از مجموعهٔ رياض الصالحين (اكتملت السلسلة)
· درس 54 از 157
رياض الصالحين | الحلقة (92) | باب الحياء وفضله، وباب حفظ السر
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
ریاض الصالحین از کلام حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم.
0:09
باب حیا و فضایل آن و ترغیب به رفتار در آن
0:16
از ابن عمر رضی الله عنه هر دو
0:22
رسول خدا صلی الله علیه و آله بر مردی از انصار گذشت
0:28
او در زندگی برادرش را گاز می گیرد
0:31
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
0:34
بگذار با ایمان زندگی کند
0:38
موافقت کرد
0:40
گاز می گیرد و من به او توصیه می کنم که او را سرزنش کند
0:44
او را رها کن، یعنی او را با این شخصیت خوب رها کن
0:49
یکی از فواید صحبت کردن
0:53
زندگی شاخه ای از ایمان است
0:57
زیرا صاحبش را از گناه باز می دارد، همچنان که ایمان مانع اوست
1:02
وجوب امر به معروف و نهی از منکر
1:06
بیانیه را بیش از زمان نیاز به تاخیر نیندازید
1:10
قال عن عمران بن حسین رضی الله عنهم
1:15
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:19
زندگی فقط چیزهای خوب می آورد
1:23
موافقت کرد
1:25
و در روایتی از مسلم
1:28
زندگی همه چیز خوب است
1:30
یا گفت
1:32
زندگی همه چیز خوب است
1:35
یکی از فواید صحبت کردن
1:38
تشویق به خلق زندگی
1:41
برای فرد و جامعه خوب است
1:44
به خاطر آنچه او را به نیکی و ترک بدی متهم کرده است
1:48
مراد از حیات در روایات، مشروع است
1:54
در مورد زندگی که منجر به نقض حقوق می شود
1:58
ترس از رویارویی با کسانی که مرتکب بدی می شوند
2:01
مشروع نیست
2:03
بلکه عجز و ذلت و شرم است
2:06
حتی اگر اسمش حیا باشد
2:08
به دلیل شباهت آن به زندگی حقوقی در تصویر خارجی
2:13
از ابوهریره رضی الله عنه
2:17
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:21
ایمان هفتاد و هفت است
2:24
یا شصت و چند لشکر
2:27
بهترین آنها این است که بگویند معبودی جز خدا نیست
2:30
در زیر حذف آسیب از جاده است
2:34
زندگی شاخه ای از ایمان است
2:38
و توافق کردند
2:40
تعداد از سه تا ده است
2:45
شاخه قطعه و رشته است
2:49
حذف و آسیب
2:53
سنگ و خار و گل به شما آسیبی نمی رساند
2:57
و خاکستر، کثیف، و غیره
3:00
از ابوسعید خدری رضی الله عنه گفت
3:04
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
3:08
زنده تر از باکره در بی حسی اش
3:12
اگر چیزی را ببیند که از آن متنفر است، آن را در چهره او تشخیص می دهیم
3:17
موافقت کرد
3:19
دانشمندان گفتند
3:21
حقیقت زندگی آفرینشی است که ما را به ترک زشتی ها ترغیب می کند
3:25
از قصور در حق صاحب حق نهی شده است
3:28
از ابوالقاسم الجنید رحمه الله روایت کردیم که فرمود.
3:34
زندگی دیدن پاداش است
3:37
یعنی نعمت و دیدن کمبودها
3:41
حالتی بین آنها ایجاد می شود به نام زندگی
3:46
باکره، به معنای باکره
3:49
او ماده ای است که مرد به او دست نزده است
3:52
بی حسی بخشی از خانه است که بر روی آن پرده می گذارد
3:57
او را در چهره اش، یعنی در تغییر چهره اش می شناختیم
4:02
او به دلیل خجالتی بودن زیاد صحبت نمی کرد
4:06
یکی از فواید صحبت کردن
4:09
وجوب تقلید از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در زندگی
4:14
زیرا زندگی یک خلقت سخاوتمندانه است
4:17
زندگی یک خلقت غریزی در زنان است
4:22
فصل حفظ اسرار
4:27
خداوند متعال فرمود
4:30
آنها به عهد وفا کردند، زیرا عهد پاسخگو بود
4:36
از ابوسعید خدری رضی الله عنه گفت
4:41
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:45
از بدترین افراد نزد خداوند مقام او در قیامت است
4:50
مرد به زن و زن به او منتهی می شود
4:54
سپس راز او را منتشر می کند
4:56
به روایت مسلم
4:58
این استعاره از رابطه جنسی است
5:03
راز او را افشا می کند
5:05
تا به مردم جزییات آنچه را که بین او و همسرش تنها میگذرد، بیان کند
5:11
حین و قبل از مقاربت یکی از مقدمه هاست
5:15
یکی از فواید صحبت کردن
5:19
افشای اسرار آمیزش گناه کبیره است
5:23
برای تهدید ذکر شده در آن
5:26
یکی از حقوق زوجین بر یکدیگر
5:30
اسرارشان را فاش نمی کنند
5:33
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم
5:38
عمر رضی الله عنه که دخترش حفصه یتیم شد
5:43
گفت: با عثمان بن عفان رضی الله عنه ملاقات کردم
5:47
پس حفصه به او نشان داد
5:50
پس گفتم: اگر بخواهی تو را به عقد حفصه بنت عمر درآورم
5:55
گفت به موضوعم رسیدگی می کنم
5:58
برای چند شب
6:00
بعد با من ملاقات کرد و گفت
6:02
به نظر من امروز نباید ازدواج کنم
6:06
سپس با ابوبکر صدیق رضی الله عنه ملاقات کردم
6:10
پس گفتم: اگر بخواهی تو را به عقد حفصه بنت عمر درآورم
6:15
ابوبکر رضی الله عنه ساکت ماند
6:18
او چیزی به من پس نداد
6:21
من برای او بهتر از عثمان بودم
6:25
برای چند شب
6:27
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله با او نامزد کرد
6:31
پس او را به عقد او درآوردم
6:33
ابوبکر مرا ملاقات کرد و گفت:
6:36
شاید وقتی حفصه را به من نشان دادی به من پی بردی
6:40
من چیزی به شما پس ندادم
6:43
پس گفتم بله
6:45
او گفت
6:46
مانع نشد که آنچه را به من عرضه داشتی به تو برگردانم
6:51
اما می دانستم که پیامبر صلی الله علیه و آله آن را ذکر کرده است
6:57
من نخوردم که راز رسول خدا صلی الله علیه و آله را فاش کنم.
7:02
اگر پیامبر صلی الله علیه و آله آن را ترک می کرد، آن را می بوسیدم
7:08
به روایت بخاری
7:10
گفت خسته است
7:12
یعنی بی شوهر شد
7:14
شوهرش فوت کرده بود، خدا از او راضی باشد
7:18
هیچی پیدا نکردم که عصبانیم کنه
7:22
پس منتظر ماندم
7:26
ظهر شروع شد
7:29
من حتی عصبانی تر بودم
7:33
فاش كردن، يعنى نشر و نشان دادن
7:37
یکی از فواید صحبت کردن
7:39
جایز است انسان دختر یا خواهر خود را به افراد نیکوکار و صالح تقدیم کند
7:45
به دلیل سودی که برای شخص به او پیشنهاد می شود
7:50
او ترجیح داد راز را حفظ کند و در پنهان کردن آن افراط کند
7:54
اگر صاحبش نشان دهد
7:56
خجالت از کسانی که او را شنیدند برخاست
7:59
سرزنش عشق را از بین نمی برد
8:03
بلكه سرزنش مساوي محبت است كه گفته شد
8:07
از این رو عمر رضی الله عنه ابوبکر را ملامت کرد
8:12
شدیدتر از توهین او به عثمان است
8:15
زمانی که ابوبکر نزد عمر بود
8:18
عمر نزد ابوبکر محبت و منزلت بیشتری داشت
8:23
مستحب است کسى که عذر خود را بیان مى کند، آن را از او بپذیرد
8:29
زن متاهل باید مانند باکره سرپرست داشته باشد
8:33
او نباید با خودش ازدواج کند
8:35
قال عایشه رضی الله عنها
8:40
همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم باشید
8:45
فاطمه رضی الله عنه پیاده آمد
8:48
راه رفتن او اشکالی در راه رفتن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نداشت
8:55
وقتی او را دید از او استقبال کرد و گفت:
8:59
سلام دخترم
9:01
سپس او را در سمت راست یا چپ خود بنشینید
9:05
سپس او را پیاده کرد
9:07
او به شدت گریه کرد
9:10
وقتی او را دید، نگران شد
9:12
ساراها دوم
9:14
من خندیدم
9:16
پس بهش گفتم
9:18
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شما را منحصر کرد
9:21
در میان زنانش در سرار
9:24
بعد گریه میکنی
9:26
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله قیام کرد
9:30
از او پرسیدم
9:32
آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله به شما فرمود
9:36
او گفت
9:37
راز او را برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فاش نمی کنم
9:43
رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد
9:47
گفتم: به خاطر حقی که بر تو دارم، قصد کشتن تو را دارم.
9:52
وقتی به من گفتی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به تو چه فرمود
9:58
او گفت: "در حال حاضر، بله."
10:02
در مورد زمانی که اولین بار با من راه رفت
10:06
او به من گفت که جبرئیل هر سال یک یا دو بار با قرآن مخالفت می کرد
10:13
و اکنون دوبار با آن مخالفت کرده است
10:16
من این اصطلاح را نزدیک نمی بینم
10:20
از خدا بترسید و شکیبا باشید
10:23
در واقع، بله، من سلف شما هستم
10:26
پس به اندازه ای که دیدم گریه کردم
10:29
وقتی پریشانی مرا دید، بار دوم به من نزدیک شد و گفت
10:34
ای فاطمه آیا راضی نیستی که بانوی مؤمنان باشی؟
10:39
یا معشوقه زنان این ملت
10:43
از چیزی که دیدم خندیدم
10:46
موافقت کرد
10:48
این یک کلمه مسلمان است
10:52
راه رفتن یعنی بدن راه رفتن
10:55
خوش آمدید
10:57
یعنی در یک مکان بزرگ و جادار مستقر شدم
11:00
زنگ او را دید
11:02
یعنی ضعف او در تحمل شنیده ها
11:05
من در مورد شما تصمیم گرفتم
11:08
یعنی به حقی که بر تو دارم قسم خوردم
11:11
ملت مؤمن است
11:14
و همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
11:17
و دوست دخترش
11:19
با قرآن مخالف است
11:21
یعنی قرآن می خواند
11:23
از هر دو طرف ناخوشایند است
11:26
رسول خدا صلی الله علیه و آله می خواند
11:30
و جبرئیل علیه السلام گوش می دهد
11:33
سپس جبرئیل علیه السلام می خواند
11:36
و رسول خدا صلی الله علیه و آله گوش می دهد
11:40
یکی از فواید صحبت کردن
11:44
بیان نقاب فاطمه رضی الله عنه
11:47
او معشوقه زنان این ملت است
11:51
حدیث یکی از نشانه های نبوت است
11:55
رسول خدا صلی الله علیه و آله به دخترش گفت
11:59
زمان او نزدیک است
12:01
او به او اطلاع داد که او اولین نفر از خانواده اش است که به او ملحق شده است
12:05
این بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود
12:10
گریه بدون جیغ و زاری جایز است
12:14
و زاری، سیلی زدن به گونه و پاره کردن جیب
12:18
زیرا رحمتی است که خداوند در قلب بنده مؤمن خود قرار داده است
12:23
مطلوب است که راز را حفظ کنید و آن را فاش نکنید
12:26
تا زمانی که مانع آن برطرف شود
12:29
اثبات حقوق همسران پیامبر صلی الله علیه و آله
12:34
بر مردان مؤمن و زنان مؤمن
12:36
زیرا آنها مادران مؤمنان هستند
12:39
تقدیم قرآن به حافظان و آموزش آن
12:44
راه های ذخیره و نصب آن
12:47
سنتى است كه نزد اهل قرآن و حافظان آن عمل مى شود
12:51
بنابراین حافظ باید در حفظ آن اهتمام داشته باشد
12:56
جواز ادله
12:59
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
13:02
مخالفت جبرئیل با او دو بار در قرآن ذکر شده است
13:06
هر سال یک بار مخالفت می کرد
13:10
اجل نزدیک است و روز عزیمت نزدیک است
13:14
عن ثابت عن انس رضی الله عنه گفت
13:20
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
13:24
دارم با پسرا بازی میکنم
13:26
پس به ما سلام کرد
13:28
پس مرا بر حسب نیاز فرستاد
13:30
بنابراین برای مادرم سرعتم را کم کردم
13:32
وقتی اومدم
13:34
گفت چه چیزی تو را قفل کرد؟
13:36
پس گفتم
13:38
رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا برای حاجتی مبعوث کرد
13:42
گفت چه نیازی دارد؟
13:45
گفتم این یک راز است
13:48
گفت: راز رسول خدا صلی الله علیه و آله را به کسی نگو.
13:57
انس گفت
13:59
قسم می خورم اگر در مورد آن به کسی گفته باشم
14:02
من در مورد آن به شما می گفتم، ثابت
14:05
به روایت مسلم
14:07
بخاری برخی از آن را به اختصار نقل کرده است
14:10
بنابراین سرعتم را کم کردم
14:12
یعنی دیر آمدم و مدت زیادی غیبت کردم
14:15
چه چیزی تو را زندانی کرد؟
14:17
یعنی چه چیزی مانع شما شد
14:20
یکی از فواید صحبت کردن
14:22
فضیلت انس بن مالک
14:24
و مهربانی او بزرگ است
14:26
صداقت و وفاداری او صادق بود
14:29
و راز رسول خدا صلی الله علیه و آله را حفظ کرد
14:33
زنده و مرده
14:36
مادر سلیم پسرش را به خوبی بزرگ کرد
14:39
به او توصیه کرد که حرف نزند
14:42
راز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
14:45
حفظ راز اخوان و عدم افشای آن
14:49
از سخاوت اخلاق و آداب اسلامی
14:54
چه کسی باید در مورد حفظ اسرار بداند
14:57
افشای آن جایز نیست
14:59
در صورتی که صاحب آن در زندگی خود آسیب ببیند
15:03
اگر بمیرد و معلوم شود که مضطر می شود
15:07
ذکر راز جایز نیست
15:10
حتی اگر حجاب یا وقاری در آن باشد
15:13
ذکر آن اشکالی ندارد
15:15
اگر حفظ راز مستلزم ریختن خون باشد، حرام است
15:19
یا این واژن حرام است؟
15:21
یا کسر پول غیرقانونی
15:24
حفظ آن در آن صورت حرام است
15:27
بلکه باید نسبت به آن هشدار داد
15:30
ریاض الصالحین