از مجموعهٔ رياض الصالحين (اكتملت السلسلة) · درس 64 از 100

رياض الصالحين | الحلقة (164) | باب بيان ما يجوز من الكذب

◉ 0 بازدید ⏱ 15:58 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 ریاض الصالحین از کلام حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم.
0:09 فصل نهی از دروغ
0:14 از سمره بن جندب رضی الله عنه می فرماید:
0:20 رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب خود بسیار می گفت
0:27 آیا هیچ کدام از شما رویایی دیده اید؟
0:31 سپس هر که خدا بخواهد به او بگوید
0:35 و فردا همین را به ما گفت
0:38 امشب اومد پیشم
0:42 و به من گفتند برو
0:46 حتی اگه باهاشون بری
0:49 و به مردی رسیدیم که دراز کشیده بود
0:52 و اینک دیگری بر بالای او بر صخره ای ایستاده بود
0:56 و سپس با سنگ بر روی سرش افتاد
1:00 سرش کدر می شود
1:02 سنگ اینجا او را تهدید می کند
1:05 سنگ را دنبال می کند و می گیرد
1:08 تا سرش همان طور که بود سالم نباشد به آن برنگردد
1:13 سپس نزد او برگرد
1:15 پس همان کاری را که بار اول کرد با او می کند
1:20 گفت: به آنها گفتم سبحان الله این چیست؟
1:26 گفتند برو برو
1:30 پس راه افتادیم
1:32 سپس به مردی رسیدیم که به پشت دراز کشیده بود
1:36 و اینک دیگری با قمه آهنین بالای سر او ایستاده بود
1:41 و اگر به سراغ کسى آمد که صورت شکافته دارد
1:45 و دهانش تا پشت دهانش بریده می شود
1:48 از سوراخ بینی تا پشت سرش
1:50 و چشمش به پشت سرش
1:53 سپس به طرف دیگر می چرخد
1:57 همان کاری را که با طرف اول کرد با او می کند
2:02 چه چیزی از آن طرف خالی می شود؟
2:05 پس آن جنبه همانطور که بود صحیح است
2:09 سپس نزد او برگرد
2:11 او همان کاری را که بار اول انجام داد انجام می دهد
2:15 گفت من گفتم سبحان الله این چیست؟
2:21 او گفت
2:23 گفتند برو برو
2:27 پس راه افتادیم
2:29 پس مثل تنور آمدیم
2:32 فکر کنم اون گفته
2:34 بعد سر و صدا و سر و صدا آمد
2:37 بنابراین ما آن را بررسی کردیم
2:39 مردان و زنان برهنه در آن بودند
2:43 و چون بودند شعله‌ای از پایین به سویشان می‌آمد
2:48 اگر آن شعله به سراغشان بیاید
2:50 سر و صدا کردند
2:52 گفتم اینها چیست؟
2:54 به من گفتند
2:56 برو برو برو
2:58 پس راه افتادیم
3:00 بنابراین به یک رودخانه رسیدیم
3:02 فکر کردم داره میگه قرمز مثل خون
3:07 و مردی در رودخانه شنا می کرد
3:11 و مردی در ساحل رودخانه بود
3:14 او سنگ های زیادی را جمع آوری کرده است
3:18 و اگر آن شناگر همان چیزی را که شنا می کند شنا کند
3:22 سپس کسی می آید که سنگ ها را جمع کرده است
3:27 و به او خیره می شود
3:30 به او سنگ می اندازد
3:32 بنابراین او می رود و شنا می کند
3:34 سپس به او برمی گردد
3:36 هر گاه نزد او برمی گردد به او خیره می شود
3:40 پس سنگی به بالا پرتاب کرد
3:42 من به آنها گفتم
3:44 این دوتا چی هستن
3:46 به من گفتند
3:48 برو برو برو
3:50 پس راه افتادیم
3:52 سپس به مردی برخوردیم که زنی منفور داشت
3:56 یا از دیدن مرد یا زن متنفرم
4:00 سپس آتشی داشت که آتش زد و دور آن دوید
4:05 من به آنها گفتم
4:07 این چیه؟
4:09 به من گفتند
4:10 برو برو برو
4:12 پس راه افتادیم
4:14 به باغی تاریک رسیدیم با تمام نور بهار
4:20 و مردی بلند قامت در میان پشت روضه بود
4:24 من به سختی می توانم سر او را به بلندی آسمان ببینم
4:28 و اگر مردی بیش از دو پسر داشته باشد که من تا به حال دیده ام
4:33 گفتم این چیه
4:35 و اینها چیست؟
4:37 به من گفتند
4:39 برو برو برو
4:41 پس راه افتادیم
4:43 بنابراین به یک شهر بزرگ رسیدیم
4:46 من هرگز دوحه را بزرگتر یا بهتر ندیده ام
4:51 به من گفتند
4:52 در آن بخوابید
4:54 بنابراین به یک شهر ساخته شده رسیدیم
4:58 با آجرهای طلا و آجرهای نقره
5:01 بنابراین به دروازه شهر رسیدیم
5:05 بنابراین ما درخواست افتتاحیه کردیم
5:06 بنابراین او برای ما باز کرد
5:08 بنابراین وارد آن شدیم
5:10 ما با مردان آشنا شدیم
5:12 نیمی از خلقت آنها مانند بهترین آبی است که دیده می شود
5:16 نیمی از آنها مانند زشت ترین آبی هستند که دیده شده است
5:21 به آنها گفتند
5:23 برو تو اون رودخانه بیفت
5:26 و اگر نهر میانجی جاری باشد
5:30 گویی آب خالص آن در تخم مرغ است
5:33 پس رفتند و در آن افتادند
5:36 سپس به سوی ما بازگشتند و آن شر از آنان رخت بربست
5:41 آنها در بهترین فرم قرار گرفتند
5:44 او گفت
5:45 به من گفتند
5:47 این باغ عدن است
5:49 و اینجا خانه شماست
5:51 پس بصری سعد را صدا زد
5:54 اگر کوتاه باشد مانند ابر سفید است
5:58 به من گفتند
6:00 اینجا خانه شماست
6:02 من به آنها گفتم
6:04 خدا هر دوی شما را بیامرزد
6:06 پس مرا ترک کرد و اجازه داد وارد شود
6:08 او گفت
6:10 اما در حال حاضر، نه
6:12 و تو درون آن هستی
6:14 من به آنها گفتم
6:17 از امشب چیز شگفت انگیزی دیده ام
6:20 خب این چیه که من دیدم؟
6:23 به من گفتند
6:25 اما ما به شما خواهیم گفت
6:27 در مورد اولین مردی که به سراغش آمدم، سرش با سنگ خورده بود
6:33 او مردی است که قرآن را می گیرد و آن را رد می کند
6:37 می خوابد و نماز را ترک می کند
6:40 در مورد مردی که به سراغش آمدم، گونه اش تا پشت گردنش شکافته بود
6:45 و از پشتش تا پشتش
6:48 و چشمش به پشت سرش
6:50 او همان مردی است که صبح خانه اش را ترک می کند
6:53 دروغ به افق می رسد
6:57 در مورد مردان و زنان برهنه
7:00 که در مانند ساختمان روشنگری هستند
7:04 آنها زناکار و حشره هستند
7:09 در مورد مردی که به سراغش آمدی، او در رودخانه شنا می کرد
7:13 سنگ پرتاب می کند
7:15 ربا مصرف می کند
7:18 در مورد مردی که از آینه متنفر است
7:21 آن که بر آتش است، آن را جارو می کند و دور آن می دود
7:25 زیرا او مالک، خزانه دار جهنم است
7:29 در مورد مرد قد بلند در مهدکودک
7:32 زیرا او ابراهیم است
7:35 در مورد دو پسر اطرافش
7:37 هر نوزادی مطابق طبیعت می مرد
7:40 و در روایت برقانی
7:43 او بر اساس غریزه متولد شد
7:45 بعضی از مسلمانان گفتند
7:48 ای رسول خدا و فرزندان مشرکان
7:52 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
7:56 و فرزندان مشرکان
7:59 در مورد افرادی که بودند، نیمی از آنها خوب بودند
8:03 و نیمی از آنها زشت هستند
8:07 آنها افرادی هستند که کارهای نیک انجام داده اند
8:10 و یکی دیگر از بد
8:12 خداوند از آنها فراتر رفت
8:15 به روایت بخاری
8:18 و در روایت او
8:20 امشب دیدم دو مرد به سمتم آمدند
8:23 پس مرا به سرزمین مقدس بردند
8:26 سپس به آن اشاره کرد
8:28 و او گفت
8:30 بنابراین به سمت تونلی مانند اجاق به راه افتادیم
8:34 بالا باریک و پایین پهن است
8:37 آتشی در زیر او می سوزد
8:40 اگر بالا بیاید
8:42 آنها برخاستند تا اینکه تقریباً بیرون آمدند
8:45 و اگر فروکش کند
8:47 به آن بازگشتند
8:50 شامل مردان و زنان برهنه است
8:53 و در آن
8:55 تا اینکه به رودخانه ای از خون رسیدیم
8:58 و شک نکرد
9:00 مردی در وسط رودخانه ایستاده است
9:04 در ساحل رودخانه مردی است
9:06 در دستانش سنگ بود
9:09 بنابراین به مردی که در رودخانه بود نزدیک شدم
9:12 اگر بخواهد برود بیرون
9:14 مرد سنگی به دهانش انداخت
9:17 آن را به همان جایی که بود برگردانید
9:19 بنابراین او کاری کرد که همه چیز بیرون بیاید
9:22 شروع کرد به پرتاب سنگ در آن
9:26 بنابراین به حالت قبل برمی گردد
9:28 و در آن
9:30 پس با من از درخت بالا رفت
9:32 پس مرا به خانه ای برد
9:34 من هرگز چیز بهتری ندیدم
9:37 پیرمرد و جوان دارد
9:40 و در آن
9:42 که دیدم دهانش را شکافت
9:45 او دروغگو است که دروغ می گوید
9:48 پس او را تا رسیدن به افق تحمل کن
9:52 و آنچه را دیدی تا روز قیامت بر او می شود
9:56 و در آن
9:59 اونی که دیدم داشت سرشو تکون می داد
10:02 مردی که خداوند به او قرآن آموخت
10:05 پس شب را روی آن خوابید
10:08 او در طول روز در آنجا کار نمی کرد
10:11 و تا روز قیامت چنین خواهد کرد
10:14 اولین خانه ای که وارد شدم
10:17 خانه عموم مؤمنان
10:20 در مورد این خانه
10:22 خانه شهدا
10:24 و من جبرئیل هستم
10:26 و این میکائیل است
10:28 پس سرت را بالا بگیر
10:30 پس سرم را بلند کردم
10:32 و بالای سرم چیزی شبیه ابر بود
10:35 او گفت
10:36 اون خونه توست
10:38 گفتم
10:39 او مرا به خانه ام دعوت کرد
10:42 او گفت
10:43 یک زندگی ناتمام برای شما باقی مانده است
10:47 اگر کاملش کنی
10:49 اومدم خونه
10:51 به روایت بخاری
10:53 حرفش سرش درد می کند
10:57 پاره کردنش و پاره پاره کردنش
11:00 حرفش آرامش بخشه
11:03 یعنی غلت می زند
11:05 گفت: فیشر.
11:07 یعنی قطع می کند
11:09 گفتن وضو
11:11 یعنی بیدار شدند
11:13 با گفتن، دهانش را تکان می دهد
11:15 یعنی باز می شود
11:17 زن گفت
11:20 یعنی نمای
11:22 گفت دلش تنگ شده
11:24 یعنی روشنش می کند
11:26 گفت باغ تاریکی است
11:28 هر گیاه کافی
11:30 طولانی است
11:32 گفتن مزوتراپی
11:34 آن درخت بزرگ است
11:36 گفتار محبت آمیز او
11:38 شیر است
11:40 گفتار او نشانه بصری است
11:42 یعنی بالا رفت
11:44 و بالا رفتند
11:46 یعنی بالا
11:49 و خداوند
11:51 ابر است
11:54 یکی از فواید صحبت کردن
11:56 تفسیر رؤیای صبحگاهی
11:58 بهتر از زمان های دیگر
12:00 برای محافظت از صاحبش
12:02 چون به او نزدیک بود
12:04 مطلوبیت پرسیدن
12:06 درباره کسانی که رؤیایی دیدند و شنیدند
12:08 اثبات عذاب
12:11 قبر
12:13 و عده ای نافرمان شکنجه می شوند
12:15 در تنگه
12:17 جمع بندی علم جایز است
12:19 این است که مسائل را کنار هم بیاوریم
12:21 سپس به ترتیب آنها را توضیح می دهد
12:23 برای ملاقات
12:25 آن را در ذهن تجسم کنید
12:28 هشدار خواب
12:30 و دعاهای مکتوب
12:32 هشدار درباره انکار قرآن
12:34 برای کسانی که آن را حفظ می کنند
12:37 حاوی هشداری در برابر زنا است
12:39 ربا و دروغ عمدی
12:41 چون از گناهان است
12:43 چیزهای مخرب
12:45 بیانیه تشویق به جستجوی دانش
12:47 و از هر که می خواهد پیروی کند
12:49 از او که
12:51 بیان فضیلت شهدا
12:53 و خانه هایشان
12:55 بلندترین خانه ها
12:58 که نیکی و بدی او برابر است
13:00 خداوند از آنها فراتر می رود
13:02 به رحمت او
13:04 باب حلال
13:09 از دروغ گفتن
13:12 میدونم دروغه
13:14 حتی اگر در اصل حرام بود
13:16 در برخی شرایط جایز است
13:18 به شرطی که شفاف سازی کرده باشم
13:20 در کتاب الذکر
13:22 و خلاصه کنید
13:24 که گفتار وسیله است
13:26 به اهداف
13:28 هر نیتی ستودنی است
13:30 می توان بدون دروغ به دست آورد
13:32 دروغ گفتن در این مورد جرم انگاری است
13:34 حتی اگر نتوان آن را به دست آورد
13:36 جز با دروغ گفتن
13:38 دروغ گفتن جایز است
13:40 سپس اگر قابل دستیابی باشد
13:42 مقصود جایز است
13:44 دروغ گفتن جایز بود
13:46 حتی اگر واجب باشد
13:48 دروغ گفتن واجب بود
13:50 اگر مسلمانی از ظالم غایب شود
13:52 می خواهد او را بکشد یا پولش را بگیرد
13:54 و پولش را پنهان کرد
13:56 و شخصی از او پرسید
13:58 باید دروغ گفت و آن را پنهان کرد
14:00 همینطور اگر ودیعه داشته باشد
14:02 ظالمی می خواست آن را بگیرد
14:04 دروغ گفتن لازم است
14:06 با پنهان کردن آن
14:08 من در همه اینها محتاط تر هستم
14:10 اون یوری
14:12 و معنی جناس
14:14 منظور او عمدی است
14:16 درست است که نیست
14:18 به او دروغ است
14:20 حتی اگر ظاهراً دروغ باشد
14:22 تلفظ و تناسب
14:24 به آنچه مخاطب می فهمد
14:26 حتی اگر رفت
14:28 او این عبارت را دروغ گفت
14:30 حرام نیست
14:32 در این مورد
14:34 دانشمندان استدلال کردند
14:36 در این صورت دروغ گفتن جایز است
14:38 با یک صحبت
14:41 درباره ام کلثوم
14:43 خداوند از او راضی باشد
14:45 او صدای رسول خدا را شنید
14:47 او می گوید که خدا رحمتش کند
14:49 دروغگو نیست
14:51 که در بین مردم درست است
14:53 او به خوبی رشد می کند
14:55 یا بگو خوب
14:57 و توافق کردند
14:59 مسلم در روایتی افزود
15:01 ام کلثوم گفت
15:03 و من او را نشنیدم
15:05 برای هر چیزی ارزان است
15:07 آنچه مردم به جز سه می گویند
15:09 یعنی جنگ
15:12 و آشتی بین مردم
15:14 و صحبت های مرد
15:16 همسرش و صحبت کردن
15:18 زن شوهرش است
15:20 دروغگو نیست
15:22 یعنی از نظر شرعی مذموم نیست
15:24 ونمی
15:27 یعنی خبر می دهد
15:29 یکی از فواید صحبت کردن
15:32 او که مردم را آشتی می دهد
15:34 او را دروغگوی مذموم نمی نامند
15:36 دروغ مذموم
15:38 که به دست می آورید
15:40 مضر
15:43 دروغ گفتن در مورد چیزها جایز است
15:45 سه مورد ذکر شده در حدیث
15:47 چون علاقه واقعی
15:49 تاب
15:51 ریاض الصالحین