از مجموعهٔ رياض الصالحين (اكتملت السلسلة)
· درس 52 از 177
رياض الصالحين | الحلقة (72) | باب فضل الجوع وخشونة العيش وترك الشهوات (2)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
ریاض الصالحین از کلام حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم.
0:09
باب فضیلت گرسنگی و سختی زندگی
0:15
خودتان را به آنچه می خورید، می نوشید و می پوشید محدود کنید
0:20
و دیگر خودپسندی و ترک امیال
0:25
از خالد بن عمر العدوی میگوید:
0:30
عتبه بن غزوان که امیر بصره بود با ما نامزد کرد
0:35
خدا را شکر کرد و او را حمد کرد، سپس گفت
0:39
در مورد آنچه در ادامه می آید، جهان با ما صحبت کرده است
0:43
یک کفش مانده است
0:46
فقط شیره ای از آن باقی مانده بود، مانند شیره یک ظرف
0:50
صاحبش مبتلا می شود
0:53
و از آن به خانه ای می روید که هرگز ناپدید نمی شود
0:58
پس خوب برو تا وقتی اینجا هستی
1:01
زیرا به ما گفته شده که سنگ از لبه جهنم پرتاب می شود
1:07
هفتاد سال در آنجا افتاد
1:10
او پایین او را درک نمی کند
1:13
به خدا اگر دوست داشته باشی سیر میشوی
1:17
به ما گفته شد که بین دو مرگ یکی از درهای بهشت است
1:23
یک سفر چهل ساله
1:26
روزی می رسد که غرق ازدحام می شود
1:31
و مرا دیدی که هفتمین نفر از هفتم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم
1:38
ما جز برگ درخت غذا نداریم
1:42
تا اینکه به گونه های ما آسیب زد
1:45
پس خرقه ای برداشتم و بین خود و سعد بن مالک تقسیم کردم
1:51
بنابراین من نیمی از آن را پرداخت کردم
1:53
و سعد نصف آن را پرداخت
1:56
هیچ کدام از ما امروز نیستیم
1:59
جز اینکه از میان نواحی شاهزاده مصر شد
2:03
به خدا پناه می برم تا در خود بزرگ باشم
2:08
و خدا کوچک است
2:11
به روایت مسلم
2:13
گفتار او «اجازه دادم» یعنی خبر دادم.
2:18
و محکم گفت
2:20
و محکم گفت
2:22
یعنی با قطع و نابودی آن
2:25
و او گفت: "و او هم از این روش پیروی کرد."
2:28
یعنی سریع
2:30
جوانی باقی مانده آسان است
2:34
و او گفت که او را می زند
2:37
یعنی جمعش می کند
2:39
و خیلی غلیظ و پر
2:43
و او گفت: من آن را خواندم.
2:45
یعنی زخم دارد
2:49
آستانه جهنم
2:50
یعنی حرف بالای آن
2:52
می افتد، یعنی فرود می آید
2:56
بی ته
2:58
پایین پایین چیز است
3:00
دو کرکره
3:02
خم شدن شاتر
3:04
بخشی از فصل است
3:06
بهترین دوستان ما
3:08
جمع
3:10
کنار دهان است
3:12
بردا
3:13
هر شاملای برنامه ریزی شده
3:17
یکی از فواید صحبت کردن
3:19
سنت در خطبه
3:22
با ستایش و ستایش خداوند برای آنچه سزاوارش است شروع کنید
3:26
سپس صلوات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم باشد
3:31
مشروعیت نصیحت به برادران
3:34
و آنها را به انجام کارهای خوب تشویق کنید
3:36
و آنها را از آخرت بترسان
3:39
ساعت نزدیک است
3:41
و سرعت محو و نابودی جهان
3:44
تبیین عظمت خداوند متعال
3:48
در عظمت خلقت جهنم و بهشت
3:51
بسیاری از مردم وارد بهشت می شوند
3:53
به رحمت همگانی خداوند متعال
3:55
و لطف بیشتر
3:57
شرح احوال رسول خدا صلی الله علیه و آله
4:02
اصحابی که پیش از اسلام بودند
4:05
و شدت رنج آنها
4:07
و زمختی زندگیشان
4:10
به منظور گسترش دین خداوند متعال در سراسر جهان
4:14
وقتی صبور بودند و یقین داشتند
4:17
آنها امامانی شدند که به فرمان خدا هدایت کردند
4:21
و برای آنها جانشینی و توانمندی حاصل شود
4:24
کسانی که پروردگار عالم به آنها وعده داده است
4:27
بندگان باوفایش
4:29
رجوع به خداوند متعال لازم است
4:32
از خودفریبی و زینت شیطان
4:36
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه می فرماید
4:43
عایشه رضی الله عنها برای ما آورد
4:46
عبای ضخیم و کمربند
4:49
او گفت
4:51
رسول خدا صلی الله علیه و آله دستگیر شد
4:54
در این دو
4:56
موافقت کرد
4:58
لباس، یعنی لباس
5:02
جامه جامه ای است که بدن را می پوشاند
5:06
از ناف به پایین
5:09
ضخیم، ضخیم
5:12
یکی از فواید صحبت کردن
5:16
تشویق زبری در زندگی
5:19
و بهترین لباس ها را بپوشید
5:21
این از نقطه نظر است
5:23
بترسید که نعمتها ماندگار نیست
5:28
پوشیدن لباس و جامه جایز است
5:31
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زهد
5:35
تواضع و اعتقاد او
5:37
بر همین اساس لباس پوشیده بود
5:40
بدون اسراف و تخیل
5:45
از سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه گفت
5:49
من اولین عرب هستم که در راه خدا تیر انداختم
5:54
ما با رسول خدا صلی الله علیه و آله می جنگیدیم
5:59
ما جز برگ شتر غذا نداریم
6:03
و این قهوه ای
6:05
حتی اگر قرار باشد یکی از ما همان کار شاه را انجام دهد
6:09
چه سردرگمی
6:11
موافقت کرد
6:13
حبله و سمر
6:15
دو نوع شناخته شده از درختان بیابانی
6:19
برای استفاده از استعاره برای مدفوع
6:24
به قول شاه
6:26
هر یک از شتر
6:28
مخلوط کنید
6:29
یعنی با هم مخلوط نمی شود
6:32
به دلیل خشکی شدید آن
6:34
یکی از فواید صحبت کردن
6:38
سخن گفتن به لطف خداوند متعال جایز است
6:41
فعل اطاعت را ذکر کرد
6:44
در صورتی که این کار موجب غرور یا ریا نشود
6:49
ملت مبارز
6:51
زیاد نخورید و ننوشید
6:54
به گل دنیا و خوشی هایش بسط نده
6:58
به دلیل بی حالی و ضعف ناشی از آن
7:02
اما شما از آنچه می گویید راضی هستید
7:05
برای رسیدن به خانه و فروشگاه
7:07
و دین او را گسترش دهد
7:09
صبر اصحاب در آستانه حیات
7:12
و درشتی غذا
7:14
برای برافراشتن پرچم ایمان
7:17
و انتشار پیام اسلام
7:22
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
7:25
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
7:29
خدایا روزی آل محمد را مایه رزق و روزی قرار ده
7:34
موافقت کرد
7:36
زبان شناسان و غریبان گفتند
7:39
معنی قدرت
7:41
یعنی چیزی که تشنگی را پر می کند
7:45
یکی از فواید صحبت کردن
7:47
زهد قناعت به آنچه خداوند تقسیم کرده است
7:50
و راضی بودن به چیزهای کوچک قلب شما را قوی می کند
7:54
و امنیت شما به شما خواهد رسید
7:56
شما را از نیاز و سوال راحت می کند
7:59
وضعیت متوسط به معنای ایمنی از بلای ثروت و فقر است
8:05
طلب فقر از خداوند جایز نیست
8:09
رسول خدا صلی الله علیه و آله از او پناه برد
8:13
اما او از خدا طلب کافی کرد
8:16
این منافاتی با جواز مال ندارد
8:19
اگر حلال باشد
8:21
حقوق خدا را در او ادا کرد
8:24
در میان صحابه اصحاب متمول و سپاسگزاری وجود داشت
8:28
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
8:34
و خداوند کسی است که جز او معبودی نیست
8:38
اگر بخواهم از گرسنگی جگرم را به خاک بسپارم
8:42
حتی اگر از گرسنگی سنگی بر شکمم بگذارم
8:46
یک روز در مسیری که از آن می رفتند نشستم
8:51
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله از کنار من گذشت
8:55
با دیدن من گیج شد
8:57
او می دانست چه در چهره و چه در روح من است
9:01
سپس گفت: ابهار.
9:04
به تو گفتم یا رسول الله
9:08
او حقیقت را گفت
9:10
درسته
9:12
و او ادامه داد
9:13
بنابراین من او را دنبال کردم
9:15
پس وارد شد و اجازه خواست
9:17
پس به من اجازه داد
9:18
پس وارد شدم
9:20
شیر را در فنجانی یافت
9:22
گفت: این شیر از کجاست؟
9:26
گفت فلانی به تو داده یا فلانی
9:30
آباهر گفت
9:33
به تو گفتم یا رسول الله
9:37
او گفت
9:38
نزد اهل صوفه بیا، پس آنان را به سوی من دعوت کن
9:42
او گفت
9:43
اهل سفاح مهمان اسلام هستند
9:46
آنها به دنبال سرپناهی از خانواده، پول یا کسی نیستند
9:51
هر وقت به او می رسید صدقه می داد
9:54
برایشان ارسال شد
9:56
هیچ کدام از آن را نخورد
9:59
و اگر هدیه ای به او برسد
10:01
برای آنها ارسال کنید
10:03
و حق داشت و آنها را در آن گنجاند
10:06
که ناراحتم کرد
10:08
پس گفتم
10:09
این شیر در میان اهل سفاح نیست
10:12
من حق داشتم این شیر را به عنوان نوشیدنی برای محافظت از خودم دریافت کنم
10:18
اگر آمدند به من فرمان بده
10:21
بنابراین من به آنها می دادم
10:23
و این شیر چه چیزی ممکن است به من برسد؟
10:27
نیازی به اطاعت از خدا و اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود
10:34
پس نزد ایشان آمدم و دعوتشان کردم
10:37
پس آمدند و اجازه گرفتند
10:39
پس به آنها اجازه داد
10:41
و از خانه روی صندلی نشستند
10:44
او گفت
10:45
اوه درخشان!
10:47
گفتم
10:48
به فرمان تو ای رسول خدا
10:51
او گفت
10:52
بگیرید و به آنها بدهید
10:54
او گفت
10:55
پس لیوان را برداشتم
10:57
بنابراین شروع کردم به دادن آن به مرد
10:59
تا زمانی که تشنگی اش را رفع کند می نوشد
11:02
سپس به توهین پاسخ می دهد
11:04
پس یکی دیگر را به او می دهم
11:06
تا زمانی که تشنگی اش را رفع کند می نوشد
11:08
سپس به توهین پاسخ می دهد
11:11
تا اینکه به پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدم
11:15
همه مردم آن را نقل کردند
11:18
پس لیوان را گرفت
11:20
پس آن را روی دستش گاز گرفت
11:22
به من نگاه کرد و لبخند زد
11:25
و او گفت
11:27
عجب
11:28
گفتم
11:29
به فرمان تو ای رسول خدا
11:32
او گفت
11:33
من و تو می مانیم
11:35
گفتم
11:36
حق با شماست یا رسول الله
11:39
او گفت
11:41
بشین و بنوش
11:43
پس نشستم و نوشیدم
11:45
و او گفت
11:47
بنوشید
11:48
پس من نوشیدم
11:49
هنوز هم می گوید
11:51
بنوشید
11:52
تا اینکه گفتم
11:54
نه، سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد
11:57
من نمی توانم راهی برای او پیدا کنم
11:59
او گفت
12:00
پس به من نشان بده
12:02
پس لیوان را به او دادم
12:04
خداوند متعال را حمد و ثنای کرد
12:07
و ضایعات را بنوشید
12:09
به روایت بخاری
12:12
جگرم را روی زمین گذاشتم
12:16
یعنی شکمم را به آن می چسبانم
12:19
لیوان
12:20
ظرفی که دو مرد را سیراب می کند
12:23
دوره
12:24
هر جا که بره
12:28
یکی از فواید صحبت کردن
12:32
کتمان نیاز و کتمان آن
12:35
بهتر است آن را اعلام و نشان دهید
12:38
تکریم رسول خدا صلی الله علیه و آله
12:42
برای فقرا در میان یارانش
12:44
و مراقبت از آنها
12:46
معجزه تکثیر غذا ثابت شده است
12:49
به رسول خدا صلی الله علیه و آله
12:52
سوال مرد
12:55
آنچه در خانه اش پیدا می کند
12:57
از کاری که او هیچ تعهدی به انجام آن ندارد
12:59
اجازه دهید آن را دنبال کند
13:02
نهی از صدقه دادن به رسول خدا صلی الله علیه و آله
13:07
هدیه دادن به او جایز است
13:10
پس از شیر دوشی پرسید
13:13
وقتی به او گفتند این هدیه است، پذیرفت
13:17
حدیث شامل مجموعه ای از آداب خوردن و آشامیدن بود
13:23
از او
13:24
سنت در هنگام نوشیدن، نشستن است
13:27
نهی از شرب در روایات متعددی ثابت شده است
13:32
خادم مردم اگر به آنها مشروب بدهد
13:36
از هر کدام یک کاسه بردارید
13:39
سپس آن را به نفر بعدی پرداخت می کند
13:41
نمی گذارد مردی به همراهش غذا بدهد
13:44
چون این بی احترامی به مهمان است
13:48
ارائه آن به مهمان مطلوب است
13:50
برای افزایش غذا یا نوشیدنی
13:53
خوردن و آشامیدن تا سیر شدن جایز است
13:57
بدون اسراف
13:59
به طوری که این رویه بنده نیست
14:02
زیرا رقیق سازی بهترین است
14:05
ترجیح دادن به مهمانان، خانواده و خدمتگزاران بر خود
14:09
از اخلاق والای نیکوکاران و نیکوکاران
14:13
آخرین نفر برای نوشیدن رفتند
14:18
مطلوبیت ضایعات آشامیدنی
14:21
این همان چیزی است که در گلدان باقی می ماند
14:23
نام باید در ابتدای غذا و نوشیدنی گفته شود
14:28
و در پایان خدا را شکر
14:31
فرد دعوت شده به خانه و منزل دعوت کننده می رسد
14:35
بدون اجازه وارد نمی شود
14:37
لذا از اهل صفت اجازه خواست
14:40
وقتی به خانه های پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند
14:44
نشستن مهمان در محل اصلاح شده توصیه می شود
14:50
و هر کس در صندلی خود است که مناسب او است
14:54
نماز خواندن با کنیه برای انسان جایز است
14:57
نام رحمانی است به جهت دلدادگی و شیرینی دلها
15:04
ریاض الصالحین