المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (199) | خطبة النبي صلى الله عليه وسلم يوم النحر

◉ 761 بازدید ⏱ 13:22 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22 خدا حفظش کنه
0:25 خطبه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در روز قربانی
0:33 رسول خدا صلی الله علیه و آله در این روز بزرگوار خطبه بزرگی ایراد کرد.
0:41 گفتگوها مکرر بود
0:44 این را امام بخاری در صحیح خود نقل کرده است
0:48 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
0:52 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز قربانی خطاب به مردم
0:57 و او گفت
0:58 آهای مردم
1:00 این چه روزیه؟
1:03 گفتند
1:04 روز مقدس
1:06 و او گفت
1:07 این چه کشوری است؟
1:09 گفتند
1:10 کشور ممنوعه
1:12 و او گفت
1:14 این چه ماهی است؟
1:16 گفتند
1:17 ماه حرام
1:19 و او گفت
1:21 خون و مال و ناموس شما بر شما حرام است
1:26 به اندازه این روز شما مقدس است
1:28 در این کشور شما
1:30 در این ماه شما
1:32 بارها و بارها تکرار کرد
1:34 بعد سرش را بلند کرد و گفت
1:37 خدایا بهش رسیدی؟
1:39 خدایا بهش رسیدی؟
1:42 ابن عباس رضی الله عنه گفت
1:45 سوگند به کسی که جان من در دست اوست
1:47 این اراده او به ملتش است
1:50 به شاهد غایب اطلاع داده شود
1:53 با زدن گردن همدیگر به کافر برنگردید
1:58 آن دو شيخ در صحيح خود و امام احمد در مسند خود آن را نقل كرده اند
2:02 از ابوبکره رضی الله عنه گفت
2:06 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حجت خود را بیان کرد و فرمود:
2:11 اما زمان از روزی که خداوند آسمان ها و زمین را آفرید، شکل خود را به خود گرفت
2:18 یک سال 12 ماه است
2:20 که از این تعداد چهار پردیس وجود دارد
2:23 سه سکانس
2:25 ذی القعده، ذی الحجه و محرم
2:28 رجب مضر است
2:30 که بین جمادة و شعبان است
2:33 سپس گفت
2:34 این چه روزیه؟
2:37 گفتیم
2:38 خدا و رسولش بهتر می دانند
2:41 سکوت کرد تا اینکه فکر کردیم اسمش را غیر از اسمش بگذارد
2:46 او گفت
2:47 آیا روز قربانی نیست؟
2:49 گفتیم بله
2:51 سپس گفت
2:52 او گفت
2:53 این چه ماهی است؟
2:55 گفتیم
2:56 خدا و رسولش بهتر می دانند
2:59 سکوت کرد تا اینکه فکر کردیم اسمش را غیر از اسمش بگذارد
3:05 و او گفت
3:06 آیا این استدلال نیست؟
3:08 گفتیم بله
3:10 سپس گفت
3:12 این چه کشوری است؟
3:14 گفتیم
3:15 خدا و رسولش بهتر می دانند
3:18 سکوت کرد تا اینکه فکر کردیم اسمش را غیر از اسمش بگذارد
3:23 و او گفت
3:24 مگه شهر نیست؟
3:26 گفتیم بله
3:28 او گفت
3:29 خون و پول شما
3:32 او گفت
3:33 فکر کنم اون گفته
3:35 ناموس شما بر شما حرام است
3:38 به اندازه این روز شما، در این ماه شما، در این کشور شما مقدس است
3:44 پروردگارت را ملاقات خواهی کرد و از تو درباره اعمالت می پرسد
3:48 پس از من گمراه نشوید و گردن یکدیگر را بزنید
3:54 جز اینکه به آن رسیده اید؟
3:56 جز این که باید به شاهد غایب شما خبر داد
3:59 شاید کسانی که آن را می شنوند بیشتر از برخی از کسانی که آن را می شنوند آگاه باشند
4:08 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سر شریفش را تراشید
4:13 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از ذبح قربانی و خطبه خود در روز قربانی فارغ شد.
4:20 به آرایشگر زنگ زد
4:22 پس سر شریف خود را تراشید
4:24 انگشتر او معمر بن عبدالله العدوی رضی الله عنه بود
4:29 امام نووی فرمودند
4:31 درباره نام این مرد که در حجه الوداع سر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را تراشید اختلاف کردند.
4:39 درست معروف
4:41 او معمر بن عبدالله العدوی رضی الله عنه است
4:46 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
4:49 از انس بن ملکر رضی الله عنه گفت
4:53 رسول خدا صلی الله علیه و آله از جانب ما آمد
4:57 به جمرات رفت و آن را انداخت
5:00 سپس مانا را به خانه آورد و او را ذبح کرد
5:03 بعد به آرایشگر گفت ببرش
5:06 به سمت راستش اشاره کرد
5:08 سپس سمت چپ
5:10 سپس مردم را وادار کرد آن را به او بدهند
5:13 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
5:16 از انس بن ملکر رضی الله عنه گفت
5:20 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سر او را تراشید
5:25 ابوطلحه اولین کسی بود که از شعر او برداشت کرد
5:29 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
5:32 از انس بن ملکر رضی الله عنه گفت
5:36 رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم که آرایشگر مشغول تراشیدن او بود
5:42 یارانش دورش می چرخیدند
5:44 آنها فقط می خواهند یک مو به دست یک مرد بیفتد
5:49 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است
5:53 از محمد بن عبدالله بن زید
5:56 از پدرم پیامبر صلی الله علیه و آله را در قتلگاه شاهد بود.
6:02 او مردی از انصار است
6:05 رسول خدا صلی الله علیه و آله قربانیان را قسم داد
6:09 هیچ اتفاقی برای او و همراهش نیفتاد
6:12 او در حالی که لباسش را پوشیده بود، سرش را تراشید
6:14 پس آن را به او داد
6:16 آن را بین مردان تقسیم کرد
6:18 و ناخن هایش را کوتاه کنید
6:20 پس صاحبش آن را به او داد
6:22 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است
6:27 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
6:31 رسول خدا صلی الله علیه و آله ذبح شد
6:35 سپس تراشید و برای مردم نشست
6:38 از او چیزی جز این که گفت سؤال نشد
6:41 نه خجالت، نه خجالت
6:44 تا اینکه مردی نزد او آمد و گفت:
6:47 قبل از اینکه خودم را بکشم ریش خود را اصلاح کردم
6:50 گفت مشکلی نیست
6:52 بعد یکی دیگر آمد و گفت
6:55 ای رسول خدا من قبل از تیراندازی ریش خود را اصلاح کردم
6:59 گفت مشکلی نیست
7:01 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
7:04 عرفات یک توقف است
7:07 و تمام مزدلفه پارکینگ است
7:10 و همه ما سلاخی می شویم
7:12 و تمام راه های مکه راه و قتلگاه است
7:16 پیامبر صلی الله علیه و آله لباس خود را پوشید و خود را خوشبو کرد
7:25 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله لباس خود را پوشید
7:31 پس از رجم کردن جمرات عقبه و ذبح هدیه، خود را معطر کرد
7:36 قبل از طواف کعبه طواف افاضه کرد
7:40 آن دو شیخ در صحیح و ترمذی خود روایت کردند
7:44 تلفظ ترمذی است
7:46 قال عایشه رضی الله عنها
7:49 من رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را قبل از احرام خوشبو كردم.
7:54 در روز قربانی قبل از طواف کعبه
7:57 مشک خوبی داره
8:00 امام ترمذی در مسجد خود فرمود
8:03 به نظر اکثر اهل علم از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دیگران به آن عمل می شود.
8:11 آنها معتقدند اگر حاجی احرام جمرات عقبه را در روز قربانی و ذبح سنگسار کند.
8:16 و تراشیده یا کوتاه شده است
8:18 هر چه بر او حرام بود بر او حلال بود
8:21 به جز زنان
8:23 این نظر شافعی و احمد و اسحاق است
8:30 طواف او رضی الله عنه و اقامتش در منا
8:38 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله بر شتر خود طواف افاضه کرد.
8:44 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
8:47 عن جابر رضی الله عنه گفت
8:51 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله سوار شد
8:55 پس به داخل خانه دوید
8:57 نماز ظهر را در مکه خواند
8:59 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند
9:03 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
9:06 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حجه الوداع بر شتری طواف کرد.
9:12 گوشه را با مغازه اش دریافت می کند
9:14 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
9:17 عن جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
9:22 رسول خدا صلی الله علیه و آله طواف کرد
9:26 خداحافظی من بر کوه اوست و بر سنگی در حجره اش آرمیده ام تا مردم آن را ببینند و شرفیاب شوند و از آن سؤال کنند، زیرا مردم آن را فریب داده اند.
9:36 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز صبح را در مکه خواند و از آن روز به منا بازگشت.
9:45 در روایتی دیگر نماز سحر را در منّا خوانده است. امام مسلم در صحیح خود از ابن عمر رضی الله عنه روایت کرده که فرمود:
9:56 رسول خدا صلی الله علیه و آله روز قربانی را سپری کرد و بعد از ظهر با حباب بازگشت.
10:04 امام نووی با جمع این دو فرمودند که قبل از ظهر روزه خود را افطار نکرد.
10:13 سپس نماز سحر را در اول وقت در مکه خواند و سپس به منا بازگشت
10:19 وقتی اصحابش از او سؤال کردند، دوباره نماز ظهر را خواند، پس برای نماز ظهر دوم نماز ظهر را به جای آورد.
10:29 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در سه روز تشریق پس از گذشتن خورشید از نصف النهار تا زمانی که او گذشته بود جمرات را می آورد.
10:39 به هر جمرات هفت سنگریزه می اندازد. امام احمد در مسند خود و ابوداود در سنن خود با سند حسنه روایت کرده اند.
10:49 عایشه رضی الله عنها گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله به منا بازگشت.
10:57 شب‌های روز تشریق را در آنجا می‌ماند و وقتی خورشید می‌گذشت به جمرات سنگ می‌زد و هر جمرات هفت سنگریزه داشت.
11:07 با هر سنگریزه تکبیر می‌گوید و روی اول و دوم می‌ایستد و ایستادن را طولانی می‌کند و نماز می‌خواند و سنگ سوم را می‌اندازد، اما در آنجا توقف نمی‌کند.
11:19 امام مسلم آن را در صحیح خود و امام احمد در مسند خود روایت کرده اند و جمله از احمد است
11:26 از جابر رضی الله عنه می فرماید: رسول الله صلی الله علیه وسلم در روزی که قربانی ذبح کرد جمرات اول را سنگسار کرد.
11:36 آنگاه آن را هنگام ظهر انداخت و امام احمد در مسند خود با سند خوب روایت کرد.
11:44 از ابن عباس رضی الله عنه گفت که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سنگها را وقتی که خورشید از اوج گذشته بود سنگسار کرد.
11:54 امام بخاری در صحیح خود از ابن عمر رضی الله عنه روایت کرده که جمرات پایین را با هفت سنگریزه سنگ می کرد.
12:04 با هر سنگریزه ای بزرگتر می شود، سپس پیش می رود تا به دشت می رسد، یعنی به دشت زمین می رسد.
12:13 رو به قبله می ایستد، قد بلند می ایستد، دعا می کند، دست هایش را بالا می گیرد و وسط را می اندازد.
12:22 سپس به سمت چپ می چرخد ​​و مستقیم می رود و رو به قبله می ایستد. قد بلند می ایستد و التماس می کند، دست هایش را بالا می گیرد و بلند می ایستد
12:33 سپس جمرات عقبه را از اعماق دره سنگسار می کند و متوقف نمی شود، سپس می رود.
12:41 می گوید: این را دیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله انجام می داد
12:47 خلاصه ای از سیره پیامبر
12:53 حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
12:59 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
13:06 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
13:12 بقیه با لب هایش حرکت کرد