المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (204) | وفاة النبي صلى الله عليه وسلم

◉ 0 بازدید ⏱ 14:40 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23 خدا حفظش کنه
0:25 رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
0:35 عایشه رضی الله عنها گفت
0:38 و در دست اوست که درود خدا بر او باد
0:41 یک کاسه یا جعبه حاوی آب
0:44 بنابراین شروع کرد به گذاشتن دستانش در آب
0:47 صورتش را با آنها پاک می کند و می گوید
0:50 خدایی جز خدا نیست
0:52 مرگ مستی دارد
0:55 سپس دستانش را جمع کرد و شروع به گفتن کرد
0:58 در بالا رفیق
1:01 تا اینکه دستش را فشرد و کج کرد
1:05 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
1:08 قال عایشه رضی الله عنها
1:11 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
1:14 می گوید درست است
1:17 هیچ پیامبری دستگیر نشد
1:19 تا اینکه جایگاه خود را در بهشت می بیند
1:22 سپس او یک انتخاب دارد
1:24 وقتی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد
1:28 و سرش روی یک ران است
1:30 بیهوش شد
1:32 بعد از خواب بیدار شد
1:33 به پشت بام خانه نگاه کرد
1:36 سپس گفت
1:38 خدایا برترین همراه
1:41 پس گفتم
1:42 اگر نه ما را انتخاب کنید
1:44 می دانستم که این مکالمه ای بود که او به ما می گفت
1:48 و حقیقت دارد
1:50 آخرین کلمه ای بود که به زبان آورد
1:53 خدایا برترین همراه
1:56 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
1:59 قال عایشه رضی الله عنها
2:02 او را به سینه ام تکیه دادم
2:05 یا او گفت سنگ من
2:07 پس باست را صدا کرد
2:09 او در دامان من زن شد
2:11 هر پولی و خم شده
2:13 تا اندام هایش آرام شود
2:15 به محض مرگ
2:16 من احساس نمی کردم که او مرده است
2:19 امام احمد در مسند خود روایت کرده است
2:23 با زنجیره انتقال خوب
2:25 قال عایشه رضی الله عنها
2:28 در حالی که سرش روی شانه های من بود
2:31 سرش به سمت من کج شد
2:34 بنابراین فکر کردم او چیزی از سر من می خواهد
2:38 اسپرم سرد از دهانش بیرون آمد
2:41 بنابراین در سوراخ گلویم افتادم
2:44 یال چرمی دارد
2:47 فکر کردم بیهوش شده
2:50 به او لباس پوشیدم
2:52 امام احمد در مسند خود روایت کرده است
2:55 با زنجیره انتقال معتبر
2:57 قال عایشه رضی الله عنها
3:00 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستگیر شد
3:04 سرش بین گردن من و گردن من است
3:07 وقتی خودش را ترک کرد
3:09 من تا به حال رایحه ای دلپذیرتر پیدا نکرده ام
3:13 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
3:16 قال عایشه رضی الله عنها
3:19 این یکی از نعمت های خداوند بر من است
3:22 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:25 او در خانه من و در روز من درگذشت
3:28 بین جادوی من و آزادی من
3:31 و خداوند بزاق من را با آب دهان او ترکیب کرد
3:34 وقتی فوت کرد
3:36 زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد
3:45 و سنش
3:47 رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد
3:51 دوشنبه
3:53 دوازدهم ربیع الاول
3:56 از سال یازدهم هجری
4:00 حافظ در الفتح گفته است
4:03 رحلتش رضی الله عنه
4:06 دوشنبه مشکلی نیست
4:08 از ربیع الاول
4:10 تقریباً اتفاق نظر بود
4:13 به گفته ابن اسحاق و اکثریت
4:15 در دوازدهم است
4:18 امام احمد در مسند خود روایت کرده است
4:21 و ابن ماجه در سنن خود با سند صحیح
4:24 از انس بن ملکر رضی الله عنه گفت
4:28 آخرین نگاه او به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نگاه کرد
4:34 رونمایی روز دوشنبه است
4:37 به صورت او چنان نگاه کردم که گویی برگی از قرآن است
4:41 مردم پشت سر ابوبکر رضی الله عنه در نماز بودند
4:46 بنابراین او می خواست حرکت کند
4:48 به او اشاره کرد که ثابت بماند
4:51 و پرده یعنی پرده را انداخت
4:54 او در پایان آن روز درگذشت
4:57 ابن اسحاق گفت
4:59 رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد
5:03 وقتی آن روز سحر شد
5:06 حافظ در الفتح گفته است
5:09 و آنها را با هم ترکیب می کند
5:11 با رها کردن دیگری
5:13 به معنای شروع ورود در ابتدای نیمه دوم روز
5:18 این ظهر است
5:20 اوج سحر قبل از ظهر اتفاق می افتد
5:24 تا غروب خورشید ادامه دارد
5:28 موسی بن عقبه این را تایید کرد
5:31 از ابن شهاب
5:33 که او رضی الله عنه
5:35 او با طلوع خورشید مرد
5:38 همین امر در مورد ابوالاسود عروة نیز صادق است
5:41 این از جمعه ای که ذکر کردم پشتیبانی می کند
5:46 عمر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
5:50 روزی که مرد
5:52 شصت و سه سال
5:54 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:57 قال عایشه رضی الله عنها
6:00 پیامبر صلی الله علیه و آله در شصت و سه سالگی از دنیا رفت
6:06 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند
6:09 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
6:13 رسول خدا صلی الله علیه و آله چهل سال مبعوث شد
6:18 او سیزده سال در مکه ماند و وحی دریافت کرد
6:23 سپس امر به هجرت شد
6:25 ده سال مهاجرت کرد
6:27 او در شصت و سه سالگی درگذشت
6:31 امام بیهقی فرمودند
6:33 روایت این گروه از ابن عباس در شصت و سه معتبرتر است.
6:39 آنها نزدیک و نزدیکتر می شوند
6:41 روایت آنها با روایت صحیح عروه موافق است
6:45 از عایشه رضی الله عنها
6:48 یکی از دو روایت از انس رضی الله عنه است
6:52 روایت صحیح از معاویه رضی الله عنه است
6:56 این قول سعید بن المسیاب است
6:59 و عامر الشعبی
7:01 و ابوجعفر محمد بن علی رضی الله عنه
7:05 امام نووی فرمودند
7:08 شصت و سه صحیح ترین و معروف ترین است
7:12 مسلم در اینجا در روایت عایشه نقل کرده است
7:16 انس و بن عباس رضی الله عنهم
7:20 دانشمندان توافق کردند که صحیح ترین آنها شصت و سه است
7:25 حافظ بن کثیر گفت
7:29 و اما ده روز اقامت او در مدینه
7:34 این خارج از بحث است
7:37 و اما اقامت او در مکه بعد از نبوت
7:40 معروف سیزده ساله است
7:43 زیرا درود و سلام بر او باد
7:46 در چهل سالگی بر او نازل شد
7:49 در شصت و سه سالگی به عقیده صحیح وفات یافت
7:53 وحشت فاجعه
7:59 حافظ بن کثیر گفت
8:02 مصیبت با مرگش افزایش یافت
8:06 عظمت سخنان و شکوه امر
8:09 مسلمانان در پیامبرشان صلی الله علیه و آله مجروح شدند
8:14 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است
8:19 قال عایشه رضی الله عنها
8:22 عمر و مغیره بن شعبه رضی الله عنه آمدند
8:27 او اجازه خواست و من به آنها اجازه دادم
8:30 به سمت حجاب کشیده شدم
8:33 سپس عمر رضی الله عنه به او نگاه کرد
8:36 And he said, “Waaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaave to faint.”
8:39 رسول خدا صلی الله علیه و آله چه سخت بود
8:44 سپس او برخاست
8:46 وقتی به در نزدیک شدند
8:49 مغیره رضی الله عنه گفت
8:52 ای عمر رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت
8:57 گفت دروغ گفتم
8:59 بلکه شما مردی هستید که احساس وسوسه می کنید
9:02 یعنی با شما تعامل داشته باشد
9:04 رسول خدا صلی الله علیه و آله نمی میرد
9:08 تا اینکه خداوند متعال منافقان را نابود کند
9:12 و به عبارت دیگر در صحیح البخاری
9:15 عایشه رضی الله عنها گفت
9:18 سپس عمر رضی الله عنه برخاست و گفت
9:22 به خدا قسم رسول خدا صلی الله علیه و آله نمرده است
9:27 خدا او را بفرستد
9:29 بگذار دست و پای مردان را قطع کنند
9:33 آمدن ابوبکر صدیق رضی الله عنه
9:41 سپس ابوبکر صدیق رضی الله عنه آمد
9:46 المؤید المنصور اول و آخر
9:49 و ظاهر و باطن
9:52 پس برخاست و حقیقت را اعلام کرد
9:56 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
9:59 قال عایشه رضی الله عنها
10:02 ابوبکر رضی الله عنه از محل اقامتش در سنه سوار بر اسب شد
10:08 تا اینکه اومد پایین
10:10 پس وارد مسجد شد
10:12 او با مردم صحبت نکرد
10:14 تا اینکه بر عایشه رضی الله عنها وارد شد
10:18 پس پیامبر صلی الله علیه و آله تیمم کرد
10:22 او در جوهر سرد زندانی است
10:25 صورتش را آشکار کرد
10:27 سپس به او تکیه داد و او را بوسید
10:30 بعد گریه کردند
10:32 و او گفت
10:33 پدر و مادرم فدای تو باد ای پیامبر خدا
10:37 به خدا سوگند خداوند دو مرگ را برای شما جمع نمی کند
10:41 مرگی که برای تو نوشته شده مرده است
10:48 خطبه ابوبکر رضی الله عنه برای مردم
10:53 سپس ابوبکر صدیق رضی الله عنه به سوی مردم بیرون رفت
10:59 آنان را از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبر داد
11:04 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
11:07 از ابن عباس رضی الله عنه آنچه گفت
11:11 ابوبکر رضی الله عنه رفت
11:14 عمر بن خطاب رضی الله عنه با مردم صحبت می کند
11:18 و او گفت
11:20 بنشین عمر
11:22 عمر حاضر نشد بنشیند
11:24 پس مردم نزد او آمدند و عمر را رها کردند
11:27 ابوبکر گفت
11:29 در مورد بعد
11:31 کدام یک از شما محمد صلی الله علیه و آله و سلم را عبادت می کند
11:36 محمد مرده
11:39 و هر که خدا را عبادت کند
11:41 زیرا خداوند زنده است و نمی میرد
11:44 خداوند متعال فرمود
11:46 محمد جز فرستاده ای نیست و پیش از او نیز فرستادگانی از دنیا رفته اند
11:53 چه مرد و چه کشته شد
11:55 روی پاشنه ات چرخیدی
11:58 هر کس پاشنه خود را بچرخاند به خدا ضرری نمی رساند
12:04 و خداوند به شکرگزاران پاداش خواهد داد
12:07 ابن عباس رضی الله عنه گفت
12:10 مردم گریه می کردند و گریه می کردند
12:13 او گفت
12:15 به خدا سوگند مردم نمی دانستند که خداوند این آیه را نازل کرده است
12:20 تا اینکه ابوبکر رضی الله عنه آن را خواند
12:24 پس همه مردم آن را از او دریافت کردند
12:27 من نمی شنوم که هیچ یک از مردم آن را بخوانند
12:31 عمر رضی الله عنه گفت
12:34 به خدا سوگند من فقط خواندن آن را از ابوبکر شنیدم
12:39 بنابراین نازا شدم تا اینکه پاهایم نتوانست مرا تحمل کند
12:43 و حتی روی زمین افتادم
12:46 وقتی شنیدم آن را تلاوت کرد
12:48 فهمیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفته است
12:53 امام بخاری در صحیح خود از مفسری روایت کرده است
12:58 قال عایشه رضی الله عنها
13:01 در نامزدی آنان هیچ نامزدی نبود مگر اینکه خداوند از آن بهره مند شد
13:07 عمر مردم را ترسانده و نفاق در آنها نهفته است
13:11 خداوند به آنها پاسخ داد
13:14 سپس ابوبکر مردم را راهنمایی کرد
13:18 و آنان را از حقوقی که بر آن ها بود آگاه ساخت
13:21 و بیرون رفتند و آن را تلاوت کردند
13:24 محمد جز فرستاده ای نیست و پیش از او نیز فرستادگانی از دنیا رفته اند
13:30 محمد جز فرستاده ای نیست و پیش از او نیز فرستادگانی از دنیا رفته اند
13:38 اگر بمیرد یا کشته شود
13:42 روی پاشنه ات چرخیدی
13:45 و هر که بر پاشنه خود بچرخد
13:50 هیچ چیز به خدا آسیب نمی رساند
13:54 و خداوند به شکرگزاران پاداش خواهد داد
13:59 خلاصه ای از سیره پیامبر
14:06 حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
14:12 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
14:20 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
14:26 و شما بقیه کار را انجام دهید
14:31 او شفا داد