از مجموعهٔ رياض الصالحين (اكتملت السلسلة)
· درس 53 از 166
رياض الصالحين | الحلقة (80) | باب الإيثار والمواساة
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
ریاض الصالح از کلام حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم.
0:09
فصل نوع دوستی و همدردی
0:15
خداوند متعال فرمود
0:18
آنها حتی اگر فقیر باشند بر خود تأثیر می گذارند
0:24
و حق تعالی فرمود
0:27
و از محبت او به فقیر و یتیم و اسیر غذا می خورند
0:34
تا آخرین ابیات
0:38
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
0:42
مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت
0:47
من یک تلاش هستم
0:49
پس برای برخی از همسرانش فرستاد
0:53
و او گفت
0:54
سوگند به کسی که تو را به حق فرستاده است، من چیزی جز آنچه ندارم
0:59
سپس برای دیگری ارسال کنید
1:01
اون اینطوری گفت
1:04
تا اینکه همه همین را گفتیم
1:07
نه، سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد
1:10
من فقط چیزی را دارم
1:13
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
1:16
چه کسی این را امشب اضافه می کند؟
1:19
مردی از انصار گفت
1:22
من هستم ای رسول خدا
1:24
پس او را به سفر برد
1:27
به همسرش گفت
1:29
میهمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را گرامی بدارید
1:33
و در یک رمان
1:35
به همسرش گفت
1:36
چیزی داری؟
1:38
و او گفت نه
1:40
جز رزق و روزی کودکانه
1:42
گفت: برایشان کاری کن.
1:46
اگر شام می خواهند بگذار بخوابند
1:50
و اگر مهمان ما وارد شود
1:52
پس لامپ را خاموش کرد
1:54
و به او نشان دادم که باید بخوریم
1:56
پس نشستند و مهمان غذا خورد
1:59
تائوئیست شدم
2:02
وقتی شد
2:04
فردا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
2:07
و او گفت
2:09
خدا از کاری که کردی شگفت زده شد
2:12
امشب مهمان شماست
2:14
موافقت کرد
2:16
تلاش
2:19
یعنی خسته شدم
2:21
سختی، زندگی فقیرانه و گرسنگی است
2:24
یک سفر
2:27
یعنی پناه او در شهر
2:29
جز رزق و روزی کودکانه
2:31
یعنی چیزی که بر اساس عادت به غذا خوردن عادت دارند
2:37
برای آنها انجام دهید
2:39
یعنی آنها را به چیزی غیر از این غذا مشغول کنید
2:43
و به او نشان دادم که باید بخوریم
2:46
یعنی با حرکت دادن دست ها روی غذا به او نشان دهید
2:50
و حرکت دهن و مضرات
2:52
تائوئیست ها
2:54
یعنی یک چشم آمد
2:56
فردا
2:58
یعنی صبح آمد
3:02
یکی از فواید صحبت کردن
3:04
تکریم میهمان در اسلام یک وظیفه است
3:09
جايز است ميهمان را به کسي که توان حمايت از او را دارد منتقل کنند
3:14
و حاجت او را برطرف کند
3:16
شرح حال رسول خدا صلی الله علیه و آله
3:21
از کمبود منابع و تحقیر دنیا
3:25
با بخشش سخاوتمندانه
3:28
عفت انصار
3:30
و مردمی نوع دوست هستند
3:32
با نیازشان
3:34
خداوند متعال مراقب بندگانش است
3:38
با کارشان آشناست
3:40
دانستن وضعیت آنها
3:44
ابراز تحسین برای کسی که خوب کار کرده است مطلوب است
3:50
توضیح علت زیارت قول خداوند متعال درباره انصار
3:54
آنها حتی اگر فقیر باشند بر خود تأثیر می گذارند
3:59
و هر کس از بخل خود بپرهیزد، آنان رستگارانند
4:05
اثبات کیفیت شگفت انگیز خداوند
4:08
یکی از ویژگی های واقعی مورد تایید اهل سنت و جامعه است
4:14
از ابوهریره رضی الله عنه گفت
4:20
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:24
غذای دو نفره برای سه نفر کافی است
4:27
غذای سه نفره برای چهار نفر کافی است
4:31
موافقت کرد
4:33
و در روایتی از مسلم
4:35
عن جابر رضی الله عنه
4:38
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
4:42
غذای یک نفر دو نفر را نگه می دارد
4:45
خوردن دو نفر از چهار نفر حمایت می کند
4:48
غذا برای چهار نفر برای هشت نفر فراهم می کند
4:52
یکی از فواید صحبت کردن
4:56
اقبال در سخاوت و قناعت به کفایت
5:00
مطلوب است که با غذا ملاقات کنید
5:03
زیرا هر چه اجتماع بیشتر باشد برکت هم بیشتر است
5:07
كفايت از بركت جلسه ناشي مي شود
5:12
تشویق به تغذیه غذا
5:15
و آنچه را که دارد تحقیر مکن
5:18
او از ارائه آن خودداری می کند
5:20
کمی ممکن است کافی باشد
5:23
یعنی تشنگی رفع می شود و ساختار برقرار می شود
5:27
از هیچی بهتر است
5:30
از ابوسعید خدری رضی الله عنه گفت
5:37
در حالی که با پیامبر صلی الله علیه و آله همسفر هستیم
5:42
وقتی مردی سوار بر اسب خدا آمد
5:46
شروع به نگاه کردن به راست و چپ کرد
5:50
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
5:54
هر که لطف داشت ظاهر شد
5:57
بگذار به کسانی که پشتی ندارند قول بدهد
6:00
و هر که مازاد داشته باشد بیشتر دارد
6:03
بگذار به کسانی که غذا ندارند قول بدهد
6:07
انواع پولی را که ذکر کرد ذکر کرد
6:10
تا اینکه دیدیم هیچ کدام از ما حق اعتبار نداریم
6:16
به روایت مسلم
6:18
حواس پرتی یعنی سرگردانی
6:22
فضل ظاهر شد
6:24
هر وسیله نقلیه ای که بیش از آنچه نیاز دارد باشد
6:27
بگذار قول بدهد
6:29
یعنی به آن ایمان بیاورد
6:31
یکی از فواید صحبت کردن
6:35
امام از گله خود مراقبت می کند و آنها را به بهترین راه هدایت می کند
6:41
تشویق به همکاری در انجام کارهای خیر و همبستگی در مواقع سختی
6:47
اصحاب به خواسته رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ سریع دادند
6:53
و اجرای آنها
6:55
آنها واقعاً چشمان خدا بودند
7:00
از سهل بن سعد رضی الله عنه
7:03
زنی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
7:08
با شنل بافتنی
7:10
و او گفت
7:11
با دست خودم بافتم تا بپوشمش
7:15
پس پیغمبر صلی الله علیه و آله آن را به محتاج گرفت
7:21
پس نزد ما آمد و جامه او بود
7:24
فلانی گفت
7:26
بهترین ها را به او بده
7:29
و او گفت
7:30
بله
7:31
پس پیامبر صلی الله علیه و آله در مجلس نشست
7:36
سپس برگشت و آن را تا کرد
7:38
سپس آن را برای او ارسال کنید
7:41
مردم به او گفتند
7:43
چه کار خوبی
7:44
پیامبر صلی الله علیه و آله آن را از روی نیاز پوشید
7:49
بعد از او پرسیدم
7:51
فهمیدم که به سوال کننده پاسخ نمی دهد
7:55
و او گفت
7:56
به خدا من از او نخواستم که آن را بپوشد
8:00
فقط از او خواستم که کفن من باشد
8:04
راحت گفت
8:06
کفن بود
8:09
به روایت بخاری
8:11
سرد
8:14
شمله برنامه ریزی شده است
8:16
وزارت
8:18
یعنی از پایین دور بدنش پیچید
8:21
زیرا ایزار همان چیزی است که در قسمت پایین بدن برای پوشاندن عورت پوشیده می شود
8:26
یکی از فواید صحبت کردن
8:30
ابتکار عمل برای گرفتن هدیه به خاطر هدیه دهنده مطلوب است
8:36
سخاوت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر خیر او افزود
8:40
و به سوال کننده ای پاسخ نداد
8:45
آماده کردن چیزی قبل از نیاز جایز است
8:49
جایی که این مرد آن را کفن خود کرد
8:52
مشروعیت به خوانندگان بستگی دارد
8:56
جایی که صحابه اشاره کردند که رسول آن را گرفته است
9:00
که به او نیاز داشت
9:02
گفتند چون به آن نیاز داشت برداشت
9:06
برای انسان جایز است آنچه را که در لباس دیگران می بیند بپسندد
9:11
یا اینکه ارزشش را به او بیاموزد
9:14
یا به درخواست خود از جایی که برایش عرضه می شود به او عرضه کند
9:19
مشروعیت انکار هنگام نقض ادبیات آشکار است
9:24
حتی اگر به حد نهی نرسد
9:27
از ابوموسی رضی الله عنه می فرماید:
9:33
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
9:37
اگر اشاعره در هجوم بیوه شدند
9:41
یا غذای کمتری برای فرزندانشان در شهر
9:44
آنچه داشتند در یک لباس جمع کردند
9:48
سپس آن را به طور مساوی در یک ظرف بین خود تقسیم کردند
9:53
آنها از من هستند و من از آنها هستم
9:57
موافقت کرد
10:00
بیوه شدند و جای خالیشان خالی بود
10:05
در تهاجم، یعنی در بیرون رفتن برای جنگ با دشمن
10:11
از نظر شخصیت و راهنمایی به من نزدیک هستند
10:16
یکی از فواید صحبت کردن
10:20
بیان فضیلت اشعری
10:23
آنها قبیله ابوموسی اشعری رضی الله عنه هستند
10:27
بیان فضیلت تسلیت
10:30
فضیلت ایجاد آذوقه در سفر
10:33
وقتی گفته شد آن را در چیزی ترکیب کرد، سپس آن را تقسیم کرد
10:38
برای انسان جایز است که فضایل قوم خود را ستایش کند
10:43
فصل رقابت در امور آخرت
10:48
و بر آنچه از آن طلب خیر می کند، بیفزاید
10:51
خداوند متعال فرمود
10:55
در این زمینه اجازه دهید رقبا رقابت کنند
11:00
از سهل بن سعد رضی الله عنه
11:04
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
11:08
نوشیدنی بگیر
11:09
پس از آن نوشید
11:11
و سمت راست او یک پسر است
11:13
و سمت چپ او شیوخ هستند
11:16
به پسر گفت
11:18
اینها را به شما بدهم؟
11:21
پسر گفت
11:23
نه به خدا قسم یا رسول الله
11:26
من سهم خود را بر کسی بر تو ترجیح نمی دهم
11:29
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را در دست گرفت
11:34
موافقت کرد
11:36
تاالله یعنی وضعیتش
11:39
این پسر ابن عباس است که خدا از آن دو راضی باشد
11:44
شیخ ها جمع شیخ است
11:48
او در سن بالا است
11:51
سهم من از تو
11:53
یعنی از اثر نعمت و لطف تو
11:57
یکی از فواید صحبت کردن
12:00
سال شرب عمومی
12:03
فراهم کردن دست راست در هر خانه
12:06
جناح راست نه به دلیل جایگاه بالایش یا ترجیحش نسبت به افراد شورا در اولویت است
12:13
بلکه بر او ارجح است
12:16
اولویت دادن به ملاحظات حقوقی بر سایر ملاحظات
12:22
توصیه می شود به بزرگان احترام بگذارید و اجازه دهید مردم در خانه های خود بمانند
12:27
مگر اینکه با حکم قانونی منافات داشته باشد
12:30
صاحب حق بهتر از دیگران است که حق خود را کامل کند و به دیگران ترجیح ندهد
12:36
صحابه رضي الله عنه به آنچه سودشان مي رساند علاقه مند بودند
12:42
اصرار به اجرای حقوق به صاحبان آنها
12:46
خوش اخلاقی در برخورد با مردم
12:49
بزرگ یا کوچک
12:53
حضور کودکان در مجالس بزرگسالان جایز است
12:56
زیرا این برای آنها یک آموزش و انضباط است
13:00
مردانگی فقط در جمع مردان کامل می شود
13:05
از ابوهریره رضی الله عنه
13:09
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
13:13
بین ایوب علیه السلام غسل برهنه
13:17
روی آن ملخ های طلایی افتادند
13:21
پس ایوب جامه هیتی را پوشاند
13:24
سپس پروردگار متعال او را فرا خواند
13:27
ای ایوب آیا تو را از آنچه می بینی حفظ نکردم؟
13:32
گفت: آری به جلال تو.
13:35
اما من بدون لطف شما نمی توانم
13:39
بخاری روایت کرده: فخر یعنی افتاد
13:46
ملخ های طلایی
13:48
هر قطعه طلایی که شبیه ملخ باشد
13:51
از نظر شکل و فراوانی
13:54
از او می خواهد که آن را در دست بگیرد و در جامه اش بیندازد
14:00
یکی از فواید صحبت کردن
14:05
تشویق به جستجوی چیزهایی که برکت و فضیلت فرد را افزایش می دهد
14:10
میل به مصرف زیاد حلال جایز است
14:14
کسی که به خود اطمینان دارد، مستحق آن است که از او تشکر کند
14:17
فضیلت ثروتمندان و شاکران
14:21
اگر در خلوت خلوت باشد غسل برهنه جایز است
14:26
اگر خودتان را می پوشانید، اول بپوشانید
14:30
اثبات کیفیت گفتار خداوند متعال
14:35
ریاض الصالحین