از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 154 از 157
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (199) | خطبة النبي صلى الله عليه وسلم يوم النحر
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22
خدا حفظش کنه
0:25
خطبه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در روز قربانی
0:33
رسول خدا صلی الله علیه و آله در این روز بزرگوار خطبه بزرگی ایراد کرد.
0:41
گفتگوها مکرر بود
0:44
این را امام بخاری در صحیح خود نقل کرده است
0:48
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
0:52
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز قربانی خطاب به مردم
0:57
و او گفت
0:58
آهای مردم
1:00
این چه روزیه؟
1:03
گفتند
1:04
روز مقدس
1:06
و او گفت
1:07
این چه کشوری است؟
1:09
گفتند
1:10
کشور ممنوعه
1:12
و او گفت
1:14
این چه ماهی است؟
1:16
گفتند
1:17
ماه حرام
1:19
و او گفت
1:21
خون و مال و ناموس شما بر شما حرام است
1:26
به اندازه این روز شما مقدس است
1:28
در این کشور شما
1:30
در این ماه شما
1:32
بارها و بارها تکرار کرد
1:34
بعد سرش را بلند کرد و گفت
1:37
خدایا بهش رسیدی؟
1:39
خدایا بهش رسیدی؟
1:42
ابن عباس رضی الله عنه گفت
1:45
سوگند به کسی که جان من در دست اوست
1:47
این اراده او به ملتش است
1:50
به شاهد غایب اطلاع داده شود
1:53
با زدن گردن همدیگر به کافر برنگردید
1:58
آن دو شيخ در صحيح خود و امام احمد در مسند خود آن را نقل كرده اند
2:02
از ابوبکره رضی الله عنه گفت
2:06
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حجت خود را بیان کرد و فرمود:
2:11
اما زمان از روزی که خداوند آسمان ها و زمین را آفرید، شکل خود را به خود گرفت
2:18
یک سال 12 ماه است
2:20
که از این تعداد چهار پردیس وجود دارد
2:23
سه سکانس
2:25
ذی القعده، ذی الحجه و محرم
2:28
رجب مضر است
2:30
که بین جمادة و شعبان است
2:33
سپس گفت
2:34
این چه روزیه؟
2:37
گفتیم
2:38
خدا و رسولش بهتر می دانند
2:41
سکوت کرد تا اینکه فکر کردیم اسمش را غیر از اسمش بگذارد
2:46
او گفت
2:47
آیا روز قربانی نیست؟
2:49
گفتیم بله
2:51
سپس گفت
2:52
او گفت
2:53
این چه ماهی است؟
2:55
گفتیم
2:56
خدا و رسولش بهتر می دانند
2:59
سکوت کرد تا اینکه فکر کردیم اسمش را غیر از اسمش بگذارد
3:05
و او گفت
3:06
آیا این استدلال نیست؟
3:08
گفتیم بله
3:10
سپس گفت
3:12
این چه کشوری است؟
3:14
گفتیم
3:15
خدا و رسولش بهتر می دانند
3:18
سکوت کرد تا اینکه فکر کردیم اسمش را غیر از اسمش بگذارد
3:23
و او گفت
3:24
مگه شهر نیست؟
3:26
گفتیم بله
3:28
او گفت
3:29
خون و پول شما
3:32
او گفت
3:33
فکر کنم اون گفته
3:35
ناموس شما بر شما حرام است
3:38
به اندازه این روز شما، در این ماه شما، در این کشور شما مقدس است
3:44
پروردگارت را ملاقات خواهی کرد و از تو درباره اعمالت می پرسد
3:48
پس از من گمراه نشوید و گردن یکدیگر را بزنید
3:54
جز اینکه به آن رسیده اید؟
3:56
جز این که باید به شاهد غایب شما خبر داد
3:59
شاید کسانی که آن را می شنوند بیشتر از برخی از کسانی که آن را می شنوند آگاه باشند
4:08
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سر شریفش را تراشید
4:13
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از ذبح قربانی و خطبه خود در روز قربانی فارغ شد.
4:20
به آرایشگر زنگ زد
4:22
پس سر شریف خود را تراشید
4:24
انگشتر او معمر بن عبدالله العدوی رضی الله عنه بود
4:29
امام نووی فرمودند
4:31
درباره نام این مرد که در حجه الوداع سر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را تراشید اختلاف کردند.
4:39
درست معروف
4:41
او معمر بن عبدالله العدوی رضی الله عنه است
4:46
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
4:49
از انس بن ملکر رضی الله عنه گفت
4:53
رسول خدا صلی الله علیه و آله از جانب ما آمد
4:57
به جمرات رفت و آن را انداخت
5:00
سپس مانا را به خانه آورد و او را ذبح کرد
5:03
بعد به آرایشگر گفت ببرش
5:06
به سمت راستش اشاره کرد
5:08
سپس سمت چپ
5:10
سپس مردم را وادار کرد آن را به او بدهند
5:13
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
5:16
از انس بن ملکر رضی الله عنه گفت
5:20
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سر او را تراشید
5:25
ابوطلحه اولین کسی بود که از شعر او برداشت کرد
5:29
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
5:32
از انس بن ملکر رضی الله عنه گفت
5:36
رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم که آرایشگر مشغول تراشیدن او بود
5:42
یارانش دورش می چرخیدند
5:44
آنها فقط می خواهند یک مو به دست یک مرد بیفتد
5:49
امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است
5:53
از محمد بن عبدالله بن زید
5:56
از پدرم پیامبر صلی الله علیه و آله را در قتلگاه شاهد بود.
6:02
او مردی از انصار است
6:05
رسول خدا صلی الله علیه و آله قربانیان را قسم داد
6:09
هیچ اتفاقی برای او و همراهش نیفتاد
6:12
او در حالی که لباسش را پوشیده بود، سرش را تراشید
6:14
پس آن را به او داد
6:16
آن را بین مردان تقسیم کرد
6:18
و ناخن هایش را کوتاه کنید
6:20
پس صاحبش آن را به او داد
6:22
امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است
6:27
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
6:31
رسول خدا صلی الله علیه و آله ذبح شد
6:35
سپس تراشید و برای مردم نشست
6:38
از او چیزی جز این که گفت سؤال نشد
6:41
نه خجالت، نه خجالت
6:44
تا اینکه مردی نزد او آمد و گفت:
6:47
قبل از اینکه خودم را بکشم ریش خود را اصلاح کردم
6:50
گفت مشکلی نیست
6:52
بعد یکی دیگر آمد و گفت
6:55
ای رسول خدا من قبل از تیراندازی ریش خود را اصلاح کردم
6:59
گفت مشکلی نیست
7:01
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
7:04
عرفات یک توقف است
7:07
و تمام مزدلفه پارکینگ است
7:10
و همه ما سلاخی می شویم
7:12
و تمام راه های مکه راه و قتلگاه است
7:16
پیامبر صلی الله علیه و آله لباس خود را پوشید و خود را خوشبو کرد
7:25
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله لباس خود را پوشید
7:31
پس از رجم کردن جمرات عقبه و ذبح هدیه، خود را معطر کرد
7:36
قبل از طواف کعبه طواف افاضه کرد
7:40
آن دو شیخ در صحیح و ترمذی خود روایت کردند
7:44
تلفظ ترمذی است
7:46
قال عایشه رضی الله عنها
7:49
من رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را قبل از احرام خوشبو كردم.
7:54
در روز قربانی قبل از طواف کعبه
7:57
مشک خوبی داره
8:00
امام ترمذی در مسجد خود فرمود
8:03
به نظر اکثر اهل علم از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دیگران به آن عمل می شود.
8:11
آنها معتقدند اگر حاجی احرام جمرات عقبه را در روز قربانی و ذبح سنگسار کند.
8:16
و تراشیده یا کوتاه شده است
8:18
هر چه بر او حرام بود بر او حلال بود
8:21
به جز زنان
8:23
این نظر شافعی و احمد و اسحاق است
8:30
طواف او رضی الله عنه و اقامتش در منا
8:38
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله بر شتر خود طواف افاضه کرد.
8:44
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
8:47
عن جابر رضی الله عنه گفت
8:51
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله سوار شد
8:55
پس به داخل خانه دوید
8:57
نماز ظهر را در مکه خواند
8:59
آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند
9:03
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
9:06
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حجه الوداع بر شتری طواف کرد.
9:12
گوشه را با مغازه اش دریافت می کند
9:14
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
9:17
عن جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
9:22
رسول خدا صلی الله علیه و آله طواف کرد
9:26
خداحافظی من بر کوه اوست و بر سنگی در حجره اش آرمیده ام تا مردم آن را ببینند و شرفیاب شوند و از آن سؤال کنند، زیرا مردم آن را فریب داده اند.
9:36
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز صبح را در مکه خواند و از آن روز به منا بازگشت.
9:45
در روایتی دیگر نماز سحر را در منّا خوانده است. امام مسلم در صحیح خود از ابن عمر رضی الله عنه روایت کرده که فرمود:
9:56
رسول خدا صلی الله علیه و آله روز قربانی را سپری کرد و بعد از ظهر با حباب بازگشت.
10:04
امام نووی با جمع این دو فرمودند که قبل از ظهر روزه خود را افطار نکرد.
10:13
سپس نماز سحر را در اول وقت در مکه خواند و سپس به منا بازگشت
10:19
وقتی اصحابش از او سؤال کردند، دوباره نماز ظهر را خواند، پس برای نماز ظهر دوم نماز ظهر را به جای آورد.
10:29
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در سه روز تشریق پس از گذشتن خورشید از نصف النهار تا زمانی که او گذشته بود جمرات را می آورد.
10:39
به هر جمرات هفت سنگریزه می اندازد. امام احمد در مسند خود و ابوداود در سنن خود با سند حسنه روایت کرده اند.
10:49
عایشه رضی الله عنها گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله به منا بازگشت.
10:57
شبهای روز تشریق را در آنجا میماند و وقتی خورشید میگذشت به جمرات سنگ میزد و هر جمرات هفت سنگریزه داشت.
11:07
با هر سنگریزه تکبیر میگوید و روی اول و دوم میایستد و ایستادن را طولانی میکند و نماز میخواند و سنگ سوم را میاندازد، اما در آنجا توقف نمیکند.
11:19
امام مسلم آن را در صحیح خود و امام احمد در مسند خود روایت کرده اند و جمله از احمد است
11:26
از جابر رضی الله عنه می فرماید: رسول الله صلی الله علیه وسلم در روزی که قربانی ذبح کرد جمرات اول را سنگسار کرد.
11:36
آنگاه آن را هنگام ظهر انداخت و امام احمد در مسند خود با سند خوب روایت کرد.
11:44
از ابن عباس رضی الله عنه گفت که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سنگها را وقتی که خورشید از اوج گذشته بود سنگسار کرد.
11:54
امام بخاری در صحیح خود از ابن عمر رضی الله عنه روایت کرده که جمرات پایین را با هفت سنگریزه سنگ می کرد.
12:04
با هر سنگریزه ای بزرگتر می شود، سپس پیش می رود تا به دشت می رسد، یعنی به دشت زمین می رسد.
12:13
رو به قبله می ایستد، قد بلند می ایستد، دعا می کند، دست هایش را بالا می گیرد و وسط را می اندازد.
12:22
سپس به سمت چپ می چرخد و مستقیم می رود و رو به قبله می ایستد. قد بلند می ایستد و التماس می کند، دست هایش را بالا می گیرد و بلند می ایستد
12:33
سپس جمرات عقبه را از اعماق دره سنگسار می کند و متوقف نمی شود، سپس می رود.
12:41
می گوید: این را دیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله انجام می داد
12:47
خلاصه ای از سیره پیامبر
12:53
حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
12:59
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
13:06
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
13:12
بقیه با لب هایش حرکت کرد