روی گردان
5:29 گناهان کبیره ای را که مرتکب شده بود فراموش کرد و توبه نکرد
5:34 ما آن را بر دلهای کسانی که از آیات خدا روی گردانند قرار دادیم
5:39 پوشش می دهد تا او را درک نکنند
5:42 و در گوشهایشان سنگینی است تا او را نشنوند
5:46 و اگر تو ای محمد، کسانی را که از آیات خدا روی گردانند به حق بخوان.
5:53 آنها هرگز به حقیقت پایبند نخواهند بود
5:57 زیرا خداوند بر دلها و شنوایی و دیدهایشان مهر زده است
6:13 و پروردگارت، ای محمد، گناهان بندگانش را می پوشاند و آنها را می بخشد، اگر از گناهان توبه کنند.
6:20 مهربان ترین
6:21 كاش كسانى كه از آيات او روى گردانده اند در برابر گناهان و اعمال زشتى كه مرتكب شده اند بازخواست مى شوند.
6:28 برای تعجیل در عذابشان
6:31 اما این به خاطر رحمت او نسبت به خلقش است
6:33 بی رحم، رحمت، رحمت، رحمت، رحمت، رحمت
6:39 اما این به خاطر رحمت او نسبت به خلقش است
6:42 با آنها این کار را نمی کند
6:44 اما آنها یک قرار ملاقات دارند
6:47 این مشرکان پناهی نمی یابند که به آن پناه ببرند
6:51 و با او از عذاب خدا نجات می یابند
6:55 و آن شهرها را به خاطر ستم کردنشان ویران کردیم
7:01 و براى هلاكت آنها وقت معين كرديم
7:06 آن روستاها از عاد و ثمود و اهل نخلستان هستند
7:12 ما اهل آن را هلاک کردیم، هنگامی که به خدا و آیات او ستم کردند و کافر شدند
7:17 و برای هلاکت آنها زمان و مدتی قرار دادیم
7:21 این گونه، ای محمد، برای این مشرکان در میان قوم تو مجلسی قرار دادیم
7:27 اگر آن تاریخ به آنها برسد، آنها را نابود می کنیم
7:32 و هنگامى كه موسى به دخترش گفت: تا به مجتمع بحرين نرسم و چند روزى را سپري كنم از آنجا خارج نخواهم شد.
7:42 و ای محمد به خاطر بیاور هنگامی که موسی به بنده خود یوشع گفت
7:46 هنوز راه می روم تا به مجموعه دریای روم و دریای پارس برسم
7:52 یا زندانی برای زمان و ابدیت
7:55 وقتی به جمعی بین آنها رسید، دوستی خود را فراموش کردند
8:01 آنها زندگی خود را فراموش کردند، بنابراین او به صورت دسته جمعی راهی دریا شد
8:09 وقتی موسی و پسرش به مجتمع بحرین رسیدند
8:13 زندگی آنها را فراموش کنید
8:15 پس نهنگ مانند لانه راهی در دریا در پیش گرفت
8:19 تا اینکه موسی نزد او برگشت و او را دید
8:21 وقتی گذشت، به دخترش گفت: ناهار ما را بیاور.
8:30 ناهارمان را برایمان بیاور ما متوجه شدیم که این یک ناامیدی از سفر ما است
8:39 وقتی موسی و خدمتکارش از مجتمع بحرین گذشتند
8:43 موسی به پسرش یوشع گفت
8:46 ناهارمان را آوردیم
8:48 ما سختی و خستگی را از سفر خود تجربه کرده ایم
8:53 گفت: دیدی وقتی به صخره پناه بردیم نهنگ را فراموش کردم؟
9:01 نهنگ را فراموش کردم و هیچ کس جز شیطان باعث نمی شود او را فراموش کنم
9:09 با تعجب راهش را به دریا رساند
9:14 پسرش موسی گفت
9:16 دیدی کی به سنگ پناه گرفتیم؟
9:19 نهنگ رو اونجا فراموش کردم
9:22 و هیچ کس مرا فراموش نمی کند که نهنگ را ذکر کنم جز شیطان
9:26 موسی از مسیر نهنگ در دریا شگفت زده شد
9:31 گفت این همان چیزی است که ما می‌خواهیم
9:35 ردپای آنها داستان هایی را به همراه داشت
9:40 یکی از خدمتکاران ما را پیدا کردند
9:44 رحمتی از جانب خود به او دادیم
9:49 رحمتی از جانب خود به او دادیم
9:54 علم را از خودمان به او آموختیم
9:59 موسی به دخترش گفت
10:01 ما پرسیدیم که شما را فراموش کنید، ماهی ها
10:04 چون به موسی گفته شد
10:06 همدمت را میخواهی جایی که حوت را فراموش کنی
10:10 پس به راهی که رفته بود بازگشت
10:14 از میان بندگان ما مردی دانا یافتند
10:17 رحمتی از جانب خود به او عطا کردیم
10:20 ما هم از خودمان به او علم آموختیم
10:24 موسی به او گفت
10:27 آیا من شما را دنبال می کنم تا به من آموزش دهید؟
10:31 از آنچه از روشا یاد گرفتم
10:34 گفت تو نمی توانی با من صبوری کنی
10:40 چگونه می توانید در مورد چیزی که از آن اطلاعی ندارید صبور باشید؟
10:45 موسی به دنیا گفت
10:48 اگر به من علم بیاموزی باید از تو پیروی کنم؟
10:52 خداوند آنچه را که هدایت به حق است به شما آموخته است
10:55 و مدرک هدایت
10:57 دانشمند گفت
10:59 تو با من صبور نخواهی بود
11:02 این به این دلیل است که من با دانش درونی کار می کنم
11:05 خدا به من یاد داد
11:07 شما جز به معنای ظاهری اشیاء علم ندارید
11:10 در برابر اعمالی که می بینید صبور نباشید
11:13 ای موسی چگونه می توانی بر اعمالی که از من می بینی صبر کنی؟
11:18 که شما هیچ اطلاعی از آن ندارید
11:22 گفت انشاءالله مرا صبور خواهی یافت
11:28 از فرمان شما سرپیچی نمی کنم
11:32 گفت: پس تو دنبال من بیای.
11:34 از من چیزی نپرس
11:37 تا اینکه به شما اشاره کرد
11:41 موسی گفت
11:43 ان شاء الله مرا به آنچه از تو می بینم صبور خواهی یافت
11:47 حتی اگر با چیزی که فکر می کنم درست است در تضاد باشد
11:50 من آنچه را که به من دستور دهید انجام خواهم داد
11:53 حتی اگر با من موافق نباشد
11:56 عالم به موسی گفت
11:59 اگه الان دنبالم کن
12:02 در مورد هر کاری که انجام می دهم و شما آن را قبول ندارید از من نپرسید
12:06 تا زمانی که به شما بگویم از اعمالی که انجام می دهم چه می بینید
12:11 من به شما نشان خواهم داد که چگونه است
12:12 و من اخبار مربوط به او را به شما خواهم گفت
12:15 پس به راه افتاد تا زمانی که سوار کشتی شدند، کشتی را شکست
12:22 گفت: آن را نابود کردی تا مردمش را غرق کنی. شما به چیز وحشتناکی رسیده اید
12:29 پس موسی و آن عالم به راه افتادند و با من راه افتادند و از من کشتی خواستند تا سوار شوند
12:35 حتی اگر به آن ضربه بزنند، سوار کشتی می شوند
12:39 وقتی سوار شدند، دنیا کشتی را شکست
12:43 موسی به او گفت
12:45 بعد از اینکه وارد دریا شدیم تا مردمش را غرق کنیم، آن را شکستم
12:50 کار بزرگی کردی و کار بدی کردی
12:55 گفت: مگر نگفتم که نمی توانی بر من صبر کنی؟
13:03 فرمود: مرا در برابر آنچه فراموش کرده‌ام حساب مکن و در کارم بر من سختی مگذار.
13:11 عالم به موسی گفت
13:14 آیا نگفتم بر اساس آنچه از اعمال من می بینید، نمی توانید با من صبر کنید؟
13:20 چون چیزی را می بینید که نمی دانستید
13:24 موسی به او گفت
13:26 مرا به خاطر چیزی که فراموش کردم سرزنش نکن
13:29 و با تو بودن و همراهی من با تو را بر من سخت مگردان
13:33 پس به راه افتاد تا اینکه با پسری آشنا شد و او را کشت
13:40 گفت: جان پاکی را برای جان دیگری کشته ای، کاری مذموم کردی.
13:54 پس به راه افتاد تا اینکه با پسری برخورد کرد و عالم او را کشت
14:01 موسی به او گفت
14:03 روح پاکی را کشتم که گناهی نداشت
14:07 شما کار مذموم و ناشناخته ای انجام داده اید
14:15 نتیجه از تفسیر طبری