از مجموعهٔ رياض الصالحين (اكتملت السلسلة)
· درس 85 از 100
رياض الصالحين | الحلقة (185) | باب كراهة الخروج من بلد وقع فيها البلاء
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
ریاض الصالحین
0:03
از قول استاد رسولان
0:06
خدا رحمتش کند و درود فرستد
0:09
فصل: ترک کشور مکروه است
0:14
مصیبت برای فرار از آن اتفاق افتاد
0:17
و از آمدن به او متنفر است
0:20
خداوند متعال فرمود
0:24
هر جا که باشی مرگ تو را فرا می گیرد
0:27
حتی اگر در ساختمان های مرتفع بودید
0:31
و حق تعالی فرمود
0:33
و خود را با دستان خود به هلاکت نیندازید
0:37
از ابن عباس رضی الله عنهم
0:41
عمر بن الخطاب رضی الله عنه
0:44
عازم شام شد
0:46
حتی اگر یک راز باشد
0:48
فرماندهان سربازان با او ملاقات کردند
0:51
ابوعبیده بن الجراح و یارانش
0:54
به او گفتند که این یک بیماری همه گیر است
0:56
در شام رخ داد
0:58
ابن عباس گفت
1:00
عمر به من گفت
1:02
من را اولین مهاجران بنامید
1:05
بنابراین آنها را دعوت کردم
1:07
پس با آنها مشورت کرد
1:09
او به آنها گفت که این بیماری همه گیر در شام رخ داده است
1:12
بنابراین آنها مخالفت کردند
1:14
برخی از آنها گفتند
1:16
برای سفارش رفتم بیرون
1:17
نمی بینیم که از آن برگردی
1:20
برخی از آنها گفتند
1:23
بقیه مردم و اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله با شما هستند.
1:29
ما هیچ پیشرفتی در این اپیدمی نمی بینیم
1:33
گفت: از من دور شو.
1:36
سپس گفت
1:38
مرا انصار صدا کن
1:40
بنابراین آنها را دعوت کردم
1:42
پس با آنها مشورت کرد
1:44
پس راه مهاجران را در پیش گرفتند
1:46
و همان طور که اختلاف داشتند، اختلاف کردند
1:49
و او گفت
1:50
از سرم بلند شدند
1:52
سپس گفت
1:54
برای من دعا کنید از کسانی که اینجا هستند، از قبیله قریش، از مهاجرات الفتح.
2:00
بنابراین آنها را دعوت کردم
2:02
هیچ دو مردی در میان آنها در مورد آن اختلاف نظر نداشتند
2:05
و گفتند
2:06
می بینیم که مردم را برمی گرداند
2:09
از این اپیدمی جلوتر نباشید
2:12
سپس عمر رضی الله عنه مردم را ندا داد
2:15
من پشتم هستم
2:18
پس بر او وارد شدند
2:20
ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه گفت
2:23
فرار از تقدیر الهی
2:26
عمر رضی الله عنه گفت
2:29
اگر کس دیگری گفته بود، ابوعبیده
2:32
عمر از خلافت متنفر بود
2:35
آری، ما از تقدیر الهی به تقدیر الهی فرار می کنیم
2:40
اگر شتر داشتی چی؟
2:43
دره ای با دو دشمن باز شد
2:46
یکی بارور و دیگری عقیم است
2:50
مگر نه این است که اگر زمین حاصلخیز را پرورش می دهید، به خواست خدا آن را پرورش می دهید؟
2:54
اگر درخت بی ثمری را بچرانی، به خواست خدا آن را می چرانی
2:58
او گفت
2:59
سپس عبدالرحمن بن عفر رضی الله عنه آمد
3:03
او برای برخی از نیازهایش غایب بود
3:06
و او گفت
3:08
من در این مورد آگاهی دارم
3:11
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
3:15
اگر در خشکی در مورد آن بشنوید
3:18
از او جلوتر نرو
3:20
و اگر بر خشکی بیفتد در حالی که شما روی آن هستید
3:24
برای فرار از آن بیرون نروید
3:27
الحمدلله عمر رضی الله عنه
3:32
و او رفت
3:34
موافقت کرد
3:36
و عفونت در کنار دره است
3:40
راز یکی از خانه های حجه الشام
3:44
در سیزده پله مدینه النبی
3:49
سربازان
3:51
شهرهای مردم شام
3:53
فلسطین و اردن
3:55
دمشق، حمص و قان سیرین
3:58
اپیدمی
3:59
یعنی طاعون
4:01
مصباح پشت
4:04
یعنی به شهر برگرد
4:07
یکی از فواید صحبت کردن
4:09
مشروعیت مناظره و مشورت در بلایا و احکام
4:16
زندگانی اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
4:20
بر اساس مشاوره و مشاوره
4:23
و از هر جهت نیکی کن
4:25
همانطور که خداوند متعال فرموده است
4:27
دستور داد که با یکدیگر مشورت کنند
4:30
تفاوت مستلزم خرد نیست
4:33
بلکه با توافق لازم است
4:36
مراجعه به متن و در صورت رسیدن به آن لازم است
4:41
و در اجرای آن تردید نکنید
4:44
علم ستوده دارنده قرآن و سنت است
4:48
بنابراین، نام "دانش" را فقط می توان به حقیقت اطلاق کرد
4:54
این در شرح حدیثی که عبدالرحمن بن عوف آورده است، ظاهر می شود
4:59
که می دانست
5:01
و او گفت
5:02
من در این مورد آگاهی دارم
5:05
ممکن است سنت از صحابه بزرگ که خدا از آنها راضی باشد، پنهان باشد
5:11
این در راز این حدیث نبوی ظاهر می شود
5:15
درباره اکثریت قریب به اتفاق مهاجران و انصار
5:19
بلکه شیخ نشین قریش است
5:22
پس ممکن است عالم چیزی داشته باشد که داناتر از او نداشته باشد
5:29
حاکمان مسلمان باید امنیت ملت را تضمین کنند
5:34
از آن مراقبت می کنند و از خطرات تخریب محافظت می کنند
5:38
و حق او را نادیده نگیرد
5:41
اسلام قوانین قرنطینه را تعیین می کند
5:46
جلوگیری از ورود به اپیدمی و فرار از آن
5:50
اثبات عفونت و سرایت بیماری انشالله نه فی نفسه
5:55
هر کاری که بنده انجام می دهد یا ترک می کند نزد خداوند متعال معلوم است
6:01
هیچ چیز فراتر از قدرت او نیست
6:04
اما قانون به بنده دستور داده شده است که از مکان های عذاب و منابع خطر دوری کند
6:11
پرهیز از ورود به سرزمینی که طاعون در آن واقع شده منافاتی با توکل بر خدا ندارد
6:18
حمد و ثنای خداوند در هنگام رسیدن به حق و شناخت حق، پسندیده است
6:24
استغفار از خطاها و اشتباهات محقق در صورت تخلف از حق.
6:30
از این رو عمر رضی الله عنه ابوعبیده را برای اعتراض او مورد توجه قرار نداد.
6:36
از اسامه بن زید رضی الله عنه
6:41
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
6:45
اگر در سرزمینی از طاعون شنیدید، وارد آن نشوید
6:50
اگر در حالی که روی آن هستید روی خشکی افتاد، آن را ترک نکنید
6:57
موافقت کرد
7:02
باب سخت گیری نهی از سحر
7:05
خداوند متعال فرمود
7:08
سلیمان کافر نشد، اما شیاطین کافر شدند
7:13
آنها به مردم جادو یاد می دهند
7:16
از ابوهریره رضی الله عنه
7:21
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
7:25
از هفت گناه بپرهیز
7:28
گفتند ای رسول خدا و اینها چیستند؟
7:32
گفت شرک و سحر
7:36
و کشتن نفسی که خداوند آن را جز به حق حرام کرده است
7:40
و ربا بخورید
7:42
و خوردن پول یتیم
7:44
و در روز جنگ مسئولیت را بر عهده بگیرید
7:46
و تهمت زدن به زنان پاکدامن و مؤمن ناآگاه
7:50
موافقت کرد
7:52
باب نهی از سفر زن با قرآن به سرزمین کفار
8:01
اگر بیم آن باشد که به دست دشمن بیفتد
8:05
از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
8:10
رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن نهی کرد
8:13
سفر با قرآن به سرزمین دشمن
8:18
موافقت کرد
8:20
یکی از فواید صحبت کردن
8:23
تسبیح کتاب خدا لازم است
8:26
و آن را در معرض تخریب و تحقیر قرار ندهید
8:30
ممنوعیت سفر با قرآن به کشورهای دشمن
8:35
چون نمی توانند او را کنترل کنند به او توهین می کنند
8:38
فصل ممنوعیت استفاده از اینای طلا و نقره
8:44
در خوردن و آشامیدن و پاکی
8:47
و تمام کاربردهای دیگر
8:51
از ام سلمه رضی الله عنه
8:54
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:58
که از ظروف نقره می نوشد
9:02
بلکه آتش جهنم شکمش را فرا گرفته است
9:06
موافقت کرد
9:09
و در روایتی از مسلم
9:12
کسی که از ظروف نقره و طلا بخورد یا بیاشامد
9:17
از حذیفه رضی الله عنه می فرماید:
9:21
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
9:24
او ما را از ابریشم و ابریشم منع کرد
9:27
و نوشیدن از ظروف طلا و نقره
9:31
گفت: در این دنیا مال آنهاست.
9:35
و در آخرت مال توست
9:38
موافقت کرد
9:41
و در روایتی در دو صحیح
9:43
عن حذیفه رضی الله عنه
9:46
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
9:50
از ابریشم و براده استفاده نکنید
9:53
از ظروف طلا یا نقره ننوشید
9:57
و در ظروف آن نخورید
10:00
از انس بن سیرین میگوید:
10:03
من با انس بن مالک رضی الله عنه بودم
10:07
با گروهی از مجوس
10:09
سپس مدل روی یک ظرف نقره ای آمد
10:14
او نخورد
10:16
پس به او گفته شد
10:17
آن را بچرخانید
10:19
و آن را دور یک کاسه هدر گذاشت
10:22
آورد و خورد
10:26
به روایت بیهقی
10:28
هدر
10:30
پلک
10:33
مدل نوعی آب نبات است
10:36
هدر
10:38
هر درختی بین زرد و قرمز
10:41
ظروف از چوب ساخته شده اند
10:44
پلک
10:46
کاسه ای بزرگتر از روزنامه
10:50
یکی از فواید صحبت کردن
10:52
غذای حلال در بشقاب های طلا و نقره قرار داده شده است
10:56
فی نفسه حرام نیست
10:58
اما خوردن در آن حرام است
11:01
اگر به کشتی دیگری منتقل شود
11:04
هیچ اشکالی ندارد
11:06
کسی که به خوردن غذا در ظروف دعوت شود از این کار منع شده است
11:10
او اجازه خوردن ندارد
11:12
تا در ظرف دیگری قرار گیرد
11:15
اگر مسلمان حکم شرعی را بداند
11:19
اگر به آن منتهی شود و آن را اعمال کند
11:22
فصل نهی از پوشیدن لباس زعفرانی مرد
11:30
قال عن انس رضی الله عنه
11:34
پیامبر صلی الله علیه و آله نهی فرمود
11:37
برای اینکه یک مرد خفه شود
11:40
موافقت کرد
11:42
غرغر می کند
11:45
یعنی لباس هایش را رنگ می کند
11:47
یا بدنش را با زعفران رنگ آمیزی کنید
11:50
زعفران
11:52
گیاه زرد
11:54
او آن را رنگ می کند
11:56
از عبدالله بن عمر بن العاص رضی الله عنهم گفت
12:02
پیامبر صلی الله علیه و آله دید
12:05
دوتا لباس زرد میپوشم
12:08
و او گفت
12:09
مادرت به تو گفته این کار را بکن
12:12
گفتم
12:14
آنها را بشویید
12:16
او گفت
12:17
بلکه آنها را سوزاند
12:19
و در یک رمان
12:21
و او گفت
12:23
این یکی از لباس های کفار است
12:26
آن را نپوشید
12:28
به روایت مسلم
12:32
دو تا زرد
12:33
یعنی رنگ شده با زرد
12:36
گلرنگ
12:37
یک گیاه زرد معروف
12:41
یکی از فواید صحبت کردن
12:43
پوشیدن لباس زعفرانی و زرد رنگ ممنوع است
12:49
این ممنوعیت مخصوص مردان است
12:52
چون لباس ها اینطوری رنگ می شوند
12:55
آنچه زنان خود را به آن می آرایند
12:59
منع مردان از تقلید از زنان در پوشش
13:03
نهی از تقلید کفار در پوشش
13:07
ضرورت حفظ شخصیت مسلمان
13:10
او در تمام امورش متمایز است
13:17
باب نهی از سکوت از روز تا شب
13:23
از علی رضی الله عنه می فرماید
13:26
آن را از رسول خدا صلی الله علیه و آله حفظ کردم
13:30
هنوز رویای خیس وجود ندارد
13:33
روز تا شب روزه نگیرید
13:36
روایت ابوداود
13:39
خطابی در تفسیر این حدیث گفته است:
13:42
این مراسم قبل از اسلام بود
13:45
آمبولی
13:46
در اسلام از آن نهی کرده اند
13:49
به آنها دستور داده شد که چیزهای نیک را به یاد آورند و بگویند
13:52
انجام شد
13:55
یعنی انزوا
13:56
یتیم کسی است که پدرش در جوانی و بدون رسیدن به سن بلوغ فوت کرده است
14:01
آمبولی
14:02
یعنی سکوت از روز تا شب
14:07
از قیس بن ابی حازم میگوید:
14:10
ابوبکر صدیق رضی الله عنه وارد شد
14:13
بر زنی از احموس به نام زینب
14:17
او را دید که صحبت نمی کند
14:20
و او گفت
14:21
چرا او صحبت نمی کند؟
14:24
و او گفت
14:26
او در سکوت بحث کرد
14:28
به او گفت
14:30
صحبت کن
14:31
این حل نمی شود
14:34
این کار جهل است
14:37
پس من صحبت کردم
14:39
به روایت بخاری
14:41
از کار جهل
14:44
یعنی عبادت آنها که ادعا می کنند آنها را به خدا نزدیک می کند
14:50
یکی از فواید صحبت کردن
14:54
لزوم سرپیچی از اعمال و شرایط جاهلی
14:58
نام "یتیم" با بلوغ بیشتر می شود
15:02
این امر مستلزم افزایش مفاد آن است
15:06
عبادت در سکوت یک مراسم مذهبی نیست
15:09
و خودداری از حرف زدن
15:11
حرام است
15:13
مطلوب
15:15
سخن گفتن از خیر، مانند امر به معروف یا نهی از منکر
15:20
یا گسترش صلح یا آموزش مردم
15:23
در غیر این صورت، نه
15:25
کی قسم خورده که حرف نزنه؟
15:29
دوست دارد با او صحبت کند
15:31
برای او کفاره ای نیست
15:33
احادیث در مورد فضیلت سکوت
15:36
با این احادیث مخالفت نکنید
15:39
به دلیل اهداف متفاوت در این زمینه
15:42
زیرا سکوت مطلوب است
15:44
سخن را بر باطل گذاشت
15:46
و سکوت حرام است
15:48
با آن گفتار و عبادت مباح را ترک کنید
15:52
ریاض الصالح، ای ریاض الصالحین