المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (158) | تم الفتح على يد أبي الحسن رضي الله عنه

◉ 763 بازدید ⏱ 8:46 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23 خدا حفظش کنه
0:25 جنگ ابوبکر و عمر رضی الله عنهم
0:32 رسول خدا صلی الله علیه و آله داد
0:36 اللیوا از ابوبکر صدیق رضی الله عنه
0:40 سپس آن را به عمر بن خطاب رضی الله عنه داد
0:44 برای آنها باز نشد
0:46 امام احمد در مسند و البیهقی روایت کرده است
0:51 در شواهد نبوت
0:53 جمله از احمد با سلسله روایت قوی است
0:56 از بریده بن الحصیب رضی الله عنه گفت
1:00 خیبر را محاصره کردیم
1:02 پس سرلشکر ابوبکر رضی الله عنه را گرفت
1:06 پس رفت و برایش باز نشد
1:09 سپس روز بعد عمر رضی الله عنه آن را گرفت
1:12 پس بیرون رفت و برگشت و در بر او باز نشد
1:16 مردم در آن روز به سختی و سختی گرفتار شدند
1:20 بیهقی بر ادله نبوت افزود
1:23 محمود بن مسلمه رضی الله عنه کشته شد
1:27 ابن اسحاق گفت
1:29 اولین قلعه او یک قلعه نرم بود
1:33 و سپس محمود بن مسلمه رضی الله عنه کشته شد
1:37 نیزه ای به سوی او پرتاب کردم و او را کشتم
1:41 فتح به دست ابوالحسن رضی الله عنه واقع شد
1:49 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یاران خود را به فتح قلعه نعیم بشارت داد.
1:56 به دست ابوالحسن علی بن ابی طالب رضی الله عنه
2:01 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
2:04 از سهل بن سعد رضی الله عنه گفت
2:08 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز خیبر فرمودند
2:13 فردا این بنر را به مردی خواهیم داد که خداوند به دستان او پیروزی عطا خواهد کرد
2:18 او خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول او را دوست دارند
2:23 گفت: پس مردم شب را در تعجب بودند که چه کسی آن را به آنها خواهد داد.
2:29 چون صبح شد، مردم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتند
2:35 همه آنها امیدوارند که آن را به او بدهند
2:38 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:42 علی بن ابی طالب کجاست؟
2:44 گفته شد: ای رسول خدا چشمانش ناله است
2:49 گفت: پس او را فرستادند.
2:52 پس آورد
2:54 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله در چشمانش آب پاشید و برایش دعا کرد.
2:59 او طوری شفا یافت که انگار دردی نداشت
3:03 پس پرچم را به او داد
3:05 علی رضی الله عنه می فرماید
3:07 ای رسول خدا با آنها می جنگم تا مانند ما شوند
3:12 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:16 از رسولان خود پیروی کنید تا در صحن آنها فرود بیایید
3:21 سپس آنها را به اسلام دعوت کنید
3:23 و به آنان بگو آنچه را که به حق خدا بر آنها واجب است
3:27 به خدا سوگند خداوند یک نفر را به وسیله تو هدایت می کند
3:31 برای شما بهتر از داشتن مو قرمز است، بله
3:35 و در روایتی دیگر در صحیح مسلم
3:39 از سلمه بن العکواء رضی الله عنه می فرماید
3:43 پس نزد علی رضی الله عنه آمدم
3:46 پس او را آوردم و او را در حالی که موهایش سفید بود به پیش بردم
3:49 تا اینکه او را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردم
3:54 پس تف در چشمانش انداخت و شفا یافت
3:57 و پرچم را به او داد
3:59 مرحب بیرون آمد و گفت
4:02 خیبر یاد گرفته که خوش آمدم
4:05 سازنده سلاح یک قهرمان اثبات شده است
4:08 اگر جنگ ها بیاید، آنها خشمگین می شوند
4:11 علی رضی الله عنه می فرماید
4:14 من همانی هستم که مادرم مرا حیدره صدا می کرد
4:18 جنگلی با ظاهر کثیف
4:21 من به آنها با صاعع، عامل ارسی، جبران خواهم کرد
4:25 گفت: به سر مرحب زد و او را کشت.
4:29 سپس فتح در دست من بود
4:32 ابن الاثیر گفت
4:34 صحیح از نظر اکثر علمای حدیث و حدیث است
4:38 علی بن ابی طالب رضی الله عنه مرحبه را کشت
4:46 فتح حسن الصعب بن معاذ
4:49 یهودیانی که در یک قلعه نرم بودند قیام کردند
4:53 پس از فتح آن به قلعه الصعب بن معاذ
4:57 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله محاصره شد
5:01 قلعه الصعب بن معاذ
5:03 مسلمانان دچار قحطی شدیدی شدند
5:07 تا اینکه سرخ های محلی را سلاخی کردند
5:09 زیر آن آتش روشن کردند
5:12 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آنان را از این کار نهی کرد
5:16 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:19 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
5:23 رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن در روز خیبر نهی کرد.
5:27 درباره گوشت قرمز محلی
5:30 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند
5:33 تلفظ برای مسلمان است
5:35 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
5:38 وقتی روز خیبر بود
5:41 آمد و گفت
5:43 ای رسول خدا
5:45 قرمز خوردم
5:47 بعد یکی دیگر آمد
5:49 گفت یا رسول الله
5:51 صحن الحمر
5:53 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد ابوطلحه را صدا کند
5:59 خدا و رسولش شما را از خوردن گوشت الاغ منع می کنند
6:03 مكروه يا نجس است
6:06 بخاری و مسلم در روایت دیگری افزوده اند
6:10 عن انس رضی الله عنه
6:12 کارآمدترین گلدان ها
6:14 و با گوشت می جوشد
6:17 امام نووی فرمودند
6:19 در مورد قرمزهای داخلی
6:21 در بیشتر رمان ها اتفاق افتاد
6:24 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:26 در روز خیبر از خوردن گوشت آن نهی کرد
6:29 و در یک رمان
6:31 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حرام شد
6:34 گوشت قرمز محلی
6:37 علما در این مورد اختلاف نظر داشتند
6:39 اکثر صحابه و تابعین گفتند
6:42 و بعد از آنها گوشتشان حرام شد
6:45 اینها احادیث صحیح و صریح است
6:48 ابن عباس گفت
6:50 حرام نیست
6:52 مالک سه روایت دارد
6:55 معروف ترین آنها این است که با نفرت شدید منفور است
6:59 دومی حرام است
7:02 سومی جایز است
7:04 کار صحیح منع است
7:06 همانطور که هواداران گفتند
7:08 برای گفتگوهای صریح
7:11 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
7:14 پروردگار متعال خود را خواند
7:16 با گشودن قلعه الصعب ابن معاذ
7:19 ابن اسحاق گفت
7:21 بنی سهم مسلمان است
7:23 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند
7:26 و گفتند
7:28 به خدا یا رسول الله ما همت کردیم
7:31 چیزی در دستمان نیست
7:34 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یافت نشدند
7:38 چیزی برای دادن به آنها
7:40 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
7:44 خدایا تو از وضعیت آنها خبر داری
7:47 و هیچ قدرتی ندارند
7:50 و من چیزی ندارم که به آنها بدهم
7:53 او بزرگترین قلعه های آنها را در برابر آنها گشود
7:56 آواز خواندن در مورد آنها
7:58 مغذی ترین و دوستانه ترین
8:01 بنابراین مردم شدند
8:03 پس خداوند متعال گشود
8:05 حسن الصاب بن معاذ
8:07 و خبر خوبی نیست
8:09 خوشمزه تر و دوستانه تر بود
8:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
8:17 اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
8:24 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
8:30 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
8:37 و حرکت شما با بقیه لب است