از مجموعهٔ تفسير الطبري (اكتملت السلسلة) · درس 67 از 80

الخلاصة من تفسير الطبري | الحلقة (12-5) | سورة يوسف | الآيات من (77) إلى (100)

◉ 0 بازدید ⏱ 17:40 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:05 نتیجه از تفسیر طبری
0:08 دکتر عقیل بن سالم الشمری آن را خلاصه کرد
0:12 سوره یوسف
0:17 بسم الله الرحمن الرحیم
0:22 گفتند اگر دزدی کند برادرش قبلا دزدی کرده است
0:30 یوسف آن را در خود مخفی نگه داشت و برای آنها آشکار نکرد
0:36 گفت: تو در جای بدی هستی.
0:41 خدا بهتر می داند که شما چه چیزی را توصیف می کنید
0:47 گفتند اگر دزدی کند برادرش قبلا دزدی کرده است
0:52 منظورشان یوسف است
0:54 یوسف آن را در خود پنهان کرد و برای آنان آشکار نکرد
0:58 گفت: تو در نزد خدا به سبب اعمال قبلی خود بدی.
1:04 و خداوند داناتر است که در آنچه برادرش بن یمین را توصیف می کنید به چه دروغ می گویید
1:11 گفتند ای عزیز پدر پیری دارد
1:19 یک پیرمرد، پس یکی از ما جای او را گرفت
1:25 ما تو را یکی از نیکوکاران می‌بینیم
1:32 برادران یوسف گفتند
1:34 ای پادشاه، او پدر پیری دارد که به او محبت کرده اند
1:40 پس به جای بن یمین یکی از ما را بردار و بردار
1:46 ما تو را یکی از نیکوکاران در اعمالت می‌بینیم
1:50 گفت: خدا نكند كه ما چيزى ببريم مگر كسى كه مال خود را نزد او پيدا كنيم.
1:59 مگر کسی که کالای خود را در او یافتیم. به راستی که ما ستمکار خواهیم بود
2:10 یوسف به برادرانش گفت
2:13 به خدا پناه می برم از اینکه شخص بی گناهی را بگیرم غیر از کسی که اموال خود را نزد او یافتیم
2:19 آن وقت کاری را انجام می دهیم که حق نداریم و با مردم ناعادلانه رفتار می کنیم
2:25 وقتی از او کمک خواستند نجات یافتند
2:31 بزرگ‌شان گفت: آیا نمی‌دانستی که پدرت بر تو بند زده است؟
2:40 عهد و پیمانی از جانب خداوند و پیش از آنچه یوسف را اجابت کردی بر تو نازل شده است
2:50 من زمین را ترک نمی کنم تا پدرم به من اجازه دهد یا خدا برای من تصمیم بگیرد
2:57 او بهترین حاکمان است
3:02 هنگامی که از او نومید شدند و شدت او را در امورش دیدند
3:06 به هم گفتند
3:08 چی میبینی؟
3:10 بزرگشان گفت
3:12 ای مردم آیا نمی دانستید که پدرتان یعقوب است؟
3:16 او عهد و پیمان خدا را بر شما گرفته است
3:20 ما همه را برای او می آوریم مگر اینکه در محاصره شما باشد
3:24 و پیش از این که این کار را انجام دهی، از یوسف غفلت کردی
3:29 من سرزمینی را که هستم ترک نمی کنم
3:32 تا اینکه پدرم اجازه داد آن را ترک کنم
3:36 یا پروردگارم حکم کند که از آن خارج شوم
3:39 وگرنه من بیرون نیستم
3:42 خدا بهتر از قضاوت است
3:44 و عادلانه ترین آن جدایی بین مردم است
3:48 پیش پدرت برگرد و بگو: پدر، پسرت دزدی کرد
4:01 ما فقط شاهد چیزی بودیم که می دانستیم
4:09 ما حافظ غیب نبودیم
4:14 و از روستایی که در آن بودیم بپرسید
4:18 و کاروانی که وارد شدیم
4:22 و ما راستگو هستیم
4:27 برادرانم را نزد پدرت یعقوب برگردان و به او بگو
4:32 پدر، پسرت بن یمین دزدی کرد
4:36 ما شاهد نبودیم که پسرت دزدی کرده باشد
4:39 به جز آنچه ما از دیدمان از سکه های کاسه او می دانیم
4:44 ما ندیدیم که پسرت دزدی می کند
4:47 موضوع ما این می شود
4:50 و بپرس که آیا تو مدعی ما هستی؟
4:53 مردم روستایی که در آن بودیم، یعنی مصر
4:57 و کاروانی که در آن رسیدیم
5:00 و ما در آنچه به شما گفتیم راست می گوییم
5:05 گفت : بلکه من از خودتان کاری خواستم که صبر زیبا بود .
5:14 خداوند همه آنها را به من برساند
5:20 او دانا و حکیم است
5:27 یعقوب گفت
5:29 بلكه روح شما را در امرى كه به آن علاقه مندى و آرزو داشتى براى تو زيبا ساختم
5:34 صبر من در برابر اتفاقی که به دلیل از دست دادن پسرم برایم رخ داد زیباست
5:39 بدون نگرانی و شکایت
5:42 خداوند همه فرزندانم را بیاورد و به من برگرداند
5:47 اوست که تنهایی من را می شناسد
5:50 و از دست دادن و اندوه من برای آنها
5:52 او در اداره مخلوق خود عاقل است
6:04 یوسف را بخشید و چشمانش از اندوه سفید شد، زیرا او افسرده بود
6:13 یعقوب از آنها روی برگرداند و گفت: برای یوسف چقدر غم انگیز است!
6:19 چشمان یعقوب از غم سفید شد
6:22 غرق غم و اندوه است
6:24 پر از آن، آن را نشان نمی دهد
6:28 گفتند: به خدا سوگند یوسف را یاد می کنی تا اینکه بمیری یا بمیری.
6:39 پسر یعقوب گفت
6:41 به خدا هنوز یوسف را به یاد می آوری
6:44 تا زمانی که کاشکسی بدن توسط ذهن زوال یابد
6:48 یا از کسانی باشد که به مرگ هلاک شدند
6:52 گفت: من از غم و اندوهم فقط به خدا شکایت می کنم و از خدا چیزی می دانم که شما نمی دانید.
7:04 یعقوب گفت
7:06 من از غم و اندوه خود به شما شکایت نمی کنم
7:09 من فقط از اخبارم و گفتارم و غمم به خدا گله دارم
7:14 می دانم که رویای یوسف درست است
7:17 و من بر او سجده خواهم کرد
7:21 پسرانم بروید و نسبت به یوسف و برادرش حساس باشید و از روح خدا ناامید نشوید.
7:34 فقط مردم کافر از روح خدا ناامید می شوند
7:44 پسرم
7:45 برو به جایی که از آنجا آمده ای
7:48 پس یوسف را جستجو کردند و از او و برادرش بن یمین آموختند
7:54 ناامید نشوید که خداوند ما را از آنچه در آن هستیم راحت می کند
7:58 از اندوه یوسف و برادرش، با آسودگی از جانب او
8:03 از آسایش و رحمت او ناامید نمی شود
8:06 مگر مردمی که توانایی او را در خلق هر چه بخواهد انکار می کنند
8:19 ما و مردممان سختی کشیدیم و کالاهای مختلط آوردیم
8:28 پس پیمانه را کامل دادیم و به ما صدقه دادیم
8:35 خداوند صدقه دهندگان را پاداش می دهد
8:42 هنگامی که بر او وارد شدند
8:44 گفتند ای عزیز من و خانواده ما گرفتار سختی و خشکسالی هستیم
8:50 شما با چند کالای ارزان قیمت به ما پاداش می دهید
8:54 پس پیمانه ما را کامل عطا کن و آنچه را که قبلاً به ما می دادی با آن به ما بده
8:59 با قیمت خوب و درهم، ثواب سخاوتمندانه ای که قابل برگشت نیست
9:05 و با ما مهربان باش
9:07 خداوند به کسانی که پول خود را به نیازمندان می دهند پاداش می دهد
9:13 گفت: می دانی با یوسف و برادرش چه کردی؟
9:20 چون تو نادانی
9:25 یوسف به آنها گفت
9:27 یادت هست با یوسف و برادرش چه کردی؟
9:30 جداشون کردی
9:32 و تو کاری را که کردی انجام دادی
9:34 زیرا تو از عواقب کاری که با یوسف می کنی بی اطلاعی
9:39 و چه اتفاقی برای او و شما خواهد افتاد؟
9:43 گفتند: تو یوسف نیستی.
9:49 گفت: من یوسف هستم و این برادر من است
9:53 خدا به ما لطف کرده است
9:58 اوست که پرهیزگار و شکیبا است
10:02 خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کند
10:09 برادران یوسف گفتند
10:11 همانا تو یوسف هستی
10:13 گفت: آری یوسف هستم
10:16 و این برادر من است
10:17 خدا به ما لطف کرده است
10:19 پس از اینکه ما را از هم جدا کردی، ما را به هم رساندی
10:23 اوست که از خدا می ترسد
10:26 با انجام وظایفش او را زیر نظر دارد
10:28 او مرا با گناهانش مجازات کرد
10:30 از انجام کارهایی که خداوند بر او نهی کرده است خودداری می کند
10:35 خداوند ثواب احسان خود را باطل نمی کند
10:38 و پاداش اطاعت او در آنچه امر و نهی کرده است
10:44 گفتند: به خدا سوگند، خداوند تو را بر ما ترجیح داده است.
10:49 خداوند تو را بر ما برگزیده است
10:52 حتی اگر اشتباه کنیم
10:58 برادران یوسف به او گفتند
11:01 به خدا سوگند خداوند به ما منت نهاده است
11:04 و با علم و رویا و فضل بر شما تأثیر گذاشت
11:08 ما کاری را که با شما کردیم انجام نمی دادیم
11:11 در تمایز ما بین شما و پدرتان و برادرتان، شما فقط در اشتباه هستید
11:17 گفت: امروز هیچ ملامتی بر تو نخواهد بود.
11:23 خداوند شما را ببخشد
11:26 او مهربان ترین رحم کنندگان است
11:32 یوسف به برادران گفت
11:34 تو را سرزنش نکن
11:36 هیچ تحریفی در حرمت و حق برادری بین من و شما وجود ندارد
11:42 خداوند گناهان و ستم های شما را ببخشد و آنها را بر شما بپوشاند
11:47 خداوند مهربان ترین کسانی است که به کسی که از گناهش توبه کند و به اطاعت او بازگردد رحم کند.
11:54 برو با این پیراهن من
11:57 پس زور را بر چهره پدرم بیفکن تا او بیاید تا ببیند
12:02 پس زور را بر چهره پدرم بیفکن تا او بیاید تا ببیند
12:07 همه خانواده هایت را نزد من بیاور
12:12 ذکر شد که یوسف رضی الله عنه از آنها درباره پدرشان سؤال کرد
12:17 گفتند بینایی اش از غم از بین رفته است
12:21 به آنها گفت
12:23 با این پیراهن من برو و آن را روی صورت پدرم بیندازی که دیده می شود
12:29 و تمام خانواده ات را برای من بیاور
12:33 وقتی کاروان را جدا کردم، پدرشان گفت: بوی یوسف را به مشامم می‌آید.
12:42 مگر اینکه شما آن را رد کنید
12:48 هنگامی که از فرزندان یعقوب جدا شد، به سوی یعقوب حرکت کرد
12:53 پدرشان یعقوب گفت
12:56 بوی یوسف را حس می کنم
12:58 اگر از من سوء استفاده نمی کردی و ناتوانم نمی کردی
13:01 و تو مرا سرزنش می کنی و به من دروغ می گویی
13:05 گفتند: به خدا سوگند شما در گمراهی قدیمی خود هستید.
13:13 گفتند: به خدا سوگند ای انسان.
13:16 تو عشق یوسف هستی
13:18 اشتباهات خود و اشتباهات قدیمی خود را بپوشانید، آنها را فراموش نکنید و از آنها دست نکشید
13:26 وقتی البشیر آمد، او را روی صورتش انداخت
13:33 آن را روی صورتش انداخت و بینایی خود را باز یافت
13:38 گفت: آیا به شما نگفتم که من از خدا چیزی می دانم که شما نمی دانید؟
13:47 هنگامی که یعقوب بشارت از پسرش یوسف رسید
13:52 البشیر پیراهن یوسف را به صورت یعقوب انداخت
13:56 او به دیدن با چشمان خود بازگشت
13:59 یعقوب گفت
14:01 بهت نگفتم پسرم؟
14:03 از خدا می دانم که جواب یوسف را خواهد داد
14:08 و او مرا دور هم جمع می کند
14:10 و تو نمی دانستی من چه می دانستم
14:16 گفتند اى ابان براى ما از گناهان ما آمرزش بخواه كه گناهكار بوده ايم
14:24 گفت: برای تو از پروردگارم طلب آمرزش می کنم.
14:28 او آمرزنده و مهربان است
14:35 پسر یعقوب گفت
14:37 ای پدر ما از پروردگارت خواستیم که ما را ببخشد
14:41 او ما را از گناهانمان می پوشاند
14:43 در قیامت ما را با آن عذاب نمی کند
14:47 ما در کاری که با او کردیم اشتباه کردیم
14:50 ما به گناهان خود اعتراف کرده ایم
14:53 یعقوب گفت
14:55 از پروردگارم می خواهم که تو را به خاطر گناهانی که در حق من و یوسف مرتکب شدی ببخشد
15:02 پروردگار من كسی است كه گناهان توبه كنندگان را می پوشاند
15:06 مهربانترین آنها این است که بعد از توبه آنها را عذاب کند
15:13 وقتی بر یوسف وارد شدند، پدر و مادرش او را نزد او بردند
15:18 گفت: «ان شاء الله به سلامت وارد مصر خواهند شد.»
15:26 پدر و مادرش را به عرش برد و به سجده بر او سجده کرد
15:32 گفت: پدرم، این تعبیر رؤیت قبلی من است.
15:38 پروردگارم آن را به حقیقت رسانده است
15:41 او به من لطفی کرد که مرا از زندان بیرون آورد
15:45 او برای شما بادیه نشینان آورد
15:50 او برای شما بادیه نشینان آورد
15:54 بعد از اینکه شیطان بین من و برادرانم قرار گرفت
16:00 همانا پروردگار من به آنچه بخواهد مهربان است. همانا او دانا و حکیم است
16:13 وقتی یعقوب و پسرش و خانواده‌شان وارد شدند، یوسف را ملاقات کردند
16:19 او شامل پدر و مادرش شد
16:21 به آنها گفت به خواست خدا وارد مصر شوید
16:25 ما از بایرگی و خشکسالی که شما در روستاهای خود تجربه می کردید در امان هستیم
16:31 پدر و مادرش را روی تخت بلند کرد
16:34 یعقوب و پسرش و مادرش در برابر یوسف سجده کردند
16:38 این سلام پادشاهان در آن زمان بود
16:43 یوسف به پدرش گفت
16:45 ای پدر، این همان سجده ای است که تو و مادرم و برادرانم بر من سجده کردند
16:51 تفسیر نتیجه رویایی که دیدید
16:56 پروردگارم آن را به انجام رسانده است زیرا تأویل آن صحیح است
17:01 خدا با من خوب شد که مرا از زندان بیرون آورد
17:05 و هنگامی که از بادیه نشینان نزد شما آمد
17:08 پس از آن که شیطان آنچه را که میان من و آنها بود تباه کرد
17:13 همانا پروردگار من مهربان است و هر چه بخواهد انجام می دهد
17:16 همانا اوست که به مصالح خلق خود و غیر آن آگاه است
17:21 عاقل در مدیریتش
17:25 نتیجه از تفسیر طبری