از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 137 از 160
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (179) | غزوة حنين
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22
خدا حفظش کنه
0:25
جنگ حنین
0:33
جنگ حنین در شوال سال هشتم هجری رخ داد
0:40
حافظ در الفتح گفته است
0:43
اهل مغازی گفتند
0:45
پیامبر صلی الله علیه و آله به حنین رفت
0:49
من شوال را از دست نداده ام
0:51
و گفته شد
0:53
برای دو شب باقی مانده از ماه مبارک رمضان
0:56
و تعدادی از آنها را جمع آوری کنید
0:58
از آخر ماه رمضان شروع به بیرون رفتن کرد
1:02
ششم شوال بود
1:04
روز دهم به آنجا رسید
1:08
امام بن قیم گفت
1:10
خداوند متعال جنگ اعراب را گشود
1:13
در جنگ بدر
1:15
حمله آنها با جنگ حنین به پایان رسید
1:18
بهتر است آنها را بترسانیم و محدودیت هایشان را بشکنیم
1:22
دومی توان آنها را تمام کرد
1:25
تیرهایشان خسته و جمعیتشان تحقیر شده بود
1:28
تا اینکه برای ورود به دین خدا چاره ای نیافتند
1:35
دلیل تهاجم
1:38
وقتی حوازین خبر رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنید
1:42
و آنچه خداوند از مکه فتح کرد
1:45
گردآوری شده توسط مالک بن عوفان النصری
1:48
پس با همه حوازین ثقیف جمع شد
1:52
نصر و گشم همه دور هم جمع شدند
1:56
و سعد بن بکر
1:57
و اهل بنی هلال
2:00
و از بنی جشم، درید بن السماح
2:03
یک شیخ بزرگ
2:05
به نظر او جز زمان مناسب چیزی در آن نیست
2:09
و دانش او از جنگ
2:11
او یک پیرمرد باتجربه بود
2:14
امور مردم به مالک بن عوفان النصری واگذار شد
2:18
تصمیم گرفتند با پیامبر صلی الله علیه و آله بجنگند
2:23
وقتی جمع شد، نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
2:28
مردم پول، زنان و فرزندانشان را نابود کردند
2:32
چون به اوطاس نازل شد
2:35
مردم نزد او جمع شدند
2:37
پیامبر صلی الله علیه و آله عبدالله بن ابی حضرد رضی الله عنه را فرستاد.
2:49
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آنها خبر داد
2:53
عبدالله بن ابی حضرد رضی الله عنه آنها را فرستاد
2:58
تا اخبارشان را برایش بیاورند
3:00
حکیم در المستدرک و بیهقی به سند نبوت با سند حسنه روایت کرده است.
3:06
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
3:10
گردآوری شده توسط مالک بن عوفان النصری
3:13
از بنی نصر و جاشم
3:15
و از سعد بن بکر
3:17
و اوزاع از بنی هلال
3:20
و مردمی از بنی عمر بن عاصم بن عوف بن عامر
3:24
ثقیف الاحلف و بنی مالک نیز با آنان فرستاده شدند
3:28
سپس با آنان به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم حرکت کرد
3:34
با پول، زن و بچه راه می رفت
3:39
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آنها خبر داد
3:43
عبدالله بن ابی حدردان اسلامیه رضی الله عنه را فرستاد
3:48
و او گفت
3:49
برو و به مردم بپیوند
3:52
پس به ما بیاموز که به آنها یاد داده است
3:55
پس وارد شد
3:56
یکی دو روز پیش آنها ماند
3:59
بعد آمد و خبر را به او گفت
4:02
خروج پیامبر صلی الله علیه و آله به حنین
4:09
رسول خدا صلی الله علیه و آله از مکه خارج شد
4:15
این بعد از آن بود که باز کردن آن را تمام کرد
4:18
کارها هموار شد
4:20
بیشتر مردم آن را اسلام آورد و آزاد کرد
4:24
عازم جنگ با هوازین و همراهانشان
4:28
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی آنان رفت
4:32
در ده هزار نفری که در فتح با او بودند
4:36
دو هزار آزاده از اهل مکه
4:40
اکثر آنها تازه وارد اسلام شده اند
4:43
اسلام نتوانست قلب آنها را تسخیر کند
4:47
برخی از استادان مکه با او شاهد آن بودند
4:50
مانند صفوان بن امیه
4:52
او هنوز مشرک بود
4:54
سهیل بن عمر و دیگران
4:57
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:00
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
5:04
وقتی روز دلتنگی بود
5:06
حوازین و غطافان با ذریه و برکت آمدند
5:11
و نزد پیامبر صلی الله علیه و آله در آن زمان ده هزار نفر بودند
5:16
و با او آزادگان هستند
5:18
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
5:22
بیم آن می رود که مسلمانان فریب تعداد آنها را بخورند و فراوانی آنها را تحسین کنند
5:27
این در واقع در متن قرآن اتفاق افتاده است
5:31
و خداوند متعال فرمود
5:33
خداوند در بسیاری از موقعیت ها به شما پیروزی عطا کرده است
5:37
در روز حنین، هنگامی که فراوانی تو را خشنود کرد، برایت سودی نداشت
5:43
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست آن را برای آنان توضیح دهد
5:48
این در پیشگاه خداوند هیچ سودی برای آنها ندارد
5:52
با دادن ضرب المثلی که برای یکی از پیامبران با قومش اتفاق افتاد
5:57
امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است
6:01
عن صهیب رضی الله عنه گفت
6:04
رسول خدا صلی الله علیه و آله در ایام حنین لب های خود را تکان می داد.
6:10
کاری که قبلاً هرگز انجام نداده بود
6:14
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
6:17
همانا در ميان پيشينيان شما پيامبري بود كه امت او را مي ستودند
6:23
گفت: اینها چیزی نمی خواهند
6:27
پس خداوند به او وحی کرد که به آنها یکی از سه انتخاب را داد
6:33
یا بر آنها به دشمنی از میان دیگران قدرت خواهم داد که آنها را حلال کند
6:38
یا گرسنگی یا مرگ
6:41
گفتند: یا مرگ یا گرسنگی
6:45
ما بر آن قدرتی جز مرگ نداریم
6:49
در هفتاد و سه هزار درگذشت
6:53
گفت پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود
6:58
پس اکنون می گویم خدایا به تو می کوشم و به تو نشات می گیرم و به تو می جنگم
7:06
یک نوع درخت
7:11
رسول خدا صلی الله علیه و آله گذشت
7:15
او در راه حنین است
7:18
به درختی برای مشرکان گفته شده که انواع مختلفی دارد
7:23
از امام احمد و ترمذی به سند صحیح نقل شده است
7:27
از ابو واقد لیثی رضی الله عنه می فرماید
7:31
با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از مکه به سوی حنین رفتند
7:38
گفت کفار یک سدریه داشتند که به آن وقف می کردند
7:43
سلاح های خود را به آن وصل می کنند
7:46
به آنها یک نوع می گویند
7:49
از یک سیدرا سبز بزرگ گذشتیم
7:52
پس گفتیم یا رسول الله
7:55
همین انواع را به ما بدهید
7:58
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:02
همانطور که قوم موسی گفتند: قسم به آن که جان من در دست اوست
8:07
برای ما خدایی بساز که آنها خدایان دارند
8:11
گفت: شما قومی نادان هستید.
8:15
سنت است
8:17
شما سال به سال از سنت های کسانی که قبل از خود هستند پیروی خواهید کرد
8:22
خلاصه ای از سیره پیامبر
8:27
اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
8:34
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
8:40
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
8:48
بقیه با لب هایش حرکت کرد