از مجموعهٔ المختصر في السيرة النبوية (اكتملت السلسلة)
· درس 133 از 133
المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (202) | إمامة أبي بكر الصديق رضي الله عنه الناس
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
محمد رسول خداست
0:13
خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22
خدا حفظش کنه
0:24
از فضیلت ابوبکر و الانصار و اسامه یاد کرد
0:34
رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطبه خود از فضیلت ابوبکر صدیق رضی الله عنه و اسامه بن زید و پدرش رضی الله عنه یاد کرده است.
0:46
و فضیلت انصار رضی الله عنهم
0:49
آن دو شیخ در صحیحین خود از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت کرده اند که فرمود:
0:56
رسول خدا صلی الله علیه و آله بر منبر نشست
1:01
او گفت: خداوند به بنده ای اختیار داد که از گل های دنیا هر چه می خواهد به او بدهد و آنچه که دارد، پس او آنچه را که دارد انتخاب کرد.
1:12
ابوبکر رضی الله عنه گریه کرد
1:15
گفت ما پدران و مادران خود را فدای تو می کنیم و ما او را تحسین می کردیم
1:22
مردم گفتند: ببینید این شیخ به رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره بنده ای می گوید که خداوند به او نیکی کرده است.
1:31
میان گل این دنیا که به او داده می شود و آنچه دارد
1:35
او میگوید: «ما از طریق پدران و مادران خود به شما فدیه دادیم».
1:40
رسول خدا صلی الله علیه و آله حق انتخاب داشت
1:45
ابوبکر کسی بود که ما را از آن خبر داد
1:48
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کسی که به علی (ع) اعتماد کرد، ابوبکر بود.
1:58
اگر از امت خود دوستی می گرفتم، ابوبکر را می گرفتم
2:04
جز برای اسلام نمی ماند که در مسجد هلویی باشد جز هلو ابوبکر.
2:11
امام بخاری در صحیح خود از ابن عباس رضی الله عنه روایت کرده که فرمود:
2:18
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که بیمار بود بیرون رفت و در حالی که سرش را با پارچه ای بسته بود درگذشت.
2:26
پس بر منبر نشست و خدا را شکر کرد و او را حمد کرد
2:31
سپس فرمود: هیچ کس در میان مردم به اندازه ابوبکر بن ابی قحافه به علی نسبت به خود و مالش اعتماد ندارد.
2:40
اگر از میان مردم دوستی می گرفتم، ابوبکر را دوست می گرفتم
2:47
اما شخصیت اسلام بهتر است
2:50
او هر درختی را در این مسجد غیر از درخت ابوبکر از من گرفت
2:56
امام بخاری در صحیح خود از ابن عباس رضی الله عنه روایت کرده که فرمود:
3:03
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در هنگام بیماری بیرون رفت و در اثر آن درگذشت.
3:09
با پتو با بند دسما بسته شده بود
3:13
یعنی سرش را با پارچه سیاه بست تا روی منبر نشست
3:19
خدا را شکر کرد و او را ستایش کرد و سپس گفت: بعد.
3:24
مردم در حال افزایش و حامیان اندک هستند، تا زمانی که برای مردم مانند نمک برای غذا باشند
3:33
هر کس از شما به کاری گماشته شود که به عده ای زیان رسانده و عده ای سودمند باشد
3:39
نیکوکاران را بپذیرد و بدکاران را نادیده بگیرد
3:43
آخرین جلسه ای بود که پیامبر صلی الله علیه و آله در آن نشستند
3:49
امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است
3:53
بر مردی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
3:58
پیامبر صلی الله علیه و آله در آن روز به عنوان واعظ برخاست
4:03
خدا را شکر و حمد کرد
4:06
پس برای شهدایی که در روز احد کشته شدند طلب آمرزش کنید
4:10
سپس فرمود: ای امت مهاجرین، شما زیاد خواهید شد
4:15
و انصار زیاد نمی شوند
4:18
انصار تقصیر کسانی هستند که من به سوی آنها فرستاده شده ام
4:22
یعنی آستر من و خودم
4:25
به سخاوتمندان آنها احترام بگذارید و سوء استفاده کنندگان آنها را نادیده بگیرید
4:29
بدهی را خرج کرده اند و آنچه باقی مانده مال خودشان است
4:34
ابن اسحاق گفت
4:36
محمد بن جعفر بن الزبیر به من گفت
4:39
عروة بن الزبیر و علمای دیگر
4:43
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
4:46
مردم در فرستادن اسامه بن زید رضی الله عنه دیر کردند
4:50
او درد دارد
4:52
پس با سربند بیرون رفت تا بر منبر نشست
4:56
مردم درباره رهبری اسامه گفته بودند
5:00
او پسر جوانی را که سرپرستی مهاجرین و انصار را بر عهده داشت، فرماندهی کرد
5:05
خدا را شکر کرد و او را به خاطر آنچه سزاوارش بود ستایش کرد
5:10
سپس فرمود: ای مردم!
5:13
آنها فرستادن اسامه را انجام دادند
5:16
قسم به جانم، اگر در مورد رهبری او بگویید
5:19
قبلا از امارت پدرش گفتی
5:22
او شایسته امارت است
5:25
حتی اگر پدرش لیاقت او را داشته باشد
5:28
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:31
و امام احمد در مسندش
5:34
تلفظ برای احمد است
5:36
از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
5:39
رسول خدا صلی الله علیه و آله قیام کرد
5:42
در مردم گفت
5:44
اما شما اسامه را سرزنش می کنید
5:47
و رهبری او را به چالش می کشی
5:49
قبلا با پدرش این کار را کردی
5:52
حتی اگر لایق امارت باشد
5:56
و اگر اینطور بود، همه مردم را نسبت به خودم دوست داشتم
5:59
این پسرش بعد از اوست
6:02
برای دوست داشتن مردم برای من
6:04
پس با او خوب رفتار کن
6:06
انتخاب شماست
6:12
امامت ابوبکر صدیق رضی الله عنه
6:17
رسول خدا صلی الله علیه و آله را زیارت نکرد
6:21
مشتاق رهبری مردم در نماز
6:24
با اینهمه درد
6:27
تا اینکه درد او را فرا گرفت و نتوانست برود
6:31
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
6:35
ابوبکر صدیق مردم را به نماز اقامه کرد
6:40
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
6:43
عن عبید الله بن عبدالله بن عتبه
6:46
گفت: بر عایشه رضی الله عنها وارد شدم
6:50
گفتم: آیا از بیماری رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبر نمی دهید.
6:57
گفت: خدا از او راضی باشد
6:59
بله
7:00
پس بگو پیامبر صلی الله علیه و آله
7:04
گفت اصل مردم
7:07
گفتیم نه، منتظر شما هستند
7:10
گفت: برای من آب در چنگال بگذار.
7:14
او گفت ما این کار را کردیم
7:16
پس دوش گرفت و به سمت لینو رفت
7:19
یعنی با تلاش از جا بلند شدن
7:21
بیهوش شد
7:23
سپس افق ها
7:25
گفت اصل مردم
7:28
گفتیم: نه، ای رسول خدا منتظر تو هستند
7:33
گفت: برای من آب بریز.
7:37
گفت پس نشست و غسل کرد
7:40
سپس لنو رفت
7:42
بیهوش شد
7:44
سپس افق ها
7:46
گفت اصل مردم
7:49
گفتیم: نه، ای رسول خدا منتظر تو هستند
7:54
و او گفت
7:56
برای من آب بریز
7:58
پس نشست و غسل کرد
8:00
سپس لنو رفت
8:02
بیهوش شد
8:04
سپس افق ها
8:05
گفت اصل مردم
8:08
گفتیم نه، ای رسول خدا منتظر تو هستند.
8:12
مردم در مسجد نشسته اند
8:14
منتظر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند
8:17
برای نماز عصر آخرت
8:20
پس پیامبر صلی الله علیه و آله را فرستاد
8:23
به ابوبکرین رضی الله عنه
8:26
در مورد نماز خواندن او با مردم
8:28
پس رسول نزد او آمد
8:30
یعنی بلال رضی الله عنه
8:32
و او گفت
8:34
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:37
او به شما دستور می دهد که مردم را به نماز هدایت کنید
8:40
ابوبکرین رضی الله عنه گفت
8:43
او مرد مهربانی بود
8:47
ای عمر برای مردم دعا کن
8:49
عمر رضی الله عنه به او گفت
8:51
ابوبکر رضی الله عنه آن روزها نماز می خواند
8:56
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله در خود سبکی یافت
9:01
پس بین دو مرد که یکی از آنها عباس بود برای نماز ظهر بیرون رفت
9:07
شیخ در پاورقی گفت و دیگری علی بن ابی طالب رضی الله عنه است.
9:13
ابوبکر رضی الله عنه مردم را به نماز اقامه کرد
9:17
وقتی ابوبکر رضی الله عنه او را دید، رفت تا عقب بماند
9:23
پیامبر صلی الله علیه و آله به او اشاره کرد که درنگ نکند
9:28
گفت من را کنارش بنشینند
9:32
پس او را در کنار ابوبکر نشاندند
9:35
پس ابوبکر در حال ایستاده با دعای پیامبر صلی الله علیه و آله شروع به نماز کرد.
9:42
و مردم برای ابوبکر دعا کردند
9:45
پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بود
9:49
تعداد نمازهایی که ابوبکر رضی الله عنه خواند
9:58
امام بیهقی فرمودند که حدیث ام الفضل بنت الحارث بر آن دلالت دارد.
10:06
سپس حدیث عبید الله بن عبدالله بن عتبه
10:09
از عایشه و ابن عباس
10:12
سپس حدیث عبدالعزیز بن صهیب
10:15
از انس بن مالک
10:17
آن ابوبکر رضی الله عنه
10:19
در نماز آخرت در شب جمعه مردم را امامت کرد
10:24
سپس آنها را در پنج نماز روز جمعه اقامه کرد
10:28
سپس پنج نماز در روز سبت
10:31
سپس پنج نماز یکشنبه
10:34
سپس آنها را در نماز صبح روز دوشنبه اقامه کرد
10:37
پیامبر صلی الله علیه و آله از همان روز رحلت کرد
10:42
در این بین رفته بود بیرون که برای نماز ظهر در خود احساس سبکی کرد
10:49
یا شنبه یا یکشنبه
10:53
پس از آنكه ابوبكر رضي الله عنه نماز خود را با آنان آغاز كرد
10:57
نمازش را باز کرد و نمازشان را به نماز او پیوند زدند
11:02
او نشسته و آنها ایستاده اند
11:05
یک بار پشت سر ابوبکر رضی الله عنه نماز خواند
11:10
در روایت نعیم بن ابی هند و پیروان او آمده است
11:14
پس این مجموع دعایی است که ابوبکر رضی الله عنه با آنها خوانده است
11:18
در زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
11:21
با باز شدن قبل از خروجش
11:24
17 نماز
11:28
خلاصه ای از سیره پیامبر
11:32
اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
11:38
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
11:44
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
11:51
و حرکت شما با بقیه لب است