المختصر في السيرة النبوية | الحلقة (190) | عام الوفود

◉ 758 بازدید ⏱ 10:19 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 محمد رسول خداست
0:13 خلاصه ای از سیره پیامبر
0:17 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی
0:23 خدا حفظش کنه
0:24 هیئت ها هستم
0:33 ابن اسحاق گفت
0:34 زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مکه را فتح کرد
0:39 تبوک را ترک کرد
0:41 ثقیف اسلام آورد و بیعت کرد
0:43 هیئت های عرب از هر طرف به سوی او هجوم آوردند
0:47 بلکه اعراب در کمین اسلام، موضوع این محله قریش بودند
0:52 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
0:56 زیرا قریش امام و راهنمای مردم بودند
1:00 و اهل بیت الحرام
1:02 و سريح اسماعيل بن ابراهيم عليه السلام به دنيا آمد
1:06 و رهبران عرب
1:08 آنها آن را انکار نمی کنند
1:10 این قریش بودند که آماده جنگ با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شدند.
1:17 وقتی مکه فتح شد قریش به او نزدیک شدند
1:21 اسلام او را سرگیجه کرد
1:23 اعراب می دانستند که توانایی جنگ با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و دشمنی با او را ندارند.
1:31 پس دسته دسته وارد دین خدا شدند چنانکه حق تعالی فرمود
1:36 از هر طرف به او حمله می کنند
1:39 خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه و آله می فرماید
1:43 اگر نصرت و فتح خداوند فرا رسد
1:48 مردمی را دیدم که دسته دسته وارد دین خدا می شوند
1:54 پس پروردگارت را ستایش کن و از او آمرزش بخواه
1:58 توبه کرده بود
2:03 یعنی خدا را به خاطر آنچه از دین شما نشان داده سپاسگزار باشید و از او آمرزش بخواهید که توبه کرده است
2:10 حافظ بن کثیر گفت
2:13 هیئت ها در این سال و بعد از آن مکرر به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله می آمدند
2:20 تسلیم اسلام
2:22 دسته دسته وارد دین خدا شدند
2:26 هشدار مهم
2:28 حافظ بن کثیر گفت
2:30 خداوند متعال فرموده است
2:33 کسانی که در میان مؤمنان باقی می مانند با کسانی که آسیبی نمی بینند، برابر نیستند
2:38 و کسانی که با مال و جان خود در راه خدا جهاد می کنند
2:46 پس خداوند مجاهدان را با مال و جانشان یک درجه بالاتر از کسانی که عقب مانده بودند گمراه کرد.
2:54 و خداوند چیزهای خوبی را وعده داده است
3:00 رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز فتح فرمود
3:04 هجرت نیست، بلکه جهاد و نیت است
3:08 باید بین کسانی که قبل از فتح آمدند و کسانی که در زمان فتح رسیدند فرق گذاشت
3:13 که هیئت های آنها مهاجرت محسوب می شوند
3:16 و آنچه پس از فتح آنها را دنبال کرد
3:18 از کسانی که خداوند به آنها وعده خیر و نیکی داده است
3:22 اما از نظر زمان و فضیلت مانند اسلاف خود نیست
3:26 و خدا داناتر است
3:31 هیئت ثقیف
3:34 هیئت ثقیف در ماه رمضان نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند.
3:39 از سال نهم هجری
3:42 پس اسلام آوردند
3:43 مواردی را شرط کردند
3:46 ابوداود آن را در سنن خود با سند صحیح نقل کرده است
3:50 از وهب فرمود:
3:52 از جابر درباره وضعیت ثقیف هنگام بیعت پرسیدم
3:56 او گفت
3:58 از پیامبر صلی الله علیه و آله خریده شد
4:01 هیچ صدقه و جهادی بر او نیست
4:05 و از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم شنید که بعد از آن فرمود
4:10 اگر اسلام بیاورند صدقه می دهند و مبارزه می کنند
4:14 زمانی که هیئت ثقیف می خواستند به کشورشان بروند
4:19 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد که عثمان بن ابی العاص رضی الله عنه به آنان فرمان دهد.
4:26 او یکی از جوان ترین آنها بود
4:28 دلیلش این است که او بیشترین علاقه را به درک اسلام و فراگیری قرآن داشت
4:35 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است
4:38 از عثمان بن ابی العاص ثقفی رضی الله عنه می فرماید.
4:42 پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود
4:46 مادر مردم تو
4:48 عرض کردم یا رسول الله
4:50 من چیزی در خودم پیدا می کنم
4:53 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
4:57 او را اضافه کنید
4:58 پس مرا در دستانش نشست
5:00 سپس کف دستش را روی سینه ام، بین سینه هایم گذاشت
5:04 سپس گفت
5:05 دگرگونی
5:06 آن را روی پشتم بین شانه هایم گذاشت
5:09 سپس گفت
5:11 مادر مردم تو
5:12 هر که قومی را رهبری کند، آن را کم کند
5:16 از جمله آنها بزرگ است
5:17 و در میان آنها بیماران است
5:19 و در میان آنها ضعیفان هستند
5:21 و در میان آنها نیاز است
5:24 و اگر یکی از شما تنها نماز بخواند
5:26 بگذار هر طور که می خواهد نماز بخواند
5:29 امام نووی در شرح صحیح مسلم فرموده است
5:33 به قول عثمان بن ابی العاص رضی الله عنه
5:37 من چیزی در خودم پیدا می کنم
5:40 ممکن است او می‌خواست بترسد که غرور پیدا کند و به دلیل برتری خود بر مردم مورد تحسین قرار گیرد.
5:47 پس خدای متعال او را به برکت دست رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و دعای او برد.
5:54 ممکن است در حال نماز خواسته باشد زمزمه کند
5:58 زیرا او تسخیر شده بود
6:00 او شایسته امام مستصرفین نیست
6:04 امام احمد در مسند خود با سند قوی نقل کرده است
6:08 قال عثمان بن ابی العاص رضی الله عنه
6:12 آخرین سخنی که رسول خدا صلی الله علیه و آله با من گفت
6:17 او از من در طائف استفاده کرد
6:20 و او گفت
6:21 نماز را برای مردم کم کنید
6:23 پس وقت منه
6:25 بخوان به نام پروردگارت که آفرید
6:28 و امثال آن از قرآن
6:31 بدین ترتیب خداوند متعال دعای رسول خود صلی الله علیه و آله را با اسلام آوردن ثقیف مستجاب کرد.
6:39 امام احمد در مسند خود با سند قوی روایت می کند
6:43 عن جابر بن عبدالله رضی الله عنه آنچه گفت
6:48 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
6:51 خدایا ثقیف را هدایت کن
6:56 هیئت بنی تمیم
6:59 هیئت بنی تمیم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند
7:05 در سال نهم هجری
7:07 از جمله تیر بن حاجب است
7:10 الاقراء بن حبیس
7:12 و الزبرقان بن بدر
7:14 و عمر بن الاحتم
7:16 و الحباب بن یزید
7:18 و عیینه بن حصن
7:20 و دیگران
7:21 ابن اسحاق گفت
7:23 وقتی هیئت بنی تمیم وارد مسجد شدند
7:27 رسول خدا صلی الله علیه و آله را از پشت حجره صدا زدند
7:32 پیش ما بیا محمد
7:35 این امر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را به خاطر فریادشان آزار داد
7:40 پس نزد آنها رفت
7:42 گفتند: ای محمد، ما آمده ایم که به تو فخر فروشی کنیم
7:46 این ظلم به شاعر و واعظ ماست
7:49 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
7:53 من اجازه داده ام
7:54 بنابراین نامزدشان نامزد کرد
7:56 او تیر بن حاجب است
7:59 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:02 قسم به ثابت بن قیس رضی الله عنه
8:05 جوابش را بده
8:06 او پاسخ داد
8:07 سپس گفتند: ای محمد
8:10 اجازه به شاعر ما
8:12 پس به او اجازه داد
8:13 او زبرقان بن بدر است
8:15 بنابراین او شعار داد
8:17 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
8:20 لهسن بن ثابت رضی الله عنه
8:24 او با چیزی شبیه به شعر او پاسخ داد
8:26 و گفتند
8:28 به خدا نامزدش از نامزد ما خوش بیانتر است
8:31 و شاعر او از شاعر ما حساستر است
8:35 و آنها رویاهایی از ما دارند
8:37 و بر آنها نازل شد
8:39 اکثر کسانی که از پشت اتاق با شما تماس می گیرند، دریغ نمی کنند
8:50 ابوبکر و عمر رضی الله عنه با هم اختلاف کردند
8:53 در انتخاب امیر هیئت بنی تمیم
8:57 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است
9:00 از عبدالله بن الزبیر رضی الله عنهم گفت
9:04 گروهی از بنی تمیم نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند
9:10 ابوبکر رضی الله عنه گفت
9:13 فرماندهی القاقا بن معبد بن زراره
9:16 عمر رضی الله عنه گفت
9:19 بلکه فرمان الاقراء بن حبیس
9:22 ابوبکر رضی الله عنه گفت
9:24 فقط می خواستم مخالفت کنم
9:27 عمر رضی الله عنه گفت
9:29 فقط می خواستم مخالفت کنم
9:32 آنقدر ادامه دادند تا صدایشان بلند شد
9:36 بنابراین او وارد آن شد
9:38 ای کسانی که ایمان آورده اید در پیشگاه خدا و رسولش حاضر نشوید
9:43 تا اینکه گذشت
9:45 خلاصه ای از سیره پیامبر
9:51 حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است
9:57 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد
10:04 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد
10:11 و حرکت شما با بقیه لب است