از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 77 از 168
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (110) | هزيمة الكفار
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:25
کافران را شکست دهید
0:31
خداوند متعال رسولش را نازل کرد و پیروز کرد
0:34
درود خدا بر او و مؤمنان باد
0:37
در اسارت و کشتار شانه های مشرکان را به آنها داد
0:41
هفتاد تن از آنان را کشتند و هفتاد تن را اسیر کردند
0:45
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
0:48
عن البراء بن عازب رضی الله عنهم گفت
0:52
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش بودند
0:56
در روز بدر مورد حمله مشرکان قرار گرفتند
0:59
صد و چهل
1:01
هفتاد زندانی و هفتاد کشته
1:04
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
1:08
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت
1:12
در آن روز هفتاد نفر را کشتند و هفتاد نفر را اسیر کردند
1:16
حافظ در الفتح گفته است
1:19
این درست در مورد تعداد کشته شدگان است
1:22
او از جمله مشرکانی بود که کشته شدند
1:25
از کسانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آنها را نام برده است
1:29
ابوجهل پدر الحکم عمر بن هشام
1:33
عتبه و شیبه بنی ربیعه
1:36
الولید بن عتبه و امیه بن خلف
1:40
و دیگر اساتید کفر
1:45
پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاده است
1:49
برای کشتن کفار
1:52
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
1:55
با کشتن کفار
1:57
پس به قلب بدر کشیده شدند
2:00
پس در آن پرتاب شدند
2:02
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
2:05
عن انس رضی الله عنه
2:07
از ابوطلحه رضی الله عنه
2:10
که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:13
در روز بدر دستور داد بیست و چهار
2:16
مردی از قبایل قریش
2:19
آنها را به یکی از دره های بدر انداختند
2:22
مخرب، بدخواه
2:24
الطاوی همان چاهی است که چین خورده و با سنگ ساخته شده است
2:28
پایدار است و فرو نمی ریزد
2:30
و هنگامی که بر قومی ظاهر شد
2:32
سه شب در ارساح ماند
2:35
وقتی روز سوم ماه کامل بود
2:38
دستور داد که کوه او را زین کنند
2:42
سپس راه افتاد و یارانش به دنبال او رفتند
2:45
گفتند: خروج او را جز برای حاجتی نمی بینیم
2:49
تا اینکه روی لبه صخره ایستاد
2:52
یعنی انتهای چاه
2:54
پس شروع کرد به نام آنها و نام پدرانشان
2:58
ای فلانی پسر فلانی
3:00
ای فلانی پسر فلانی
3:03
یعنی راز تو در این است که خدا و رسولش را اطاعت کردی
3:07
زیرا آنچه را که پروردگارمان به ما وعده داده بود، حقیقت یافتیم
3:11
آیا آنچه را که پروردگارت وعده داده حق یافتی؟
3:15
عمر رضی الله عنه گفت
3:17
ای رسول خدا
3:19
او از بدن های بدون روح صحبت نمی کرد
3:23
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:26
سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست
3:29
شما در شنیدن آنچه من می گویم بهتر از آنها نیستید
3:33
قتاده گفت
3:35
خدا بهشون عمر بده تا من بشنوم چی میگن
3:38
توبیخ و تحقیر
3:40
و کینه و دل شکستگی و پشیمانی
3:43
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
3:46
عن انس بن مالک رضی الله عنه
3:49
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:52
در بدر سه کشته بر جای گذاشت
3:55
سپس نزد آنها آمد
3:57
پس برخاست و آنها را صدا زد و گفت:
4:00
ای ابوجهل بن هشام
4:03
ای اموی بن خلف
4:05
ای عثبه بن ربیعه
4:07
ای شیبه بن ربیعه
4:09
آیا آنچه را که پروردگارت وعده داده حق نیافتی؟
4:13
زیرا آنچه را که پروردگارم به من وعده داده بود حق یافتم
4:17
پس عمر رضی الله عنه آن را شنید
4:20
قول پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
4:23
گفت یا رسول الله
4:25
چگونه می شنوند؟
4:27
وقتی مردند چطور می توانند جواب بدهند؟
4:30
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:34
سوگند به کسی که جان من در دست اوست
4:36
شما در شنیدن آنچه من می گویم بهتر از آنها نیستید
4:39
اما آنها نمی توانند پاسخ دهند
4:43
تعداد شهدای مسلمان
4:47
به دست اصحاب بزرگوار رضی الله عنه به شهادت رسیدم
4:52
در جنگ بزرگ بادرون
4:54
چهارده مرد
4:56
شش مهاجر
4:59
و شش خزرج
5:01
و دو اوس
5:03
بشارت دادن به مردم شهر
5:07
رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد
5:11
مولای او زید بن حارثه رضی الله عنه
5:15
و عبدالله بن رواحه
5:17
با پوست برای مردم شهر
5:19
حکیم در المستدرک روایت کرده است
5:22
بیهقی در ادله نبوت
5:25
با زنجیره انتقال خوب از دیگران
5:27
از عبدالله بن ابی بکر بن حزم
5:30
و صالح بن ابی امامه بن سهل بن حنیف
5:33
او گفت
5:34
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله بدر را تمام کرد
5:39
دو بشارت به مردم مدینه فرستاد
5:42
زید بن حارثه نزد اهل صفیله فرستاده شد
5:46
عبدالله بن رواحه رضی الله عنه به سوی اهل علیه مبعوث شد
5:51
آنها را به فتح خداوند بر پیامبرش بشارت می دهند
5:56
زید بن حارثه، پسرش اسامه، موافقت کرد
6:00
هنگامی که با رقیه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله ازدواج کرد.
6:05
بنابراین به او گفته شد
6:07
وقتی اومد پدرت بود
6:09
اسامه گفت
6:11
پس آمدم در حالی که او ایستاده بود و به مردم می گفت
6:15
عتبه بن ربیعه کشته شد
6:18
شیبه بن ربیعه
6:20
و ابوجهل بن هشام
6:22
و پیامبر و هشدار دهنده او
6:24
و امیه بن خلف
6:26
گفتم: ای پدر تو سزاوارتر
6:29
گفت: آری، به خدا، پسرم
6:34
بازگشت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:38
به شهر با آسارا
6:41
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رهسپار شد
6:45
و یاران ارجمندش به مدینه النبی
6:48
حمایت از منصور
6:50
خوشحالم که نصرت خدا را برای او می بینم
6:53
و اسیران و غنایم همراه او بودند
6:56
وارد شهر شد و هر دشمن او در شهر و اطراف آن از او ترسید
7:02
بسیاری از مردم مدینه به اسلام گرویدند
7:06
سپس عبدالله بن ابین منافق وارد شد
7:09
و اصحاب او در اسلام ظاهر هستند
7:12
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بغض کرد
7:15
وضعیت بدر و الاساره در شوال
7:19
موسی بن عقبه گفت
7:21
خداوند با جنگ بدر گردن مشرکان و منافقان را خوار کرد
7:26
هیچ منافق و یهودی در شهر باقی نمانده بود
7:30
مگر اینکه گردنش رام کرده باشد
7:33
جنگ بدر
7:34
آن روز ملاک بود
7:37
روزی که خداوند بین شرک و ایمان فرق گذاشت
7:41
نزول سوره انفال
7:46
ابن اسحاق گفت
7:48
وقتی فرمان بدر تمام شد
7:50
خداوند متعال تمام انفال را در آن از قرآن نازل کرده است
7:56
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
7:59
از سعید بن جبیر میگوید:
8:02
به ابن عباس گفتم خدا از هر دو راضی باشد
8:05
سوره انفال
8:07
او گفت
8:08
در بدر ماندم
8:10
و به عبارت دیگر در صحیح مسلم
8:13
سعید بن جبیر گفت
8:15
به ابن عباس گفتم خدا از هر دو راضی باشد
8:18
سوره انفال
8:20
او گفت
8:22
آن سوره بدر است
8:24
امام سهیلی فرمودند
8:26
بینی ها غنیمت هستند
8:29
خلاصه ای از سیره پیامبر
8:33
اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
8:39
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
8:46
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
8:53
و حرکت شما با بقیه لب است