از مجموعهٔ تفسير الطبري (اكتملت السلسلة) · درس 63 از 77

الخلاصة من تفسير الطبري | الحلقة (18-5) | سورة الكهف | الآيات من (75) إلى (98)

◉ 0 بازدید ⏱ 13:55 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:05 نتیجه از تفسیر طبری
0:08 دکتر عقیل بن سالم الشمری آن را خلاصه کرد
0:13 سوره کهف
0:18 بسم الله الرحمن الرحیم
0:23 گفت: مگر به تو نگفتم که نمی توانی بر من صبر کنی؟
0:30 گفت: اگر بعد از آن چیزی از تو پرسیدم، با من همراهی نکن، از من بهانه ای گرفته ام.
0:44 آن عالم به موسی گفت: آیا به تو نگفتم که نمی‌توانی بر اعمالی که می‌بینی و از آن بی‌اطلاعم، بر من صبر کنی؟
0:54 موسی به او گفت: اگر بعد از این مدت چیزی از تو بپرسم و تو مرا رها کنی با من همراهی نکن که در کارم به بهانه ای رسیده ام.
1:25 پس موسى و دانشمند به راه افتادند تا به سوى مردم شهرى آمدند كه اهل آن براى خود طعام مى‏جويند، ولى به آنها طعام ندادند. از آنها پذیرایی کردند، اما از میزبانی آنها خودداری کردند.
1:47 آنها دیواری را در روستا پیدا کردند که می خواست سقوط کند، بنابراین شیب آن را تنظیم کردند تا سطح پشتی آن قرار گیرد
1:55 موسی به همراه خود گفت: اگر بخواهی، او را از وفاداری مردم در امان نخواهی داشت، مگر اینکه به تو ثواب اقامت بدهند.
2:06 گفت: این جدایی است میان من و تو، تو را از پناه دادن به آنچه طاقت نیاوردی خبر می دهم.
2:17 صحابی موسی گفت: اگر می خواستی برای او پاداشی می گرفتی که بین من و تو تقسیم می شد. من به شما خواهم گفت که او در مورد عواقب اعمالی که انجام دادید به او چه خواهد گفت، اما نتوانستید صبورانه از سؤال کردن در مورد آنها خودداری کنید.
2:35 در مورد کشتی، این کشتی متعلق به افراد فقیری بود که در دریا کار می کردند، بنابراین می خواستم آن را نابود کنم. پادشاهی پشت سر آنها بود که هر کشتی را به زور تصرف می کرد
2:55 در مورد کاری که من با کشتی انجام دادم، به این دلیل بود که این کشتی متعلق به افراد فقیری بود که در دریا کار می کردند، بنابراین می خواستم آن را با ژنده ها خراب کنم. در مقابلشان پادشاهی بود که هر کشتی سالمی را به زور می برد و هر معیوبی را رها می کرد.
3:15 و اما پسر، پدر و مادرش مؤمن بودند، پس ترسیدیم که آنها را به طغیان و کفر بکشاند.
3:26 پس خواستیم که پروردگارشان چیزی بهتر از پاکی و رحمتشان را جایگزین آنها کند
3:36 و اما پسر در روزی که به دنیا آمد، کافر به دنیا آمد و پدر و مادرش مؤمن بودند، پس می دانیم که او آنها را با تجاوز و تکبّر بر خدا و کفر به او غلبه می کند.
3:49 پس خواستیم که پروردگارشان چیزی بهتر از پسر، نیکوتر و پرهیزگارتر، و نسبت به پدر و مادرش مهربانتر و از پسر کشته شده نسبت به آنان مهربانتر، جایگزین کند.
4:01 و اما آن دیوار متعلق به دو پسر یتیم شهر بود و در زیر آن گنجینه ای از آنها بود و پدرشان عادل بود، پس پروردگارت خواست که آنها به بلوغ برسند و گنج خود را استخراج کنند تا رحمتی از جانب پروردگارت باشد.
4:32 و آنچه در مورد من انجام دادی، تفسیر چیزی است که بر آن شکیبایی نکردی
4:42 دیواری که من ساختم متعلق به دو پسر یتیم شهر بود و زیر آن پولی پنهان بود و پدرشان عادل بود.
4:55 پس پروردگارت خواست تا قوت و قوت آنها را درك كند و به آنها دست يابد و گنجينه آنها را كه در زير ديوارى كه بر پا كرده بودى، پنهان كند.
5:06 این کار را با دیوار انجام دادی تا رحمت پروردگارت برای یتیمان باشد
5:11 و ای موسی آنچه را که دیدی به خاطر خودم و از روی خودم انجام ندادم
5:18 اما همانطور که خداوند به من دستور داده بود این کار را انجام دادم
5:22 این همان چیزی است که من از جمله دلایلی که برای انجام کارهایی که شما از من تقبیح کردید برای شما ذکر کردم
5:30 در واقع سالم است
5:33 و منجر به نتیجه درست می شود
5:36 چه کسی نتوانست با حوصله سوال شما و انکار شما را رها کند
5:43 و از تو درباره ذوالقرنین می پرسند
5:48 بگو: ذکر آن را بر شما خواهم خواند.
6:06 همانا او را در زمین مستقر کردیم و برای هر چیزی وسیله ای به او دادیم
6:15 بنابراین من یک دلیل را دنبال می کنم
6:20 تا اینکه به غروب خورشید رسید، دید که در چشمه ای گل آلود غروب می کند
6:34 و مردم را در آنجا پیدا کرد
6:39 گفتیم ای ذوالقرنین یا عذاب خواهی شد یا مردم را به آنجا می بری
6:48 تا اینکه ذوالقرنین به غروب خورشید رسید، آن را در چشمه ای از آب گرم و گل آلود در حال غروب یافت.
7:01 و مردم را در آنجا پیدا کرد
7:04 گفتیم ای ذوالقرنین یا آنها را بکش که به توحید خدا اعتراف نکردند.
7:11 یا آنها را اسیر می کنید و به آنها راهنمایی می آموزید و آنها را روشن می کنید
7:18 گفت: هر کس ستم کند او را عذاب می کنیم، سپس به سوی پروردگارش بازگردانده می شود و او را به عذابی سخت عذاب می کند.
7:35 و هر کس ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداش نیکوکاری خواهد داشت
7:43 به او خواهیم گفت که امور ما آسان خواهد شد
7:48 فرمود: هر کس کافر شود او را می کشیم سپس به سوی خدا باز می گردد و او را به عذابی بزرگ عذاب می کند.
7:57 این عذاب جهنم است
8:00 و اما کسانی از آنان که تنها به خدا ایمان آوردند و به اطاعت او عمل کردند
8:05 او به عنوان پاداش ایمانش از خداوند حسنات دارد
8:10 ما در دنیا آنچه را برای ما آسان است به او می آموزیم که او را به خدا نزدیک می کند
8:16 حرفش را نرم می کند
8:20 سپس یک دلیل را دنبال کنید
8:23 تا آنگاه كه به طلوع خورشيد رسيد، خورشيد را بر قومي طلوع مي‌كند كه ما جز آن را برايشان نگهباني نداده بوديم.
8:35 همچنین ما از آنچه او دارد مطلع شده ایم
8:41 سپس ذوالقرنین راه افتاد و راه ها و خانه های زمین را در پیش گرفت
8:46 حتی وقتی به طلوع خورشید می رسد
8:49 ذوالقرنین دید که خورشید بر قومی طلوع می کند که جز آن پوششی برایشان قرار نداده بودیم
8:56 زیرا زمین آنها نه کوه دارد و نه درخت
9:00 نمی تواند ساختمان را تحمل کند، بنابراین آنها در خانه ها زندگی می کنند
9:04 بلکه در آب فرو می روند یا به صورت دسته جمعی نشت می کنند
9:09 سپس راهی را طی کرد تا به طلوع خورشید رسید
9:13 او نیز راهی را طی کرد و به غروب خورشید رسید
9:17 ما توجه داشته ایم که هنگام طلوع خورشید چه اتفاقی می افتد
9:21 بر ما پوشیده نیست آنچه در میان مردم وجود دارد، حالات آنها و علل آنها
9:26 و هیچ چیز دیگر
9:30 سپس راهی را پیمود تا هنگامی که به میان آن دو سد رسید، در کنار آنها قومی یافت که به سختی به گفتارشان اعتماد کرد.
9:44 سپس راهها و راهها را طی کرد تا به دو کوه رسید که بین آنها سدی بود
9:52 او به غیر از دو استاد، قومی را یافت که سخنان هیچ گوینده ای را جز سخنان خود نمی فهمید.
10:00 گفتند: ای ذوالقرنین، یأجوج و ماجوج در زمین ویران می کنند. آیا به شرطی که بین ما و آنها حائل ایجاد کنی به تو مالیات بدهیم؟
10:19 گفتند ای ذوالقرنین یأجوج و مأجوج دو امت پشت سد در زمین فساد می کنند. آیا مانعی برای تو بسازیم که میان ما و یأجوج و ماجوج حائلی قرار دهی که مانع ما و آنها شود و از بیرون آمدن آنها به سوی ما بازدارد؟
10:41 فرمود: هر چه پروردگارم به من قدرت داده است، نیکو است، پس مرا به قوت یاری ده تا بین تو و آنان پلی ایجاد کنم.
10:57 ذوالقرنین گفت: آن کس که مرا قادر ساخت تا آنچه را که از من خواستی انجام دهم و میان تو و این مردم پل بزنم، و به او آرامش بخشم و قدرتم بر او عطا کند، بهتر از ساختن توست و پاداشی که در برابر ساختن آن به من می دهی.
11:15 اما من را استادکارانی قرار دهید که بتوانند بسازند و خوب کار کنند. بین تو و یأجوج و ماجوج دیواری محکمتر و محکمتر از سد خواهم گذاشت.
11:45 ذوالقرنین گفت: من را با پاره های آهن بدمید تا آن دو کوه را با میله های آهنی که میان آن دو قرار داد صاف کرد و به کارگران گفت: بر این میله های آهنی آتش بزنید، آنها دمیدند تا آنچه را که بین سرها و کناره های آن دو کوه بود آتش زد. گفت: به من بده تا بر آن مس بریزم.
12:17 یأجوج و مأجوج نتوانستند از خروارهایی که ذوالقرنین بین آنها و مردم زیر آنها سد ساخته بود بالا بیایند و نتوانستند آن را از پایین حفر کنند.
12:49 چون ذوالقرنین دید که یأجوج و ماجوج آنچه را که ما از خرابه‌ها ساخته‌ایم آشکار نمی‌کنند و نمی‌توانند آن را حفاری کنند، گفت: این همان چیزی است که من ساختم و آن را به عنوان رحمتی از جانب پروردگارم برپا کردم. او بدون ویرانه های مردم آن را رحمت کرد، پس مرا با رحمت خود بر آنان یاری کرد تا آن که آن را ساختم و آن را هموار کردم».
13:17 پس چون وعده پروردگارم که وقت ظهور و ظهور این امت را داده بود، آن را از زمین پر می کند و به او می دهد. و وعده پروردگارم که به خلقش وعده داده است در نابودی این سرزمین و ظهور آن صادق است. اى مردم، او از عهدش تخلف نمى كند.