از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 70 از 144
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (124) | غزوة حمراء الأسد
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:25
حمله شیر سرخ
0:31
ابن اسحاق گفت
0:34
وقتی فردا یکشنبه بود
0:37
شانزده شب شوال
0:40
مؤذن رسول خدا صلی الله علیه و آله اذان داد
0:44
در افراد به درخواست دشمن
0:47
و جز حاضران با ما بیرون نروند
0:51
با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون نمی رفت
0:55
به جز کسی که شاهد آن بوده است
0:58
جز جابر رضی الله عنه
1:01
پدرش جانشین او خواهرانش شد
1:04
پدرش در روز احد - رضی الله عنه - به شهادت رسید
1:09
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه خواست
1:12
در خروجی به قرمز شیر
1:15
پس به او اجازه داد
1:17
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
1:20
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
1:24
نه من شاهد ماه کامل بودم و نه هیچ کس دیگری
1:27
پدرم من را ممنوع کرد
1:29
هنگامی که عبدالله در احد کشته شد
1:32
یعنی پدرش عبدالله بن عمر بن حرم
1:36
من از رسول خدا صلی الله علیه و آله عقب نماندم
1:40
در یک حمله هرگز
1:45
دلیل این تهاجم
1:49
رسول خدا صلی الله علیه و آله به خبر رسید
1:52
ابوسفیان می خواست به مدینه بازگردد
1:56
تا مسلمانان باقیمانده را از بین ببرند
1:59
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
2:02
یارانش به تعقیب کفار پرداختند
2:05
امام نسائی در السنن الکبری روایت کرده است
2:09
با زنجیره انتقال معتبر
2:11
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
2:14
هنگامی که مشرکان از احد روی برگرداندند
2:17
و به معنویات رسیدند
2:19
گفتند: نه، تو محمد را کشتی
2:22
نه کعب به تو رسید
2:25
کاری که کردی بدبختیه
2:27
برگرد
2:29
این به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید
2:33
پس مردم عزادار شدند
2:35
پس داوطلب شدند تا به سرخ اسد رسیدند
2:41
ورود رسول الله صلی الله علیه وسلم
2:45
به شیر سرخ
2:49
رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست
2:52
او صورت زخمی دارد
2:54
روی پیشانی و چهار سرش جای زخم است
2:58
و همراه او همراهانش بودند که شاهد جنگ احد بودند
3:02
آنها با زخم سنگینی می کنند
3:05
تا به سرخی شیر رسیدند
3:08
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
3:11
از عایشه رضی الله عنها در کلام خدای تعالی می فرماید:
3:16
کسانی که خدا و رسول را اجابت کردند
3:20
بعد از اینکه زخم زدند
3:24
برای کسانی که کار نیک انجام می دهند و از خدا می ترسند، پاداش بزرگی است
3:30
او به عروه گفت
3:32
پسر خواهرم، پدر و مادرت هم جزو آنها بودند
3:35
الزبیر و ابوبکر
3:38
زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مصیبت شد
3:42
احد چه شد؟
3:44
مشرکان رفتند
3:46
می ترسید آنها برگردند
3:48
گفت: چه کسی از آنها پیروی می کند؟
3:51
هفتاد نفر از آنها تفویض شدند
3:54
گفت که ابوبکر و الزبیر از جمله آنان بودند
3:58
الشامی در راه های هدایت و هدایت گفت
4:02
بین سخنان عایشه رضی الله عنها و آنچه اصحاب جنگ ذکر کرده اند منافاتی وجود ندارد.
4:08
زیرا ممکن است هفتاد بر دیگران مقدم داشته باشند
4:12
سپس بقیه دنبال شدند
4:15
رسول خدا صلی الله علیه و آله به حمراالاسد رفت
4:20
تا اینکه در آنجا اردو زد و سه شب در آنجا ماند
4:25
هنگامی که مشرکان از این موضوع مطلع شدند
4:28
ترسیدند و راهی مکه شدند
4:31
روز چهارشنبه رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه بازگشت
4:38
مسلمانان بیشتر اعتبار خود را بازیافته اند
4:42
پس از آن که با هجوم احد تقریباً متزلزل شد
4:46
آیات با رنگ قرمز نازل شد
4:51
در قرمز شیر
4:53
در این جنگ خداوند متعال حق تعالی خود را نازل کرد و فرمود:
4:59
کسانی که پس از ابتلا به زخم، خدا و رسول را اجابت کردند
5:07
برای کسانی که کار نیک انجام می دهند و از خدا می ترسند، پاداش بزرگی است
5:13
که مردم به او گفتند: مردم بر تو جمع شده اند، از آنها بترس.
5:21
بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را بس است و او بهترین پشتیبان است.
5:28
پس به لطف و فضل خدا برگشتند و هیچ آسیبی به آنها نرسید
5:36
آنها از رضای خدا پیروی کردند و خداوند دارای فضل بزرگ است
5:42
امام قرطبی فرمودند
5:45
خداوند متعال به آنها فرمود که ممکن است با این روزه ثواب بزرگی برای آنها حاصل شود
5:51
قافله زمان قفل است
5:54
یعنی ثواب مجاهد بازگشت او به خانواده اش پس از هجوم است
5:59
مانند ثواب شرکت در جهاد
6:02
زیرا در تعطیلی آن آرامش روح است
6:06
و در آمادگی برای نیروی بازگشت
6:09
و از خانواده خود با بازگشت به آنها محافظت کند
6:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
6:17
حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
6:23
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
6:30
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
6:37
و شما بقیه کار را انجام دهید
6:43
لب