المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (186) | عدد جيش المسلمين في غزوة تبوك

◉ 745 بازدید ⏱ 12:03 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23 خدا حفظش کنه
0:28 تعداد لشکر مسلمانان
0:30 برای رسول خدا صلی الله علیه و آله ملاقات کرد
0:36 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
0:40 قال عن کعب بن مالک رضی الله عنه
0:44 مسلمانان نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بسیارند
0:49 کتاب حافظ آنها را با هم جمع نمی کند
0:52 و به عبارت دیگر در صحیح مسلم
0:55 کعب رضی الله عنه گفت
0:58 رسول خدا صلی الله علیه و آله هجوم آورد
1:01 با افراد زیادی
1:03 بیش از ده هزار
1:06 مجموعه حافظ آنها را با هم جمع نمی کند
1:09 حافظ در الفتح گفته است
1:11 و حکیم در الاکلیل از مأثیر رضی الله عنه روایت می کند که فرمود:
1:16 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای جنگ تبوک بیرون رفتیم.
1:22 ما بالای سی هزار نفر هستیم
1:25 ابن اسحاق این کیت را تأیید کرد
1:28 الواقدی آن را با زنجیره انتقال متصل دیگری ذکر کرد
1:32 جانشینی محمد بن مسلمه رضی الله عنه
1:39 ابن سعد در طبقات خود گفته است
1:43 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم محمد بن مسلمه رضی الله عنه را به عنوان جانشین مدینه منصوب کرد.
1:50 او از نظر ما ثابت‌تر از کسانی است که می‌گویند او دیگران را به عنوان جانشین منصوب کرده است
1:57 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جانشین علی رضی الله عنه در سرپرستی خاندان او شد.
2:05 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جانشین علی بن ابی طالب رضی الله عنه در امور خاندانش شد.
2:13 علی بن ابی طالب رضی الله عنه شاهد جنگ تبوک نبود
2:18 آن دو شیخ در صحیحین خود از سعد بن ابی وقاصیر رضی الله عنه روایت کرده اند که فرمود:
2:25 رسول خدا صلی الله علیه و آله در جنگ تبوک جانشین علی بن ابی طالب رضی الله عنه شد.
2:33 گفت: ای رسول خدا مرا در زنان و کودکان رها کن
2:39 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:43 آیا راضی نیستی که برای من همانی باشی که هارون برای موسی بود؟
2:48 اما بعد از من پیامبری نیست
2:51 و به عبارت دیگر در مسند امام احمد با سند صحیح
2:56 عن سعد رضی الله عنه گفت
3:00 علی با پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون رفت
3:04 تا اینکه دسته خداحافظی فرا رسید
3:07 علی رضی الله عنه گریه می کرد و می گفت
3:11 تو مرا با خاوالف رها می کنی
3:14 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:18 آیا راضی نیستی که برای من همانی باشی که هارون برای موسی بود؟
3:23 جز نبوت
3:25 امام نووی فرمودند
3:27 این حدیث حاوی دلیلی بر فضیلت علی رضی الله عنه است
3:32 آن را افشا نکنید زیرا بهتر از دیگران یا مشابه آن است
3:36 هنوز هیچ نشانه ای از جانشینی او وجود ندارد
3:40 زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
3:43 این را فقط به علی رضی الله عنه گفت
3:46 هنگامی که در جنگ تبوک او را به جانشینی خود در مدینه منصوب کرد
3:50 مؤید این امر مظنون بودن هارون علیه السلام است
3:56 بعد از موسی علیه السلام خلیفه ای نبود
3:59 بلکه در زمان حیات موسی علیه السلام از دنیا رفت
4:03 حدود چهل سال قبل از وفات موسی علیه السلام
4:07 چنانکه در میان اهل خبر و داستان مشهور است
4:11 خروج رسول الله صلی الله علیه وسلم
4:17 و از سرزمین ثمود گذشت
4:21 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
4:26 از مدینه پیامبر با لشکر عظیمش تا تبوک
4:30 در راه از ثمود گذشتند
4:34 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله شتر خود را اصرار کرد
4:38 او در نزدیکی سرزمین ثمود ساکن شد
4:42 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
4:45 از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم گفت
4:49 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله از کنار آن سنگ گذشت
4:54 فرمود: به خانه كساني كه به خود ستم كردند وارد نشويد.
4:58 باشد که آنچه به آنها می رسد به شما برسد
5:01 مگر اینکه گریه کنی
5:04 سپس سرش را پایین انداخت و به سرعت راه افتاد
5:07 تا اینکه از دره گذشت
5:10 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها دستور داد
5:13 که از چاه آن ننوشند و آب نکشند
5:17 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:20 عبدالله بن عمر رضی الله عنه گفت
5:24 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
5:27 هنگامی که سنگ در جنگ تبوک فرود آمد
5:30 دستور داد از چاه آب ننوشند
5:33 و از آن چیزی نمی گیرند
5:35 گفتند: خسته شدیم و آب کشیدیم.
5:39 پس دستور داد آن خمیر را بیرون بریزند
5:42 و آن آب را می ریزند
5:45 و به عبارت دیگر در دو صحیح
5:48 ابن عمر رضی الله عنه گفت
5:51 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها امر کرد
5:54 آنچه کشیده اند دور بریزند
5:57 با خمیر به شترها می خورند
6:00 امام ابن قیم گفت: از جمله آن.
6:03 آن آب چاه های ثمود است
6:06 آشامیدن و پختن با آن جایز نیست
6:09 و خمیر به وسیله آن پاک نمی شود
6:12 آب دادن به دام جایز است
6:15 از چاه شتر نبود
6:18 این یک اطلاعات باقی مانده بود
6:21 تا زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:24 سپس مردم همچنان در مورد آن می دانستند
6:27 قرن به قرن تا به امروز
6:30 او نمی خواهد سوار چاه دیگری شود
6:33 تا شده و محکم ساخته شده است
6:36 مناطق وسیع
6:39 آثار رهایی بر او مشهود است
6:42 به چیز دیگری مشکوک نباش
6:48 رسول خدا صلی الله علیه و آله تمام شد
6:51 در راه تبوک
6:54 نیاز مردم به آب افزایش یافته است
6:57 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله صدای خود را بلند کرد
7:00 دستانش به آسمان
7:03 پس خداوند متعال بر آنها آب نازل کرد
7:07 ابن حبان در صحیح خود آن را روایت کرده است
7:10 الحکیم در مستدرک خود با سند معتبر
7:13 از ابن عباس رضی الله عنهم
7:16 به عمر بن خطاب رضی الله عنه گفته شد
7:19 از سختی ها بگویید
7:22 گفت خدا از او راضی باشد
7:25 با گرمای شدید عازم تبوک شدیم
7:28 پس به خانه ای رفتیم که در آنجا تشنه شدیم
7:31 ما حتی فکر می کردیم که گردن ما
7:34 حتی مرد هم قطع خواهد شد
7:37 رفتن دنبال آب
7:40 تا زمانی که فکر نکنیم گردن اوست برنمی گردد
7:44 مردی حتی شتر خود را ذبح می کند
7:47 سرگینش را فشار می دهد و می نوشد
7:50 و آنچه را که بر جگرش می ماند می گذارد
7:53 ابوبکر رضی الله عنه گفت
7:56 ای رسول خدا، خداوند به تو وعده داده است
7:59 در دعا خیر است پس برای ما دعا کنید
8:02 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:05 آیا شما آن را دوست دارید؟ گفت بله
8:08 گفت و دستانش را بالا برد
8:12 حتی آنها را برنگرداند
8:15 ابری ماند و ریخت
8:18 پس آنچه داشتند با خود پر کردند
8:21 بعد رفتیم دنبال
8:24 ما آن را فراتر از ارتش ندیدیم
8:27 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
8:30 از ابوهریره رضی الله عنه
8:33 یا از ابوسعید خدری رضی الله عنه
8:36 گفت وقتی جنگ تبوک بود
8:40 گفتند یا رسول الله
8:43 اگر اجازه بدهید، آب آشامیدنی خود را قربانی می کنیم
8:46 پس خوردیم و خود را مسح کردیم
8:49 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:52 انجامش بده
8:54 سپس عمر رضی الله عنه آمد و گفت
8:57 ای رسول خدا
8:59 اگر کردی بگو ظهر
9:02 اما من آنها را به لطف تدارکاتشان دعوت می کنم
9:05 سپس از خدا می خواهم که آنها را رحمت کند
9:08 شاید خداوند چنین کند
9:11 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
9:14 بله
9:16 پس صدا زد و آن را پخش کرد
9:19 سپس برای کمک آنها دعا کرد
9:22 پس مرد را وادار کرد مشتی ذرت بیاورد
9:25 دیگری با یک خرما می آید
9:28 دیگری با کسری می آید
9:30 تا اینکه در کنار آن ملاقات کردند
9:33 چیز آسان
9:35 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
9:38 درود بر او باد
9:40 سپس گفت
9:42 در کاسه های خود ببرید
9:44 پس آن را در ظروف خود بردند
9:46 حتی آنچه را که در ارتش به جا گذاشتند
9:49 ظرفی مگر اینکه آن را پر کنند
9:51 پس خوردند تا سیر شدند
9:53 و من لطف او را ترجیح دادم
9:55 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
9:58 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست
10:01 و من رسول خدا هستم
10:03 هیچ بنده خدایی بدون شک با آنها ملاقات نمی کند
10:06 او را از بهشت مسدود می کنند
10:08 حافظ بن کثیر گفت
10:11 از اینجا فضیلت یاران محمد صلی الله علیه و آله و سلم روشن می شود.
10:17 و از آنها راضی بود
10:19 بر همه اصحاب پیامبران
10:21 در صبر و استواری و عدم لجاجت آنها
10:25 در سفرها و فتوحات نیز با او بودند
10:29 از جمله سال تبوک
10:31 این شامل گرمای شدید، گرمای شدید و تلاش است
10:35 آنها معمولاً درخواست نقض نمی کردند
10:37 نه پیدا کردن سفارش
10:39 گرچه آن برای رسول خدا صلی الله علیه و آله آسان بود
10:44 اما وقتی گرسنگی آنها را خسته کرد
10:47 از او خواستند غذایشان را زیاد کند
10:50 پس آنچه داشتند جمع کردند
10:52 سپس سرنوشت مبارک شاه فرا رسید
10:55 پس در مورد او به درگاه خدا دعا کرد
10:57 دستور داد هر ظرفی را از آنها پر کنند
11:00 و چرا به آب نیاز داشتند؟
11:03 خداوند متعال خواست
11:05 سپس ابری آمد و بر آنها بارید
11:08 پس شتران را نوشیدند و سیراب کردند
11:11 و آبخوری هایشان را پر کردند
11:13 بعد نگاه کردند و دیدند که از سربازان رد نشده است
11:17 این کامل ترین در ادامه است
11:20 راه رفتن با تقدیر خدا
11:22 با پیگیری رسول خدا صلی الله علیه و آله
11:26 خلاصه
11:29 در سیره پیامبر
12:01 عضو کانال شوید