از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 131 از 147
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (186) | عدد جيش المسلمين في غزوة تبوك
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23
خدا حفظش کنه
0:28
تعداد لشکر مسلمانان
0:30
برای رسول خدا صلی الله علیه و آله ملاقات کرد
0:36
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
0:40
قال عن کعب بن مالک رضی الله عنه
0:44
مسلمانان نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بسیارند
0:49
کتاب حافظ آنها را با هم جمع نمی کند
0:52
و به عبارت دیگر در صحیح مسلم
0:55
کعب رضی الله عنه گفت
0:58
رسول خدا صلی الله علیه و آله هجوم آورد
1:01
با افراد زیادی
1:03
بیش از ده هزار
1:06
مجموعه حافظ آنها را با هم جمع نمی کند
1:09
حافظ در الفتح گفته است
1:11
و حکیم در الاکلیل از مأثیر رضی الله عنه روایت می کند که فرمود:
1:16
با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای جنگ تبوک بیرون رفتیم.
1:22
ما بالای سی هزار نفر هستیم
1:25
ابن اسحاق این کیت را تأیید کرد
1:28
الواقدی آن را با زنجیره انتقال متصل دیگری ذکر کرد
1:32
جانشینی محمد بن مسلمه رضی الله عنه
1:39
ابن سعد در طبقات خود گفته است
1:43
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم محمد بن مسلمه رضی الله عنه را به عنوان جانشین مدینه منصوب کرد.
1:50
او از نظر ما ثابتتر از کسانی است که میگویند او دیگران را به عنوان جانشین منصوب کرده است
1:57
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جانشین علی رضی الله عنه در سرپرستی خاندان او شد.
2:05
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جانشین علی بن ابی طالب رضی الله عنه در امور خاندانش شد.
2:13
علی بن ابی طالب رضی الله عنه شاهد جنگ تبوک نبود
2:18
آن دو شیخ در صحیحین خود از سعد بن ابی وقاصیر رضی الله عنه روایت کرده اند که فرمود:
2:25
رسول خدا صلی الله علیه و آله در جنگ تبوک جانشین علی بن ابی طالب رضی الله عنه شد.
2:33
گفت: ای رسول خدا مرا در زنان و کودکان رها کن
2:39
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:43
آیا راضی نیستی که برای من همانی باشی که هارون برای موسی بود؟
2:48
اما بعد از من پیامبری نیست
2:51
و به عبارت دیگر در مسند امام احمد با سند صحیح
2:56
عن سعد رضی الله عنه گفت
3:00
علی با پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون رفت
3:04
تا اینکه دسته خداحافظی فرا رسید
3:07
علی رضی الله عنه گریه می کرد و می گفت
3:11
تو مرا با خاوالف رها می کنی
3:14
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:18
آیا راضی نیستی که برای من همانی باشی که هارون برای موسی بود؟
3:23
جز نبوت
3:25
امام نووی فرمودند
3:27
این حدیث حاوی دلیلی بر فضیلت علی رضی الله عنه است
3:32
آن را افشا نکنید زیرا بهتر از دیگران یا مشابه آن است
3:36
هنوز هیچ نشانه ای از جانشینی او وجود ندارد
3:40
زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
3:43
این را فقط به علی رضی الله عنه گفت
3:46
هنگامی که در جنگ تبوک او را به جانشینی خود در مدینه منصوب کرد
3:50
مؤید این امر مظنون بودن هارون علیه السلام است
3:56
بعد از موسی علیه السلام خلیفه ای نبود
3:59
بلکه در زمان حیات موسی علیه السلام از دنیا رفت
4:03
حدود چهل سال قبل از وفات موسی علیه السلام
4:07
چنانکه در میان اهل خبر و داستان مشهور است
4:11
خروج رسول الله صلی الله علیه وسلم
4:17
و از سرزمین ثمود گذشت
4:21
رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
4:26
از مدینه پیامبر با لشکر عظیمش تا تبوک
4:30
در راه از ثمود گذشتند
4:34
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله شتر خود را اصرار کرد
4:38
او در نزدیکی سرزمین ثمود ساکن شد
4:42
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
4:45
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم گفت
4:49
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله از کنار آن سنگ گذشت
4:54
فرمود: به خانه كساني كه به خود ستم كردند وارد نشويد.
4:58
باشد که آنچه به آنها می رسد به شما برسد
5:01
مگر اینکه گریه کنی
5:04
سپس سرش را پایین انداخت و به سرعت راه افتاد
5:07
تا اینکه از دره گذشت
5:10
رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها دستور داد
5:13
که از چاه آن ننوشند و آب نکشند
5:17
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:20
عبدالله بن عمر رضی الله عنه گفت
5:24
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
5:27
هنگامی که سنگ در جنگ تبوک فرود آمد
5:30
دستور داد از چاه آب ننوشند
5:33
و از آن چیزی نمی گیرند
5:35
گفتند: خسته شدیم و آب کشیدیم.
5:39
پس دستور داد آن خمیر را بیرون بریزند
5:42
و آن آب را می ریزند
5:45
و به عبارت دیگر در دو صحیح
5:48
ابن عمر رضی الله عنه گفت
5:51
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها امر کرد
5:54
آنچه کشیده اند دور بریزند
5:57
با خمیر به شترها می خورند
6:00
امام ابن قیم گفت: از جمله آن.
6:03
آن آب چاه های ثمود است
6:06
آشامیدن و پختن با آن جایز نیست
6:09
و خمیر به وسیله آن پاک نمی شود
6:12
آب دادن به دام جایز است
6:15
از چاه شتر نبود
6:18
این یک اطلاعات باقی مانده بود
6:21
تا زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:24
سپس مردم همچنان در مورد آن می دانستند
6:27
قرن به قرن تا به امروز
6:30
او نمی خواهد سوار چاه دیگری شود
6:33
تا شده و محکم ساخته شده است
6:36
مناطق وسیع
6:39
آثار رهایی بر او مشهود است
6:42
به چیز دیگری مشکوک نباش
6:48
رسول خدا صلی الله علیه و آله تمام شد
6:51
در راه تبوک
6:54
نیاز مردم به آب افزایش یافته است
6:57
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله صدای خود را بلند کرد
7:00
دستانش به آسمان
7:03
پس خداوند متعال بر آنها آب نازل کرد
7:07
ابن حبان در صحیح خود آن را روایت کرده است
7:10
الحکیم در مستدرک خود با سند معتبر
7:13
از ابن عباس رضی الله عنهم
7:16
به عمر بن خطاب رضی الله عنه گفته شد
7:19
از سختی ها بگویید
7:22
گفت خدا از او راضی باشد
7:25
با گرمای شدید عازم تبوک شدیم
7:28
پس به خانه ای رفتیم که در آنجا تشنه شدیم
7:31
ما حتی فکر می کردیم که گردن ما
7:34
حتی مرد هم قطع خواهد شد
7:37
رفتن دنبال آب
7:40
تا زمانی که فکر نکنیم گردن اوست برنمی گردد
7:44
مردی حتی شتر خود را ذبح می کند
7:47
سرگینش را فشار می دهد و می نوشد
7:50
و آنچه را که بر جگرش می ماند می گذارد
7:53
ابوبکر رضی الله عنه گفت
7:56
ای رسول خدا، خداوند به تو وعده داده است
7:59
در دعا خیر است پس برای ما دعا کنید
8:02
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:05
آیا شما آن را دوست دارید؟ گفت بله
8:08
گفت و دستانش را بالا برد
8:12
حتی آنها را برنگرداند
8:15
ابری ماند و ریخت
8:18
پس آنچه داشتند با خود پر کردند
8:21
بعد رفتیم دنبال
8:24
ما آن را فراتر از ارتش ندیدیم
8:27
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
8:30
از ابوهریره رضی الله عنه
8:33
یا از ابوسعید خدری رضی الله عنه
8:36
گفت وقتی جنگ تبوک بود
8:40
گفتند یا رسول الله
8:43
اگر اجازه بدهید، آب آشامیدنی خود را قربانی می کنیم
8:46
پس خوردیم و خود را مسح کردیم
8:49
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:52
انجامش بده
8:54
سپس عمر رضی الله عنه آمد و گفت
8:57
ای رسول خدا
8:59
اگر کردی بگو ظهر
9:02
اما من آنها را به لطف تدارکاتشان دعوت می کنم
9:05
سپس از خدا می خواهم که آنها را رحمت کند
9:08
شاید خداوند چنین کند
9:11
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
9:14
بله
9:16
پس صدا زد و آن را پخش کرد
9:19
سپس برای کمک آنها دعا کرد
9:22
پس مرد را وادار کرد مشتی ذرت بیاورد
9:25
دیگری با یک خرما می آید
9:28
دیگری با کسری می آید
9:30
تا اینکه در کنار آن ملاقات کردند
9:33
چیز آسان
9:35
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
9:38
درود بر او باد
9:40
سپس گفت
9:42
در کاسه های خود ببرید
9:44
پس آن را در ظروف خود بردند
9:46
حتی آنچه را که در ارتش به جا گذاشتند
9:49
ظرفی مگر اینکه آن را پر کنند
9:51
پس خوردند تا سیر شدند
9:53
و من لطف او را ترجیح دادم
9:55
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
9:58
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست
10:01
و من رسول خدا هستم
10:03
هیچ بنده خدایی بدون شک با آنها ملاقات نمی کند
10:06
او را از بهشت مسدود می کنند
10:08
حافظ بن کثیر گفت
10:11
از اینجا فضیلت یاران محمد صلی الله علیه و آله و سلم روشن می شود.
10:17
و از آنها راضی بود
10:19
بر همه اصحاب پیامبران
10:21
در صبر و استواری و عدم لجاجت آنها
10:25
در سفرها و فتوحات نیز با او بودند
10:29
از جمله سال تبوک
10:31
این شامل گرمای شدید، گرمای شدید و تلاش است
10:35
آنها معمولاً درخواست نقض نمی کردند
10:37
نه پیدا کردن سفارش
10:39
گرچه آن برای رسول خدا صلی الله علیه و آله آسان بود
10:44
اما وقتی گرسنگی آنها را خسته کرد
10:47
از او خواستند غذایشان را زیاد کند
10:50
پس آنچه داشتند جمع کردند
10:52
سپس سرنوشت مبارک شاه فرا رسید
10:55
پس در مورد او به درگاه خدا دعا کرد
10:57
دستور داد هر ظرفی را از آنها پر کنند
11:00
و چرا به آب نیاز داشتند؟
11:03
خداوند متعال خواست
11:05
سپس ابری آمد و بر آنها بارید
11:08
پس شتران را نوشیدند و سیراب کردند
11:11
و آبخوری هایشان را پر کردند
11:13
بعد نگاه کردند و دیدند که از سربازان رد نشده است
11:17
این کامل ترین در ادامه است
11:20
راه رفتن با تقدیر خدا
11:22
با پیگیری رسول خدا صلی الله علیه و آله
11:26
خلاصه
11:29
در سیره پیامبر
12:01
عضو کانال شوید