از مجموعهٔ رياض الصالحين (اكتملت السلسلة) · درس 9 از 114

رياض الصالحين | الحلقة (55) | باب زيارة أهل الخير والمواقع الفاضلة (2)

◉ 0 بازدید ⏱ 11:35 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 ریاض الصالحین از کلام حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم.
0:09 فصل دیدار از افراد خوب، نشستن با آنها، همراهی با آنها و دوست داشتن آنها
0:18 او از آنها خواست تا آنها را زیارت کند، برایشان دعا کند و از اماکن با فضیلت دیدن کند
0:25 از ابوهریره رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید.
0:33 مردم مواد معدنی مانند طلا و نقره هستند
0:37 انتخاب آنها در زمان جاهلیت، انتخاب آنها در اسلام در صورت وجود فقه است
0:43 روح ها سربازان وظیفه هستند
0:46 هر چه از آن می دانست نابود شد
0:49 چیزی که شما انکار می کنید متفاوت است
0:52 به روایت مسلم
0:54 بخاری قول او را روایت کرده است
0:56 ارواح و غیره
0:59 از روایت عایشه رضی الله عنها
1:02 مضاعف آماده شد
1:07 چیزی است که در زمین پایدار است
1:09 ممکن است گرانبها یا زشت باشد
1:13 انتخاب آنها، یعنی سرپرستان آنها
1:17 فقه، یعنی آموختند و فقاهت شدند
1:21 سرباز جذب کرد
1:24 یعنی توده های ترکیبی و انواع مختلف
1:29 یکی از فواید صحبت کردن
1:33 فضایل دوران جاهلیت و اعمال نیک در آن
1:37 به حساب نمی آید مگر اینکه صاحبانش اسلام بیاورند
1:41 علم و فقه است که شخصیت افراد را تقویت می کند
1:45 برای شرف و پول
1:47 ارواح بر اساس طبیعتی که با آن آفریده شده اند، یکدیگر را می شناسند
1:53 اما انسان باید خود را اصلاح کند
1:56 دوست داشتن و آشنایی با مؤمنان صالح
1:59 او از دیگران دور می شود و می گریزد
2:02 از عصیر بن عمر
2:06 گویند ابن جابر
2:08 او گفت
2:09 عمر بن خطاب رضی الله عنه بود
2:12 اگر آذوقه مردم یمن به او برسد
2:15 از آنها پرسید: آیا شما بهتر از اویس بن عامر هستید؟
2:19 تا اینکه نزد اویس رضی الله عنه آمد
2:22 و به او گفت
2:24 تو اویس بن عامر هستی
2:26 گفت بله
2:28 او گفت
2:29 از مراد، سپس از قارن
2:32 گفت بله
2:34 او گفت
2:35 پس جذام داشتی و از آن شفا یافتی، مگر جایی که مجروح شدند
2:39 گفت بله
2:41 او گفت
2:42 تو پدر داری
2:44 گفت بله
2:46 او گفت
2:47 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
2:51 اویس بن عامر نزد شما می آید
2:54 با تدارکات مردم یمن
2:56 از مراد، سپس از قارن
2:59 جذام داشت
3:01 او از آن شفا یافت مگر جایی که آنها را کشیده بودند
3:04 او مادری دارد که با او صالح است
3:07 اگر به خدا سوگند یاد می کرد به آن وفا می کرد
3:10 اگر بتوانید برای شما طلب بخشش می کند
3:13 بنابراین او انجام داد
3:15 پس برای من طلب بخشش کن
3:17 پس برای او طلب آمرزش کنید
3:18 عمر به او گفت
3:20 جایی که شما می خواهید
3:22 او گفت
3:23 کوفه
3:24 او گفت
3:26 آیا من برای شما به کارگر او نامه ننویسم؟
3:29 او گفت
3:30 من در حماقت کسانی هستم که دوستشان دارم
3:34 سال بعد هم همینطور بود
3:37 یکی از بزرگانشان به حج مشرف شد
3:40 عمر از دنیا رفت
3:42 از او درباره آویس پرسید
3:44 و او گفت
3:45 او خانه ای فرسوده با اموال کمی برای او گذاشت
3:49 او گفت
3:50 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
3:54 اویس بن عامر نزد شما می آید
3:57 با آذوقه مردم یمن
4:00 از مراد، سپس از قارن
4:03 جذام داشت
4:05 او از آن شفا یافت مگر جایی که آنها را کشیده بودند
4:08 او مادری دارد که با او صالح است
4:11 اگر به خدا سوگند یاد می کرد به آن وفا می کرد
4:15 اگر می توانید برای خود طلب بخشش کنید، این کار را انجام دهید
4:19 اویس آمد و گفت:
4:21 برای من طلب بخشش کن
4:23 او گفت
4:24 شما متعهد به سفر خوب شده اید
4:28 پس برای من طلب بخشش کن
4:30 او به من گفت
4:31 عمر را پیدا کردم
4:33 گفت بله
4:34 پس برای او طلب آمرزش کنید
4:36 پس مردم از او آگاه شدند
4:38 پس روی صورتش رفت
4:41 به روایت مسلم
4:43 و در روایتی از مسلم نیز از اسیر بن جابر رضی الله عنه
4:49 مردم کوفه به دیدار عمر رضی الله عنه آمدند
4:52 درباره او و در میان آنها مردی بود که اویس را مسخره می کرد
4:57 عمر گفت
4:59 آیا در اینجا یکی از قرنایان وجود دارد؟
5:02 سپس آن مرد آمد
5:05 عمر گفت
5:06 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:11 مردی از یمن نزد شما می آید
5:14 او را اویس می نامند
5:16 هیچ کس جز مادر خدا در یمن باقی نخواهد ماند
5:20 سفید بود
5:22 پس به درگاه خداوند متعال دعا کن و او را رها کن
5:25 به جز دینار یا درهم
5:28 هر کس از شما او را ملاقات کند
5:30 باشد که او برای شما طلب بخشش کند
5:33 در روایتی از عمر رضی الله عنه می فرماید:
5:37 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
5:43 او بهترین پیروان است
5:45 مردی به نام اویس
5:47 او پدرش را دارد
5:49 سفید بود
5:51 پس به او بگو، بگذار برای تو طلب بخشش کند
5:56 گفت مردم احمقند
5:58 آنها فقیر و دلفریب آنها هستند
6:01 و کیست که شخصیت خود را از آمیختگی آنها نشناسد؟
6:05 و عرضه جمع مبسوط است
6:08 آنها یاور و پشتیبان هستند
6:10 کسانی که از مسلمانان در جهاد حمایت می کردند
6:15 مراد
6:17 نام قبیله
6:19 و یک قرن
6:20 بطن از قبیله مراد
6:23 جذام
6:24 هر گونه سفیدی روی بدن ظاهر می شود
6:27 پس تبرئه شد
6:28 یعنی شفا یافت
6:30 عدالت
6:31 یعنی بی نهایت صالح و با او مهربان است
6:35 اگر به خدا سوگند یاد می کرد به آن وفا می کرد
6:38 یعنی اگر در مورد چیزی به خدا قسم خورد
6:41 تا به سوگند خود عمل کند
6:43 پاداش مهربانی با مادرش
6:46 خانه کهنه
6:48 یعنی دارایی های کهنه خانه
6:50 و کثیف حقیر است
6:52 یا خلقت منسوخ شده
6:54 مسخره می کند
6:56 یعنی مسخره می کند
6:59 یکی از فواید صحبت کردن
7:01 فضل اویس بن عامر القرنی
7:04 و او بهترین پیروان است
7:07 و او این را به شما نشان می دهد
7:09 تواضع و دل مشغولی او به آخرت
7:12 و عدم همگرایی
7:14 چون از مقام خود آگاه شد که به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گفت
7:20 اصطلاح تابع
7:23 دلالت بر کسی دارد که با اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله ملاقات کرده است
7:28 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را ندید
7:32 وصیت نبوی است
7:35 یکی از معجزات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
7:39 قبل از اینکه اتفاق بیفتد به او بگویید
7:43 این الهام از خداست
7:47 درخواست دعا از صالحان
7:49 حتی اگر دانش آموز بهتر باشد
7:52 و از کسی که به جوابش امید داری بهره ببر
7:55 قدردانی از خانواده ایشان
7:59 فضیلت مهربانی با مادر
8:01 و یکی از بهترین نزدیکی هاست
8:04 فضیلت سفر خوب
8:06 احتمال اجابت دعای بعدی بیشتر است
8:11 تواضع عمر بن الخطاب رضی الله عنه
8:15 اشتیاق او به خیر
8:17 در آن زمان خلیفه مسلمین خواهد بود
8:20 حدیث حاوی شرحی از راه شناخت مردم است
8:24 با ارائه نام
8:27 سپس هر چه از نظر کنیه و وطن یا وصف به او مربوط باشد
8:33 رسول خدا صلی الله علیه و آله مشتاق بود
8:37 یاران خود را به سوی افراد نیکوکار و صالح هدایت کند
8:40 برای ملاقات و دیدن آنها
8:43 از ایشان طلب دعا کرد
8:45 پاز، مردم بازنشسته می شوند
8:47 اگر شخص تلخ از وسوسه برای خود بترسد
8:51 انسان به ذات خود است نه به ظاهرش
8:55 بنابراین معیار عبادت برای مردم است
8:59 غیر از میزان حق، مبارک باد
9:02 مردم به ظواهر و زینت های دنیا می نگرند
9:06 لذا ممکن است مؤمنان را مسخره کنند
9:10 حق سبحان اوست که به قلوب و اعمال بندگانش می نگرد
9:15 از عمر بن خطاب رضی الله عنه می فرماید:
9:20 از پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه عمره خواستم
9:24 پس به من اجازه داد و گفت
9:27 برادر ما را در دعاهایت فراموش نکن
9:31 او چیزی گفت که من را از داشتن این دنیا خوشحال می کند
9:36 در روایتی فرمود:
9:39 برادر در دعای خود ما را همراهی کنید
9:44 یکی از فواید صحبت کردن
9:46 دعای مسافر مستجاب می شود
9:49 مطلوبیت درخواست دعا از افراد صالح
9:54 مطلوب است که یک ساکن از یک مسافر بپرسد
9:57 توصیه ایشان این است که در جاهای خوب نماز بخوانند
10:01 حتی اگر مقیم بهتر از مسافر باشد
10:04 مخصوصاً اگر سفر حج یا مادام العمر باشد
10:08 فضیلت عمر بن الخطاب رضی الله عنه
10:13 کلمه ای که عمر رضی الله عنه از آن راضی بود
10:17 آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود
10:20 برادر من
10:22 از ابن عمر رضی الله عنه گفت:
10:28 پیامبر صلی الله علیه و آله در حال زیارت قبا بود
10:33 سواری و پیاده روی
10:35 در آن دو رکعت نماز می خواند
10:38 موافقت کرد
10:40 و در یک رمان
10:42 پیامبر صلی الله علیه و آله به مسجد قبا مشرف می شد
10:46 هر شنبه
10:48 سواری و پیاده روی
10:50 ابن عمر چنین می کرد
10:53 هر شنبه، یعنی هر هفته
10:58 قبا روستایی است در دو فرسخی شهر
11:03 در آنجا اولین مسجد مبتنی بر تقوا در اسلام را بنیان نهاد
11:08 یکی از فواید صحبت کردن
11:12 بازدید از مسجد قبا مطلوب است
11:15 در فضیلتش آمده است که زیارتش مانند عمره است
11:19 عبدالله بن عمر رضی الله عنهم مشتاق بود
11:24 الگو گرفتن از پیامبر صلی الله علیه و آله
11:28 ریاض الصالحین