از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 177 از 178
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (204) | وفاة النبي صلى الله عليه وسلم
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:25
رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
0:35
عایشه رضی الله عنها گفت
0:38
و در دست اوست که درود خدا بر او باد
0:41
یک کاسه یا جعبه حاوی آب
0:44
بنابراین شروع کرد به گذاشتن دستانش در آب
0:47
صورتش را با آنها پاک می کند و می گوید
0:50
خدایی جز خدا نیست
0:52
مرگ مستی دارد
0:55
سپس دستانش را جمع کرد و شروع به گفتن کرد
0:58
در بالا رفیق
1:01
تا اینکه دستش را فشرد و کج کرد
1:05
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
1:08
قال عایشه رضی الله عنها
1:11
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
1:14
می گوید درست است
1:17
هیچ پیامبری دستگیر نشد
1:19
تا اینکه جایگاه خود را در بهشت می بیند
1:22
سپس او یک انتخاب دارد
1:24
وقتی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد
1:28
و سرش روی یک ران است
1:30
بیهوش شد
1:32
بعد از خواب بیدار شد
1:33
به پشت بام خانه نگاه کرد
1:36
سپس گفت
1:38
خدایا برترین همراه
1:41
پس گفتم
1:42
اگر نه ما را انتخاب کنید
1:44
می دانستم که این مکالمه ای بود که او به ما می گفت
1:48
و حقیقت دارد
1:50
آخرین کلمه ای بود که به زبان آورد
1:53
خدایا برترین همراه
1:56
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
1:59
قال عایشه رضی الله عنها
2:02
او را به سینه ام تکیه دادم
2:05
یا او گفت سنگ من
2:07
پس باست را صدا کرد
2:09
او در دامان من زن شد
2:11
هر پولی و خم شده
2:13
تا اندام هایش آرام شود
2:15
به محض مرگ
2:16
من احساس نمی کردم که او مرده است
2:19
امام احمد در مسند خود روایت کرده است
2:23
با زنجیره انتقال خوب
2:25
قال عایشه رضی الله عنها
2:28
در حالی که سرش روی شانه های من بود
2:31
سرش به سمت من کج شد
2:34
بنابراین فکر کردم او چیزی از سر من می خواهد
2:38
اسپرم سرد از دهانش بیرون آمد
2:41
بنابراین در سوراخ گلویم افتادم
2:44
یال چرمی دارد
2:47
فکر کردم بیهوش شده
2:50
به او لباس پوشیدم
2:52
امام احمد در مسند خود روایت کرده است
2:55
با زنجیره انتقال معتبر
2:57
قال عایشه رضی الله عنها
3:00
رسول خدا صلی الله علیه و آله دستگیر شد
3:04
سرش بین گردن من و گردن من است
3:07
وقتی خودش را ترک کرد
3:09
من تا به حال رایحه ای دلپذیرتر پیدا نکرده ام
3:13
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
3:16
قال عایشه رضی الله عنها
3:19
این یکی از نعمت های خداوند بر من است
3:22
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:25
او در خانه من و در روز من درگذشت
3:28
بین جادوی من و آزادی من
3:31
و خداوند بزاق من را با آب دهان او ترکیب کرد
3:34
وقتی فوت کرد
3:36
زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد
3:45
و سنش
3:47
رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد
3:51
دوشنبه
3:53
دوازدهم ربیع الاول
3:56
از سال یازدهم هجری
4:00
حافظ در الفتح گفته است
4:03
رحلتش رضی الله عنه
4:06
دوشنبه مشکلی نیست
4:08
از ربیع الاول
4:10
تقریباً اتفاق نظر بود
4:13
به گفته ابن اسحاق و اکثریت
4:15
در دوازدهم است
4:18
امام احمد در مسند خود روایت کرده است
4:21
و ابن ماجه در سنن خود با سند صحیح
4:24
از انس بن ملکر رضی الله عنه گفت
4:28
آخرین نگاه او به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نگاه کرد
4:34
رونمایی روز دوشنبه است
4:37
به صورت او چنان نگاه کردم که گویی برگی از قرآن است
4:41
مردم پشت سر ابوبکر رضی الله عنه در نماز بودند
4:46
بنابراین او می خواست حرکت کند
4:48
به او اشاره کرد که ثابت بماند
4:51
و پرده یعنی پرده را انداخت
4:54
او در پایان آن روز درگذشت
4:57
ابن اسحاق گفت
4:59
رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد
5:03
وقتی آن روز سحر شد
5:06
حافظ در الفتح گفته است
5:09
و آنها را با هم ترکیب می کند
5:11
با رها کردن دیگری
5:13
به معنای شروع ورود در ابتدای نیمه دوم روز
5:18
این ظهر است
5:20
اوج سحر قبل از ظهر اتفاق می افتد
5:24
تا غروب خورشید ادامه دارد
5:28
موسی بن عقبه این را تایید کرد
5:31
از ابن شهاب
5:33
که او رضی الله عنه
5:35
او با طلوع خورشید مرد
5:38
همین امر در مورد ابوالاسود عروة نیز صادق است
5:41
این از جمعه ای که ذکر کردم پشتیبانی می کند
5:46
عمر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
5:50
روزی که مرد
5:52
شصت و سه سال
5:54
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:57
قال عایشه رضی الله عنها
6:00
پیامبر صلی الله علیه و آله در شصت و سه سالگی از دنیا رفت
6:06
آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند
6:09
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
6:13
رسول خدا صلی الله علیه و آله چهل سال مبعوث شد
6:18
او سیزده سال در مکه ماند و وحی دریافت کرد
6:23
سپس امر به هجرت شد
6:25
ده سال مهاجرت کرد
6:27
او در شصت و سه سالگی درگذشت
6:31
امام بیهقی فرمودند
6:33
روایت این گروه از ابن عباس در شصت و سه معتبرتر است.
6:39
آنها نزدیک و نزدیکتر می شوند
6:41
روایت آنها با روایت صحیح عروه موافق است
6:45
از عایشه رضی الله عنها
6:48
یکی از دو روایت از انس رضی الله عنه است
6:52
روایت صحیح از معاویه رضی الله عنه است
6:56
این قول سعید بن المسیاب است
6:59
و عامر الشعبی
7:01
و ابوجعفر محمد بن علی رضی الله عنه
7:05
امام نووی فرمودند
7:08
شصت و سه صحیح ترین و معروف ترین است
7:12
مسلم در اینجا در روایت عایشه نقل کرده است
7:16
انس و بن عباس رضی الله عنهم
7:20
دانشمندان توافق کردند که صحیح ترین آنها شصت و سه است
7:25
حافظ بن کثیر گفت
7:29
و اما ده روز اقامت او در مدینه
7:34
این خارج از بحث است
7:37
و اما اقامت او در مکه بعد از نبوت
7:40
معروف سیزده ساله است
7:43
زیرا درود و سلام بر او باد
7:46
در چهل سالگی بر او نازل شد
7:49
در شصت و سه سالگی به عقیده صحیح وفات یافت
7:53
وحشت فاجعه
7:59
حافظ بن کثیر گفت
8:02
مصیبت با مرگش افزایش یافت
8:06
عظمت سخنان و شکوه امر
8:09
مسلمانان در پیامبرشان صلی الله علیه و آله مجروح شدند
8:14
امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است
8:19
قال عایشه رضی الله عنها
8:22
عمر و مغیره بن شعبه رضی الله عنه آمدند
8:27
او اجازه خواست و من به آنها اجازه دادم
8:30
به سمت حجاب کشیده شدم
8:33
سپس عمر رضی الله عنه به او نگاه کرد
8:36
And he said, “Waaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaave to faint.”
8:39
رسول خدا صلی الله علیه و آله چه سخت بود
8:44
سپس او برخاست
8:46
وقتی به در نزدیک شدند
8:49
مغیره رضی الله عنه گفت
8:52
ای عمر رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت
8:57
گفت دروغ گفتم
8:59
بلکه شما مردی هستید که احساس وسوسه می کنید
9:02
یعنی با شما تعامل داشته باشد
9:04
رسول خدا صلی الله علیه و آله نمی میرد
9:08
تا اینکه خداوند متعال منافقان را نابود کند
9:12
و به عبارت دیگر در صحیح البخاری
9:15
عایشه رضی الله عنها گفت
9:18
سپس عمر رضی الله عنه برخاست و گفت
9:22
به خدا قسم رسول خدا صلی الله علیه و آله نمرده است
9:27
خدا او را بفرستد
9:29
بگذار دست و پای مردان را قطع کنند
9:33
آمدن ابوبکر صدیق رضی الله عنه
9:41
سپس ابوبکر صدیق رضی الله عنه آمد
9:46
المؤید المنصور اول و آخر
9:49
و ظاهر و باطن
9:52
پس برخاست و حقیقت را اعلام کرد
9:56
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
9:59
قال عایشه رضی الله عنها
10:02
ابوبکر رضی الله عنه از محل اقامتش در سنه سوار بر اسب شد
10:08
تا اینکه اومد پایین
10:10
پس وارد مسجد شد
10:12
او با مردم صحبت نکرد
10:14
تا اینکه بر عایشه رضی الله عنها وارد شد
10:18
پس پیامبر صلی الله علیه و آله تیمم کرد
10:22
او در جوهر سرد زندانی است
10:25
صورتش را آشکار کرد
10:27
سپس به او تکیه داد و او را بوسید
10:30
بعد گریه کردند
10:32
و او گفت
10:33
پدر و مادرم فدای تو باد ای پیامبر خدا
10:37
به خدا سوگند خداوند دو مرگ را برای شما جمع نمی کند
10:41
مرگی که برای تو نوشته شده مرده است
10:48
خطبه ابوبکر رضی الله عنه برای مردم
10:53
سپس ابوبکر صدیق رضی الله عنه به سوی مردم بیرون رفت
10:59
آنان را از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبر داد
11:04
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
11:07
از ابن عباس رضی الله عنه آنچه گفت
11:11
ابوبکر رضی الله عنه رفت
11:14
عمر بن خطاب رضی الله عنه با مردم صحبت می کند
11:18
و او گفت
11:20
بنشین عمر
11:22
عمر حاضر نشد بنشیند
11:24
پس مردم نزد او آمدند و عمر را رها کردند
11:27
ابوبکر گفت
11:29
در مورد بعد
11:31
کدام یک از شما محمد صلی الله علیه و آله و سلم را عبادت می کند
11:36
محمد مرده
11:39
و هر که خدا را عبادت کند
11:41
زیرا خداوند زنده است و نمی میرد
11:44
خداوند متعال فرمود
11:46
محمد جز فرستاده ای نیست و پیش از او نیز فرستادگانی از دنیا رفته اند
11:53
چه مرد و چه کشته شد
11:55
روی پاشنه ات چرخیدی
11:58
هر کس پاشنه خود را بچرخاند به خدا ضرری نمی رساند
12:04
و خداوند به شکرگزاران پاداش خواهد داد
12:07
ابن عباس رضی الله عنه گفت
12:10
مردم گریه می کردند و گریه می کردند
12:13
او گفت
12:15
به خدا سوگند مردم نمی دانستند که خداوند این آیه را نازل کرده است
12:20
تا اینکه ابوبکر رضی الله عنه آن را خواند
12:24
پس همه مردم آن را از او دریافت کردند
12:27
من نمی شنوم که هیچ یک از مردم آن را بخوانند
12:31
عمر رضی الله عنه گفت
12:34
به خدا سوگند من فقط خواندن آن را از ابوبکر شنیدم
12:39
بنابراین نازا شدم تا اینکه پاهایم نتوانست مرا تحمل کند
12:43
و حتی روی زمین افتادم
12:46
وقتی شنیدم آن را تلاوت کرد
12:48
فهمیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفته است
12:53
امام بخاری در صحیح خود از مفسری روایت کرده است
12:58
قال عایشه رضی الله عنها
13:01
در نامزدی آنان هیچ نامزدی نبود مگر اینکه خداوند از آن بهره مند شد
13:07
عمر مردم را ترسانده و نفاق در آنها نهفته است
13:11
خداوند به آنها پاسخ داد
13:14
سپس ابوبکر مردم را راهنمایی کرد
13:18
و آنان را از حقوقی که بر آن ها بود آگاه ساخت
13:21
و بیرون رفتند و آن را تلاوت کردند
13:24
محمد جز فرستاده ای نیست و پیش از او نیز فرستادگانی از دنیا رفته اند
13:30
محمد جز فرستاده ای نیست و پیش از او نیز فرستادگانی از دنیا رفته اند
13:38
اگر بمیرد یا کشته شود
13:42
روی پاشنه ات چرخیدی
13:45
و هر که بر پاشنه خود بچرخد
13:50
هیچ چیز به خدا آسیب نمی رساند
13:54
و خداوند به شکرگزاران پاداش خواهد داد
13:59
خلاصه ای از سیره پیامبر
14:06
حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
14:12
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
14:20
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
14:26
و شما بقیه کار را انجام دهید
14:31
او شفا داد