از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 103 از 147
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (158) | تم الفتح على يد أبي الحسن رضي الله عنه
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:25
جنگ ابوبکر و عمر رضی الله عنهم
0:32
رسول خدا صلی الله علیه و آله داد
0:36
اللیوا از ابوبکر صدیق رضی الله عنه
0:40
سپس آن را به عمر بن خطاب رضی الله عنه داد
0:44
برای آنها باز نشد
0:46
امام احمد در مسند و البیهقی روایت کرده است
0:51
در شواهد نبوت
0:53
جمله از احمد با سلسله روایت قوی است
0:56
از بریده بن الحصیب رضی الله عنه گفت
1:00
خیبر را محاصره کردیم
1:02
پس سرلشکر ابوبکر رضی الله عنه را گرفت
1:06
پس رفت و برایش باز نشد
1:09
سپس روز بعد عمر رضی الله عنه آن را گرفت
1:12
پس بیرون رفت و برگشت و در بر او باز نشد
1:16
مردم در آن روز به سختی و سختی گرفتار شدند
1:20
بیهقی بر ادله نبوت افزود
1:23
محمود بن مسلمه رضی الله عنه کشته شد
1:27
ابن اسحاق گفت
1:29
اولین قلعه او یک قلعه نرم بود
1:33
و سپس محمود بن مسلمه رضی الله عنه کشته شد
1:37
نیزه ای به سوی او پرتاب کردم و او را کشتم
1:41
فتح به دست ابوالحسن رضی الله عنه واقع شد
1:49
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یاران خود را به فتح قلعه نعیم بشارت داد.
1:56
به دست ابوالحسن علی بن ابی طالب رضی الله عنه
2:01
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
2:04
از سهل بن سعد رضی الله عنه گفت
2:08
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز خیبر فرمودند
2:13
فردا این بنر را به مردی خواهیم داد که خداوند به دستان او پیروزی عطا خواهد کرد
2:18
او خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول او را دوست دارند
2:23
گفت: پس مردم شب را در تعجب بودند که چه کسی آن را به آنها خواهد داد.
2:29
چون صبح شد، مردم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتند
2:35
همه آنها امیدوارند که آن را به او بدهند
2:38
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:42
علی بن ابی طالب کجاست؟
2:44
گفته شد: ای رسول خدا چشمانش ناله است
2:49
گفت: پس او را فرستادند.
2:52
پس آورد
2:54
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله در چشمانش آب پاشید و برایش دعا کرد.
2:59
او طوری شفا یافت که انگار دردی نداشت
3:03
پس پرچم را به او داد
3:05
علی رضی الله عنه می فرماید
3:07
ای رسول خدا با آنها می جنگم تا مانند ما شوند
3:12
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:16
از رسولان خود پیروی کنید تا در صحن آنها فرود بیایید
3:21
سپس آنها را به اسلام دعوت کنید
3:23
و به آنان بگو آنچه را که به حق خدا بر آنها واجب است
3:27
به خدا سوگند خداوند یک نفر را به وسیله تو هدایت می کند
3:31
برای شما بهتر از داشتن مو قرمز است، بله
3:35
و در روایتی دیگر در صحیح مسلم
3:39
از سلمه بن العکواء رضی الله عنه می فرماید
3:43
پس نزد علی رضی الله عنه آمدم
3:46
پس او را آوردم و او را در حالی که موهایش سفید بود به پیش بردم
3:49
تا اینکه او را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردم
3:54
پس تف در چشمانش انداخت و شفا یافت
3:57
و پرچم را به او داد
3:59
مرحب بیرون آمد و گفت
4:02
خیبر یاد گرفته که خوش آمدم
4:05
سازنده سلاح یک قهرمان اثبات شده است
4:08
اگر جنگ ها بیاید، آنها خشمگین می شوند
4:11
علی رضی الله عنه می فرماید
4:14
من همانی هستم که مادرم مرا حیدره صدا می کرد
4:18
جنگلی با ظاهر کثیف
4:21
من به آنها با صاعع، عامل ارسی، جبران خواهم کرد
4:25
گفت: به سر مرحب زد و او را کشت.
4:29
سپس فتح در دست من بود
4:32
ابن الاثیر گفت
4:34
صحیح از نظر اکثر علمای حدیث و حدیث است
4:38
علی بن ابی طالب رضی الله عنه مرحبه را کشت
4:46
فتح حسن الصعب بن معاذ
4:49
یهودیانی که در یک قلعه نرم بودند قیام کردند
4:53
پس از فتح آن به قلعه الصعب بن معاذ
4:57
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله محاصره شد
5:01
قلعه الصعب بن معاذ
5:03
مسلمانان دچار قحطی شدیدی شدند
5:07
تا اینکه سرخ های محلی را سلاخی کردند
5:09
زیر آن آتش روشن کردند
5:12
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آنان را از این کار نهی کرد
5:16
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:19
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
5:23
رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن در روز خیبر نهی کرد.
5:27
درباره گوشت قرمز محلی
5:30
آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند
5:33
تلفظ برای مسلمان است
5:35
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت
5:38
وقتی روز خیبر بود
5:41
آمد و گفت
5:43
ای رسول خدا
5:45
قرمز خوردم
5:47
بعد یکی دیگر آمد
5:49
گفت یا رسول الله
5:51
صحن الحمر
5:53
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد ابوطلحه را صدا کند
5:59
خدا و رسولش شما را از خوردن گوشت الاغ منع می کنند
6:03
مكروه يا نجس است
6:06
بخاری و مسلم در روایت دیگری افزوده اند
6:10
عن انس رضی الله عنه
6:12
کارآمدترین گلدان ها
6:14
و با گوشت می جوشد
6:17
امام نووی فرمودند
6:19
در مورد قرمزهای داخلی
6:21
در بیشتر رمان ها اتفاق افتاد
6:24
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:26
در روز خیبر از خوردن گوشت آن نهی کرد
6:29
و در یک رمان
6:31
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حرام شد
6:34
گوشت قرمز محلی
6:37
علما در این مورد اختلاف نظر داشتند
6:39
اکثر صحابه و تابعین گفتند
6:42
و بعد از آنها گوشتشان حرام شد
6:45
اینها احادیث صحیح و صریح است
6:48
ابن عباس گفت
6:50
حرام نیست
6:52
مالک سه روایت دارد
6:55
معروف ترین آنها این است که با نفرت شدید منفور است
6:59
دومی حرام است
7:02
سومی جایز است
7:04
کار صحیح منع است
7:06
همانطور که هواداران گفتند
7:08
برای گفتگوهای صریح
7:11
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
7:14
پروردگار متعال خود را خواند
7:16
با گشودن قلعه الصعب ابن معاذ
7:19
ابن اسحاق گفت
7:21
بنی سهم مسلمان است
7:23
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند
7:26
و گفتند
7:28
به خدا یا رسول الله ما همت کردیم
7:31
چیزی در دستمان نیست
7:34
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یافت نشدند
7:38
چیزی برای دادن به آنها
7:40
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
7:44
خدایا تو از وضعیت آنها خبر داری
7:47
و هیچ قدرتی ندارند
7:50
و من چیزی ندارم که به آنها بدهم
7:53
او بزرگترین قلعه های آنها را در برابر آنها گشود
7:56
آواز خواندن در مورد آنها
7:58
مغذی ترین و دوستانه ترین
8:01
بنابراین مردم شدند
8:03
پس خداوند متعال گشود
8:05
حسن الصاب بن معاذ
8:07
و خبر خوبی نیست
8:09
خوشمزه تر و دوستانه تر بود
8:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
8:17
اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
8:24
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
8:30
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
8:37
و حرکت شما با بقیه لب است