از مجموعهٔ رياض الصالحين (اكتملت السلسلة)
· درس 62 از 166
رياض الصالحين | الحلقة (95) | باب استحباب التبشير بالخير، وباب وداع الصاحب
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
ریاض الصالحین از کلام حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم.
0:09
باب استحباب بشارت و تبریک به مردم به نیکی
0:16
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
0:22
دور رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بودیم
0:27
ابوبکر و عمر رضی الله عنهم گروهی با ما هستند
0:32
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان ما برخاست
0:37
او به سمت ما کند بود و می ترسیدیم ارتباطش با ما قطع شود
0:42
ترسیده بودیم و بلند شدیم و من اولین نفری بودم که ترسیدم
0:47
پس به دنبال رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون آمدم
0:52
تا اینکه به دیواری از انصار، لبن النجار رسیدم
0:56
به اطراف رفتم تا دری برایش پیدا کنم
1:00
چشمه ای را نیافتم که از چاهی بیرون از دیوار وارد گود شود
1:07
و بهار نهر کوچک است، بنابراین من هیجان زده بودم
1:12
پس بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم
1:16
ابوهریره گفت: گفتم بله یا رسول الله.
1:22
گفت: چه شده؟ گفتم
1:26
تو در بین ما بودی، پس ایستادی و برای ما سرعتت را کم کردی
1:31
ترسیدیم که از ما قطع شود
1:34
ما ترسیده بودیم و من اولین نفری بودم که ترسیدم
1:38
بنابراین من به این دیوار آمدم و مانند روباه هیجان زده شدم
1:44
و این افراد پشت سر من هستند
1:47
گفت: ای ابوهریره صندل های خود را به من داد و گفت:
1:53
برو تو این صندل ها
1:55
هر کس را پشت این دیوار ببینی گواه است که معبودی جز خدا نیست
2:01
دلش به آن یقین داشت، پس او را به بهشت بشارت ده
2:06
حدیث را مفصل ذکر کرد
2:09
به روایت مسلم
2:11
چشمه رودخانه کوچک
2:14
جدولی است که در حدیث آمده است
2:19
و او گفت: "من هیجان زده بودم."
2:21
روی با رع و بزی
2:24
معنی آن «بازی» است.
2:26
کوچک شد و کوچک شد
2:28
بنابراین من می توانستم وارد شوم
2:31
بین ما نشان دادیم
2:33
یعنی بین ما
2:35
دونا حرفش را قطع می کند
2:38
یعنی از دشمن آسیب می بیند
2:41
وحشت
2:43
علاقه به چیزی و علاقه به آن
2:46
یکی از فواید صحبت کردن
2:50
تبیین تیزبینی اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله
2:54
و آنها را با آن احاطه کنید
2:56
مردم بزرگان خود را بررسی می کنند و او را جستجو می کنند
3:00
وقتی او او را از دست داد وحشت کردند
3:02
که در آن یک علامت یا علامت داده می شود
3:06
دلالت بر صداقت فرستاده و مؤید سخنان اوست
3:10
اهل توحید
3:12
آنها مردمی هستند که مراقب پیامبران و صالحان هستند
3:15
آنها بیش از دیگران سزاوار خبرهای خوب هستند
3:20
گفتن خدایی جز خدا نیست
3:22
برای صاحبش سزاوار بهشت است
3:25
اگر از ته دل باشد
3:28
از ابن شمسه گفته است:
3:32
ما در عمر بن العاص رضی الله عنه حضور یافتیم
3:35
او در آستانه مرگ است
3:38
برای مدت طولانی گریه کرد
3:40
صورتش را به سمت دیوار چرخاند
3:43
پس پسرش را وادار کرد که بگوید
3:45
پدر
3:47
و اما رسول خدا صلی الله علیه و آله که به فلان و فلان بشارت می دهد.
3:52
و اما رسول خدا صلی الله علیه و آله که به فلان و فلان بشارت می دهد.
3:57
پس صورتش را برگرداند و گفت
4:00
بهترین که قول می دهیم
4:02
شهادت به اینکه معبودی جز خدا نیست
4:05
و اینکه محمد رسول خداست
4:08
من سه بشقاب داشتم
4:12
مرا دیده ای و هیچکس از رسول خدا صلی الله علیه و آله بیشتر از من دشمنی ندارد.
4:19
هیچ چیز برای من محبوب تر از این نیست که بر او مسلط شوم و او را بکشم
4:26
پس من همینطور مردم
4:28
من از اهل جهنم بودم
4:31
وقتی خدا اسلام را در قلبم قرار داد
4:35
نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و عرض کردم:
4:39
سوگندت را ساده کن و من با تو بیعت می کنم
4:42
پس دست راستش را دراز کرد
4:44
بنابراین دستم را گره کردم
4:46
و او گفت
4:47
چه بلایی سرت اومده عمر؟
4:49
گفتم
4:50
می خواستم شرط کنم
4:52
او گفت
4:53
چه چیزی نیاز دارید؟
4:55
گفتم
4:56
تا من را ببخشد
4:58
او گفت
5:00
آیا نمی دانستی که اسلام آنچه را که پیش از خود بوده نابود می کند؟
5:04
و هجرت، آنچه را که پیش از آن بود، از بین می برد
5:08
و برهان آنچه را که پیش از آن بود، از بین می برد
5:11
هیچکس نزد من عزیزتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود
5:17
در چشمان من زمانی برای او نیست
5:20
طاقت نداشتم به احترام او چشمانم را از او پر کنم
5:25
اگر از من می خواستند آن را توصیف کنم، نمی توانستم این کار را انجام دهم
5:29
چون چشمانم را با او پر نمی کردم
5:32
حتی اگه اونجوری بمیرم
5:35
امیدوارم جزو اهل بهشت باشم
5:38
سپس چیزهایی به ما داد
5:41
نمی دانم در چه وضعیتی هستم
5:44
پس من مردم
5:47
نه ناله و نه آتش با من همراه نخواهد شد
5:51
اگر مرا دفن کنی
5:53
پس به خاک حمله کردند
5:56
آنگاه هر تعداد شتر را که ذبح شده و گوشت آنها تقسیم شده است، در اطراف قبر خود قرار خواهم داد
6:02
تا بتوانم از شما لذت ببرم
6:05
و بنگر که برای رسول خدا چه خواهم آورد
6:09
به روایت مسلم
6:11
بگو چی؟
6:13
یعنی کم کم بریزید
6:16
و خداوند متعال داناتر است
6:19
رانندگی مرگ
6:22
در هر صورت وجود مرگ
6:25
سه ظرف
6:27
یعنی سه شرط
6:29
فشن
6:32
به راحتی در حال ریخته گری است
6:35
یکی از فواید صحبت کردن
6:37
سایت بزرگ اسلام و هجرت و حج
6:42
و هر یک از آنها گناهان پیش از خود را از بین می برد
6:47
مطلوب است که به شخص در حال مرگ هشدار داده شود که به خداوند متعال ایمان بیاورد
6:52
به نشانه های امید اشاره کرد
6:54
و احادیث او در مورد بخشش
6:57
و موعظه او از آنچه خداوند متعال برای مسلمانان آماده کرده است
7:02
ذکر بهترین اعمال او مطلوب است
7:07
به خدای متعال فکر خوبی داشته باشیم و برای او بمیریم
7:11
احترام شدیدی که صحابه رضی الله عنه نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم داشتند.
7:18
همین کار را طلاب دانش با علمای ملت انجام دهند
7:23
شامل رعایت نهی از رسول خدا صلی الله علیه و آله است.
7:29
از دنبال نکردن تشییع جنازه با زن ناله یا آتش
7:33
ریختن خاک در قبر مستحب است
7:36
و بر قبر نمی نشیند
7:39
منع نشستن بر قبر
7:43
در این زمینه نهی صریح و صحیحی وجود دارد
7:47
اثبات وسوسه قبر و سؤال از دو فرشته
7:51
مدت کوتاهی کنار قبر، سنت است
7:55
به طوری که فرد مرده را صدا می زنند و از او تایید می خواهند
7:59
فصل خداحافظی با دوست
8:04
اراده او هنگام فراق برای سفر و چیزهای دیگر
8:08
و برای او دعا کنید و از او دعا کنید
8:12
خداوند متعال فرمود
8:16
و ابراهیم آن را به پسران خود و به پسران من یعقوب امر کرد
8:20
خداوند دین را برای شما برگزیده است
8:23
تا مسلمان نباشید نمیرید
8:28
یا هنگامی که مرگ به یعقوب نزدیک شد شاهد بودید؟
8:33
هنگامی که به پسرانش گفت: پس از من چه چیزی را می پرستید؟
8:37
گفتند: خدای تو و پدرانت را می پرستیم.
8:41
ابراهیم و اسماعیل و اسحاق
8:45
خدای یگانه و ما تسلیم او هستیم
8:49
در مورد احادیث
8:54
از جمله حدیث زید بن ارقم رضی الله عنه
8:58
که قبلاً در باب تکریم خانواده ذکر شد
9:01
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
9:04
گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله قیام کرد تا به ما واعظی بدهد.
9:10
خدا را شکر و حمد کرد
9:13
گاز گرفت و اشاره کرد
9:15
سپس درباره آنچه در ادامه می آید گفت
9:19
به جز مردم
9:21
اما من انسانم
9:23
رسول خدا در شرف آمدن است، پس من جواب خواهم داد
9:27
و در میان شما باری می گذارم
9:30
اول کتاب خداست
9:33
در آن هدایت و نور است
9:36
پس کتاب خدا را بگیرید و به آن تمسک کنید
9:39
او کتاب خدا را طلبید و آن را آرزو کرد
9:43
سپس گفت: و خانواده من.
9:46
در میان اهل بیتم شما را به یاد خدا می اندازم
9:50
به روایت مسلم
9:52
او قبلاً قهرمان بود
9:55
از ابوسلیمان مالک بن الحویریث رضی الله عنه می فرماید.
10:00
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدیم
10:04
ما جوانی نزدیک هستیم
10:07
پس بیست شب پیش او ماندیم
10:11
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مهربان و مهربان بود
10:16
فکر میکردیم دلمان برای خانوادههایمان تنگ شده بود
10:20
بنابراین ما در مورد کسانی از خانواده خود که ما را ترک کردند پرسیدیم
10:24
پس به ما بگو
10:26
و او گفت
10:27
برگرد پیش خانواده هایت
10:30
پس در میان آنها بمان
10:32
به آنها آموزش دهید و راهنمایی کنید
10:34
فلان وقت نماز فلان را می خواندند
10:38
فلان وقت رسیدند
10:41
اگر در نماز شرکت کردی
10:44
بگذارید یکی از شما به شما آسیب برساند
10:46
مادر شما بزرگ ترین شماست
10:49
موافقت کرد
10:51
بخاری در روایت خداوند افزوده است
10:54
و دعا کن همانگونه که مرا دیدی
10:58
گفت: مهربان و مهربان.
11:02
با فیفا و وقف نقل شده است
11:04
و به روایت قافین
11:07
یکی از فواید صحبت کردن
11:11
جوانان برای حمل دانش و سفر به آن قوی تر هستند
11:15
هر که علم و دانش می خواهد
11:18
او باید به دنبال آن باشد
11:20
و برای به دست آوردن آن صبور باشید
11:22
و پارادوکس خانواده و عزیزان
11:25
به منظور دسترسی به آن
11:28
اگر متعلم به قومى برگردد كه از او دانش كمترى دارند
11:34
او باید به آنها آموزش دهد
11:37
برای نمازهای واجب اوقاتی هست که جز با تربیت معلوم نمی شود
11:43
مردم اى مادرشان داناترين مردم به كتاب خدا و سنت رسول او هستند
11:49
اما هنگامی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله آموختند
11:56
و در یک زمان
11:58
همه آنها مشتاق شورای او بودند
12:01
در امامت جز سن چیزی باقی نماند
12:05
نمازگزار باید به شرح دعای رسول خدا صلی الله علیه و آله عمل کند.
12:11
رحمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر یارانش
12:17
مهربانی او با پیروانش و شفقت او نسبت به ملتش
12:21
از عمر بن خطاب رضی الله عنه می فرماید:
12:26
از پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه عمره خواستم
12:31
پس اجازه داد و گفت
12:33
برادر ما را در دعاهایت فراموش نکن
12:37
او چیزی گفت که من را از داشتن این دنیا خوشحال می کند
12:42
در روایتی فرمود:
12:45
برادر در دعای خود ما را همراهی کنید
12:48
از ابوداود و ترمذی روایت شده است
12:52
از سالم بن عبدالله بن عمر
12:56
که عبدالله بن عمر رضی الله عنه از هر دوی آنها راضی باشد
12:59
اگر بخواهد سفر کند به آن مرد می گفت
13:03
به من نزدیکتر بیا تا بتوانم با تو خداحافظی کنم
13:06
همان گونه که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
13:09
او با ما خداحافظی می کند
13:11
و او می گوید
13:12
دین و صداقت شما را به خدا می سپارم
13:16
و نتیجه گیری کسب و کار شما
13:18
به روایت ترمذی
13:20
از عبدالله بن یزید الخاتمی صحابی رضی الله عنه
13:25
او گفت
13:26
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
13:29
اگر بخواهد از ارتش خداحافظی کند
13:32
او گفت
13:33
دین و توکلت را به خدا می سپارم
13:36
و نتیجه اعمال شما
13:39
روایت ابوداود
13:43
یکی از فواید صحبت کردن
13:45
وداع با مسافر مطلوب است
13:49
چنان که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چنین کرد
13:53
اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله مشتاق بودند
13:56
خداوند او را در تمام امورشان درود فرستد
14:01
مستحب است مسلمان برای برادر مسلمان خود دعا کند
14:06
در همه شرایط
14:08
خواه در غیب آشکار باشد یا در صورت
14:12
بزرگترین چیزی که یک انسان در زندگی خود دارد و می ترسد آن را از دست بدهد
14:16
دین است
14:18
مسلمان برای برادرش عاقبت به خیری آرزو می کند
14:23
او همچنین آرزو می کند که او را مهر و موم کند
14:27
موفقیت دست خداست
14:29
مسلمان باید این را بخواهد
14:31
با بررسی علل آن و کوبیدن در آن
14:35
از انس رضی الله عنه می فرماید:
14:41
مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
14:44
و او گفت
14:46
ای رسول خدا
14:48
من می خواهم سفر کنم
14:50
بنابراین او به من غذا داد
14:52
و او گفت
14:53
خداوند به شما تقوا عنایت فرماید
14:56
او گفت
14:57
من را زیاد کن
14:59
او گفت
15:00
و گناهت را ببخش
15:02
او گفت
15:03
من را زیاد کن
15:05
او گفت
15:06
انشالله هر جا که هستی خیر برات راحت باشه
15:10
به روایت ترمذی
15:12
یکی از فواید صحبت کردن
15:14
مستحب است در مسافرت از رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه بگیرد
15:21
و او را از آن آگاه کن
15:24
اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در طول سفر و محل سکونتشان مشتاق دعا برای آنان بودند.
15:32
بزرگترین چیزی که بنده به برادر مسلمانش توصیه می کند ترس از خداست
15:37
چون باعث افزایش روحیه می شد
15:39
بدون او نمی تواند در عالی ترین مجلس به هدف خود برسد
15:44
افزایش نیکی با دعای مکرر از افراد صالح، پسندیده است
15:51
ریاض الصالح، ای ریاض الصالحین