المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (179) | غزوة حنين

◉ 2332 بازدید ⏱ 8:56 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22 خدا حفظش کنه
0:25 جنگ حنین
0:33 جنگ حنین در شوال سال هشتم هجری رخ داد
0:40 حافظ در الفتح گفته است
0:43 اهل مغازی گفتند
0:45 پیامبر صلی الله علیه و آله به حنین رفت
0:49 من شوال را از دست نداده ام
0:51 و گفته شد
0:53 برای دو شب باقی مانده از ماه مبارک رمضان
0:56 و تعدادی از آنها را جمع آوری کنید
0:58 از آخر ماه رمضان شروع به بیرون رفتن کرد
1:02 ششم شوال بود
1:04 روز دهم به آنجا رسید
1:08 امام بن قیم گفت
1:10 خداوند متعال جنگ اعراب را گشود
1:13 در جنگ بدر
1:15 حمله آنها با جنگ حنین به پایان رسید
1:18 بهتر است آنها را بترسانیم و محدودیت هایشان را بشکنیم
1:22 دومی توان آنها را تمام کرد
1:25 تیرهایشان خسته و جمعیتشان تحقیر شده بود
1:28 تا اینکه برای ورود به دین خدا چاره ای نیافتند
1:35 دلیل تهاجم
1:38 وقتی حوازین خبر رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنید
1:42 و آنچه خداوند از مکه فتح کرد
1:45 گردآوری شده توسط مالک بن عوفان النصری
1:48 پس با همه حوازین ثقیف جمع شد
1:52 نصر و گشم همه دور هم جمع شدند
1:56 و سعد بن بکر
1:57 و اهل بنی هلال
2:00 و از بنی جشم، درید بن السماح
2:03 یک شیخ بزرگ
2:05 به نظر او جز زمان مناسب چیزی در آن نیست
2:09 و دانش او از جنگ
2:11 او یک پیرمرد باتجربه بود
2:14 امور مردم به مالک بن عوفان النصری واگذار شد
2:18 تصمیم گرفتند با پیامبر صلی الله علیه و آله بجنگند
2:23 وقتی جمع شد، نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
2:28 مردم پول، زنان و فرزندانشان را نابود کردند
2:32 چون به اوطاس نازل شد
2:35 مردم نزد او جمع شدند
2:37 پیامبر صلی الله علیه و آله عبدالله بن ابی حضرد رضی الله عنه را فرستاد.
2:49 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آنها خبر داد
2:53 عبدالله بن ابی حضرد رضی الله عنه آنها را فرستاد
2:58 تا اخبارشان را برایش بیاورند
3:00 حکیم در المستدرک و بیهقی به سند نبوت با سند حسنه روایت کرده است.
3:06 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
3:10 گردآوری شده توسط مالک بن عوفان النصری
3:13 از بنی نصر و جاشم
3:15 و از سعد بن بکر
3:17 و اوزاع از بنی هلال
3:20 و مردمی از بنی عمر بن عاصم بن عوف بن عامر
3:24 ثقیف الاحلف و بنی مالک نیز با آنان فرستاده شدند
3:28 سپس با آنان به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم حرکت کرد
3:34 با پول، زن و بچه راه می رفت
3:39 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آنها خبر داد
3:43 عبدالله بن ابی حدردان اسلامیه رضی الله عنه را فرستاد
3:48 و او گفت
3:49 برو و به مردم بپیوند
3:52 پس به ما بیاموز که به آنها یاد داده است
3:55 پس وارد شد
3:56 یکی دو روز پیش آنها ماند
3:59 بعد آمد و خبر را به او گفت
4:02 خروج پیامبر صلی الله علیه و آله به حنین
4:09 رسول خدا صلی الله علیه و آله از مکه خارج شد
4:15 این بعد از آن بود که باز کردن آن را تمام کرد
4:18 کارها هموار شد
4:20 بیشتر مردم آن را اسلام آورد و آزاد کرد
4:24 عازم جنگ با هوازین و همراهانشان
4:28 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی آنان رفت
4:32 در ده هزار نفری که در فتح با او بودند
4:36 دو هزار آزاده از اهل مکه
4:40 اکثر آنها تازه وارد اسلام شده اند
4:43 اسلام نتوانست قلب آنها را تسخیر کند
4:47 برخی از استادان مکه با او شاهد آن بودند
4:50 مانند صفوان بن امیه
4:52 او هنوز مشرک بود
4:54 سهیل بن عمر و دیگران
4:57 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:00 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
5:04 وقتی روز دلتنگی بود
5:06 حوازین و غطافان با ذریه و برکت آمدند
5:11 و نزد پیامبر صلی الله علیه و آله در آن زمان ده هزار نفر بودند
5:16 و با او آزادگان هستند
5:18 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
5:22 بیم آن می رود که مسلمانان فریب تعداد آنها را بخورند و فراوانی آنها را تحسین کنند
5:27 این در واقع در متن قرآن اتفاق افتاده است
5:31 و خداوند متعال فرمود
5:33 خداوند در بسیاری از موقعیت ها به شما پیروزی عطا کرده است
5:37 در روز حنین، هنگامی که فراوانی تو را خشنود کرد، برایت سودی نداشت
5:43 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست آن را برای آنان توضیح دهد
5:48 این در پیشگاه خداوند هیچ سودی برای آنها ندارد
5:52 با دادن ضرب المثلی که برای یکی از پیامبران با قومش اتفاق افتاد
5:57 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است
6:01 عن صهیب رضی الله عنه گفت
6:04 رسول خدا صلی الله علیه و آله در ایام حنین لب های خود را تکان می داد.
6:10 کاری که قبلاً هرگز انجام نداده بود
6:14 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
6:17 همانا در ميان پيشينيان شما پيامبري بود كه امت او را مي ستودند
6:23 گفت: اینها چیزی نمی خواهند
6:27 پس خداوند به او وحی کرد که به آنها یکی از سه انتخاب را داد
6:33 یا بر آنها به دشمنی از میان دیگران قدرت خواهم داد که آنها را حلال کند
6:38 یا گرسنگی یا مرگ
6:41 گفتند: یا مرگ یا گرسنگی
6:45 ما بر آن قدرتی جز مرگ نداریم
6:49 در هفتاد و سه هزار درگذشت
6:53 گفت پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود
6:58 پس اکنون می گویم خدایا به تو می کوشم و به تو نشات می گیرم و به تو می جنگم
7:06 یک نوع درخت
7:11 رسول خدا صلی الله علیه و آله گذشت
7:15 او در راه حنین است
7:18 به درختی برای مشرکان گفته شده که انواع مختلفی دارد
7:23 از امام احمد و ترمذی به سند صحیح نقل شده است
7:27 از ابو واقد لیثی رضی الله عنه می فرماید
7:31 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از مکه به سوی حنین رفتند
7:38 گفت کفار یک سدریه داشتند که به آن وقف می کردند
7:43 سلاح های خود را به آن وصل می کنند
7:46 به آنها یک نوع می گویند
7:49 از یک سیدرا سبز بزرگ گذشتیم
7:52 پس گفتیم یا رسول الله
7:55 همین انواع را به ما بدهید
7:58 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:02 همانطور که قوم موسی گفتند: قسم به آن که جان من در دست اوست
8:07 برای ما خدایی بساز که آنها خدایان دارند
8:11 گفت: شما قومی نادان هستید.
8:15 سنت است
8:17 شما سال به سال از سنت های کسانی که قبل از خود هستند پیروی خواهید کرد
8:22 خلاصه ای از سیره پیامبر
8:27 اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
8:34 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
8:40 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
8:48 بقیه با لب هایش حرکت کرد