از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 109 از 168
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (142) | غزوة المُرَيسيع أو بني المُصطَلِق
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:04
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:18
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی رحمه الله
0:24
جنگ المریسی یا بنی المصطلق
0:34
جنگ المریسی یا بنی المصطلق در شبام اتفاق افتاد
0:39
اختلاف در سالی که این تهاجم صورت گرفت به شرح زیر رخ داد
0:45
اولین قول در سال پنجم هجری اتفاق افتاد
0:50
قول دوم در سال ششم هجری اتفاق افتاد
0:55
دلیل این تهاجم
1:00
به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم خبر رسید که حارث بن ابی دیرار.
1:07
مولای بنی المصطلق قوم خود و اعراب را که می توانست جمع کرد
1:12
برای جنگ رسول خدا صلی الله علیه و آله
1:16
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله بریده بن الحصیب رضی الله عنه را فرستاد.
1:22
برای دانستن دانش آن
1:25
نزد آنان آمد و با حارث بن دیرار ملاقات کرد و با او صحبت کرد
1:29
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت و این خبر را به او گفت
1:35
خروج پیامبر صلی الله علیه و آله بر آنان
1:43
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر مردم عزادار شد
1:47
با عجله بیرون رفتند
1:49
جمع زیادی از منافقین با او بیرون رفتند
1:53
آنها هرگز به چنین حمله ای نرفته بودند
1:57
زیده بن حارثه رضی الله عنه را به حکومت مدینه منصوب کرد
2:02
رسول خدا صلی الله علیه و آله روز دوشنبه از مدینه خارج شد
2:07
به مدت دو شب در ماه شعبان
2:10
هنگامی که حارث بن ابی دیرار و همراهانش به خبر رسیدند
2:14
راه رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی آنان
2:18
خیلی ترسیدند
2:21
اعرابى كه با آنها بودند از آنها پراكنده شدند
2:27
آیا در طول این حمله درگیری صورت گرفت؟
2:32
رسول خدا صلی الله علیه و آله به مریسی رسید
2:36
و او مخالفت کرد
2:38
آیا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قبل از اینکه آنها را غافلگیر کند آنها را به اسلام دعوت کرد یا خیر؟
2:45
به نظر می رسد که او آنها را دعوت نکرده است
2:48
چون تماس به آنها رسیده است
2:51
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
2:54
تلفظ برای مسلمان است
2:55
از ابن عون گفته است:
2:57
به نافی نوشتم
2:59
قبل از جنگ از او در مورد دعا بپرسید
3:03
او گفت
3:04
پس برایم نوشت
3:05
اما این آغاز اسلام بود
3:09
رسول خدا صلی الله علیه و آله حسادت می کرد
3:12
بر بنی مصطلق
3:13
و حسادت می کنند
3:15
دام هایشان از آب سیراب می شود
3:18
جنگجوی آنها را کشت و اسیر آنها را گرفت
3:22
در آن روز جویریه دختر الحارث را زد
3:26
این حدیث را بگو
3:27
عبدالله بن عمر رضی الله عنه از هر دوی آنها راضی باشد
3:30
او در آن ارتش بود
3:33
امام نووی فرمودند
3:35
و در این حدیث
3:37
هجوم به کافری که
3:39
دعوت نامه بدون هشدار به آنها رسید
3:43
حافظ در الفتح گفته است
3:45
موضوعی بحث برانگیز است
3:47
گروهی از آنان نزد عمر بن عبدالعزیز رفتند
3:52
به لزوم دعا به اسلام قبل از جنگ
3:56
و بیشتر رفتند
3:57
تا اینکه در ابتدا بود
4:00
قبل از انتشار دعوت اسلام
4:03
اگر کسی هست که دعوتنامه را دریافت نکرده است
4:06
تا زمانی که او را صدا نکردند دعوا نکرد
4:08
این را شافعی بیان کرد
4:11
مالک گفت
4:12
از نزدیک خانه
4:14
او بدون دعوت کشته شد
4:16
برای اسلام معروف شدن
4:18
و بعد از خانه
4:20
تماس بدون شک است
4:23
واقدی، ابن سعد و ابن اسحاق رفتند
4:27
تا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
4:30
آنها را به اسلام دعوت کرد
4:32
درگیری بین دو طرف رخ داد
4:35
الواقدی گفت
4:37
رسول خدا صلی الله علیه و آله تمام شد
4:40
به المریسی
4:41
آب است
4:43
پس فرود آمد و رضی الله عنه زد
4:46
گنبد او از حضرت آدم است
4:48
و همسرانش عایشه و ام سلمه با او بودند
4:52
خداوند از هر دوی آنها راضی باشد
4:54
روی آب جمع شدند
4:56
آنها آماده و آماده جنگ بودند
4:59
رسول خدا صلی الله علیه و آله از اصحاب خود وصف کرد
5:04
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
5:07
عمر بن الخطاب رضی الله عنه
5:10
پس مردم را صدا زد
5:12
بگو معبودی جز الله نیست
5:14
با آن از خود و پول خود محافظت کنید
5:18
آنها امتناع کردند
5:19
او اولین مردی بود که در میان آنها تیری پرتاب کرد
5:23
مسلمانان یک ساعت با تیر شلیک کردند
5:27
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
5:30
به یارانش دستور داد که حمل کنند
5:33
آنها لشکرکشی یک نفر را انجام دادند
5:35
حتی یک نفر از آنها فرار نکرد
5:38
ده نفر از آنها کشته شدند
5:40
و بقیه آنها اسیر شدند
5:42
رسول خدا صلی الله علیه و آله به اسارت درآمد
5:45
مردان، زنان و فرزندان
5:48
و نعمت و اراده
5:51
امام ابن قیم گفت
5:53
و عبدالمؤمن بن خلف گفت
5:55
در شرح حال او و جاهای دیگر
5:58
این یک توهم است
5:59
درگیری بین آنها نبود
6:02
اما من آنها را به آب حمله کردم
6:05
فرزندان و پول آنها را به اسارت گرفت
6:08
همانطور که در صحیح است
6:10
حافظ آنها را در الفتح جمع کرد
6:13
و او گفت
6:14
احتمالاً زمانی که آنها را گرفتند
6:17
کمی صبر کن
6:19
زمانی که در میان آنها کشتار زیاد بود
6:21
آنها شکست خوردند
6:23
این اتفاق زمانی افتاد که در حالی که روی آب بودند به آنها حمله کرد
6:26
محکم بایست و آرام بگیر
6:28
درگیری بین این دو فرقه رخ داد
6:31
سپس آنها شکست خوردند
6:35
گفتم
6:36
چه جای تعجب در ابن سعد است
6:39
چگونه روایت اهل معماهای مرسل را ترجیح داد؟
6:42
به روایت بخاری و مسلم
6:45
وی پس از ذکر روایت اهل جنگ گفت
6:48
که چندی پیش به آن اشاره کردم
6:51
او ابن عمر بود که خدا از آن دو راضی باشد
6:54
اتفاق می افتد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:57
من به آنها حسادت می کنم و آنها حسادت می کنند
7:00
و برکاتشان از آب سیراب می شود
7:03
او جنگجویان آنها را کشت و اولاد آنها را به اسارت گرفت
7:07
اولی ثابت شده است
7:09
حافظ در الفتح از او پیروی کرد و گفت:
7:12
حکم بستگی به این دارد که چه کسی در ماشین باشد
7:15
اثبات آنچه صحیح است مردود است
7:18
به خصوص با امکان ترکیب
7:20
و خدا داناتر است
7:22
خلاصه ای از سیره پیامبر
7:27
حسرت دو دنیا برای هم
7:34
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
7:41
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
7:48
بقیه با لب هایش حرکت کرد