المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (124) | غزوة حمراء الأسد

◉ 0 بازدید ⏱ 6:50 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23 خدا حفظش کنه
0:25 حمله شیر سرخ
0:31 ابن اسحاق گفت
0:34 وقتی فردا یکشنبه بود
0:37 شانزده شب شوال
0:40 مؤذن رسول خدا صلی الله علیه و آله اذان داد
0:44 در افراد به درخواست دشمن
0:47 و جز حاضران با ما بیرون نروند
0:51 با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون نمی رفت
0:55 به جز کسی که شاهد آن بوده است
0:58 جز جابر رضی الله عنه
1:01 پدرش جانشین او خواهرانش شد
1:04 پدرش در روز احد - رضی الله عنه - به شهادت رسید
1:09 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه خواست
1:12 در خروجی به قرمز شیر
1:15 پس به او اجازه داد
1:17 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
1:20 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت
1:24 نه من شاهد ماه کامل بودم و نه هیچ کس دیگری
1:27 پدرم من را ممنوع کرد
1:29 هنگامی که عبدالله در احد کشته شد
1:32 یعنی پدرش عبدالله بن عمر بن حرم
1:36 من از رسول خدا صلی الله علیه و آله عقب نماندم
1:40 در یک حمله هرگز
1:45 دلیل این تهاجم
1:49 رسول خدا صلی الله علیه و آله به خبر رسید
1:52 ابوسفیان می خواست به مدینه بازگردد
1:56 تا مسلمانان باقیمانده را از بین ببرند
1:59 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
2:02 یارانش به تعقیب کفار پرداختند
2:05 امام نسائی در السنن الکبری روایت کرده است
2:09 با زنجیره انتقال معتبر
2:11 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
2:14 هنگامی که مشرکان از احد روی برگرداندند
2:17 و به معنویات رسیدند
2:19 گفتند: نه، تو محمد را کشتی
2:22 نه کعب به تو رسید
2:25 کاری که کردی بدبختیه
2:27 برگرد
2:29 این به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید
2:33 پس مردم عزادار شدند
2:35 پس داوطلب شدند تا به سرخ اسد رسیدند
2:41 ورود رسول الله صلی الله علیه وسلم
2:45 به شیر سرخ
2:49 رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست
2:52 او صورت زخمی دارد
2:54 روی پیشانی و چهار سرش جای زخم است
2:58 و همراه او همراهانش بودند که شاهد جنگ احد بودند
3:02 آنها با زخم سنگینی می کنند
3:05 تا به سرخی شیر رسیدند
3:08 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
3:11 از عایشه رضی الله عنها در کلام خدای تعالی می فرماید:
3:16 کسانی که خدا و رسول را اجابت کردند
3:20 بعد از اینکه زخم زدند
3:24 برای کسانی که کار نیک انجام می دهند و از خدا می ترسند، پاداش بزرگی است
3:30 او به عروه گفت
3:32 پسر خواهرم، پدر و مادرت هم جزو آنها بودند
3:35 الزبیر و ابوبکر
3:38 زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مصیبت شد
3:42 احد چه شد؟
3:44 مشرکان رفتند
3:46 می ترسید آنها برگردند
3:48 گفت: چه کسی از آنها پیروی می کند؟
3:51 هفتاد نفر از آنها تفویض شدند
3:54 گفت که ابوبکر و الزبیر از جمله آنان بودند
3:58 الشامی در راه های هدایت و هدایت گفت
4:02 بین سخنان عایشه رضی الله عنها و آنچه اصحاب جنگ ذکر کرده اند منافاتی وجود ندارد.
4:08 زیرا ممکن است هفتاد بر دیگران مقدم داشته باشند
4:12 سپس بقیه دنبال شدند
4:15 رسول خدا صلی الله علیه و آله به حمراالاسد رفت
4:20 تا اینکه در آنجا اردو زد و سه شب در آنجا ماند
4:25 هنگامی که مشرکان از این موضوع مطلع شدند
4:28 ترسیدند و راهی مکه شدند
4:31 روز چهارشنبه رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه بازگشت
4:38 مسلمانان بیشتر اعتبار خود را بازیافته اند
4:42 پس از آن که با هجوم احد تقریباً متزلزل شد
4:46 آیات با رنگ قرمز نازل شد
4:51 در قرمز شیر
4:53 در این جنگ خداوند متعال حق تعالی خود را نازل کرد و فرمود:
4:59 کسانی که پس از ابتلا به زخم، خدا و رسول را اجابت کردند
5:07 برای کسانی که کار نیک انجام می دهند و از خدا می ترسند، پاداش بزرگی است
5:13 که مردم به او گفتند: مردم بر تو جمع شده اند، از آنها بترس.
5:21 بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را بس است و او بهترین پشتیبان است.
5:28 پس به لطف و فضل خدا برگشتند و هیچ آسیبی به آنها نرسید
5:36 آنها از رضای خدا پیروی کردند و خداوند دارای فضل بزرگ است
5:42 امام قرطبی فرمودند
5:45 خداوند متعال به آنها فرمود که ممکن است با این روزه ثواب بزرگی برای آنها حاصل شود
5:51 قافله زمان قفل است
5:54 یعنی ثواب مجاهد بازگشت او به خانواده اش پس از هجوم است
5:59 مانند ثواب شرکت در جهاد
6:02 زیرا در تعطیلی آن آرامش روح است
6:06 و در آمادگی برای نیروی بازگشت
6:09 و از خانواده خود با بازگشت به آنها محافظت کند
6:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
6:17 حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
6:23 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
6:30 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
6:37 و شما بقیه کار را انجام دهید
6:43 لب