المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (202) | إمامة أبي بكر الصديق رضي الله عنه الناس

◉ 745 بازدید ⏱ 12:01 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:22 خدا حفظش کنه
0:24 از فضیلت ابوبکر و الانصار و اسامه یاد کرد
0:34 رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطبه خود از فضیلت ابوبکر صدیق رضی الله عنه و اسامه بن زید و پدرش رضی الله عنه یاد کرده است.
0:46 و فضیلت انصار رضی الله عنهم
0:49 آن دو شیخ در صحیحین خود از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت کرده اند که فرمود:
0:56 رسول خدا صلی الله علیه و آله بر منبر نشست
1:01 او گفت: خداوند به بنده ای اختیار داد که از گل های دنیا هر چه می خواهد به او بدهد و آنچه که دارد، پس او آنچه را که دارد انتخاب کرد.
1:12 ابوبکر رضی الله عنه گریه کرد
1:15 گفت ما پدران و مادران خود را فدای تو می کنیم و ما او را تحسین می کردیم
1:22 مردم گفتند: ببینید این شیخ به رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره بنده ای می گوید که خداوند به او نیکی کرده است.
1:31 میان گل این دنیا که به او داده می شود و آنچه دارد
1:35 او می‌گوید: «ما از طریق پدران و مادران خود به شما فدیه دادیم».
1:40 رسول خدا صلی الله علیه و آله حق انتخاب داشت
1:45 ابوبکر کسی بود که ما را از آن خبر داد
1:48 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کسی که به علی (ع) اعتماد کرد، ابوبکر بود.
1:58 اگر از امت خود دوستی می گرفتم، ابوبکر را می گرفتم
2:04 جز برای اسلام نمی ماند که در مسجد هلویی باشد جز هلو ابوبکر.
2:11 امام بخاری در صحیح خود از ابن عباس رضی الله عنه روایت کرده که فرمود:
2:18 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که بیمار بود بیرون رفت و در حالی که سرش را با پارچه ای بسته بود درگذشت.
2:26 پس بر منبر نشست و خدا را شکر کرد و او را حمد کرد
2:31 سپس فرمود: هیچ کس در میان مردم به اندازه ابوبکر بن ابی قحافه به علی نسبت به خود و مالش اعتماد ندارد.
2:40 اگر از میان مردم دوستی می گرفتم، ابوبکر را دوست می گرفتم
2:47 اما شخصیت اسلام بهتر است
2:50 او هر درختی را در این مسجد غیر از درخت ابوبکر از من گرفت
2:56 امام بخاری در صحیح خود از ابن عباس رضی الله عنه روایت کرده که فرمود:
3:03 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در هنگام بیماری بیرون رفت و در اثر آن درگذشت.
3:09 با پتو با بند دسما بسته شده بود
3:13 یعنی سرش را با پارچه سیاه بست تا روی منبر نشست
3:19 خدا را شکر کرد و او را ستایش کرد و سپس گفت: بعد.
3:24 مردم در حال افزایش و حامیان اندک هستند، تا زمانی که برای مردم مانند نمک برای غذا باشند
3:33 هر کس از شما به کاری گماشته شود که به عده ای زیان رسانده و عده ای سودمند باشد
3:39 نیکوکاران را بپذیرد و بدکاران را نادیده بگیرد
3:43 آخرین جلسه ای بود که پیامبر صلی الله علیه و آله در آن نشستند
3:49 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است
3:53 بر مردی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
3:58 پیامبر صلی الله علیه و آله در آن روز به عنوان واعظ برخاست
4:03 خدا را شکر و حمد کرد
4:06 پس برای شهدایی که در روز احد کشته شدند طلب آمرزش کنید
4:10 سپس فرمود: ای امت مهاجرین، شما زیاد خواهید شد
4:15 و انصار زیاد نمی شوند
4:18 انصار تقصیر کسانی هستند که من به سوی آنها فرستاده شده ام
4:22 یعنی آستر من و خودم
4:25 به سخاوتمندان آنها احترام بگذارید و سوء استفاده کنندگان آنها را نادیده بگیرید
4:29 بدهی را خرج کرده اند و آنچه باقی مانده مال خودشان است
4:34 ابن اسحاق گفت
4:36 محمد بن جعفر بن الزبیر به من گفت
4:39 عروة بن الزبیر و علمای دیگر
4:43 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
4:46 مردم در فرستادن اسامه بن زید رضی الله عنه دیر کردند
4:50 او درد دارد
4:52 پس با سربند بیرون رفت تا بر منبر نشست
4:56 مردم درباره رهبری اسامه گفته بودند
5:00 او پسر جوانی را که سرپرستی مهاجرین و انصار را بر عهده داشت، فرماندهی کرد
5:05 خدا را شکر کرد و او را به خاطر آنچه سزاوارش بود ستایش کرد
5:10 سپس فرمود: ای مردم!
5:13 آنها فرستادن اسامه را انجام دادند
5:16 قسم به جانم، اگر در مورد رهبری او بگویید
5:19 قبلا از امارت پدرش گفتی
5:22 او شایسته امارت است
5:25 حتی اگر پدرش لیاقت او را داشته باشد
5:28 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
5:31 و امام احمد در مسندش
5:34 تلفظ برای احمد است
5:36 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت
5:39 رسول خدا صلی الله علیه و آله قیام کرد
5:42 در مردم گفت
5:44 اما شما اسامه را سرزنش می کنید
5:47 و رهبری او را به چالش می کشی
5:49 قبلا با پدرش این کار را کردی
5:52 حتی اگر لایق امارت باشد
5:56 و اگر اینطور بود، همه مردم را نسبت به خودم دوست داشتم
5:59 این پسرش بعد از اوست
6:02 برای دوست داشتن مردم برای من
6:04 پس با او خوب رفتار کن
6:06 انتخاب شماست
6:12 امامت ابوبکر صدیق رضی الله عنه
6:17 رسول خدا صلی الله علیه و آله را زیارت نکرد
6:21 مشتاق رهبری مردم در نماز
6:24 با اینهمه درد
6:27 تا اینکه درد او را فرا گرفت و نتوانست برود
6:31 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
6:35 ابوبکر صدیق مردم را به نماز اقامه کرد
6:40 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند
6:43 عن عبید الله بن عبدالله بن عتبه
6:46 گفت: بر عایشه رضی الله عنها وارد شدم
6:50 گفتم: آیا از بیماری رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبر نمی دهید.
6:57 گفت: خدا از او راضی باشد
6:59 بله
7:00 پس بگو پیامبر صلی الله علیه و آله
7:04 گفت اصل مردم
7:07 گفتیم نه، منتظر شما هستند
7:10 گفت: برای من آب در چنگال بگذار.
7:14 او گفت ما این کار را کردیم
7:16 پس دوش گرفت و به سمت لینو رفت
7:19 یعنی با تلاش از جا بلند شدن
7:21 بیهوش شد
7:23 سپس افق ها
7:25 گفت اصل مردم
7:28 گفتیم: نه، ای رسول خدا منتظر تو هستند
7:33 گفت: برای من آب بریز.
7:37 گفت پس نشست و غسل کرد
7:40 سپس لنو رفت
7:42 بیهوش شد
7:44 سپس افق ها
7:46 گفت اصل مردم
7:49 گفتیم: نه، ای رسول خدا منتظر تو هستند
7:54 و او گفت
7:56 برای من آب بریز
7:58 پس نشست و غسل کرد
8:00 سپس لنو رفت
8:02 بیهوش شد
8:04 سپس افق ها
8:05 گفت اصل مردم
8:08 گفتیم نه، ای رسول خدا منتظر تو هستند.
8:12 مردم در مسجد نشسته اند
8:14 منتظر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند
8:17 برای نماز عصر آخرت
8:20 پس پیامبر صلی الله علیه و آله را فرستاد
8:23 به ابوبکرین رضی الله عنه
8:26 در مورد نماز خواندن او با مردم
8:28 پس رسول نزد او آمد
8:30 یعنی بلال رضی الله عنه
8:32 و او گفت
8:34 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
8:37 او به شما دستور می دهد که مردم را به نماز هدایت کنید
8:40 ابوبکرین رضی الله عنه گفت
8:43 او مرد مهربانی بود
8:47 ای عمر برای مردم دعا کن
8:49 عمر رضی الله عنه به او گفت
8:51 ابوبکر رضی الله عنه آن روزها نماز می خواند
8:56 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله در خود سبکی یافت
9:01 پس بین دو مرد که یکی از آنها عباس بود برای نماز ظهر بیرون رفت
9:07 شیخ در پاورقی گفت و دیگری علی بن ابی طالب رضی الله عنه است.
9:13 ابوبکر رضی الله عنه مردم را به نماز اقامه کرد
9:17 وقتی ابوبکر رضی الله عنه او را دید، رفت تا عقب بماند
9:23 پیامبر صلی الله علیه و آله به او اشاره کرد که درنگ نکند
9:28 گفت من را کنارش بنشینند
9:32 پس او را در کنار ابوبکر نشاندند
9:35 پس ابوبکر در حال ایستاده با دعای پیامبر صلی الله علیه و آله شروع به نماز کرد.
9:42 و مردم برای ابوبکر دعا کردند
9:45 پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بود
9:49 تعداد نمازهایی که ابوبکر رضی الله عنه خواند
9:58 امام بیهقی فرمودند که حدیث ام الفضل بنت الحارث بر آن دلالت دارد.
10:06 سپس حدیث عبید الله بن عبدالله بن عتبه
10:09 از عایشه و ابن عباس
10:12 سپس حدیث عبدالعزیز بن صهیب
10:15 از انس بن مالک
10:17 آن ابوبکر رضی الله عنه
10:19 در نماز آخرت در شب جمعه مردم را امامت کرد
10:24 سپس آنها را در پنج نماز روز جمعه اقامه کرد
10:28 سپس پنج نماز در روز سبت
10:31 سپس پنج نماز یکشنبه
10:34 سپس آنها را در نماز صبح روز دوشنبه اقامه کرد
10:37 پیامبر صلی الله علیه و آله از همان روز رحلت کرد
10:42 در این بین رفته بود بیرون که برای نماز ظهر در خود احساس سبکی کرد
10:49 یا شنبه یا یکشنبه
10:53 پس از آنكه ابوبكر رضي الله عنه نماز خود را با آنان آغاز كرد
10:57 نمازش را باز کرد و نمازشان را به نماز او پیوند زدند
11:02 او نشسته و آنها ایستاده اند
11:05 یک بار پشت سر ابوبکر رضی الله عنه نماز خواند
11:10 در روایت نعیم بن ابی هند و پیروان او آمده است
11:14 پس این مجموع دعایی است که ابوبکر رضی الله عنه با آنها خوانده است
11:18 در زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
11:21 با باز شدن قبل از خروجش
11:24 17 نماز
11:28 خلاصه ای از سیره پیامبر
11:32 اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند
11:38 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
11:44 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
11:51 و حرکت شما با بقیه لب است