از مجموعهٔ تفسير الطبري (اكتملت السلسلة)
· درس 35 از 80
الخلاصة من تفسير الطبري | الحلقة (27-2) | سورة النمل | الآيات من (27) إلى (55)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
نتیجه از تفسیر طبری
0:08
دکتر عقیل بن سالم الشمری آن را خلاصه کرد
0:12
سوره نمل
0:16
بسم الله الرحمن الرحیم
0:22
گفت: ببینیم راست می گویی یا دروغ می گویی.
0:30
با این نامه من برو و به آنها بده، سپس از آنها روی گردان و ببین چه برمی گردانند
0:45
سلیمان به هوپو گفت: «ما بررسی می کنیم که چه بهانه ای آوردی.»
0:51
آیا به همه اینها اعتقاد داشتید یا از دروغگویان آن بودید؟
0:56
Go with this book of mine and give it to them
1:00
پس از آنها روی برگردان و به آنها نزدیک شو و ببین چه چیزی برمیگردانند
1:07
گفت: ای بزرگان، نامه شریفی به من داده شده است
1:15
پس حافظ نامه سلیمان را نزد او برد و به او داد
1:22
چون آن را خواند به بزرگان قومش گفت
1:26
ای بزرگواران نامه ای شریف به من رسیده است
1:31
She described it as cream because it was sealed
1:35
گفته شد از جانب پادشاهی است، پس از سخاوت صاحبش آن را توصیف کرد
1:42
از جانب سلیمان است و بسم الله الرحمن الرحیم است
1:52
مبادا بر من برتری داشته باشی و مسلمان نزد من بیایی
1:59
گفت: ای بزرگان کتابی به من داده شده که در آن نوشته شده است
2:06
بسم الله الرحمن الرحیم
2:09
مغرور مباش و به آنچه تو را به آن دعوت کرده ام مغرور مکن
2:14
و به سوی من بیا که تسلیم خدا در یگانگی و اطاعت باشد
2:20
گفت: ای بزرگان به من فتوا دهید. تا تو شهادت ندهی در موردی تصمیم نمیگیرم
2:30
گفتند: ما مردان نیرومند و توانا هستیم.
2:37
آنها قدرت زیادی دارند و کار به عهده شماست، پس ببینید چه دستوری می دهید
2:45
She said to the nobles of her people
2:49
در مورد موضوعی که در رابطه با موضوع نویسنده این کتاب که به من ارائه شده است مرا راهنمایی کنید.
2:56
تا زمانی که شاهد من نباشی و در مورد آن با تو مشورت نکنم، تصمیم نمیگیرم
3:02
بزرگان قوم ملکه سبا گفتند:
3:05
We are strong in fighting and very brave in war
3:10
ای ملکه، موضوع جنگ و ترک آن به عهده توست
3:15
پس آنچه را که می بینی ببین، و ما از فرمان تو پیروی می کنیم
3:20
او گفت: اگر پادشاهان به شهری وارد شوند، آن شهر را خراب می کنند و شریف ترین مردم آن را تحقیر می کنند و این کار را انجام می دهند.
3:35
صاحب سبا می گفت اگر پادشاهان به زور و زور وارد شهری می شدند آن شهر را ویران می کردند و شریف ترین مردم آن را با به بردگی گرفتن آزادگان ذلیل می کردند.
3:49
اخبار پادشاهان در این مکان محدود بود، پس خداوند فرمود
3:55
به قول صاحب سبا اگر پادشاهان به زور وارد روستایی شوند چه می کنند
4:02
و من با هدیه ای به سوی آنها فرستاده شده ام تا ببینیم پیامبران چه چیزی را باز می گردانند
4:15
نقل شد که گفت من را با هدیه ای نزد سلیمان فرستادند تا او را بیازمایند که آیا او مادر پیامبری است یا خیر.
4:25
بنابراین اگر به تجربه و عملکرد او در مورد هدیه ای که برایش فرستادم نگاه کنم، پیام رسان هایم برگردانده می شوند.
4:32
آیا باید بپذیرد و ما را ترک کند یا هدیه را برگرداند و بر خواسته ما مبنی بر پیروی از دینش ثابت قدم بماند؟
4:41
وقتی سلیمان آمد گفت: آیا به من پول می دهی، زیرا آنچه خدا به من داده بهتر از آن است که به تو داده است، بلکه از هدیه خود خوشحال می شوی.
5:05
به سوی آنها بازگرد و نیروهایی را برایشان بیاوریم که نمی پذیرند و ذلیل و مطیع از آن بیرون بیاوریم.
5:31
سلیمان گفت: هنگامی که رسول خدا از جانب آن زن با هدایای او آمد، آیا به من مالی میدهی که خداوند بیش از آنچه به تو داده، مال و دنیا به من داده است؟
5:47
من از هدیه ای که به من دادی خوشحال نیستم، اما شما از هدیه ای که به شما داده شده خوشحال هستید، زیرا شما افرادی هستید که به دنیا می بالید و از آن غرور می کنید و دنیا و پول آن نیاز من نیست.
6:05
سليمان گفت: به سوي آنها برگرد تا سربازاني را برايشان بياوريم كه نه توان نگهداشتن آنها را دارند و نه توان دفع آنها را از آنچه از آنها ميخواستند خواهند داشت و كساني را كه تو را ذلّتفرستادند بيرون ميكنيم و اگر مسلمانان نزد من نروند تسليم خواهند شد.
6:25
گفت: ای بزرگان، کدام یک از شما تاج و تخت او را پیش از آن که مسلمانان نزد من بیایند، برای من می آورند؟
6:36
حضرت سلیمان به بزرگان حاضرین در میان سربازانش، اعم از جن و انس، گفت
6:41
ای بزرگان، کدام یک از شما بستر او را از اموالش برای من میآورد، پیش از آنکه با میل و رغبت نزد من بیایند؟
6:50
دلیلی که سلیمان آوردن تاج و تخت آن زن را برگزید، این بود که آن را دلیلی برای او در نبوت خود قرار دهد و او را از قدرت و عظمت خدا آگاه سازد.
7:03
او تاج و تخت خود را در خانه ای در جوف ابیات که بسته و قفل بود، رها کرد
7:10
پس خداوند آن را بدون هیچ دریچه و قفلی بیرون آورد تا اینکه آن را به ولی خود در میان مخلوقاتش سپرد و به او سپرد.
7:19
از این جهت، او بزرگترین شواهد را برای صحت آنچه سلیمان او را به سوی آن فرا خوانده بود و برای راستگویی سلیمان در آنچه که درباره نبوت خود به او آموخته بود، داشت.
7:31
دیویی از جنیان گفت: پیش از آن که از جای خود برخیزید آن را نزد شما می آورم و من بر آن نیرومند و امین هستم.
7:46
یکی از رهبران سرکش و نیرومند جنیان گفت: من تاج و تخت او را برای تو می آورم پیش از آن که از این کرسی خود بلند شوی و بر آن نیرومندم و به جواهر موجود در آن وفادارم و به آن خیانت نمی کنم.
8:02
چنانکه گفته شد در میان مردم به قضاوت می نشست و ذکر کرد که تا ظهر می نشست
8:12
آن که علم به کتاب دارد، گفت: پیش از آن که افکارت به سوی تو برگردد، آن را برای تو می آورم.
8:24
چون دید او نزد او می ماند، گفت: این از فضل پروردگار من است تا مرا بیازماید که آیا شکرگزار باشم یا کافر شوم.
8:39
هر کس شکر گزاری کند فقط برای خود شکر می کند و هر کس کافر شود پروردگار من غنی و سخاوتمند است.
8:52
آن کس که از کتاب خدا علم داشت و از فرزندان آدم بود، گفت: پیش از آنکه بینایی به تو بازگردد، آن را نزد تو میآورم.
9:05
هنگامی که سلیمان تخت ملکه سبا را در کنار خود دید، گفت: «این است قدرت و فرمانروایی و قدرتی که من در آن هستم.»
9:15
تا این که این تخت به اندازه بازگشت گروهی از مأرب به شام، از فضل پروردگارم که به من عطا کرد تا مرا بیازماید و بیازماید، برای من آوردند.
9:28
از کسی که این کار را با من کرد تشکر می کنم یا اینکه با غفلت از شکر نعمت او را انکار کنم؟ و هر كس نعمت خدا را بر من شكر كند، فقط به خاطر سود طلبى خود سپاسگزار است.
9:40
زیرا این کار جز خود او سودی نخواهد داشت، زیرا خداوند در میان مخلوقات خود به احدی نیاز ندارد و هر که نعمت او را انکار کند به خود ستم کرده است.
9:51
خداوند سخاوتمند است و سخاوتمند است. یکی از سخاوت او این است که به منکران نعمت عطا می کند و آن را حلقه ای قرار می دهد که از طریق آن به گناه منتهی می شوند.
10:03
گفت: تخت او را تکذیب کن، خواهیم دید که آیا او هدایت میشود یا از کسانی است که هدایت نمیشوند.
10:14
سلیمان گفت: چون تخت صاحب سبا آمد، تخت او را برای این زن عوض کردند، خواهیم دید که آیا او عاقل خواهد بود و ثابت می کند که تختش مال اوست یا از کسانی خواهد بود که از عقل استفاده نمی کنند و نمی توانند تخت او را تأیید کنند.
10:32
وقتی آمد، گفتند: این تخت توست؟ او گفت: «انگار که هست.» پیش از او به ما علم داده شد و مسلمان بودیم
10:50
چون صاحب سبا آمد، سلیمان تخت او را برای او بیرون آورد و به او گفت: این تخت توست؟ گفت و با او مقایسه کرد، انگار خودش بود.
11:04
سلیمان گفت: به ما علم خدا و توانایی او در انجام آنچه بخواهد داده شده است و پیش از آن مسلمان بودیم.
11:14
آنچه او را از عبادت غیر خدا باز داشت این بود که از قوم کافر بود
11:47
اگر هم گفته می شد و خداوند با توفیق در اسلام او را از این کار باز داشت، نظر صحیحی هم بود.
11:57
به او گفته شد که وارد عمارت شد، اما چون آن را دید، گمان کرد آنجا عمیق است و پاهای خود را آشکار کرد. او گفت که این ساختمان از بطری ساخته شده است
12:15
گفت: پروردگارا من به خود ستم کردم و با سلیمان تسلیم خدای پروردگار جهانیان شدم.
12:27
نقل شد که چون صاحب سبا به خواست او آمد، سلیمان به شیاطین فرمان داد، پس برای او برجی ساختند که مانند سقفی از شیشه بود.
12:38
و آب از زیر آن جاری شد تا با این کار عقلش را بیازماید و زن چون عمارت را دید، به خاطر آرامش حیوانات آب، آن را سفید پنداشت. زیر آن دریای عمیقی بود.
12:51
پس بخشی از پاهای خود را در معرض دید سلیمان قرار داد تا از آن عبور کند. سلیمان به او گفت: این یک دریا نیست، بلکه ساختمانی است که از بطری ها ساخته شده است.
13:04
زن سبا گفت: پروردگارا من در عبادت خورشید و سجده بر کمتر از تو به خود ستم کردم.
13:13
او با سلیمان نجات یافت و از طریق توحید تسلیم خدا شد و او را برای الوهیت و ربوبیت به استثنای دیگران جدا کرد.
13:23
برادرشان صالح را نزد ثمود فرستادیم تا خدا را عبادت کند، اما آنها دو گروه با هم نزاع کردند
13:37
و به سوى ثمود برادرشان صالح فرستاديم تا خداى يكتا را بپرستند و شريكى نداشته باشند و جز او معبودى براى او قرار ندهند.
13:48
در آنچه آنها را به آن فراخواند، قومش دو دسته شدند که به منازعه پرداختند، گروهی به او ایمان آوردند و گروهی به او کافر شدند و به آنچه او آورد کافر شدند.
14:00
گفت: ای قوم من، چرا در انجام کار بد پیش از نیکی می شتابید، اگر از خداوند آمرزش نخواهید، شاید مورد رحمت قرار بگیرید.
14:16
صالح به قوم خود گفت: ای قوم من، به چه دلیل عذاب خدا را پیش از رحمت تعجیل می کنید؟ آیا به خاطر کفر خود به درگاه خدا توبه نمی کنید؟
14:27
پس پروردگارت تو را به جرم بزرگت می بخشد تا پروردگارت با طلب آمرزش برای کفر تو، تو را بیامرزد.
14:35
گفتند: با تو و آنهایی که با تو هستند پرواز می کنیم. گفت: پرواز شما با خداست، بلکه شما قومی هستید که مورد آزمایش قرار می گیرید.
14:51
ثمود به رسولش صالح گفت: ما نسبت به تو و پیروانمان که با تو هستند بدبین میشویم و پرندگان را سرزنش میکنیم که به واسطه تو و آنها بلاها و بلاها به ما و آنها میرسد.
15:04
صالح به آنان پاسخ داد و گفت: هر پرنده ای را به خاطر مصیبتی که به شما می رسد سرزنش کنید، خداوند داناتر است، او نمی داند چه خواهد شد.
15:16
آیا به مصیبت ها و سختی ها نمی اندیشی یا به رفاه و امید و محبت امیدوار نیستی؟
15:24
بلكه شما قومي هستيد كه پروردگار شما را هنگامي كه مرا نزد شما فرستاده آزمايش مي كند. آیا از او اطاعت میکنید و او به شما پاداش فراوان میدهد، یا او را نافرمانی میکنید و عذاب او به شما میرسد؟
15:39
در شهر 9 نفر بودند که در زمین فساد می کردند و نیکی نمی کردند
15:47
و در شهر صالح، که حجر ثمود است، نه نفر بودند که در زمین فساد می کردند و نیکی نمی کردند.
15:55
فساد آنها در زمین، کفرشان به خدا و نافرمانی آنها از او بود
16:01
خداوند فقط این نه نفر را برای اخبار مربوط به آنها انتخاب کرد، زیرا آنها همانطور که شنیدیم پشت شتر را جستجو کردند و در آن همکاری کردند.
16:13
گفتند: با خدا شریک کن که شب را با او و خانواده اش بگذرانیم، سپس به وارثش بگوییم: ما هلاک خانواده او را ندیده ایم و راست می گوییم.
16:31
این نه نفر گفتند: ای مردم با خدا بیعت کنید، شب را با صالح و خاندانش بگذرانیم، او را بکشیم، سپس به وارثش می گوییم: ما هلاک خانواده او را ندیده ایم و راست می گوییم که هلاک شدن خانواده او را ندیده ایم.
16:52
و مکر کردند، و ما مکر کردیم، در حالی که آنها متوجه نشدند. پس بنگر که نتیجه مکر آنها چه شد که ما آنها و تمام قومشان را هلاک کردیم.
17:10
این 9 نفر با لشکرکشی شبانه به صالح برای کشتن او و خانواده اش به او خیانت کردند و صالح متوجه نشد، پس آنها را گرفتار کردیم و عذابشان کردیم و عذابشان را تعجیل کردیم در حالی که متوجه فریب ما نشدند.
17:30
پس ای محمد به عاقبت خیانت ثمود با چشم دل بنگر که چگونه شد که ما نه مرد و قومشان را از قوم ثمود با هم هلاک کردیم ولی هیچ یک را زنده نگذاشتیم.
17:45
خانه های آنهاست که به خاطر آنچه ستم کردند خالی است. همانا در این نشانه ای است برای مردمی که می دانند
17:58
و کسانی را که ایمان آوردند و ترسیدند نجات دادیم
18:04
این خانه های آنهاست که خالی از آنهاست. خداوند آنان را با ستم به خود و شرک ورزیدن به خدا و تکذیب رسولشان هلاک کرد و نابود کرد.
18:17
همانا در عمل ما با ثمود، هشداری است برای کسانی از قوم تو که می دانند ما با آنها چه کردیم و آنچه را از جانب پروردگارت برایشان آوردی تو را تکذیب کردند.
18:28
و ما از عذابی که به مرگ رسولمان صالح و کسانی که به او ایمان آوردند آوردیم نجات یافتیم و از ایمان خود و از دوستشان صالح که بر قومشان آمد ترسیدند.
18:42
اینچنین ای محمد، تو و پیروانت را نجات خواهیم داد، هنگامی که عذاب خود را بر مشرکان قوم تو قرار دهیم.
18:50
و لوط هنگامى كه به قوم خود گفت: آيا در حالى كه مىبينيد فحشا مىكنيد؟
18:58
آیا میل جنسی به مردان نسبت به زنان دارید؟ بلکه شما مردمی نادان هستید
19:12
و لوط را به سوى قومش فرستاديم، آنگاه كه به آنها گفت: اى قوم من، آيا كار زشتى مرتكب مىشويد در حالى كه مىبينيد آن كار زشتى است؟
19:23
شما می دانید که هیچ کس قبل از شما این کار را نکرده است
19:29
آیا از روی میل با مردان، بدون عورت زنان که خداوند برای شما در ازدواج حلال کرده است، همبستر می شوید؟
19:39
این چیزی نیست جز قوم احمقی که از حق بزرگ خداوند بر شما بی خبرند
19:48
نتیجه از تفسیر طبری