از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 108 از 140
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (170) | الراية إلى سيف الله المسلول رضي الله عنه
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:25
پیامبر صلی الله علیه و آله بر سه شاهزاده عزادار شد
0:36
خداوند متعال به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبر داد
0:43
برای آنچه در جنگ موته رخ داد
0:46
او در شهر پیامبر است
0:48
او برای مردم مدینه سه شاهزاده لشکر رضی الله عنه عزاداری کرد
0:54
قبل از اینکه اخبارشان به آنها برسد
0:57
امام احمد در مسند خود و ابن حبان در صحیح خود آن را به سند خوب نقل کرده اند.
1:03
از ابو قتاده رضی الله عنه گفت
1:07
رسول خدا صلی الله علیه و آله بر منبر رفت
1:11
او را به اذان فراگیر دستور دادند
1:15
ایشان رضی الله عنه فرمودند
1:18
آیا از این لشکر متجاوز شما به شما نگویم؟
1:22
راه افتادند تا با دشمن روبرو شدند
1:26
زید به شهادت رسید
1:28
پس برای او طلب آمرزش کنید
1:30
پس مردم برای او طلب آمرزش کردند
1:32
سپس سرلشکر جعفر بن ابی طالب را گرفتند
1:36
پس بر مردم تاخت تا به شهادت رسید
1:40
من به او شهادت می دهم
1:42
پس برای او طلب آمرزش کنید
1:44
سپس سرلشکر عبدالله بن رواحه را گرفت
1:48
پاهایش را محکم نگه داشت تا اینکه به شهادت رسید
1:52
پس برای او طلب آمرزش کنید
1:55
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
1:58
قال عن انس رضی الله عنه
2:01
پیامبر صلی الله علیه و آله سخنرانی کرد و فرمود
2:05
زید پرچم را گرفت و مجروح شد
2:08
سپس جعفر آن را گرفت و مجروح شد
2:11
سپس عبدالله بن رواحه آن را گرفت و مجروح شد
2:15
و او گفت
2:17
آنها از اینکه در کنار ما هستند خوشحال هستند
2:20
و چشمانش اشک میریزد
2:22
امام بخاری و مسلم آن را در صحیح خود نقل کرده اند
2:26
و ابوداود در سنن خود
2:29
تلفظ ابوداود است
2:31
قال عایشه رضی الله عنها
2:34
هنگامی که زید بن حارثه کشته شد
2:37
جعفر و عبدالله بن رواحه
2:40
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشست
2:43
در مسجد
2:45
غم چهره اش را می شناسد
2:47
پرچم به شمشیر کشیده خدا
2:54
خداوند از او راضی باشد
2:56
زمانی که پرچم با شهادت عبدالله بن رواحه به زمین افتاد
3:01
خداوند از او راضی باشد
3:03
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
3:06
کسی را مأمور حمل آن پس از خود نکرد
3:09
ثابت بن اقرم رضی الله عنه آن را گرفت
3:12
و او گفت
3:14
ای مسلمانان!
3:16
در میان شما مردی را ملاقات کنید
3:19
گفتند تو
3:21
گفت: من کاری نمی کنم.
3:24
پس مردم بر خالد بن ولید رضی الله عنه توافق کردند
3:28
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:31
به صاحبانش در شهر
3:34
سپس خالد بن ولید بدون اجازه او آن را گرفت
3:38
پس برای او باز شد
3:40
به عبارت دیگر
3:42
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:45
تا اینکه پرچم یکی از شمشیرهای خدا را گرفت
3:49
تا اینکه خداوند به آنها پیروز شد
3:52
و در روایت امام احمد و ابن حبان با سند حسنه
3:58
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:02
سپس سرلشکر خالد بن الولید زمام امور را به دست گرفت
4:05
او یکی از شاهزادگان نبود
4:07
خودش دستور داد
4:09
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دو انگشت خود را بالا برد و فرمود
4:14
خدایا این یکی از شمشیرهای توست
4:17
پس حمایتش کن
4:19
در آن روز خالد را سیف الله نامیدند
4:22
حافظ بن کثیر گفت
4:25
پس خالد بن ولید رضی الله عنه پرچم را گرفت
4:29
پس با مسلمانان طرف شد و مهربان بود
4:32
تا اینکه مسلمانان از دست دشمن نجات یافتند
4:35
پس خداوند دستان او را باز کرد
4:38
همانطور که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم همه اینها را بیان کرد
4:43
یارانش که در آن زمان در مدینه بودند
4:46
او بالای منبر ایستاده است
4:49
پس شاهزادگان یکی یکی برای آنها سوگواری کردند
4:53
و چشمانش رضوان الله تعالی علیه اشک ریخت
4:57
شدت خالد بن الولید رضی الله عنه
5:05
خالد بن ولید رضی الله عنه لشکر خود را در برابر کفار تقویت کرد.
5:10
و با آنها جنگی عظیم کرد
5:13
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
5:16
عن خالد بن الولید رضی الله عنه گفت
5:20
در روز موته نه شمشیر در دست من قطع شد
5:25
فقط یک روزنامه یمن در دستم مانده بود
5:29
در بیان دیگری در صحیح بخاری رضی الله عنه می فرماید
5:34
در روز متعه نه شمشیر به من زد
5:38
یک روزنامه یمنی در دستم بود
5:42
حافظ در الفتح گفته است
5:45
این حدیث دلالت دارد که مسلمانان بسیاری از مشرکان را کشتند
5:50
حافظ بن کثیر گفت
5:53
این نشان می دهد که آنها در کشتن پرخاشگرتر بودند
5:57
اگر اینطور نبود نمی توانستند از شر آنها خلاص شوند
6:02
این به تنهایی دلیل مستقلی است و خداوند داناتر است
6:07
چه کسی در این نبرد بزرگ پیروز است؟
6:15
حافظ در الفتح گفته است
6:19
علمای نقل در اینکه مراد از گفتار او رضی الله عنه چیست، اختلاف کردند
6:24
تا اینکه خداوند به آنها پیروز شد
6:27
آیا جنگی بود که در آن مشرکان شکست خوردند؟
6:32
یا منظور از باز کردن چیست
6:34
او در کنار مسلمانان قرار گرفت تا اینکه آنها به سلامت برگشتند
6:38
ارباب ابن سعد در طبقاتش
6:41
از ابوعامر اشعری رضی الله عنه می فرماید
6:45
سپس مسلمانان بدترین شکستی را که تا به حال دیده ام متحمل شدند
6:50
من حتی دوتاشو اصلا ندیدم
6:53
گفتم بعد از شهادت عبدالله بن رواحه رضی الله عنه
6:59
گفت خدا از او راضی باشد
7:01
پس خالد تیپ را گرفت
7:04
سپس مردم را متهم کرد
7:06
خدا بدترین شکستی که تا به حال دیده ام آنها را شکست داد
7:10
تا اینکه مسلمانان شمشیرهای خود را در هر کجا که خواستند قرار دادند
7:15
ابن اسحاق گفت
7:17
پس مردم بر خالد بن الولد توافق کردند
7:20
وقتی پرچم را گرفت
7:22
از مردم دفاع کنید و از آنها دوری کنید
7:25
سپس طرف شد و از او روی برگرداند
7:27
تا اینکه مردم رفتند
7:29
بیهقی گفت
7:31
اهل مغازی در فرار و جانبداری اختلاف نظر داشتند
7:36
برخی از آنها به دنبال آن رفتند
7:38
برخی از آنان ادعا کردند که مسلمانان بر مشرکان چیره شدند
7:43
مشرکان شکست خوردند
7:45
و حدیث انس بن مالک رضی الله عنه
7:48
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
7:51
سپس خالد آن را گرفت و برای او باز کرد
7:54
نشان دهنده ظاهر او بر آنهاست
7:57
خدای متعال حق را می داند
8:00
امام ابن قیم گفت
8:04
آنچه که صحیح است همان است که ابن اسحاق ذکر کرده است
8:07
این که هر گروه به دیگری علاقه مند بود
8:10
حافظ بن کثیر گفت
8:13
مسلمانان برگشتند
8:16
خداوند تو را از شر کفر حفظ کند
8:18
حمد و برکات از آن اوست
8:21
دلجویی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
8:27
به خاندان جعفر رضی الله عنه
8:31
امام احمد در مسند خود با سند صحیح روایت کرده است
8:36
از عبدالله بن جعفر بن ابیطالب رضی الله عنه می فرماید.
8:41
یا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است؟
8:44
خاندان جعفر سه بار تا آمدن نزد آنان
8:48
سپس نزد آنها آمد و گفت
8:51
بعد از امروز برای برادرم گریه نکن
8:54
به برادرزاده ام زنگ می زنم
8:57
گفت: پس ما را بیاور که گویا جوجه می آورم.
9:01
گفت: برای من آرایشگر را صدا کن.
9:04
آرایشگر را آوردند و سر ما را تراشید
9:08
سپس فرمود: در مورد محمد
9:11
او شبیه عموی ما ابوطالب است
9:14
در مورد عبدالله
9:16
از نظر شخصیت و اخلاق مشابه است
9:19
بعد دستم را گرفت و برداشت
9:22
یعنی آن را مطرح کرد
9:24
گفت: خدایا جعفر را در خانواده اش جانشین کن.
9:28
او به عبدالله بابت سوگندش تبریک گفت
9:32
سه بار گفت
9:35
گفت: ایمنی آمد.
9:38
پس به او اشاره کردم که او آرزو دارد
9:40
و او را خوشحال کرد
9:42
یعنی او را سیاه می کند و شادی را از او می گیرد
9:45
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
9:48
خانواده برای آنها می ترسد
9:51
من در دنیا و آخرت ولی آنها هستم
9:55
امام احمد در مسند خود از ابوداود و ترمذی به سند حسنه روایت کرده است.
10:02
فرمود عبد الله بن جعفر رضی الله عنهم
10:06
هنگامی که مراسم ترحیم جعفر فرا رسید
10:09
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
10:12
برای خانواده جعفر غذا درست کن
10:15
زیرا چیزی به سراغشان آمده که آنها را به خود مشغول کرده است
10:18
امام ترمذی فرمودند
10:20
عده ای از علما بودند
10:22
مستحب است مطلبی خطاب به خانواده متوفی باشد
10:26
آنها را با بدبختی مشغول کند
10:28
این قول شافعی است
10:30
حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است
10:34
عن جعفر بن خالد بن سر از پدرش
10:38
گفت عبدالله بن جعفر گفت
10:43
اگر من و قثم و عبیدالله بن العباس را در حال بازی دیدی
10:48
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله از کنار جانوری گذشت
10:53
و گفت: این را برای من بیاور
10:57
پس مرا در مقابل خود قرار داد
10:59
سپس به قثم گفت
11:01
این را برای من حمل کن
11:03
پس آن را پشت سر گذاشت
11:05
از عمویش عباس خجالت نمی کشید
11:08
آن قثم عبیدالله را برد و رفت
11:11
بعد سه بار سرم را پاک کرد
11:14
وقتی پاک کرد گفت:
11:16
خدایا جعفر پسرش را توفیق بده
11:20
فرماندار گفت
11:22
جعفر بن خالد دو سال عزیز آورده است
11:26
یکی از آنها پاک کردن سر یتیم است
11:30
و دیگری
11:31
اهل بلا روزی شب را از دست می دهند
11:36
باشد که خداوند به ما کمک کند تا از آن برای او استفاده کنیم
11:39
خلاصه ای از سیره پیامبر
11:45
حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
11:51
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
11:58
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
12:04
و با بقیه ادامه داد
12:11
او شفا داد