المختصر في السيرة النبوية | موسى بن راشد العازمي | ح (80) | تصديق أبي بكر مسرى رسول الله ﷺ

◉ 0 بازدید ⏱ 6:03 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:12 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:21 عقیده ابوبکر رضی الله عنه
0:25 سفر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
0:31 رب الحکیم در المستدرک با سند ضعیف
0:35 قال عایشه رضی الله عنها
0:38 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اسیر شد
0:42 به مسجد الاقصی
0:44 مردم در مورد آن صحبت می کنند
0:47 عده ای که به او ایمان آوردند و او را باور کردند مرتد شدند
0:52 این را نزد ابوبکر رضی الله عنه طلب کردند
0:56 گفتند: آیا بر دوستت حق داری؟
1:00 او مدعی است که امشب به بیت المقدس اسیر شده است
1:04 او این را گفت
1:08 گفتند بله
1:09 گفت اگر این را گفت پس راست گفت
1:14 گفتند و باور کن که امشب به اورشلیم رفت
1:20 و قبل از آن آمد
1:22 گفت خدا از او راضی باشد
1:24 بله
1:25 من او را فراتر از آن باور دارم
1:29 او را با خبر بهشت در صبح یا روحش باور می کنم
1:34 به همین دلیل او را ابوبکر صدیق نامیدند
1:39 امام طهاوی دلیل دعوت ابوبکر رضی الله عنه را صدیق دانسته است.
1:45 زیرا مردم در ایمان آوردن به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از او پیشی گرفتند
1:50 در اسرائیل، اورشلیم
1:53 و او گفت
1:54 و چون در علم به اشیاء تقدم است
1:57 برای کسانی که مقدم بر آن هستند فضیلت می خواهد
2:01 چنانکه بر ابوبکر رضی الله عنه واجب بود
2:04 زیرا مردم در ایمان آوردن به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از او پیشی گرفتند
2:10 هنگام ورودش از مکه به بیت المقدس
2:13 و همان شب به خانه خود در مکه بازگشت
2:18 حتی به آن دوست هم زنگ زد
2:21 حتی اگر همه مؤمنان بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شهادت دهند
2:27 همین طور اگر روی آن بایستند
2:30 بیهقی در مدارک نبوت با سند صحیح روایت کرده است.
2:34 از شداد بن عثار رضی الله عنه گفت
2:38 گفتیم ای رسول خدا چگونه از تو راضی باشم؟
2:42 او گفت
2:43 نماز تاریکی را برای دوستانم در مکه خواندم
2:48 جبرئیل علیه السلام با حیوان سفیدی نزد من آمد
2:53 بالای الاغ و زیر قاطر
2:56 او داستان سفر شب و معراج را ذکر کرد
2:59 سپس گفت
3:00 سپس قبل از سحر نزد اصحابم در مکه رفتم
3:04 سپس ابوبکر رضی الله عنه نزد من آمد و گفت
3:08 ای رسول خدا امشب کجا بودی؟
3:11 من به جای تو به دنبال تو بودم
3:14 ایشان رضی الله عنه فرمودند
3:17 می دانستم که امشب به اورشلیم آمده ام
3:21 گفت یا رسول الله یک ماه سفر است
3:26 پس برای من تعریف کن
3:27 او گفت
3:29 سپس راهی برای من باز شد، انگار که به آن نگاه می کنم
3:32 از من چیزی نمی پرسد مگر اینکه به او خبر دهم
3:37 ابوبکر رضی الله عنه گفت
3:40 شهادت می دهم که تو رسول خدا هستی
3:43 مشرکان گفتند
3:45 به ابن ابی کبشه بنگرید
3:47 او مدعی است که امشب به اورشلیم آمده است
3:51 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:55 نشانه ای هست که به شما می گویم
3:58 در فلان جا از کنار شتری به سوی تو گذشتم
4:02 شتران خود را گمراه کرده اند
4:04 فلانی آن را جمع کرد
4:06 سفر آنها این گونه است، سپس آن
4:11 آنها در فلان روز نزد شما خواهند آمد
4:14 شتر آدم آنها را معرفی می کند
4:16 یک پارچه مشکی و دو روسری مشکی دارد
4:21 وقتی آن روز فرا رسید
4:23 شریف ترین مردم منتظرند
4:26 تا اینکه نزدیک ظهر شد
4:29 تا اینکه کاروان آمد
4:31 شتری که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم توصیف کرده است، آنها را معرفی می کند
4:38 حافظ بن کثیر گفت
4:40 رسول خدا صلی الله علیه و آله را دید
4:44 در آن شب آیات و اشیا
4:48 که اگر شخص دیگری آن را دید یا بخشی از آن را
4:51 حیرت زده یا بی فکر شدن
4:54 اما او رضی الله عنه آرام گرفت
4:59 می ترسد اگر شروع کند آنچه را که دیده به مردمش بگوید
5:02 عجله در انکار آن
5:05 پس به اندازه کافی مهربان باشید که اول به آنها بگویید
5:08 در آن شب به اورشلیم آمد
5:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
5:18 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
5:23 ارائه شده توسط انجمن مواضع در پادشاهی بحرین
5:54 او شفا داد